اجن سنگرلی
روستای اجن سنگرلی
Ajen-e Sangarli
مرکز دهستان آق سو از بخش مرکزی شهرستان کلاله، در 9 کیلومتری شرق این شهر.
این روستا در طول جغرافیایی °55 وَ33 عرض جغرافیایی °37 و َ25 قرار دارد[1]. از شرق به روستای صالح آباد، از غرب به روستای بلوک اجن، از شمال به کوههای «کیمورکور» و از جنوب به کوههای «ایشک یال» محدود میشود.
نامهای دیگری همچون: «اجن ساری باش»، «توتلی اجن» و «یوقارقی اجن»، برای این روستا ثبت شده است. دربارهی دلیل نامگذاری اجنسنگرلی، نقلهای گوناگونی از سوی ساکنان روستا گفته شده است، از جمله اینکه نخستین ساکنان اجن سنگرلی، از ساکنان شهری به نام «قاریقلا»، در ترکمنستان کنونی بودهاند و در آنجا، آجان نامیده میشدند. زمانی که به ایران آمدند، در ناحیهای ساکن شدند که در آنجا، درّهای به نام سنگرلی بود، و به همین دلیل، ساکنان جدید ناحیه، به آجان سنگرلی معروف شدند. همچنین سالخوردگان روستای اجنسنگرلی بر این باورند که ساکنان ابتدایی روستا، درکوچهای پیدرپی، در مکانی به نام آجانآده، واقع در بالای رشته کوه ایشکیال، میزیستند. این منطقه یک نقطه مرزداری محسوب میشد و ساکنانش در جایگاه نیروهای نظامی مرزدار عمل میکردند، آنها با برافروختن آتش در شبها و با انتشار دود در هنگام روز، دیگران را از حضور سواران دشمن آگاه میکردند و به این ترتیب، مردم منطقه، به آنان «آجان» میگفتند. پس از کوچکردن به منطقهی فعلی، این نام بر آنان باقی ماند و به اجن(آجان) سنگرلی یعنی آجانهایی که دارای سنگرند مشهور شدند و نام محل سکونت آنها هم از این واژه گرفته شد.[2]
روستاییان ساکن در اجن سنگرلی، اجن یللی، اجن قراخوجه، اجن شیریملی، چاقیر، قانجیق و اجن بلوک، همگی از یک طایفهاند. آنها در مسیر کوچ و مهاجرت خود، بعد از چند سال سکونت درآجان آده، از راه بولانچق به طرف تنگهلی (روستای قوجمز فعلی) سرازیر شده و در محلی به نام آق اینجیک قرار یافتند و با گذشت زمان، به چند شاخه تقسیم شدند و در مناطق گوناگون ساکن شدند.
گروهی از این طایفه در مسیر کوچ خود، در محل غارری کوتل مستقر شدند و سالهای طولانی میان غارری کوتل و سکونتگاه امروزی خود، کوچ ییلاقی و قشلاقی داشتند. اما با اجرای سیاست یکجا نشینی عشایر در دوره رضا شاه پهلوی در سال 1314ش در اجن سنگرلی ساکن شدند.
از چهرههای بنام و شناخته شدهی روستا، میتوان به چوقورملا (چقرملا) اشاره کرد .او در دورهی قاجار، رییس طایفهی آجان قانجیق بود و به همراه سایر بزرگان و خوانین گوکلان، به همراه سیدقلیچ ایشان، بانی حوزهی علمیهی کریم ایشان، درسال1321ق با حاکم استرآباد دیدار کردند[3]. از دیگر افراد سرشناس روستا، ساری باش حاجی (معروف به ساری باش ملا)[4] و عطا ملا پارسایی[5] قابل ذکراند که هر دو از تحصیلکردگان خیوه و بخارا بوده و در رواج علوم دینی در این منطقه تاثیرگذار بودند.
همگی مردم روستا از ترکمنهای گوکلان هستند و به چهارگروه ابدال، دیشلک، قره یگن علی و تینگّیر تقسیم میشوند. آنان به زبان ترکمنی صحبت میکنند و مسلمان حنفی مذهباند.
پیشهی غالب ساکنان روستا، کشاورزی است و محصولاتی مانند، گندم، آفتابگردان، هندوانه و... میکارند. حدود 600 هکتار زمین قابل کشت در روستا وجود دارد. 200 هکتار از مجموع این زمینها شیبدار است.[6] انار، انجیر، انگور، آلو، گردو، زیتون و ... به صورت محدود در این روستا، به عمل میآید.
در گذشته، اقتصاد مردم روستا، به طور گسترده، بر پایهی دامداری بود، ولی در حال حاضر به صورت محدود، دیده میشود. در حال حاضر، حدود 650 راس گوسفند و 102 راس گاو در این روستا نگهداری میشود.[7]
پارک جنگلی آقسوکه یکی از جاذبههای گردشگری کلاله است در سه کیلومتری جنوب این روستا واقع شدهاست. بالاتر از جنگل آقسو، ارتفاعات «خدراولیاء» یا «خضر نبی» قرار گرفته است. چشمهای نیز در بلندترین نقطهی این کوه جاری است که تفرجگاه اهالی منطقه میباشد.
سوغات و صنایع دستی این روستا در زمانهایی نه چندان دور، پشتی ترکمنی بود که دست بافتهی دختران آنجا بود. همچنین زنان روستا، با پرورش کرم ابریشم، نوغان داری و تبدیل پیلهها به نخ، کارگاههای کوچک نخریسی و پارچه بافی داشتند. در گذشته، دختران جوان و نوعروسان، بعد از فراغت از کارهای روزانه، قالی میبافتند ولی امروزه، این هنر در میان آنان رونق چندانی ندارد.
از دیگر صنایع دستی رایج در بین زنان و دختران میتوانیم به «نمدمالی»، «سوزن دوزی» شامل: «بالاک دوزی»، «تازک دوزی»، «پرده دوزی»، «تاخیا دوزی» و ... اشاره کنیم.
از خوراکیهای محلی روستا چکدرمه، قایش، بورگ، قطاب است.
در دورههای گذشته، مردان روستا در ساختن قاشق و چنگالهای چوبی، ابزارهای شخمزنی از جمله آزال و بویندیریق، درب و پنجرههای چوبی و... مهارت داشتد.
بازیهای بومی و محلی ترکمنها در این روستا رونق خوبی دارد. بازیهایی چون «یارانما یارانم»، «پللم باشی»، «گولنگ اوجه»، «یوزگ» و... از این جملهاند.
آمار جمعیت این روستا براساس سرشماری نفوس و مسکن ایران به شرح زیر است:[8]
|
سال |
خانوار |
جمعیت/نفر |
|
1335 |
* |
424 |
|
1345 |
83 |
445 |
|
1355 |
208 |
1157 |
|
1365 |
131 |
884 |
|
1375 |
203 |
1225 |
|
1385 |
340 |
1391 |
|
1390 |
433 |
1615 |
|
1395 |
464 |
1715 |
مسجد روستا، قدیمیترین بنای روستا است که در سال1324ش ساخته شده است.[9]
با ورود نخستین آموزگار در زمستان سال 1343ش، آموزش رسمی در این روستا آغاز شد. در فصل سرما کلاسهای درس در مسجد روستا برگزار میشد و با فرا رسیدن بهار، کلاسها در فضای باز وسط روستا و در زیر درختان دایر بود.[10]
روستا دارای مدرسهی ابتدایی و متوسطهی اول، خانهی بهداشت، مسجد، دفتر مخابراتی، دفترشورای حل اختلاف، سه باب نانوایی، ساختمان دهیاری و پایگاه بسیج است.
یک نفر از جوانان این روستا در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق شهید شد و 3 نفر نیز آزاده هستند.
1] سازمان نقشه برداری کشوری.
[2] حسین زاده، (1389) و نیز فجوری (1387)، ص 1.
[3] قورخانچی، (1360). ص61.
[4] فجوری، 1381، ص10.
[5]فجوری، (بیتا)، ص 45.
[6] ارازی،(1399).
[7] ارازی،(1399).
[8] مرکز آمار ایران.
[9] فجوری، (1385)، ص1.
[10] حسینزاده،(1387)، ص3.
منابع:
- حسینزاده، آرتق.(1387).فصلنامهی داخلی مسکین قلیچ روستای اجن سنگرلی، سال ششم (شماره22)
- مرکز آمار ایران: https://amar.org.ir/
- فجوری، ستاربردی.(1381)."اولینها". فصلنامهی جوانان مسکین قلیچ روستای اجن سنگرلی، سال اول (شمارهی اول)
- فجوری، ستاربردی.(1385). فصلنامهی جوانان مسکین قلیچ روستای اجن سنگرلی، سال پنجم (شمارهی 17)
- فجوری، ستاربردی.(1396). "عطاملا پرسایی مهاجری از بند سن ترکمنستان". فصلنامهی فراغی، (شمارهی 66)
- فجوری، ستاربردی.(1399). گفت و گو با عبدالله ارازی.31/3/1399
- قورخانچی، محمّدعلی.(1360). نخبه سیفیه. به کوشش منصوره اتّحادیّه. تهران: نشر تاریخ ایران.