یاریم تپه
ياريم تپه
Yarim-Tappeh
يكي از كهنترين محوطههای پيش از تاريخ در دشت گرگان.
یاریم تپه در يك كيلومتری جاده اصلی آزادشهر- گنبدكاووس، 500 متری جنوب روستای آقچه سفلی شهرستان گنبدكاووس و 5/9 كيلومتري جنوب بنای گنبدقابوس قرار دارد. این تپه 53 متر بالاتر از سطح آبهای آزاد است.
ياريم تپه، تپهای نسبتاً كوچك، با ارتفاعي حدود 20 متر از سطح دشت و 180 متر قطر دارد كه رودخانهی قره سو نيمي از بخش جنوبي آن را بريده است، به همين سبب، به زبان تركي، «ياريمتپه» به معنی «تپه نيمه يا نصفه» نام گرفت.
کاوش در آن در طي دو فصل (هر فصل دو ماهه)، نخستين بار در پاييز 1339 ش/1960م و فصل دوم آن در سال 1341 ش/1962م به سرپرستی ديويد استروناخ، با هدف مشخص کردن توالی فرهنگی در شمال شرق ایران و استفاده از روش کربن 14 برای گاهنگاری مطلق بود. در اين مكان باستاني، سه ترانشه به نامهای D ،X و Z به صورت پلهای در قسمت جنوبی تپه (محل برش رودخانه قرهسو) زده شد.
در كاوش عمودي در سه ترانشه مذكور، 33 لايه استقراري از هزارهی ششم تا اوايل دورهي ساساني به دست آمد. از كاوش ياريمتپه تاکنون نيم قرن ميگذرد، ولي هنوز گزارش كاوش آن منتشر نشد، تنها از بررسی و کاوش در این تپه، یک گزارش خبر گونهای و یک اطلاعیه منتشر شد. اطلاعات دربارهی اين مكان باستاني بسيار پراكنده و كم است.
در سطح فوقاني تپه، يك گورستان دورهي اسلامي با 20 قبر كشف شد. لايه اول برش لايهنگاري متعلق به اوايل ساساني است و لايه دوم نيز مخدوش و تخريب شده كه داراي آثار محدود و كمي است. لايههاي 3 تا 5، به دورهی اشكاني تعلق دارد كه مشخصهی آن، سفالهاي آوايي يا شعلهاي است. از دورهی پارت، يك سرپيكان سه پره مفرغي به ارتفاع 3 سانتيمتري به دست آمد. این یافته فلزی اكنون در موزه متروپولیتن نگهداري میشود.
لايه 6 تا 8 آن متعلق به دورهی هخامنشي، همزمان با لايهی VA ترنگتپه است كه در هر دو مكان، بقاياي يك ديوار بزرگ به عنوان برج و باروي دفاعي در اطراف تپه شناسايي شد. لايههاي 9 تا 15، متعلق به عصر آهن است. در حدود 1250پ.م، تازه واردانی در تپه اقامت گزیدند که اجساد خود را در خارج از محل استقرار دفن میکردند و سفالهای آنها به رنگ نارنجی، قهوهای و خاکستری بوده است. تاکنون گزارشی از لایههای عصر آهن منتشر نشده است. بين اوايل عصر آهن تا دورهی مفرغ پاياني، يك وقفه فرهنگي وجود دارد و تپه برای مدتی متروک شد. دليل آن هنوز روشن نيست.
دورهي مفرغ داراي 12 لايه فرهنگي است كه از مشخصهی اين دوره، سفال خاكستري داغدار و گورآوندهای فلزی است. براساس تقسيم اموال كاوش ياريمتپه بين مؤسسه ايران شناسي بريتانيا، موزه متروپوليتن نيويورك و مركز باستانشناسي ايران، 26 قلم از اشياي ياريمتپه در موزهي متروپوليتن نيويورك نگهداري ميشود كه سه تا از اينها، از جنس فلز و بقیه سفال هستند. اشياي فلزي از دورهی مفرغ، يك ساطور يا كارد مسي داراي تيغهی پهن، رگه برجسته مياني و داراي زبانه (قرارگيري در دسته چوبي) به ارتفاع 7/11 سانتيمتر از تدفين شماره یک است. ديگري، دستبند مفرغي به شكل مار چنبرزده به قطر 5/4 سانتيمتر از قبركودك به دست آمد. بقاياي یک بنای خشتی راست گوشه با یک اجاق دیده شد. همچنین دیوارهای چینهای نیز به دست آمد. در این دوره، تدفین در داخل روستا و زیر کف خانههاي مسكوني صورت میگرفت.
مس و سنگ جدید: بین دوره مفرغ قدیم و دوره مس و سنگ جدید، هیچ وقفهای وجود ندارد و زیر دوره مفرغ، سه لایه از دوره مس و سنگ جدید به دست آمد. سفال این دوره، سفال قرمز با شاموت شن، پوشش قرمز غلیظ و نقش سیاه به عنوان شاخص «مس و سنگ جدید» دشت گرگان است که مشابه ترنگتپه IIA و شاهتپه III است. این سفال، سبک محلی است که در دشتهای مازندران شرقی و دشت گرگان در اواخر هزارهی چهارم تا اوایل هزارهي سوم وجود دارد که در مقیاس فرامنطقهای، از نظر زمانی همعصر با حصار Ic ،II میباشد، ولی از نظر تکنیکی و شکل متفاوت است. افزون بر این، در میان سفالهای این گروه، سفالهای خاکستری نیز وجود داشت. دیوار منازل از خشتهای کوژپشت و خشتهای مستطیل شکل بنا میشد و بین خشت، از ملات گلی استفاده میکردند. تدفین در داخل روستا و زیر کف خانههاي مسكوني انجام میشد.
وقفه فرهنگي بين دوره مس و سنگ جديد تا دوره نوسنگي وجود دارد و در گزارش كاوش نخست، به استناد سفال مکشوفه، لایه تحتانی را به دورهی «مس و سنگ قديم» نسبت دادند، در حالیکه توصيف آن، سفال با شاموت گیاهی و نقش هندسی به رنگ سیاه و قرمز، از ویژگیهای سفال نوسنگی منطقهی گرگان است. برخلاف گزارش اول، دادههاي سفالي لايه تحتاني ياريمتپه موجود در موزه دانشگاه پنسلوانيا نیز دوره نوسنگي با سفال را تأیید میکند. از سوی ديگر، در بازديد ميداني نگارنده با صادق ملك شهميرزادي در پاييز 1379، قطعات شكسته سفال نوع آق تپه III مشابه سنگ چخماق در درهی بسطام و جيتون تركمنستان، در ياريمتپه جمعآوري شد. همهی این مدارک نشانگر اشتباه گاهنگاری در گزارش نخست است. در كهنترين لايه استقراري، مصالح بناها از چینه بوده است که در آقتپه نیز مشابه آن گزارش شد. در زیر لایه نوسنگی، هیچ نشانی از زندگی بشر گزارش نشده است.
منابع:
• ملک شهمیرزادی، صادق. (1390). سفال دوره نوسنگی در فلات دوره مرکزی ایران. تهران: سمت.
• ملک شهمیزادی، صادق. (1382). ایران در پیش از تاریخ: باستانشناسی ایران از آغاز تا سپیده دم شهرنشین. تهران: معاونت سازمان فرهنگی کشور.
• ملک شهمیرزادی، صادق، و نوکنده، جبرئیل. (1379). آقتپه (چاپ اول). تهران: معاونت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کشور و مديريت ميراث فرهنگي استان گلستان.
• هرنیک، آرنی. (1376). سفال ایران در دوره اشکانی. (ترجمه حمیده چوبک). تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه).
• “The Chronology of Iran, ca.8000-2000 B.C.„ In: Chronologies in Old World Archaeology, Ehrich Robert W. (ed.), The University of Chicago press, Chicago and London, p:172.
• Muscarella, O.S. (1988). Bronze and Iron: Ancient Near Eastern Artifacts in The Metropolitan Museum of Art, The Metropolitan Museum of Art, New York. P 105.
• Yarim Tepe“. In: Organizing committee of the sixth International Congress of Iranian Art and Archaeology (ed.), Excavation in Iran. The British contribution, Oxford, 1972. pp. 21. Crawford, V. E.Beside the Kara Su“Bulletin of the Metropolitan Museum of Art, Vol. XXI, No.5. 1963.PP:266-268.
• Young, Jr. T. C. (1971). “ The search for understanding: Excavation the second Millennium”,Expedition,vol.13,No.3-4:24.