خرید و دانلود مقاله

مظهر الاعجاز


مظهر الاعجاز


Mazhar al-E’jaaz
 

منظومه‌ای در موضوع زندگانی امام زمان(عج).
این منظومه، سروده‌ی ميرمحمدصادق حسيني استرآبادي متخلص به «مظهر1»، شاعر سده‌ی سیزدهم قمری است. وی از اعقاب شيخ كمال‌الدين عبدالعلي نور و فرزند مير محمدرضا صدر استرآبادي است. وي از شعراي زمان فتحعلي شاه قاجار بود. در تذكره‌هاي دوره‌ي قاجار، در مورد وي اين گونه نوشته شده است:
«از معاصرين بوده، نامش ميرمحمدصادق، مردي مهربان و خليق و در آن شهر، به كمالات معروف، طبعي سليم داشته، غزل‏سرايي مي‌كرده»؛ «اسمش ميرمحمدصادق و گويا از سادات آن جا (استرآباد) بوده، مردي خليق، خوش احوال و گاهي غزل‏سرايي مي‌كرده»؛ «نامش ميرمحمد صادق، از مردم دارالمؤمنين استرآباد است و ذاتش از معايب آزاد.»
مظهر خود را اين گونه معرفي مي‌كند: «پروانه‏ی شمع امام رضا، محمد صادق الحسيني متخلص به مظهر استرآبادي.» همچنين، محمد صالح استرآبادي با اين كه در كتاب «شرح حال علماء استرآباد» نامي از وي نياورده، اما در جلد دوم کتاب «كشكول»، وي را اين‏گونه معرفي كرده است: «مرحوم مبرور آقا ميرمحمد صادق ولد مرحمت مآب آقا ميرمحمدرضا صدر استرآبادي ... و مظهر تخلص مي‌فرمودند.»
اسلاف مظهر، همگي از بزرگان منطقه استرآباد و گرگان و متولي موقوفات حضرت رسول(ص) و امام رضا (ع) در اين شهر بودند. اين خاندان با شهرت «حسيني» و «بني‌كمالي» در اين شهر شناخته شده و برخي از آنان ملقب به «صدر» نيز بودند، چنان كه ميرمحمدرضا صدر (پدر مظهر) در مورد سابقه‌ي صدارت در خاندان خود، مطلبي را از «هفت اقليم» نقل مي‌كند: «امير سيد كمال‌الدين حسين2 مرحوم در ايام دولت سلطان يعقوب كه قبل از جلوس پادشاهان صفويه بود، از طبس به آذربايجان شتافته، چند گاه در ظل تربيت آن پادشاه گذرانيده و چون از اين مملكت به هرات آمد، ابوالغازي سلطان حسين ميرزا بايغرا صدارت رسيدن مهم دادخواهان را براي صواب‌هايش تفويض فرموده و مولانا فصيح‌الدين صاحب دارا3، در تاريخ صدارت اين رباعي نظم فرمود. اين است رباعي:
اي آن كه زياده شد ز تو قدر قريش
در اوج صدارتي مه بدر قريش
ای صدر قریشی لقب عالی قدر
تاريخ صدارت تو شد صدر قريش»
عبارت «صدر قریش» به حروف ابجد، نشان‏دهنده‏ی تاریخ 940ق است.
محمد صالح استرآبادي در جلد دوم کتاب کشکول، نام يكي از شاگردان مظهر را ذكر کرده كه خود از شعراي منطقه‏ استرآباد بوده و تاكنون نامي از وي به ميان نيامده است. محمد صالح مي‌نويسد: «مرحوم مبرور آقاميرمحمدصادق ولد مرحمت مآب آقاميرمحمدرضا صدر استرآبادی بر ديوار باغ چهل ‏ستون اشرف [= بهشهر] اين رباعی را که خود به نظم درآورده، به خط خود نوشته بود و مظهر تخلص می‌فرمودند.
[رباعي]:
مظهر چو رسی به اين بلد خيری کن
يعنی که نظر به مسجد و ديری کن
مقصود از اين آمدن و رفتن نيست
چون آمده‌ای در اين جهان سيری کن
بعد از مدتی که عمده الارکان و الاعيان، فصاحت مآب فضايل مآب ميرزا عباسعلی محيط تخلص استرآبادی که در خدمت آن مرحوم تحصيل می‌نمود، اين رباعی را به نظم درآورده، به خط خود در زير خط آن مرحوم نوشت:
[رباعي]:
مظهر ز ريا تصدق خير چه سود
بی‌ياد خدا ز مسجد و دير چه سود
گيرم که چو خضر گرد عالم گردی
گر ديده‏ی عبرت نبود سير چه سود»
در مورد آثار برجای مانده از مظهر در تذكره‏ها، تنها به غزل‌سرايي او اشاره و ابياتي را نيز از وي نقل کرده‌اند. در زير، مطلع غزلياتي كه از مظهر به دست آمده، ذكر مي‌شود:
تا چند در شكنجه‏ی هجران گذاريم
اي آفت قرار ببين بي‌قراريم
نيست در سوداي زلفش كار من جز بي‌قراري
اي پريشان طره تا چندم پريشان مي‌گذاري
چه خوشست پيش زلفت سر شكوه باز كردن
گله‌هاي روز هجران به شب دراز كردن
آزار تا به كي كني اي فتنه‌گر مرا
تا كي نشاني بر سر هر رهگذر مرا
ز بس که در دل تنگم غم تو جا نگذاشت
غم زمانه چو جايی نديد پا نگذاشت4
ربوده باز از دل تابم امشب
نمی‌آيد به چشمان [خوابم امشب]
که ای خاتون ببين با من چها کرد
يگانه گوهرت جور و جفا کرد
گويا مظهر، كتب شعراي پیش از خود را نيز استنساخ می‌کرد، چنان‏ كه يك نسخه از منظومه‏ «ليلي و مجنون»، سروده‏ی عبدالله هاتفي جامي به دست آمده كه مظهر آن را به خط نستعليق تحرير کرده است.
• مظهرالاعجاز
اما آنچه كه از چشم همگان پوشيده ماند، منظومه‌اي است بر وزن مفاعلین مفاعلین فعولن (بحر هزج مسدس محذوف) به نام «مظهر الاعجاز»، شامل حدود 1400 بيت كه در ذكر احوال امام حسن عسكري (ع) و چگونگي تولد امام زمان (عج) است. تاريخ سرودن اين منظومه، سال 1240ق بوده است. مظهر در ذكر نام منظومه و تاريخ سرودن آن مي‌گويد:
چو از اعجاز ظاهر شد كلامش
نمودم «مظهر الاعجاز» نامش
بود تاريخ نظمم نامِ ناميش
چو كم گرداني آحاد از تماميش
كني گر جمع عشرات و مآتش
نمودي حسنه، بردي سيآتش
كه به حساب ابجد، اگر آحاد (اعداد يكان) را از «مظهرالاعجاز» كم كنيم، عدد 1240 به دست مي‌آيد.
اين منظومه، شامل يك ديباچه، چند باب در مقدمه، داستان تولد و پرورش امام زمان (عج) و يك خاتمه است كه اين ابواب به ترتيب عبارتند از: ديباچه (ساقط)، مناجات باري‌تعالي، در مدح پيغمبر (ص)، در وصف معراج، در نعت اميرالمؤمنين (ع)، در وصف دوازده امام (ع)، سبب نظم كتاب، در ذكر منابع حكايت بشربن سليمان و امام دهم (ع)، آغاز داستان، خاتمه.
نسخه موجود از اين منظومه، نسخه‌اي است منحصر به فرد و به خطِ خودِ سراينده كه يك صفحه از آغاز آن (ديباچه كتاب) ساقط شده و حدود دو برگ نیز از اواسط نسخه افتاده است.
آغاز موجود:
«خدايا جرم اگر بسيار دارم
چه غم؟! همچون تويي غمخوار دارم»
انجام:
« بزن تيغ و جهان زير و زبر كن
ز گيتي ظلم يكباره به در كن»
سراينده در تصحيح اغلاط، دست صاحب نظران را باز گذاشته و حتی ذكر کرده که اگر بيتی قابل اصلاح نبود، حذف شود:
نمودم گرچه منظوم اين روايات
ولی يکسر بضاعاتی است مزجات
اکيد از ناظران، درگاه بينش
نماينده رهان در راه بينش
به سلک سهو چون آگه برآيند
به کلک عفو اصلاحش نمايند
به قدر وسع در اصلاح کوشند
و گر اصلاح نتوانند پوشند
مظهر در ذکر وجه‌تمایز این منظومه با منظومه‌های پیشینیان، منظومه‌های عاشقانه را رد کرده و علت سرودن آن‌ها را کسب شهرت و مال دانسته و با اين استدلال، منظومه‏ی مذهبی خويش را برتر از آن‌ها دانسته است:
دُر نطقم اگرچه رايگان است
ولی طبعم نه چون پيشينيان است
که صرف عمر در بيهوده کردند
زيان‌ها ديده، سود آلوده کردند
به عمری، عمر صرف لانه کردند
به نحوی، هر کسی افسانه کردند
يکی قصه ز «بلقيس و سليمان»
کند آغاز از طبع دُر افشان
يکی «يوسف زليخا» نظم سازد
ز نظم خويش بر امثال نازد
يکی افسانه «پرويز و شيرين»
نمود آغاز تا گويند تحسين
يکی در دهر داد شاعری داد
که گردد شهرت «شيرين و فرهاد»
يکی از «وامق و عذرا» سخن گفت
گل طبعش به جز بيهوده نشکفت
شاعر، موثق بودن داستان منظومه‏ی خود را در تکيه به احاديث می‌داند. در واقع، وی بيشتر به ذکر درست و دقيق روايت معتقد است تا خلق داستانی خيالی بر مبنای حکايتی واقعی و تاريخی. بنابراین از اين باب، شاعر محدثی است که نقل روايت منظوم می‌کند.
چو باشد شاهدم اخبار مُنزَل
نباشد کذب را امکان مدخل
****
سخن جز راستی زيور نگيرد
صدف چون کج شود گوهر نگيرد
****
درين نامه سخن از راست گويم
حديث بی‌کم و بی‌کاست گويم
برخی از ويژگی‌های ادبی اين منظومه عبارتند از:
الف) گريز از قالب، يعني گنجاندن غزل 16 بيتی در بين ابيات منظومه:
مطلع:
که ای خاتون ببين با من چها کرد
يگانه گوهرت جور و جفا کرد
مقطع:
چه ديد آيا ز صيد خويش صياد
به دام خود درآورد و رها کرد
همچنين، هنگام تضمين 4 بيت از قطعه سعدی كه از قالب خارج مي‌شود:
مطلع:
بماند سال‌ها اين نظم و ترتيب
ز ما هر ذره خاک افتاده جايی
ب) تضمين (از سعدی)
که در عالم مثل گرديده اين راز
که نيکويی کن و در دجله انداز
تضمين 4 بيت از انتهای ديباچه گلستان سعدی، كه در مورد قبل ذكر شد.
تضمين از يوسف و زليخای جامی:
جمادی چند دادم جان خريدم
بنا می‌زد عجب ارزان خريدم
ج) تمثيل
ابيات تمثيلی در اين منظومه بي‌حد و حصر است. نمونه‌هايی از اين ابيات عبارتند از:
کجا طبع مرا با وصف دمساز
کند کی صعوه با شهباز پرواز
****
که اخلاق هنرمندان چنين است
هنر بر بی‌هنر ضد يقين است
****
بسا کاری که در ظاهر زيان است
به نفس‏الامر بينی سود آن است
****
بلند و پست دارد نوع انسان
چو عشق آيد کند هموار و يکسان
****
چو افکندی شکار زخم داري
روا نبود که در خاکش گذاری
****
شبان غافل شود گر از بز و ميش
ربايد گله را گرگ از پس و پيش
د) حسن تعليل
برای اسامی نجومی و شکل و جايگاه قرارگيری صور فلکی، دلایل ادبی زيبايی می‌آورد:
غلام بنده‏ی شاه عرب شد
ازينش خسرو انجم لقب شد
****
بر آن سرور چو از جان پاسبان شد
مقام او به هفتم آسمان شد
****
ازو حيران شده گشتند ثابت
از اين رو نام ايشان شد ثوابت
****
به کاخ هشتم از عدلش هويداست
کنام شير و گاو و برّه يکجاست
****
ترازو يافت از وی استقامت
به تعظيمش کمان خم کرد قامت



پي‌نوشت:
1. مجموعه دست‌نویس. كتابخانه خصوصی محمود اخوان مهدوي.
2. صاحب كتاب حبيب‌السير. پدرش را مولانا شهاب‌الدين اسمعيل طبسي‌الاصل و مادرش را از سادات نيشابور دانسته‌اند. (خواندمير، غياث‌الدين بن همام الدين الحسيني. (1353). تاريخ حبيب‌السير. (جلد 4). به كوشش محمد دبير سياقي. تهران: چاپخانه گلشن).
3. از شعرای استرآبادی در سده دهم قمری و از نزدیکان امیرعلیشیرنوایی (نک: مجالس النفائس).
4. جُنگ دست‌نویس. كتابخانه خصوصی محمود اخوان مهدوي؛ بيت سوم اين غزل 7 بيتي در سفينه‌المحمود و حديقه الشعرا نقل شده است: «براي كشتن من خود كشيد دلبر تيغ/ هزار شكر كه قتلم به غير وانگذاشت.»


منابع:
• استرآبادي، محمد صالح. (1313ق). كشكول (جلد 2). [نسخه خطی به خط مؤلف]. کتب خطی محمود اخوان مهدوي در گنجینه نسخ خطی کتابخانه میرداماد.
• استرآبادي، ميرمحمدصادق (مظهر). مظهرالاعجاز. [نسخه دست‌نویس به خط سراينده]. کتب خطی محمود اخوان مهدوي در گنجینه نسخ خطی کتابخانه میرداماد.
• حقيقت، عبدالرفيع. (1364). نگين سخن (جلد 2). تهران: آفتاب حقيقت.
• حقيقت، عبدالرفيع. (1368). فرهنگ شاعران زبان پارسي. تهران: شركت مؤلفان و مترجمان ايران.
• خواندمیر، غیاث‌الدین بن همام الدین الحسینی. (1353). تاریخ حبیب‌السیر (جلد 4). (به کوشش محمد دبیرسیاقی). تهران: چاپخانه گلشن.
• ديوان‌بيگي شيرازي، سيداحمد. (1364). حديقه‌الشعرا (جلد 3). (تصحیح عبدالحسین نوایی). تهران: زرين.
• محمودميرزا قاجار. (1346). سفينه المحمود. (تصحيح عبدالرسول خيام‌پور). تهران: مؤسسه تاريخ و فرهنگ و ايران.
• معطوفي، اسدالله. (1389). تاريخ فرهنگ و ادب استرآباد و گرگان. گرگان: مختومقلی فراغی.
• نبوي‌گرگاني، سيدابراهيم. [بی‌تا]. موقوفات حضرت رسول و حضرت رضا (ع) در استرآباد و گرگان. نجف: مطبعه الاداب.
• هدايت، رضاقلي‌‌خان. (1336). مجمع‌الفصحا (جلد 2). تهران: اميركبير.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه