مخابرات استرآباد
مخابرات استرآباد
Mokhaberat Estarabad
مجموعه گزارشهایی درباره سرزمین استرآباد. این گزارشها توسط حسینقلی مقصودلو معروف به وكيلالدوله (مخبر انگلیسیها) جمعآوری و به سفارت انگلستان در تهران مخابره میشد. کتاب مخابرات استرآباد به کوشش ایرج افشار یزدی و محمد رسول دریاگشت گردآوری، بازخوانی و توسط نشر تاریخ ایران در تیر ماه 1363 در دو جلد به قطع وزیری منتشر شد.
به نوشتهی افشار، «دفتر مخابرات استرآباد به قطع رحلی و به خطی کم مایه است كه سالها پیش در دست و اختیار دوست کتاب دوست[و] بسیار شوقمند من، مسیح ذبیحی، فاضل نامور گرگانی بود و چون نگاهبانیِ اینگونه مدارک تاریخی را وظیفه اخلاقی و علمی و ملی میدانست، آن را به تهران آورد و به من داد که میکروفیلمی از آن برای کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران بگیرم و مطابق اصولی که آن کتابخانه پذیرفته بود، عکسی از آن به او بدهم تا بتواند از مندرجات تاریخی و جغرافیایی آن در آثار و تألیفات خود بهره ببرد.»
مسیح ذبیحی اهمیت این گزارشها را کمتر از خاطرات اعتمادالسلطنه نمیدانست. ایرج افشار یزدی هم در اهمیت مخابرات استرآباد مینویسد: «بی این مجموعه، شناختن گرگان در عصر محمدعلیشاه و احمد شاه امکانپذیر نیست.»
دفتر خبرهاي وکیلالدوله به این دلیل مخابرات استرآباد نامیده شد که «این عنوان برای هر یک از گزارشها تکرار شده است و نامی کوتاه و گویا و کاملاً مناسب برای آن است.»
گزارشهاي موجود در فاصله سالهاي 1342-1326ق (1303- 1287ش) نشانگر آن است كه انگليسيها طي اين سالها، داراي مخبري فعال در استرآباد بودند كه وي همه مسائل و رخدادهاي ايالت را به سفارت انگليس در تهران مخابره ميكرد. انتخاب مخبر در استرآباد در راستاي سياست دولت بريتانيا بود. «دولت انگليس از قرن نوزدهم به اين سوي، در بعضي از شهرهاي ايران، اشخاصي را براي كارهاي محلي مربوط به خود انتخاب ميكرد. اين افراد معمولاً به عنوان و لقب وكيلالدوله شناخته ميشدند.»
ايالت استرآباد بخشي از مناطق شمالي بود كه انگليسيها تمايل بسيار به كسب خبر و جمعآوري اطلاعات از آن داشتند. همسايگي ايالت با روسيه و حضور فعال روسها در آن، استقرار نمايندگي سياسي و اقتصادي روسيه در استرآباد، امكان برقراري ارتباط از طريق ايالت با نواحي شمالي به ویژه آسياي ميانه، وجود قوم تركمن در نواحی شمالي ايالت استرآباد، عواملي بودند تا انگليسيها تمايل بسيار به كسب اطلاعات آن داشته باشند. سفر سياحان انگليسي، بازگشايي كنسولگري و استقرار نمايندگي و فعاليت گسترده مخبر انگليسيها در ايالت استرآباد در اين راستا بود.
آنتوني جنكينسون را ميتوان نخستين انگليسي دانست كه در دوره صفوي از راه شمال وارد ايران شد. او «از كمپاني مسكوي بود كه در سال 1562م در قزوين پايتخت شاه تهماسب به خدمت پادشاه صفوي رسيد.»
انگليسيهاي زیادی به استرآباد سفر كردند و سفرنامههايي از خود به يادگار گذاشتند. به نوشته برخی منابع تاریخی، انگلیسها در شهر استرآباد دارای کنسولگری بودند.
دنيس رايت مینویسد: ايران در سال 1879م به تأسيس كنسولگري در استرآباد تن داد.
به نظر ميرسد اين كنسولگري پس از مدتي تعطيل شد، اما انگليسيها بعد از آن حداقل داراي نمايندگي در ايالت بودند. چنانچه سرپرسي سايكس در سفرنامهي خود مينويسد: «وي با شش اسبي كه نمايندهي انگليس مقيم استرآباد براي او ميفرستد، به استرآباد ميرود و در منزل ميرزا تقي، نماينده انگليس اقامت ميكند.»
كلنل چارلز ادوارد ییت هم به هنگام حضور در ميان تركمانان يموت، از يك ايراني به نام ميرزا محمدتقيخان ياد ميكند كه او را در نواحي غربي ايالت همراهي ميكرد.
انگليسيها در دورهي مظفرالدين شاه تا پايان قاجار فقط داراي مخبر در استرآباد بودند و از این طريق، از حوادث استرآباد آگاه ميشدند. مخبر آنها، وكيلالدوله مقصودلو بود.
وي در سال 1256 ش متولد شد و در سال 1332 در 76 سالگي در گرگان درگذشت و در امامزاده عبدا... گرگان دفن شد. فرزندش نقي مقصودلو درباره خصوصيات وي ميگويد: «از نظر اعتقادات مذهبي، ارادت خاصي نسبت به خاندان نبوت و امامت داشت و مخصوصاً از عاشقان مولاي متقيان حضرت علي عليهالسلام بود و به همين منظور در روزهاي دوشنبه و چهارشنبه هر هفته در منزل خود روضه خواني داشت و ده روز ماه محرم اطعام ميكرد و توليت تكيه سبزه مشهد گرگان با ايشان بود و در انجام كارها بيشتر با مجتهد زمان خود آقا سيدجمال عقيلي كردكويي مشورت ميكرد.»
حسينقلي مقصودلو فرزند محمدتقي و بانويي از اهل تهران بود. پدر و پدربزرگ وي عنوان وكيلالدوله داشتهاند. حسينقلي داراي چهار برادر (تقي، حسن، محمود و احمد) و يك خواهر بود. وكيلالدوله داراي سواد قديمي بود و خواندن و نوشتن را در محضر روحانيون زمان خود آموخته بود. وي داراي املاكي در روستاهاي اميرآباد، نودهملك، قليآباد، جعفرآباد، حسينآباد و حاجيكلا بود و زمينهايي هم در بيرون شهر استرآباد (ناحيه راهآهن و خط كمربندي تا نزديكي پمپ بنزين میدان مفتح) داشت. وکیلالدوله موظف بود گزارشهاي خود را بين ده تا پانزده روز، تهيه و از طريق خط تلگراف تهران و در صورت خرابي، به كنسولگري انگليس در رشت مخابره كند. رابينو در سفرنامهي خود از وكيلالدوله به عنوان مأمور انگليس ياد ميكند و مينويسد: «گزارشهاي مأمور دولت انگليس (وكيلالدوله) از استرآباد در ظرف شش سال مأموريت اينجانب در رشت، پيوسته حاكي از شرح و تفصيل قتل و غارتها بوده است.» وكيلالدوله در سال 1314ش به سمنان تبعيد شد و در پي مكاتبه با مجلس و بعد از سه سال به شاهرود انتقال يافت. او بعد از 3 سال تبعید در شاهرود، به دنبال وقایع سال 1320 به گرگان بازگشت. وکیلالدوله حتی یک بار شکایت نامهای دربارهی ضبط زمینهای خود به سفارت انگلیس در تهران فرستاد.
گزارشهاي وكيلالدوله مقصودلو نشانگر آن است كه فعاليتهاي وي در جمعآوري اخبار و اطلاعات، بسيار گسترده و جامع بوده است و احتمالاً تيمي او را همراهي ميكرد. گفته شده او 40 تفنگدار داشت که همیشه در اختیار وی بودند و آنها را کورمی مینامیدند.1 «گزارشهاي وكيلالدوله مبتني بر كسب خبر از هر گوشه و كنار و نقل اخبار مسموع از كوچه و بازار و شايعههاي شهري و نيز حاوي اخباري است كه از مراجع دولتي و حكومتي به دست ميآورد و همه حكايت از آن دارد كه وكيلالدوله با طبقات و طوايف مختلف رفت و آمد داشته است.»
در واقع «حسينقلي مقصودلو كه سمت وكيلالدولگي را پذيرفته بود، ناگزير بود از سير تا پياز وقايع شهري و دشتي منطقه گرگان و دشت را كه در آن روزگار، آن منطقه به استرآباد شناخته ميشد و روسها طبق قرارداد 1907م آنجا را منطقهي نفوذ خود ميدانستند، آگاهي به دست آورد و يك به يك آن حوادث را به صورت گزارش به سفارت انگليس بفرستد.»
گزارشهاي وكيلالدوله از تنوع و جامعيت خاصي برخوردار است و همه چيز ايالت را در بر ميگيرد، از سادهترين مسائل اجتماعي تا پيچيدهترين مسائل سياسي. اين گزارشها مسائل مختلف از آب و هوا، امنيت، تحولات سياسي، قيمت اجناس، زَوّار، سرقت و حتي قتل يك بچه در روستا و ... را دربر ميگرفت. براي نمونه چند مورد ذكر ميگردد:
«محله سرچشمه، زني يك پسر سه ساله را گهواره بسته و كرسي را زغال ريخته، آن وقت گهواره را زير لحاف كرسي گذارده، طفل خود را گرم نمايد، بعد از پايين رفتن، مشغول كار ديگري ميشود، بعد از ساعتي آمد، لحاف كرسي را پس نموده، طفل خفه شده را بيرون ميآورد و خيال ميكند غش كرده است، در صورتي كه طفل مُرد.»
«سرقت بيست رأس گاو از گذر ميدان توسط تراكمه آتابای.»
«در محله سرپير، عيال سيد حاجی آقا نام، وضع حمل نموده، دو پسر و يك دختر. دو طفل فوت شده و يكي باقی ماند.»
«نايب قنسول روس در استرآباد انتشار داده محمدعلي شاه مجلس را توپ بسته، انجمنهاي فوق العاده تماماً توقيف، دولت بر ملت غالب شده است. در اين چند روزه، آنچه انجمن استرآباد به مجلس ملي تلگراف نمودهاند، جواب درستي براي ايشان نيامده است» و... .
از لابه لاي اين گزارشها ميتوان به مسائل سياسي، اجتماعي و اقتصادي ايالت و شهر استرآباد پي برد. تحولات مربوط به مشروطيت استرآباد، نقش روسها در آن، فقدان امنيت، تأثير حوادث سياسي تهران در منطقه، ورود مظاهر جديد تمدني و ... از جمله این مسائل هستند.
به هنگام عدم حضور وكيلالدوله در استرآباد، فرد ديگري وظايف وي را انجام ميداد، چنانچه «موقعي كه وكيلالدوله عازم سفر مشهد شده بود، ملاحسين مقدس متقبل گزارشنويسي بوده است.»
وكيلالدوله متن گزارشهاي تهيه كرده را در دفتري يادداشت ميكرد و هرچند روز يك بار و معمولاً بین ده تا پانزده روز، آنچه را به عنوان خبر به دست آورده بود، تلگرافي ميفرستاد.
کتاب مخابرات استرآباد داراي 9 عكس، دو نمونه از متن خطي مخابرات استرآباد و تصوير 4 سند است. مقدمه دكتر ايرج افشار یزدی در آغاز كتاب و فهرست نامهاي اشخاص و كسان و اسامي و اماكن جغرافيايي، طوايف، اقوام و دستههاي سياسي و فهرست مدني، سوارها و فوجهاي نظامي در انتهاي كتاب دوم، از ویژگیهاي كتاب است كه كار پژوهشگران را بسيار آسان ميكند.
پينوشت:
1. به نوشته وکیلالدوله مقصودلو، کورمیها افرادی بودند که از اطراف سیستان و بلوچستان و شاید هم پاکستان آمده بودند. کلنل ییت در سفرنامه خراسان و سیستان، از حضور توری و بنگاشی از کورام در مرز پنجاب سخن میگوید. (سفرنامه خراسان و سیستان. ص 256)
منابع:
• ییت، چارلز ادوارد. (1365). سفرنامه خراسان و سیستان. (ترجمه قدرتالله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری). تهران: یزدان.
• رابينو، یاسنت لویی (1383). سفرنامه مازندران و استرآباد (چاپ 4). (ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني). تهران: علمي و فرهنگي.
• رايت، دنيس. (1359). انگليسيها در ميان ايرانيان (چاپ اول). (ترجمه لطفعلي خنجي). تهران: اميركبير.
• سایکس، سرپرسی. (1363). سفرنامه ژنرال سرپرسي سایکس یا ده هزار میل در ایران. (ترجمه حسین سعادت نوری). تهران: لوحه.
• گرگانی، منصور. (1358). مسأله زمین در صحرای ترکمن. تهران: [بینا].
• مقصودلو، حسینقلی (وكيلالدوله). (1363). مخابرات استرآباد. (به کوشش ایرج افشار و رسول دریاگشت). تهران: تاريخ ايران.