خرید و دانلود مقاله

محمد آخوند گرگانی


محمدآخوند گرگانی


Mohammad-Akhound Gorgani
 

 

نماینده مجلس شورای ملی.
محمدآخوند گرگانی از آغاز تأسیس مجلس در ایران، بیشترین دوره نمایندگی در سرزمین گرگان (استان گلستان) را به خود اختصاص داده و طی 10 دوره و به مدت 20 سال، نماینده ترکمن‌های دشت گرگان در مجلس شورای ملی بود.
محمدآخوند از قبیله یموت و طایفه داز بود که در سال 1301ق/ 1267ش در روستای قیزلار به دنیا آمد. پدرش عطاجق نام داشت. اجداد پدری او به ترتیب عبارتند از: آلیار، الله‏یار، قلیچ‏صوفی، باباخان و بگنج‏خان که در بین آن‌ها از همه معروف‌تر، بگنج‌خان است. همسر بگنج، محمدحسن‌خان قاجار را که از دست مأموران نادرشاه افشار فرار کرده و به طایفه دار پناه برده بود، به رغم رضایت برخی از سران ترکمن، تحویل نداد و جان وی را نجات داد. همسر بگنج‌خان بعد از پنهان کردن محمدحسن خان، خطاب به سران قبایل گفت: شما در سایه‌ی این معجر بنشیند و کار را به زنان باز گذارید، مردان از این کار شرمنده شدند و محمدحسن خان را با دو اسب و یک غلام و یک باز شکاری فراری دادند و به فرستاده‌ی نادر گفتند: از او خبر ندارند.
عطاجق دارای 4 پسر و 3 دختر بود که فقط محمد به امر پدر به بخارا رفت و در مدرسه کوکلتاش درس خواند. او پس از پایان تحصیلات و رسیدن به جایگاه «آخوندی»، به زادگاه خود بازگشت، اما در آن‌جا نماند و به روستای چن سولی (شهرستان آق‌قلا) مهاجرت كرد و به حل و فصل مسائل مردم پرداخت که همین امر شهرت او را به همراه داشت.
در سال‌های پایانی حکومت قاجار، شورش عثمان آخوند در مناطق ترکمن‌نشین استرآباد رخ داد. محمدآخوند در این ماجرا با عثمان آخوند همکاری نکرد و برعکس، به همکاری و کمک به دولت مرکزی پرداخت. اين همکاری، سبب حمایت دولت رضاشاه از وی شد و زمینه را برای ورود محمدآخوند به مجلس شورای ملی فراهم کرد و محمدآخوند نماینده ترکمن‌های یموت در مجلس ششم شد که این امر تا دوره شانزدهم تداوم يافت.
باقر عاملی در کتاب خود، محمدآخوند را به عنوان نماینده‏ای معرفی می‏کند که کوچک‌ترین تحرکی از او به ظهور نمی‎رسد، با تمام دولت‎ها موافقت می‎کرد و به تمام لوایح رای موافق می‎داد، ولی بررسی برخی سخنان پیش از دستور محمدآخوند در مجلس شورای ملی، خلاف این نظر را ثابت می‌کند. یونس مروارید، محمدآخوند را جزو وکلای اقلیت مجلس چهاردهم همراه مصدق معرفی می‌کند. بعد از کودتای 28 مرداد 1332، عده‌ای از اهالی ترکمن صحرا مانند محمد اراز فرزند حاجی میرزا آیدین در تلگرافی به سرلشکر زاهدی نخست‌وزیر، ضمن تبریک و اعلام پشتیبانی، از محمدآخوند گرگانی وکیل بی‌موکل بیست و چهار ساله ترکمن صحرا به دلیل حمایت از دکتر مصدق و تبلیغات بر ضد سلطنت، ابراز انزجار کردند.
محمدآخوند در حوادث و وقایع اجتماعی روزگار خود نقش داشت. در ماجرای ورود جنیدخان، یکی از رهبران حرکت اعتراضی باسماچیان ترکمنستان شوروی به ایران در سال 1308، وی سعی در حل آن داشت، او در نطق خود (روز یکشنبه 20 اردیبهشت ماه 1324ش) در مجلس شورای ملی در این‏باره گفت: «در واقعه اغتشاش و جنگ جنیدخان حسب الامر اعلیحضرت سابق [رضاشاه] مرحوم تیمور تاش وزیر دربار وقت، به بنده دستور دادند که برای کمک فکری فرمانده تیپ و قلع و قمع جنیدخان به دشت گرگان بروید. عرض کردم به شرط آن‌که به فرمانده تیپ دستور فرمايید که نظرات بنده هم دخیل باشد، بعد قبول فرمودند. به فرمانده تیپ هم همان‌طور که لازم بود دستور دادند. سپس موقع زمستان در هوای سرد با هزاران مشقت و زحمت وارد گنبدکاووس شده، دیدم فرمانده تیپ، کلیه رؤسای ایلات را احضار کرده، به تصور این که آن‌ها با آدم‌های جنید که به میان ایلات آمده، مردم را غارت می‌کردند همدست می‌باشند، می‌خواستند تحت نظر بگیرند. بنده به فرمانده تیپ که جناب آقای سرتیپ زاهدی بودند عرض کردم که خوب است عوض تحت نظر گرفتن، به ایشان اسلحه بدهند، من خودم ضامن می‌شوم که وقتی این‌ها مسلح شده، یک نفر از عمال و آدم‌های جنیدخان باقی نماند. ایشان هم تقاضای بنده را قبول فرمودند. از آن ساعتی که به آن‌ها اسلحه دادند، ده روز طول نکشید که جنید و اتباعش فراری و به افغانستان رفتند.»
پس از سقوط رضاشاه، او ترکمن‌ها را تحریک به مطرح کردن شکایت جهت بازپس‌گیری زمین‌هاي تصرف شده توسط دولت می‌کند که در یکی از پرونده‌ها، پسر وی منصور گرگانی وکالت کشاورزان را بر عهده داشت. محمدآخوند همچنین کشاورزان را به تشکیل تعاونی تشویق می‌کرد.
در ماجرای قیام افسران خراسان و آمدن آن‌ها به مناطق ترکمن‌نشین در سال1324ش، وی با ارسال نامه‎ای به مطبوعات، بر حضورش در تهران تأکید می‌کند و افسانه سرایی هیأت حاکمه و ستاد ارتش، مبنی بر پیوستن 20 هزار ترکمن مسلح به افسران قیام کننده را تکذیب می‌کند.
محمدآخوند در نطق پیش از دستور خود که در روز سه‌شنبه 13 آذر سال 1325 در مجلس شورای ملی ایراد کرد، دخالت خود و حضور و همراهی ترکمن‌ها را در ماجرای قیام افسران خراسان رد می‌کند و می‌گوید: «چندی قبل، عده‌ای از افسران خراسان از راه بجنورد به گنبدکاووس آمدند (در همان موقع و قبل از آن) پاره‌ای از روزنامه‌ها و حتی در بعضی از محافل رسمی و همچنین در مجلس، انتشارات خلاف واقع جریان داشت که تراکمه دارای سوار مسلح می‌باشند. بنده در جراید تکذیب نمودم و همچنین به خود دولت که از حیث فعالیتشان ناراحت بود، عرض کردم و اطمینان دادم که این انتشارات خلاف واقع است. تراکمه چنین عقیده‌ای ندارد. علاوه بر آن، هر روز از طرف بنده آدم می‌رود و می‌آید و از اوضاع مطلع می‌کنند. الحمدالله عرایض بنده صحیح بوده و ایلات ترکمن کوچک‌ترین اقدامات خلاف صلاح کشور انجام ندادند و شاه‌دوستی و وطن‌پرستی خود را ثابت نمودند.»
محمدآخوند دارای چهار همسر به نام‌های خال نیاز، قربان‌تاج، آینه و یک بانوي فارس به نام طوبی بود. او دارای 16 فرزند (6 دختر و 10 پسر) بود که عبارتند از: حسین، صفر، ابد، هاجر، بی‌بی، عبدالکریم، عطاالله، آنه‌بی‌بی، احمد امان بی‌بی، عاشور، حسن، منصور، مهین، بگنج و رضا. از میان فرزندان او، منصور نویسنده‌ي کتاب اقتصاد گرگان و دشت و مهین‌دخت نماینده‌ي مجلس شورای ملی، از همه مشهورتر بودند.
محمدآخوند در 30 آبان سال 1342 در سن 85 سالگی در تهران درگذشت و در روستای سن‌سبلی شهرستان آق‏قلا دفن شد.



منابع:
• رجائی، رحمت‌الله. (1394). وكيل صحرا: بررسي نقش و جايگاه محمدآخوند و خانواده گرگاني در دشت گرگان. گرگان: پیک ریحان.
• روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران. (1324). (1) 238.  
• روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران. (1324). (1) 79.
• سارلي، ارازمحمد. (1388). قانون قانون بولسا گفت و گو با عبدالکریم جرجانی. فصل‌نامه فراغی، 36.
• سارلي، ارازمحمد. (1388). گفت و گو با عبدالکریم و احمد جرجانی. فصل‌نامه فراغی، 36.
• عاقلی، باقر. (1380). شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول). تهران: گفتار: علم.
• مروارید، یونس. (1377). از مشروطه تا جمهوري: نگاهی به ادوار مجلس قانون گذاری در دوران مشروطیت (جلد 3). تهران: اوحدی.
• معینی، اسدالله. (1344). جغرافیا و جغرافیای تاریخی گرگان و دشت. تهران: شرکت سهامی طبع کتاب.
• نفیسی سعید. (1364). تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران دردوره معاصر (جلد اول).تهران: بنیاد.
• نوری، مصطفی. (1390). انقلاب اسلامی در گرگان و دشت. تهران: مرکز استاد انقلاب اسلامی.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه