خرید و دانلود مقاله

میرسید شریف جرجانی


میر سید شریف جرجانی


Mir-Seyed Sharif Jorjani
 

متکلم، ادیب و نحوی نامدار.
علامه، امام میرسید شریف‌الدین زین‏ الدین ابوالحسن علی بن محمد بن علی حسینی، جرجانی، استرآبادی، حنفی، مشهور به میرسیدشریف و علامه شیرازی، که نسب او با 13 واسطه به محمد بن زید داعی، فرمانروای زیدیه در شمال ایران می‌‏رسد.
جرجانی در 24 شعبان سال 740ق در قریه طاغو (طاقو یا تاکو) از توابع استرآباد (گرگان) و به قولی ضعیف، در جرجان به دنیا آمد. برخی منابع، محل تولد وی را شیراز نگاشته‏اند و این از آن‌جا ناشی می‏شود که وی سال‏ها در شیراز بوده است. برخی دیگر، تولدش را در روستایی در نزدیکی «سراباذ» بین همدان و بغداد گزارش کرده‏اند که درست نیست.
بنا به گفته عفیف جرهی شیرازی و ابوالفتح طاووسی، جرجانی سرانجام در شیراز و در روز چهارشنبه ششم ربیع‌الثانی 816ق و به گفته‎‌ای دیگر، در سال 797ق درگذشت. بدرالدین عینی در عقد الجمان، تاریخ مرگ او را 814ق نگاشته است. مقبره‏اش در شیراز در محل تخریب شده‌ی مدرسه و بیمارستان دارالشفاء در محله لب آب (سَرِ دُوزک) قرار دارد. در دهه‌ی 1340ش، قطعه سنگی در آن محل از دل خاک استخراج شد که کلمه «الجرجانی الحسینی» بر آن نقش بسته بود و نشان می‏داد که آرامگاه وی همان‌جاست. از آن زمان تاکنون، وضعیت بقعه و آرامگاه وی، بسیار نابسامان و نامتناسب است، چنان‌که حتی در مقطعی بر مقبره‏اش دکان ساخته بودند.
سبب شهرت جرجانی به «علامه»، اطلاع او از بسیاری دانش‏های زمان خویش بوده است. آثار باقی مانده از وی، دلیل خوبی بر این مدعاست. کلام، منطق، صرف و نحو، حکمت، فلسفه، تصوف، عرفان، ریاضی و نجوم، شعر و ادبیات، علم اللغه، زبان‏شناسی، بلاغت، طب، تفسیر، شرح، حاشیه‏نویسی، ترجمه، فقه، علوم قرآنی، بحث و مناظره را از جمله دانش‏هایی برشمرده‏اند که جرجانی در آن‏ها صاحب تألیف و صاحب رأی بوده است. حُسن شهرت علمی او سبب شد تا امیر تیمور گورکانی، پس از فتح شیراز، وی را به عنوان غنیمت جنگی به پایتختش سمرقند کوچ دهد. جرجانی، موسیقی‏شناس نیز بود. او کتاب مقصد الالحان یا کتاب الادوار عبدالقادر مراغی را در اواخر رمضان 806ق، به خط و امضای خود در سمرقند ستوده و حتی در دانش هفدهم از «مقالیدالعلوم فی حدودالرسوم» که مشتمل بر بیست و یک علم است، از دانش و هنر موسیقی سخن گفته، او این اثر را برای شاه شجاع‏الدین مظفری تألیف کرده و تعداد ادوار موسیقی را فراتر از 12 دور مشهور آن زمان، به 133 دور رسانیده است. این اقدام وی، از جمله دو کشف بسیار مهمی است که او در حوزه‌ی علم موسیقی صورت داده است. دیگر کشف او، تعیین مقدار المقادیر نغمه یا به تعبیر فیزیک معاصر، «کوانتوم نغمه» است. جرجانی با گسترش کار صفی‏الدین ارموی به مقدارالمقادیر نغمه که برابر با 65536/1 طول یک بند تار است، دست یافت؛ این یکی از باشکوه‏ترین جلوه‏های موسیقی اسلامی است، زیرا نه موسیقی‏دانان غرب و نه موسیقی‏دانان کشورهای دیگر، هنوز نتوانسته‏اند به کوانتوم نغمه دست یابند. این کار به موسیقی‏دانان جهان اسلام اجازه داد که ابعاد فواصل موسیقی را به دقت، کامل و بدون هیچ‏گونه تقریب و کسر و اعشار به دست آورند. مناظره‏ها و مباحثه‏های او با علامه سعدالدین تفتازانی در سال 791ق، در مورد «آیا اراده انتقام، سبب غضب می‌شود؟ (موضع تفتازانی) یا غضب، سبب اراده انتقام می‌شود؟ (موضع جرجانی)» و نیز اختلاف آن‏ها بر سر اجتماع (موضع تفتازانی) یا عدم اجتماع (موضع جرجانی) استعاره تبعیه و استعاره تمثیلیه در آیه پنجم سوره بقره، در کتاب الکشاف اثر زمخشری، از معروف‌ترین و مهم‌ترین مناظره‌ها در دوره‌ی تیموری است که در هر دو مناظره به داوری شیخ نعمان الدین خوارزمی، علامه شریف به برتری دست یافته است. گفته‏اند که تفتازانی پس از این واقعه، تدریس را رها کرد تا جایی که همین سرخوردگی، سبب مرگ او در سال 792ق شد. به گزارش برخی منابع، وی با غیاث‏الدین جمشید کاشانی، از منجمان مشهور عصر نیز مناظره‌هایی داشته است که البته از محل، موضوع و سیر آن‏ها اطلاعی در دست نیست.
بیشتر منابع، مذهب جرجانی را حنفی گفته‏اند، اما برخی نویسندگان نیز او را شیعه خوانده‏ و حکایتی از قول شافعیان فارس آورده‏اند که چون امیر تیمور گورکانی، وی را به انتخاب میان دو مذهب شافعی و حنفی مجبور کرد، جرجانی نیز بنا به مصلحت، تن به مذهب حنفی داد، چنان‌که اقامتش در ماوراءالنهر نیز با اکراه همراه بود. با همه‌ی این احوال، غالب آثار او مبتنی بر متون حنفی است.
با توجه به آثاری همچون حاشیه بر عوارف المعارف سهروردی، مناقب شیخ بهاءالدین نقشبند و شرح خطبه‏البیان و نیز برخی اخبار مربوط به اواخر عمرش، گرایش او به تصوف به خوبی نمایان است. عبدالرزاق کرمانی در «تذکره در مناقب شاه نعمت‏الله ولی»، ضمن گزارشی از سفر شاه نعمت‏الله ولی به شیراز، درباره‌ی استقبال جرجانی از او و روابط صمیمانه میان آن دو سخن گفته، چنان‌که جرجانی در اقامه‌ی نماز جماعت نیز به امامت او اقتدا کرده است.
جرجانی در زادگاهش، شرح منهاج را از نورالدین طاووسی آموخت، همان‌جا در محضر مخلص‏الدین ابوالخیر علی بن علامه قطب‏الدین شیرازی نیز حاضر شد. از متونی که او در زادگاهش فراگرفته، «الوافیه علی الشرح الکافیه» و «مفتاح العلوم» را نام برده‏اند. علاقه‌ی زیاد به طلب علم، او را به هرات کشانید و در محضر علامه قطب‏الدین امامی رازی، دو اثر شرح الشمسیه و شرح المطالع را که در دانش منطق بود، تحصیل کرد. در علم معقول نیز از دانش رازی بهره برد. مسافرت جرجانی به هرات را در سن 22 سالگی نگاشته‏اند. برخی نیز حضور او در محضر قطب‏الدین رازی را به سبب پیری و ضعف بینایی آن عالم که توانایی تدریس نداشته، مورد تردید قرار داده‏اند.
جرجانی پس از آن به قاهره‌ی مصر رفت و نزد شیخ شمس‏الدین محمد بن مبارک شاه هروی مشهور به میرک بخاری که از شاگردان قطب‏الدین رازی بود، همان دو اثر شرح الشمسیه و شرح مطالع و البته المواقف قاضی عضدالدین ایجی را آموخت. وی همچنین در محضر اکمل الدین محمد بابرتی، مسائلی در علوم شرعی فراگرفت و کتاب حاشیه الهدایه اثر مرغینانی را نزد وی آموخت. توقف جرجانی در مصر را حدود ده سال و برخی منابع نیز آن را حدود چهار سال نوشته‏اند که درست‏تر است.
از دیگر استادان علامه شریف، شیخ زین‏الدین علی است که جامی از قول جرجانی چنین می‏نویسد: «تا من به صحبت شیخ زین‏الدین علی کلا رحمه‏الله تعالی نرسیدم، از رفض نرستم.» جامی همچنین محمد بن محمد بخاری مشهور به خواجه علاءالدین عطار نقشبند را نیز در زمره‌ی استادان علامه جرجانی گزارش کرده و از قول او می‌نویسد: «تا به صحبت خواجه عطار قدس سره نپیوستم، خدای را نشناختم.» شیخ علی بن محمدحسن العماری، علامه سعدالدین تفتازانی را نیز از استادان سید شریف عنوان کرده است. علی‏اصغر معینیان معتقد است که شیخ خواجه نظام‏الدین خاموش که از شاگردان خواجه علاءالدین عطار و از مشایخ بزرگ و درجه اول سلسله عرفای نقشبندیه بود نیز از استادان علامه جرجانی است.
از مصاحبان و همراهان جرجانی، می‏توان به شاه نعمت‏الله ولی اشاره کرد. زمانی که شاه در سال 814ق به شیراز رفت، علامه شریف به استقبال او رفت و با وی همراه شد. همچنین سلطان حسین اخلاطی مصری و ملا شمس‏الدین فناری، شاگرد شیخ جمال‏الدین آق‌سرایی، از دیگر همراهان جرجانی بوده‏اند. هنگامی که جرجانی از هرات به سوی مصر رفت، در بین راه به قصد حضور در محضر شیخ جمال‏الدین آق‏سرایی، به سمت آناتولی (آسیای صغیر) تغییر مسیر داد، اما پیش از ورودش به آن‌جا، آق‏سرایی درگذشت و بدین ترتیب، میرسیدشریف با شمس‏الدین فناری همراه و راهی مصر شد.
جرجانی پس از پایان تحصیلات در قاهره، در سال 779ق راهی شیراز شد و هنگامی که شاه شجاع مظفری در قصر زرد نزدیک شیراز اردو زده بود، به واسطه‌ی سعدالدین انسی که از رجال و وزرای فارس بود، به دیدار شاه رفت. در این دیدار، میرسیدشریف یکی از آثار علمی خود را به شاه تقدیم کرد. شاه پس از مطالعه‌ی آن اثر، از میزان دانش وی آگاهی یافت و از او دعوت کرد تا به شیراز بیاید و در مدرسه دار‏الشفاء به تدریس بپردازد. جرجانی از آن تاریخ، حدود ده سال در شیراز به برپایی مجلس درس پرداخت.
پس از حمله‌ی تیمور به شیراز در سال 789ق، تیمور به اشاره‌ی وزیر خود، به جرجانی امر می‏کند تا با او به سمرقند برود. جرجانی از این سفر خشنود نبود و آن‏طور که قاضی نورالله شوشتری گزارش داده است، او خود رفتن به ماوراءالنهر را از جمله «بلاهای روزگار» خوانده است. جرجانی در این شهر، مجالس درس بسیاری داشته، از جمله «شرح کافیه» را درس می‏داده است. وی در سمرقند «شرح مواقف» را در سال 807ق به پایان ‏رساند. او تا سال 812ق، در سمرقند ساکن بود و پس از آن به شیراز بازگشت. برخی منابع، زمان بازگشت جرجانی به شیراز را هم‏زمان با مرگ تیمور، یعنی سال 807ق عنوان کرده‏اند.
علامه جرجانی در دوران زندگانی خود، آثار بسیاری در زمینه‏های مختلف علوم عقلی و نقلی نگاشته است. اغلب این آثار، حاشیه یا شرح آثار علمای دیگر است. حاشیه‏نویسی او نوع ادبی خاصی است که با بسیاری از حاشیه‏نویسی‏های دیگر متفاوت است. او چندان تمایلی نداشت که آراء خود را منعکس کند، بلکه بیشتر همت خود را صرف توضیح متن و روشن کردن منظور آن می‏کند. گاه حتی با مراجعه به نسخ مختلف، کوشش‏هایی در زمینه‌ی تصحیح متن کرده و شاید به همین دلیل به «مدقق» معروف بوده است. تبحر او در آسان‏سازی فهم مطالب و بلاغت او موجب شده که بسیاری از آثار او بعدها ‏صورت «دستینه» پیدا کند و تا امروز همچنان از کتب درسی طلاب علوم دینی قرار گیرد. آثار او بیشتر به زبان عربی است، با این حال، به فارسی نیز آثار درخور توجهی دارد. او دستینه‏های چندی در منطق، صرف، نحو و آثار فلسفی و کلامی متعددی به فارسی نگاشته است. سبک نگارشی او در فارسی نیز شیوا و روان است و به همین سبب، این آثار در طول تاریخ از متدوال‏ترین آثار علمی به زبان فارسی بوده است. تعداد 94 اثر جرجانی در قالب 9 بخش از علوم دسته ‏بندی و معرفی شده‏ اند که عبارتند از:
الف) تفسیر
1. حاشیه بر اوائل الکشاف محمود بن عمر زمخشری یا حاشیه بر الکشاف عن حقائق التنزیل به عربی: بر این حاشیه، حواشی بسیاری نوشته شده است، از جمله توسط محمد بن ابراهیم خطیب‏زاده، حسین چلبی فرزند محمدشاه فناری، شمس‌الدین احمد بن سلیمان معروف به ابن کمال پاشا، مولی عبدالکریم بن عبدالجیار تا پایان سوره آل‏عمران و مولی علاءالدین علی طوسی.
2. ترجمان فی لغات القرآن مشهور به ترجمان القرآن: این اثر شامل واژگان قرآن کریم با معادل‏های فارسی ساده آن‌هاست.
3. تفسیر زهراوین: بقره و آل‏عمران، به عربی.
4. حاشیه بر تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل، اثر عبدالله بن عمر بیضاوی، به عربی.
5. تفسیر آیه 53 سوره فصّلت، به عربی. احتمالاً این اثر همان است که حاجی خلیفه از آن با عنوان «رساله فی الانفس و الآفاق» یاد کرده است.
ب) علوم عقلی
6. حاشیه بر شرح قدیم شمس‏الدین محمود بن عبدالرحمن بن احمد اصفهانی بر کتاب «تجرید الاعتقاد» اثر خواجه نصیرالدین طوسی، به عربی. شرح اصفهانی، تشیید القواعد یا تسیید القواعد فی شرح تجرید الاعتقاد نام دارد که به شرح قدیم معروف است. این اثر میر از کتب درسی حوزه‏های درسی استانبول به شماره می‏رفت و به همین سبب، علمای آن سامان حواشی بسیاری بر آن ‏نگاشته‏اند.
7. اسکندریه یا الأجوبه لأسئله الإسکندر، به فارسی. جرجانی این اثر را در پاسخ به سؤالات امیرزاده اسکندر نواده تیمور، والی فارس و عراق عجم و اصفهان که در سال 815ق، از اصفهان برای وی فرستاده بود، نگاشته است. از آن‌جایی که این رساله یک سال پیش از درگذشت جرجانی نگاشته شده، به احتمال بسیار، آخرین نگاشته‌ی اوست.
8. حاشیه بر مطالع الأنظار فی شرح طوالع الأنوار اثر عبدالله بن عمر بیضاوی در علم کلام، به عربی.
9. حاشیه بر لولمع الأسرار اثر قطب‏الدین رازی فی شرح مطالع الأنوار اثر سراج‏الدین ارموی.
10. «شرح المواقف» یا «شرح مواقف السلطانیه» به عربی. مواقف اثر قاضی عضدالدین ایجی است که جرجانی در اول شوال 807ق، در سمرقند آن را به پایان رسانیده و به نام غیاث‏الدین پیرمحمد اسکندر ساخته است. بر این اثر مشهور، حواشی بسیاری نگاشته شده است.  
11. شرح العقائد العضدیه به عربی. این اثر کلامی، شرحی است بر کتاب قاضی عضدالدین ایجی. جرجانی این رساله مختصر را در مدت دوازده روز نوشته و توسط دیگر دانشمندان بر آن حواشی چندی نیز نگاشته شده است.
12. رساله القدر به عربی. قسمت آغازین رساله جبر و تفویض یا خلق الأعمال ملاصدرا در همین باب از میرسیدشریف جرجانی است.
13. قضا و قدر یا جبر و اختیار یا مسأله معضله، به عربی.
14. مبدأ و معاد به فارسی.
15. اسلام، ایمان، اعتقاد و مذاهب یا عقائد اهل سنت و جماعت، به فارسی.
16. رساله فی حل تناقض، به عربی.
17. دلائل الإعجاز، به عربی که بروکلمان از رساله‏ای به این نام گزارش داده است.
18. فی عدم کون افعال الله، به عربی که این نیز توسط بروکلمان گزارش شده است.
19. رساله فی الموجودات و مراتبها یا مراتب الموجودات یا رساله الوجود، به فارسی. علامه شریف در این رساله، اشیاء نورانی را در نورانیت در سه مرتبه جای داده است: مستعار باشد از غیر، نور وی مقتضای ذات وی باشد و به ذات خود روشن و ظاهر باشد. جرجانی در این اثر، قصیده‏ای عربی منسوب به امام سجاد (ع) را نقل کرده و از ایشان با عبارت امام المعصوم زین‏العباد، نبیره حضرت رسالت علیه‏السلام» یاد کرده است. وجود صفت معصوم در این‏جا، گرایش‏های شیعی فکری او را نشان می‏دهد.
20. فی تحقیق نفس الأمر یا فی تحقیق الواقع، به عربی. برکلمان از این اثر با هر دو عنوان یاد کرده است.
21. العلم بالشیء من وجه و العلم بذلک الوجه، به عربی.
22. حاشیه بر شرح میرک بخاری بر حکمه العین نجم‏الدین دبیران کاتبی، به عربی.
23. رساله فی تقسیم العلوم، به عربی.
24. رساله در رد شبهات معتزله، به فارسی. جرجانی این رساله را برای امیرزاده محمد حاکم شیراز نگاشته است. احتمالاً این امیرزاده همان برادر شاه شجاع است که ذکر آن در منتخب‏التواریخ معینی آمده، در این صورت این رساله پیش از سال 789ق نوشته شده است.
25. نسبه البصیره إلی مدرکاتها، به عربی. رساله کوچکی در کیفیت رابطه، میان عقل و آنچه ادراک می‏کند.
26. حاشیه بر شرح محاکمات یا حاشیه بر شرح الإشارات و التنبیهات، به عربی. محاکمات کتابی است که قطب‏الدین رازی در داوری میان آرای فخرالدین رازی و خواجه نصیر طوسی در شروح ایشان بر کتاب الإشارات و التنبیهات ابن‌سینا نگاشته است.
27. الفرق بین الغرض و الغایه و الفائده، به عربی. رساله‌ای کوتاه در یک صفحه.
28. حاشیه بر شرح محمد بن مبارکشاه بخاری بر «هدایه الحکمه» نجم‏الدین دبیران کاتبی.
پ) عرفان
29. حاشیه بر عوارف المعارف اثر شیخ شهاب‏الدین ابوحفص عمر بن عبدالله سهروردی، به عربی.
30. مناقب شیخ بهاءالدین نقشبندی، رساله مختصری در منقبت شیخ بهاءالدین نقشبند.
31. کلمه التوحید یا رساله فی کلمه لااله الا الله، به عربی.
32. سیر و سلوک یا شوقیه یا عشق و محبت، به فارسی.
33. شرح خطبه البیان، به فارسی. این خطبه به حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) منسوب است.
ت) منطق
34. منطق صغری، به فارسی. این اثر را پسرش شمس‏الدین محمد پس از مرگ علامه به عربی برگردانده و آن را «الدُرّه» نامیده است.
35. منطق کبری، به فارسی. این اثر در بیان مقدمات منطقی است. فرزندش شمس‏الدین محمد آن را به عربی برگردانده و «الغرّه» نام نهاده است. بر این اثر مشهور، شروحی نیز نگاشته شده است.
36. تحقیق الکلیات یا کلیات فی ماهیات الأشیاء، به عربی.
37. حاشیه بر تحریر القواعد المنطقیه فی شرح الشمسیه به عربی. شمسیه کتابی است اثر نجم‏الدین دبیران کاتبی قزوینی که برای خواجه شمس‏الدین محمد جوینی معروف به صاحب‏دیوان تألیف کرده و به همین سبب آن را «شمسیه» نام نهاده است. قطب‏الدین رازی بر این اثر مشهور علم منطق، شرحی نگاشته است که تحریر القواعد المنطقیه نام دارد. بر حاشیه میر، حواشی بسیاری نوشته شده است.
38. شرح ایساغوجی یا میر ایساغوجی، به عربی. ایساغوجی عنوان رساله‏ای است از حکیم فرفوریوس یونانی که دیباچه‏ای است بر ارغنون ارسطو.
39. اصول المنطقیه.
40. رساله فی تردید الإنفصالی، به عربی.
41. الرساله الولدیه فی المنطق، به عربی. عبدالرحمن بن کریم آمدی آن را شرح کرده است.
ث) علوم بلاغی و ادبیات عرب
42. شرح فوائد الغیاثیه، به عربی. فوائد الغیاثیه رساله کوتاهی است در خطابه و تلخیصی است از مفتاح العلوم سکاکی.
43. حاشیه بر شرح ایضاح الإیضاح، به عربی. الإیضاح فی المعانی و البیان، کتابی است از جلال‏الدین محمد عبدالرحمن قزوینی معروف به خطیب دمشقی. شرح آن را جمال‏الدین محمد آق‌سرایی نگاشته است.
44. حاشیه بر المطول، به عربی. المطول عنوان کتابی است در معانی و بیان از علامه سعدالدین تفتازانی که در واقع شرحی است بر تخلیص المفتاح العلوم فی المعانی و بیان اثر جلال‏الدین محمد بن عبدالرحمن قزوینی.
45. حاشیه بر عوامل المائه، به عربی. عوامل کتابی است اثر امام عبدالقاهر جرجانی.
46. حاشیه بر شرح رضی‏الدین استرآبادی بر الکافیه اثر ابن‏حاجب، به عربی.
47. حاشیه الوافیه فی شرح الکافیه، به عربی. الوافیه شرحی است که رکن‏الدین حسن بن محمد استرآبادی حسینی معروف به ابن‌شرفشاه بر کافیه نگاشته است. البته وی سه شرح بر این اثر تحریر کرده؛ شرح کبیر (بسیط)، شرح صغیر و شرح متوسط (وافیه) که شرح اخیر متداول‏ترین آن‌هاست.
48. حاشیه بر شرح الموشح علی الکافیه، به عربی. الموشح اثر شیخ شمس‏الدین محمد ابی‏بکر بن محمد خبیصی است.
49. شرح کافیه شریفیه معروف به شرح گیپایی، به فارسی. بنا بر گزارش مؤلف ریحانه‌الادب، وجه شهرت این اثر به گیپایی آن است که میرسیدشریف در اوایل جوانی به تعلیم بچه‌ی کله‏پزی مشغول بود و آن کله‏پز هر روز  برای جرجانی طعامی می‏فرستاد و علامه نیز این شرح را به نام او نگاشته است.
50. مرآه یا کافیه فارسی به نظم.
51. المصباح فی شرح مفتاح‏العلوم. این اثر در علم معانی و بیان است که میر بر کتاب مفتاح العلوم سراج‌الدین ابویعقوب یوسف بن ابوبکر سکاکی، شرحی دقیق نگاشته است. این شرح از دیگر شروحی که بر آن نوشته‏اند، بیشتر مورد توجه قرار گرفته، چنان‌که بیش از بیست حاشیه بر آن نگاشته شده است.
52. رساله فی الصرف یا صرف میر، به فارسی. این اثر از جمله آثار مشهور و پرکاربرد علامه شریف است که در سه بخش اسم، فعل و حرف تنظیم شده است.
53. رساله فی النحو، به فارسی. این اثر نیز در میان طلاب رواج بسیار دارد و به نحو میر مشهور است.
54. شرح تصریف عزّی، به عربی. کتاب تصریف اثر عزّالدین عبدالوهاب بن ابراهیم زنجانی است که شرح جرجانی مهم‌ترین شرح بر این کتاب ارزشمند است.
55. رساله الحرفیه، به عربی. رساله‏ای در شرح لحاظ آلی و استقلالی و فرق میان معنی حرفی و اسمی.
56. جامع التعلیل، به عربی. رساله‏ای در صرف و نحو.
57. حاشیه بر العباب فی شرح‌اللباب، به عربی. کتاب الّلباب فی النحو تألیف تاج‏الدین محمد بن محمد اسفراینی است. این کتاب را جمال‏الدین سید عبدالله بن محمد نیشابوری معروف به نقره‏کار، با نام العباب فی الشرح‌اللباب شرح کرده که به شرح نقره‏کار معروف است و جرجانی بر آن حاشیه‌ای نگاشته است.
58. شرح قصیده لامیه «بانت سعاد»، به عربی. قصیده بانت سعاد از کعب بن زهیر از شاعران عصر پیامبر (ص) است که شاعر در آن به مدح رسول‏الله و مهاجران پرداخته است.
59. امثله و شرح امثله، به فارسی. امثله، رساله کوتاهی است در علم صرف و جرجانی غیر از نگارش آن، به شرح آن نیز پرداخته است. این رساله اولین بخش از کتاب جامع المقدمات است و اولین متنی است که طلاب علوم دینی در دوره‏های اخیر می‏خوانند. جرجانی در این دو اثر، صرف افعال عربی را به صورت ریشه‏ای بررسی کرده است.
60. شرح نصّاب الصبیان، به فارسی. نصّاب الصبیان اثر بدرالدین محمد فراهی است.
ج) فقه و اصول و حدیث
61. حاشیه بر شرح تفتازانی بر تنقیح الأصول اثر صدرالشریعه عبیدالله بن مسعود بخاری حنفی. شرح تفتازانی بر این کتاب، التلویح فی کشف حقائق التنقیح نام دارد.
62. حاشیه بر تنقیح الأصول، به عربی. جرجانی جدای از حاشیه‏اش بر شرح تفتازانی، حاشیه‏ای مستقل نیز بر مبحث مقدمات چهارگانه اصل کتاب تنقیح‏الأصول دارد.
63. حاشیه بر الخلاصه فی اصول الحدیث، به عربی. الخلاصه اثر شرف‏الدین حسن بن محمد است.
64. حاشیه بر مشکاه المصابیح، به عربی. کتاب المصابیح السنه از امام حسین بن مسعود الفرّاء البغوی الشافعی در حدیث است و گفته‏اند که مجموعه‏ای است از چهار هزار و هفتصد و شانزده حدیث. شیخ ولی‏الدین محمد بن عبدالله خطیب در سال 737ق، کتاب مشکاه المصابیح را در تکمیل آن کتاب تألیف کرد و ابوابی به آن افزود.
65. حاشیه بر شرح وقایه الرّوایه فی مسائل الهدایه اثر برهان الشریعه محمود بن صدر الشریعه اول، به عربی. این اثر در فروع فقه حنفی است و صدرالشریعه دوم، عبیدالله بن مسعود محبوبی، آن را شرح کرده و میر بر آن حاشیه‏ای نگاشته است.
66. تحقیق المباحث الموجودیه  المقاصد الأصولیه، به عربی.
67. الشافی فی الفقه، به عربی.
68. فی اصول الحدیث، به عربی. این اثر با نام‏های مختصر اصول الحدیث و فن اصول الحدیث و الدیباج المذهب فی معرفه اصول الحدیث نیز شناخته می‏شود.
69. شرح الهدایه اثر برهان‏الدین علی بن ابی‏بکر مرغینانی در فروع فقه حنفی، به عربی. الهدایه شرحی است بر بدایه المبتدی که میر شریف بر این شرح، شرحی دیگر نگاشته است.
70. حاشیه بر شرح المختصر المنتهی، به عربی. المنتهی السؤال و الأمل فی علمی الأصول و الجدل اثر معروفی است از شیخ جمال‏الدین بن عمر عثمان معروف به ابن‏حاجب در اصول فقه و جدل. خود ابن‌حاجب این اثر را پس از تألیف، مختصر کرده و آن را المختصر المنتهی نامیده است. بر این اثر، شروح بسیاری نوشته شده که میر شریف بر شرح قاضی عضدالدین ایجی حاشیه‏ای نگاشته است.
71. ظفر الأمانی فی اامختصر الجرجانی، به عربی، در اصطلاحات حدیث.
72. الأجناس فی الفروع، به عربی. جرجانی این رساله را که اثر ابوعباس احمد بن محمد ناطقی حنفی  بوده، مرتب کرده و به نظم درآورده است.
73. شرح فرائض اثر سراج‏الدین محمد سجاوندی، به عربی. جرجانی این شرح مهم را در سال 804ق در سمرقند به پایان رسانیده است. بر این شرح، بیش از ده حاشیه نگاشته شده است.
74. شرح کنز الدقائق اثر ابوالبرکات حافظ‏الدین عبدالله سنفی، به عربی. این اثر در فقه حنفی است.
75. شرح آداب البحث اثر قاضی عضدالدین ایجی، به عربی. شاید کتاب الرساله الشریفیه فی قواعد البحث، عنوان دیگری برای این اثر باشد که در برخی منابع به آن اشاره شده است. این شرح را به نام رساله فی الوضع نیز می‏شناسند.
ح) آثار دایره‌المعارفی و کتب چند دانشی
76. التعریفات، به عربی. از معروف‌ترین کتب دایره‏المعارفی در میان منابع اسلامی است و خود مؤلف، آن را به ترتیب حروف الفبا تنظیم کرده است. نام کامل این اثر «تعریفات العلوم و تحدیدات الرسوم» است. تعداد مدخل‏های عرفانی کتاب بسیار است و تعلق خاطر جرجانی را به این مسائل نشان می‌دهد.
77. مسائل علوم ثلاثه یا امّهات مسائل ثلاثه، به عربی. رساله‌ای در بیان مسائل علم کلام، فقه و اصول.
78. مقالید العلوم فی الحدود و الرسوم، به عربی. این رساله در تعریف اصطلاحات علمی در 21 دانش مختلف است و به شاه شجاع مظفری تقدیم شده است. فصل هفدهم آن در علم موسیقی و تعریف اصطلاحات این علم است.
خ) ریاضیات و نجوم
79. حاشیه تحریر اقلیدس، به عربی. شرحی بر تحریر اقلیدس اثر خواجه نصیرالدین طوسی که میر بر پانزده مقاله آن حاشیه نگاشته است.
80. حاشیه بر اشکال التأسیس فی الهندسه، به عربی. اشکال التأسیس اثر شمس‏الدین محمد بن اشرف حسینی سمرقندی است که در آن سی و پنج شکل از کتاب اصول اقلیدس را توضیح داده است.
81. حاشیه التحفه الشاهیه اثر قطب‏الدین محمود بن مسعود کازرونی شافعی، به عربی. این اثر در علم نجوم است.
82. رساله فی علم الادوار، به عربی. نسخه‏ای خطی از شرح عربی ادوار اثر صفی‏الدین ارموی به تاریخ 777ق موجود است که به شاه شجاع مظفری تقدیم شده است.
83. رساله فی الصوت به عربی.
84. شرح الملخّص اثر شرف‏الدین محمود بن محمد چغمینی، به عربی. این کتاب در علم هیأت نگاشته شده است.
85. شرح التذکره فی الهیئه اثر خواجه نصیر، به عربی. جرجانی این اثر را در نیمه ذی‏الحجه 811ق در شیراز به پایان رسانیده است. این شرح دارای چهار باب است و هر باب چند فصل دارد. جرجانی در این اثر، به نام خلیج فارس نیز اشاره کرده و موقعیت جغرافیایی آن و رودهایی را که به آن سرازیر می‌شوند، گزارش کرده است. این اثر با نام‏های دیگری نیز شناخته می‏شود، از جمله شرح تذکره الطوس و شرح التذکره النصیریه که نسخه‌ای از آن به خط محمد بن عبدالرزاق جرجانی به سال 885ق در کتابخانه طوپ قاپی سرایی استانبول موجود است.
د) اشعار فارسی
سه قصیده فارسی که از جنگی متعلق به عباس اقبال برگرفته شده است. قصیده اول در مدح شخصی به نام سیدعلی است که سیزده بیت دارد؛ قصیده دوم چهار بیت دارد و در مدح محمد بن شریف است و قصیده سوم دارای بیست و سه بیت است که با عنوان «فی مناظره السیف و القلم» نام‌گذاری شده است. در برخی منابع، سه رباعی و یک تک بیتی نیز از او نقل شده است. غیر از این ابیات، بیت دیگری را نیز تقی‏الدین اوحدی به وی نسبت داده است. در مجله ارمغان نیز به نقل از جُنگی کهن، سه قصیده‌ی 12، 53 و 16 بیتی از وی نقل شده که دوتای آخر با عنوان‌های «سؤال‏های علمی منظوم» و «در ذم بازرگانان» نام‌گذاری شده است.
ذ) مکاتبات
مشتمل بر نامه‏ای به عبدالرحیم بن معروف رازی و اجازه‏نامه به محمدحاجی بن شیخ عمر بن محمد.
با این حال، تنوع آثار وی از این شمار، افزون است و آن را بیش از یکصد اثر گزارش کرده‏اند. دیگر آثار جرجانی عبارتند از:
86.  حاشیه بر تهذیب الأصول.
87.  رساله فی معنی الحرف.
88.  حق افعال العباد.
89.  رساله فی الافعال که در حواشی آن از تفسیر کشاف زمخشری نقل شده است.
90. شرح المخلص.
91. الرساله الغائیه در کلام.
92. الرساله المرآتیه.

 

• فرزندان و نوادگان
غیر از آثار بر جای مانده از او، آنچه سبب شهرت ماندگار و روزافزون وی شد، نسل اوست که از زمان مرگش تا شش قرن پس از آن، بیش از شصت شخصیت ادبی، فرهنگی و سیاسی رشد کرده‌اند. سادات شریفی که هنوز در شیراز زندگی می‏کنند، از اخلاف او هستند. برخی فرزندان و نوادگان او عبارتند از:
میر شمس‏الدین محمد بن علی بن محمد بن علی حسینی جرجانی، ادیب، نحوی، متکلم و  فاضل بزرگ قرن نهم هجری. مذهب شیعه داشت و دو رساله فارسی پدرش یعنی صغری و کبری در منطق را به عربی ترجمه کرد.
میرشریفی مشهدی شاعر، که در موسیقی مهارت داشته است.
سیدمرتضی رضی شریفی شیرازی که علم حدیث را در مکه از ابن‌حجر مکی فرا گرفت و اجازه تدریس یافت و به هند رفت.
امیرسید شریف استرآبادی شیرازی مشهور به شریف ثانی فرزند سید تاج الدین علی بن امیر مرتضی بن میر تاج الدین علی از نسل محمد بن زید داعی صغیر، از نوادگان دختری اوست که در شیراز به دنیا آمد و شاه اسماعیل پس از کشته شدن قاضی محمد کاشی، وی را به وزارت خویش برگزید و تا زمان مرگش در جنگ چالدران، صدارت شاه اسماعیل را بر عهده داشت.
میرزا حبیب الله شریفی شیرازی که در سال 909ق با ورود شاه اسماعیل به شیراز، تولیت آستانه شاه چراغ به او واگذار شد و مدرسه‌ای به نام حبیبیه ساخت.
شاه خلیل الله پسر بزرگ میرزا حبیب الله که پس از پدر، تولیت آستانه شاه چراغ را بر عهده گرفت و نیز شاه ابوالقاسم پسر دیگر میرزا حبیب الله که تولیت مدرسه حبیبه را عهده‌دار شد.
میرزا بدیع‏الزمان از نسل شاه خلیل الله که در اوایل دوران افغان‌ها در ایران، تولیت شاه چراغ را در اختیار داشت.
میرزا فضل‏الله شریفی حسینی، متخلص به خاوری، صاحب کتاب مشهور تاریخ ذوالقرنین و از نادمان خاص حسینعلی میرزا فرمانفرما.
میرزا ابوالقاسم شریفی مشهور به میرزا بابای درویش ذهبی و متخلص به راز، از شیوخ سلسله ذهبیه و متولی آستانه شاه چراغ.
میرزا جلال الدین محمد ذهبی فرزند سیدابوالقاسم شریفی، مشهور به مجدالاشرف از متولیان شاه چراغ و مؤلف کتاب‌های تام الحکمه و تحفه الوجود.
از شاگردان او، خواجه شمس‏الدین محمد حافظ شیرازی را نام برده‏اند که این امر به اشتباه برخی پژوهشگران معاصر، از جمله محمد معین، ابوالقاسم انجوی شیرازی، رضاقلی‏خان هدایت، حسین پژمان، غلامعلی حداد عادل و مرتضی مطهری رخ داده است. سبب این خطا، تشابه اسمی خواجه حافظ شیرازی با یکی از شاگردان علامه به نام خواجه حافظ رازی، صدرِ امیرزاده اسکندر، نواده‌ی تیمور و حاکم فارس و اصفهان است. سر آغاز این خطا، مطالب کتاب «حافظ شیرین سخن» محمد معین بود که وی به نقل از «بستان السیاحه» اثر حاجی زین‌العابدین شیروانی، دچار خلط مبحث و اشتباه نگارشی شد. از آن‌جا در آثار دیگر معاصران، از جمله مقدمه «دیوان حافظ» به تصحیح ابوالقاسم انجوی شیرازی راه یافت. البته در ویرایش جدید کتاب «حافظ شیرین سخن» که توسط مهیندخت معین، دختر مؤلف، انجام گرفته، ذکری از اشتباه مزبور به میان نیامده و حتی شاگردی حافظ نزد میرسیدشریف مورد تردید قرار گرفته است. به هر روی، از آن‌جایی که میرسیدشریف جرجانی در سال هفتصد و هشتاد، یعنی دوازده سال قبل از درگذشت خواجه حافظ به شیراز رفته و در آن تاریخ که میرسیدشریف جوان بوده، خواجه حافظ مردی بوده که متجاوز از شصت سال از عمر او می‏گذشته است، بنابراین بعید به نظر می‏آید خواجه حافظ نزد او درس خوانده باشد.
سایر شاگردان وی عبارتند از:
ملا محیی الدین محمد کوشکناری انصاری که از اولاد سعد بن عباده صحابی و استاد علامه سعدالدین دوانی بوده است. دوانی در شیراز نزد وی شرح مختصر المنتهی ابن حاجب را می‏خواند.
داوود شیروانی، که بر حاشیه میر بر شرح قطب‏الدین رازی بر کتاب شمسیه نجم‏الدین کاتبی قزوینی، حاشیه‌ای با عناوین «قوله – قوله» و «قال الشارح» نگاشته است.
شریف نورالدین علی بن ابراهیم جویمی شیرازی که صاحب شرحی بر ایساغوجی نجم‏الدین دبیران کاتبی است.
محمدحاجی بن شیخ عمر بن محمد که در سال 812ق، پس از خواندن شرح کافیه نزد میرسیدشریف، اجازه‏نامه‏ای مبتنی بر روایت حدیث، تدریس فنون ادب و اصول فقه از او دریافت کرده است.
مولانا حسن‏شاه بقال که از استادان علامه دوانی نیز بوده و در زمان بایسنقر میرزا در شیراز مجلس درس داشته است.
سعدالدین اسعد دوانی پدر علامه جلال‏الدین دوانی.
شمس‏الدین محمد بن علی شریف.
خواجه علی چاکردیزگی سمرقندی که استاد نورالدین عبدالرحمن جامی و محمد بن عبدالرحمن ایجی بوده است.
شهاب‏الدین ابوالعباس احمد بن محمد معروف به ابن‏عربشاه، مؤلف عجائب المقدور فی نوائب التیمور، که در سمرقند شاگرد میر بوده است.
فخر‏الدین العجم.
سیدعلی العجمی.
فتح الله الشروانی.



منابع:
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. [بی‌تا]. طبقات اعلام الشیعه (چاپ 2). (تحقیق علی نقی منزوی). قم: مؤسسة اسماعیلیان.
• اوحدی دقاقی بلیانی اصفهانی، تقی‏الدین‏محمد. (1389). عرفات العاشقین و عرصات العارفین (جلد 4، چاپ اول). (تصحیح ذبیح الله صاحبکاری و آمنه فخر احمد). تهران: میراث مکتوب و کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
• بایزیدی، علی. (1386). نابغه مهجور. دنیای تجارت و گردشگری، 2، 27-26.
• بینش، تقی. (1346). رساله میرسید شریف (از نفائس کتابخانه آستان قدس). نامه آستان قدس، 32، 77-61.
• توکلی، شریف. (1386). جرجانی به سمت علم مطلق موسیقی رفته است. (مصاحبه کننده: سماء بابایی). آینه خیال، 3، 21-20.
• تویسرکانی، سیداحمد. (1370). شرح خطبه «الزوراء». نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان، 2 (2)، 180-161.
• ثبوت، اکبر. (1387). کتاب‌های ایرانیان در برنامه‌های مدارس اسلامی هند. آینه میراث، 6 (1)، 32-13.
• جامی، عبدالرحمن بن احمد. (1336). نفحات‏الانس من حضرات‏القدس (چاپ اول). (تصحیح مهدی توحیدی‏پور). تهران: کتابفروشی سعدی.
• الجرجانی، السیدالشریف. (2007). الحاشیة علی المطول شرح تلخیص مفتاح العلوم (فی علوم البلاغه). (تحقیق رشید أعرضی). بیروت: دارالکتب العلمیه.
• حقیقت، عبدالرفیع. (1384). تاریخ هنرهای ملی و هنرمندان ایرانی (بخش 2، چاپ 2). تهران: کومش.
• خواندمیر، غیاث‏الدین بن همام‏الدین. (1362). تاریخ حبیب‌السیر. (تصحیح محمد دبیرسیاقی). تهران: کتابفروشی خیام.
• دانش‌پژوه، محمدتقی. (1354). موسیقی‌نامه‌ها. هنر و مردم، 157، 101-95.
• الداودی، شمس‏الدین محمد بن علی. (1415ق). طبقات المفسرین (جلد اول، چاپ 2). (تحقیق علی محمدعمر). قاهره: مکتبة وهبه.  
• دوانی، علی. (1373). وقف دیوان حافظ بر مرقد او. وقف میراث جاویدان، 7، 69-60.
• رعناحسینی، کرامت. (1345). احتجاجات و سؤالات و توضیحات. یغما، 219، 392-385.
• رکن‏زاده آدمیت، محمدحسین. (1339). دانشمندان و سخن‌سرایان فارس (جلد 3، چاپ اول). تهران: کتابفروشی اسلامیه و خیام.
• السخاوی. شمس‏الدین بن عبدالرحمن. [بی‌تا]. الضوء اللامع لاهل القرن التاسع (جلد 5). بیروت: دارالجیل.
• شریف جرجانی، میر سیدعلی. (1314). آثار میرسید شریف علامه. ارمغان، (16) 3.
• شکیبانیا، مهدی، و پورجوادی، رضا. (1381). کتاب‌شناسی میرسید شریف جرجانی (گرگانی). مجله معارف، 19 (3)، 192-134.
• الشوکانی، محمدبن‏علی. [بی‌تا]. البدر الطالع بمحاسن من بعد القرن السابع (جلد اول). قاهره: دارالکتاب الاسلامی.
• صدرحاج سیدجوادی، احمد. (1380). دایره المعارف تشیع (جلد 2، چاپ 4). تهران: شهید سعید محبی.
• صفا، ذبیح الله. (1364). تاریخ ادبیات در ایران (جلد 4، چاپ 3). تهران: فردوسی.
• عبدالرزاق کرمانی. (1361). تذکره در مناقب حضرت شاه نعمت‏الله ولی. (تصحیح ژان اوبن). تهران: طهوری.
• العماری، علی محمد حسن. (1368ق). علماء البلاغه: السید الجرجانی (740-816 ق). الازهر، 82.
• غنی، قاسم. (1321). بحث در آثار و افکار و احوال حافظ (جلد اول: تاریخ عصر حافظ یا تاریخ فارس و مضافات و ایالات مجاوره در قرن هشتم). تهران: مطبعه بانک ملی ایران.
• فرزام، حمید. (1345). مناسبات حافظ و شاه ولی. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، 2 (2 و 3)، 28-1.
• کوموش، صدرالدین. (1417ق). السیدالشریف الجرجانی و مکانته فی العلوم الاسلامیه. مجله التراث العربی، 66، 45-35.
• محسن، طه. [بی‌تا]. مجموعات مخطوطه فی مکتبات استانبول. بغداد: معهد المخطوطات العربیه.
• مدرس تبریزی، محمدعلی. [بی‌تا]. ریحانه الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه و اللقب یا کنی و القاب (جلد 3، چاپ 2). تبریز: چاپخانه شفق.
• مطهری، مرتضی. (1367). عرفان حافظ (تماشاگه راز). تهران: صدرا.
• معارف، سیدعباس. (1374). ویژگی موسیقی اسلامی ایران. هنر، 28، 446-437.
• معین، محمد. (1319). حافظ شیرین سخن. تهران: پروین.  
• معینیان، علی‏اصغر. (1357). خواجه نظام‏الدین خاموش. یغما، 365، 673-618.
• موسوی بجنوردی، کاظم (زیرنظر). (1388). دایره المعارف بزرگ اسلامی (جلد 17، چاپ اول). تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.
• مهدی بیات، فاضل. (1359). المخطوطات العربیه فی مکتبه طوپ قاپی سرایی باستانبول. مجله المورد، 34، 442-379.
• مهراز، رحمت الله. (1348). بزرگان شیراز. تهران: انجمن آثار ملی.
• واله داغستانی، علیقلی. (1384). تذکره ریاض‌الشعراء (جلد 2، چاپ اول). (تصحیح محسن ناجی نصرآبادی). تهران: اساطیر.
• همایون‏فرخ، رکن‏الدین. (1352). حافظ خراباتی (جلد اول: بخش 5). تهران: چاپخانه افق.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه