خرید و دانلود مقاله

هیمروس


هیمروس


Himeros
 

سردار عهد اشکانی.
نام وی در منابع عهد اشکانی به صورت «هی مِر» و «اِوِمِر»، «اوهه مِروس»، «اوهموروس»  و همچنین به هر دو صورت «هی‌مر» و «هی‌مروس» ضبط شده است. نام او به زبان «پارتی»، «هومرته» به معنی «مرد خوب» است.
آنچه درباره‌ی هیمر نوشته‌اند، بیانگر وجود یک سردار جوان و خوش سیما از مردم گرگان به هنگام پادشاهی اشک هفتم (فرهاد دوم) است.  وی یکی از بزرگان و سردار مورد توجه «فرهاد دوم» بود که در سال‌های آخر شهریاری وی، به فرمانروایی «بابل» منصوب شد.
«هیمر» در پیکاری که با یکی از شاهان محلی «خرسن» (خاراکس) به نام «هیسپائوزین» داشت، موفق شد خود را شاه بخواند و سکه ضرب کند. بر سکه‌ی منتسب به «هیمر»، الهه‌ پیروزی بر پشت آن نقش بسته است. محل ضرب سکه، سلوکیه و شوش و زمان ضرب آن، سال 124 ق.م بود.  ترجمه متن روی سکه چنین است:
پیروز ارشک‌ بزرگ شاه
«شاه بزرگ ارشک پیروز»
«دیودور» در تاریخ خود، از هیمر (گیمر) نام می‌برد که فرمانروای بابل بود،  این در حالی بود که فرهاد دوم بر آنتیوخوس هفتم غلبه کرد. فرهاد، حکومت این شهر با تختگاه بزرگش «‌سلوکیه» را در کران دجله، به دست هیمروس سپرد.
فرهاد دوم در بابل بود و تدارکات حمله به سوریه را می‌دید که خبر تاخت و تاز سکاها به خراسان را شنید و بی‌درنگ عازم نبرد با سکاها شد. وی اسرای یونانی را که در نبرد با آنتیوخوس هفتم به دست آورده بود، با خود همراه کرد. این امر دلایلی داشت که عبارتند از:
1. وحشت داشت از این که در غیاب وی، این اسرا اغتشاش کنند.
2. اگر در جنگ با سکاها کشته می‌شدند، او از خطرات آنان آسوده خاطر می‌شد، یا این که خوب می‌جنگیدند، در نتیجه دشمن را شکست می‌دادند. وی به این امر فکر نکرده بود که چرا اسرای مذکور در کنار سکاها و علیه فرهاد دوم بجنگند؟
زیرا از نظر عادات و اخلاق، بین اسرای یونانی و سکایی‌ها، آن قدر تفاوت وجود  داشت که چنین پیشامدی قابل تصور نباشد! این امر موجب ضعفِ تشخیص فرهاد دوم شد، چنان که اسرای یونانی، وقتی لشکریان پارتی را تحت فشار سکاها دیدند، به سوی سکاها رفتند و نه تنها موجب شکست فرهاد دوم شدند، بلکه سرانجام موجبات قتل وی را نیز فراهم کردند.
هیمر نیز با مشکلات فراوانی رو به رو شد. از جمله مهم‌ترین آن، جنگ در برابر شاه خرسن بود که شکست خورد.
از روی کتیبه‌های خط میخی مشخص می‌شود که هیسپائوزین در سال 127 ق.م، بابل را در تصرف داشت و سرانجام «هیمر» موفق شد  وی را مغلوب کند.
سکه‌ هیمر با نقش پیروزی نیکوفوروس به معنای فاتح و نوشته‌ی آن به عنوان: «پادشاه بزرگ ارشک نیکوفور، به معنای پیروز یا فاتح»، احتمالاً اشاره به همین واقعه دارد.
گیرشمن، بدون این که نامی از هیمر برده باشد، می‌نویسد: «در بابل حاکمی که از طرف فرهاد تعیین شده بود، خود را شاه خواند.» همچنین، در مورد سرکوبی شورشیان بابل و سلوکیه، بیشتر منابع، بدون این که علل شورش را بررسی کنند، هیمروس را به دشمنی اشکانیان با عنصر یونانی و خصومتی ناشی از شرایط سیاسی متهم کرده‌اند.
برخی نوشته‌اند هیمروس اسرای یونانی را به عنوان بَرده، به اهالی ماد فروخت. همچنین اقدامات وی را کینه‌کشی شدید از مقدونی‌ها دانستند: «کینه‌کشی شدید او از مقدونی‌های ناحیه، به واسطه‌ی پیمان‌شکنی تازه‌شان، موجب شکایات تلخی شده بود.»
برخی دیگر، اقدام فرهاد دوم از انتصاب هیمروس به حکومت بابل را عجولانه و هیمر را جوانی بدنام دانسته‌اند.
برخی نوشته‌اند که اهالی سلوکیه، از ظلم و تعدی هیمر به جان آمده بودند. پس از آن که او را به چنگ آوردند، چندان شکنجه‌اش دادند که زیر شکنجه درگذشت یا این که هیمر از عرصه‌ی فرمانروایی، رانده و پس از به سلطنت رسیدن مهرداد، از عرصه‌ی تاریخ محو شد. نظر مخالف آن دو چنین است که مهرداد (مهرداد دوم)، پس از انتظام امور ولایات جدید خود، به مغرب امپراطوری خویش رفت، چه «هیمروز»، نایب‌السلطنه‌ی بابل، در مقام خودسری و طغیان برآمده بود، ولی قوت و قدرت سلطان پارت با قشون جرّاری که آماده داشت، بیش از این بود که کسی بتواند با او مقابله کند، بنابراین هیمروز به آسانی مقهور و مغلوب شد.



منابع:
• بویل. جی. آ. (1368). تاریخ ایران: از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانی (جلد 3، چاپ اول). (ترجمه حسن انوشه). تهران: سپهر.
• پیر‌نیا، حسن. (1344). تاریخ ایران باستان (جلد 8: سلوکی‌ها). تهران: ابن‌سینا.
• حقیقت، عبدالرفیع. (1384). تاریخ پانصد سال حکومت اشکانیان (چاپ اول). تهران: کومش.
• دیاگونف، میخائیل میخائیلوویچ. (1382). تاریخ ایران باستان (چاپ3). (ترجمه روحی ارباب). تهران: علمی و فرهنگی.
• زرین‌کوب، عبدالحسین. (1373). تاریخ مردم ایران: ایران قبل از اسلام (چاپ 4). تهران: امیرکبیر.
• سایکس، سرپرسی. (1370). تاریخ ایران (چاپ 5). (ترجمه سیدمحمدتقی فخرداعی گیلانی). تهران: دنیای کتاب.
• کالج، مالکوم. (1374). تاریخ سیاسی و اجتماعی اشکانیان، پارتیان یا پهلویان قدیم (چاپ 3). (ترجمه محمدجواد مشکور و مسعود رجب‏نیا). تهران: دنیای کتاب.
• گوتشمید، آلفرد فن. (بی‏تا). تاریخ ایران و ممالک همجوار آن زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان (چاپ اول). (ترجمه کیکاووس جهانداری). تهران: علی‌اکبر علمی.
• گیرشمن، رومن. (1366). ایران از آغاز تا اسلام (چاپ 6). (ترجمه محمد معین). تهران: علمی و فرهنگی.
• ملک‌زاده، ملکه (بیانی). (1370). تاریخ سکه از قدیم‌ترین از‌منه تا دوره اشکانیان (جلد 2). دانشگاه تهران.
• ولسکی، یوزف. (1384). شاهنشاهی اشکانی (چاپ 2). (ترجمه مرتضی ثاقب‌فر). تهران: ققنوس‌.
• ویسهوفر، یوزف. (1377). ایران باستان (چاپ اول). (ترجمه مرتضی ثاقب‌فر). تهران: ققنوس‌.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه