خرید و دانلود مقاله

لامعی گرگانی


لامعی گرگانی (محمد بن اسماعيل لامعی گرگانی)


Lamei Gorgani
 

شاعر نامی قرن پنجم قمری و از واپسین سخن‌سرایان سبک خراسانی.
نام لامعی گرگاني دقیقاً مشخص نیست. هدایت در مجمع‌الفصحا، به کنیه‌­ی وی یعنی ابوالحسن اشاره می‌کند، اما از آن‌جایی که بسیاری از اطلاعات هدایت درباره‌­ی لامعی نادرست است، بنابراین اعتماد کردن به گفته‌ی او، کمی دشوار به نظر می‎رسد. باقی تذکره‌‌نویسان نیز اشاره‌ای به نام شاعر ندارند. آنچه از اشعار لامعی برمی‌­آید، این است که نام پدرش محمد، نام جدش اسماعیل و ابوالحسن نامی نیز پدر همسر اوست:
جد من هست سماعیل و محمد پدرم
بوالحسن ابن سلیمان را دامادم من
وی در سال 410ق متولد شده است:
مر مرا هست اسد طالع و از مادر خویش
روز آدینه به ماه رمضان زادم من
با مراجعه به جدول تطبیقی سال­‌های خورشیدی و قمری، تاریخ بالا استخراج می‌شود، اما تاریخ‌های دیگری هم برای تولد او ذکر شده است. سعید نفیسی، سال 422ق و محمد دبیرسیاقی نیز تاریخ 402ق را در مورد تولد وی به صحت نزدیک‎تر دیده­‌اند که هیچ کدام از این سال‌ها با تاریخی که در شعر شاعر آمده است، همخوانی ندارد.
تاریخ درگذشت لامعي نيز به طور دقيق معلوم نیست. وی در جایی از دیوان، به سال عمر خود اشاره می‌کند:
سال عمرم نرسیده است به هفتاد هنوز
به دو پنج افزون از نیمه‌ی هفتادم من
براساس اشاره‌ي شاعر، وی تا سال 455ق زنده بوده است. تذکره‌نویسان اشاره­‌ای به زمان مرگ شاعر نداشته‌­اند، اما سعید نفیسی معتقد است لامعی تا سال 480ق زنده بوده است. به هر حال می‌توانیم حدس بزنیم که وی در ربع اول نیمه‌ی دوم قرن پنجم در قید حیات بوده است.
درباره­‌ی محل تولد او باید گفت که در بکرآباد گرگان متولد شده است:
هست بکر آباد از گرگان جای و وطنم
زان نکو شهر و از آن فرخ بنیادم من
هست آباد و گرانمایه یکی کوی در او
و اندر آن کوی گرانمایه­‌ی آبادم من
وی 8 بار در دیوان خود به گرگان اشاره می‌کند. شاعر در آن‎جا اهل و عیال دارد و در شعری، دو برات برای خواجه عمید اسماعیل(حاکم گرگان) می‌فرستد و از او می‎خواهد خانواده‌­اش را تیمار دارد:
بر تو بنده فرستاد ز درگه دو برات
این بر خازن رایج شده وان نزد وکیل
تا کنی فضل و رسانی به عیالانش زر
کز پی اهل و عیال است همه رنج معیل
لامعی مانند بسیاری از شعرای هم‏دوره‌­ی خود، برای کسب نامی و نانی، راه دربار سلاطین بزرگ عصر را در پیش می‌گیرد. لطفعلی آذربیک به سفر او از گرگان به خراسان و مدح عمید سمرقندی (منظور وی، خواجه عمیدالملک کندری است که به اشتباه، این عنوان به او نسبت داده شده است) اشاره می‌کند. به نظر می‎رسد این آغاز ورود لامعی به دربار سلجوقیان باشد. پس از آن، به طغرل بیک سلجوقی نزدیک می‎شود و در بسیاری از لشکرکشی­‌ها و فتوحات او، ملازم رکابش می‎گردد. «وی به سال 447ق با سلطان به بغداد می‌رود. در عزیمت سلطان به حدود خوی و شمال غربی آذربایجان نیز همراه وی است و در فتح ارمنستان و گنجه و ملاذگرد هم احتمالاً با سلطان همراه است تا به نظم فتوحات شاه بپردازد.» به گونه‌ای که پس از همراهی شاه و نظم این فتوحات، به شهرتی می‌رسد که خود درباره‌ی آن می‌گوید:
هم به بغداد شناسند مرا هم به دمشق
گر چه نه ز شهر دمشق و نه ز بغدادم من
او به غیر از طغرل، حاکمان و دستورانی چون آلب‌ارسلان سلجوقی، خواجه نظام‌الملک توسی، خواجه عمیداسماعیل، عمید سیدابونصر احمدبن علی، امیر فخرالدوله نوشروان شهنشاه، ابوالحسن علی بن محمد، ضیاء الدین زنگی و ارسلان سنجر را هم ستوده است.
درباره‌­ی محل درگذشت شاعر اطلاع درستی نداریم. لطفعلی بیگ آذر، وفات او را در سمرقند می‌‌داند که این مسأله همچون ادعای هدایت پیرامون زیستن لامعی در بخارا، بعید به نظر می‌رسد. مطالبی از این دست در تذکره‎ها کم نیست. برای نمونه، تذکره‌نویسان، دوستان شاعری برای او برگزیده­‌اند که لامعي با آن‎ها هم‎دوره نبوده­ است؛ افرادی چون عمعق بخارایی و سوزنی سمرقندی که شاعران اوایل قرن ششم هستند و یا ادعای کسب فیض از محضر محمد غزالی که غیرممکن به نظر می‌رسد، زیرا از یک سو، غزالی هم‎دوره‌‌ی لامعی نبوده ­است. وی در سال 450ق متولد شده، یعنی در سالي که لامعی 40 ساله بوده است. از سوی دیگر، هیچ تشابهی میان مشرب فکری و روش زندگی این دو وجود ندارد؛ غزالی متکلم بزرگ اشعری است، اما در دیوان لامعی، حتی یک واژه‌­ی کلامی دیده نمی‌شود.
اگر بخواهیم پیرامون زندگی و شخصیت لامعی سخن بگوییم، بهترین منبع، دیوان اشعار اوست که بر اساس آن، باید وی را فردی عیاش، شادخوار و عاشق‌پیشه بدانیم. او از علوم عصر اطلاعات چندانی ندارد، شاید نهایت دانش او در حد استفاده از عناوین این علوم و استمداد از آن‎ها جهت مضمون‌سازی برای مدح ممدوح باشد. برخلاف گفته‌ی تذکره‌نویسان که او را حکیم نامیده‌­اند، لامعی فقط شاعری است که هستی خود را وقف مدح و شعر می‌کند و از مجرای آن، رفاهی نسبی برای خود فراهم می­‌آورد.
از لامعی، 1165 بیت شعر باقی مانده است. آنچه از همین اشعار اندک می‌توان دریافت، این است که وی در تصویرسازی، باریک‌اندیشی، سادگی و روانی کلام استاد بوده است. در حقیقت، شعر لامعی تلفیقی از شعر فرخی، عنصری و منوچهری است. البته دلبستگی خاصی که لامعی به طبیعت نشان می‎دهد، شعر او را بیشتر به شعر منوچهری نزدیک می‌کند تا دو شاعر دیگر. تصویرهای شعری او اغلب همان تصاویر شاعران پیشین است، اما در قیاس با مقلدان سبک خراسانی در قرون پنجم و ششم هجری، از خلاقیت بیشتری برخوردار است.
قالب اصلی شعر او قصیده است، اما در تغزلات برخی از این قصاید، سخنش بسیار به غزل نزدیک می‌شود. موضوع تغزلات او در اغلب موارد به وصف طبیعت و ابراز احساسات نسبت به معشوق اختصاص دارد.
«محور عمودی قصاید او بسیار تحت‌تأثیر اشعار عربی است، به گونه‌­ای که در مواردی، شاعر ابتدا به وصف بیابان و مرکب خود می‌­پردازد و سپس به مدح ممدوح می‌رسد که نه تنها در آن تقلید محور عمودی دیده می‌شود، بلکه حتی در محور افقی شعر هم شاهد تقلید هستیم.»
در شعر لامعی، شش مضمون عمده به کار رفته است که عبارتند از: مدح، هجو، عشق، تعلیم، شادباشی و شادخواری و توصیف عناصر طبیعت که مهم‌ترین اين مضامین، مدح است. وی در قصاید خود، جایگاه ابرانسانی به ممدوحش می‌دهد و او را نه تنها بر همه‌ی آدمیان عصر برتری می‌دهد، بلکه برایش جایگاهی فراتر از همه‌ی شخصیت‌های تاریخی و داستانی عالم در نظر می‌گیرد. پس از مدح، بیشترین بسامد، به مضامین غنایی و عاشقانه اختصاص دارد. معشوق لامعی همیشه زمینی است و خبری از معشوق آسمانی در اشعار او نیست. نکته مهمی هم که درباره‌­ی معشوق او می‌توان ذکر کرد این است که دقیقاً مشخص نیست که این معشوق مذکر است یا مؤنث. در قصیده‌ای، نام معشوق خود را بیان می‌دارد که نشان از وجود دلبری مؤنث در جوار او دارد:
روی بنت­‌العلم و لحن وی و نعمت وی
وان پریچهره­‌ی دیگر که ورا هست رسیل
اما در جایی دیگر، از معشوقی مذکر یاد می‌کند و افزون بر آن، اوصافی را برای معشوق برمی‎شمارد که بیشتر مذکر بودن از آن برمی­‌آید تا مؤنث بودن. ذکر صفاتی چون کمان ابرو، تیر نگاه و کمند زلف‌نشان از حضور معشوق جنگاور لشکری در شعر شاعر دارد.
چون بهار نو درآمد گشت نو بازار می
ای پسر باز آی و مجلس نو کن و باز آر می
و در نهایت، وصف طبیعت سومین مضمون مهمی است که شاعر در حجم وسیعی از آن بهره­‌مند شده است. وی تغزل چهار قصیده‌ی خود را به توصیف خزان، دو تغزل را به وصف بهار، یک تغزل را به زمستان و یک تغزل را هم به وصف شب اختصاص داده ­است. لامعی عاشق طبیعت است، برایش چندان تفاوتی میان روز و شب و خزان و بهار نیست، او از همه‌ی این‎ها لذت می­‌برد و با هنرمندی، آن را به تصویر می‎کشد.
اوزانی که لامعی در اشعار خود استفاده کرده، غالباً از اوزان مشهور و پرکاربرد شعر فارسی است که به لطافت سخن او افزوده‌­اند. وی در اشعارش، هجده بحر مختلف را به کار برده که در این میان، بحرهای مضارع اخرب، رمل سالم، هزج اخرب مکفوف محذوف، مجتث مخبون محذوف، رمل مخبون محذوف و هزج سالم به ترتیب بیشترین موارد را به خود اختصاص داده‌اند. وی همچنین برای غنای بیشتر موسیقی اشعار خود، در شش شعر از اوزان دوری استفاده­ کرده ­است.
• صور خیال
صورخیال در شعر لامعی در بسیاری موارد، تقلید و تلفیقی است از تصویرسازی­‌های شاعران دیگر، اما او در تقلید چنان هنرمندانه عمل کرده که در قیاس با شاعران مقلد عصر، باید وی را شاعری خلاق دانست. تصاویر شعری او اغلب مفصل و دقیق است، بنابراین تشبیه مرسل و مرکب، اصلی‌ترین ابزارهای سازنده‌ی تصویر در شعر وی هستند. لامعی، چندان تمایلی به استعاره ندارد، او بیشتر به دنبال تصاویری مفصل به کمک تشبیه است، اما این به معنای نبود استعاره در دیوان او نیست، پس از تشبیه، مهم‎ترین صورت­ خیالی در شعر وی، استعاره است و کمتر شعری از او یافت می‌شود که از این خیال خالی باشد، ولی به هر حال موارد آن محدود است. استعاره‌های او با آن‌که ابداع و تازگی ندارند، اما از «استعاره‎های برخی از شاعرانی که از نظر زمانی به او نزدیک هستند، چون ابوالفرج، به لحاظ تحرک و حیات قوی‌­تر است.» مجاز در کنار کنایه از صورت­‌های خیالی است که کمترین بسامد را در شعر لامعی دارد. از میان انواع علاقه­‌های مجاز، تنها هفت علاقه در شعر لامعی دیده می‌شود: مجاز به علاقه ذکر جزء و اراده‌­ی کل، مجاز به علاقه‌­ی ذکر کل و اراده­‌ی جزء، مجاز به علاقه ذکر حال و اراده‌ی محل، مجاز به علاقه آلیت، مجاز به علاقه­‌ی سببیت، مجاز به علاقه‌­ی ذکر خاص و اراده‌­ی عام و مجاز به علاقه‌­ی ماکان. کنایه در شعر لامعی بسیار اندک است و اگر هم از آن استفاده شده، شاعر از نمونه‌­های بسیار ساده و پیش پا افتاده­‌ی این آرایه بهره برده است. لامعی، از انواع چهارگانه کنایه، تنها از کنایه ایمایی استفاده كرده است.
شعر لامعی از نظر دربرداشتن آرایه‌های بدیعی، بسیار پربار است. کمتر بیتی را می‌توان در دیوان شاعر یافت که خالی از صنایع بدیعی باشد. تنوع آرایه‎های بدیعی نیز در دیوان شاعر کم نیست. زمانی که این صنایع با صورخیال همراه می‎شود، پویایی خاصی به سخن لامعی می‎بخشد. در میان صنایع بدیعی، بیشتر بدیع لفظی در دیوان شاعر کاربرد دارد و اگر بخواهیم به دنبال آرایه‌های معنوی بگردیم، قطعاً صنایع زیادی را می‌توانیم بیابیم، اما از نظر میزان کاربرد، باید بگوییم که نسبت به صنایع لفظی جلوه‌­ای ندارد. در میان صنایع بدیعی در دیوان شاعر، بیشترین کاربرد به تکرار، انواع جناس، موازنه، تضاد و رد العجز علی­ الصدر اختصاص دارد.
• نسخ خطی
یازده نسخه‌ی خطی از دیوان لامعی گرگانی در ایران وجود دارد که در دانشگاه تهران، مدرسه عالی شهید مطهری، کتابخانه مجلس شورای اسلامی و کتابخانه ملی نگهداری می‌شود.
نسخ خطی دانشگاه تهران: در دانشگاه تهران، چهار نسخه‌ی خطی به لامعی گرگانی نسبت داده شده است که عبارتند از:
1. نسخه‌­ای با شماره­‌ی ثبت 5471، که دارای 46 برگ 15 بیتی است که در مجموع، 645 بیت از دیوان شاعر را دربرمی‌گیرد. تاریخ کتابت نسخه، 26 ذی‌القعده، مطابق با 26 اردیبهشت 1279ق است. در کتابت اشعار، ترتیب الفبایی رعایت نشده است. کاتب، نخست بدون هیچ نظم مشخصی، قصاید کامل شاعر را مرقوم کرده،  سپس به سراغ ابیات پراکنده‌­ی بر جای مانده از وی رفته است. در پایان اشعار نیز زندگی­ نامه‌‌ای چند سطری از شاعر ترتیب داده است.  
2. نسخه‌­ای با شماره‌­ی ثبت 5944، که دارای 44 برگ 16 بیتی و شامل 588 بیت از دیوان لامعی است. تاریخ کتابت نسخه به طور دقیق مشخص نیست. در پایان نسخه، تاریخ سلخ (روز آخر ماه) ربیع‏الاول 1337ق ذکر شده که به نظر می‌رسد تاریخ اهدای نسخه باشد، نه کتابت آن. اشعار جز در پایان دیوان، به ترتیب الفبایی مرتب شده‌اند.
3. جُنگی شامل اشعار مجیر بیلقانی، اثیر اخسیکتی­ و لامعی گرگانی که با شماره ثبت 6052، در فهرست نسخ خطی کتابخانه­‌ی مرکزی دانشگاه تهران درج شده است.
این نسخه­ دارای 42 برگ 19 بیتی است که دربرگیرنده‌‌ی 690 بیت از اشعار لامعی است. ترتيب ابيات در این نسخه الفبايي نيست. نخست، شاعر قصايد كامل را مرقوم كرده، سپس به سراغ ابيات پراكنده رفته است.
مدرسه عالی شهید مطهری(سپهسالار): سه نسخه‌ی خطی از دیوان لامعی در مدرسه‌­ی عالی شهید مطهری(سپهسالار) نگهداری می‌شود که بدین شرح است:
1. نسخه‌­ای با شماره‌­ی ثبت 148، که دارای 47 برگ 14 بیتی است و 612 بیت از دیوان شاعر را دربردارد. تاریخ کتابت نسخه، سال 1276ق است. اين نسخه داراي حواشي در هر صفحه است كه اعلام يا واژگان دشوار را شرح داده­ است. در اين نسخه، ترتيب الفبايي رعايت نشده و در آغاز، قصايد كامل شاعر، سپس ابيات پراكنده نقل شده ­است.
2. نسخه‌ی دیگر، جُنگی است که با شماره‌­ی ثبت 150، در کتابخانه‌­ی مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار) درج شده است. نسخه‌ی مذکور دارای 60 برگ 11 بیتی است که شامل 612 بیت از اشعار لامعی است. تاریخ کتابت این نسخه، شوال 1268ق است. مقدمه‌اي دو صفحه­‌اي در شرح حال نويسنده در آغاز نسخه ذکر شده است. اين نسخه بدون نظم الفبایی است و اشعار از پراكندگي نسبي برخوردارند.
3. نسخه‌اي با شماره­‌ی ثبت 7552، كه دارای 14 برگ 15 بیتی و شامل 184 بیت از دیوان شاعر است. تاریخ کتابت آن، سال 1282ق است. تنها چند قصیده مهم در این نسخه آمده و تقريباً بیشتر اشعار آن قابل خواندن نيست. در ضمن، اشعار از نظم و ترتيب مشخصي برخوردار نيستند.  
مجلس شورای اسلامی: دو نسخه از دیوان لامعی در کتابخانه­‌ی مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود که بدین شرح است:
1. نسخه‌­ای با شماره­‌ی ثبت 2/13892، که دارای 54 برگ 13 بیتی است که در مجموع، 615 بیت از دیوان شاعر را دربرمی‌گیرد. این نسخه به دست جابری انصاری در سال 1269ق، به ترتيب الفبايي کتابت شده است.
2. نسخه‌­ای با شماره‌­ی ثبت 13556، که دارای 36 برگ 18 بیتی است و 618 بیت از اشعار شاعر را دربردارد. کاتب این نسخه مشخص نیست و به غیر از شعر آخر، سایر اشعار به ترتیب الفبایی مرتب شده‌اند.
کتابخانه‌­ی ملی: سه نسخه از دیوان لامعی گرگانی در کتابخانه‌­ی ملی موجود است که عبارتند از:
1. نسخه­‌ای با شماره­‌ی ثبت 06163- 5، که دارای 47 برگ 14 بیتی است و در مجموع، 629 بیت از اشعار لامعی را دربردارد. تاریخ کتابت نسخه ذکر نشده است. اشعار بدون ترتيب الفبايي است و کاتب در چيدن اشعار، نخست به ذكر قصايد كامل يا نسبتاً كامل شاعر توجه كرده، سپس به سراغ ابيات پراكنده‌­ي باقي مانده از وی رفته ­است.
2. نسخه‌­ای با شماره‌­ی ثبت 14965- 5، که دارای 41 برگ 17 بیتی است که 616 بیت از دیوان شاعر را دربردارد. تاریخ کتابت آن سال 1282ق است. اشعار با استثنا قرار دادن آخرین شعر نسخه، از ترتیب الفبایی برخوردار است.  
3. با شماره‌­ی ثبت 10917– 5 در فهرست نسخ خطی کتابخانه‌­ی ملی درج شده است. نسخه‌ی مذکور دارای 56 برگ 12 بیتی است که 629 بیت از دیوان شاعر را شامل می‌شود. تاریخ کتابت آن، سال 1312ق است. کاتب، نخست اشعار کاملِ به جای مانده از شاعر را به شیوه­‌ی الفبایی ترتیب داده، سپس ابیات پراکنده را بدون هیچ‎گونه ترتیب الفبایی ذکر کرده است.



منابع:
• آذر بیگدلی، لطفعلی‌بیگ. (1377). آتشکده­‌ی آذر (جلد اول). (مقدمه و فهرست و تعلیقات سیدجعفر شهیدی). تهران: مؤسسه نشر کتاب.
• دبیرسیاقی، محمد. (1355). دیوان لامعی گرگانی. تهران: اشرفی.  
• درزی، محمد. (1391). دیوان لامعی گرگانی. گرگان: پیک ریحان.
• شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1380). صور خیال در شعر فارسی (چاپ 8). تهران: آگاه.
• هدایت، رضاقلی‌خان. (1340). مجمع‌­الفصحا. (به­ کوشش مظاهر مصفّا). تهران: امیرکبیر.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه