خرید و دانلود مقاله

نوکنده


نوکنده


Nowkandeh City


غربی‌ترین شهر استان واقع در شهرستان بندرگز.
نوکنده در 53درجه، 54دقیقه و 35ثانیه طول شرقی و 36درجه، 44دقیقه و 20ثانیه عرض شمالی واقع شده و 19متر از سطح دریای خزر بالاتر است. این شهر از شمال به خلیج گرگان، از جنوب به دامنه‎های شمالی البرزشرقی، از شرق به روستای جفاکنده و از غرب به روستای تلور محدود می‌شود. نوکنده در تاریخ 19 آبان‌ماه 1372 به شهر ارتقاء یافت و نخستین شهردار آن، علیرضا عسگری بود. این شهر در تاریخ 29 تیر ماه 1376، به بخش تبدیل شد که دارای دو دهستان است:
• بنفشه‌تپه، شامل روستاهای بنفشه‎تپه، جفاکنده و استون‎آباد به مرکزیت نوکنده.
• دهستان لیوان، شامل روستاهای تلور، لیوان غربی و شرقی و کهنه کلباد به مرکزیت روستای لیوان شرقی.
شهر نوکنده مرکز بخش نوکنده است. این شهر، از شمال به جنوب 10 کیلومتر و از شرق به غرب 3 کیلومتر است. نوکنده از نظر جغرافیایی، در ناحیه جلگه‏ای و زمین‌های پست حاصلخیز دامنه‏ ی شمالی البرزشرقی واقع شده و آب و هوای آن، نیمه مرطوب معتدل است. میزان رطوبت آن به علت هم‌جواری با خلیج گرگان و دریای خزر بالاست.
نوکنده از دو واژه‌ی «نو» و «کنده» ترکیب شده است. نو به معنی تازه و جدید، کنده هم به معنی آبادی است. مکان اولیه نوکنده، محلی در دامنه شمالی البرز، واقع در جنوب نوکنده‌ی امروزی بود که به «نوده» معروف است. با بررسی کلمه نوکنده، از آن چنین استنباط می‌شود که قبل از پیدایش نوکنده کنونی، در این محل، روستایی قدیمی وجود داشته که از بین رفته و به جای آن، روستای جدید نوکنده به‎ وجود آمده است.
بهلر می‎نویسد: «نوکنده مشتمل است تخمناً از 100 خانوار و به فاصله یک فرسخ و ربع از دریا و یک فرسخ و نیمی خندق (جَرِکُلباد) در میان جنگل واقع است و امتداد آن راه، قدری به سمت جنوب است.»
نوکنده در دوره‌ی قاجار، جزو بلوک انزان بود. به نوشته محمدعلی قورخانچی، «نوکنده، خالصه دیوان اعلی است. آب مشروب هم از رودبار قلیلی دارد و آب چشمه هم دارد و کفاف نمی‌کند. ناور هم بسته‎اند. از قدیم خالصه شاه شهید نورالله مرقده و مضجعه بوده است و قریه معموره‌ای است و به چند محله منشعب می‎شود و از هر طوایف در آن محلات سُکنا دارند. این قریه قشلاقیت دارد. تعداد نفوس 1563 نفر است.»
قرار داشتن نوکنده در جوار راه شاه‌عباسی و به گفته‌ی ملگونف، بر راه گز به اشرف، سبب شد تا برخی از سیاحان به آن‌جا بروند. بارنز، از آن به عنوان روستای دور افتاده یاد می‏کند. رضاقلی ‏خان هدایت که در سفر خود به خوارزم، از نوکنده دیدن کرد، درباره‌ی آن می‎نویسد: «وارد نوکنده شدیم، در نوکنده که اصل انزان است. شب در خانه حمزه خان انزانی، که به اسم جد مذکور خود مرسوم است، توقف نمودیم.»
رابینو در سفرنامه خود می‎نویسد: «نوکنده مرکز عمده‌ی انزان و آن ده بزرگی است که می‌گفتند 600 خانوار جمعیت داشته و سکنه آن به دوازده طایفه تقسیم می‌شوند» که از میان این دوازده طایفه، امروزه از طایفه بوعلی و قاجار نام و نشانی بر جای نمانده است.
در سال 1917م، به علت شیوع مرض ‌کلرا در «نوکنده، بیست و چهار نفر زن و مرد تلف شدند» و 300 نفر دیگر در مرحله بعد، جان خود را از دست دادند. همچنین وقوع آتش‎سوزی در 26 فوریه 1919م، برابر 6 اسفند 1297ق، از حوادث مهم نوکنده در عصر قاجار است. در کتاب مخابرات استرآباد، در تلگرافی که سپهدار به حاکم استرآباد مخابره کرده، آمده است: «خبر رسید به سبب گرمای این دو سه روزه که از چله تابستان گرم‌تر شده بود، در نوکنده، هشت فرسخی مغربی [که] نیم فرسخ مسافت با دریا است، باد خیلی تندی می‎وزد. نوکنده آتش گرفت. به فاصله دو ساعت و نیم با این‌که خانه‎های نوکنده هر یک، صد قدم با هم فاصله دارند، یکصد و سی خانه می‎سوزد. خسارت کلی وارد [شده]، دو زن با دو بچه و چند رأس گاو و مال در آتش هلاک شدند و این خانه‌های سوخته، کلیه از خوانین بوده، تقریباً یکصد و پنجاه تومان از قیمت خانه‏ها و اجناس زندگانی و آنچه دارایی رعیت داشتند، سوخت و ابداً قوتی و پوشاکی ندارند.»
در عصر پهلوی، نوکنده جزو بخش بندرگز بود. اسدالله معینی درباره‌ی آن می‎نویسد: «نوکنده در جنوب باختری بندرگز، سر راه شوسه‌ی بندرگز به بهشهر است، جمعیت 4023 نفر، آب از چشمه و چاه. نوکنده سابقاً مرکز عمده بخش انزان بوده و 600 خانوار جمعیت داشته و سکنه آن به طوایف منوچهری، کرد، بوعلی، نظر، مازندرانی، جهانشاه، کشیر، شربتی، آهنگر، شهاب و قاجار تقسیم می‎شد. بیش از 80 باب مغازه دارد. امام‌زاده حبیب الله آن قدیمی است.»
برابر سرشماری سال 1390، نوکنده دارای 2200 خانوار و 7145 نفر (3518مرد و 3627زن) جمعیت است که طوایف جهانشاه، ملاح، شربتی، نظری، شهاب، مازنی، منوچهری، طهماسبی، مزنگی، سادات و باقری، بیشتر ساکنان آن را تشکیل می‎دهند.
جمعیت نوکنده در سال‌های 85-1335

سال     جمعیت (نفر)    مرد         زن         خانوار
1329    3180          -           -             -
1335    3081       1572     1509        -
1345    4761         -    -    807
1355    5636      2746    2890          -
1365    5838     2431     3407       1227
1375    8339     4142     4197          -
1385    7607     3685     3922      2061

زبان مردم شهر نوکنده فارسی است که با گويش تبری صحبت می‎کنند. دین آن‌ها اسلام و همگی پیرو مذهب دوازده امامی هستند. شغل مردم نوکنده کشاورزی، پارچه بافی و چادرشب‌بافی است.
نوکنده دارای بیش از610 هکتار زمین کشاورزی است. کشت گندم، پنبه و صیفی‌جات به شیوه دیم است، اگرچه در گذشته، برای تأمین آب، ناور بسته بودند و به حفر چاه و احداث قنات روی آوردند که وجه تسمیه بخشی از زمین‌های کشاورزی این شهر به نام‌های «نُرِدله» و «قنات سَر» مؤید آن است كه امروزه آثاری از آن‌ها جز نام بر جای نمانده است.
آب آشامیدنی اهالی شهر نیز از چهار حلقه چاه تأمین می‎شود.  
در گذشته، مردم نوکنده علاوه بر کشاورزی، به دامپروری هم اشتغال داشتند. پرورش گوسفند، گاومیش و گاو شیری، عمده فعالیت دامپروری آنان را تشکیل می‎داد. در سال‌های اخیر، علاوه بر فعالیت‌های یاد شده، پرورش مرغ گوشتی نیز به آن افزوده شد.
نوکنده دارای 2 شهرک صنعتی است که در جنوب شرقی و جنوب‏غربی شهر واقع شده‌اند. تنها شهرک صنعتی خصوصی استان، به نام گروه صنعتی معقول، در نوکنده قرار دارد. در این شهرک‎ها، 4 واحد صنعتی مشغول فعالیت است.
قدیمی‌ترین مدرسه شهر، مدرسه طبری است که در سال 1317ش ساخته شد. زمین آن قبرستان متروکه بوده که به تملک ‌آموزش و پرورش درآمده است. هم اکنون این شهر دارای 2 باب مدرسه ابتدایی، 2 باب مدرسه راهنمایی و 2 باب دبیرستان است.
از جمله جاذبه‌های گردشگری نوکنده می‌توان به راه شاه‌عباسی، جنگل‌های جنوبی شهر نوکنده (پارک گردشگری نرگسی) و پارک ساحلی نوکنده اشاره کرد. تپه‌های تاریخی آن عبارتند از: تپه پن‌خانی، تپه در دارلته (دارلته)، کافرتپه و تپه سنان خانه‌سر. كافرتپه (متعلق به دوران پیش از تاریخ و عصر آهن) به شماره 4756 در تاریخ 23/11/1380 و تپه سنان خانه سر (متعلق به دوران پیش از اسلام) به شماره 11334 در تاریخ 10/11/1383 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‏اند.



منابع:
• بارنز، آلکس. (1366). سفرنامه بارنز: سفر به ايران در عهد فتحعلي‌شاه قاجار. (ترجمه حسن سلطانی‎فر). مشهد: آستان قدس رضوی.
• بوهلر. (1389). سفرنامه و جغرافیای گیلان و مازندران. (به کوشش م. پ. جکتاجی). رشت: گيلكان.
• ذبیحی، مسیح. (1363). گرگان نامه. تهران: بابک.
• رابینو، یاسنت لویی. (1336). سفرنامه مازندران و استرآباد (چاپ 4). (ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی). تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
• صحابی فرد سنگسری، فرهاد. (1372). جغرافیای تاریخی شهر بندرگز و روستاهای تابعه آن. [بي‌جا]: مؤلف.
• معینی، اسدالله. (1344). جغرافیا و جغرافیای تاریخی گرگان و دشت. تهران: طبع کتاب.
• مقصودلو، حسینقلی (وکیل‌الدوله). (1363). مخابرات استرآباد (جلد 2). (به کوشش ایرج افشار و محمدرسول درياگشت). تهران: تاریخ ایران.
• ملگونف، گریگوری. (1364). سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر. (ترجمه مسعود گلزاری). تهران: دادجو.
• هدایت، رضاقلی‌خان. (1385). سفارت‌نامه خوارزم. (تصحیح جمشید کیان‌فر). تهران: میراث مکتوب.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه