سفالینههای جرجان
سفالينه های جرجان Crockeries of Jorjan
معروفترين آثار هنری شهر جرجان که در بسياری از موزهها به نمايش درآمده است.
بيشترين و مهمترين مجموعه يافتههاي بررسي و كاوشهای شهر جرجان، سفالينه های آن است كه مدارك دست اول براي تاريخگذاري و گاهنگاري محوطه و نيز دادهي بسيار مهمي براي تحليل وضعيت ساختار اجتماعي و اقتصادي جامعه است. جرجان يكي از مراكز اوليه ساخت سفال در ايران بوده است. سفال هاي متنوعي كه از ترانشه هاي مختلف در اين شهر به دست آمده، نشاندهندهي تکامل هنر سفالگري در اين منطقه است. با مطالعه سفال و ظروف سفالي به دست آمده از جرجان، ميتوان اين سفالينه ها را از نظر زماني به شش دوره تقسيمبندي كرد:
دوره انتقالي، قرون اوليه اسلامي (سلسلههاي ساماني، زياري و آلبويه) دوره سلجوقي، دوره خوارزمشاهي، دوره ايلخاني و دوره تيموري و صفوي.
اين مجموعه را ميتوان به دو گروه اصلي تقسيم بندي كرد: سفالينههاي بيلعاب و سفالينههاي لعابدار. در زير مجموعه هركدام، گونههاي مختلفي بر پايه ويژگي مشخصه، طبقهبندي شده است.
مجموعه سفالينههاي بيلعاب عبارتند از: گونه قرمز، گونه قرمز داغدار، گونه قرمز كنده، گونه نخودي روشن –تيره، گونه خاكستري روشن- تيره، گونه با نقش مهرزده قالبي، گونه با نقش كنده، گونه با نقش قالبي، گونه با نقش افزوده.
مجموعه سفالينههاي لعابدار عبارتند از: گونه لعاب يكرنگ فيروزهاي، گونه لعاب يكرنگ سبز، گونه لعاب يكرنگ زرد- نارنجي، گونه لعاب قرمز- قهوهاي، گونه لعاب يكرنگ لاجوردي، گونه لعاب يكرنگ سفيد، گونه منقوش زرد، گونه منقوش كنده، گونه يكرنگ افزوده، گونه لعاب پاشيده، گونه نقاشي زير لعاب شفاف، گونه كوفي تزئيني، گونه زرينفام اوليه و ميانه.
• دوره انتقالي
پس از حمله اعراب در سال 622 م، منطقه مازندران براي مدتي استقلال خود را حفظ كرد و هنر اين منطقه به پيروي از سنتهاي ساساني ادامه يافت. اين مسأله در هنر سفالگري نيز تجلي يافت. جرجان و مناطق مازندران، سفالينههايي شبيه به ظروف اواخر دورهي ساساني توليد ميكردند. در مورد دو نوع سفالينه تكرنگ و بدون لعاب در كاوشهاي شهر جرجان، سفالينههاي به دست آمده، از نظر شكل و طرح، شباهت بسيار زيادي با سفالينههاي اواخر دوره ساساني دارد. اين سفالينهها در اين دوره در ديگر مراكز سفالگري ايران نيز توليد ميشد. پس از اين دوره، جرجان زير سلطه سلسلههاي ايراني، مانند سامانيان، زياريان و آلبويه قرار گرفت و همچون ساير نواحي ايران، هنر سفالگري آن به دورهي شكوهمند جديدي وارد شد.
• سفالينههاي بدون لعاب:
سفالينههاي بدون لعاب جرجان در قرون اوليه را ميتوان به گونههاي زير تقسيمبندي كرد:
الف) سفالينههاي گونه ساده
ب) سفالينههاي گونه كنده
ج) سفالينههاي گونه منقوش
خميرهي اين سفالينهها، به رنگ نخودي و قرمز و به دليل كاربردي بودن آنها، بسيار متخلخل هستند. فرم سفالينههاي گونهي ساده شامل كاسه، پارچ، بطري، فنجان، بشقاب، پيسوز و قمقمههايي با كف صاف و لبههايِ برگشته است.
فرم سفالينههاي گونه کنده معمولاً روي گردن يا شانه ظروف ديده ميشود. طرح هندسي، رايجترين طرحِ اين گونه سفالينههاست. شكل اين ظروف شامل پارچ، بطري، بشقاب، پيسوز و قمقمه ميباشد. جذابترين گروه اين سفالينهها، گونه منقوش است. اين گونه، از اوايل دورهي اسلامي رايج و تا دورهي ايلخاني ادامه يافت. نقوشِ به كار رفته بر روي اين گونه سفالينهها، نقوش انساني، حيواني و كتيبه تزئيني است. نقوش كتيبه تزئيني شامل نقوش خطوطِ كوفي تزئيني است كه اين كتيبهها با كتيبههاي به كار رفته در بناهاي اين دوره قابل مقايسه است.
• سفالينههايي با نقوش سياه بر زمينه سفيد:
در بين سفالينههاي قرون اوليه اسلامي، ظروفي هستند كه در آنها از رنگ سياه بر روي زمينه سفيد استفاده شده است. خميرهي اين گونه، قرمز و نخودي است که با لعاب سفيد رنگ پوشانده شده است. كتيبههاي به كار رفته بر روي اين گونه سفالينهها، به رنگ سياه بر زمينه سفيد و بر روي لبهها و مرکز و ديوارهي ظرف، شامل اشعار و امثال مانند «شانس خوبي داشته باشي»، «به خدا توكل كن»، «جاودانگي» و «رحمت بر صاحب اين ظرف» بوده و برخي مواقع، امضاء سفالگر نيز بر روي ظروف ديده ميشود. خطوط به كار رفته بر روي اين گونه سفالينهها، شامل خطوط اوليه و مياني اسلامي است. نوع ديگر تزئين اين گونه سفالينهها، شامل نقوش حيواني، هندسي و گياهي است. تعداد زيادي از ظروف مكشوفه از كاوشهاي جرجان، شامل نقوش اردك در مركز و تزئينات گياهي بر لبه و بدنه ظرف ديده ميشود. فرم رايج اين گونه سفالينهها شامل كاسههايي با كف صاف و لبه برگشته و بشقابهاي بزرگ ميباشد.
• سفالينههاي چند رنگ:
مهمترين گونه سفالينههاي مكشوفه از جرجان، سفالينههايي با طرح چند رنگ است. خميرهي اين گونه، قرمز- نخودي و سطح ظروف با لعاب سفيدرنگ پوشانده شده است. تزئينات به كار رفته بر روي اين گونه، شامل نقوش چند رنگ كه بر روي ظروف نقاشي شده است، سپس روي آن را با لعاب بيرنگ پوشاندهاند. نقوش به كار رفته بر روي اين گونه سفالها، شامل نقوش انساني و حيواني و گياهي است. نقوش حيواني به كار رفته بر روي اين گونه سفالينه، شامل بز، كبوتر، اردك، ماهي، اسب، گوزن، شير و ببر است كه با مهارت بسياري ترسيم شدهاند. رايجترين نقش بر روي سفالينههاي مكشوفه از جرجان، نقش كبوتر بوده كه با سفالينههاي سبك آمل قابل مقايسه است. اين ظروف، در ساير مراكز سفالگري ايران نيز به دست آمده، ولي مهمترين مراكز ساخت آنها، آمل، نيشابور و جرجان بوده است.
• سفالينههاي لعاب پاشيده:
توليد سفالينههاي لعاب پاشيده در جرجان، همزمان با ظروف سلسلهي تانگ چين آغاز شد. با وجود اينكه در ابتدا سفالگران جرجاني سعي كردند از ظروف لعاب پاشيده تانگ تقليد كنند، ولي خيلي زود توانستند نمونههاي بهتري از آنها توليد كنند. سفالينههاي لعاب پاشيده جرجان را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد: لعاب پاشيده ساده و لعاب پاشيده كنده. در ظروف لعاب پاشيده ساده، هم از خمير قرمز و هم از نخودي استفاده شده است. اين خمير را با لعاب قهوهاي، سبز و زرد ميپوشاندند. فرم اين گونه، شامل كاسه، بشقاب و كوزه بوده كه اغلب كفهاي صافي داشتند. فرم گروه دوم شامل كاسه و بشقاب بوده و معمولاً با نقوش هندسي، حيواني و گياهي به صورت كنده تزئين ميشد.
• سفالينههاي تكرنگ:
توليد سفالينههاي تكرنگ در اغلب قسمتهاي ايران در پيش از اسلام معمول بود. در دورههاي پارت و ساساني، استفاده از لعاب تكرنگ مانند فيروزههاي سبز و آبي بيشتر رايج بود و اين مسأله تا اوايل دوران اسلامي، زماني كه رنگهاي ديگر چون سبز، قهوهاي و آبيِ تيره معمول شدند، ادامه يافت. هر از گاهي در توليد اين ظروف، از دو رنگ استفاده ميشد؛ يكي براي سطح داخلي ظرف و ديگري براي سطح بيروني آن. ظروف تك رنگ جرجان را ميتوان در دو دورهي مستقل مورد بررسي قرار داد:
الف) از دوره سلجوقي تا دوره ايلخاني
ب) از دوره ايلخاني به بعد
فرم رايج گروه الف، شامل كاسه، پارچ، بطري كوزه، و تنگ بوده كه در آنها، هم از خميرهي قرمز و هم نخودي استفاده ميشد و لعابي سبز، قهوهاي، آبي يا زرد آن را ميپوشاند. دوره دوم كه شامل دورههاي سلجوقي، خوارزمشاهي و ايلخاني ميشود، يكي از مهمترين دورههاي توليد سفالينههاي تكرنگ در جرجان به شمار ميآيد. خمير مورد استفاده هم سفيد و هم نخودي و قابل مقايسه با ظروف دورهي سونگ چين است. از نظر تزئين، اين سفالينه به سه گروهِ تكرنگ ساده، تكرنگ منقوش، تكرنگ كنده تقسيم ميشود. ظروف تكرنگ، خميري به رنگ سفيد يا نخودي دارند كه با لعاب قليايي فيروزهاي، آبي كبالتي، آبي تيره يا سبز پوشانده شدهاند. فرم رايج آنها شامل كاسه، بشقاب، پارچ و ليوان است كه برخي از آنها با اشكال انساني و حيواني تزئين شدهاند. برخي اوقات، اين ظروف به صورت مشبك ارائه ميشد كه ديوارهي آن را با لعاب بيرنگ مات ميپوشاندند و برخي مواقع، از خطوط آبي يا سياه براي تزئين داخل ظرف استفاده ميشد. دومين نوع لعابهاي تكرنگ، شامل ظروفي بود كه با نقشهاي انساني، حيواني و گياهي تزئين ميشد. فرم رايج اين گونه، شامل كاسه، بطريهاي بزرگ و شمعدان بود. نقوش انساني به كار رفته در اين ظروف، شامل صحنههاي شكار و بزم بوده كه با نقوش ظروف فلزي ساساني قابل مقايسه است. برخي از ظروف، داراي كتيبههايي به خط عربي و فارسي شامل سعادت، پيروزي، قدرت و برتري است. دومين گروه، ظروفي هستند كه با نقش كنده تزئين شدهاند. خميرهي اين گروه شامل سفيد يا نخودي است و با لعاب فيروزهاي، لاجوردي، سبز و آبي تيره پوشانده ميشد. نقوش به كار رفته در اين گونه سفالينهها، شامل نقوش انساني، حيواني و گياهي است. روي برخي از ظروف، نقوش انساني يا حيواني ديده ميشود كه روي زمينهاي با نقوش اسليمي و گياهي تصوير شده است. تزئين با كتيبه نيز در اين گروه رايج بوده است. فرم اين گونه سفالينهها، شامل كاسه، بشقابهاي بزرگ، پارچ و ... ميباشد.
• سفالينههاي زرينفام:
در مورد خاستگاه اين نوع سفال كه از اوايل دوران اسلامي به بعد توليد ميشد، در بين محققان سفال اسلامي اختلاف زيادي وجود دارد. محققان، سامرا و فسطاط را خاستگاه ظروف زرينفام اوليه و مراكزي چون ري، ساوه، كاشان و سلطانآباد را خاستگاه ظروف ميانه ميدانند. اگرچه تا قبل از كاوشهاي يوسف كياني، محققان جرجان را يكي از مراكز سفالينههاي زرينفام نميدانستند، ولي در نتيجه كاوشهاي وي و كشف تعداد بسياري از قطعات زرينفام دفرمه شده و مطالعات آزمايشگاهي و كورههاي سفالگري و سه پايههاي چسبيده به قطعات زرينفام، مشخص شد كه نه تنها جرجان در سدههاي مياني، مركز اصلي در توليد سفالينههاي زرينفام بود، بلكه از دوران اسلامي، ظروف زرينفام در آن توليد ميشده است. به طور كلي، ظروف زرينفام مكشوفه از جرجان را ميتوان به چهار دوره تقسيم كرد: اوايل اسلام، دوره سلجوقي، دوره خوارزمشاهي و دوره ايلخاني.
• زرينفامهاي قرون اوليه:
ظروف زرينفام اوليه جرجان را ميتوان به دو گروه تكرنگ و چندرنگ تقسيم كرد. خمير ظروف زرينفام تكرنگ شامل كرم روشن است كه به رنگ سفيد نزديک است. تزئينات داخلي اين ظروف شامل كتيبههايي به خط كوفي و نقوش حيواني، گياهي و نقوش هندسي است. فرم اين گونه، شامل كاسه، پارچ، فنجان و تنگهاي كوچك ميباشد. كتيبهها معمولاً روي بدنه يا كف ظرف نوشته شده و شامل دعاي خير است. خميرهي ظروف زرينفام چندرنگ شامل نخودي پررنگ يا زرد، قهوهاي تيره و روشن و سبز تيره و روشن است. تزئينات به كار رفته بر روي اين گونه سفالينهها، شامل نقوش حيوانات و پرندگان (بيشتر كبوتر) و نقوش هندسي و گياهي است.
• زرينفامهاي دوره سلجوقي:
سفالگران جرجان در اين دوره، تكنيكهاي ساخت ظروف زرينفام را به بالاترين حد خود رساندند. خميرهي اين ظروف، قرمز يا نخودي است. تزئينات به كار رفته بر روي اين گونه، شامل نقوش شخصيتهاي برجسته، زوجهاي در حال گفتگو، سواران و نوازندگان و همچنين نقوش حيواني و گياهي روي پس زمينه با جزئيات فراوان كه اغلب همراه با كتيبههايي به شكل نوار بود. فرم رايج اين گونه سفالينهها، شامل كاسه، بشقاب، پارچ، تنگ، فنجان و بطري است. نقوش تزئيني آنها عبارتند از: افراد در حالت نشسته، حيوانات، حيوان با سر انسان، نقوش گياهي و تركيبي.
• زرينفامهاي دوره خوارزمشاهي:
دورهي خوارزمشاهي يكي از مهمترين دورههاي ساخت ظروف سفالي در جرجان بود كه در آن، سفالگران همه گونه سفالينه توليد ميكردند. سفالينههاي زرينفامِ اين دوره، داراي خميره به رنگ سفيد مايل به قهوهاي است. لعابهاي مورد استفاده، قهوهاي، زرد و طلايي بود، اما در پايان اين دوره، به رنگهاي خرمايي براق و مايل به قهوهاي تغيير كرد. نقوش تزئيني شامل نقوش هندسي، گياهي، اسفنگس غزال، اردك و پرندگان بود. از ويژگيهاي زرينفامهاي اين دوره، اشكال انساني ملبس به نقطههايي كوچك بر روي آن بود كه اين نقوش بر روي بدن حيوانات نيز ديده ميشود. يكي از طرحهاي معمول ديگر اين دوره، نقش ستاره شش پر است كه در مركز ظرف بود. نقش انسان نشسته معمولاً در مركز ظرف ديده ميشود كه برخي اوقات، ترنجي دايرهاي آن را احاطه كرده است. چهرهي اين افراد از دور نقاشي شده و تنها جزئيات ضروري چهره آمده است. برخي اوقات، ابروهاي اين افراد به بينيشان متصل شده است. اين شخصيتها اغلب شخصيتهاي افسانهاي هستند. طرح رايج ديگري كه در مركز ظرف به كار رفته، طرح سوار است. اسب معمولاً در حال تاختن و چهرهي سوار از رو به رو تصوير شده است. طرح پرندگان نيز رايج بود و معمولاً در سطح بيروني ظرف و بين دو كتيبه، تصوير ميشدند. نقوش گياهي در سطح داخلي ظرف به كار ميرفتند. مضمون كتيبههاي به كار رفته در اين دوره، شامل رباعي و ضربالمثل است كه با خط تعليق نوشته شده و در لبه داخلي يا خارجي ظرف به كار رفتهاند. كتيبههاي به كار رفته در اين سفالينهها، شبيه كتيبههاي به كار رفته در بناهاست. شعرهايي كه معمولاً در اين نوشتهها به كار ميرفتند، از شاعراني چون بابا افضل، ظهيرالدين فاريابي، فردوسي و ديگر شاعران مربوط به اين دوره بوده است.
• زرينفامهاي دوره ايلخاني:
با وجود اين که شهر جرجان مورد حمله مغول قرار گرفته و ويران شد، در دورهي ايلخاني و تا زمان دومين حمله مغولها به سركردگي تيمور، هنر ايراني دوره شكوفايي كوتاهي را گذراند. در جرجان، بازسازي شهر آغاز شد و توليد سفال (اگرچه مانند دوره قبل نبود) از سرگرفته شد. زرينفامهاي دورهي ايلخاني از خمير سفيد نازك استفاده شده است. فرم رايج اين ظروف، شامل كاسه، بشقاب، تنگ، آبخوري، پارچ و مجسمههاي انساني و حيواني است. نقوش به كار رفته در سفالينههاي اين دوره، شامل نقوش انساني، حيواني، گياهي، هندسي و كتيبهاي ميباشد. در اين نقوش، گاهي از لعاب آبي كبالتي استفاده شده كه خطوط ضخيم داخل ظرف را به تصوير ميكشد. كتيبههاي به كار رفته بر روي سفالينههاي زرينفام اين دوره، کاملاً مشخص نيستند و تنها به عنوان تزئين به كار رفتهاند. اين كتيبهها معمولاً داخل ظرف هستند، اما در برخي ظروف، در لبه بيروني ظرف نيز به كار رفتهاند. رنگ ظروف زرينفام اين دوره، قهوهاي روشن و طلايي است.
سفالينههاي نقاشي زير لعاب:
خميرهي اين نوع ظروف، معمولاً سفيد يا نخودي است. برخي از اين ظروف، داراي بدنههاي بسيار نازك و برخي داراي بدنه بسيار ضخيم هستند. به طور كلي، اين سفالينه را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد:
الف) سفالينههايي با تزئينات سياه رنگ بر روي زمينه آبي يا فيروزهاي
ب) سفالينههايي با تزئينات آبي و سياه بر روي زمينه سفيد يا فيروزهاي.
تزئينات داخلي اين ظروف، شامل طرحهاي گياهي و كتيبههايي است كه از مركز به سمت بيرون ظرف پخش ميشوند. طرحهاي گياهي، شامل غنچههاي بسته، برگهاي كشيده و برگها و خطوط پيچ خورده ميباشد. طرحهاي ديگر عبارتند از: نقوش حيواني به اشكال ماهي، پرنده، غزالهاي در حال دويدن. فرم رايج اين سفالينهها شامل كاسه، پارچ، آبخوري، تنگ، فنجان و بطري است.
• سفالينههاي مينايي:
در اواخر دورهي سلجوقي و در دورهي خوارزمشاهي، نوع جديدي از سفال ابداع شد كه به نام مينايي شناخته ميشود. تزئينات به كار رفته در اين نوع ظروف، اغلب با نقاشيهاي مينياتوري قابل مقايسه است. مضمون اين نقاشيها، داستانهاي مصور در كتابهاي مهم آن دوره است. شهرهاي ري، كاشان و سلطانآباد به عنوان مراكز اصلي توليد ظروف مينايي معرفي شدهاند.
شيوهي مينايي بسيار پيچيده است. قسمتي از رنگ دانههاي زير لعاب بيرنگ به كار ميرفت و بقيه آن در پخت دوم استفاده و خشك ميشد، بنابراين سفالگر ميتوانست از رنگهاي زيادي استفاده كند و تركيبهاي ظريفي به وجود آورد. نقوش به كار رفته در اين گونه سفالينهها، شامل نقوش انساني، حيواني، گياهي و كتيبهدار است. ظروف مينايي جرجان را ميتوان به دو دوره تقسيم بندي كرد:
الف) دورهي سلجوقي
ب) دورهي خوارزمشاهي
خميره ظروف دورهي سلجوقي، نخودي و رنگهاي مورد استفاده، قرمز، سبز، زرد، آبي و قهوهاي است. طرحهاي هندسي و گياهي در اين ظروف استفاده شدهاند. برخي اوقات، كتيبههاي كوفي نيز به همراه آنها در داخل و خارج ظروف به كار رفتهاند.
خميرهي ظروف دورهي خوارزمشاهي، سفيد و نقوش به كار رفته شامل نقوش گياهي، حيواني، انساني و كتيبههاي تزئيني است. مضمون نقوش انساني، سواران، صحنههاي عاشقانه و افراد در حالت نشسته را به تصوير ميكشد. مضمون كتيبههاي به كار رفته بر روي اين سفالينه، شامل كلماتي مانند قدرت، پيروزي، سعادت و اشعار فارسي است. فرم رايج اين گونه سفالينهها عبارتند از: بشقاب، پارچ ، بطري، آبخوري و تنگ.
• كتيبههاي سفالينههاي جرجان
بيشتر سفالينههاي جرجان، با كتيبههايي در سطح داخلي يا خارجي ظرف تزئين شدهاند. سفالينههاي قرون اوليه اسلامي، اغلب داراي كتيبههاي كوفي هستند. متن اين كتيبهها، احتمالاً در قالبهاي فلزي يا چوبي نوشته ميشد و شامل لغات يا ضربالمثلهاي عربي همچون رحمت، رحمت بر صاحب اين ظرف، سعادت، توكل كن به خدا، جاودانگي و در برخي مواقع، همراه با امضاي سفالگر بود. در دورهي سلجوقي و خوارزمشاهي، استفاده از كتيبه رايجتر بود و اين كتيبهها پيچيدهتر شدهاند. سفالينههاي تكرنگ، با انواعِ مختلفِ كتيبهها تزئين ميشد كه در بين آنها، شيوهي يادبود قابل مقايسه با كتيبههاي همين دوره بود. استفاده از كتيبه، در ظروف قالبي بدون لعاب نيز رايج بود. متنِ اين كتيبهها، شامل ضربالمثلهاي عربي و كلماتي چون افتخار، رفاه، سعادت، سلامتي، عزت، بهروزي، قدرت و در برخي اوقات، نام سفالگر و تاريخ ساخت آن است. اغلب ظروف زرينفام و مينايي اين دوره، در متن كتيبهها، از خط تعليق و شكسته تعليق بر روي لبهها، مركز و بدنه داخلي ظروف استفاده كردهاند. در دورهي ايلخاني و تيموري، متنهايي با خط شكسته در داخل و خارج ظرف استفاده ميشد. استفاده از رباعيات در اين كتيبهها رايج بود و اشعار غالب، از شاعران مشهور معاصر گرفته ميشد. در ميان شاعران ايراني كه از شعرهايشان استفاده ميشد، ميتوان به فردوسي، باباافضل، انوري، ظهيرالدين فاريابي، حافظ، تقانشاه، مجدالدين بغدادي و در ميان شاعران عرب، ميتوان به عبيدبن ابرسي و طرفبن عبدالبكري اشاره کرد.
• كورههاي جرجان:
كورههاي مكشوفه در جرجان، از نظر فرم و شكل شباهت بسيار زيادي به كورههاي مكشوفه از شهر تاريخي نيشابور دارد. در نتيجهي كاوشهاي شهر جرجان، تعداد 5 كوره سفالگري شناسايي شده است. فرم رايج اين كورهها به صورت مدور و مستطيل شكل است. اين كورهها از بيرون، مدور با قطر بين 230 تا700 سانتيمتر متغير است و از داخل، مثلثي شكل است. ارتفاع آنها بين 60 تا 230 سانتيمتر متغير است و در آن آتشخانه قرار دارد. مصالح به كار رفته در ساخت اين كورهها، از آجرهايي به ابعاد 4×25×25 سانتيمتر است كه با گلي به ضخامت 3 سانتيمتر اندود شدهاند. داخل اين كورهها، سوراخهايي براي آويزان كردن سفالينهها به وسيله توپيها و سه پايههاي سفالي ايجاد شده است. از داخل اين كورهها، بقاياي سفالينههاي دفرمه شده، جوش كوره، سه پايه و توپي سفالي به دست آمده است.
• پيسوزهاي سفالين
از ديگر يافتههاي حفاري شهر تاريخي جرجان، پيسوزها هستند که تعداد آنها بسيار زياد است. پيسوزهاي مکشوفه، از نظر شکل و لعاب، بسيار متنوع و جالب توجهاند. اغلب پيسوزها داراي لعابي به رنگهاي زرد، آبي، قهوهاي و سبز، و پيسوزهايِ بدون لعاب نسبت به لعابدارها از تعداد کمتري برخوردار هستند. اين پيسوزها به فرمهاي گوناگون، شامل يک شعله و دو تا شش شعله و برخي پايهدار و بدون پايه هستند. بعضي از اين پيسوزها به شکل مجسمه حيواناتي همچون گوزن و بز تزئين شدهاند.
• فقاعهاي سفالين:
تعداد بسيار زيادي فقاع در نتيجهي کاوشهاي باستانشناسي شهر جرجان بهدست آمده است. بهطور کلي، فقاعهاي بهدست آمده از جرجان را ميتوان به دو گونهي ساده و منقوش تقسيمبندي کرد. فقاعهاي ساده به رنگهاي نخودي و خاکستريِ تيره و روشن در ابعاد مختلفِ بزرگ و کوچک بهدست آمده است. فقاعهاي منقوش که تعداد آنها از فقاعهاي ساده کمتر است، شامل نقوش هندسي و گياهي به صورت کنده و استامپي هستند.
…
منابع:
• بهرامي، مهدي. (1327). صنايع ايران: ظروف سفالين. دانشگاه تهران.
• پرايس، كريستين. (1356). تاريخ هنر اسلامي. (ترجمه مسعود رجبنيا). تهران: بنگاه ترجمه و نشركتاب.
• قائيني، فرزانه. (1383). سفال جرجان. اداره كل انتشارات و توليدات فرهنگي ميراث.
• كامبخش فرد، سيفاله. (1379). سفال و سفالگري در ايران: از ابتداي نوسنگي تا دوران معاصر. تهران: ققنوس.
• كياني، محمديوسف، و کريمي، فاطمه. (1364). هنر سفالگري در دوره اسلامي. تهران: مركز باستانشناسي ايران.
• Bahrami, M.Gurgan faience.cairo. 1949
• Kiani,M.y.”Rcent Excation in jarjan” the art of Iran and Anatolia. 11-13 centuries A.D colloguies on Art and archaeology on Asia. Non.university of London. 1974.