نخبه سیفیه
نخبه سيفيّه
Nokhbeh Seifiyeh
نام كتابی دربارهی استرآباد عصر قاجار.
نخبه سیفیه، گزارش محمدعلي قورخانچي (صولتنظام) دربارهی تاريخ و جغرافياي استرآباد، ترانههاي عاميانه تركمن و «بياض خانوار و انفاس مملكت استرآباد با جمع متعلقات» است. اين سه نوشته به علت «همخواني محتوايي» در كنار يكديگر قرار گرفتند و با عنوان نخبه سیفیه، به كوشش منصوره اتحاديه (نظام مافي) و سيروس سعدونديان در سال 1360ش، توسط نشر تاريخ ايران در 136 صفحه چاپ و منتشر شده است. هر يك از بخشهای اين كتاب، داراي ارزش و جايگاه ويژهي خود هستند، اما نخبه سيفيه به علت اهميتي كه در معرفي استرآباد عصر قاجار دارد و شايد هم به دليل حجم آن، عنوان كتاب را از آن خود کرده است.
نخبه سيفيه، نسخه خطي موجود در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي به شماره 690 است كه ميكروفيلم آن به شماره 2234 در مركز اسناد كتابخانه مركزي دانشگاه تهران نگهداري ميشود.
نخستین بار گزارش نخبه سيفيه به كوشش مسيح ذبيحي در سال 1348، در كتاب «گرگان سرزمين طلاي سفيد» چاپ و منتشر شد. «صولت نظام، همين كتاب [گزارش] خود را با تصرفات جزئي و پس و پيش كردن بعضي بخشها در سال 1327ق، به نام «نخبه كامراني» تجديد و تحرير و آن را به كامران ميرزا نائبالسلطنه تقديم كرد. نسخهاي از اين تحرير با عكس مؤلف آن موجود است و به شماره 3959 در كتابخانه ملك (تهران) نگاهباني ميشود.» نخبه كامراني، در كتاب «گرگاننامه»ي مسيح ذبيحي نيز آمده است.
محمدعلي قورخانچي (صولتنظام) «از مستخدمين قشون ايران بود. در عهد مظفري در سنه 1321 ق، هنگام حكومت حاجي سيفالدوله در استرآباد، از وزارت جنگ براي مستخدمي قشون استرآباد و سمت آجودان باشيگري آنجا خواستندش. بعد از ورود به استرآباد ، مخلّع و به رتبه نائبالايالگي رسيد. پس از يكسال، به تهران آمد و دو ماه در مرخصي بود كه مجدداً به داروغگي عمل گوكلان فراخوانده شد. بعد سفري به سمت گوكلان و انجام مميزي و تعداد نفوس و [توزيع] مراتع و مزارع هر طايفه، عود به استرآباد كرده، به دستور سيفالدوله به ترتيب اين جغرافيا پرداخت و آن را به نام وي، به نخبه سيفيه موسوم گردانيد.»
قورخانچي در آغاز گزارش خود، به وجه تسميه شهر استرآباد ميپردازد و با استفاده از منابع تاريخي، پيشينهی آن را معرفي میكند. او براي اين كار، از منابع قاجاري از جمله «مراتالبلدان» محمد حسنخان اعتمادالسلطنه، «ماثر سلطاني» ابوالمعالي عبدالرزاق بيگ، «اكسيرالتواريخ» علي قلي ميرزا اعتضادالسلطنه، «جام جم» حاجي معتمدالدوله و «منتظم ناصري» بهره ميگيرد.
توصيف او از شهر استرآباد و مسائلي همچون جمعيت، چگونگي تأمين آب، محيط شهر و امكانات مختلف از جمله مساجد، مدارس، تكايا، بقاع متبركه، كاروانسراها، حمامها، ابنيه عالي دولتي، دكانها، صنايع و اوزان، براي علاقهمندان به تاريخ استرآباد دورهی قاجار بسيار ارزشمند و دارای اطلاعات مفيد است.
يكي از نكات قابل توجه گزارش قورخانچي، توجه او به تقسيمبندي داخلي ايالت استرآباد است كه از چگونگي اين تقسيمبندي، اطلاعات خوبی به خواننده ميدهد. وی از بين گروههاي اجتماعي استرآباد، به علما، روضهخوانها، خوانين و سركردگان، اشراف و تجار ميپردازد و به اسم، آنها را معرفي ميكند.
قورخانچي، اولين نمايندهي رسمي دولت مظفري است كه پس از معرفي قوم تركمن، اطلاعاتي از تركمانان يموت ميدهد. او طوايف يموت، احتياجات، جمعيت، چگونگي تجارت، صنعت و ... آنها را معرفي ميكند. وي همچنين اطلاعاتي از گوكلانها، طوايف، مشايخ و محاكم ارائه ميدهد. اگرچه اين اطلاعات نسبت به يموتها كمتر است، ولي در مطالعه زندگي گوكلانهاي عصر قاجار بسيار ارزشمند است.
مطالب قورخانچي دربارهی گنبدقابوس، كميسيون ايران و روس و همچنين شهر جرجان، قابل توجه است. گزارش قورخانچي دربارهي دو رود اترك و گرگانرود و همچنين توصيف او از مسير تهران به استرآباد و رسم طرق، وضع منازل در شناخت جغرافيايي ايالت و يكي از راههاي مهم رسيدن به آن، بسيار مهم و ارزشمند است.
بخش دوم كتاب نخبه سيفيه، مقاله «ترانههاي عاميانه تركمن» است كه توسط «الكساندر شودزكو» گردآوري شده است.
شودزكو در سال 1806م، در لهستان به دنيا آمد و در سال 1981، در پاريس درگذشت. وي در زمان محمدشاه، مدتي قنسول روسيه در رشت بود. شودزكو پس از كارهاي سياسي، كناره گرفت و به استادي زبان و ادبيات اسلاوی در كلژدوفرانس پرداخت. اين اشعار از كتابي با نام «نمونههايي از اشعار عاميانه ايراني» گردآوري شده است. اين كتاب داراي دو بخش است: قسمتي به بيان حماسه كوراوغلي اختصاص دارد و بخش ديگر، گزيدههايي از ترانههاي تاتارهاي استرخان، تركمانان، كالموكها، طالشها، گيلانيها و مازندرانيهاست. ترانههاي تركمن، در مسافرت شودزكو در سال 1833م به شمال خراسان گردآوري شد. هر يك از سيزده ترانهي كتاب ميتواند خواننده را با ابعاد زندگي تركمانان آشنا كند.1
در پايان كتاب نخبه سيفيه، «بياض خانوار و انفاس مملكت استرآباد با جمع متعلقات» آمده و مربوط به عهد حكومت ملكآرا در سال 1276ق است كه از نظر شناخت آماري ايالت استرآباد بسيار ارزشمند است.
شايد بتوان گفت اين اولين آمار رسمي است كه از بلوك استرآباد دورهی قاجار در اختيار پژوهشگران قرار میگیرد. در اين آمارنامه، پس از ارائهي اطلاعات اوليه از ايالت استرآباد، به ذكر آماري از شهر استرآباد و سه محلهي آن ميپردازد. در ادامه، آمارهايي از بلوكهاي انزان، سدن رستاق، استرآباد رستاق، كتول، فندرسك، كوهسار، شاهكوه ساور، قنچي چناشك و نيم بلوك حاجيلر آمده است.
ذكر نام دقيق هر يك از روستاهاي بلوكات به همراه تعداد خانوار، انفاس، دهات، مرد زندار، زن شوهردار، مرد بيزن، زن بيشوهر، پسر کبیر و صغير، دختر كبير و صغير، بر ارزش اين آمار ميافزايد.
اين آمار در كتابهاي «گرگاننامه» و «گرگان زمين» كه به كوشش مسيح ذبيحي گردآوري شده، با عنوان «نفوس استرآباد» نيز آمده است كه به نظر ميرسد قديميترين آمار رسمي استرآباد است.
پينوشت:
1. جعفر خمامیزاده. (مترجم کتاب «ترانههای محلی ساکنان کرانههای جنوبی دریای خزر» (1381)، انتشارات سروش)، الکساندر شودزکو را یکی از اعضای خانواده بوربکو معرفی میکند و 23 اثر وی را نام میبرد که نیمی از آنها مربوط به ایران است.
منابع:
• ذبيحي، مسيح. (1386). استرآبادنامه. تهران: اميركبير.
• قورخانچي، محمدعلي. (1360). نخبه سيفيه. (به كوشش منصوره اتحاديه و سيروس سعدونديان). تهران: تاريخ ايران.