محمدصالح استرآبادی
محمدصالح استرآبادی
Mohammad-Saleh Estarabadi
فقیه، شاعر، مورخ و نویسندهی تذکرهی برهان.
محمد صالح بن محمد تقی بن محمد اسماعيل بن خداداد بن محمد اسماعيل هزارجريبی الاصل استرآبادی متخلص به «برهان»، در سال 1248ق، در جوار حضرت عبدالعظيم به دنيا آمد. محمدتقی كه به همراه همسر باردار خود از استرآباد راهي عتبات عاليات بود، در ميانهی راه صاحب پسری شد كه او را محمدصالح ناميد. محمدصالح، نخستين روزهاي زندگي خود را در سفر و دوران كودكي را نيز در عتبات سپري كرد و برخي از مقدمات علوم همچون صرف و نحو را در نجف آموخت، تا اين كه در سن چهارده سالگي به همراه پدر به استرآباد بازگشت و در نزد علماي اين ديار به تكميل تحصيلات پرداخت، چنانكه علم هيأت، معاني و بيان، اصول و سطوح فقه را نزد پدر خود و اسطرلاب را نزد ميرزا جعفر بسطامی، نجوم را در محضر آخوند ملااحمدعلی كردمحلی و مقداری از تقريرات اقليدس را در محضر شيخ حسين استرآبادی آموخت. در تاريخ دهم رمضان 1271ق، عازم تهران شد و به واسطه ملاعلی كنی، با ناصرالدين شاه ملاقات کرد و به دستور شاه قاجار، به عتبات عاليات رفت و در آن جا در فقه و اصول از محضر درس شيخ مهديبن شيخ عليبن جعفر غروي نجفي (معروف به كاشفالغطا) و آقا حاجي سيدحسين كوه كمرهاي بهره برد و در اواخر سكونت خود در عتبات، در محضر درس شيخ مرتضي انصاري حاضر شد تا سرانجام پس از 7-6 سال، با ذخیرهای از علم و تجربه، به استرآباد بازگشت و احتمالاً تا آخر عمر در آنجا ماند.
از چگونگي درگذشت وي اطلاعي در دست نيست، گويا جسد وي را مانند پدر، به واديالسلام در نجف منتقل كردند.
از محمدصالح استرآبادی آثاری برجای مانده که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. «تاريخ استرآباد» يا «تذكرهی برهان»: در شرح احوال يكصد نفر از علمای گرگان و استرآباد. محمدصالح، اين تذكره را به امر ناصرالدينشاه قاجار و به سفارش عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه و نيز به اشارهي جهانسوز ميرزا، حاكم استرآباد و گرگان، تنظيم كرده است. ترتيب مطالب اين تذكره بدين قرار است كه كتاب با ديباچهاي به نام شاه قاجار شروع ميشود و پس از آن، به عنوان حسن مطلع، شرح حال افاضل را با ذكر احوال محمدبن امام جعفر صادق - مدفون در استرآباد - شروع ميكند، سپس به شرح احوال برخي از عرفا و علما و فضلا و شعراي قديم اين منطقه پرداخته تا به فضلاي معاصر ميرسد و سرانجام در خاتمهي كتاب، شرح كامل احوال و آثار خود را تا آن زمان (1294ق) نوشته و در پايان، به عنوان توشيح و تزئين، قصايدي در مدح اميرتومان، حاكم استرآباد، آورده است. محمدصالح در اين تذكره، جز مواردي اندک كه از منابعي چون زينهالمجالس، مجالس المؤمنين، منتهي المقال، تفسير ابوالفتوح رازي و ... استفاده كرده، در بیشتر موارد، آثار علماي معرفي شده در تذكره و اقوال شفاهي معروف در منطقه، منبع وي بودهاند. به عنوان نمونه، در نقل داستان آمدن امام حسن عسكري (ع) به منزل جعفربن شريف جرجاني، كتاب مرشد الواعظين ملارضاي استرآبادي منبع وي بوده و يا تفسير آيات الاحكام تأليف حسنبن محمدبن حسن استرآبادي، در نقل داستان ملاقات اسكندر استرآبادي و سيد شريف جرجاني مورد استناد قرار گرفته است. از ويژگيهاي اين كتاب آن است كه مؤلف، آثار بیشتر علماي معرفي شده را در اختيار داشته و در ذيل معرفي احوال برخي از آنها، بخشهايي از مطالب تأليفات آنها را نقل كرده و اغلب توضيحات و نظرات خود را نيز در پايان مطلب آورده است. همچنين از ديگر ويژگيهاي كتاب اين است كه برخي از علمايي كه در اين كتاب معرفي شدهاند، از نزديكان و خويشان مؤلف بودهاند، بنابراین وي توانسته نكاتي دقيق از زندگي آنها را در اين رساله درج نمايد.
2. كشكول برهان: وی اين كتاب را در دو جلد و به دو زبان عربي و فارسي تأليف كرده كه جلد نخست آن تا کنون يافت نشد و از مطالب جلد دوم هم نميتوان تشخيص داد كه دقيقاً مطالب جلد نخست چه بوده، جز يك مورد كه خود مؤلف اشاره ميكند و آن شرح سه قصيده از سيد مرتضي علمالهدي است. به هر حال، مطالب آن هرچه بوده، بر همان اسلوب جلد دوم است كه خالي از مطالب مفيد تاريخي نيست.
جلد دوم كشكول برهان: محمدصالح ظاهراً مطالب اين كتاب را به تدريج از سال 1300ق جمعآوري كرده و پس از اين كه مطالب به حد كافي جمعآوری شد، آنها را در سال 1307ق، تدوين نمود و به رشتهي تحرير درآورده است. مؤلف، نخست كتاب را با خطبهاي ادبي به لفظ عربي آغاز نموده، سپس در ديباچهاي عربي، اشاره ميكند به اين كه كتاب حاضر، جلد دوم كشكول است و بعد به عنوان حسن مطلع، مطالب را با تفسير «الم» شروع كرده و از آن جا به بعد، مطالب پراكنده كتاب آغاز ميشود كه عموماً در موضوعات زير است: شرح لغات و اصطلاحات، ذكر تفاسير قرآن و نهجالبلاغه، ذكر مسائل فقهي، ذكر نسخههاي پزشكي كه معمولاً خود مؤلف تجربه كرده است، شرح اشعار شعرايي چون انوري، سوزني، سعدي، سيد مرتضي علمالهدي، سيدرضي و ...، ذكر حكايات و اخبار و احاديث و موضوعات مختلف كه از منابعي چون شرح نهجالبلاغه از ابن ابيالحديد، فتوحات مكيه، كشكول شيخ بهایي، احقاق الحق، اكمالالدين، جواهرالتفسير، روزنامه اختر، زهر الربيع، ربيع الابرار، مجمع الامثال، تفسير منهج الصادقين، حيوه الحيوان، يوسف و زليخا منسوب به فردوسي، خسرو و شيرين نظامي، فصوصالحكم محيالدين عربي، الاغاني، مقالات اقليدس، نزههالابرار، عيونالاخبارالرضا، قبسات ميرداماد، شارعالنجات ميرداماد، تاريخ وصاف، وقيات الاعيان، منشآت قائم مقام و... گرفته شده است.
آنچه که در اين كشكول دارای اهميت است، عبارتند از:
1. ذكر برخي حكايات مربوط به منطقهي استرآباد، از جمله گزيدن مار يكي از اهالي روستاي سرخون كلاته را در سال 1300ق و يا حكايت حضور ساعدالدوله، حكمران استرآباد در اردوي دولتي آققلا در سال 1302ق، حكايت حضور ميرزا تقي عليآبادي در حضور فتحعليشاه قاجار و ... .
2. معرفي برخي از حكام و صاحب منصبان استرآباد كه خود محمدصالح و يا ديگر شاعران اين منطقه در مدح آنان شعر سرودهاند، چون: امير تومان ساعدالدوله، حاكم استرآباد و جرجان، محمد ولي خان بيگلربيگي، جمشيدخان و ... .
3. معرفي برخي از شعراي منطقهي استرآباد به همراه ذكر نمونههايي از شعر آنان كه برخي از آنان تا كنون معرفي نشدهاند يا شعري از آنان در دست نيست، چون: محمدحسين وفاي استرآبادی، شيخ عبدالكريم استرآبادی (برادر برهان، زنده در 1303ق)، آخوند ملامحمدتقي استرآبادی (پدر برهان)، مظهر استرآبادی (سده 13ق)، محيط استرآبادی (سده 13ق)، ملاحسنبن ملا نصرالله استرآبادی (سده 13ق)، آقاسيدهادي اعمي استرآبادی (سده 13ق)، ميرزا قربانعلي گلوگاهي مازندراني (سده 13ق) و ... .
4. آوردن ماده تاريخهايي چون: ماده تاريخ فوت ملامحمدتقي استرآبادی (م 1272ق) كه وفاي استرآبادی ساخته، دو ماده تاريخ براي وفات آقا حاجي سيد ابراهيم بنيكريمي استرآبادی (م 1303ق)، ماده تاريخ فوت محمدعلي اشرفي استرآبادی (م 1289ق)، ماده تاريخ سور (1303ق) آقا سيد عبدالله فرزند آقا سيد طاهر استرآبادی، ماده تاريخ فوت ملاعلي كني تهراني (م 1306ق)، ماده تاريخ فوت آقا حاجي سيد مصطفي استرآبادی (م 1306ق) و ماده تاريخ فوت آخوند ملا فتاح نرسوئي كتولي (م 1281ق) كه همگي را «برهان» ساخته است.
علاوه بر موارد بالا، برهان تعداد بسیاري از اشعار خود را كه در مدح صاحبمنصبان منطقه است و همچنين توقيعات متعددي كه بين وي و برادرش، شيخ عبدالكريم، رد و بدل ميشده، در اين كتاب آورده است.
3. كهفالوري: محمدصالح، تحريرات والد خود، ملامحمدتقي، از تقريرات شيخ علي كاشفالغطا (علي بن شيخ جعفر غروي نجفي) را مرتب و جمعآوري كرده و آن را «كهفالوري» ناميده است، چنان كه خود در مقدمهي كتاب ميگويد: «هذه التحريرات والدي رحمهالله استماعا منه و استفاده عن تقريرات الاستاد العرب و العجم في عصره في الفقه و الاصول الشيخ علي بن الشيخ جعفر الغروي النجفي ... .» طبق آنچه كه محمدصالح ميگويد، ملامحمدتقي اين مطالب را زماني كه در نجف بوده، در محضر شيخ عليكاشفالغطا شنیده و تحرير كرده است و از آن جا كه تحريرات ملامحمدتقي نامرتب و مشوش بوده، محمدصالح تصميم به مرتب كردن آن ميگيرد. وي اين كار را از تاريخ ذيالحجه 1312ق شروع كرد و سه ماه بعد در تاريخ 17 ربيعالاول1313 به پایان رساند. محمدصالح به خوانندگان وعدهي تنظيم كتابي ديگر از مابقي تحريرات پدرش از محضر شيخ علي كاشفالغطا را ميدهد كه شايد نسخهاي كه آقابزرگ تهراني دیده، همين نسخهي موعود باشد، زیرا آقابزرگ در معرفي كهفالوري مينويسد كه محمدصالح در آخر كتاب، اجازات پدرش را كه از مشايخ خود گرفته بود، به آن افزوده است. اين در حالي است كه در نسخهي موجود از كهف الوری، محمدصالح مطلب را به بخشي از مسائل «بيع» پايان ميدهد و مينويسد: «الي هنا جف القلم الشريف في هذه المسئله و فرغت من استنساخ ما جمعه من مسوداته ...» و خبري از اجازات ملامحمدتقي نيست.
4. مثنوي ناصري: برهان، اين كتاب را به نام نصرالسلطنه، محمدولي خان، حاكم استرآباد و جرجان در سال 1307ق سروده است. وي در سرودن اين كتاب، از وزن و روش مثنوي مولوي تقليد كرده و پيام خود را در قالب حكايات تمثيلي گنجانده است. همچنين مثنوي برهان همچون مثنوي مولوي، با حكايت ني آغاز و حدود 5000 بيت را شامل ميشود.
5. ديوان برهان: شامل گونههاي مختلف نظم به زبان فارسي و عربي كه در مجموع حدود 3000 بيت ميشود و به تفصيل عبارت است از: يك مسمط مسبع 28 بندي، يك تركيب بند 17 بيتي، 16 رباعي، 27 غزل (يك غزل ناتمام است)، 21 قصيده (يك قصيده ناتمام است) و بخشهايي از مثنوي ناصري كه به صورت پراكنده در حدود 1062 بيت آمده است. اشعار برهان در اين ديوان، بيشتر در مدح و منقبت اميرمؤمنان علي(ع)، رسول اكرم(ص) و مرثيهي حضرت سيدالشهداء است و در برخي از نسخ ديوان برهان، اشعاري در مدح محمدوليخان تنكابني، حاكم گرگان، وجود دارد. برهان در برخي قصايد، از شعرايي همچون سنایي، خاقاني، منوچهري و سوزني پيروي كرده و همچنين وي قصيدهاي به زبان عربي در مرثيهي سيدالشهداء به تقليد از لبيد بن ربيعه ساخته است.
در همهی اشعار، تخلص شاعر «برهان» است، جز يك قصيده در مدح رسول خدا و علي مرتضي كه محمدصالح در آن تخلص به «فقيه» نموده است. اين ديوان در اوايل دهه 1320ق تنظيم شده و نسخهاي از آن را در سال 1314ق نوشته و با توصيهي برادرش، به روزنامه حبلالمتين براي چاپ فرستاده يا ميخواست بفرستد.
6. رسالات غره و دره: ترجمههايي هستند از رسالات صغري و كبري ميرشمسالدين محمد بن سيد شريف جرجانی.
7. تحريرات اصول و تحريرات فقه: محمدصالح، تقريرات آقا حاجي سيد حسين كوه كمرهاي در اصول و تقريرات شيخ مهدي بن شيخ علي كاشفالغطا در فقه را كه در محضر او شنیده بود، به رشتهي تحرير درآورد كه به گفتهي خود، بیش از بيست هزار سطر بوده است.
ديگر تأليفات محمدصالح كه اطلاعي در مورد آنها در دست نيست، عبارتند از:
منتهي المواعظ، كنز العرفا، رسالهاي در شرح قصيده كعب ابن زهير، رسالهاي در طهارت و مسأله مفهوم شرط، رسالهاي در ربا، رسالهاي در اجتماع امر و نهی.
• آثار تحريري محمدصالح
محمدصالح علاوه بر تأليفات خود كه معمولاً به تعجيل به رشتهي تحرير درآورده، تحريراتي به خط خوش نيز از خود بر جاي گذاشته است، که از آن جمله میتوان به كتاب المطول تأليف سعدالدين تفتازاني اشاره کرد. محمدصالح در هجدهم صفر 1290ق، تحرير این کتاب را به انجام رسانيده است (اين نسخه به شماره 46 م در كتابخانه رشت نگهداري ميشود).
منابع:
• آقابزرگ طهراني، محمدمحسن. (1357ق). الذريعه الي تصانيف الشيعه (جلد 18). نجف: [بينا].
• استرآبادي، محمد صالح. (1313ق). كشكول (جلد2). [نسخه خطي به خط مؤلف]. كتب خطي محمود اخوان مهدوي در گنجينه نسخ خطي كتابخانه ميرداماد.
• استرآبادي، محمدتقي بن محمداسماعيل. (1313ق). كهفالوري. [جمعآوری محمدصالح استرآبادي]. نسخه خطي به خط محمدصالح استرآبادي. كتب خطي محمود اخوان مهدوي در كتابخانه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي.
• استرآبادي، محمدصالح (برهان). [بيتا]. مثنوي ناصري: انتهاي نسخه خطي دانشكده الهيات دانشگاه تهران. (شماره 472 الهيات).
• استرآبادي، محمدصالح. تذكره برهان [تاريخ استرآباد].( نسخه خطي شماره 1/4330/ كتابخانه ملي ملك و نسخه شماره 5861 كتابخانه مرعشي نجفي).
• استرآبادي، محمدصالح. [بيتا]. ديوان اشعار. (نسخه خطي كتابخانه جامع گوهرشاد). شماره604.
• حسيني گرگانی، ميرتقي. (1384). فرهنگنامه مفاخر استرآباد و جرجان (جلد اول). گرگان: پيك ريحان.
• نسخه خطی. (شماره 472). دانشكده الهيات دانشگاه تهران.
• دانشپژوه، محمدتقي. (1353). فهرست نسخههاي خطي كتابخانههاي رشت و همدان. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.
• ذبيحي، مسيح. (1346). گرگان سرزمين طلاي سفيد. گرگان: شوراي جشنهاي تاج گذاري.
• نسخه خطی . (شماره 472). دانشکده الهیات دانشگاه تهران.