الله نور
الله نور / Allāhnur
روستایی واقع در دهستان پالیزان، بخش مرکزی شهرستان مراوهتپه، استان گلستان.
این روستا در ۲۰ کیلومتری شرق شهرستان مراوهتپه، در طول جغرافیایی 56ً 11َ °56 و عرض جغرافیایی 35ً 54َ °37 و در ارتفاع ۳۱۳ متری از سطح دریا قرار دارد.[1] همچنین این روستا حدود یک کیلومتر از جاده اصلی فاصله دارد.
موقعیتهای جغرافیایی و طبیعی این روستا عبارتاند از: در شرق، روستاهای باقیدره، یکهتپه و صوفینینگدرهسی؛ در غرب، چشمه دامدامی، زیارتگاه بالقیبابا (بالقاسا)، عوضنگ چشمهسی و روستای گواندر؛ در شمال، با فاصلهای اندک، جاده مراوهتپه به قازنقایه، رودخانه اترک و روستای پالچقلی یموت در فاصلهای حدود دو کیلومتری؛ و در جنوب، ارتفاعات حاجیداغ، هونکی و نیز چاقانینگدرهسی قرار دارند.[2]
وجه تسمیه روستا برگرفته از نام یکی از بزرگان آن به نام اللهنور است که حدود سال ۱۳۴۲ش، در حالی که قریب به ۸۰ سال عمر داشت، دار فانی را وداع گفت. وی از احترام ویژهای در میان اهالی، اعم از بزرگ و کوچک، برخوردار بود.
پیشینه روستا نشان میدهد که اهالی آن در اوایل دهه ۱۳۰۰ش، پس از دورهای جابهجایی و کوچ، در این محل سکونت دائمی اختیار کردهاند. ساکنان روستا پیشتر زندگی عشایری داشته و همراه با گلههای گاو، گوسفند و شتر، در جستوجوی مراتع مناسب در حال کوچ بودند. به گفته یکی از بزرگان روستا، در گذشته اهالی در دو سوی مرز ایران و ترکمنستان بهطور مداوم جابهجا میشدند تا سرانجام با اندکی تغییر مکان، در محل کنونی به سکونت دائمی روی آوردهاند.[3]
زبان اهالی این روستا ترکمنی است. ساکنان آن همگی مسلمان، اهل سنت و پیرو مذهب حنفی هستند. مردم روستا از ترکمنهای طایفه یموتاند که بیشتر به تیرههای غراوی و بهلکه تعلق دارند و چند خانوار نیز از تیره دوجی هستند. بر پایه تقسیمبندیهای طایفهای، عسگری خانقاه، طایفه یموت را به سه گروه ویس، شرپ و چونی تقسیم کرده و شاخه شرپ را نیز به چهار تیره دیهجی، سردار، غراوی و بهلکه بخشبندی کرده است.[4]
در کتاب «سفرنامه استرآباد، مازندران و گیلان» که نگارش آن از ۳۱ خرداد ۱۲۳۹ش آغاز و در خرداد ۱۲۴۰ش به پایان رسیده است، آمده که غراویها عمدتاً در نواحی اترک و بلخان سکونت داشته و جمعیتی در حدود ۲۵۰ خانوار داشتهاند. همچنین محل سکونت طایفه بهلکه نیز در حوالی اترک بوده و جمعیت آنان نزدیک به ۲۶۰ خانوار ذکر شده است.[5]
نامهای خانوادگی رایج در این روستا عبارتاند از: کااییغراوی، خالیپور، بازدار، قولاقی، بهلکه و تنهاییدوجی.
از جمله مکانهای تفریحی و گذران اوقات فراغت اهالی نیز میتوان به چشمه دامدامی و زیارتگاه بالقیبابا در غرب روستا اشاره کرد.
اغلب اهالی این روستا به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. زمینهای کشاورزی روستا حدود ۲۵۰ هکتار وسعت دارد و محصولات اصلی آن شامل گندم، جو، هندوانه و سایر محصولات زراعی است. در گذشته، کشت پنبه از مهمترین فعالیتهای کشاورزی روستا بود، اما امروزه دیگر پنبهای کشت نمیشود. بیشتر زمینهای کشاورزی دیم هستند و تنها در حاشیه رودخانه اترک، زمینهای آبی وجود دارد که در سالهای اخیر برای کشت برنج استفاده میشد؛ با این حال، به دلیل مدیریت منابع آبی، این کشت در سالهای اخیر ممنوع شده است. دامداری از مشاغل آبا و اجدادی اهالی روستا است و ساکنان آن سالهاست که به این فعالیت ادامه میدهند. در این روستا حدود ۴۰۰ رأس گوسفند و بز و ۷۰ رأس گاو نگهداری میشود. با این حال، در سالهای اخیر به دلیل خشکسالی، محدودیت دسترسی به مراتع و گرانی علوفه دامی، دامداری روندی کاهشی داشته و توجه اهالی به آن کمتر شده است. استفاده اصلی از دامها شامل فروش بره، گوشت، شیر و روغن محلی و سایر محصولات مرتبط است. باغداری در روستا چندان توسعه نیافته و هر خانواده معمولاً در حیاط منزل خود درختان مثمری مانند انجیر، انار، زیتون، انگور و… دارد. با این حال، در سالهای اخیر حدود هشت هکتار باغ شامل انار، آلو، زیتون و سایر درختان میوه در روستا احداث شده است.[6]
معماری خانهها و بافت سنتی روستا تا حدی حفظ شده است. مردمی که پیشتر در آلاچیقهای عشایری زندگی میکردند، پس از اسکان به ساخت خانههای دائمی گِلی روی آوردند و آثار این نوع خانهها هنوز باقی مانده و برخی از آنها همچنان مورد استفاده است. پس از آن، ساخت خانههای آجری با پوشش سقف حلب و ایرانیت رواج یافت. امروزه نیز خانهها با دخالتهای بهجا از سوی بنیاد مسکن شهرستان و با استفاده از مصالح نوین مانند میلگرد و سایر مصالح ساختمانی مدرن ساخته میشوند.
آداب و رسوم گذشتگان تا حد زیادی کمرنگ شده و شور و شوق گذشته در میان مردم دیده نمیشود. با این حال، برخی سنتها همچنان حفظ شدهاند؛ برای مثال، در روزهای عید فطر و قربان اهالی هنوز هم به دیدار یکدیگر رفته و عید را تبریک میگویند. همچنین مراسم مذهبی مانند برگزاری عید قربان و فطر، یار رمضان، اقامه نماز تراویح، حاجیصدقه، آقآش و دیگر مناسک سنتی همچنان در روستا برگزار میشود.
در گذشته، صنایع دستی در میان زنان و دختران روستا شامل قالیبافی، نمدمالی، پشتیبافی، پردهدوزی، نخریسی و دیگر هنرهای مشابه بود که اغلب امروزه به فراموشی سپرده شدهاند. غذاهای محلی روستا عبارتاند از چکدرمه، که غذای اصلی ترکمنها محسوب میشود، و دیگر غذاها شامل اونآشی، چورفا، یارما، سویتلیآش، قاتیقلیآش و غیره هستند. از جمله بازیهای بومی و محلی که در گذشته رواج داشته و امروزه بسیار کمرنگ یا حتی فراموش شدهاند، میتوان به چوررگ، توپقاقدیر، اوقیای، گیزلیمپرچک، آلتاقداش، چلیک، آششیق، یوزگ و در میان دختران اویچگاویچگ اشاره کرد.[7]
در حال حاضر، در این روستا حدود ۵۰ خانوار با جمعیتی معادل ۲۳۵ نفر سکونت دارند. محدودیتهای زندگی روستایی، فاصله از مراکز شهری، بیکاری و دیگر عوامل سبب شده است که بخش قابل توجهی از ساکنان به شهر مراوهتپه مهاجرت کنند. همچنین، بر اساس نتایج سرشماریهای رسمی نفوس و مسکن ایران، آمار جمعیتی روستا به شرح زیر است:[8]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
* |
|
1345 |
17 |
82 |
|
1355 |
21 |
115 |
|
1365 |
20 |
127 |
|
1375 |
22 |
151 |
|
1385 |
37 |
184 |
|
1390 |
41 |
197 |
|
1395 |
60 |
228 |
نخستین بنای فیزیکی مسجد روستا به حدود سال ۱۳۴۵ش بازمیگردد. این مسجد با سازهای گِلی و به همت اهالی روستا ساخته شد. پیش از احداث مسجد، ساکنان نمازهای خود را در منازل اقامه میکردند و تنها در ایام ماه مبارک رمضان، برای برگزاری نماز تراویح، پیشنمازی به روستا دعوت میشد. بنای فعلی مسجد نیز در حدود سال ۱۳۸۴ش با استفاده از آجر و مصالح جدید احداث شده است.[9] بر اساس سرشماری رسمی کشور در سال ۱۳۵۵ش، این روستا فاقد مدرسه بوده است. آغاز آموزش و پرورش در روستا به حدود سال ۱۳۵۶ش بازمیگردد که با حضور معلم سپاه دانش شروع شد. در ابتدا، آموزش در منازل اهالی و فضاهای باز انجام میگرفت تا آنکه ساکنان روستا با مشارکت یکدیگر، ساختمان گِلی مدرسه را احداث کردند. این مدرسه در ادامه به نهضت سوادآموزی واگذار شد و سپس به آموزش و پرورش انتقال یافت. در نهایت، آموزش و پرورش در سال ۱۳۸۱ش ساختمان فعلی مدرسه را احداث کرد. سایر امکانات دولتی این روستا عبارتاند از: برق (۱۳۶۲ش)، جاده آسفالت، گازکشی (۱۳۹۶ش) و خانه بهداشت که مجوز تأسیس آن اخذ شده است. آب شرب روستا از چشمه عوض تأمین میشود؛ بهگونهای که در ابتدا لولهکشی آن توسط اهالی انجام شده بود و بعدها بهصورت اصولی اجرا شد. همچنین، روستای اللهنور دارای دو شهید و یک جانباز از جنگ تحمیلی ایران و عراق است.[10]
[1] سازمان نقشهبرداری کشور.
[2] کاکاییغراوی و بازدار، (1403).
[3] کاکاییغراوی و بازدار، (1403).
[4] عسگری خانقاه و کمالی، (1374)، ص61.
[5] میرزا ابراهیم، (1355)، ص62.
[6] کاکاییغراوی و بازدار، (1403).
[7] کاکاییغراوی، غراوی و بازدار، (1403).
[10] کاکاییغراوی و بازدار، (1403).
منابع:
- سازمان نقشهبرداری کشور، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی از: https://gndb.ncc.gov.ir
- عسگری خانقاه، اصغر و کمالی، محمدشریف. (۱۳۷۴). ایرانیان ترکمن. تهران: اساطیر.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با ابراهیمقاری کاکاییغراوی.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با ارازبیبی غراوی.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با امانمحمد کاکاییغراوی.
- فجوری، ستاربردی. (1403، 13 دی). گفتوگوی شخصی با عاشورمحمد بازدار.
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی از:https://www.amar.org.ir
- میرزا ابراهیم، (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش مسعود گلزاری. تهران،: بنیاد فرهنگ ایران.