خرید و دانلود مقاله

میرفندرسکی


میر فندرسکی


Mir-Fendereski

فیلسوف و حکیم بزرگ عصر صفوی.
حکیم میرزا سیدابوالقاسم بن میرزا بیگ بن امیر صدرالدین حسینی موسوی معروف به میرفندرسکی استرآبادی، فیلسوف، حکیم، عارف، جامعه‏شناس، مدرس، شارح، شاعر، ادیب، مورخ و کیمیاگر ایرانی، در حدود سال 970ق، در ناحیه فندرسک از توابع ایالت استرآباد متولد شد. تاریخ تولد وی در هیچ‏یک از منابع اشاره‏ای نشده و این تاریخ، فقط بر پایه حدود سن و سال عمر او در زمان درگذشتش که هشتاد سالگی گزارش شده، به دست آمده است. درگذشت وی را یکی از سال‏های 1049 یا 1050ق در شهر اصفهان نوشته‌اند که دومی مشهورتر است. تاریخ نخست، بر پایه ماده تاریخی از محمدمؤمن نصرآبادی در قالب رباعی که در انتهای نسخه‏ای خطی از رساله صناعیه میرفندرسکی متعلق به سده یازدهم هجری ذکر شده، به دست آمده است. پیکرش نیز در جنوب شرقی زاینده‏رود و سمت غربی گورستان تاریخی تخت پولاد، در محلی که اکنون به تکیه میرفندرسکی شهرت یافته، مدفون است. تکیه میر، در نزدیکی مزار قطب‌العارفین بابارکن‏الدین قرار دارد. این مکان در شانزدهم تیرماه 1364ش، با شماره 1676 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. بنا بر روایت میر سید محمدحسین خاتون آبادی، ملا محمدتقی مجلسی اول بر جنازه‌ی میر نماز میت خوانده است.
نسب خاندان میرفندرسکی به امام موسی بن جعفر(ع) می‏رسد و وی از بزرگان سادات سماکی استرآباد به شمار می‌رود که نسب آنان با سیدرضی،‏ گردآورنده‌ی کتاب نهج‏البلاغه یکی است. جدش، امیر صدرالدین، از معاصران شاه تهماسب صفوی، در نواحی فندرسک، صاحب مسند ریاست بود که هم-زمان با فتنه سیاه‏پوشان در استرآباد، به قریه فندرسک آمد و در آن‌جا ساکن شد، اما در زمان شاه‌عباس که لشکریان او به قصد دفع ازبکان، از خطه خراسان به بسطام آمدند، به سپاه شاهی نپیوست تا آن‌که فرزندش آمیرزا بیک، با ارائه خدمات شایسته به دستگاه صفوی، مورد لطف و توجه خاص شاه‌عباس قرار گرفت.
میرفندرسکی در فندرسک، استرآباد، مازندران، قزوین و اصفهان به تحصیل پرداخت و بنا به گزارش‌های موجود، چند سالی را در قم و در حجره‌ی مشرق‏الشمسین مدرسه فیضیه به تحصیل و ریاضت نفس مشغول بود. برخی منابع، دوران نخستینِ تحصیل او را در عراق عنوان کرده‏اند. وی در طول زندگانی خود، چندین بار به هندوستان مسافرت کرد که نخستین‏‌بار در زمان حکومت جهان‏اکبر پادشاه بود و این سفر به همراهی اوحدی بلیانی، صاحب عرفات‏العاشقین، در سال 1015ق رخ داد. در همین مسافرت بود که میر به دستگاه میرزا جعفر آصف‏خان، از شاعران و ادیبان ایرانی هند که در آن‌جا به وزارت و صدارت رسیده بود، نزدیک شد. چنان‌که آورده‏اند او نخستین‏بار به گجرات و از آن‌جا به دکن رفته است. تقی اوحدی در حدود سال 1021 یا 1022ق می‏نویسد: در همین زمان نیز میر به هند سفر کرده و در این فاصله، دو بار به عراق رفته است. بنا به گزارش‏های موجود، میر یک‏بار هم در سال 1037ق و دیگر بار در سال 1046ق، برای معرفی ابوالحسن اصفهانی به‏ عنوان وزیر شاه‏جهان، با این پادشاه هندی دیدار داشته است. از حوادث برجسته‌ی زندگی وی، همین سفرها به هند است که در افکار و عقاید فلسفی وی تأثیر بسزایی داشته است. مدت اقامت او در هندوستان معلوم نیست، اما چنان‌که بر می‏آید، ضمن برخورداری از احترام و تکریم پادشاهان وقت، با دانشمندان و فاضلان آن دیار نیز مراوداتی داشته و از اندیشه‏های آنان استفاده کرده است. از جمله دلایل مسافرت‏ میر به هند، فضای نامناسب اصفهان برای ابراز عقاید و اشعارش و همچنین تعصب و سختگیری فقیهان معاصر اصفهان با صوفیان و صاحب‏دلان بود. البته این مسأله در مورد مسافرت‏های اولیه میر نمی‏تواند درست باشد، زیرا بنا به قرائن موجود، ورود میرفندرسکی به اصفهان در سال 1038ق و در زمان حکومت شاه‌صفی بود و نخستین سفرهای میرفندرسکی به هند، پیش از ورودش به اصفهان رخ داده است. او در اصفهان و در مدرسه خواجو، سال‏ها به تدریس و تألیف اشتغال داشت. شفا و قانون ابن‏سینا، ملل و نحل شهرستانی و دروس مختلف دینی و حکمت و کلام را تدریس می‌کرد، تا آن‌جا که جلسه درس او مشهور و زبانزد شد. بنابر گفته‌ها، میر در جریان یکی از سفرهای خود به هندوستان، تحت نفوذ یکی از شاگردان آذرکیوان قرار گرفت و با افکار زرتشتی و هندو و بودایی، آشنایی کامل پیدا کرد. بنا به گفته‌ی مؤلف دبستان المذاهب، میرفندرسکی آفتاب‏پرستی و ترک آزار جانداران را در حلقه شاگردان آذرکیوان فراگرفت.
میرفندرسکی از نظر کمالات علمی و عرفانی، مورد تکریم همگان بود، ولی در زندگانی شخصی، بسیار ساده و بی‏تکلف می‏زیست، از شهرت و مقام ظاهری گریزان بود، به ظاهر امور اعتنایی نداشت و از آمیزش با مردم کوچه و بازار پرهیز نمی‏کرد. آن گونه که از رساله‏ها و آثار او برمی‏آید، بیشتر متون مربوط به حکمت مشاء و آثار ابن‏سینا را نیز تدریس می‏کرد، به‏ویژه از درس نجات، شفا، قانون، موسیقی و هندسه او آگاهی داریم. او پس از کسب حکمت نظری، در وادی سیر و سلوک و کشف و شهود و اشراق و ریاضت قدم نهاد و از حکمت عملی غفلت نورزید. میر فندرسکی، جامع معقول، منقول، فروع و اصول دین بود و با وجود فضل و کمال، اغلب اوقات به همنشینی با فقیران و بینوایان می‏پرداخت و از مصاحبت و معاشرت با اهل جاه و جلال، دوری می‏کرد و بیشتر، لباس فرومایه و پشمینه می‏پوشید و به تصفیه نفس خود مشغول بود. او به زبان‏های عربی، فارسی، پهلوی و سانسکریت تسلط داشت و چنان‌که آورده‏اند، دو زبان اخیر را در هند فرا گرفته است.

 

• استادان
علامه کمال‏الدین چلبی‏بیگ تبریزی متخلص به شیدا و فارغ: وی از شاگردان افضل‏الدین محمد ترکه اصفهانی بود. میر در اصفهان نزد وی به تحصیل پرداخت و شاید یکی از دلایل ترغیب وی برای رفتن به هندوستان، همین استادش بوده باشد، زیرا چلبی‏بیگ نیز سابقه‌ی مسافرت به هند را داشته است.
میر برهان‏الدین محمدباقر داماد حسینی استرآبادی مشهور به میرداماد و متخلص به اشراق: میرفندرسکی، نزد وی کتاب شفای ابن‏سینا، السبع‏الشداد، شرعه‏التسمیه و الایقاظات را فراگرفته است. برخی پژوهشگران، به سبب نزدیکی سن و سال میرداماد و میرفندرسکی، شاگردی میرفندرسکی نزد میرداماد را رد کرده‏اند و تنها این دو تن را همنشین و همدم دانسته‏اند.
اشرف‏الدین علی بن غیاث‏الدین منصور دشتکی شیرازی که در آغاز رساله‌ حرکت، از او یاد کرده است.
افزون بر این سه تن، برخی منابع، از صدرالدین علی گیلانی هندی به عنوان کسی که بر اندیشه‌ میر تأثیرگذار بوده، یاد کرده‏اند. میر او را در هندوستان و در زمان تألیف شرح قانون ابن‌سینا ملاقات کرده است. همچنین مهدوی در اعلام اصفهان، نام افضل‏الدین محمد ترکه اصفهانی را که از استادان علامه چلبی‏بیک تبریزی بوده، به عنوان یکی از استادان میرفندرسکی نام برده است.

 

• آثار
رساله صناعیه یا حقایق‏الصنایع یا حد الصنایع: محمدتقی نصیری طوسی در لباب‏الالباب خود، این اثر را گنجانیده و قاضی محمد سعید حکیم کوچک قمی، از روی این اثر، اسرار الصنایع را نگاشته است. از این اثر بیست و چهار بخشی برمی‏آید که میرفندرسکی با ریاضیات آشنا بود و به هنر موسیقی نیز می‏پرداخت، چنان‌که کتاب «موسیقی الکبیر» اثر فارابی را نیز خوانده است. بر اساس نسخه‏های خطی موجود، می‏توان گفت که این اثر پیش از سال 1000ق به نگارش درآمده است. این رساله در بیست و یک باب و یک خاتمه به پایان رسیده است. این کتاب مشهورترین اثر میر است، تا آن‌جا که در برخی تذکره نامه‌ها، از وی با عنوان «صاحب رساله صناعیه» نام برده‏اند.
کیفیت اِبصار یا برهان الاِبصار: رساله‏ای در موضوع فیزیک و فلسفه.
حاشیه جوک باشست: در عرفان و تصوف به فارسی که متن اصلی آن، اثر پندت کلهن آناندان از اهالی کشمیر است که به دستور جلال‏الدین اکبرشاه هندی به سال 1006ق، در تصوف و عرفان هندی نگاشته شده و ترجمه آن نیز از زبان سانسکریت توسط نظام‏الدین بانی‏پتی به دستور شاهزاده نورالدین محمد جهانگیر سلطان سلیم بهادر صورت گرفته است. این کتاب مشتمل بر 6 باب است: در سرگذشت رامچند، فنا و بقا، یگانگی خدا، پیدایش و پایداری این جهان، توجه به خدا و تصوف.
میرفندرسکی در این اثر، آنچه را که مترجم به درستی درنیافته و یا بدون شرح و توضیح وانهاده، تعریف و تفسیر کرده و با آیات قرآن کریم و روایات اسلامی و آراء متصوفه و نظریه‏های فلاسفه یونانی، از جمله سقراط، ارسطو و افلاطون تطبیق داده است.
کشف اللغات جوک باشست: به زبان فارسی. این اثر به نام‏های فرهنگ جوک، فرهنگ جوک باشست، فرهنگ جوک‏نامه، لغات جوک، کشف‏اللغات و لغات جوک باشست نیز مشهور است.
منتخب جوک باشست: به زبان فارسی در موضوع فلسفه، عرفان و تاریخ دین هندوها. به ترجمه مهارات، شرح مهابارات، جوک، شرح جوک و شرح مهابهاراتا نیز نام برده شده است.
زیبق یا رساله در زیبق و کبریت: رساله مختصری در موضوع کیمیا که پیش از سال 1000ق نگاشته شده است. این اثر، با نام‏هایی چون اکسیر و کیمیا، منظومه فی الکیمیا، بندی در صفت حل، رساله در علم کیمیا، باب الأصغر و الأقصر نیز شناخته می‏شود.
حاشیه بر تفسیر کتاب العلل بلینوس حکیم: به عربی در علم کیمیا. اصل این کتاب توسط شاخنوس قَسّ بابلسی به عربی ترجمه شده است.
ترجمه شذور الذهب: به فارسی، در علم کیمیا. کتاب شذور الذهب فی الاکسیر اثر ابوالحسن علی بن موسی بن علی مشهور به حکیم اندلسی و ابن ارفع مشتمل بر اشعاری است به عربی در علم کیمیا.
تاریخ الصفویه: به زبان عربی، در ذکر احوال سلاطین سلسله صفوی.
تحقیق المزلّه: به زبان عربی، در موضوع اخلاق. نام‏های دیگری نیز دارد، از جمله تحقیق‏المنزله و رساله در تحقیق حدیث منزلت. نام این اثر را برخی به اشتباه، تحقیق‏الزلزله نیز ثبت کرده‏اند.
اجازه الی ملا حسن‏علی بن عبدالله تستری اصفهانی، به فارسی.
تخمیریه: به زبان فارسی، در علم کیمیا.
تفسیر قرآن: یا رساله فی‏التفسیر یا کتاب فی‏التفسیر، به عربی. از این اثر نسخه‏ای موجود نیست و تنها آقابزرگ تهرانی در الذریعه از آن نام برده است.
دیوان اشعار.
رساله حرکت: به زبان عربی، در موضوع فلسفه. این اثر نام‏های دیگری نیز دارد، از جمله «الحرکه»، «حرکت و صورتها»، «متحرکات»، «وجیزه فی الحرکه». این رساله دارای پنج فصل است.
رساله فی ارتباط الحادث بالقدیم: به زبان عربی، در موضوع فلسفه.
رساله فی حقیقه الوجود: به فارسی، در موضوع فلسفه.
رساله فی المقولات العشر: به عربی، در موضوع فلسفه.
قصیده یائیه: شعری به فارسی، در عرفان و فلسفه که از آن با عناوین «حل ما لاینحل»، «منظومه یائیه»، «منظومه فی الحکمت»، «قصیده فلسفی» و «قصیده حکمیه» نیز نام برده شده است. این اثر دو بار تخمیس شده است: یک بار در مرشدآباد هند توسط سید امیر محمدعلی هندی در جمادی‌الثانی 1129ق و بار دیگر توسط علامه محمدتقی جعفری. همچنین بر این قصیده، دو شرح نوشته شده است: یکی توسط محمدصالح بن محمدسعید خلخالی و دیگری توسط حکیم عباس شریف دارابی موسوم به تحفه المراد.
رساله فی التشکیک یا جواب سؤالات ملامظفر حسین کاشانی: به فارسی، در موضوع فلسفه.
ارتفاع: به زبان فارسی در موضوع هندسه و مثلثات. میر در این رساله به طریق استخراج ارتفاع از ظل پرداخته است.
برخی منابع، کتاب «نظم اللئالی» را به میر نسبت داده‌اند که به گفته‌ی آقابزرگ تهرانی، این اثر متعلق به ابوالقاسم قاری خراسانی است. همچنین آورده‏اند که میرفندرسکی کتابخانه‏ای ارزشمند با کتاب‏های نفیس داشته که پس از درگذشتش، کتاب‏های آن را به کتابخانه شخصی شاه صفی انتقال داده‏اند.

 

• شاگردان
ملا رجبعلی تبریزی اصفهانی: از جمله حکیمان و فیلسوفان معاصر شاه‌عباس دوم. وی در سرودن شعر نیز دست داشت و «واحد» تخلص می‏کرد.
آقا حسین خوانساری: فرزند جمال‏الدین خوانساری، به علت تسلط بر ریاضیات، هیأت، فلسفه و علوم دینی اعم از فقه، کلام، تفسیر و حدیث، به استاد الکُل فی الکُل شهرت یافت.
ملا محمدباقر بن محمدمؤمن خراسانی: مشهور به محقق سبزواری صاحب کتاب ذخیره و کفایه در فقه.
میرزا ابوجعفر کافی قائنی فرزند محتشم بن عمیدالملک بن نظام‏الدین شهنشاه قائنی: نگارنده‌ی کتاب التسهیل و شرحی نیز بر ابیات سبعه خواجه نصیرالدین طوسی در مراتب موجودات نوشته شده است.
ملاحیدر خراسانی: صاحب زبده‏التصانیف.
محمدکاظم طالقانی قزوینی: او سرسلسله آل نحوی و آل برغانی و بنیان‌گذار مدرسه نواب که امروزه به مدرسه امام صادق(ع) مشهور است.
محمدرفیع بن حیدر بن زین‏العابدین علی بن حیدر حسینی طباطبائی نائینی.
میر سید عبدالرزاق کاشانی.
میر محمدتقی مشهدی اصفهانی: از علمای بزرگ حکمت و علوم الهی. گاه ابیاتی نیز می‏سرود.
ابوالقاسم مشهدی.
ابوعیسی محمدحکیم بن محمدصالح نیشابوری که نزد میر به تحصیل متون موسیقی اشتغال داشت.
عطاءالله رودسری گیلانی: از جمله پیروان فرقه زیدیه که بعدها به مذهب شیعه دوازده امامی گروید و حواشی بر حاشیه خفری، شرح مطالع و شرح حکمه‏العین از آثار اوست.
محمدسعید کاشی جدیدالاسلام، فرزند محمد یوسف، متخلص به سرمد.
ملا حسنعلی بن عبدالله شوشتری(تستری) که به گفته‌ی علامه مجلسی در بحارالانوار، در مباحث علمی از میرفندرسکی دارای اجازه بود.
میرفیاض بن هدایه‏الله حسینی اصفهانی که دارای رساله‏ای در شناخت تصوف است.
برخی منابع، حکیم ملاصدرای شیرازی را نیز از شاگردان میرفندرسکی می‏دانند، اما به اعتقاد برخی دیگر از پژوهشگران، از جمله جلال‏الدین آشتیانی، این امر نمی‏تواند درست باشد، زیرا ملاصدرا در هیچ‏یک از آثار تحقیقی خود که منشأ تمایز افکارش از دیگر دانشمندان است، مانند حرکت در جوهر اجسام و وحدت وجود، نامی از این عالم مشهور نبرده، در صورتی‏که از میرداماد که معتقد به آن اصول نبود و به کلی مشرب او مباین مشرب ملاصدرا بود، به بزرگی نام می‏برد و او را در ردیف اولیاء و انبیاء و پیرو عصمت در علم و عمل می‏داند. از دیگر شاگردان منسوب به میر، می‌توان به سیدعلی بن محمد امامی عریضی اصفهانی و ملامحمدصادق اردستانی اشاره کرد، چنان‌که آورده‏اند اردستانی پس از درگذشت میر، حدود بیست ماه هر روز بر سر مزار وی حاضر می‏شد.

 

• فرزندان و نوادگان
با آن‌که از زندگی شخصی میرفندرسکی مطالب چندانی نقل نشده و به‏ درستی روشن نیست که دنباله و فرزندان او چه کسانی بوده‏اند، ولی از خاندان او چند تن مشهورتر و معروف‏ترند:
سید امیر ابوالفتح استرآبادی مشهور به میر میران، فرزند میرفندرسکی است و مقبره‏اش در نزدیکی مزار پدرش، در همان تکیه میرفندرسکی قرار گرفته است. وی شرح کتاب المعلقات السبع زوزنی را در سال 1054ق به رشته تحریر درآورده است. با این حال، سید محمدکاظم مداح معتقد است با توجه به بیت «پسرانه پیشم آیی، پدرانه بوسمت لب /  چه کنم؟ پسر ندارم، چه کنی؟ پدر نداری» که منسوب به میرفندرسکی است، به نظر می‏رسد که وی صاحب پسر نبوده است.
میرزا ابوطالب بن میرزا بیگ بن ابوالقاسم، نواده‌ی او، که همانند جدش از علمای طراز اول بود.
دیگر نواده‌ی وی، سید محمد میرفندرسکی است و از معاشران معصوم‏علیشاه درویش که ساکن تهران بود. البته در مورد نسبت میرزا ابوطالب، برخی منابع مانند آقابزرگ در الذریعه و احمد گلچین معانی در تذکره پیمانه، نسبت‏هایی چون همشیره‏زادگی و نواده دختری را نیز ذکر کرده‏اند. چنان‌که نگارنده‌ی «شرح حال علماء و ادبای استرآباد» آورده: «میرزا علینقی‏خان سرتیپ خلف میرزا اسعدالله‏خان خلف میرزا علینقی‏خان، حاکم بلوک فندرسک، در زمان نگارش کتاب مزبور، از پسرعموزادگان میرفندرسکی بوده و همگی صاحب همت و بزرگی بوده‏اند.»



منابع:
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. [1292ق]. طبقات اعلام الشبعه (جلد 5: قرن حادی عشر، چاپ 2). (تحقیق علی‏نقی منزوی). قم: مؤسسه اسماعیلیان.
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. (1403ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه (جلدهای 1، 3، 4، 6، 7 و 11). بیروت: دار الاضواء.  
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. (1325). الذریعه الی تصانیف شیعه (جلد 3، چاپ 3). تهران: چاپخانه بانک ملی ایران.
• اسفندیار، کیخسرو. (1362). دبستان‏المذاهب (جلد اول). (با یادداشت های رحیم رضازاده ملک). تهران: طهوری.
• پرونده ثبتی تکیه میرفندرسکی. ( شماره 1676). سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری.
• تفضلی، تقی. (1356). آثار و مقامات علمی میرفندرسکی. مقالات و بررسی‏ها، 29 و 28، 98-85.
• جابری انصاری، محمدحسن. (1378). تاریخ اصفهان (چاپ اول). (تصحیح جمشید مظاهری). اصفهان: مشعل.
• جرفادقانی، م. (1364). علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی (چاپ اول). قم: معارف اسلامی.
• حقیقت، عبدالرفیع. (1368). تاریخ نهضت‏های فکری ایرانیان در دوره قاجاریه از آغاز قرن دهم تا پایان قرن دوازدهم هجری (جلد 4: بخش اول، چاپ اول). تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.
• خاتون‏آبادی، سید عبدالحسین. (1352). وقایع‏السنین و الاعوام (چاپ اول). (به کوشش محمدباقر بهبودی). تهران: کتابفروشی اسلامیه.
• دانش‏پژوه، محمدتقی. (1359). میرفندرسکی. تحقیقات کتابداری و اطلاع‏رسانی دانشگاهی، 8، 15-5.
• ذبیحی، مسیح. (1356). استرآبادنامه (چاپ 2). تهران: امیرکبیر.
• زادهوش، محمدرضا. (1389). شرح حال میرفندرسکی. کتاب شیعه، 1، 128-105.
• زادهوش، محمدرضا. (1391). احوال و آثار میرفندرسکی. قم: مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه.
• زنوزی تبریزی، عبدالحسین. (1388). مطرح‏الانظار فی تراجم اطباء الاعصار و فلاسفة الامصار (چاپ اول). (تصحیح میرهاشم محدث). تهران: مؤسسه فرهنگی حقوقی سینا.
• سعیدی سبزواری، حسن. (1375). نگرشی بر زندگانی و آثار حکیم امیر ابوالقاسم فندرسکی. کیهان اندیشه، 70، 172-162.
• شریف دارابی شیرازی، عباس. (1372). تحفه‏المراد (شرح قصیده میرفندرسکی) به ضمیمه شرح خلخالی و گیلانی. (به اهتمام محمدحسین اکبری ساوی). تهران: الزهراء.
• صفا، ذبیح الله. (1369). تاریخ ادبیات در ایران (جلد 5: بخش اول، چاپ 5). تهران: فردوس.
• طباطبایی بهبهانی، محمد (منصور). (1377). در محضر حکیم فندرسک. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، 149 و 148، 229-213.
• عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم. (1378). مفاخر آذربایجان (جلد 2). تبریز: آذربایجان.  
• کُربن، هانری. (1378). تاریخ فلسفه اسلامی (چاپ 6). (ترجمه جواد طباطبایی). تهران: کویر.
• کلباسی اشتری، حسین. (1387). میرِحکمت (چاپ اول). تهران: فرهنگسرای هنر جمهوری اسلامی ایران.
• گواهی میرفندرسکی، زهرا. (1369). میرابوالقاسم میرفندرسکی. مشکوه، 29، 77-58.
• مداح، سیدمحمدکاظم. (1384). گذری بر زندگی علامه میرفندرسکی. هفته‏نامه حریف، شماره 11.  
• مهدوی، سید مصلح‏الدین. (1348). تذکره‏القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان (چاپ 2). اصفهان: کتابفروشی ثقفی.
• مهدوی، سیدمصلح‏الدین. (1386). اعلام اصفهان. (تصحیح غلامرضا نصراللهی). سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان.
• میرفندرسکی، میرزا ابوالقاسم. (1378). رساله صناعیه (چاپ اول). (تحقیق حسن جمشیدی). قم: مؤسسه بوستان کتاب.   
• نصرآبادی، محمدطاهر. (1378). تذکره نصرآبادی (جلد 2). (تصحیح محسن ناجي نصرآبادی). تهران: اساطیر.
• نصیری، محمدرضا. (1384). اثرآفرینان (جلد 5). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
• هدایت، رضاقلی‏خان. [بی‏تا]. تذکره ریاض‏العارفین. (به کوشش سید رضی واحدی و سهراب زارع). [بی‏جا]: [بی‏نا].

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه