نظام الدین استرآبادی
نظام الدین استرآبادی
Nezamoddin Estarabadi
شاعرِ مداح امامان شیعه در قرن نهم و اوایل قرن دهم قمری.
نظام الدین، شهرتش نظام معمایی، نظام استرآبادی و مولانا نظام الدین استرآبادی است. سال تولد او مشخص نیست، اما تذکره نویسان، سال درگذشتش را 925ق گفتهاند. تذکرهها و نسخ خطی، دو تاریخ برای درگذشت او نقل کردهاند. بیشتر تذکرهها تاریخ 921ق را آوردهاند، اما تاریخ 925ق درستتر به نظر میرسد. دلایلی که این تاریخ را ثابت میکند، یکی نسخهی شمارهی 826 دیوان نظام است که در کتابخانهی مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود. این نسخه که چهل سال پس از مرگ شاعر کتابت شده است و قدیمترین و درستترين نسخهی موجود از دیوان اوست، سال درگذشت نظام را در مادهي تاریخی از قول حسین سراج استرآبادی، سال 925ق، قید کرده است:
خسرو نظم نظام آنکه نداشت
در جهان هنر و فضل بدل
زین چمن طایر خوکرده شدش
عاقبت طعمهی شاهین اجل
رفت بیرون چو از این مرحله ساخت
ساحت جنت فردوس محل
روز و تاریخ و مه و سالش بود
هشتم از ماه جمادل اول
که براساس حروف ابجد، سال 925ق استخراج میشود.
دلیل دومی که این تاریخ را تأیید میکند، رباعیاي از دیوان نظام است که به تاریخ 922ق اشاره دارد، بنابراین رباعی، شاعر نباید پیش از این تاریخ مرده باشد.
چو خواجه مظفر که بود معدن داد
کرد از کرم شاه خراسان آباد
تاریخ شد این خجسته مصرع کاو را
با لطف اله دولت شاهی باد
مصرع آخر براساس حروف ابجد، برابر با سال 922ق است.
آخرین دلیلی که میتوان ذکر کرد، تاریخ پایان سرودن مثنوی سعادتنامه است. براساس ابیاتی از این مثنوی، اين اثر در تاریخ 922ق به پایان رسیده است، پس شاعر باید زمانی پس از این تاریخ بدرود حیات گفته باشد.
مکمل چون شد این فرخنده دلبر
نهادم نامش آثار المظفر
گذشته نهصد و اثنی و عشرین
که کلکم یافت از رفتار تسکین
بنابر آنچه نقل شد، تاریخ 925ق درستتر به نظر میرسد، زیرا به اعتقاد نگارنده، اشعار شاعر منبعی به مراتب متقنتر و صحیحتر از تذکرههایی هستند که نگارش آنها چندان دقیق و علمی نیستند و برخی مطالب را به تقلید از یکدیگر ضبط کردهاند. حال بر اساس تاریخ درگذشت وی، میتوانیم تولد او را در میانه یا نیمهي دوم قرن نهم حدس بزنیم.
از دوران کودکی نظامالدین اطلاعات دقیقی نداریم، جز آنکه میدانیم نام پدرش، حسین و نام جدش، مجدالدین بوده است و برادری به نام مولانا مهدی استرآبادی داشته که به سال 924 یا 925ق بدرود حیات گفته است. تاریخ مذکور بسیار جالب است. براساس این تاریخ، دو برادر در یک زمان فوت کردهاند و شاید هم تاریخ درگذشت نظامالدین با درگذشت برادر تخلیط شده است. از مادرش هم در تذکرهها به جز خلد برین، نام و یادی نیامده است. براساس تذکرهي خلد برین، وی در زمان درگذشت فرزند در قید حیات بوده و خود فرزند را کفن و دفن کرده است. ماجرای تدفین وی به صورت کرامتی در این تذکره نقل شده که به نظر واقعی نمینماید.
دربارهي استرآبادی بودن او هیچ شبههای وجود ندارد. این موضوع را میتوان از تصریح تذکرهها دریافت:
«مولا نظام از استرآباد و قصیده را خوب میگوید. این مطلع از قصیدهی بهاریهی اوست:
باز گلزار خط از سبزهی تر پیدا کرد
کار بستان جهان رنگ دگر پیدا کرد»
و یا «مولانا نظام معمایی از دارالمؤمنین استرآباد است و از جمله ارباب صلاح و سداد ... .»
وی دوران آغازین زندگی را در استرآباد گذراند و مقدمات علوم را نیز در آنجا فراگرفت. در شعر، خوش ذوق و خوشطبع بود. در جوانی، رهسپار هرات شد. در آغاز به معماگویی روی آورد و در این فن به شهرت رسید و لقب نظام معمایی یافت. به مرور از این فن دست شست و شعر را بیشتر به قصیدهسرایی مدحی مقصور کرد. در باب ترک معما میگوید: «... از قهر این میر حسین معمایی که سد باب معما نه چنان کرده که قدم در این حجله این بکر پردهنشین توان نهد و دری به روی این مدعا توان گشاد...» در تاریخ شعر، شعرای بسیاری به سبب شکست در سرودن موضوعی خاص از شاعری دیگر، به گونهی شعری دیگری روی میآورند، مسألهای که برای «نظام» نیز رخ داده است. البته برخی از تذکرهنویسان معتقدند علت کنار نهادن معما، تعصب بالای او به تشیع بوده است که درست به نظر نمیرسد.
وی در آغاز قصیدهسرایی، به مدح امیران و بزرگان زمان متمایل بود. مهمترین ممدوحان او، سلطان حسین بایقرا، امیر علیشیر نوایی و خواجه سیفالدین بتکچی بودند. نفیسی، ممدوحان دیگری را هم برای او برمیشمارد؛ از جمله: مظفر حسین میرزا، عمرو معدی کرب سلطان، غیاثالدین علی بتکچی، امیر جلالالدین محمد شیرنگی، امیر شاه حسین اصفهانی، امیر یوسف علی کوکلتاش، سید زین العابدین صادق و همچنین مرثیههایی برای امیر بابا، خواجه مجدالدین ابوعلی، خواجه شمسالدین محمد بتکچی. غیر از افراد نامبرده، نظام ممدوحان دیگری چون امیرشاه حسین صفاهانی، آقامیر کفشگر، زینلخان بیک، جمالالدین احمد بشیر مکی، نظامالدین محمود و خواجه محمد بتکچی نیز داشته است. نفیسی در کتاب تاریخ نظم و نثر فارسی، به دو نظام استرآبادی اشاره میکند که یکی نظام مداح اهل بیت است که در قرن نهم میزیست و دیگری نظام مداح شاهان و امیران که در قرن دهم بوده است و ممدوحان مذکور در بالا را هم در شرح حال نظام قرن دهم ذکر میکند. این ادعا به نظر درست نمیآید، زیرا هیچیک از تذکرهها به دو نظام استرآبادی در این بازه زمانی و با این تفاوت اشارهای نداشتهاند و از مثنویهای به دست آمده از وی نیز اشعار غیر مناسبتی موجود است که نشان از عدم اهتمام تام او به شعر مذهبی دارد.
با گذر زمان، شاعر به دلیل تمایل قلبی به تشیع و منقبت و مداحی امامان شیعه، از مداحی امرا دست میکشد و ترک هرات میکند و رهسپار زادگاهش میشود. پس از مدتی، از آنجا عازم ماوراء النهر میشود و در قراکول به محضر «درویش حسامی قراکولی» میرسد و در زمرهی مریدان او درمیآید. وی پس از سیر و سلوک باطنی زیر نظر مرشدش، به موطن اصلی خود بازمیگردد و به مدیحهسرایی برای اهل بیت میپردازد و روزگار خود را در فقر و گوشهنشینی میگذراند. با توجه به تصریح شاعر، وی صاحب هیچ اولادی نبوده و دربارهي داشتن همسر یا همسران هم نشانهای در تذکرهها و اشعار او یافت نشده است.
چه غم که نیست مرا نسل در جهان زیرا
که باشدم ز معانی به روزگار اولاد
فنای نسل بود زو و لیکن آن نسلاند
معانیام که نمیرند تا به روز معاد
دربارهي محل درگذشت او اختلاف نظر وجود دارد، اما به نظر میرسد مدفن او استرآباد باشد. صاحب تذکره روز روشن، هرات را محل دفن او عنوان میکند، اما منابع دیگری چون استرآبادنامه، خلاصهالاشعار، مجمعالفصحا، مخزن و آتشکده، محل دفن او را استرآباد نقل میکنند که موارد اخیر، معتبرتر به نظر میرسد و با سیر زندگی شاعر نیز همخوانی بیشتری دارد. محمدصالح استرآبادی در اینباره میگوید: «از بعضی ثقات، این مسود اوراق استماع نمود که مدفن شریف او در خارج دروازهی استرآباد که معروف است به دروازهی دنگ کوبان و الان دروازهی خاکریز است و واقع در طرف شمال بلدهی مزبور است، در قبرستان آنجا که وسعتی دارد، میباشد. لوح مزارش که بالفعل موجود است در آن مکان ناطق به این مطلب است.»
بر سنگ مزار او شعری نوشته شده که بنا به تصریح صاحب خلاصه الاشعار، از سرودههای برادر نظام است و انتساب آن از سوي برخی تذکرهنویسان به دختر او - با توجه به اولاد نداشتن شاعر- درست به نظر نمیرسد.
سرافرازا نظام سحر کلام
داشت در جان و دل محبت تو
از چه رو مانده قبر او بيسنگ
عجبم آید از محبت تو
در زمان حیات چون نکشید
منت دیگران به دولت تو
در ته خاک نیز آن بهتر
که بود زیر بار منت تو
مشخص نیست که این قطعه خطاب به چه کسی سروده شده است، اما اینکه برخی آن را خطاب به سلطان حسین میرزا گفتهاند، غلط است، زیرا نامبرده 10 سال پیش از نظام از دنیا رفته است.
• آثار
از نظام چهار اثر برجای مانده که عبارتند از:
دیوان اشعار: این اثر، صد و بیست و نه قصیده، پانزده ترکیببند، یک ترجیعبند، چهل و دو رباعی، هفتاد و پنج قطعه، پنج غزل و ده هجویه را شامل میشود.
سلیمان و بلقیس: مثنوی است که در بسیاری از تذکرهها به نظام منتسب شده است. نسخههایی از آن در دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه تهران موجود است که ناقص و ناخواناست، بنابراین تاکنون تصحیح نشده و به چاپ نرسیده است.
دستور معما: تنها اثر منثور نظام است که در فن معما فراهم شده است.
سعادتنامه: مثنوی حماسی است از نوع حماسهی دینی که به زندگی حضرت محمد(ص) و جنگهای ایشان اختصاص دارد.
• سبک شعری
قرن نهم، آخرین دورهی سبک عراقی است و با آغاز قرن دهم، مکتب جدیدی به نام «وقوع» آغاز میشود. شعر نظام دقیقاً در پایان قرن نهم و آغاز قرن دهم قرار دارد. شعر او به مکتب عراقی نزدیک و بسیاری از ویژگیهای این سبک در شعرهای او نمایان است. تمایل به آرایهپردازی، استفاده از اصطلاحات علمی و نجومی و ایجاد موسیقی سنگین و حماسی، ویژگیهای بارز شعر اوست. تشبیه و استعاره در میان سایر صور خیال در کلام او پررنگتر است. شاعر از گونههای مختلف این دو آرایه بیانی بهره برده و به واسطهی آن، سخنش را خیالانگیز و تصویری ساخته است. در میان آرایههای بدیعی نیز، شاعر از صنایع لفظی چون موازنه و جناس با هنرمندی بهره برده و در جهت غنای بیشتر موسیقی کلامش، از آنها به خوبی استفاده کرده است. وی شعر شعرای پیش از خود را خوب میشناخته و در اشعارش، از حافظ، خاقانی، انوری، ظهیر فاریابی و ... نام برده و از کلام و بیانشان سود جسته است.
• مضامین اشعار
1. مدح و رثا: بخش عمدهي اشعار نظامالدین استرآبادی، مدایح و مراثی اوست. این اشعار بیشتر در مدح امام علی(ع) و خاندان او سروده شدهاند و جملگی، ترجمان احساسات مذهبی وی هستند، بنابراین بسیاری از تذکرهنویسان، مدایحاش را بینظیر دانستهاند. وی افزون بر مدح ائمه، در منقبت و رثای آنان نیز اشعاری شیوا دارد. او در منقبت امام علی، اشعار بسیاری دارد و در کنار آن، مرثیهای دلکش در رثای شهدای کربلا از خود برجای گذاشته است. افزون بر این، بسیاری از بزرگان زمان را ستوده و احساسات مذهبی خود را در آنجا نيز آشکار كرده و در موارد متعددی، در میانهی مدح، بر دوستیشان به اهل بیت تأکید نموده است.
2. زهد و پارسایی: پس از مدایح و مناقب، بیشتر اشعار نظام را شعرهای زاهدانه تشکیل میدهند که در قالبهای غزل، قصیده، قطعه و رباعی سروده شدهاند. علیرغم اینکه وی مرید درویشی به نام «حسامی قراکولی» است، اما اشعار صوفیان در سخن او دیده نمیشود و در کلامش از شطحیات ساختارشکن، اندیشههای وحدت وجودی و مقامات و حالات پر شور صوفیه خبري نیست. شعرهای او بیشتر به سخنان زاهدانهی شاعران و نویسندگان قرون پنج و ششم هجری شبیه است که ترک دنیا و بیاعتباری آن و همچنین گوشهگیری، مهمترین مضمون آنها بوده است. به هر حال، او بیش از هر زمینهای، خود را مداح ائمه میداند و شاید هم با عرفانی که اغلب بزرگان آن از اهل سنت بودهاند، چندان سر سازش ندارد، موضوعی که در عصر صفوی به شکل چشمگیرتری قابل مشاهده است.
3. شکوه از فقر و پیری: نظام به فقر و تنگدستی خود در قطعاتش اشاره دارد و از آن مینالد. وی به ویژه در اواخر عمر، در فقر و نداری به سر ميبرد، به طوری که بنا به گفتهی مؤلف تذکره خلد برین، حتی مادرش در تجهیز و تکفین او در تنگنا بوده است. البته نظام در کنار فقر و ناداری، بسیار بلند طبع بوده است و خود را به خاطر دو نان به دونان نمیفروشد و نمیستایدشان. خود میگوید:
کبوتری که ندارد به دل غم روزی
به آب و دانه زند چرخ آسیا آسا
در کنار شکوه از فقر، شکایت از پیری هم در چند قصیدهي شاعر دیده میشود.
4. فخریه: نظام در موارد متعددی در اشعارش، خود را سرآمد شاعران همدوره و ادوار پیش از خود میداند. برای نمونه میتوان به بیت زیر اشاره کرد:
توانگر شد نظام از بحر شعر آبدار خود
که نظمش رشک در و غیرت لؤلؤی مکنون است
5. هجو: از نظام، ده هجو برجای مانده که شش قطعه در هجو «علی طبیب» است، یک قصیده در هجو صاحب منصبی از اهالی کشمیر سروده شده، یک ترجیع بند در هجو «قاضی مشهد» منظوم گردیده و دو هجو هم خطاب خاصی ندارد و مشخص نیست برای که گفته شده است.
6. بهاریه: این مضمون از مضامین مشهور در آثار نظام است، به گونهای که بسیاری از تذکرهها به بهاریههای وی اشاره و نمونههایی از آن ذکر کردهاند.
7. سفرنامه خیالی به آخرت (معراجالخیال): نظامالدین استرآبادی قصیدهای به نام «معراجالخیال» دارد که موضوع آن، سفر خیالی شاعر به جهان آخرت است. این اثر، از نظر موضوع به کمدی الهی دانته و ارداويرازنامه شباهت دارد. در این سفر، شاعر از هشت منزل میگذرد. در منزل اول، فرشتهای را میبیند که پیک مسرع پیامبر است. در منزل دوم، منشیای را میبیند که مستوفی دیوان کل عالم است و مدح علی(ع) را مینویسد. در منزل سوم، مطربی خوش آواز را مییابد که علی(ع) را مدح میگوید. در منزل چهارم، نور عبادت عیسی(ع) را میبیند، ولی باز تأکید میکند که علی(ع) جان هستی و نور دیدههاست. در منزل پنجم، با بتی مواجه میشود که بسیار نیرومند است و همه قدرتش را از علی(ع) گرفته است. در منزل ششم، عابدی را میبیند که حمد خدا میگوید و نورانیتش را از سائیدن پیشانی بر درگاه پیامبر(ص) یافته است. در منزل هفتم، مردی سیاهچرده که به مرحلهی استغنا رسیده است، در خدمت علی(ع) است. در مرحله هشتم، صحنی پر از گهر مییابد. به دنبال ملک «اوادنی» میگردد و پس از یافتن آن بالاتر میرود تا از «مکان» خارج میشود و به «لامکان» میرسد و از «لامکان» هم میگذرد و به آستان حضرت امیر(ع) میرسد و تا پایان قصیده، امام(ع) را مدح میکند. محور این قصیده، در بیان شأن، شکوه و منزلت مولی علی(ع) است.
• نسخ خطی
هشت نسخهی خطی از اشعار نظامالدین استرآبادی در کتابخانههای داخلی و خارجی موجود است که چهار نسخه در کتابخانه مجلس شورای اسلامی، یک نسخه در کتابخانه سازمان لغتنامه دهخدا، یک نسخه در کتابخانهی ملی، یک نسخه در کتابخانهی مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار) و یک نسخه هم در کتابخانهی ملی پاریس نگهداری میشود. افزون بر اینها، در جُنگهای متعددی که در کتابخانههای ملی، ملک و دانشگاه تهران موجود است، قصایدی از شاعر درج شده است.
نسخ خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی: در مجلس شورای اسلامی، چهار نسخهی خطی از نظام استرآبادی موجود است که عبارتند از:
یکی نسخهای با شمارهی ثبت 826 که دارای 197 برگ 15 سطری است. تاریخ کتابت نسخه، 976ق است، یعنی چهل سال پس از درگذشت شاعر. این نسخه قدیمیترین نسخهای است که از او برجای مانده و همهی دیوان او را دربرمیگیرد. کاتب نسخه، عبدالله نامی است که به خط خوش نستعلیق، آن را کتابت کرده است. این نسخه از دو بخش تشکیل شده:
1. 59 صفحهی اول نسخه که قصایدی در مدح و منقبت ائمه را شامل میشود و دیگری از صفحه 59 تا 197 که افزون بر قصایدی در مدح و منقبت ائمه (ع)، قصایدی در مدح امیران و اکابر عصر و ترکیببندها، قطعات، هجویات، غزلیات و رباعیها را نیز دربرمیگیرد.
2. نسخهای با شمارهی ثبت 1353، که در حاشیه رسالهای در ادبیات و عرفان آمده است. دیوان نظام صفحات 1 تا 182 حاشیه نسخه را دربرمیگیرد. کاتب آن شخصی به نام جعفرقلی است که آن را در قرن دهم نگاشته است. خط نسخه، نستعلیق است.
3. نسخهای است با شمارهی ثبت 13983 که از 131 برگ 15 سطری تشکیل شده است. این نسخه در تاریخ 24 ربیعالاول 1065ق، توسط محمدحسن مکتبدار کتابت شده است. این نسخه تنها قصاید شاعر را دربردارد.
4. نسخهای است به شمارهی 9406، که در 15 شعبان 1221ق کتابت شده است. این نسخه تنها قصاید شاعر را شامل میشود و از ترکیببندها، غزلیات، قطعات، رباعیها و ... شاعر در آن خبری نیست.
نسخه خطی کتابخانهی سازمان لغتنامه دهخدا: این نسخه با شمارهی ثبت 26 در مخزن کتابخانه لغتنامه دهخدا موجود است. نسخهی مزبور، 207 برگ را شامل میشود و کاتب آن، فلان بن عبدالباقی حسینی عنوان شده است. تاریخ کتابت اثر، سال 1002 یا 1003ق است، بنابراین از نظر زمانی، دومین نسخهی نزدیک به دورهی شاعر است. این نسخه از اعتبار خوبی برخوردار است و تنها عیب آن، منظم نبودن صفحات است که موجب دشواری در دریافت اتمام برخی از اشعار شده است.
نسخه کتابخانه ملی: این نسخه با شماره 2514، شامل دیوان نظام، دیوان طایری و دیوان مهدی استرآبادی است. نسخه مزبور، به خط نستعلیق کتابت شده و به احتمال زیاد، متعلق به قرن دوازدهم قمري است. تعداد برگهای این نسخه 297 و هر برگ شامل 12 سطر است. دیوان نظام صفحات 1 تا 530 نسخه را شامل میشود. صفحه 1 تا 185 قطعات، قصاید، ترکیببندها و غزلیات را شامل میشود و صفحهی 185 تا 294 هم رباعیات شاعر را دربرمیگیرد. افزون بر این، در پایان، سه بیت از حسین سراج استرآبادی در تاریخ فوت شاعر آمده و بخشی از قصاید مذهبی و زاهدانه شاعر ذكر شده است.
نسخه مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار): این نسخه با شمارهی ثبت 2/375، در پایان نسخهای از دیوان ثنایی مشهدی آمده است. تاریخ کتابت آن، قرن یازدهم قمري و خطش نستعلیق است. نسخهی مزبور، از 55 برگ 17 سطری تشکیل شده و شامل اشعار مذهبی و زاهدانهی شاعر است.
نسخه کتابخانه ملی پاریس: این نسخه با شمارهی ثبت 1774، در کتابخانهی ملی پاریس موجود است.
منابع:
• آذربیگدلی، لطفعلی بیک. (1337). آتشکده. (تصحیح حسن ساداتناصری). تهران: امیرکبیر.
• استرآبادی، نظامالدین. (1391). دیوان نظامالدین استرآبادی. (تصحیح شایسته ابراهیمی و مرضیه بیکوردیلو). تهران: کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
• انوار، سيدعبدالله. (1365). فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی ایران (جلد 6). تهران: کتابخانه ملی ایران.
• بندرابنداس، خوشگو. (1389). سفینه خوشگو. تهران: كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شورای اسلامی.
• دانشپژوه، محمدتقی، و علمی انوری، بهاءالدین. (1359). فهرست نسخ خطی کتابخانه مجلس سنا (جلد 2). تهران: کتابخانه مجلس شورای اسلامی.
• رازی، امیناحمد. (1378). هفت اقلیم. (تصحيح سیدمحمدرضا طاهری). تهران: سروش.
• شيرازي، ابنيوسف. (1318). فهرست نسخ خطی مدرسهی عالی شهید مطهری (جلد 2). تهران: چاپخانه مجلس.
• صالحی استرآبادی، تقیالدین محمد. (1386). استرآبادنامه. تهران: امیرکبیر.
• صدرايي، علي. (1377). فهرست نسخ خطی کتابخانهی مجلس شورای اسلامی (جلد 30 و 37). تهران: کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
• صفوی، ساممیرزا. (1384). تحفه سامی. (تصحیح رکنالدین همایون فرخ). تهران: اساطیر.
• صمصامالدوله، میرعبدالرزاق. (1388). بهارستان سخن. (تصحیح عبدالمحمد آیتی و حکیمه دسترنجی). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
• ظفر حسینصبا، محمد. (1343). تذکره روز روشن. (تصحیح محمدحسین رکنزاده آدمیت). تهران: کتابخانه رازی.
• عليشير نوايي، ميرنظامالدين. (1363). تذكره مجالسالنفائس. (به کوشش علیاصغر حکمت). تهران: منوچهری.
• کاشانی، میرتقیالدین. (1387). خلاصه الاشعار و زبده الافکار. (تصحیح عبدالعلی ادیب برومند و محمد حسین نصیری کهنمویی). تهران: میراث مکتوب.
• گوپاموی، محمد قدرتالله. (1387). نتایج الافکار. (تصحیح یوسف بیگ باباپور). قم: مجمع ذخایر اسلامی.
• مدرس تبریزی، محمدعلی. (1364). ریحانهالادب. تبریز: شفق.
• نشریه نسخ خطی. (1363). (جلد 3). (به کوشش محمدتقی دانشپژوه). دانشگاه تهران.
• نفیسی، سعید. (1363). تاریخ نظم و نثر در ایران. تهران: فروغی.
• واله اصفهانی، محمدیوسف. (1379). خلد برین. (به کوشش میرهاشم محدث). تهران: میراث مکتوب.
• هدایت، رضاقلیخان. (1336). مجمعالفصحا (جلد 4). (تصحیح مظاهر مصفا). تهران: امیرکبیر.