خرید و دانلود مقاله

میرزا مسیح مجتهد استرآبادی


ميرزا مسيح مجتهد استرآبادی


Mirza Masih Mojtahed Estarabadi

روحانی معروف استرآباد.
وي در ماجرای سفارت روسیه در عصر فتحعلی‌شاه نقش اساسی داشت.
بيشتر نویسندگانی که به زندگی میرزا مسیح مجتهد پرداخته‌اند، زادگاهش را استرآباد ذکر کرده‌اند، چنانچه محمدصالح استرآبادی در رساله شرح حال علما و ادبای استرآباد، اعتمادالسلطنه در تاریخ منتظم ناصری و مهدی بامداد در کتاب شرح حال رجال ایران، وی را اهل این دیار دانسته‌اند.
ميرزا مسيح در سال 1193ق در استرآباد به دنيا آمد. پدر او قاضی سعید استرآبادی فرزند ملا آقابابا فرزند ابوالبرکات بود که نویسنده‌ي کتاب مکارم الآثار، او را محمد سعید رازی معرفی کرده است.
دوران کودکی میرزامسیح با ناامنی و آشوب در سراسر ایران همراه بود، به ویژه زادگاه وی که یکی از کانون‌های اصلی چنین هرج و مرج‌هایی به شمار می‌رفت.
میرزا مسیح پس از آن که از محضر پدرش علم آموخت، با هدایت وي، به مدرسه‌ي علوم دینی رفت و مقدمات دروس حوزوی عصر خود را فرا گرفت. پس از آن، برای تکمیل دانسته‌های خویش، به شهر قم رفت و در اين شهر اقامت گزيد.
وي در درس «میرزای قمی» حاضر شد. علاقه  به علم و دانش، او را به سمت تحقیق در مباحث کلامی، فقه و اصول کشانید. ميرزا مسيح نه تنها از فقه و اصول، بلکه از مجالس مناظره‌ي درس کلام و عقاید میرزای قمی با دقت استفاده مي‌كرد و با مایه‌ای که در استرآباد اندوخته بود، در بین شاگردان وی مشهور شده، درس استاد را برای دیگر شاگردان بازگو می‌کرد و گره‌ها و ابهام‌های درسی را برایشان می‌گشود.
میرزا مسیح در آثار خویش به بهره‌مندی از محضر میرزای قمی اشاره کرده و در کتاب‌های خود از وي به عنوان «شیخنا» یاد کرده است. در آثاری چون مکارم الآثار، تاریخ علمای خراسان و چهل سال تاریخ ایران آمده که میرزا مسیح، فقه و اصول را نزد میرزای قمی فرا گرفته است و پس از پی گرفتن تحصیل در رشته‌هاي فقه تا مرز اجتهاد، شهر قم را به مقصد تهران ترک نمود و در این شهر سکونت گزید و با لقب مجتهد تهرانی، شهره‌ي خاص و عام گردیده است.
میرزا مسیح از اوان جوانی، هرچه را می‌خواند و می‌آموخت، می‌اندیشید و هر آنچه از او می‌پرسیدند، یادداشت می‌کرد و حاصل کوشش‌های فکری خود را به رشته‌ي تحریر درمي‌آورد، گرچه اغلب نوشته‌های وی در مباحث فقهی و عقیدتی است، ولی شیوه‌ي نویسندگی او از ذوقی ادبی حکایت دارد. این عامل، آثار عربی و فارسی وی را خواندنی نمود ه است. بیان عمیق و محکم اندیشه‌های فقهی در قالب عباراتی روان و مضامینی رسا و درخور فهم خوانندگان، از مشخصات آثار وي مي‌باشد. اندیشه‌ي منظم، ژرف‌نگر و ابتکارهای علمی در نوشته‌هایش به خوبی آشکار است و همین دلیل، قدرت تأثیر آثارش را افزون می‌کند. او نه تنها در فقه و اصول، بلکه در دانش‌هایی چون علم حدیث، شناخت رجال و طبقات روات، مباحث کلامی و اعتقادی و نیز تفسیر قرآن، صاحب‌نظر بوده است. تصنیفات و آثار علمی میرزا مسیح که بر اثر قوه‌ي اجتهاد و اندیشه‌های فقهی نگاشته شده، او را در بین مشاهیر عصر و حتی زمان‌های بعد، فقیهی متفکر معرفی کرده است. توصیه‌های اخلاقی و نصایح در جای جای تألیفاتش دیده می‏شود. او ضمن تدوین آثار علمی، به مسائل اجتماعی و سیاسی نیز توجه داشت و از حیله‌های بیگانگان و توطئه‌های استعمار غافل نبود و دسیسه‌های آنان را با قلم و زبان افشا می‌كرد. گرچه شماری از تألیفاتش مفقود شده، ولی همین مقداری که غالباً به صورت نسخه‌های خطی، عکسی و چاپی (چاپ سنگی) در برخی مراکز فرهنگی و کتابخانه‌های کشور نگهداری می‏شود، خود گنجینه‌ای مهم از تحقیقات علمی در فقه و اصول به شمار می‌رود.
آيت‌الله شیخ حسن سعید از فقهای معاصر و از احفاد میرزا مسیح در مورد آثار وي می‌نویسد:
«هفتاد سال عمر با برکت این عالم ربّانی حقاً در راه تعلیم و تعلم و کسب معارف الهی با اتکا به قرآن و عترت صرف شده و بیش از هشت کتاب مفصل در فقه و اصول تاکنون از او به دست آمده که به فضل الهی، اصل و یا عکس آن در کتابخانه‌ي‌ چهل ستون [مسجد جامع تهران] موجود است و به طوری که پدرم نقل می‌نمود، کتاب‌های او پس از فوتش، تقسیم شده و قسمتی از آنان از دست رفته است و من به سهم خود بسیار افسوس می‌خورم زمانی که در نجف بودم، چرا به این کتاب‌ها توجه نداشتم تا با فراغت بال خود استفاده کنم و برای بهره‌برداری دیگران، آن‌ها را مرتب و منتشر سازم و اکنون شکر می‌کنم خدا را که توانستم تا حدی جمع‌آوری نمایم تا اهل تحقیق بتوانند از این منبع پرفیض استفاده نمایند.»
میرزا گرچه به عنوان مجتهد و فقیهی مسلم به امور شرعی مردم رسیدگی می‌کرد و به سؤالات و مشکلات فقهی آنان پاسخ می‌داد و حتی در دوران تبعید، این کار را تعطیل نكرد، ولی از قبول مرجعیت دینی مردم و انتشار رساله‌ي عملیه اجتناب مي‌ورزيد تا آن که با اصرار فراوان مردم، به ویژه کسبه و بازاریان تهران، رساله‌ي عملیه خود را منتشر نمود. بسیاری از اهالی ساکن تهران و حتی اهالی برخی نقاط شمال و غرب کشور، وي را به عنوان مرجع فقهی خویش شناختند. پس از مدتی چنان در ميان مردم نفوذ یافت و اعتبار علمی و اجتماعی والایی به دست آورد که به عنوان بارزترین و ارجمندترین مجتهد تهران شهرت یافت. علما و مشاهیر این شهر به او احترام می‌گذاشتند و در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی، نظرات او را دخالت می‌دادند. حرکت اعتراض‌آمیز و فتوای معروف او در مورد رفتارهای وزیر مختار دولت روس که با رهبری وی، اعتراض پرخروش و خونین مردم تهران را به دنبال داشت، موجبات تبعید و آوارگی وي را فراهم نمود.
میرزا مسیح، نخست رساله‌ای در احکام فقهی نوشت که بعدها آن را تغییر داد و رساله‌ای با طرح مسائل جدیدتر و مناسب با مقتضیات زمان تنظیم کرده است. «محمد صالح استرآبادی» که حدود سی سال پس از رحلت این فقیه نامدار، به وصف زندگی او پرداخته، در این‏باره می‌نویسد: «... مُسوّد اوراق رساله فارسیه عملیه از آن جناب دیدم و در تقلید نوشته بودند و وضع آن رساله به این نهج بود که نوشته بودند که سابقاً در بعضی از مسائل فتاوی که داشتم و مبنای عمل خود و مقلدین بر آن رساله بود و این اوقات از آن برگشتم، دیگر به آن رساله عمل ننمایند و تکلیف حقیقی موافق اجتهاد و رأی حال این است که به این رساله عمل شود، یقین است که مؤلفات و تحریرات دیگر را نیز دارند ... .»
ميرزا مسيح در نسخه‌ا‌ي از چاپ سنگی این رساله كه در کتابخانه‌ي چهل ستون مسجد جامع تهران قرار دارد، نوشته است: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی خیر خلقه محمد وآله الطاهرین. اما بعد ... پس می‌گوید این عبد بی‌بضاعت الفقیر الی الله الغنی الحمید مسیح ابن محمد سعید (طاب ثراه) که این کتابی است در بیان مسائل طهارت و نماز و روزه و زکوه و خمس و حج به قدری که کفایت می‌کند غالب مقلدین را، انشاءالله تعالی و مسمی گردانیم بالمصباح لطریق الفلاح مشتمل است بر یک مقدمه و شش کتاب و یک خاتمه.»
پس از انعقاد معاهده تركمنچاي، گريبايدوف؛ وزير مختار روس با هدف استرداد اسرا و گرفتن غرامت به ايران آمد. او می‌خواست با خشونت و تحقیر ایرانیان، هرچه سریع‌تر کار خود را تمام کند و به روسیه بازگردد. وي هرگز فکر نمی‌کرد که این ملت، علیه فرستاده‌ي عالی رتبه‌ي کشور فاتح، به حرکتی اعتراض‌آمیز دست بزنند. از این جهت با گستاخی و به بهانه‌ي جستجوی گرجیان و روسی‌هاي پناهنده، به حریم خانه‌های مردم مسلمان تجاوز کرد، غافل از آن که این زنان، اگر روزگاری به عنوان اسیر به ایران آورده شده‌اند، اکنون مسلمان شده، ازدواج کرده و صاحب فرزندانی از شوهران مسلمان خود شده‌اند. حاج میرزا حسن حسینی فسایی بدین نکته اشاره کرده است و جهانگیر میرزا نوشته است:
«بنا گذاشت که با تجار به بهانه‌ي این که گرجستانی در خانه‌ي شماست، بدرفتاری نماید و بدون اذن، کسان خود را از ارامنه و روسیه به خانه‌های مسلمانان می‌فرستاد و ایشان خودسرانه داخل خانه‌های مردم شده که باید جمیع اناثیه [زنان] خانه را دیده ... و از اناثیه اهل اسلام، بدین نحوها به خانه برده، شب‌ها نگهداری می‌کرد، اعمال از او در نظر اهل اسلام ناپسند آمد.»
مردم مسلمانی که وطن خود را مُثله شده و هم‌کیشان خود را آن سوی مرز در اسارت دشمن می‌دیدند، دیگر برایشان غیرقابل تحمل بود که وزیر مختار روسیه در مرکز حکومت، رو به روی چشمان آن‌ها با زنان و مردان مسلمان چنین رفتار کند.
زنان انتقال یافته به سفارت را اجبار به ترک اسلام می‌کردند، ولی آنان که مذهب تشیع را پذیرفته بودند، مخالفت کردند و با خواندن ذکر و دعا و تلاوت قرآن (با صدای بلند) نفرت خویش را از سفیر متجاوز روس و همراهان او اعلام کردند. فریاد استغاثه‌ي آنان به گوش علمای شیعه و در رأس آن‌ها میرزا مسیح مجتهد رسید. عده‌ي زیادی از این زنان، اهل ولایاتی بودند که تازه به تصرف روس‌ها درآمده بودند كه «یوری تیتیانوف» به این واقعیت اعتراف کرده است.
تحمل این وضع برای برخي از علماي شیعه بسیار دشوار بود. میرزا محمدتقی سپهر به این واقعیت اشاره دارد و می‌نویسد: «رفته رفته کار از مصلحت دولتداری گذشت و پیشوایان دین مبین را بنا به رعایت شریعت جناب سیّد المرسلین نوبت دینداری گشت به جهت رعایت حرمت دین،‌ حرمت دولت فراموش کردند.»
تهران یکپارچه جوش و خروش گردید. کانون این نهضت، مسجد جامع تهران بود و رهبری آن را میرزا مسیح مجتهد بر عهده داشت. «بیش از همه، آن ماجرا مانند مقابله‌ای میان مردم و حکومت تجلی می‌کند. مقابله، انگیزه‌ي مذهبی داشت و زعامت آن را که عالمی مجتهد بر عهده داشت، تصادفی نبود. حکومت بیش از پیش در مظان اتهام خیانت و همکاری با قدرت‌های بیگانه‌ي نامسلمان قرار داشت، علما طبعاً رهبری مخالفت با آن را داشتند.»
میرزا مسیح در مسجد جامع تهران نماز جماعت اقامه می‌نمود و حوزه‌ي درسی داشت. در این روزها، بیانات او با هیجان و جوشش خاصی همراه بود. او در سخنرانی‌های حماسی خویش، مردم را برای ستیز با سلطه و اجرای احکام اسلامی و حمایت از حقوق مسلم زنان شیعه فراخواند. در ضمن به حاضران در مجلس توصیه کرد کسی از خویش نقطه‌ي ضعف نشان ندهد و در اجرای این برنامه، خلافی صورت نگیرد، قصد اولیه قتل و خونریزی نیست، بلکه استرداد زنان و تحویل آنان به خانه‌هایشان است، مگر آن که آن متجاوزان بخواهند دست به شرارتی همراه با خونریزی بزنند. سپس فتوای خویش را مبنی بر نجات زنان مسلمان که در اسارت گریبایدوف بودند، صادر کرد.
مردم تهران در روز چهارشنبه ششم شعبان 1244ق به منظور اجرای این فتوا در مسجد جامع تهران گرد آمدند. میرزا مسیح در رهبری این حركت و بسیج مردم، نقش مؤثري داشت. هنگامی که خبر قیام مردم به گوش کارگزاران حکومتی رسید، کوشیدند تا مردم را پراکنده سازند، اما مسلمانان که از عوامل حکومتی دل خوشی نداشتند و رفتارهای آنان را در بروز چنین وقایعی دخیل می‌دانستند، خطاب به سربازان قاجاري فریاد زدند: اگر از دشمن متجاوز حمایت کنید، با شما نیز مبارزه مي‌کنیم و تیغ به رویتان مي‌کشیم. به اين ترتیب، مردم تهران به سمت سفارت رفتند. آنان وقتی به در سفارت روس رسیدند، از گریبایدوف خواستند که یعقوب ارمنی (که از آتش افروزان این فتنه بود و نسبت به فرستاده‌ي میرزا مسیح مجتهد سخنان کفرآمیز گفته بود) و همچنین زنان را از محل سکونت خویش بیرون فرستاده و تحویل آنان دهد.
یعقوب ارمنی از این تقاضا متحیر و آشفته شد و منتظر عکس العمل گریبایدوف بود که وي دستور داد او و زنان را بیرون نموده و تحویل مردم دهند، وقتی یعقوب پا به بیرون نهاد، در دم مردم او را در میان گرفته و پاره پاره‌اش کردند، زنان را تا خانه‌ي‌ میرزا مسیح محافظت کرده و تحویل وي دادند.
به هنگام تحویل زنان، بین مأموران سفارت و مردم تهران که به بیش از صد هزار نفر بودند، درگیری پیش آمد که آغاز کننده‌ي آن، نگهبانان سفارت روس بودند و بر اثر آن، یکی از نوجوانان کشته شد. مردم خشمگین جسد را به مسجد بردند و در آن جا گروهی از مردم را به انتقام‌جویی و قصاص خون او تهییج نمودند. بعد از آن، اهالی تهران به هیجان و خشم خود افزودند و این بار هر کدام آلت قتاله‌ای یافته، به سوی درب سفارت هجومی دسته جمعی بردند و در حالی که نفراتی از مهاجمان با گلوله‌ي قزاق‌ها كشته مي‌شدند، چوب و چماق‌ها را بر سر متجاوزان خونریز فرود آوردند. بر اثر این درگیری شدید و خونین، هشتاد نفر از مردم تهران به شهادت رسیدند و همه ساکنان سفارت به جز مالتسوف ـ دبیر اول سفارت ـ که بيش از 38 نفر بودند، کشته شدند. مالتسوف که از این واقعه جان سالم به در برده بود، در مراجعت به روسیه مسبب این حادثه را گریبایدوف معرفی کرد.
فتحعلي شاه قاجار که بیم از دست رفتن تاج و تخت را به دلیل این واقعه داشت، وحشت‌زده گروهی را برای عذرخواهی به دربار امپراتور روس فرستاد.
دولت روسیه که در این موقع بر سر مسأله‌ي اداره‌ي سرزمین‌های متصرفی عثمانی در بالکان و حقوق مسیحیان یونان با قوای عثمانی در حال ستیز بود، مصلحت دید که این عذرخواهی را بپذیرد و سیاست ملایمی در پیش گیرد، تنها درخواست کرد که رهبری این قیام از ایران تبعید گردد.
دربار قاجار، میرزا مسیح مجتهد را به عتبات عالیات تبعید نمود.
هنگامی که خبر تبعید میرزا مسیح در تهران منتشر شد، مردم بسيار خشمگين شدند و تظاهرات وسیعی را به راه انداختند. با اوج‌گیری این حرکت، مزدوران دربار به مردم حمله کردند. سرانجام پس از سرکوبی خروش مجدد مردم، در صفر 1244ق میرزا مسیح را به مسجد شاه آوردند و مجبور کردند که در دید عمومی با مریدان و خانواده‌ي خویش وداع کند. این حادثه نیز باعث بی‌نظمی و قيام شد، قیامی پرشورتر از آنچه در ماجرای سفارت روس روی داده بود. این بار حرکت مردم مستقیماًّ متوجه حکومت مرکزی و استبداد قاجار شد. شاه از طریق کارگزارانش، مسلمانان را به قتل‌عام تهدید کرد تا آن که با مداخله‌ي حاج محمد ابراهیم کرباسی به انگیزه‌ي جلوگیری از خونریزی، حاج میرزا مسیح به همراه محافظ، به طرز مسالمت‌آمیز از تهران به سوی عتبات عزیمت نمود.
میرزا مسیح پس از تحمل نوزده سال تبعید و دوری از زن و فرزند، در سال 1263ق دار فانی را وداع گفت. صاحب جواهر و تنی چند از علمای مشهور نجف بر پیکرش نماز گزاردند و بدنش را در یکی از حجره‌های طرف بالاسر صحن مقدس علوی در نجف دفن نمودند. سه فرزند پسر به نام‌های میرزا عبدالوهاب، میرزا محمد و میرزا ابوالحسن از آن وی باقی ماند که از نسل آنان، دانشورانی درخشیدند.


• شاگردان
در مورد شاگردان میرزا مسیح در تهران، اطلاع مستند و قابل ذکری در دست نیست، ولی در حوزه‌ي درسی که توسط وي در مشهد تشکیل شده بود، افراد برجسته‌ای از جمله میرزا نصرالله مشهدی حضور داشتند. میرزا احمد ساوجی كه از مشاهیر علما و مشایخ فقها بود، در محضر استاد ملا احمد نراقی و مجتهد عصر میرزا مسیح به تحصیل علوم دینی پرداخت و در سال 1305ق درگذشت. مولانا عبدالرحمان شیخ‌الاسلام، مدرس آستان قدس رضوی بوده است که علوم عقلی، به ویژه ریاضی را نزد پدرش مولانا عبدالوهاب شیخ الاسلام (متوفی 1262ق) فراگرفت. وقتی میرزا مسیح به زیارت مشهد مشرف شد، به محضرش رفت و فقه و اصول را نزد وی تکمیل و تحصیل نمود و پس از آن، خود به افاضه‌ي علوم عقلی و نقلی و نشر احکام شرعی اوقات می‌گذرانید تا آن که در ذی‌القعده 1290ق درگذشت. حواشی بر کتب ریاضی و سایر فنون از وی به یادگار مانده است.

 

• آثار و تألیفات
مهم‌ترین آثار در دسترس وي به صورت نسخه‌های خطی، عکسی و چاپی عبارتند از:
1. قواعد الاصولیه: که به خط محمد الغروی النایینی نوشته شده و با مقدمه، اضافات و توضیحات آیت‌الله حسن سعید در سال 1405ق توسط کتابخانه‌ي چهل ستون مسجد جامع تهران انتشار یافته است.
2. کشف النقاب فی شرح اللمعه الدمشقیه: شرحی بر لمعه و مفصل‌ترین اثر فقهی میرزا مسیح، در چند مجلد است و نسخه‌هايي از آن در کتابخانه‌های مدرسه‌ي مروی، چهل ستون مسجد جامع تهران و کتابخانه‌ي آيت‌الله العظمی مرعشی نجفی نگهداری می‏شود.
3. شرح قواعدالاحکام فی معرفه الحلال و الحرام: نسخه‌ي خطی این شرح با قطع رحلی در مخزن مخطوطات کتابخانه‌ي چهل ستون مسجد جامع تهران موجود است. نسخه‌ي یاد شده، همه باب‌های فقه و کتاب‌های قواعدالاحکام را دربرنمی‌گیرد و تنها در بردارنده‌ي کتاب طهارت و برخی از موضوعات و مباحث فقهی است. آقابزرگ تهرانی در معرفی آن می‌گوید: «نسخه‌ای از این کتاب نزد نواده‌ي او، یعنی میرزا عبدالله فرزند میرزا آقا بزرگ فرزند میرزا ابوالحسن فرزند شارح یاد شده است.»
4. رساله‌ي فی احکام النیابه و جواب الاسئله الفقیهه: رساله‌ي استدلالی ارزشمندي است در خصوص احکام فقهی و در جوابِ سؤال‌های نوشته شده که پرسشگران آن‌ها مشخص نیستند و از مضامین آن می‌توان دریافت که آن‌ها را میرزا مسیح در عتبات و در حالت تبعید نوشته است.
5. رساله‌ي فی تحقیق انّ العقود و الایقاعات هل تحتاج الی اللفظ ام لا: اين رساله نيز در دوران تبعید نوشته شده است. نسخه‌ي عکسی آن در کتابخانه‌ي آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی موجود مي‌باشد.
6. احکام الشروط فی العقود و الایقاعات: این رساله درباره‌ي شروط صحیح معاملات و عواملی که آن‌ها را باطل می‌کند یا سبب فساد آن‌ها می‏شود، بحث می‌کند. موضوع آن در فقه استدلالی است.
7. رساله‌ي فی‌الاجتهاد و التقلید: به سال 1259ق هنگام بازگشت مؤلف از تبعید، در مشهد مقدس نگاشته شده است. این اثر در 69 صفحه نوشته شده و در حاشیه‌ي اولین صفحه‌ي آن، دست‌خط بدون نقطه‌ي مؤلف دیده می‏شود. از مقدمه‌ای که میرزا مسیح بر آن نوشته، چنین برمی‌آید که وی از سوی حکومت وقت ایران اجازه داشته در سال‌های تبعید به قصد زیارت حضرت رضا (ع) به طور موقت به ایران سفر کند، ولی اجازه نداشته که در تهران با خانواده‌اش دیدار کند.
8. رساله‌ي تقلید در اصول دین: این نوشتار با اثر پیشین متفاوت است. در این رساله، میرزا مسیح سؤالی مطرح کرده است که آیا انسان می‌تواند در اصول دین تقلید کند یا خير؟ و از نظر فقها آیا چنین تقلیدی جایز است؟
ابوالفضل شکوری درباره‌ي آن می‌نویسد: «نگارنده سراغ ندارد غیر از ایشان کسی در این موضوعِ استدلالی، این اندازه سخن گفته باشد.»
9. رساله‌ي‌ عملیه المصباح لطریق الفلاح.
10. المصباح: کتابی است به زبان عربی در مورد مسائل فقهی که در سال 1262ق در تهران چاپ سنگی شده و خان‌بابا مشار به معرفی آن پرداخته است.
11. مجموعه‌ مسائل متفرقه: این رساله نیز دربرگیرنده‌ی پاره‌ای از مباحث فقهی، اصولی و اعتقادی است که به خط نسخ و نستعلیق در نیمه‌ي دوم قرن سیزدهم هجری نوشته شده و در حاشیه‌ي آن تصحیحاتی انجام گرفته است. در پایان کتاب نیز فهرست مندرجات آمده است و 472 برگ دارد. نسخه‌ي عکسی آن تحت عنوان مجموعه‌ي میرزا مسیح در کتابخانه‌ي‌ آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی مضبوط موجود است.
منابع تاریخی و رجالی دوران قاجار، میرزا مسیح را «افضل الفضلاء المجتهدین» معرفی کرده است و حاج سیدعلی‌اصغر فرزند علامه سیدمحمدشفیع جاپلقی بروجردی (متوفی 1313ق) از وی در طبقه‌ي اول مشایخ و معاصران یاد می‌کند: «حاج میرزا مسیح در تهران سکونت داشت و از ارجمندترین علما و مجتهدین عصر خویش به شمار می‌رفت و در تهران ریاست داشت (مرجع امور فقهی مردم بود) تا آن که به قتل یکی از سفرای اهل کتاب فرمان داد و بعد از کشته شدن او، رخ داد آنچه که باید واقع شود.»
مرحوم میرزا محمد علی حبیب‌آبادی، میرزا مسیح را مشروح‌تر معرفی کرده است:
«وی فرزند محمد سعید رازی و از معاریف علمای تهران بوده و کتابی در اجتهاد و تقلید تألیف نموده و چون در دوشنبه دوم شعبان 1244ق به امر وی، مردم تهران بر گریبایدوف قنسول دولت روس شوریده و او را کشتند، در اثر آن، حاج میرزا مسیح از تهران تبعید شد و در شب دوشنبه نهم صفر سنه 1245ق از آن جا به عتبات رفت و پس از آن در قم توطن نمود و در آخر این سال [1263ق = 1225ش] چند روزی پس از وفات آقا صدرالدین [عاملی] وفات کرد و در حجره‌ي او در نجف دفن شد..» محمد صالح استرآبادی نیز در سال 1294ق در رساله‌ای «شرح حال علما و ادبای استرآباد به میرزامسیح و قیام او در تهران اشاره می‌کند.
با وجود آن که در برخی آثار، این شخصیت والامقام معرفی شده، ولی گرد گمنامی چنان بر چهره‌اش نشسته که برخی از شرح حال نگاران، وی را با افرادی که هم‌نامش بوده‌اند، ولی در زمان‌های دیگر می‌زیسته‌اند، اشتباه گرفته‌اند، چنانچه نام وی با میرزا مسیح ساکن تهران و معاصر با علی مردانخان زند و اصلاً اهل عراق عجم که به ملامسیح هم معروف بوده، یکی شده است و محمد مسیح بن اسماعیل فسوی معروف به میرزا مسیحا که اهل فسا (از توابع استان فارس) و از علمای عهد شاه‌سلیمان‌صفوی و شاه سلطان‌حسین بود، با نام وی مخلوط نموده‌اند. یکی از علمایی که نامش را با میرزا مسیح اشتباه گرفته‌اند، میرزا مسیح طالقانی، شاگرد حکیم جلوه‌ي زواره‌ای و ملا محمد آملی، مدفون در ضلع جنوبی آرامگاه حکیم میرزا ابوالحسن جلوه است که سال درگذشت وي 1339ق بوده و در عصر میرزا مسیح مزبور نمی‌زیسته است.



منابع:
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. [بی‌تا]. الذریعه الی تصانیف الشیعه (جلد 14). قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.
• آلگار، حامد. (1359). نقش روحانيت پيشرو در جنبش مشروطيت (چاپ2). (ترجمه ابوالقاسم سرّي). تهران: توس.
• اعتمادالسلطنه، محمدحسن‌خان. (1363). تاریخ منتظم ناصری (جلد3، چاپ اول). (تصحیح محمد اسماعیل رضوانی). تهران: دنياي كتاب.
• اعتمادالسلطنه، محمدحسن‌خان. (1368). چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهي ناصرالدين شاه (جلد2، چاپ اول). (به کوشش ایرج افشار). تهران: اساطیر.
• امین جبل عاملی، سید محسن. (1403ق). اعیان‌الشیعه‌ (جلد 10، چاپ 3). بیروت: دارالتعارف للمطبوعات.
• بامداد، مهدی. (1371). شرح حال رجال ایران (جلد4، چاپ4). تهران: زوار.‌
• بروجردی، حاج سیدعلی‌اصغر. (1410ق). طرائف المقال فی معرفه طبقات الرجال (جزو اول، چاپ اول). (تحقیق سید مهدی زنجانی). قم: کتابخانه آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی.
• جهانگیرمیرزا. (1327). تاريخ نو (شامل حوادث دوره قاجاريه) (چاپ اول). (به سعي و اهتمام عباس اقبال آشتياني). تهران: علمي.
• حبیب‌آبادی،‌ میرزامحمدعلی. (1351). مکارم الاثار (جلد 5، چاپ اول). اصفهان: نفائس مخطوطات.
• حسین فسائی، حاج‌میرزاحسن. (1378). فارسنامه ناصری (جلد اول، چاپ 2). (تصحیح و تحشیه منصور رستگار فسایی). تهران: امیرکبیر.
• ذبیحی، مسیح. (1348). استرآبادنامه (چاپ اول). (به کوشش ایرج افشار و محمدتقی دانش‌پژوه). تهران: فرهنگ ایران زمین.
• رائین، اسماعیل. (1356). حقوق بگیران انگلیس (چاپ6). تهران: جاویدان.
• سپهر، محمدتقی لسان‌الملك. (1344). ناسخ التواريخ (چاپ اول). (تصحيح محمدباقر بهبودي). تهران: اسلاميه.
• سعید، حسن. (1409ق). دايره‌المعارف قرآن کریم (جلد 2، چاپ اول). تهران: کتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران.
• شریف رازی، محمد. [بی‌تا]. گنجینه دانشمندان (جلد 3). تهران: اسلامیه
• شکوری، ابوالفضل. (1372). سیره‌ي صالحان. فصلنامه یاد، 29 و 30، 240-191.
• شمیم، علی‌اصغر. (1375). ایران در دوره سلطنت قاجار: قرن سيزدهم و نيمه اول قرن چهاردهم هجري قمري (چاپ 7). تهران: مدبر.
• گلی زواره، غلامرضا. (1373). میرزا ابوالحسن جلوه، حکیم فروتن (چاپ اول). تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
• مجتهد استرآبادی، میرزا مسیح. [بي‌تا]. مقدمه رساله عملیّه. نسخه خطی (شماره 5514). مضبوط در کتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران.
• محمود، محمود. (1347). تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزده (جلد اول، چاپ6). تهران: اقبال.
• مدرس تبریزی، میرزا محمد علی. (1374). ریحانه‌الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب ياكني والقاب (جلد 5، چاپ4). تهران: خیام.
• مشار، خان‌بابا. (1344). مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی (جلد 6، چاپ اول). تهران: [بی‌نا].
• مشکور، محمدجواد. (1363). تاریخ ایران زمین از روزگار قاجار تا انقراض قاجاريه (چاپ2). تهران: اشراقی.
• مهمید، محمدعلی. (1361). پژوهشی در تاریخ دیپلماسی ایران: قبل از هخامنشيان تا پايان قاجاريه (چاپ اول). تهران: میترا.
• میرزا عبدالرحمن. (1341). تاریخ علمای خراسان (چاپ اول). (با مقدمه و تحشیه محمدباقر ساعدی خراسانی).‌ مشهد: دیانت.
• نوایی، عبدالحسین. (1369). ایران و جهان از قاجاریه تا پایان عهد ناصری (جلد 2، چاپ اول). تهران: هما.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه