خرید و دانلود مقاله

لوترا


لوترا


Lootra Language
 

نوعی زبان رمزی اهالی استرآباد.
نویسنده‌ی ناشناخته‏‌ی کتاب حدود العالم من المشرق الي المغرب می‌‏نویسد: استرآبادی‌ها به دو زبان سخن می‏‌گویند، یکی لوترای استرآبادی و دیگری فارسی گرگانی.
آنچه از نوشته‌‏های کتب فرهنگ لغات یا پژوهش برخی از صاحبان قلم در این زمینه ديده مي‌شود، گویای این مطلب است که معمولاً لوترا گویان، افرادی عیّار، خبيث و گدا یا گدایان طفیلّیِ حیله‏گر، برهنه، شعبده‌باز و سگ‌باز بوده‌اند، یا آن که زبان‌های رمزی در میان فقیرانِ ولگرد و زبان مردم بی سروپا و جیب‌برها، زبان لغز و چیستان گویان، درویشان و یهودیان، دزدان، آسیابان فلان منطقه، قصّابانِ فلان شهر و کولی‏ها (فیوج‏ها، جوکی‌ها) تداول داشته است که کّلِ اینان افرادِ ضعیف و حاشیه‌ای اجتماع، یعنی از طبقات فرو دست به حساب آنان معرفی شده‏اند و به طور غیرمستقیم، در برابر طبقه قدرتمند و فرهنگ‏دار که خود را هم از آن گروهِ برتر می‏دانسته‏اند، معرفی کرده‏اند.
زبان‏های رمزی، رنج مایه‏ی پدیدآورندگان آن‌هاست و از نظر تاریخی، بهترین سلاح فرهنگی در برابر ناسازگاری‏های زمانه و تهاجم قدرت‏های مختلف در برابر آرمان‏های پدیدآورندگان قلمداد می‏شود. تلفظ کلمه‏ی لوترا و تنوع نوشتاری آن در فرهنگ‏ها به گونه‏های ذیل درج شده است:
لُوتَرا - لُوتَره - لُوتَر - لوترا - لُوتره - لوتر
لَتَرا - لُتَره - لُتَر - لُترا - لُتره - لُتر
تلفظ مردم استرآباد بیشتر «لوترا» است. کلمات لُتره و لُتره‌گویی نيز در لفظ عامّه به معنی درشت حرف زدن و سخت نامتعارف و غافل‏گیرانه می‏باشد. امروزه در مناطق دیگر ایران نیز الفاظ نزدیک به کلمات گفته شده برای «لوترا» به کار برده می‏شود.
به عقیده‏ی نگارنده، آن‌هایی که زبان‏های رمزی را پی نهاده و یا صحبت می‏کرده‏اند، افرادی پیشتاز، فعال، پیگیر و نواندیش بوده‌اند و در برابر ناملایمات گوناگون بنا به مقتضیّات زمان، برای پاسداشت و حفظ حرمت و امنیت خود و مردم منطقه، وطن، آیین، قدرت و نفوذشان، دست به ابتکار فرهنگی زبان‌های رمزی زده بودند تا در زیرِ دست و پای قدرتمندان، مهاجمین و سلطه‌گران خودی و مهاجم و اربابان زر و زور و تزویر له نشوند. آیا مردم یک شهر را که زبان دوم شان، زبان رمزی بوده، می‌توان پست و حقیر و دزد و کولی و ... نامید؟!
زبان رمزیِ لوترا از هر نوعش که باشد، زبان تبدیلی است و باید ساختارش طوری باشد که کلمات هر زبان، گویش و لهجه‏‌ای را بتواند به لوترا درآورد. اگر چنین خاصیتی در آن نباشد، لوترا به ‌شمار نمي‌رود. از این رو، هر نوع قرارداد بین دو یا چند نفر که کلمات همه‏ی زبان، گویش و یا لهجه‌‏ای را دربرنگیرد، از درجه‏ی اعتبار ساقط است. با معادل سازی کلماتی چون: قدبلند: نردبان دزدها، محیل: دُمدار، زِِبِل: مارمولک و نظایر آن، نمی‏توان گفت که لوترایی پی نهاده شده است، زیرا برای تمام کلمات جامد و مشتق یا ذات و معنای یک زبان، گویش یا لهجه، معادل سازی امکان ندارد. زبان لوترا یک زبان تبدیلی است و هر نوع کلمه‏ای، چه فارسی و تبری، گویش گرگانی، ترکمنی و یا انگلیسی را می‏توان با لوترای مورد نظر به لوترای همان زبان یا گویش درآورد.
اساس کلماتی که به لوترا تبدیل می‏شوند، شنیداری است، یعنی در کلمه‏ی «خواب» که حروف «و-V» هنگام تلفظ ادا نمي‌شود، در تبدیل به لوترا نیز حذف شده است.
اساس کلمات در تبدیل به لوترا، معانی آن‏ها نیست. (گرچه هر کلمه‏ای معانی‏ای دارد)، بلکه ساختار شکلی یا هندسه‏ای و تلفظ کلمه مورد نظر است، یعنی چند کلمه ممکن است یک معنا داشته باشند و یا برعکس، یک کلمه چند معنا داشته باشد. هر کلمه دارای لوترای خودش است. برای نمونه، کلمات نیکو، نیک، خوب، خُب، (محاوره) و یا خاب (محاوره) همه به معنای خوب هستند، اما لوترایِ هر یک از کلماتِ بالا با هم تفاوت دارند. در لوترای وارویِ استرآبادی، این کلمات به گونه‌‏های زیر درمي‌آيند:
نیکو: کینو kinu، نیک nik، کین kin،
       خوب xub، بوخ bux، خاب xāb،
       باخ bāx، خُب xob و بُخ box.
با این استدلال نمی‏توانیم بگوییم که در لوترای استرآبادی، کلمه «نیکو»، «بوخ» می‏شود. نام‌گذاري لوتراها بر حسب مشاغل و پیشه‏ها، بسيار اشتباه است.
در شهر گرگانِ امروز، تعدادی از فرهنگیان، برخی از پزشکان، دانش‏آموزان، تعدادی از اصناف و حتّی بی‏سوادان هم تا این اواخر به لوترایِ واروی استرآبادی و لوترایِ شالی استرآبادی و ... صحبت می‏کردند. از آن جایی که نمی‏توان یک لوترا را به صدها شغل نام‏گذاری کرد، نام‏گذاری لوترا به اصناف، اشتباه فاحشی است.
نام‏گذاری لوتراها برحسب ساختار آن است. لوترای واروی استرآبادی، که از مهم‏ترین و پرسابقه‏ترین لوتراهای ایران است و همچنین از بی‏قانون‌ترین لوتراهاست، چون کلمات دو حرفی و برخی از کلمات سه حرفی، از آخر به اوّل به لوترایِ استرآبادی تبدیل می‏شوند، این نام‏گذاری را بر خود گرفته است. گرچه روش کار در بقیه‏ی کلمات سه حرفی و کلمات چندین حروفی، پیچیده‏تر و تنوّع تبدیل بیشتری دارد. نام‌گذاري لوترای شالی استرآبادی، که یکی دیگر از لوتراهای مهم استرآبادی است، به آن دلیل است كه در کلماتی که حرف اوّل آن (آ، ا، اِ و یا اُ) باشد، حرفِ «ش» را اوّل کلمه قرار می‏دهند و مدِّ (آ) را برمی‏دارند و در پایان‌بندی، «لی» و برخی هم «لا» و... اضافه می‏کنند. از این‌رو، نسبت دادن لوترای شالی استرآبادی به مطرب‏ها یا کاسب پیشه‏ها شایسته نیست.
در لوترای «سَمَدی»، حرف «س» در اوّل و «مَدی» در پسوند استفاده می‌‏شود.
در لوترای «شَتیِ» استرآبادی که از خانواده‏یِ لوترای «زرگری» است، حروف «ش» و «ت» پس از هر حرف مصوّت‏دار قرار می‏گیرد. همچنین در لوترای «گنجشکی» که از حروف «ش» و «ج» پس از حرف مصوّت‏دار استفاده مي‌شود، علل نام‌گذاری این لوتراها در ساختارشان بوده است. لوتراها را هم در زبان محاوره و هم در زبان کتابت می‌‏توان به کار برد.
ثعالبی، قصیده‏ای از ابودلف خزرجی با عنوان «ساسانیه» در یتیمه الدّهر آورده که در آن شماری از واژگانِ ساختگی و رمزی رایج در میان ساسانیان [به معنای گدا و گدایان] به کار رفته است ... که نمونه‏هایی از آن‌ها در قصیده‏ی ابودلف آمده است.
سابقه‏ی لوتراها به طور دقیق معلوم نیست، اما در کتاب حدود العالم من المشرق الي المغرب، سال 372ق، حدود یازده قرن پیش موجود است. این نوشته مؤیّدی بر پرسابقه‏ترین و مستندترین لوتراهای ایران بوده و نشان‌دهنده‏ی خاستگاه این لوترا از استرآباد است.
«احسان یاشاطر در مقاله‏ی «زبان پیوندی اجتماعات یهودی ایران»، احتمال می‏دهد که اصطلاح لوتر و لُترا از جامعه‏ی یهودیان قدیم به جامعه‏ی فارسی‏زبانان راه یافته است. او با اشاره به نظر لُترایی گویان یهودی درباره‏ی لُترا، این توجیه را که lo-lorah یعنی non-Toraic (غیرتوراتی)، یا زبانی جدا از زبان عبری، (Toraaic)، توجیهی معقول و پسندیده می‏انگارد.
اگر این گفته را بپذیریم، می‏توان قدمت لوترای واروی استرآبادی را با شکل‌گیری شهر استرآباد (گرگان كنوني) که به بیش از دوهزار و چندصد سال پیش می‏رسد، پذیرفت، زیرا ساخت شهر استرآباد، به روایتی در زمان خشایارشاه، با نام‏های مردخای یهودی و خواهرش استر پیوند می‏خورد. دیگر آن که، لوترا به معنی غیرتوراتی و غیر زبان عبری یهودیان است.
کتاب‏ها و نوشته‌‏های گذشتگان، به علت به کار نبردن فونتیک یا درج نکردن تلفظ درست، از صحّت اطمینان عاری است. لازم به يادآوري است که مصوّت‏های زبان فارسی غیر از واکه‌های ترکیبی، شامل (-َ،-ِ، -ُ، آ، ا، او (و)، ای (ی)) هستند، که برای نوشتار زبان‏ها، لهجه‏ها و گویش‏ها کافی نبوده و نیست. در حقیقت فتحه، دو نوع است؛ فتحه‏ی بلند که در هنگام تلفظ دهان کاملاً باز می‏شود و علامت آن (-َ) و به لاتین (a) نوشته می‏شود. در تلفّظ فتحه‏ی کوتاه که آن را با علامت__  بر روی حروف کلمات فارسی می‏گذاریم، در لاتین آن را با علامت (Ə) نشان می‏دهیم و در هنگام تلفظ، دهان کم‏تر باز می‏شود. با بیان این حقیقت، می‏توان گفت یک هفتم درج کلمات ثبت شده‏ی گذشتگان در لوترا اشتباه بوده است. با آن که تلفظ درست ادا می‌شده است، به جای فتحه کوتاه، علامت کسره یا فتحه بلند گذاشته‏اند.
لوتراها غیر از گویش‏ها، لهجه‏ها و زبان‏هایی هستند که مردم هر کشور یا منطقه در گوشه و کنار مملکت سخن می‏گویند. اقوامی مانند «گودار»ها و «جوکی»ها (کولی‏ها) كه از کشورهای دیگر به ایران آمده‏اند و ماندگار شده‏اند، که خود دارای زبان قومی و رسمی سرزمین هند و بنگلادش بوده‏اند. آنان زبان فارسی و تبری را در منطقه‏ی شمال ایران فرا گرفته‏اند و در خلوت خانوادگی و فامیلی خویش، به زبان قومی اولیّه سخن گفته و در مقابل افراد غیرخودی، از صحبت كردن با آن زبان خودداری کرده و می‏کنند. از این‌رو، پژوهشگری که با آنان مواجه می‏شود، دگرگونی سخن گفتن آنان را نباید به حساب زبان رمزی لوترا بگذارد.
از نظر ساختار دستوری، به طور معمول لوتراها تابع ساختمانِ نحوی زبان و گویش‏های معمول در جوامعی هستند که لوتراها در آن جا کاربرد دارند؛ یعنی اگر به زبان فارسی صحبت می‏کنیم و کلمات یا جملات فارسی را بخواهیم به لوترای واروی استرآبادی یا لوترای شالی استرآبادی برگردانیم، کلمات و جملات حاصل از لوترا شامل ساختار نحوی فارسی خواهد بود. اگر جملات انگلیسی را بخواهیم به لوترای واروی استرآبادی و یا لوترای شالی استرآبادی برگردانیم، شامل ساختمان نحوی زبان انگلیسی خواهد شد.
لوتراهای هم‌خانواده: پاره‏ای از لوتراها، هم‌خانواده‏اند و ساختار کاری آن‏ها شبیه به هم است. مانند لوترِ «زرگری»، لوترِ«مرغی»، لوترِ «گنجشکی» و لوترِ «شتی»، که در زرگری از حرف «ز» و در مرغی از حروف «ر» و «غ» کلمه‏ی مرغ و در گنجشکی از حروف «ش» و «ج» کلمه‏ی گنجشک و در لوترای «شتی» از حروف «ش» و «ت» استفاده می‏شود. در این نمونه لوتراها، حرف یا حروفی در بین کلمه‏ی اصلی افزوده می‏شود. لوتراهای «سَرگری» و «شَرگری» نيز از همین خانواده‏اند.
لواترهای پیشوند و پسونددار: برخی از لواترها با پیشوند و پسوندی که در اوّل و آخر کلمه می‏گذارند، شکل می‏گیرند. از جمله لوترای شالی استرآبادی است. در لوترای شالی استرآبادی، ساختارش کاملاً با لوتر زرگری متفاوت است. در لوترِ شالی در پاره‏ای از کلمات، حرف «ش» را در اوّل کلمه قرار می‏دهیم و در برخی کلمات دیگر، حرف اوّل را برداشته و حرف الف (1) را به جای آن می‏گذاریم و مصوّت حرف برداشته شده را به آن می‏دهیم. در پایان بندی به دو گونه عمل می‏شود؛ بیشتر لوتراگویان شالی منطقه، «لی» می‏گذارند و در نوع دوّمش «لی» یا «لا» می‏نویسند؛ یعنی برخی در نوع دوّمش «لا»، «لی» و «لو» در پسوند قرار می‏دهند.
لوتراي «سَمدی» یکی از لوتراهای پیشوند و پسونددار است که از «س» و «مَدی» در پیش و پسِ کلمه پیوند می‏خورد. این لوترا با آن که همه‏ی کلمات یک زبان را دربرمی‏گیرد، اما نقصی در آن وجود دارد که برای رفع آن در انتهای کلمه‏ی لوترا شده، باید کاری انجام داد که در ساختارشناسی آن باید به گفتگو پرداخت.
لوترا آزاد و بی‏قانون: در لوترای واروی استرآبادی، قوانین از پیش ساخته شده‏ای وجود ندارد. اما در بی‏قانونی، دارای قوانینی است و کلمات هر چه پرحرف‏تر باشند، تنوع لوترا کردنِ آن بیشتر است. در کلمات دو حرفی و برخی از کلمات سه حرفی، لوترا کردن کلمات از آخر به اوّل است. اما در بقیه‏ی کلمات، به ويژه در چهار، پنج و شش حرفی و بیشتر، تنوعِ جابه‌جایی حروف متفاوت است که در درجه‏ی اوّل، آهنگین شدن کلمه‏ی لوترا شده با کلمه‏ی اصلی از نظر موسیقی بیرونی و درونی مورد نظر است. در صورت چاره نداشتن، به روش‏های دیگر ارجاع داده می‏شود.
• انواع لوتراهای استرآبادی و لوتراهای خاص آن
لوتراها یا زبان‏های رمزی منطقه‏ی اِسترآباد، شامل هفت زبان رمزی است که اگر لوتراهای «سرگری» و «شرگری» را هم به آن اضافه کنیم، به نه لوترا می‏‌رسد که عبارتند از:
1. لوترای واروی استرآبادی
2. لوترای شالی استرآبادی
3. لوترای سَمَدی
4. لوترای «شَتی»
5. لوترای «گنجشکی»
6. لوترای «مرغی»
7. لوترای «زرگری»
8. لوترای «سرگری»
9. لوترای «شرگری».
از میان این لوتراها، خواستگاه لوترای واروی استرآبادی و لوترای شالی استرآبادی، از استرآباد بوده و از این منطقه به مناطق دیگر هجرت کرده‏اند. لوترای سَمَدی در بین مردم استرآباد و خراسان رایج بوده است و دارای نقص ساختاریست و می‏توان آن را به کمال رساند. لوترای «شَتی» و «سَرگری» و «شرگری» که از خانواده‏ی لوترای «زرگری» هستند، در این منطقه جایگاهی داشته و در مناطق دیگر از آن یاد نشده است، اما لوتراهای «مرغی» و «گنجشکی» که آن‏ها هم از خانواده‏ی «زرگری» هستند، مانند لوترای «زرگری» نه تنها در منطقه‏ی استرآباد، بلکه در سراسر ایران و حتي بخشی از خاورمیانه را هم در نوردیده‏اند.
• لوتراهای خاصِ استرآباد
الف) لوترای واروی استرآبادی
ب) لوترای شالی استرآبادی
• اساس ساختار لوترای واروی استرآبادی
لوترای واروی استرآبادی، یکی از پیچیده‏ترین و بی‏قانونی‏ترین لوتراهاست، زیرا برخی لوتراها با پیشوند و پسوند دادن به کلمه، شکل می‏گیرند و پیوندی هستند، مانند لوتراهای شالی استرآبادی و سَمَدی. تعدادی هم مانند زرگری و هم‌خانواده‏اش، پس از هر حرف مصوّت‏دار، یک یا دو حرف به آن اضافه مي‌شود که پیوند درون کلمه و بین حروف‏هاست؛ اما در لوترایِ واروی استرآبادی، فقط در کلمات دو حرفی و تعدادی از کلمات سه حرفی، کلمات از حرف آخر به اوّل به صورت لوترای وارو درمی‏آیند یا با عوض کردن هجاها، امکان لوترا شدن وارو می‏گیرند که این موارد هم مشکلات خاصِ خودش را دارد، اما بیشتر کلمات سه حرفی و چهار حَرفی و یا بیشتر از آن، با روش‏های مختلف دیگر به لوترای وارو تبدیل می‏شوند. لوترا شدن کلمات، نه تنها بستگی به هجاها و موسیقی بیرونی و درونی کلماتِ لوترا شده در هماهنگی با کلمات اصلی دارند، بلکه به تیزهوشی و سرعت عمل کسی که در زمان سخن گفتن، کلمات را به لوترای وارو تبدیل می‏کند نیز وابسته است و این موضوع به باسوادی و بی‏سوادی فرد بستگی ندارد.
در لوترای واروی استرآبادی نیز مانند لوترای شالی استرآبادی، حروف تلفّظ شده، مورد لوترا شدن واقع می‏شوند. در کلمه‏ی «خوش» حرف واو معدوله در زمان لوترا شدن جایگاهی ندارد و لوترای «خوش»، «شُخ» می‏شود.
«آ- ā» و «عا - ā» در تلفّظ یکسانند، همان‌طور که «اَ، با عَـ » و یا  «اِ با عِـ » یکسانند و از یک قانون در فونتیک‏نویسی استفاده می‏شود.
برخی از کلمات، چه در فارسی و چه در تبری و یا گویش گرگانی و یا زبان‏ها و لهجه‏های دیگر، به صورت یک حرفی تلفظ می‏شوند، در نوشتار دو حرفی و حتي برخی سه حرفی نوشته می‏شوند. از این‌رو، در ساختار تبدیل کلمات به لوترا، کلمات یک حرفی، دو حرفی، سه حرفی، چهار حرفی و چند حرفی دیگر لحاظ شده، تا راه‌جویان راحت‏تر به نتیجه برسند.
در تبدیل به لوترای وارو، هر کلمه به هر لهجه، زبان و یا گویش، براساس مصوّت‏های داده شده در کلماتِ پایه، مورد سنجش قرار می‏گیرند، حتي ممکن است یک کلمه، مصوّت‏های حروفش با همان کلمه در صفَحات دیگر اختلاف داشته باشد که آن بستگی به لهجه، گویش و یا زبانی از ناحیه‏ی دیگر است؛ یعنی لوترای هر کلمه با کلمه‏ی داده شده‏ی پایه و با آن مصوّت‏هایش سنجیده می‏شود.
اگر حرف دوّم کلمه‏ای حرف «و - v» و حرف قبل از آن، ضمّه داشته باشد، اشباع نمی‏شود. مانند:
لُو lo اگر ضمّه را برداریم. لو lu می‏شود و «و»، صدای «او-u» می‌دهد.
  اساس ساختار زبان لوترای شالیِ استرآبادی
1. زبان رمزی شالی استرآبادی مانند هر زبان رمزی دیگر بر حسب شنیدار است و فقط حروف تلفظ شده‌ی کلمات در تبدیل به لوترای شالی دخیل هستند. از کلمه خواهر «خ» ، «ا» ، «ه» و «ر» یعنی «خاهر» مورد نظر است. همان گونه که حرفِ «و-v» در نوشتار کلمه‌ی خواهر تلفظ نمی‏شود، در تبدیل به لوترای شالی استرآبادی نیز اساس کار قرار نمی‌گیرد. کلمه‌ی خواهر در زبان شالی استرآبادی می‏شود:
خواهر xāhar — آهَرِخا āhar-e-xā‘
2. زبان شالی استرآبادی مانند هر زبانِ رمزی دیگر، تمام کلمات هر زبان، گویش و یا لهجه‌ای را دربرمی‌گیرد و چون لوترای توانمندی است، در کاربرد، هیچ‌گاه اَبتر نمی‌ماند.
3. «عا» و «آ» با هم، هم صدا هستند و فونتیک‌نویسی آن‌ها یکسان است، همان‌گونه که «اَ» با «عَ» و یا «اُ» با «عُ» هم‌خوان و داراي قانونمندی یکسان هستند.
برای آن که در ترجمه‌ی لوترای شالی استرآبادی، اشتباهی از نظر املاء کلمه‌ی اصلی پیش نیاید، در پیشوندِ کلمه‌ای که «آ» در اوّل قرار می‌گیرد، در هنگام تبدیل، حرف «ش» قرار داده و مَد «آ» را برمی‌داریم و در کلمه‌ای که «عا» در اوّل باشد، حرف «س» را در پیشوند گذاشته و حرف «ع» را حذف می‌كنيم. مانند:
آر ār‘ — شارِ لی (لا) (s̄ār-e-li (la
عار ār‘ — سارِ لی (لا) (sār-e-li (lā
4. در اوّل کلماتی که به لوترای شالی تبدیل می‌شوند، ممکن است اَشکالِ زیر ديده شود:
الف) اوّل کلمه (آ= عا)، اَ، ا، اِ و یا اُ باشد.
ب) در اوّل کلمه، « او » و یا « ای» باشد.
ج): حرف دوّم کلمه «و-v» به صدای (او- u‘) باشد. مانند:
1. بود bud 2. دور dur 3. شور s̄ur
د) حرف دوّم کلمه (یـ) به صدای (ایـ ـ i‘) باشد. مانند:
1. سیر sir 2. گیس gis 3. شیراز s̄irāz
هـ) اوّل کلمه حرفِ صامت بوده و دارای یکی از علائم َ ،  ، ِ یا  ُ باشد. در این قسمت، علامت حرف اوّل، در پایان بندی مورد توجه است. مانند:
1. بَرادر، بَهمَن، پَرچَم
2. پیمان، دی، میدان
3. دِل، دِلبَر، خِل
4. مُرغ، سُرمه، گُرد
5. کلماتی که اوّل آن‌ها شامل کلمات شماره‌های (3 و 4) باشند، در نزد لوتراگویان شالی استرآبادی، پیشوند دادن آن‌ها و مراحل آن تا پسوند دادن یکسان عمل می‌کنند. اما در پایان‌بندی، روش متفاوت دارند و در پاره‌ای از موارد هم یکسان عمل می‌كنند.


منابع:
• افتخارالدین، محمد. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• اوتادی، منصور. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• باقرمفیدی، نصرت‏ الله. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• بلوک باشی، علی. (1379). زبان‌های رمزی در ایران. در علی اشرف صادقی (گردآورنده)، یادنامه‌ی احمد تفضّلی. تهران: [بی نا].
• حدودالعالم من المشرق الی المغرب. (1362). (به کوشش منوچهر ستوده). تهران: کتابخانه طهوری.
• دیلمی، باقر. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• رشیدی، منصور. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• زیادلو، علی. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏ الله قائمی.
• شهنازی، سیف‏الله. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• ضمیری، حسین. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏ الله قائمی.
• ضمیری، نصرت. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• قاسمیه، محمدمهدی. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• قائمی، کریم ‏الله. (1389). کاربرد فتحه کوتاه در زبان‌های تبری، فارسی و دیگر زبان‌ها و لهجه‌ها. فصل‌نامه فرهنگی و پژوهشی فرهنگ گلستان، 2 (5) ، 160-143.
• قدس مفیدی، امیرآقا. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• کاویانی، سیروس. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏ الله قائمی.
• مفتاح، معصومه. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏ الله قائمی.
• میرقاسمی، سیدباقر. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• میرکریمی، سیدمحمود. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏ الله قائمی.
• میرکریمی، سیدحسن. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏الله قائمی.
• مینایی، عبدالرحمن. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏ الله قائمی.
• هادیان، ذکریا. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.
• هدایت مفیدی، سیدمصطفی. (1393). مصاحبه شخصی کریم‏ الله قائمی.
• یوسفی، غلامعلی. (1393). مصاحبه شخصی کریم ‏الله قائمی.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه