خرید و دانلود مقاله

محمد امين استرآبادی


محمد امین استرآبادی (ملا محمد امین استرآبادی)


Mohammad-Amin Estarabadi

مؤسس مکتب اخباری‌ گری.
ملامحمدامین بن محمد شریف استرآبادی، اخباری، فقیه، متکلم، محدث، شاعر و از علمای بزرگ مکتب اخباری در اوایل سده یازدهم قمری و قدیمی‌ترین شارح و مدافع عقاید آنان و نخستین مؤلف آن فرقه بود. برخی منابع، نام پدرش را محمدعلی شریف ذکر کرده و او را محدث استرآبادی نیز خوانده‌اند.
از تاریخ و محل تولد وی اطلاع دقیقی در دست نیست، اما به احتمال بسیار، در استرآباد متولد شد. وی در اواخر عمر، مجاور مدینه و مکه بود و سرانجام در مکه به سال 1033ق یا 1036ق درگذشت. برخی منابع، سال‌های 1023، 1026، 1031ق و 1038ق را نیز برای این رخداد تاریخی ذکر کرده‎اند که به طور قطع، درست نیست. علی‎رغم این‎‏که رحمتی اراکی، محقق کتاب الفوائد المدنیه، معتقد است که بیشتر منابع (دست اول)، درگذشت او را در سال 1033ق عنوان کرده‎اند، اما چنان‎که از برخی تألیفات ملاامین برمی‎آید، به احتمال زیاد در سال 1036ق درگذشته و او را بین آرامگاه‎های حضرت عبدالمطلب و ابوطالب، جد و عموی پیامبر(ص) به خاک سپرده‎اند.


• خاندان
ابوجعفر استرآبادی: فاضل، عالم، شاعر، ادیب، ماهر و ساکن بلاد هند، فرزند اوست.
سید شهید میرمحمد مؤمن بن دوست محمد حسینی استرآبادی.


• استادان
سید محمد بن علی بن حسین بن ابوالحسن موسوی عاملی: صاحب مدارک الاحکام فی شرایع الاسلام. به گفته‎ی خود استرآبادی در فوائد المدنیه و شرح تهذیب الاحکام، نخستین استادش در دانش حدیث و رجال بود که در نجف در اوایل سال 1007ق، برای او اجازه اجتهاد و روایت حدیث صادر کرد.
شیخ جمال‌الدین ابومنصور حسن بن شیخ زین‏الدین شهید ثانی: صاحب کتاب معالم الدین و ملاذ المجتهدین.
هر دو  استاد در اجازه‎های خود، استرآبادی را به فضایل علمی و کمالات اخلاقی ستوده‎اند.
میرزامحمد بن علی بن ابراهیم فارسی استرآبادی: صاحب رجال کبیر، رجال متوسط و رجال صغیر، مشهور به رجالی، که به مشرب اخباری و مبادی عرفانی تمایل داشت و با مجتهدان خصومت می‎ورزید. وی از اواخر سال 1014ق تا زمان درگذشتش، آخرین استاد ملاامین در دانش فقه، حدیث و رجال بود و سبب اصلی تغییر عقیده‌ی ملاامین از مکتب اجتهاد به فرقه اخباری‎گری، همین اشاره‏ها، ارشادها و نفوذ معنوی وی بود، چنان‏که خود ملا امین در دانش‌نامه شاهی در این مورد می‏گوید: «ایشان بعد از آن‎که جمیع فنون حدیث را به فقیر تعلیم کردند، اشاره کردند که احیاء طریقه اخباریین بکن و شبهاتی که معارضه با آن طریقه دارد، دفع آن شبهات بکن. من را این معنی در خاطر می‎گذشت، لیکن رب العزه تقدیر کرده، به این معنی بر قلم تو جاری شود.» همچنین ملاامین داماد او بود و در جمادی‌الاول 1017ق در مکه، از وی اجازه‌ی نقل حدیث دریافت کرد.
شاه سید تقی‌الدین محمد نسابه شیرازی، که استرآبادی در دوره‌ی جوانی به مدت 4 سال در شیراز در حوالی سال 1010ق «شرح عضدی بر مختصر حاجبی» را نزد وی به بحث و تحقیق خواند.
شیخ محمد بن حسن بن زین‏الدین عاملی: صاحب المعالم، که او هم از شاگردان میرزا محمد رجالی استرآبادی بود، برای وی اجازه اجتهاد صادر کرد.
علامه مجلسی اول در لوامع صاحب قرانی، او را به صفت فاضل متبحر و در روضه المتقین، به فاضل استرآبادی ستوده و فرزندش، مجلسی دوم نیز از او با عنوان رئیس المحدثین و المحدث العالم یاد کرده است. مولی خلیل قزوینی، شیخ حر عاملی، سیدعلی طباطبایی صاحب ریاض المسائل، قاضی سعید قمی، شیخ یوسف بحرانی و سید محمدباقر خوانساری صاحب روضات‏الجنات، همگی از او با عنوان فاضل یاد کرده‎اند. شیخ حر عاملی در أمل الآمل، در عظمت شأن و بلندی مرتبه‌ی جایگاه استرآبادی چنین می‌گوید: «فاضل محقق، ماهر متکلم، فقیه محدث، ثقه جلیل.» مرتضی مطهری نیز در ده گفتار، او را مردی باهوش، مطالعه کرده و مطلع خوانده است.
از عبارتی که در کتابش (الفوائد) آمده، چنین برمی‎آید که وی در پی خوابی که یکی از هم‏درسانش در شیراز دیده بود، گویا در نوبت دوم اقامتش در شیراز در حدود سال 1010ق، خود را مأمور دید که به مکه رود و بدین گونه در آن‎جا مقیم شد. وی بر خلاف اصولی‎ها که مردم را به دو دسته‌ی مجتهد و مقلد تقسیم می‎کردند، همه مردم را مقلد معصومین(ع) می‌دانست و تقلید مردم از مردم را روا نمی‌دانست. وی علمای امامیه را که از مکتب اصولی پیروی می‎کردند، گمراه و رجالی چون شیخ مفید را مبتدع در دین می‌دانست. به اعتقاد وی، قرآن، اصل اول تشریعی است، سپس اهل قرآن که ائمه معصومین هستند. تفسیر قرآن از جمله آیات الاحکام، باید طبق نص و اثر صحیح باشد و کسی حق استنباط از قرآن ندارد، مگر همان که مورد خطاب قرآن بوده، و آن پیغمبر است که سلسله ائمه به او پیوند می‌یابند. در غیر این صورت، باید توقف و درنگ کرد. تأکید وی بر این جمله از این جهت است که عقل، بشر را از فعالیت تشریعی برکنار سازد. وی معتقد است که هیچ کس در مسائل دور از احساس، از خطا در امان نیست، جز معصوم. پس هیچ راهی برای رسیدن به احکام نیست، مگر کتاب و سنت از طریق معصوم. وی مباحث فقهی و اصولی چون مقدمات عقلیه، استنباطات ظنیه، استصحاب در معنای مصطلح نزد اصولیان، برائت اصلیه، قیاس، اجماع مجتهدان و غیره را رد می‌کند و می‏گوید که قدما نیز آن‎ها را رد کرده‎اند.
کمال فضل و فتوای استرآبادی سبب شد که تألیفات او مورد رغبت فقیهان شیعه و مشرب اخباریه قرار گیرد. در قرن یازدهم و دوازدهم قمری، این طریقت در بلاد شیعه به ویژه عراق عرب و سواحل خلیج فارس و ایران گسترش یافت و فاصله بین تشیع و تسنن عمیق‎تر شد. پس از وی، مکتب اصولی رو به ضعف نهاد و کتاب‎های بسیاری در تأیید مشرب اخباری نوشته شد، از جمله احیاء معالم الشیعه اثر علی احمد بن دراز بحرانی، منیه الممارسین فی اجوبه سؤالات الشیخ یاسین اثر شیخ عبدالله بن صالح سماهیجی بحرانی، سفینه النجاه اثر ملامحسن فیض کاشانی، الفوائد الطوسیه اثر سیدمحمد محدث عاملی، هدایظ الانوار اثر شیخ حسین شهاب‏الدین عاملی، الفوائد الغرویه اثر شیخ ابوالحسن غروی و لسان الخواص اثر رضی‏الدین قزوینی و نیز تألیفات میرزامحمد اخباری.


• آثار
الفوائد المدنیه فی الرد علی القائل بالاجتهاد و التقلید فی الاحکام الالهیه: به عربی، مهم‎ترین و جامع‌ترین و استدلالی‌ترین کتاب اخباریه است که تصنیف آن را در ربیع‏الاول 1031ق به پایان رسانید و بخش‌هایی از آن را در زمان حیات استادش، میرزا محمد استرآبادی، به نظر او رساند و مورد تحسین وی قرار گرفت. علت نام‌گذاری این اثر، آن بود که استرآبادی هنگام تألیف، مجاور مدینه بود. در این کتاب که شامل یک مقدمه، دوازده فصل و یک خاتمه است، با لحنی تند به مجتهدان و اصولیان تاخت و روش آنان را تخطئه کرد و از آن‌ها دعوت کرد به متون اخبار معصومین(ع) عمل کنند. نگارش این اثر را سرآغاز مکتب اخباری‌گری می‌دانند. این کتاب تنها اثر چاپی ملا امین است که در تبریز در سال 1321ق به چاپ رسید. وی در این اثر کوشیده است تا از دیدگاه خویش، اندیشه اثنی‌عشری را به جایگاه درست خود برگرداند و آن را از آرایه‌هایی که از اجتهاد مطلق، بدان پیوسته، بپیراید و از راه اخبار، به یقین و عمل به یقین برسد.
دانش‌نامه شاهی: به فارسی در مسائل متفرقه از علم کلام و غیره که آن را در مکه در چهل فایده نگاشته است. وی در این اثر گفته که طریقه اجتهاد در بین شیعه امامیه، امری نوظهور است و همه فقیهان سلف تا اواخر عصر غیبت صغری، به طریقه اخباریه عمل می‌کردند. علت نام‌گذاری این اثر به عبارت شاهی این بود که آن را به نام سلطان محمد بن سلطان محمدقلی قطبشاه نگاشت.
آیینه شاهی: به فارسی در زمینه عرفان که آن را در اوایل مجاورتش در مکه برای برخی از امرای هند نوشت. آقابزرگ تهرانی احتمال می‌دهد که این اثر همان دانش‌نامه شاهی باشد.
رساله فی طهاره الخمر و نجاست‌ها: به عربی که در مکه نوشت و به نام شاه صفی صفوی کرد. این اثر با عنوان «جواب مسأله السلطان شاه‌عباس الصفوی فی طهاره الخمر او نجاسته» نیز شناخته می‎شود. از آن‌جا که آن را در سال 1034ق برای شاه‌عباس ارسال کرده، به احتمال زیاد، این‌که رساله را به نام شاه صفی کرده باشد، درست نیست. ملاامین در این اثر، به اثبات طهارت خمر پرداخته و سید احمد عاملی علوی، داماد میرداماد استرآبادی در رد آن رساله‌ای نگاشته است.
الخمر و احکامه.
رساله فی البداء.
شرح تهذیب الاحکام که آن را در اواخر عمرش نگاشت و ناتمام ماند، اما حدود یکصد حدیث از کتاب طهاره را در آن آورده است.
الحاشیه علی تهذیب الاحکام.
حاشیه بر مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام اثر استادش سید محمد بن علی بن حسین عاملی. شیخ یوسف بحرانی در لؤلؤتی البحرین، وی را به دلیل فضل و دقت و حسن تقریر در این اثر ستوده است.
الحاشیه علی اصول الکافی که فاضل قزوینی آن را جمع‎آوری کرده است.
الوفائد المکیه یا شرح الاستبصار که ناتمام ماند. وی در آغاز، 20 فایده در باب دانش حدیث و درایه آورده، اما بیشتر از باب دهم پیش نرفته است.
جواب مسائل الشیخ حسین الظهیری العاملی: در فقه و اصول فقه.
الحاشیه علی انموذج العلوم اثر جلال الدین محمد اسعد دوانی که حاشیه‌ای است بر مسأله نهم منطقی در بحث التصور لایفید التصدیق.
الحاشیه علی تمهید القواعد اثر شهید ثانی.
الحاشیه علی من لایحضره الفقیه.
الحاشیه علی معارج الاحکام یا حاشیه بر معارج الاوصل اثر محقق حلّی در اصول فقه که حدود 1000 بیت است.
کتابی در رد آنچه که ملا جلال‌الدین دوانی و سمیر صدرالدین دشتکی شیرازی در حواشی شرح الجدید للتجرید نگاشته‌اند.
شرح اصول الکافی که از حاشیه‎ای که بر اصول کافی نگاشته، جداست و شامل فواید و تعلیقاتی است که فاضل قزوینی آن را گردآوری کرده و حاشیه مستقلی بر آن نوشته است.
الفوائدالاعتقادیه که نام آن را سید احمد اشکوری برگزیده و دربرگیرنده‌ی فواید متفرقه کلامی و فلسفی است.
فوائد دقائق العلوم العربیه و حقائقها الخفیه.
المسائل الثلاث اَو جوابات المسائل اَو مباحث ثلاثه یا المسائل الثلاث الکلامیه شامل سه مبحث: علم الواجب، تحقیق ربط الحادث بالقدیم و جواب شبهه مشهوره فی ترتّب الثواب و العقاب علی افعال العباد.
رساله‎ای در مباحث فلسفی و کلامی که در آن از موضوعاتی مشابه رساله قبل و همچنین مباحث مربوط به بحث اصلح و تکلیف سخن رانده و آن را در مکه به سال 1017ق به پایان رسانده است.
حرز الجواد و ذخر المرتاد فی ملخص الفرق بین اهل العلم و امه الاجتهاد: به زبان عربی که نسخه‎ای از آن به خط غلامرضا بن محمدعلی آرانی، مورخ 1228ق در کتابخانه امام‌زاده محمد هلال شهر آران موجود است.
رساله فی الرد علی صاحب الاسفار.
مقدمه‌ای بر تراجم مشایخ الشیعه.

 

• شاگردان
سیدشهید امیر زین العابدین بن امیر نورالدین بن مراد بن علی بن مرتضی حسینی کاشانی: مؤسس بیت‌الله الحرام، که در مکه از شاگردانش بود و برای شیخ عبدالرزاق مازندرانی و علامه مجلسی نیز اجازه‌ی اجتهاد صادر کرد. وی در مکه در سال 1040ق، نخستین سنگ بنای جدید کعبه را گذاشت و در همه مراحل بازسازی، با جمعی دیگر از شیعیان مشارکت داشت.
محمدمعصوم حسینی جد شیخ محمدباقر بن نظام‏الدین محمدحسین نیشابوری مکی: صاحب مختصر تاریخ مکه که نوه‌اش در این کتاب، روایتی را با واسطه پدرش از او به نقل از ملا محمد امین نقل کرده است.
شیخ ابراهیم بن عبدالله خطیب استرآبادی مازندرانی.
شیخ حسین بن حسن ین یونس بن یوسف بن محمد بن ظهیرالدین محمد عاملی عیناثی ظهیری مشهور به مجتهد کرکی: وی در کتاب السؤال و الجواب که در زمینه طهارت، نماز و زکات نگاشته، نهایت حُسن اعتقاد خود به استادش ملا امین را نشان داده است.
فخرالدین حیدر بن محمود لنکری حسینی.
شیخ زین‌الدین‎بن محمد بن حسن بن شهید ثانی.
میرعبدالهادی تستری حسینی که نزد وی فروع کافی را خواند و در سال 1029ق، در مکه از وی اجازه اجتهاد دریافت کرد.
ملا عیسی دزماری که در سال 1032ق، از وی اجازه‌ی اجتهاد دریافت داشت.
سید صفی الدین محمد شیرازی که در مکه به سال 1033ق، از او اجازه اجتهاد گرفت.
شیخ فقیه سید احمد بن حاج عبدالسلام بن ناصر بن حسن بحرانی که در ذی‌الحجه 1020ق، در مکه از او اجازه دریافت کرد.
عبدالغفور بن مسعود طالقانی.
ملامحسن فیض کاشانی که در سفر مکه، محضر وی را درک کرده و چندی با وی همراه و مصاحب بوده است. فیض در انتهای رساله حق‏المبین، به تأثیرپذیری خویش از ملاامین و پیروی از سلوک فقهی اخباری‌گری او اذعان کرده است.



منابع:
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. (1325). الذریعه الی تصانیف الشیعه (جلد 6، چاپ 2). تهران: چاپخانه بانک ملی ایران.
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. (1403ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه (جلدهای اول، 2، 3، 8، 10، 12، 13، 24، 25 و 26). بیروت: دارالاضواء.
• استرآبادی، محمدامین، و عاملی، سید نورالدین. (1424ق). الفوائد المدنیه و الشواهد المکیه (چاپ اول). (تحقیق رحمه‏الله رحمتی اراکی). قم: مؤسسه النشر الاسلامی لجماعه المدرسین.
• انصاری قمی. حسن. (1380). اخباریان و اصحاب حدیث امامیه. کتاب ماه دین، 46 و 45، 95-76.
• بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث. (1377). استرآبادی، میرزامحمدبن علی بن ابراهیم. در موسوی بجنوردی، کاظم. (زیر نظر) دایره المعارف بزرگ اسلامی (جلد 8، چاپ اول). تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.
• تنکابنی، میرزامحمد. (1306ق). قصص العلماء (جلد 2، چاپ سنگی). (به اهتمام ولی‌الله بن محمدحسن خراسانی و نگارش سیدحسن علی عابدی لکهنوی). [‏بی‏جا]: [‏بی‏نا].
• جرفادقانی. م. (1364). علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی (چاپ اول). قم: معارف اسلامی.
• جلالی، سید محمدجواد. (1419ق). فی رحاب المکتبه الفقهیه شروح الشرائع. فقه اهل البیت، 3 (12 و 11).
• جناتی، محمدابراهیم. (1366). قیام اخباری‌ها علیه اجتهاد. مجله کیهان اندیشه، 13، 22-2.
• حسینی، سیداحمد. (1414ق). تراجم الرجال (جلد اول، چاپ اول). قم: مکتبه آیت‌الله العظمی المرعشی النجفی.
• الحسینی، سیداحمد. (1406ق). تراجم الرجال (چاپ دوم). قم: مکتبه آیت‌الله العظمی المرعشی النجفی.
• ذبیحی، مسیح. (1384). استرآبادنامه. تهران: فرهنگ ایران زمین: ابن‎سینا.
• راوندی، الامام القطب. (1418ق). من نوادر التراث الحدیثی- مختصر رساله فی احوال الاخبار. (تصحیح سید محمدرضا حسینی جلالی). علوم الحدیث، (1)، 334-305.
• صدر حاج سید جوادی، احمد، فانی، کامران، و خرمشاهی، بهاءالدین. (1380). دایره المعارف تشیع (جلد 2، چاپ 4). تهران: شهید سعید محبی.
• صدر، سیدحسن. (1406ق). تکمله امل الآمل. (تحقیق سیداحمد حسینی). قم: مکتبه آیت‌الله المرعشی العامه.
• غلامی جلیسه، مجید. (1382). فهرست‌واره نسخ خطی اصولی. پژوهش‌های اصولی، 6، 184-148.
• فاضلی، علی. (1036ق). اجازات محمد الامین استرآبادی. میراث حدیث شیعه، 6، 526-519.
• فهرست کتب خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی. (1385). (جلد 26، چاپ اول). مشهد: سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی.
• قزوینی، خلیل، و استرآبادی، محمدامین. (1381). الحاشیه علی اصول الکافی. (تصحیح علی فاضلی). میراث حدیث شیعه، 8، 410-229.
• مجلسی، محمدباقر. (1403ق). بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار (جلد اول، چاپ 2). بیروت: مؤسسه الوفاء.
• مدرس تبریزی، محمدعلی. (1369). ریحانه الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه و اللقب (جلد اول، چاپ 3). تهران: کتابفروشی خیام.
• مطهری، مرتضی. (1368). ده گفتار (چاپ 5). تهران: صدر.
• معطوفی، اسدالله. (1389). تاریخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد (چاپ 2). گرگان: مختومقلی فراغی.
• نظری، محمدتقی. (1379). اخباریگری و تأثیرات آن در فقه شیعه. مصباح، 36، 124-107.
• نوری، نظام‏الدین. (1380). تاریخ ادبیات و فرهنگ مازندران (چاپ اول). تهران: زهره.
• وفادار مرادی، محمد. (1383). فهرست کتب خطی کتابخانه آیت‌الله جلیلی کرمانشاه (چاپ اول). مشهد: سازمان کتابخانه‎ها، موزه‌ها و مرکز آستان قدس رضوی.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه