خرید و دانلود مقاله

قابوس‌نامه


قابوس نامه / كتاب           Ghaboos-Nameh
 

مشهورترین و آموزنده‏ترین نثر فارسی در قرن پنجم قمری.
امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن وشمگیر، نویسنده‌ی کتاب، فرمانروای آل‏ زیار بود که بر قسمتی از گرگان و تبرستان فرمانروایی داشت. وی این کتاب را در سال 475ق، در سن شصت و سه سالگی، خطاب به پسرش گیلانشاه،  به رشته تحریر درآورد و در همان سال به پایان رساند.
قصد وی از نوشتن قابوس‌‏نامه این بود که اگر فرزندش بخواهد پس از او حکومت کند یا به اضطرار، مجبور به قبول کارهای دیگر شود، بداند چگونه آن‏ها را انجام دهد که خیر دنیا و آخرتش در آن باشد. از این رو، به منظور تربیت فرزند، رسوم مملکت‏داری و آداب اجتماعی و علوم و فنون متداول را مورد بحث قرار داد.
از این کتاب تحت عنوان «آداب الملوک» نیز نام برده‏اند، اما نام اصلی آن «نصیحت ‏نامه» یا «پندنامه» است و «قابوس ‏نامه» اسمی است که بعدها به مناسبت شهرت جدش قابوس بن وشمگیر، بر روی کتاب گذاشت و به این ترتیب، نام پدرش قابوس را جاودانه کرد.
امیرعنصرالمعالی، خود در آغاز کتاب، سبب تألیف این اثر را چنین می‏ نویسد: «چنین گوید جمع کننده‌ی این کتاب پندها، امیرعنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر، مولی امیرالمؤمنین، با فرزند گیلانشاه، بدان ای پسر که من پیر شدم و ضعیفی و بی‏نیرویی و بی‏توشی بر من چیره شد و منشورِ عزلِ زندگانی [را] از موی خویش کتابتی می‏بینم که این کتابت را دست چاره‌جویان ستردن نتواند. پس ای پسر، چون من نام خویش را در دایره‌ی گذشتگان یافتم، روی چنان دیدم که پیش از آن‌که نامه‌ی عزل به من رسد، نامه‏ای دیگر در نکوهش روزگار و سازش کار و بیش بهرگی از نیک نامی یاد کنم و تو را از آن بهره کنم  بر موجب بهره خویش تا پیش از آن‌ که دستِ زمانه تو را نرم کند، تو خود به چشم عقل در [سخن] من نگری، فزونی یابی و نیک نامی در دو جهان و مبادا که دل تو از کار بستن بازماند که آنگه از من شرط پدری آمده باشد، اگر تو از گفتار من بهره‌ی نیکی نجویی، جویندگان دیگری باشند که شنودن و کار بستن نیکی غنیمت دارند.»
متن اصلی، در یک مقدمه و چهل و چهار باب نگاشته شده است.  هر باب آن درباره‌ی موضوعی است. چهارده باب آن در علم و زندگی و فن معاشرت، هفت باب در اخلاق و تربیت، پنج باب در طلب علم و تحصیل و هنر، دو باب در ورزش، سه باب پیرامون پیشه‌ها و حرفه‏ها و هفت باب مربوط به سیاست و راه و رسم مملکت‌ داری است.
نویسنده‌ی کتاب، در هر یک از این باب‏ها «داد سخن را داده است و از آوردن مطالب بسیار سودمند اخلاقی و حکمت‌های عملی، دقیقه‏ای فروگذار نکرده است.»
برخی از باب‏ها، کوتاه‏تر و برخی طولانی‏تر است. موضوع برخی از باب‏ها مفیدتر، در مقابل، برخی از باب‏ها اهمیت کمتری دارند، زیرا این موضوعات امروز متروک شده‏اند و کاربردی ندارند، از جمله باب نخجیر کردن، برده خریدن، آیین و رسم خنیاگری، در آداب ندیمی پادشاه.
البته پاره‏ای از نظرات نویسنده (مانند برخی از دیدگاه‏های منفی وی نسبت به دختران) در جوامع امروزی مردود است، اما از مردی مجرب و خردمند چون کیکاووس بن اسکندر که زندگانی را «از دریچه‏ی عمل و حقیقت می‏نگرد»، انتظار می‏رود که به اقتضای عصر، پندنامه خویش را بنگارد.
تنوع موضوع باب‏های کتاب، نشانگر دامنه‌ی اطلاعات نویسنده در علوم و فنون مختلف است. افزون بر آن، نمودار فواید بسیاری است که با مطالعه‎‌‌ی آن، می‌توان به اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، دینی، علمی و ادبی آن زمان پی برد. بدین سبب، ملک‏الشعرای بهار از آن با عنوان «مجموعه تمدن اسلامی پیش از مغول» نام برده است.
اهمیت «قابوس‌نامه» به سبب اشتمال آن بر آداب و رسوم کهن ایرانی است. در این کتاب، از مطالب و مسائل مختلفی سخن گفته شده، از جمله شناختن ایزد تعالی، ستایش پیغمبر، حق پدر و مادر، دانش و هنرآموختن، پیری و جوانی، روش غذا خوردن و شراب نوشیدن، مهمانی کردن و مهمان شدن، مزاج و نرد و شطرنج، عشق ورزیدن، حمام رفتن، خوابیدن، نخجیر کردن، چوگان زدن، کارزار کردن، مال و امانت نگاه‌داشتن، برده خریدن، خانه خریدن، اسب خریدن، زن خواستن، فرزند پروردن، دوست گزیدن، اندیشه کردن از دشمن، فقیهی، تجارت، طب، نجوم، شاعری، خنیاگری، ندیمی، کاتبی، وزیری، سپهسالاری، پادشاهی و ... .
نویسنده، موضوعات و مطالب گوناگون را به صورت پندهای باارزش برای شناخت روزگار و رعایت اصول اخلاق بیان کرده است. نثر قابوس‌نامه به سبک «نثر مرسل» است. نویسنده برای تأثیرگذاری و تحکیم نظرات خود، از آیات قرآنی و احادیث نبوی استفاده کرده است. همچنین، حکایات را در میان باب‏ها می‏آورد و نتایج اخلاقی از آن‏ها می‌گیرد. بیشتر این حکایت‏ها، در مورد خود عنصرالمعالی است که هم بر لطف مباحث آن می‏افزاید  و هم سبب می‏شود تا هر موضوعی در این کتاب از نظر علمی و واقع‏بینی مطرح شود. او آن چنان آگاهانه سخن می‏گوید که به گفته‌ی ملک الشعرای بهار «گویی سالیان دراز در آن بیشه خوض کرده و در آن لُجّه غوص نموده است.»
تعداد این حکایت‏ها بر اساس نسخه قابوس‏نامه، چاپ انگلستان، به کوشش «روبن لیوی»، پنجاه و شش حکایت است که ده حکایت از افراد گمنام، پنج حکایت از خود نویسنده، چهل و یک حکایت نیز از افراد معروف است، مانند حکایت‏هایی از وزیران سامانی و سلطان مسعود. شیوه عنصرالمعالی در بیان حکایت در هر باب چنان است که نخست خطاب به پسر خود، به تعریف و توصیف موضوع می‏پردازد و در باب آن سخن می‌گوید، سپس برای توضیح بیشتر و روشنگری مطلب، حکایت‏هایی نقل می‌کند.
سعید نفیسی، مهم‌ترین جنبه‌ی کتاب را صراحت بیان و صدق لهجه نویسنده دانسته است، زیرا در سخن نویسنده «با همه‌ی وسعت اطلاعات و دانایی او، اثری از فضل‌فروشی نیست. وقتی با راستی و فروتنی خاص خود سخن می‌گوید، گویی دوستی مهربان است که نامه نوشته، نه ناصحی ملامتگر و خود فروش و  به همین سبب، گفتار او تلخی نصایح آمرانه را به همراه ندارد.»
همین ویژگی، سبب نوعی ارتباط صمیمانه میان نویسنده و کتابش شده است. به گفته‌ی غلامحسین یوسفی «عنصرالمعالی از آن دسته ناصحان نیست که خود بر مسندِ بلندِ اخلاق و پرهیزگاری به تفاخر تکیه می‏زنند و دیگران را در زیر، آلوده دامن و حقیر می‏بینند.»   
نکته دیگری که اعتقاد ما را نسبت به سخنان نویسنده می‏افزاید، تکیه او بر تجربیات زندگانی است. به عبارت دیگر، نوشته‌های او، از آن دسته آراء نظری و خیالات خام نیست که در شنونده انکاری پدید آورد، بلکه بیشتر از واقعیت سرچشمه می‏گیرد.
به هرحال، وی تجربیات و اندرزهای مشفقانه خویش را در اختیار فرزندش و آیندگان قرار می‏دهد  و آن‏ها را به بهترین  نحو راهنمایی می‏کند، اگرچه همان‌گونه  که عنصرالمعالی پیش بینی کرده است، پاره‏ای از نصایح را به اقتضای طبع خویش قبول نمی‌کند و می‏نویسد: «اگرچه سرشت روزگار برآنست پسر پند پدر خویش را کاربند نباشد... و اگرچه این سخن مرا معلوم بود، مهر پدری و دلسوزی پدران مرا نگذاشت که خاموش باشم.»
ارزش ادبی این کتاب موجب شد تا مورد توجه و اقتباس نویسندگان و پژوهشگران در سده‏های متمادی قرار گیرد. به عنوان نمونه، سنایی در حدیقه الحقیقه، حکایتی از قابوس‌نامه را به شعر درآورده است. از آن پس، محمد عوفی در جوامع الحکایات و لوامع الروایات، قاضی احمد غفاری در نگارستان، محمد حبله‏رودی در جامع التمثیل، فزونی استرآبادی در بحیره، نظامی گنجوی در خسرو و شیرین، فریدالدین عطار در اسرارنامه، الهی‌نامه و منطق‌الطیر، افضل الدین ابوحامد احمد بن حامد کرمانی در عِقد الُعلی للموقت الاعلی، ابن‌اسفندیار در تاریخ تبرستان، سعدالدین کافی در قصیده‌ی خود، امیرخسرو دهلوی در مثنوی مطلع الانوار، عبدالرحمن جامی در مثنوی سلسله الذهب، مجدالدین محمدحسینی مجدی در زینه المجالس  و محمدباقر معروف به محقق سبزواری در روضه‏الانوار، حکایات و مطالبی از آن نقل کرده‏اند که گاه با ذکر مأخذ است و گاه گرچه از قابوس‏نامه یادی نکرده‏اند، معلوم است که از آن بهره برده‏اند.
امیر عنصرالمعالی با تألیف قابوس‏نامه، رسوم کهن پيش از اسلام را در این اثر زنده کرد و کتاب‏هایی در این زمینه به تقلید از وی در ادبیات فارسی پس از اسلام به وجود آمد که این آثار، یا از نظر تألیف شباهت دارند، مانند سیاست‏نامه خواجه نظام الملک و نصیحت الملوک امام ابوحامد غزالی و یا از نظر نقل و ترجمه مانند قابوس‌نامه هستند، همانند بوستان و گلستان سعدی.
نثر قابوس‏نامه، بسیار ساده و روان است و به سبب سادگی بیان، به گفته‌ی ملک الشعرای بهار، تصرف و دخالت کاتبان در آن فراوان است. لغات عربی در قابوس‏نامه بسیار کم و این مقدار اندک نیز از ساده‌ترین و پرکاربردترین واژگان عربی در فارسی است، مانند: عقل، صواب، محبت، غرض، صلاح و ... . وی از به کاربردن لغات پیچیده و طولانی عربی اجتناب ورزیده است. از آن‌جا که موضوع کتاب پند و اندرز است، جمله‏های قابوس‏نامه اغلب با فعل امری ساخته شده است، جمله‌های معترضه ندارد، تکرار فعل در چند جمله‏ پیاپی دیده می‏شود و بیشتر جمله‏ها به یکدیگر عطف شده‏اند. از صنایع ادبی در بیشتر موارد استفاده نشده است. به دلیل محتوای کتاب، اصطلاحات علمی، دینی، مذهبی، فلسفی و ادبی مربوط به آن زمان وجود دارد. نویسنده به دلیل ذوق شاعری، اشعاری از شاعران معروف چون ابوشکور بلخی(دو بیت)، عسجدی(یک بیت)، فرخی (یک بیت) و یک بیت از قمری گرگانی، از شاعران گمنام(یازده بیت) و اشعاری از خود (سی و یک بیت) در جای مناسب همراه با نثر می‏آورد.
شهرت قابوس‏نامه از مرزهای قلمرو زبان فارسی گذشته و این کتاب به چندین زبان دیگر هم ترجمه شده است. نخستین آن‌ها، ترجمه ترکی کتاب است که در سال‌های 827-824ق، توسط شخصی به نام احمدبن الیاس (مرجمک) و به فرمان سلطان مراد دوم عثمانی، انجام و در سال 1298ق به کوشش عبدالقرون شیروانی در شهر غازان، چاپ شد. ترجمه‌ دیگری به دست نظمی‌زاده صورت گرفت. وی پس از اشاره به ترجمه‌ احمدبن الیاس(مرجمک)، می‏گوید که در سال 1117ق، حسن پاشا (معروف به دلیر حسن) حاکم بغداد، وقتی ترجمه احمدبن الیاس را به زبان کهنه و مهجور دید، از او خواست که آن را به سبکی بهتر بنویسد که با سلیقه‌ی زمان مناسب باشد. پس از ترجمه ترکی، خاورشناس آلمانی، دیتس، قابوس‌نامه را از روی روایت‏های ترکی به زبان آلمانی درآورد و در سال 1811م در برلین به چاپ رساند.
آ.کری خاورشناس فرانسوی نیز در سال 1886 م، از روی چاپ رضاقلی‏خان هدایت، ترجمه‌ی فرانسوی قابوس‌نامه را فراهم آورد و در پاریس به چاپ رساند. سپس، روبن لیوی، پس از آن‌که تصحیح جدیدی از متن قابوس‌نامه را در سال 1951م، در هاروارد انگلستان به چاپ رساند،  در همان سال، ترجمه انگلیسی آن را نیز در لندن چاپ و منتشر کرد. بعدها، ترجمه روسی قابوس‌نامه را برتلس در مسکو در سال 1953م، ترجمه عربی آن را محمدصادق نشات و امین عبدالمجید بدوی در مصر در سال 1378ق /1958م و ترجمه ژاپنی آن را کورویانگی به چاپ رساندند. قابوس‌نامه تاکنون بارها در ایران و خارج از ایران، به صورت کامل یا منتخب چاپ شده است. چاپ نخستین، به تصحیح رضاقلی‏خان هدایت همراه با مقدمه‌ی مختصری از او با رساله «اندرزنامه امیر تیمور گورگان مشهور به تزوک تیموری» در 1285ق در تهران به صورت چاپ سنگی منتشر شد.
از دیگر چاپ‏های معروف آن، به تصحیح سعید نفیسی است که در سال 1342ش، بی‏هیچ تصرفی، دوبار در تهران به چاپ رسید. نفیسی، خود یک بار از آن تلخیصی انجام داد که در سال 1320 برای تدریس در دبیرستان‏ها چاپ شد.
تصحیح دیگر، از امین عبدالمجید بدوی، استاد و محقق فارسی‏دان کشور مصر است که در سال 1335ش، در تهران بر اساس انتشارات کَیپ با عنوان «بحث درباره قابوس‏نامه» چاپ شد. آخرین تصحیح قابوس‏نامه بر اساس قدیمی‏ترین نسخه‏های موجود، با مقدمه و تعلیقات مفصل به کوشش غلامحسین یوسفی انجام شده که تاکنون دوبار چاپ و دو منتخب نیز از آن انتشار یافته است.
 



منابع:
• باسورث، ك. ا و ديگران. (1385). تاریخ ایران از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان (جلد 5، چاپ 6). (گردآورنده: ج. آ. بريل). (ترجمه حسن انوشه). تهران: امیرکبیر.
• بهار، محمدتقی. (1370). سبک‌شناسی (جلد 2، چاپ 6). تهران: امیرکبیر.
• خالقی‏راد، حسین. (1379). برگزیده سیاست‌نامه و قابوس‌نامه (چاپ اول). تهران: مدینه.
• خطیبی، حسین. (1375). فن نثر در ادب پارسی (جلد اول، چاپ 2). تهران: زوار.
• رزمجو، حسین. (1370). انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی (چاپ اول). مشهد: آستان قدس رضوی.
• زرین‌کوب، عبدالحسین. (1375). روزگاران ایران (از حمله عرب تا پایان عصر تیموریان). تهران: سخن.
• شمیسا، سیروس. (1380). سبک‌شناسی نثر (چاپ 5). تهران: میترا.
• صفا، ذبیح‏ الله. (1376). گنجینه سخن (جلد 2، چاپ 6). تهران: انتشارات فردوسی.
• صفا، ذبیح‌الله. (1356). تاریخ ادبیات در ایران (جلد2، چاپ 5). تهران: امیرکبیر.
• عماری، حسین. (1370). آل‌زیار. در: سيدكاظم موسوی بجنوردی (زیرنظر)، ‏دایره‏المعارف بزرگ اسلامی (جلد 2، چاپ 2). تهران: مرکز ‏دایره‏المعارف بزرگ اسلامی.
• عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن وشمگیر. (1385). قابوس‌نامه. (به اهتمام و تصحیح غلامحسین یوسفی). تهران: علمی و فرهنگی.
• عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن وشمگیر. (1362). قابوس‌نامه (چاپ 5). (تصحیح سعید نفیسی و با مقدمه و تصحیح مجدد حسین آهی). تهران: کتابفروشی فروغی.
• عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن وشمگیر. (1346). قابوس‌نامه. تهران: مؤسسه مطبوعاتی فراهانی.
• عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندربن وشمگیر. (1342). قابوس‌نامه (چاپ 2). (به تصحیح و مقدمه و حواشی امین عبدالمجید بدوی). تهران: ابن‌سینا.
• فروزانفر، بدیع‏ الزمان. (1354). مباحثی از تاریخ ادبیات ایران (چاپ اول). تهران: دهخدا.
• معطوفی، اسدالله. (1376). تاریخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد (چاپ اول). گرگان: پدیده.
• نفیسی، سعید. (1363). تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان  فارسی (چاپ 2). تهران: فروغی.
• یوسفی، غلامحسین. (1357). دیداری با اهل قلم (جلد اول، چاپ 2). مشهد: فردوسی.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه