خرید و دانلود مقاله

میریوسف علی اصم استرآبادی


مير يوسف علی اصم استرآبادی


Mir-Yousef Ali Asam Estarabadi

عالم و شاعر اواخر سده‌ي دهم و اوايل سده‌ی يازدهم قمری.
اهل استرآباد بود، در اين سرزمين به دنيا آمد، سال‌ها در اين خطه تحصيل و زندگي كرد، سپس به مشهد رفت و آن‏گاه راهي هندوستان شد و تا آخر عمر خود در آن‌جا زندگي كرد.
برابر آنچه كه ميريوسف علي درباره‌ی شرح حال خود نوشته است، پدرش از سادات حسيني ملقب به كيا و مادرش از سادات موسوي شيرنگ استرآباد بودند.
برخي منابع، او را يوسف علي جرجاني ثم هندي هم ناميده‌اند كه در زمان شاه‏عباس صفوي اول در ايران زندگي مي‌كرد، سپس به هند مهاجرت كرد و داراي طبعي لطيف بود. وی پایان عمر خود را در هندوستان زندگی کرد و در همان‌جا درگذشت.
ميريوسف علي در آخرين صفحه كتاب «فوحات‌القدس»، خود را اين‌گونه معرفي مي‌كند: «چون مدت مديد و عهد بعيد است كه اين فقير از وطن مألوف جدا گرديده و بر حسب تقدير در هندوستان وطن گزيده، پيراني كه در وطن مألوف بر نسب فقير اطلاع داشتند، نماندند و دو اسبه به راه فنا راندند و جواناني كه هستند، چون بنده را نديدند، اگر چه خويش و تبارند، بر احوال اطلاع ندارند، لازم است كه نقاب از روي بيان نسب بگشايد و دو كلمه اندر نسب خود بيان نمايد. بدان ‌كه فقير حقير از جانب والد از سادات رفيع الدرجات حسيني است و آبا و اجداد فقير ملقب به لقب كيا بوده‌اند و ايشان‌ را سادات كيا مي‌گفته‌اند و مي‌ستوده‌اند و از جانب والده از سادات ذوي السعادات موسوي است و ابا و اجداد فقير در دارالمؤمنين استرآباد به سادات شيرنگ معروف و مشهورند و شيرنگ قصبه‌ايست در بلوك فخرعمادالدين در آن مملكت و مولد فقير در استرآباد موضع نرساباد است و آن قريه ايست در نواحي شهر مذكور و در آن قريه مقبره‌ايست كه به زيارت سام مشهور است، همانا كه گذر سام بن نوع عليهم‌ا‌لسلام بر آن‌جا افتاده و او را شهرت داده.»
هر چند تاريخ تولد و درگذشت ميريوسف در جايي نقل نشده است، اما با توجه به اين‌كه وي در «فوحات القدس» آورده كه در سال 969ق، راهي مشهد شد و اين سفر در حدود 50 سالگي وي اتفاق افتاد، پس تولد او بايد حدود سال 920ق باشد. همچنين آقابزرگ تهراني، مدت اقامت وي در هند را 40 سال نوشته است و ميريوسف نيز در پايان كتاب «فوحات القدس»، سال پايان نگارش آن را 1011ق اعلام كرده است. اگر گفته‌ي مؤلف الذريعه درست باشد و ميريوسف مدت زيادي پس از تأليف كتاب فوحات القدس، زنده نمانده باشد، بايد حدود سال 970ق، وي وارد هند شده و در زمان مرگ هم بيش از 90 سال سن داشته باشد.
ميريوسف علي در مكاتبات خود، قاضي نورالله شوشتري، مير صفي الدين محمد و ميرجمال الدين محمد صدر را معلمان خود معرفي مي‌كند كه در دوران كم سالي نزد آنان تحصيل مي‌كرد.
او مشربي اخباري داشت و علاوه بر فقه، حديث و كلام، در سرودن شعر به ویژه رباعي مهارت داشت، بنابراین در تذكره‌ها در زمره‌ی شعرا معرفي شده ‌است.
وي بخشي از عمر خود را از نعمت شنيدن بي‌بهره شد، به همين سبب، از او به اميريوسف اصم استرآبادي نيز نام برده‌اند. گاهي مورد طعنه ديگران واقع مي‌شد. واله داغستاني او را اين گونه معرفي مي‌كند «گوش هوشش شنوا و ديده طبعش بينا بود.»
ميريوسف خود نيز در مكاتباتش با قاضي نورالله شوشتري، به اين موضوع اشاره دارد و مي نويسد: «في الحقيقه بنده را در اين عارضه شكر واجب است كه از شنيدن مزخرفات اهل زمان و لغو به تدارك ايشان فارغ است و در «دبستان» رباعي‌اي داريم و آن اين است كه:
در كشور هند اگر چه كر گرديدم
وز دست كري هزار محنت ديدم
شادم ز كري از آن كه تا كر گشتم
هرگز ز كسي غيبت كس نشنيدم»
مؤلف «عرفات العاشقين» او را اين گونه معرفي كرده است: «عزيز مصر معاني و نامرادي، يوسف سخن‌داني و پاك نهادي، ميريوسف اصم استرآبادي»، سپس دو رباعي از او مي‌آورد.
احمد گلچين معاني نيز شرح مختصري از زندگي ميريوسف را در «كاروان هند» نقل كرده است و او را اين گونه معرفي مي‌كند. «اميريوسف اصم استرآبادي، از شعراي قرن دهم هجريست كه به هندوستان رفته و شهرانگيز خوبي كه عبارتست از مجموعه رباعياتي موسوم به صفات الاصناف به تقليد از مجمع الاصناف لساني شيرازي درباره‌ی پيشه‌وران و صنعتگران به نام جلال الدين محمد اكبرشاه (1014- 963ق) سروده كه آغاز و انجامش اينست:
نقد سخنم كه بي‌غش و دلخواهست
بر شاه و گدا نفع رسان چون ماهست
در عالم معني شرفش بر زر مهر
از نام جهان پناه اكبر شاهست
---
يوسف سخن از بتانت با زار مگو
تا گل باشد حكايت خار مگو
در زاويه فكر كه خاموشانند
خاموش نشين، بيهده بسيار مگو.»
علي‏اكبر دهخدا نيز به نقل از صبح گلشن، درباره وي آورده است: «اميريوسف اصم استرآبادي شاعر عزيز مصر والا نژادي است.»1
طرح سؤال وي از قاضي نورالله شوشتري تبديل به مناظره‌ا‌‌ي مكتوب بين اين دو شد. او در سال 1019ق، نامه‌اي به قاضي نورالله نوشت و در مورد علم پيامبر(ص) و امامان (ع) سؤال كرد. قاضي نورالله به وي پاسخ داد. اين مكاتبه تا 12 نامه از سوي ميريوسف علي  و 11 نامه از سوي قاضي نورالله ادامه يافت.
بعد‌ها، مجموعه اين مكاتبات توسط فردي به نام عبدالرحيم الحسيني البغدادي يا عبدالرحيم جفري (جعفري) جمع‌آوري و اسئله يوسفيه نام گرفت.
نسخ خطي اين كتاب در كتابخانه آيت‏الله مرعشي نجفي به شماره 12610، در كتابخانه آصفيه به شماره 1184، در كتابخانه دانشگاه تهران به شماره 4513 و در كتابخانه مجلس به شماره 18589 ثبت شده‌اند. اين كتاب با همين نام از روي سه نسخه خطي منتشر شد.  
براي ميريوسف آثار متعددي نقل شده كه نام بسياري از آن‏ها در مكاتبات او با قاضي نورالله آمده است.
علاوه بر «اسئله يوسفيه» و «صفات الاصناف»، دیگر آثار وی عبارتند از:
1. دبستان كه گويي مير آن را در برابر گلستان جامي نوشته است.
2. فوحات القدس: از اين كتاب گاهي به نام‌هايي همچون «فوائح المسك»، «فوائد القدس» و «فتوحات القدس» نيز نام برده شده است. اين اثر، مجموعه احاديث و روايات است كه در 15 بخش تنظيم شده، 14 بخش آن در فضايل اهل بيت(ع) و بخش آخر، در فضايل برخي از صحابه است. اين كتاب در مقابل «نفحات الانس» جامي نوشته شده است. از اين كتاب، نسخ خطي متعددي وجود دارد كه از جمله 3 جلد در كتابخانه آيت‏الله مرعشي نجفي قم به شماره‌هاي ثبت 555، 6803  و 11048، در كتابخانه مدرسه‌ي آخوند همدان به شماره 3/10836، مكتبه الزهراء (اصفهان) به شماره 50 و 2 جلد در مركز احياء ميراث اسلامي (قم) به شماره‌هاي 3083 و 2518 موجود است. در نسخ خطي موجود در كتابخانه مركز احياء ميراث اسلامي (قم)، پايان تأليف اين كتاب، روز دوشنبه 15 ذي القعده 1011 ق ذكر شده است.
3. قبله‌الاخيار: منظومه‌اي كه برابر «سبحه» ملا جامي سروده شده است.
4. معدن المناقب: شامل 50 قصيده که دربرگیرنده‌ی 3075 بيت است و مهم‌ترين اثر ادبي مير به شمار مي‌رود. اغلب اشعار در توحيد و نعت ائمه معصومين (ع) است. نسخه خطي اين اثر به شماره 3075 در كتابخانه آيت‏الله گلپايگاني موجود است.
5. باعث الوصال: ديوان شعر است.
6. ساده پرگار كه به گفته‌ی ميريوسف، آن را در جواب مخزن‌الاسرار نظامي نوشته است، اما ميريوسف خود آن را در مقابل «بوستان»، «مخزن‌الاسرار» و «مثنوي» ناچيز شمرده است.
7. مظهر الحجه: منظومه‌اي است درباره‌ي امام زمان (عج) كه بيش از 850 بيت دارد و نسخه خطي آن در كتابخانه آيت گلپايگاني به شماره 36/109 موجود است. اين منظومه در مجله نامه بهارستان نيز چاپ شده‌ است.



منابع:
• آقابزرگ طهراني، محمدمحسن. [بي‌تا]. الذريعه الي تصانيف الشيعه (جلد 5، چاپ دوم، جلدهاي 5، 16 و 22). قم: دارالكتب العلميه.
• استرآبادي، ميريوسف علي. فوحات القدس. [نسخه خطي موجود در كتابخانه مركز احياء ميراث اسلامي ](شماره‌هاي ثبت 3083 و 2518). قم.
• افندی، ميرزاعبدالله. (1401ق). رياض‌العلماء و حياض‌الفضلاء (جلد 5). قم: خيام.
• اوحدي حسيني، تقي‌الدين محمد. (1389). عرفات العاشقين و عرصات العارفين (چاپ اول). تهران: ميراث مكتوب.
• جعفريان، رسول. (1388). اسئله يوسفيه: مكاتبات ميريوسف علي استرآبادي و قاضي نورالله شوشتري (چاپ اول). تهران: كتابخانه موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي.
• حسيني، سيد احمد. [بي‌تا]. فهرست نسخه‌هاي خطي كتابخانه آيت‏الله مرعشي نجفي (جلد 2، چاپ دوم). قم: ولايت.
• دهخدا، علي‏اكبر. لغت‌نامه. ذيل واژه: يوسف، اميريوسف اصم استرآبادي.
• سايت كتابخانه ديجيتالي نسخه‌هاي خطي و اسناد شرقي (كدنا) قابل دسترسي از: http://zakhair.net
• گروه فهرست نگاران. (1379). فهرست نسخه‌هاي خطي كتابخانه آيت‏الله العظمي مرعشي نجفي (جلد 28، چاپ اول) زير نظر سيد محمود مرعشي نجفي). قم: كتابخانه آيت العظمي مرعشي نجفي.
• گلچين‌معاني، احمد. (1369). كاروان هند (جلد 2، چاپ اول). مشهد: آستان قدس رضوي.
• مظهرالحجه. [بی تا]. پیام بهارستان، 9، 361.
• منزوي، احمد. (1382). فهرست‌واره كتاب‌هاي فارسي (جلد 3، چاپ دوم). تهران: مركز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي.
• واله‌داغستاني، عليقلي. (1384). تذكره رياض‌الشعراء (جلد 4، چاپ اول). (مقدمه و تصحيح و تحقيق سيد محسن ناجي نصرآبادي). تهران: اساطير.

 

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه