خرید و دانلود مقاله

محمدتقی خان بالارستاقی هزارجریبی


محمدتقی خان بالارستاقی هزارجریبی


Mohammad-Taghi-Khan Bala-Rostaghi Hezarjaribi
 

از ملاکین و معمّرین استرآباد در عصر فتحعلی‌شاه قاجار.
محمدتقی‌خان، فرزند کربلایی محمدقلی‏خان و نوه‌ی صادق‌سلطان، در محله‌ «نعلبندان» استرآباد، در داخل گذر شیركش، مدرسه‌ای ساخت و آن را وقف کرد. کتیبه‌ای سنگی در مدرسه حاج محمدتقی‌خان در محله‌ی «نعلبندان1» دیده می‌شود که متن آن چنین است:
خورشید طالع شده از جیب این فیروزه تل
گیتی از او روشن شده چون رأی شاه عز و جل
اسکندر جمشیدوش فتحعلی شه آن که نیست
اندر سلاطینش مثل مثل از همه بئس البدل
خان سپهبد را همی در ملک جرجان عدل او
کردی سپهدار اعز گفتیش دستور اجل
آن پیرو شرع نبی وان رهرو دین وصی
کرده یکی مدرس بپا ز انسان که نپذیرد خلل
چون دست معمار قضا از قدرتش گیرد بنا
زان پای فهم کارکن در فکرتش گردیده شل
بر طاق ایوانش بزر کلک قضا دست قدر
بنوشته اینک مختصر سبحانه من لم یزل
گفتم مگر خلد است این گفتا خرد با قهر و کین
ناسخ خطا گفتی کز او خلد است در کسب حُلل
تاریخ اتمامش ولی از من اگر پرسی بکو
ادریس در این مدرسه آمد مدرس از ازل
این مدرسه در زمان حکومت عبدالحمیدخان سردار مقتدر کاشانی در سال 1336ق، شاهد اعتصاب مردم استرآباد علیه حکومت سردار مقتدر بود. سردار مقتدر که نارضایتی عمومی را فراهم آورده بود، با شورش مردمی مواجه شد. بین عوامل حکومت استرآباد و مردم، درگیری‌های مسلحانه‌ی شبانه هم رخ داد، تا آن جا که حاکم را وادار به اخراج از استرآباد کردند. حاج محمدتقی‌خان، وقف‌نامه‌ی زیر را برای مدرسه مزبور نوشت:
«حکم شرعی دربار‌ه‌ي تقسیم آب رودخانه‌ شصت‌کلاته که دو مزرعه از چهار مزرعه از نود و پنج مزرعه متعلق به حاجی محمدتقی‌خان وقف بر مدرسه‌ای است که در استرآباد ساخته و باقی چهار مزرعه از بیست مزرعه ملکی آن مرحوم بوده است. معلوم بوده باشد که دو مزرعه از چهار مزرعه از نود و پنج مزرعه از رودخانه شصت‌کلاته متعلق به مرحوم حاجی محمدتقی‌‌خان، وقف بر مدرسه‌ي مبنیه مرحوم است در استرآباد و بالجمله آب متعلق به سدن شانزده مزرعه است و باقی چهار مزرعه از بیست مزرعه که متصرفی مرحوم محمد تقی ‌خان بوده، ملکی مرحوم بوده که به هیچ وجه تعلق به سدن نداشته و آن چهار مزرعه نصف آن وقف بر مدرسه است که مرحوم واقف در ضمن وقف باقی آن ملک و آب کرده و این مراتب محل اشتباه نیست. فی رجب المرجب 1268» [جاي مهر]
در سال 1307ق، طی فرمانی از سوی ناصرالدین‌شاه به حکمران استرآباد ـ نصر السلطنه ـ دستور داده شد که فرزند ارشد حاج محمدتقی خان، یعنی محمدصالح‌ خان را متولی مستقل مدرسه وقفی پدرش بدانند و او را به سرپرستی موقوفات این مدرسه‌ بگمارند.
همچنین حاج محمدتقی‌خان، منافع دو دانگ از چهار دانگ کاروان‌سرایی را که خود در استرآباد ساخته بود، بر قاری قرآن و طلاب و علمای ساکن مدرسه‌ای که خود ساخته بود، وقف کرده است.
در سال 1256ق، در وقف‌نامه‌ای، دو دانگ از چهار دانگ اعیان این کاروان‌سرا را وقف محصلین مدرسه‌ای كرد که خود ساخته بود. محل کاروان‌سرا، پیش از آن، به باغچه سرکار مشهور بوده است. عمارت و باغ کارگزاری استرآباد نیز متعلق به حاج محمدتقی خان هزارجریبی بود که در اواخر قاجار، بنای قابلی نداشت و متعلق به ورثه‌ي او بود. «باغ وسیع مفصل و آب جاری متصل» داشت و در سمت شرقی دیوانخانه‌ی دولتی و در خیابان پشت دروازه بسطام واقع بود.
حاج محمدتقی خان بالارستاقی هزارجریبی در روستای «چغر» (ساورک)، اقدام به ساخت سدی نيز کرده بود که البته اسناد، حکایت از آن دارند که با مخالفت مردم مواجه شده بود.
این طور که از اسناد دانسته می‌شود، اعتراض مردم محل به این سبب بود که محل ایجاد سد، متعلق به حاج محمدتقی خان نبوده است، اگرچه او بر اساس سندی به تاریخ رجب 1235ق، یعنی دو سال پیش از اقدام به ساختن سد، سه دانگ از کل شش دانگ قریه انگرم آقا جعفری را به مبلغ دویست تومان فتحعلی‌شاهی، از حاجی محمدصالح خریداری کرده بود و البته دانسته نیست که آیا این کار را به اتمام رساند یا خیر؟
محمدتقی خان بالارستاقی، سه فرزند ذکور به نام‌های محمدصالح خان، مهدی‌خان و جعفرقلی خان داشت که محمدصالح‌خان و سرتیپ جعفرقلی‌ خان و تهماسب‌قلی‌خان نامی که فرزند یکی از اینان بود، در جنگ قوای دولتی با بابیه‌ی مازندران در قلعه‌ی طبرسي در سال 1265ق حضور داشتند و سرتیب جعفرقلی‌خان و تهماسب‌قلی‌خان در آن جنگ به قتل رسیدند.



پي‌نوشت:
1. در متن منوچهر ستوده، محله میدان عباسعلی آمده است.
 


منابع:
• اعتضادالسلطنه، علی‌قلی‏خان. (1351). فتنه باب. (توضیحات و تعلیقات عبدالحسین نوایی). تهران: بابک.
• ذبيحي، میسح. (1350). گرگان‌زمین. گرگان: شورای جشن‌های 2هزار و پانصد ساله.
• رابینو، یاسنت لویی. (1365). سفرنامه مازندران و استرآباد. (ترجمه‌ غلامعلی وحید مازندرانی). تهران: علمی و  فرهنگی.
• سپهر، محمدتقی (لسان‌الملک). (1377). ناسخ‌التواریخ (جلد 3). (تصحیح جشمید کیان‌فر). تهران: اساطیر.
• ستوده، منوچهر. (1380). از آستارا تا استارباد (جلد 10). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
• ستوده، منوچهر. (1379). از آستارا تا استارباد (جلد 8). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
• ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد 5). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
• ستوده، منوچهر. (1354). از آستارا تا استارباد (جلد 7). تهران: انجمن آثار ملی ایران.
• قورخانچی، محمدعلی (صولت نظام). (1360). نخبه‌ سیفیّه. (به کوشش منصوره اتحادیّه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان). تهران: تاریخ ایران.
• معطوفی، اسدالله. (1374). استرآباد و گرگان در بستر تاریخ ایران. مشهد: درخشش.
• مقصودلو، حسینقلی (وکیل‌الدوله). (1362). مخابرات استرآباد (جلد اول و 2). (به کوشش ایرج افشار و محمد رسول دریاگشت). تهران: تاریخ ایران.
• مهجوری، اسماعیل. (1345). تاریخ مازندران (جلد 2). ساری: مؤلف.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه