صنایع دستی
صنایع دستی Handicrafts
توليدات دستی و هنری مردم استان.
سرزمين گرگان (استان گلستان) به دليل قدمت سکونت و تنوع اقليمی حاکم بر آن، در خصوص گوناگونی توليدات صنايع دستی، داراي اهميت است. دسترسي آسان به مواد اوليه، وجود اقوام و گروههاي جمعيتي مختلف با فرهنگهاي متفاوت چون فارس، ترکمن، قزاق، کتول، قزلباش و... باعث ايجاد صنايع دستي گوناگون در اين منطقه شده است.
در اقتصاد استان، کشاورزي و بهويژه دامداري نقش اساسي داشته و صنايع عمده، وابسته به کشاورزي، دامداري و جنگل است. صنايعدستي استان كه نقش مهمي در زندگي مردم اين منطقه دارد، بيشتر به وسيله کارگاههاي خانگي توليد ميگردد و محصولات آن تقريباً احتياجات زندگي مردم بومي و روستايي را مرتفع ميسازد و بيشتر مواد اوليه اين قبيل توليدات نيز از دامهاي همين منطقه تأمين ميشود.
مواد مصرفي صنايع دستي استان، بيشتر در خود منطقه تهيه و توليد ميشود، از آن جمله ابريشم بافي که همه مراحل تهيه نخ ابريشمي، از پرورش کرم ابريشم تا ابريشم کشي، نخريسي و رنگرزي در کنار کارگاههاي بافت خانگي انجام ميشود.
انواع صنايع دستي توليد شده در استان را ميتوان به دو دسته بومي و غيربومي تقسيم کرد. بخش بومي آن برخاسته از فرهنگ و سنن مردم منطقه بوده و در دل نقوش آن، ويژگيهاي بومي و خصلتهاي اقوام ساکن استان نهفته است، چنانکه از مشخصههاي بارز هنر اين سرزمين، حفظ طرحهاي اصيل با محوريت سنتهاي محلي الهام يافته از طبيعت و همخوان با آن است.
از رشتههاي صنايع دستي بومي استان گلستان ميتوان 25 رشته همچون ابريشم بافي، جاجيمبافي، سوزندوزي تركمن، زيورآلات تركمن، نمدمالي، پلاسبافي، سازسازي (دوتار تركمن، دوتارکتول و...، چوغابافي، نواربافي عليآباد كتول، سياهدوزي شاهكوه، قزاق دوزي، شيشهگري ، سفالگري، پوشاک محلي (ترکمن، قزاق، عليآباد، راميان، زيارت، سرکلاته خرابه شهر، شاهکوه و ...)، چادرشببافي، جلاسب، پوستين دوزي، زينسازي، پاپوشسنتي (چاروق دوزي)، شمدبافي، نمکدان بافي، چنته (چمتا)، خورجين بافي، چق (چيق) بافي و لاک تراشي (ساخت ظروف چوبي) را نام برد.
رشتههاي غير بومي استان نيز شامل 54 رشته از جمله: گليم بافي، سوزندوزي بلوچ، معرق، منبت، معرق منبت، قلمزني روي مس، تراش سنگهاي قيمتي و نيمه قيمتي، حصيربافي، عروسکبافي، مليلهسازي، نگارگري، تذهيب، احجام چوبي، منجوق دوزي، مرواريد دوزي، صحافي سنتي، تشعير، همجوشي شيشه، خراطي، سازهاي سنتي (تار، سهتار، سنتور و...)، کاشي (هفترنگ، معرق)، ممقاندوزي، قلابدوزي رشت، تراش شيشه، طراحي سنتي و نقاشي گل و مرغ، سرمهدوزي، چشمهدوزي، آجيدهدوزي، پتهدوزي، مليلهدوزي و ... ميباشد.
برخي از رشتهها در گذشته دور در استان رواج داشته، ولي امروزه به فراموشي سپرده شدهاندکه سفال و شيشه، عبابافي، کوب بافي، مشبک و گرهچيني از آن جملهاند.
به عنوان مثال، در بررسيهاي به عمل آمده در روستاي کُنداب (شهرستان کردکوي)، حدود نيم قرن گذشته، حِرَف مختلف صنايعدستي بين مردم آن منطقه رواج داشته، اما امروزه به دليل مهاجرت روستائيان به شهرها و اقامت فصلي آنان در روستا، اين صنايع رو به فراموشي گذارده است. در بين اين هنرها، ميتوان به عبابافي اشاره کرد که از پشم گوسفند (خودرنگ) به رنگهاي کرم، قهوهاي، شتري با پود و نخفرنگي که تار پارچه را تشکيل ميداد، به کمک دارزميني توليد ميشد که از آن عبا ميدوختند و به قم ميفرستادند. در ولاغوز (شهرستان کردکوي) تا چند دهه گذشته، دستبافتهاي از جنس نوعي گياه خودرو به نام «واش» به روي داربافت زميني توسط مردان روستا توليد ميشد که به عنوان زيرانداز و فرش مورد استفاده قرار ميگرفت که به آن «کوب» ميگفتند. چلههاي کوب از نخ پنبهاي يا کنف تهيه ميشد.
• صنايع دستي ترکمن
بخشي از صنايع دستي اين استان به دليل تمرکز قوم ترکمن در منطقه، متأثر از هنر آنها بوده که در اين ميان ميتوان به بافتههاي داري همچون قالي، قاليچه، پشتي، چنته (چمتا)، نمکدان، پلاس و... اشاره نمود. ترکمنان علاوه بر بافتهها، در ساخت زيورآلات سنتي که قدمت آن به هزاران سال ميرسد، سرآمد بوده و اين هنر اغلب به دست مردان توليد ميشود. زيورآلات تركمن براي زينت بخشي زنان، كودكان، البسه محلي، اسب تركمن و ابزار كار مورد استفاده قرار ميگيرد. از ديگر عوامل تزئيني در لباس مردم ترکمن، سوزندوزي است که نقوش به کار رفته در آن، عمدتاً هندسي و قرينه، به صورت ذهني و الهام يافته از عناصر موجود در طبيعت و محيط پيرامون است.
در گذشته از نخهاي ابريشمي رنگين براي دوخت بر روي پارچههاي ابريشمي دستباف که غالباً به رنگ قرمز بود، استفاده ميکردند. اين رودوزيها بر روي لباس زنان همچون پيراهن و نيز کلاه مردان صورت ميگرفت و نوارهاي دستباف در کنار سوزن دوزي ترکمني به آن زيبايي دو چنداني ميبخشد.
• صنايع دستي قزلباش
قزلباشها در شهرستانهاي راميان و مينودشت متمرکز شدهاند و متداولترين هنر دستي آنان، ابريشم بافي است که توسط دارهاي افقي بافته ميشود. بيشتر توليدکنندگان آن، زنان هستند. «علت تراكم كارگاههاي ابريشمبافي و توليد محصولات ابريشمي در اين بخش، وجود نسبتاً زياد درختان توت و مازو است که از برگ اين درختان براي تغذيه كرم ابريشم استفاده ميشود.»
به واسطهي رواج اين هنر در بين مردم قزلباش، اغلب پوشاک زنان و مردان اين قوم، از پارچههاي دستباف ابريشمي قرمز رنگ تهيه و با ساير هنرهاي دستي از جمله نواربافي، سکه دوزي و زيورآلات ترکيب شده است. امروزه هنر نمدمالي نيز در بين مردم مينودشت، به ويژه مردم روستاي قلعهقافه همچنان رواج داشته و از فشرده نمودن پشم گوسفند در اثر مالش و کنار هم چيدن پشمهاي رنگارنگ، نقوش اصيل و زيبايي پديد ميآورند تا محصولاتي چون زيرانداز، پادري، جل اسب و ... به بازار عرضه نمايند.
نمد اين قوم به واسطهي نقوشي چون انگشتي، گوزنگ و ... بارنگهاي درخشاني که رنگ غالب آن قرمز ميباشد، از ساير محصولات نمدي استان متمايز گشته است.
مردم مينودشت بيش از يک قرن است که حرفه آهنگري را به شيوه سنتي حفظ نمودهاند. در حال حاضر افرادي که در اين حرفه مشغول به فعاليت ميباشند، علاوه بر صنعتگراني که بومي مينودشت هستند، از نقاط ديگري همچون روستاي قلعه قافه، وامنان و سالنگ به اين منطقه نقل مکان نموده و در اين شهر به فعاليت مشغول ميشوند.
مواد اوليه مصرفي در اين هنر- صنعت، انواع فلزات مانند آهن، برنج، فولاد و ... است که براي ساخت اشياء تزئيني، ظروف، ابزارآلات و ... به کار ميروند.
• صنايع دستي قزاق
در سال 1313ش حدود پانصد خانوار از قزاقهاي ساکن استان منقشلاق (مانغيستائو)، واقع در غرب قزاقستان از طريق ترکمنستان به ايران پناه آوردند. اين قوم با خود هنرهايي چون سوزندوزي (قزاق دوزي)، ساخت زيورآلات، دوخت لباس محلي، نواربافي، گليم بافي و ... را به ايران آوردند.
زنان قزاق «سر آستينها و مچ شلوارها و دور يقه و جلوي سينه را گلدوزي ميکنند و نقشهايي پراکنده بر روي لباس ميدوزند، ولي گوشههاي روسريهاي مربع شکل بزرگ و نگاره مرکزي آنها را با دست گلدوزي ميکنند. رنگ اصلي، قرمز شرابي است، با اجزايي به رنگهاي زرد، سبز و آبي. سوزندوزي به روي پارچه ضخيم نخي به رنگ سفيد صورت ميگيرد.»
آنها با بهرهگيري از نقوش هندسي، براي آراستن لباس وکلاه، از نوعي دوخت (بيليش دوزي) در حواشي آن استفاده ميكنند. لباسي که اين قوم از گذشتههاي دور استفاده ميکنند، متشکل از پيراهن بلند (کويلک)، جليقه بلند (بشود)، کت بلند (اشيک)، کلاه (ژاولق يا بوراما)، شلوار (دامبال) و چکمه (تيک) است. اغلب اين نوع لباسها در جشنها و عروسيها مورد استفاده قرار ميگيرد. زنان لباسهاي خود را با زيورآلاتي چون «ژازبا»، «تنگشک»، «تنگشک شوقربرتبا»، «ژند باسترق» و «آشار باو» ميآرايند و به همراه لباس، از زيورآلاتي همچون انگشتر (سقينه)، گردنبند (دزبه)، گوشواره (شقرشق) و دستبند (بليزيک) استفاده ميکنند.
از ديگر هنر قزاقها، نواربافي است که به نوعي از آن «هشت بافي» گويند. از اين نوار در تزئين لباس عروس و يا بستن يقه لباس (به عنوان جا دکمه) استفاده ميشود. گاه در بخش پاييني نوار، منگوله با منجوق به کار ميبرند. نوع ديگر نوار بافي «شاش بو» است که براي بستن مو استفاده ميشود.
• صنايع دستي کتول
كتول در دوران قاجار يكي از 7 بلوك مهم ناحيه استرآباد بود. مردم ساکن در اين منطقه، هنرهايي داشتهاند که شاخصترين آنها، پوشاک محلي و نوار بافي است. زنان کتول از ديرباز لباسهايي مزين به نوارهاي دستبافت، سكه و يراق ميپوشيدند که متشکل از پيراهن، دامن پرچين، كلاه، روسري، پيش جامه و شاروسر(شاه ريسه) و انواع کت بود. نوارهاي تزئيني معمولاً از كامواي سياه رنگ و نخهاي گلابتون طلايي و نقرهاي بافته ميشود و از آن، براي تزئين در دامنهي لباس، سرآستين، دور يقه، دور پيش جامه، حاشيه دامن، دور قاب آينه، قاب قيچي، قاب شانه و ... استفاده ميکنند.
مردان کتول نيز لباسي معروف به «چوغا» ميپوشيدند که از پارچههاي پشمي دستباف تهيه ميشد و شامل جليقه و شلوار بوده و پايين شلوار را با نوار پهن دستباف به نام «پاتوئه» ميبستند و از کفشهاي چرمي ساده با بندي بلند به نام «چاروق» استفاده ميکردند.
• صنايع دستي زيارت
روستاي زيارت در جنوب شهر گرگان و در دامنهي کوه واقع شده، دامداري در اين روستا محدود بوده و زمين قابل کشت اين روستاي کوهپايهاي- جنگلي کفاف معيشت جمعيت حدود دويست خانواري اين روستا را نميکند. ازاينروي، زنان زيارت، براي امرار معاش، به بافت جاجيم مشغول گشته و امروزه نيز از توليدات آن استفادههاي فراواني ميكنند. بيشترين توليد در فصل زمستان است. «جاجيمچه» يا «جاجَم» دستبافي ضخيم و بدون پرز از جنس پشم و پنبه [است] كه داراي چلهكشي بلند بوده و به صورت راه راه و رنگين توسط دارچالهاي به نام «کجکال» جهت مصارفي چون زيرانداز و پادري، پشتي، چنته (چمتا) و ... بافته ميشود. زنان با همان دستگاه بافندگي، غير از جاجيم، پارچه و خورجين، توبره هم ميبافند.
زنان زيارت از پارچههاي دستباف، پوشاکي چون سربند، روسري، پيراهن، شلوار و جليقه تهيه ميکنند. «در زمستان، اگر هوا خيلي سرد باشد، بر روي پيراهن و جليقه، قبا هم ميپوشند. تا چند سال پيش، شلوار را فقط در وقت كار كردن در جنگل و مزرعه ميپوشيدند و در خانه به جاي شلوار، تُمان (تنبان) پرچيني به پا ميكردند و بر روي تنبان، پيراهني ميپوشيدند كه اندكي كوتاهتر از پيراهنهاي كنوني بود.»
• صنايع دستي شاهکوه
قلمرو اصيل فرهنگ شاهکوه، روستاهاي شاهکوه بالا و شاهکوه پايين بوده است که به دليل ييلاق و قشلاق و همچنين مهاجرت عدهاي از ساکنان اين دو روستا به روستاهاي پايين دست و نيز تخليه روستاي شاهکوه بالا و جابهجايي ساکنان آن در اراضي شمال و جنوب اين روستا، امروزه قلمرو فرهنگي شاهکوه عبارت است از: روستاهاي شاهکوه پايين، درآسياب، چهارباغ، قرنآباد، اوزينه و چمن ساور.
ساکنان مناطق کوهستاني در گذشته به دليل دشواري ارتباط با شهر، معمولا تمام وسايل مورد نياز خود را در روستا توليد کرده و در ساخت اين وسايل نيز از مواد و مصالح بومآورد استفاده ميکردند. امروزه به دليل تغيير نوع زندگي و سهولت ارتباط با مراکز خريد شهري و گسترش راههاي ارتباطي، بيشتر احتياجات کوه نشينان نيز از طريق بازار کالا تهيه شده و توليدات سنتي رو به خاموشي رفته است. از جمله صنايع دستي ساکنين شاهکوه ميتوان به صنايع چوبي آنان اشاره کرد که معمولا از چوب درخت ارس و گاهي نيز از چوب درخت مازو (بلوط) ساخته ميشدند. از صنايع چوبي شاهکوه ميتوان به لاک، قاشق، کمچليق، نو (ناودان)، صندوق و... اشاره کرد.
اما از ميان هنرها و صنايع دستي شاهکوه، هنوز هنرهاي مرتبط با نساجي و بافندگي جايگاه خود را در بين ساکنان اين منطقه حفظ کرده است که از آن جمله ميتوان به بافت گِليچ، جاجيم، پلاس، شال، لَمچُغا (نمدچوغا)، چادر شب، چُغا (چوغا- چوخا)، سفره، ساقبند، پاتوئه، جوراب پشمي، گوآل (خورجين)، کلاه کرک، گلدوزي، سياهدوزي و ... اشاره کرد.
سوزندوزي غالب در منطقه شاهكوه، سياهدوزي است که بر روي پوشاک محلي زنان همچون پيراهن و روسري انجام ميشود، سياهدوزي عبارت است از گلدوزي بر روي پارچه سفيد با استفاده از نخ سياه. نقوش به کار فته در سياه دوزي نيز عبارتند از: بُته (کجپِته)، مارپيچ، تِکدوزي، نقش سماور، ستاره، پامرغي و... که به صورت ذهني دوخته ميشود.
• صنايع دستي غرب استان
در شهرستانهايي چون کردکوي و بندرگز، در غرب استان گلستان، مردمي با فرهنگ تبري زندگي ميکنند. در اين بخش از استان، هنرهاي دستي از جمله ابريشمبافي، چادرشببافي، دوخت پوشاک محلي، رودوزيهاي سنتي، کوببافي، نمدمالي، نواربافي، کارتبافي، جاجيمبافي و... رواج دارد.
در روستاي سرکلاته خرابه شهرِ شهرستان کردکوي، پوشاکي محلي داشتند که از پارچههاي ترمه و ابريشمي تهيه ميشد و کلاه زنان آويزهايي از طلا داشت که به آن «کلاه طلا» ميگفتند.
پوشاک زنان متشکل از کلاهطلا، روسري، روبند، پيراهن، جليقهبند، کت بلند چاکدار، دامن کوتاه (شليته)، جوراب شلواري (ساق) و تنبان بود.
زنان، علاوه بر زيورهايي همچون موسري، ناهيچه، موکيسه، خفتي و...، از سوزندوزي نيز براي زيباترشدن پوشاکشان استفاده ميکردند. در روستاهايي چون بالاجاده، افراد مسن، روسرهاي سهگوش يا لچکي را به عنوان پيشاني بند، برروي روسري ميبستند تا نقوش ساده گلدوزي شدهي آن، هنگام بستن در جلوي پيشاني قرارگيرد.
در يک قرن گذشته، زنان بالاجاده کفشهاي چوبي به پا ميکردند که به آن «چُوکُوش» ميگفتند.
چوکوش توسط مردان و با بهرهگيري از الگويي ساده، کفه چوبي و رويهاي از نوارهاي پارچهاي يا کش که به کمک ميخ به کفه متصل ميگرديد، ساخته ميشد.
منابع:
• پوركريم، هوشنگ. (1345). دهكده زيارت. مجله هنر و مردم، 4 (48)، 29-11.
• جمال، محمدجعفر. (1380). صنايع دستي استان گلستان. معاونت صنايع دستي استان گلستان.
• ذبيحي، مسيح. (1363). گرگاننامه. تهران: بابک.
• شادکام، حاجي محمد. (1378). نگاهي به تاريخ قوم قزاق. گرگان: مختومقلي فراغي.
• کلاک، جي. (1997). سيري در صنايع دستي ايران. توکيو: چاپخانه هانشي جي، شاشين اين سات سو.
• معطوفي، اسدالله. (1374). استرآباد و گرگان در بستر تاريخ. مشهد: درخشش.
• منصوري، مريم. (1384). گزارش صنايع دستي بومي استان گلستان. كتابخانه معاونت صنايع دستي گلستان.