لوترا
لوترا
Lootra Language
نوعی زبان رمزی اهالی استرآباد.
نویسندهی ناشناختهی کتاب حدود العالم من المشرق الي المغرب مینویسد: استرآبادیها به دو زبان سخن میگویند، یکی لوترای استرآبادی و دیگری فارسی گرگانی.
آنچه از نوشتههای کتب فرهنگ لغات یا پژوهش برخی از صاحبان قلم در این زمینه ديده ميشود، گویای این مطلب است که معمولاً لوترا گویان، افرادی عیّار، خبيث و گدا یا گدایان طفیلّیِ حیلهگر، برهنه، شعبدهباز و سگباز بودهاند، یا آن که زبانهای رمزی در میان فقیرانِ ولگرد و زبان مردم بی سروپا و جیببرها، زبان لغز و چیستان گویان، درویشان و یهودیان، دزدان، آسیابان فلان منطقه، قصّابانِ فلان شهر و کولیها (فیوجها، جوکیها) تداول داشته است که کّلِ اینان افرادِ ضعیف و حاشیهای اجتماع، یعنی از طبقات فرو دست به حساب آنان معرفی شدهاند و به طور غیرمستقیم، در برابر طبقه قدرتمند و فرهنگدار که خود را هم از آن گروهِ برتر میدانستهاند، معرفی کردهاند.
زبانهای رمزی، رنج مایهی پدیدآورندگان آنهاست و از نظر تاریخی، بهترین سلاح فرهنگی در برابر ناسازگاریهای زمانه و تهاجم قدرتهای مختلف در برابر آرمانهای پدیدآورندگان قلمداد میشود. تلفظ کلمهی لوترا و تنوع نوشتاری آن در فرهنگها به گونههای ذیل درج شده است:
لُوتَرا - لُوتَره - لُوتَر - لوترا - لُوتره - لوتر
لَتَرا - لُتَره - لُتَر - لُترا - لُتره - لُتر
تلفظ مردم استرآباد بیشتر «لوترا» است. کلمات لُتره و لُترهگویی نيز در لفظ عامّه به معنی درشت حرف زدن و سخت نامتعارف و غافلگیرانه میباشد. امروزه در مناطق دیگر ایران نیز الفاظ نزدیک به کلمات گفته شده برای «لوترا» به کار برده میشود.
به عقیدهی نگارنده، آنهایی که زبانهای رمزی را پی نهاده و یا صحبت میکردهاند، افرادی پیشتاز، فعال، پیگیر و نواندیش بودهاند و در برابر ناملایمات گوناگون بنا به مقتضیّات زمان، برای پاسداشت و حفظ حرمت و امنیت خود و مردم منطقه، وطن، آیین، قدرت و نفوذشان، دست به ابتکار فرهنگی زبانهای رمزی زده بودند تا در زیرِ دست و پای قدرتمندان، مهاجمین و سلطهگران خودی و مهاجم و اربابان زر و زور و تزویر له نشوند. آیا مردم یک شهر را که زبان دوم شان، زبان رمزی بوده، میتوان پست و حقیر و دزد و کولی و ... نامید؟!
زبان رمزیِ لوترا از هر نوعش که باشد، زبان تبدیلی است و باید ساختارش طوری باشد که کلمات هر زبان، گویش و لهجهای را بتواند به لوترا درآورد. اگر چنین خاصیتی در آن نباشد، لوترا به شمار نميرود. از این رو، هر نوع قرارداد بین دو یا چند نفر که کلمات همهی زبان، گویش و یا لهجهای را دربرنگیرد، از درجهی اعتبار ساقط است. با معادل سازی کلماتی چون: قدبلند: نردبان دزدها، محیل: دُمدار، زِِبِل: مارمولک و نظایر آن، نمیتوان گفت که لوترایی پی نهاده شده است، زیرا برای تمام کلمات جامد و مشتق یا ذات و معنای یک زبان، گویش یا لهجه، معادل سازی امکان ندارد. زبان لوترا یک زبان تبدیلی است و هر نوع کلمهای، چه فارسی و تبری، گویش گرگانی، ترکمنی و یا انگلیسی را میتوان با لوترای مورد نظر به لوترای همان زبان یا گویش درآورد.
اساس کلماتی که به لوترا تبدیل میشوند، شنیداری است، یعنی در کلمهی «خواب» که حروف «و-V» هنگام تلفظ ادا نميشود، در تبدیل به لوترا نیز حذف شده است.
اساس کلمات در تبدیل به لوترا، معانی آنها نیست. (گرچه هر کلمهای معانیای دارد)، بلکه ساختار شکلی یا هندسهای و تلفظ کلمه مورد نظر است، یعنی چند کلمه ممکن است یک معنا داشته باشند و یا برعکس، یک کلمه چند معنا داشته باشد. هر کلمه دارای لوترای خودش است. برای نمونه، کلمات نیکو، نیک، خوب، خُب، (محاوره) و یا خاب (محاوره) همه به معنای خوب هستند، اما لوترایِ هر یک از کلماتِ بالا با هم تفاوت دارند. در لوترای وارویِ استرآبادی، این کلمات به گونههای زیر درميآيند:
نیکو: کینو kinu، نیک nik، کین kin،
خوب xub، بوخ bux، خاب xāb،
باخ bāx، خُب xob و بُخ box.
با این استدلال نمیتوانیم بگوییم که در لوترای استرآبادی، کلمه «نیکو»، «بوخ» میشود. نامگذاري لوتراها بر حسب مشاغل و پیشهها، بسيار اشتباه است.
در شهر گرگانِ امروز، تعدادی از فرهنگیان، برخی از پزشکان، دانشآموزان، تعدادی از اصناف و حتّی بیسوادان هم تا این اواخر به لوترایِ واروی استرآبادی و لوترایِ شالی استرآبادی و ... صحبت میکردند. از آن جایی که نمیتوان یک لوترا را به صدها شغل نامگذاری کرد، نامگذاری لوترا به اصناف، اشتباه فاحشی است.
نامگذاری لوتراها برحسب ساختار آن است. لوترای واروی استرآبادی، که از مهمترین و پرسابقهترین لوتراهای ایران است و همچنین از بیقانونترین لوتراهاست، چون کلمات دو حرفی و برخی از کلمات سه حرفی، از آخر به اوّل به لوترایِ استرآبادی تبدیل میشوند، این نامگذاری را بر خود گرفته است. گرچه روش کار در بقیهی کلمات سه حرفی و کلمات چندین حروفی، پیچیدهتر و تنوّع تبدیل بیشتری دارد. نامگذاري لوترای شالی استرآبادی، که یکی دیگر از لوتراهای مهم استرآبادی است، به آن دلیل است كه در کلماتی که حرف اوّل آن (آ، ا، اِ و یا اُ) باشد، حرفِ «ش» را اوّل کلمه قرار میدهند و مدِّ (آ) را برمیدارند و در پایانبندی، «لی» و برخی هم «لا» و... اضافه میکنند. از اینرو، نسبت دادن لوترای شالی استرآبادی به مطربها یا کاسب پیشهها شایسته نیست.
در لوترای «سَمَدی»، حرف «س» در اوّل و «مَدی» در پسوند استفاده میشود.
در لوترای «شَتیِ» استرآبادی که از خانوادهیِ لوترای «زرگری» است، حروف «ش» و «ت» پس از هر حرف مصوّتدار قرار میگیرد. همچنین در لوترای «گنجشکی» که از حروف «ش» و «ج» پس از حرف مصوّتدار استفاده ميشود، علل نامگذاری این لوتراها در ساختارشان بوده است. لوتراها را هم در زبان محاوره و هم در زبان کتابت میتوان به کار برد.
ثعالبی، قصیدهای از ابودلف خزرجی با عنوان «ساسانیه» در یتیمه الدّهر آورده که در آن شماری از واژگانِ ساختگی و رمزی رایج در میان ساسانیان [به معنای گدا و گدایان] به کار رفته است ... که نمونههایی از آنها در قصیدهی ابودلف آمده است.
سابقهی لوتراها به طور دقیق معلوم نیست، اما در کتاب حدود العالم من المشرق الي المغرب، سال 372ق، حدود یازده قرن پیش موجود است. این نوشته مؤیّدی بر پرسابقهترین و مستندترین لوتراهای ایران بوده و نشاندهندهی خاستگاه این لوترا از استرآباد است.
«احسان یاشاطر در مقالهی «زبان پیوندی اجتماعات یهودی ایران»، احتمال میدهد که اصطلاح لوتر و لُترا از جامعهی یهودیان قدیم به جامعهی فارسیزبانان راه یافته است. او با اشاره به نظر لُترایی گویان یهودی دربارهی لُترا، این توجیه را که lo-lorah یعنی non-Toraic (غیرتوراتی)، یا زبانی جدا از زبان عبری، (Toraaic)، توجیهی معقول و پسندیده میانگارد.
اگر این گفته را بپذیریم، میتوان قدمت لوترای واروی استرآبادی را با شکلگیری شهر استرآباد (گرگان كنوني) که به بیش از دوهزار و چندصد سال پیش میرسد، پذیرفت، زیرا ساخت شهر استرآباد، به روایتی در زمان خشایارشاه، با نامهای مردخای یهودی و خواهرش استر پیوند میخورد. دیگر آن که، لوترا به معنی غیرتوراتی و غیر زبان عبری یهودیان است.
کتابها و نوشتههای گذشتگان، به علت به کار نبردن فونتیک یا درج نکردن تلفظ درست، از صحّت اطمینان عاری است. لازم به يادآوري است که مصوّتهای زبان فارسی غیر از واکههای ترکیبی، شامل (-َ،-ِ، -ُ، آ، ا، او (و)، ای (ی)) هستند، که برای نوشتار زبانها، لهجهها و گویشها کافی نبوده و نیست. در حقیقت فتحه، دو نوع است؛ فتحهی بلند که در هنگام تلفظ دهان کاملاً باز میشود و علامت آن (-َ) و به لاتین (a) نوشته میشود. در تلفّظ فتحهی کوتاه که آن را با علامت__ بر روی حروف کلمات فارسی میگذاریم، در لاتین آن را با علامت (Ə) نشان میدهیم و در هنگام تلفظ، دهان کمتر باز میشود. با بیان این حقیقت، میتوان گفت یک هفتم درج کلمات ثبت شدهی گذشتگان در لوترا اشتباه بوده است. با آن که تلفظ درست ادا میشده است، به جای فتحه کوتاه، علامت کسره یا فتحه بلند گذاشتهاند.
لوتراها غیر از گویشها، لهجهها و زبانهایی هستند که مردم هر کشور یا منطقه در گوشه و کنار مملکت سخن میگویند. اقوامی مانند «گودار»ها و «جوکی»ها (کولیها) كه از کشورهای دیگر به ایران آمدهاند و ماندگار شدهاند، که خود دارای زبان قومی و رسمی سرزمین هند و بنگلادش بودهاند. آنان زبان فارسی و تبری را در منطقهی شمال ایران فرا گرفتهاند و در خلوت خانوادگی و فامیلی خویش، به زبان قومی اولیّه سخن گفته و در مقابل افراد غیرخودی، از صحبت كردن با آن زبان خودداری کرده و میکنند. از اینرو، پژوهشگری که با آنان مواجه میشود، دگرگونی سخن گفتن آنان را نباید به حساب زبان رمزی لوترا بگذارد.
از نظر ساختار دستوری، به طور معمول لوتراها تابع ساختمانِ نحوی زبان و گویشهای معمول در جوامعی هستند که لوتراها در آن جا کاربرد دارند؛ یعنی اگر به زبان فارسی صحبت میکنیم و کلمات یا جملات فارسی را بخواهیم به لوترای واروی استرآبادی یا لوترای شالی استرآبادی برگردانیم، کلمات و جملات حاصل از لوترا شامل ساختار نحوی فارسی خواهد بود. اگر جملات انگلیسی را بخواهیم به لوترای واروی استرآبادی و یا لوترای شالی استرآبادی برگردانیم، شامل ساختمان نحوی زبان انگلیسی خواهد شد.
لوتراهای همخانواده: پارهای از لوتراها، همخانوادهاند و ساختار کاری آنها شبیه به هم است. مانند لوترِ «زرگری»، لوترِ«مرغی»، لوترِ «گنجشکی» و لوترِ «شتی»، که در زرگری از حرف «ز» و در مرغی از حروف «ر» و «غ» کلمهی مرغ و در گنجشکی از حروف «ش» و «ج» کلمهی گنجشک و در لوترای «شتی» از حروف «ش» و «ت» استفاده میشود. در این نمونه لوتراها، حرف یا حروفی در بین کلمهی اصلی افزوده میشود. لوتراهای «سَرگری» و «شَرگری» نيز از همین خانوادهاند.
لواترهای پیشوند و پسونددار: برخی از لواترها با پیشوند و پسوندی که در اوّل و آخر کلمه میگذارند، شکل میگیرند. از جمله لوترای شالی استرآبادی است. در لوترای شالی استرآبادی، ساختارش کاملاً با لوتر زرگری متفاوت است. در لوترِ شالی در پارهای از کلمات، حرف «ش» را در اوّل کلمه قرار میدهیم و در برخی کلمات دیگر، حرف اوّل را برداشته و حرف الف (1) را به جای آن میگذاریم و مصوّت حرف برداشته شده را به آن میدهیم. در پایان بندی به دو گونه عمل میشود؛ بیشتر لوتراگویان شالی منطقه، «لی» میگذارند و در نوع دوّمش «لی» یا «لا» مینویسند؛ یعنی برخی در نوع دوّمش «لا»، «لی» و «لو» در پسوند قرار میدهند.
لوتراي «سَمدی» یکی از لوتراهای پیشوند و پسونددار است که از «س» و «مَدی» در پیش و پسِ کلمه پیوند میخورد. این لوترا با آن که همهی کلمات یک زبان را دربرمیگیرد، اما نقصی در آن وجود دارد که برای رفع آن در انتهای کلمهی لوترا شده، باید کاری انجام داد که در ساختارشناسی آن باید به گفتگو پرداخت.
لوترا آزاد و بیقانون: در لوترای واروی استرآبادی، قوانین از پیش ساخته شدهای وجود ندارد. اما در بیقانونی، دارای قوانینی است و کلمات هر چه پرحرفتر باشند، تنوع لوترا کردنِ آن بیشتر است. در کلمات دو حرفی و برخی از کلمات سه حرفی، لوترا کردن کلمات از آخر به اوّل است. اما در بقیهی کلمات، به ويژه در چهار، پنج و شش حرفی و بیشتر، تنوعِ جابهجایی حروف متفاوت است که در درجهی اوّل، آهنگین شدن کلمهی لوترا شده با کلمهی اصلی از نظر موسیقی بیرونی و درونی مورد نظر است. در صورت چاره نداشتن، به روشهای دیگر ارجاع داده میشود.
• انواع لوتراهای استرآبادی و لوتراهای خاص آن
لوتراها یا زبانهای رمزی منطقهی اِسترآباد، شامل هفت زبان رمزی است که اگر لوتراهای «سرگری» و «شرگری» را هم به آن اضافه کنیم، به نه لوترا میرسد که عبارتند از:
1. لوترای واروی استرآبادی
2. لوترای شالی استرآبادی
3. لوترای سَمَدی
4. لوترای «شَتی»
5. لوترای «گنجشکی»
6. لوترای «مرغی»
7. لوترای «زرگری»
8. لوترای «سرگری»
9. لوترای «شرگری».
از میان این لوتراها، خواستگاه لوترای واروی استرآبادی و لوترای شالی استرآبادی، از استرآباد بوده و از این منطقه به مناطق دیگر هجرت کردهاند. لوترای سَمَدی در بین مردم استرآباد و خراسان رایج بوده است و دارای نقص ساختاریست و میتوان آن را به کمال رساند. لوترای «شَتی» و «سَرگری» و «شرگری» که از خانوادهی لوترای «زرگری» هستند، در این منطقه جایگاهی داشته و در مناطق دیگر از آن یاد نشده است، اما لوتراهای «مرغی» و «گنجشکی» که آنها هم از خانوادهی «زرگری» هستند، مانند لوترای «زرگری» نه تنها در منطقهی استرآباد، بلکه در سراسر ایران و حتي بخشی از خاورمیانه را هم در نوردیدهاند.
• لوتراهای خاصِ استرآباد
الف) لوترای واروی استرآبادی
ب) لوترای شالی استرآبادی
• اساس ساختار لوترای واروی استرآبادی
لوترای واروی استرآبادی، یکی از پیچیدهترین و بیقانونیترین لوتراهاست، زیرا برخی لوتراها با پیشوند و پسوند دادن به کلمه، شکل میگیرند و پیوندی هستند، مانند لوتراهای شالی استرآبادی و سَمَدی. تعدادی هم مانند زرگری و همخانوادهاش، پس از هر حرف مصوّتدار، یک یا دو حرف به آن اضافه ميشود که پیوند درون کلمه و بین حروفهاست؛ اما در لوترایِ واروی استرآبادی، فقط در کلمات دو حرفی و تعدادی از کلمات سه حرفی، کلمات از حرف آخر به اوّل به صورت لوترای وارو درمیآیند یا با عوض کردن هجاها، امکان لوترا شدن وارو میگیرند که این موارد هم مشکلات خاصِ خودش را دارد، اما بیشتر کلمات سه حرفی و چهار حَرفی و یا بیشتر از آن، با روشهای مختلف دیگر به لوترای وارو تبدیل میشوند. لوترا شدن کلمات، نه تنها بستگی به هجاها و موسیقی بیرونی و درونی کلماتِ لوترا شده در هماهنگی با کلمات اصلی دارند، بلکه به تیزهوشی و سرعت عمل کسی که در زمان سخن گفتن، کلمات را به لوترای وارو تبدیل میکند نیز وابسته است و این موضوع به باسوادی و بیسوادی فرد بستگی ندارد.
در لوترای واروی استرآبادی نیز مانند لوترای شالی استرآبادی، حروف تلفّظ شده، مورد لوترا شدن واقع میشوند. در کلمهی «خوش» حرف واو معدوله در زمان لوترا شدن جایگاهی ندارد و لوترای «خوش»، «شُخ» میشود.
«آ- ā» و «عا - ā» در تلفّظ یکسانند، همانطور که «اَ، با عَـ » و یا «اِ با عِـ » یکسانند و از یک قانون در فونتیکنویسی استفاده میشود.
برخی از کلمات، چه در فارسی و چه در تبری و یا گویش گرگانی و یا زبانها و لهجههای دیگر، به صورت یک حرفی تلفظ میشوند، در نوشتار دو حرفی و حتي برخی سه حرفی نوشته میشوند. از اینرو، در ساختار تبدیل کلمات به لوترا، کلمات یک حرفی، دو حرفی، سه حرفی، چهار حرفی و چند حرفی دیگر لحاظ شده، تا راهجویان راحتتر به نتیجه برسند.
در تبدیل به لوترای وارو، هر کلمه به هر لهجه، زبان و یا گویش، براساس مصوّتهای داده شده در کلماتِ پایه، مورد سنجش قرار میگیرند، حتي ممکن است یک کلمه، مصوّتهای حروفش با همان کلمه در صفَحات دیگر اختلاف داشته باشد که آن بستگی به لهجه، گویش و یا زبانی از ناحیهی دیگر است؛ یعنی لوترای هر کلمه با کلمهی داده شدهی پایه و با آن مصوّتهایش سنجیده میشود.
اگر حرف دوّم کلمهای حرف «و - v» و حرف قبل از آن، ضمّه داشته باشد، اشباع نمیشود. مانند:
لُو lo اگر ضمّه را برداریم. لو lu میشود و «و»، صدای «او-u» میدهد.
اساس ساختار زبان لوترای شالیِ استرآبادی
1. زبان رمزی شالی استرآبادی مانند هر زبان رمزی دیگر بر حسب شنیدار است و فقط حروف تلفظ شدهی کلمات در تبدیل به لوترای شالی دخیل هستند. از کلمه خواهر «خ» ، «ا» ، «ه» و «ر» یعنی «خاهر» مورد نظر است. همان گونه که حرفِ «و-v» در نوشتار کلمهی خواهر تلفظ نمیشود، در تبدیل به لوترای شالی استرآبادی نیز اساس کار قرار نمیگیرد. کلمهی خواهر در زبان شالی استرآبادی میشود:
خواهر xāhar — آهَرِخا āhar-e-xā‘
2. زبان شالی استرآبادی مانند هر زبانِ رمزی دیگر، تمام کلمات هر زبان، گویش و یا لهجهای را دربرمیگیرد و چون لوترای توانمندی است، در کاربرد، هیچگاه اَبتر نمیماند.
3. «عا» و «آ» با هم، هم صدا هستند و فونتیکنویسی آنها یکسان است، همانگونه که «اَ» با «عَ» و یا «اُ» با «عُ» همخوان و داراي قانونمندی یکسان هستند.
برای آن که در ترجمهی لوترای شالی استرآبادی، اشتباهی از نظر املاء کلمهی اصلی پیش نیاید، در پیشوندِ کلمهای که «آ» در اوّل قرار میگیرد، در هنگام تبدیل، حرف «ش» قرار داده و مَد «آ» را برمیداریم و در کلمهای که «عا» در اوّل باشد، حرف «س» را در پیشوند گذاشته و حرف «ع» را حذف میكنيم. مانند:
آر ār‘ — شارِ لی (لا) (s̄ār-e-li (la
عار ār‘ — سارِ لی (لا) (sār-e-li (lā
4. در اوّل کلماتی که به لوترای شالی تبدیل میشوند، ممکن است اَشکالِ زیر ديده شود:
الف) اوّل کلمه (آ= عا)، اَ، ا، اِ و یا اُ باشد.
ب) در اوّل کلمه، « او » و یا « ای» باشد.
ج): حرف دوّم کلمه «و-v» به صدای (او- u‘) باشد. مانند:
1. بود bud 2. دور dur 3. شور s̄ur
د) حرف دوّم کلمه (یـ) به صدای (ایـ ـ i‘) باشد. مانند:
1. سیر sir 2. گیس gis 3. شیراز s̄irāz
هـ) اوّل کلمه حرفِ صامت بوده و دارای یکی از علائم َ ، ، ِ یا ُ باشد. در این قسمت، علامت حرف اوّل، در پایان بندی مورد توجه است. مانند:
1. بَرادر، بَهمَن، پَرچَم
2. پیمان، دی، میدان
3. دِل، دِلبَر، خِل
4. مُرغ، سُرمه، گُرد
5. کلماتی که اوّل آنها شامل کلمات شمارههای (3 و 4) باشند، در نزد لوتراگویان شالی استرآبادی، پیشوند دادن آنها و مراحل آن تا پسوند دادن یکسان عمل میکنند. اما در پایانبندی، روش متفاوت دارند و در پارهای از موارد هم یکسان عمل میكنند.
منابع:
• افتخارالدین، محمد. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• اوتادی، منصور. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• باقرمفیدی، نصرت الله. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• بلوک باشی، علی. (1379). زبانهای رمزی در ایران. در علی اشرف صادقی (گردآورنده)، یادنامهی احمد تفضّلی. تهران: [بی نا].
• حدودالعالم من المشرق الی المغرب. (1362). (به کوشش منوچهر ستوده). تهران: کتابخانه طهوری.
• دیلمی، باقر. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• رشیدی، منصور. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• زیادلو، علی. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• شهنازی، سیفالله. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• ضمیری، حسین. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• ضمیری، نصرت. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• قاسمیه، محمدمهدی. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• قائمی، کریم الله. (1389). کاربرد فتحه کوتاه در زبانهای تبری، فارسی و دیگر زبانها و لهجهها. فصلنامه فرهنگی و پژوهشی فرهنگ گلستان، 2 (5) ، 160-143.
• قدس مفیدی، امیرآقا. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• کاویانی، سیروس. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• مفتاح، معصومه. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• میرقاسمی، سیدباقر. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• میرکریمی، سیدمحمود. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• میرکریمی، سیدحسن. (1393). مصاحبه شخصی کریمالله قائمی.
• مینایی، عبدالرحمن. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• هادیان، ذکریا. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• هدایت مفیدی، سیدمصطفی. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.
• یوسفی، غلامعلی. (1393). مصاحبه شخصی کریم الله قائمی.