خرید و دانلود مقاله

ویس و رامین


ویس و رامین


Vis and Ramin
 

کهن‌ترین منظومه‌ی عاشقانه‌ی باقی‌مانده از زمان پیش از اسلام در ادب فارسی.
این مثنوی از نظر قدمت، سومین مثنوی1 و نیز مهم‌ترین مثنوی زبان فارسی تا عصر سراینده به شمار می‌رفت.
شخصیت‌های اصلی داستان پنج تن هستند:
1. شهرو زن قارن، ملکه‌ی ماه‌آباد (همدان) که نژاد این شاهزاده‌ی ماد به جمشید، پادشاه پیشدادی می‌رسد. 2. ویس، جوان‌ترین دختر شهر و شخصیت اصلی داستان. 3. دایه 4. پادشاه سالخورده (شاه موبد)  5. رامین، برادر جوان پادشاه موبد.
خلاصه‌ داستان بدین شرح است که شهرو، ماهِ بانوانِ ماد که مادر ویس و ویرو بود و حدود پنجاه سال داشت، با  شاه موبد عهد کرد که اگر دختری به دنیا آورد، به عقد وی درآورد. پس از چندی، «شهرو» صاحب دختری به نام ویس شد و عهدش را شکست و او را به «ویرو» برادر ویس داد. به همین دلیل، شاه موبد  با ویرو شروع به جنگ کرد و چون نتوانست با زور و نیرو بر او غالب شود، با مکر و حیله، ویس را از قلعه بیرون آورد و به خراسان فرستاد. در راه، رامین- برادر جوان شاه موبد- دلباخته‌ی ویس شد. مدتی بعد، ویس نیز شیفته‌ رامین شد. در نتیجه، هر دو از دست شاه موبد گریختند. پس از این ماجرا، حوادثی بین شاه موبد و ویس و رامین به وجود آمد، تا این‌که با مرگ ناگهانی شاه موبد، رامین جانشین وی شد و سالیان طولانی با ویس زندگی کرد. ویس پس از مدتی از دنیا رفت و رامین نیز پادشاهی را به پسرش واگذار کرد و خود در آتشکده معتکف شد.
زاویه‌ی دید شاعر، در همه صحنه‌های داستان به شیوه‌ی دانای کل است، اما در برخی موارد، از شیوه‌ی دیگر داستان نویسی همچون «حدیث نفس» و تک‌گویی نمایشی نیز استفاده کرده است.
این داستان یک اثر رئالیستی است. قهرمانان داستان، موجودات افلاکی و معنوی نیستند. شبیه به این داستان در کشورهای اروپایی همانند فرانسه به نام «تریستان و ایزوت» وجود دارد.
اصل این داستان، از داستان‌های کهن ایرانی در روزگار ساسانیان و مربوط به اواخر دوره‌ی اشکانی یا پارت‌ها در حدود هزار سال پیش و احتمالاً مربوط به زمان حکومت یکی از اعقاب گودرز و قارن است. صاحب مجمل التواریخ و القصص، این داستان را منسوب به عهد شاپور پسر اردشیر بابکان می‌داند.
پیش از آن که فخرالدین اسعد، ویس و رامین را به نظم درآورد، این داستان در میان ایرانیان شهرت داشت. قدیمی‌ترین کسی که در دوره‌ی اسلامی، در اشعار خود به این داستان اشاراتی داشته، ابونواس است. در برخی از نواحی ایران، از جمله بومیان اصفهان، به دلیل دانستن زبان پهلوی، آن کتاب را می‌خواندند. ظاهراً گذشتگان به دلیل عفیف نبودن موضوع آن، که کاملاً مخالف تعالیم اسلام و به طور کلی، هر آیینی است، به ترجمه‌ی آن نپرداخته‌اند.
آنچه عبید زاکانی در رساله صدپند خود گفته است «از خاتونی که قصه‌ی ویس و رامین خواند، مستوری توقع مدارید»، بیان طنزآلود همین عقیده‌ی اجتماعی است که قرن‌ها بر این اثر سایه افکنده بود. بعدها (حدود هزار سال بعد)، فخر گرگانی بنا به درخواست حاکم اصفهان، عمیدابوالفتح مظفربن محمد نیشابوری، داستان ویس و رامین را که در یک دست‌نوشته به زبان پهلوی موجود بود، به نظم درآورد.
فخرالدین اسعد، این مثنوی را حدود سال 446ق شروع کرد و یک سال بعد به پایان رساند و آن را به سه تن از بزرگان زمان خود تقدیم کرد: 1. سلطان ابوطالب طغرل بیک 2. خواجه عمادالدین عمیدالملک ابونصر منصور بن ابوصالح محمدکندری جراحی، وزیر معروف 3. خواجه عمید ابوالفتح مظفربن محمد نیشابوری.
این داستان عاشقانه‌ی منظوم‌ دارای 8904 بیت و در بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف و به وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل  یا مفاعیلن مفاعیلن فعولن سروده شده است.
در دوره‌های بعد، به سبک ادبی فخرالدین اسعد توجه بسیاری شد، از آن جمله نظامی گنجوی را باید نام برد که هنگام سرودن خسرو و شیرین، به برخی از موارد این کتاب توجه داشته است. دلیل این ادعا آن است که نخست، وزن شعر در دو منظومه یکسان است. دیگر آن‌که، شباهت‌هایی بین اتفاقات دو داستان و توصیفات وجود دارد. همچنین همه بیت‌های نخستین ساقی‌نامه نظامی با جمله‌ی «بیا ساقی» آغاز می‌شود که همین سبک در تنها تک بیت فخرالدین اسعد خطاب به ساقی دیده می‌شود:
«بیا ساقی آن آب صافی فروغ
که از دل برد رنگ و از جان وروغ»
این داستان در زبان پهلوی، بدون آرایه‌های ادبی است. شاعر با مهارت خاصی، همه قسمت‌های داستان را با تصاویر و آرایش‌های لفظی و معنوی ساده، همچون تشبیه، تجنیس، تمثیل، استعاره و اغراق آورده و اثر خویش را به زیور فصاحت و بلاغت آراست. از این رو، در شعر فخرالدین اسعد، صورخیال، بسیار آشکار و متنوع است و بسیاری از این تصاویر شعری در ادبیات تازگی دارد، اما مهم‌ترین و بارزترین ویژگی تصاویر شعری در ویس و رامین، تلاش شاعر در جهت مادی کردن مسائل انتزاعی و روحی است، زیرا شاعر از طریق تصاویر شعری است که می‌تواند حالات روحی را محسوس و ملموس نماید.
تأثیر زبان پهلوی در ویس و رامین سبب شد تا شکل کهنه‌ بسیاری از کلمات و ترکیبات پهلوی، در این منظومه حفظ شود، مانند «دُژخیم»، «دُژپسند» و «دُژمان». با این وجود، کلام فخرالدین اسعد ساده و روان است، همچنان که فروزانفر می‌نویسد: «صنایع و تکلّفات ادبی در مد نظر او بی‌ارج و بهاست.» عوفی نیز در لباب‌الالباب می‌نویسد: «کمال فضل و جمال معنی و غایت ذکاء و ذوق شعر او در تألیف کتاب ویس و رامین ظاهر و مکشوف شده است که جان معنی را در آن غالب چنان مفرغ گردانیده است که دست زوال به دامن آن نرسد و بلا و بلی بدو راه نیابد و آنچه از غرر اوصاف و دُرر تشبیهات در آن‌جا ایراد کرده است، مقومان ضمیر افاضل از تقویم آن عاجزند و جوهریان صنعت از ترصیع معارضه‌ی آن قاصر.»
در شعر او، تأثیر ایران باستان به خوبی به چشم می‌خورد، به ویژه در به کار بردن تلمیحات و اشارات پی درپیِ او به نیروهای خیر و شر مانند پری و دیو، نام آتشکده‌های معروف و مقدس مانند آتشکده‌ی آذر فرنبغ وآذر برزین مهر، نام روزهای ماه‌های قدیمی همچون رام روز، خرداد روز و روزهای جشن مثل جشن مهرگان، اعتقاد به تأثیر ستارگان بر سرنوشت انسان، اعتقاد به طب قدیم (مزاج چهارگانه سرد، گرم، تر و خشک)، اعتقاد به جادو و طلسم، قصرهای عجیب و بناهای سحرآمیز مانند «کنگ دز» و «دز اشکفت دیوان»، اشاره به شخصیت‌های افسانه‌ای مشهور همچون سیمرغ، کیمیا، بوتیمار، اشاره به متلک‌های دوستی خاله خرسه، استفاده از ضرب‌المثل‌هایی چون «نو که آمد به بازار، کهنه شود دل آزار»، «بالای سیاهی رنگی نیست» و ... .
همچنین در لابه لای داستان، جنبه‌های واقع بینانه به چشم می‌خورد که به عقاید و آداب و رسوم و فرهنگ ایران باستان و زندگی اجتماعی و احساسی آن عصر مربوط است که در بررسی و شناخت اجتماعی جامعه ساسانی و روابط حاکم بر آن، ارزشمند است.
فخرالدین اسعد، در مقابل افسانه‌ها و اعتقادات زرتشتی، اطلاعاتی دیگر از عقاید و آداب و رسوم اسلامی نیز ارائه می‌دهد، مانند پوشش زنان مطابق دستور اسلام که آن را امری مسلم می‌دانست و یا داستان هبوط حضرت آدم از بهشت و... .
بیشتر وقایع داستان ویس و رامین در شمال ایران از سرزمین مرو تا همدان و نخجیرگاه گرگان اتفاق می‌افتد (بیشتر صحنه‌ها مربوط به ناحیه‌ مرو است)، ضمن این که از پیروزی‌های طغرل‌بیک در خوارزم، خراسان، تبرستان، ری، اصفهان و کرمان نیز سخن به میان آمده است.
منظومه‌ «ویس و  رامین» در آغاز قرن سیزدهم میلادی (حدود صد وپنجاه سال پس از نظم آن به فارسی)، به زبان گرجی ترجمه شد و «آن ترجمه که متن کامل از منظومه را برای ما باز گذاشته، بسیاری از کاستی‌های متن فارسی را جبران می‌کند.»
در قرون اخیر،کتابت منظومه‌ ویس و رامین کم شد. امیر علیشیر نوایی در سال 896 ق می‌نویسد: «در زمان وی، منظومه‌ فخرگرگانی مهجور و نایاب  بوده است.»
هم اکنون چهار نسخه از منظومه و دو خلاصه از آن موجود است. نخستین چاپ منظومه‌ ویس و رامین، به کوشش کپتان ولیم ناسولیس و منشی احمد علی صاحب در سال 1865-1864م در کلکته به چاپ رسید. دومین چاپ به تصحیح مجتبی مینوی در سال 1314ش انجام شد. سومین چاپ این اثر به کوشش محمدجعفر محجوب با مقدمه‌ مبسوط و حواشی و تعلیقات و فرهنگ واژه‌ها و فهرست‌های سه‌گانه در دی ماه 1337، توسط «بنگاه نشر اندیشه» و«کتابخانه‌ ابن‌سینا» در تهران چاپ شد.
اساس کار چاپ محمدجعفر محجوب، همان نسخه‌ی تصحیح شده‌ی مجتبی مینوی با نگرش به چاپ ناسولیس و مطابقه‌ی آن است.
چهارمین چاپ ویس و رامین «همان است که به تصحیح دانشمندان گرجستانی، آقایان ماگالی تودوا و الکساندرا گوا خاریا در سلسله انتشارات بنیاد فرهنگ ایران به سال 1349 به چاپ رسید.»



پی‌نوشت:
1. بعد از هزار بیت گشتاسب‌نامه‌ دقیقی و شاهنامه‌ فردوسی که هر دو جنبه‌ی حماسی دارند، ویس و رامین حماسه‌ی غنایی است.

منابع:
• اسلامی ندوشن، محمدعلی. (1370). جام‌جهان‌بین (چاپ 5). تهران: جامی.
• انجوی شیرازی، میرجمال‌الدین حسین بن فخرالدین حسن. (1359). فرهنگ جهانگیری (جلد اول، چاپ 2). دانشگاه مشهد.
• بارسوث. ک. ا. و دیگران. (1385). تاریخ ایران: از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان (جلد 5، چاپ 6). (ترجمه‌ حسن انوشه). تهران: امیرکبیر.
• حاکمی، اسماعیل. (1362). خلاصه‌ داستان ویس و رامین (چاپ 2). تهران: امیرکبیر.
• حسینی‌گرگانی، میرتقی. (1384). فرهنگ‌نامه مفاخر استرآباد و جرجان (جلد 2: شعرا، چاپ اول). گرگان: پیک ریحان.
• ریپکا، یان. (1381). تاریخ ادبیات ایران: از دوران باستان تا قاجاریه (چاپ 2). (ترجمه عیسی شهابی). تهران: علمی و فرهنگی.
• زرین‌کوب، عبدالحسین. (1355). یادداشت‌ها و اندیشه‌ها (چاپ 2). [بی جا]: جاویدان.
• سعیدی، محمدحسن. (1386). فخرالدین اسعد گرگانی. دایره‌المعارف تشیع (جلد 12، چاپ اول). تهران: نشر شهید محبی.
• شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1383). صورخیال در شعر فارسی (چاپ 9). تهران: آگاه.
• شکیبا، پروین. (1370). شعر فارسی از آغاز تا امروز (چاپ اول). تهران: هیرمند.
• شمیسا، سیروس. (1380). سبک‌شناسی شعر (چاپ 7). تهران: فردوس.
• صفا، ذبیح‌الله. (1356). تاریخ ادبیات در ایران (جلد 2، چاپ 5). تهران: امیرکبیر.
• صفا، ذبیح‌الله. (1363). حماسه‌سرایی در ایران (چاپ 4). تهران: امیرکبیر.
• عوفی، محمد. (1361). تذکره لباب‌الالباب (جلد 2: باب 10، چاپ اول). (به سعی و کوشش ادوارد براون و ترجمه محمد عباسی). [بی‌جا]: کتابفروشی فخرالدین.
• فخرالدین اسعد گرگانی.  (1337). ویس و رامین. (به اهتمام محمدجعفر محجوب). تهران: اندیشه.
• فخرالدین اسعد گرگانی. (1338). ویس و رامین. (تصحیح مجتبی مینوی). تهران: کتابفروشی یهودا بروخیم و پسران.
• فخرالدین اسعد گرگانی. (1377). ویس و رامین (چاپ اول). (با مقدمه و تصحیح و تحشیه‌ی محمد روشن). تهران: صدای معاصر.
• فروزانفر، بدیع‌الزمان. (1354). مباحثی از تاریخ ادبیات ایران. تهران: دهخدا.
• فروزانفر، بدیع‏الزمان. (1358). سخن و سخنوران (چاپ 3). تهران: خوارزمی.
• فریور، حسین. (1342). تاریخ ادبیات ایران و تاریخ شعرا (چاپ 12). تهران: امیرکبیر.
• گلچین‌معانی، احمد. (1359). تذکره پیمانه. دانشگاه مشهد.
• متینی، جلال. (1340). خلاصه‌ ویس و رامین. مشهد: کتابفروشی باستان.
• مجمل التواریخ والقصص. (520ق). (تصحیح ملک‌الشعرای بهار و به همت محمد رمضانی). تهران: کلاله خاور.  
• مستوفی، حمدالله. (1336). نزهه‌القلوب. (به کوشش محمد دبیرسیاقی). تهران: کتابخانه طهوری.
• معطوفی، اسدالله. (1376). تاریخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد (چاپ اول). گرگان: پدیده.
• مینورسکی، ولادیمیر. (1385). فرهنگ ایران زمین (جلد 4، چاپ 3). تهران: سخن.
• نوایی، امیرعلیشیر. (1363). تذکره مجالس‌النفائس (چاپ اول). (به سعی علی‌اصغر حکمت). تهران: کتابخانه منوچهری.
• واله داغستانی، علیقلی. (1384). تذکره ریاض‌الشعرا (جلد 3، چاپ اول). تهران: اساطیر.
• هدایت. صادق. (1344). مجموعه نوشته‌های پراکنده (چاپ 2). (گردآورنده: حسن قائمیان). تهران: امیرکبیر.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه