گياهان
گیاهان
Plants
مجاورت استان گلستان با دریای خزر و رشته کوههای البرز، سبب شده که به تبعیت از آب و هوا، در دامنه شمالی البرز از خط ساحلی دریای خزر تا قلل مرتفع، برحسب افزایش ارتفاع، پوشش گیاهی متنوعی به صورت نوارهای مشخص به وجود آید. ارتفاعات (بیش از 1800 متر) پوشیده از چمنزارها و مراتع کوهستانی است، ارتفاعات متوسط (کمتر از 1800 متر) و کوهپایهها، پوشیده از جنگلهای انبوه پهن برگ است که بیشترین گونه درختی آن را راش، توسکا، افرا و ممرز تشکیل میدهد و از کوهپایهها به سمت شمال، جلگه و سپس از حدود شمال گرگانرود تا مرز ترکمنستان، بیشتر از گیاهان مراتع استپی پوشیده شده است. در ناحیه مرتفع جنوبی، جنگلهای سوزنی برگ ارس وجود دارد. شرایط ویژه اکولوژیکی مانند اقلیم، منابع آب و خاک مناسب، موجب گسترش جنگلهای انبوه و مراتع سرسبز در جنوب استان شده است. اما مهمترین عرصه گیاهی استان که دارای ارزشهای فراوان زیست محیطی است، پارک ملی گلستان میباشد. جنگلهای متنوع این پارک، نمونهی کاملی از اکوسیستمهای موجود در منطقه است. به همین دلیل، تقریباً همهی گیاهان ارزشمند استان، در این پارک یافت میشود. نگاهی به گونههای گیاهی موجود در استان، نشان میدهد که تعدادی از گونههای ژنتیکی، از نظر حفاظتی نیز ارزشمند هستند. برخی از گونههای گیاهی که هر دو ویژگیِ ژنتیکی و حفاظتی را دارند، ارزشمندترین گونههای گیاهی این استان به شمار میروند و در برنامههای حفاظتی، باید به دقت مورد توجه قرار گیرند.
سه نوع پوشش گیاهی مهم استان عبارتند از: جنگلی، مرتعی و کشاورزی.
• پوشش گیاهی جنگلی
جنگلهای جلگهای و کوهپایهای استان تا ارتفاع 600 متر از سطح دریا به دلیل نزدیک بودن به شهرها، تحت هجوم فراوان قرار گرفته و بیشتر سطوح آن، پاکتراشی و تخریب شده است.
درختان و درختچههای جنگلهای جلگهای عبارتند از: بلوط (Quercus castaneifolia)، آزاد (Zelkova carpinifolia)، داغداغان (Celtis australis)، ممرز (Carpinus betulus)، انجیلی (Parrotia persica)، اوجا (Ulmus carpinifolia)، شیردار (Acer cappadocicum)، شبخسب (Albigia julibrisin)، خرمندی (Diospyros lotus)، زیتون تلخ (Melia azedarach)، انجیر (Ficus carica)، توسکا (Alnus subcordata)، لرگ (Pterocarya fraxinifolia)، سفیدپلت (Populus caspica)، انار وحشی (Punica granatum)، ازگیل (Mespilus germanica)، ولیک (.Cratageus SPP)، آلوچه (.Prunus SPP)، کولهخاس (Ruscus hyrcanus) .
جنگلهای میانبند شامل جنگلهای واقع در ارتفاع 600 تا 1000 متر از سطح دریا قرار دارند که این محدوده، شامل محوطههای طرحهای جنگلداری است که بیشترین بهرهبرداری در استان، از این جنگلها به عمل میآید. اين جنگلها کمتر مورد تخریب و تهاجم قرار گرفتهاند، ولی معمولاً گردشگاه دام بوده و تخریبهای نقطهای در قسمتهايي از آن دیده میشود.
گونههای درختی جنگلهای میانبند عبارتند از: بلوط (Quercus astaneifolia)، آزاد (Zelkova carpinifolia)، داغداغان (Celtis australis)، ممرز (Carpinus betulus)، انجیلی (Parrotia persica)، شیردار (Acer cappadocicum)، ملچ (Ulmus glabra)، افرا (پلت) (Acer velutinum)، توسکا (Alnus subcordata)، نمدار (Tillia begonifolia)، راش (Fagus orientalis)، خرمندی (Diospyrus lotus).
جنگلهای مناطق مرتفع که در حد بالای 1000 متر از سطح دریا قرار دارند، در این محدوده و در محدودههايي که مورد بهرهبرداری قرار گرفته و بر اثر بهگزینی و یا قطع بیرویه درختان راش، درخت ممرز به راش غلبه کرده، جامعه ممرز- راشستان به وجود آمده است. بالاتر از جنگلهای راش و از ارتفاع حدود 2000 متر از سطح دریا به بالا، جامعه بلوط دیده میشود. در این جامعه، درختان اوری جای بلند مازو و درختان لور جای ممرز را میگیرند و جامعه اوریستان یا اوری - لورستان یا لور – اوریستان را تشکیل میدهند. این مقطع از جنگلها که در ارتفاعات قرار گرفتهاند، معمولاً جولانگاه ییلاقی دامها بوده و به علت حضور دام و دامدار، تخریب شده و اغلب انتهای آن به مراتع ییلاقی ختم میشود.
فراوانترین درختان، درختچهها و پوشش علفی رویشگاههای میانبند عبارتند از : ممرز (Carpinus betulus)، راش (Fagus orientalis)، انجیلی (Parrotia persica)، افرا (Acer Valutinum)، توسکا (Alnus subcordata)، نمدار (Tillia begonifolia)، گیلاس وحشی (Cerasus avium)، خرمندی (Diospyrus lotus)، شیردار (Acer cappadocicum)، ازگیل (Mespilus germanica)، ولیک (Cratageus SPP.)، ال اسبی (Euonymus latifolia)، خاس (Ilex spinigera)، کولهخاس (Ruscus hyrcanus)، فرفیون (Euphorbia SP.)، النا (Oplismenus undilatifolius)، گزنه سفید (Laminum album)، متامتی (Hypericum androsemum).
در مرز بالایی جنگل، درختچههای زیر که مربوط به ارتفاعات هیرکانی، برخی متعلق به ناحیه رویشی ایران و تورانی هستند، دیده شده است: پیرو (Juniperus communis)، ازگیل (Mespilus germanica)، تلکا (Pyrus boissieriana)، زرشک (.Berberis SPP)، آلوچه (.Prunus SPP)، نسترن (.Rosa SPP)، شیرخشت (.Cotoneaster SP) .
جنگلهای استان از تنوع گونهای بسیار خوبی برخوردار است، بنابراین یكی از مهمترین و باارزشترین جنگلهای تجاری و صنعتی كشور به شمار میروند. گونههای بسیار باارزشی همچون بلندمازو، راش، توسكا، افرا، ملج، نمدار، ممرز و... در این جنگلها وجود دارند كه از نظر محیط زیستی و اقتصادی اهمیت بسیاری دارند.
افزون بر گونههای بالا، باید به گونهی كمیاب سرخدار اشاره کرد كه به صورت نسبتاً خالص و انبوه، در محدودهای از جنگلهای علیآباد وجود دارد. همچنین گونه زربین در جنگلهای زرینگل علیآباد، رامیان و مینودشت، جامعه جنگلی طبیعی قابل توجهی را تشكیل میدهد. گونه سوزنی برگ سرونوش نیز یكی دیگر از گونههای درختی ویژه است كه در جنگلهای سوركش علیآباد در ارتفاع 1600 متری، رویشگاه منحصر به فردی را تشكیل میدهد.
مهمترین جوامع جنگلی استان شامل مجموعههای زیر میباشد:
جامعه بلوط - آزادستان: این جامعه در سراسر جنگلهای استان، در جنگلهای جلگهای و پایینبند وجود دارد (باغوبندرگز، کردکوی، قرق، دلند و ...). از غرب به سمت شرق، این جامعه گیاهی در ارتفاع بالاتری از سطح دریا تشکیل میشود (لوه گالیکش، قپان کلاله، گلیداغ). انجیلی و ممرز دو گونهی مهمِ همراه در این جامعه هستند.
جامعه توسکا - لرگستان: این جامعه در خاکهای مرطوب کنار رودخانهها و درهها تشکیل میشود و معمولاً سفیدپلت (صنوبر جنگلی) با آن همراه است. در برخی از مناطق مانند جنگل وطن، این جامعه به صورت خالص توسکاستان تشکیل میشود و نشانی از لرگ در آن نیست. در پارک ملی گلستان، توسکا با سفید پلت تشکیل جامعه داده و افراپلت به عنوان همراه در آن دیده میشود.
جامعه راشستان: راش از مهمترین و فراوانترین گونههای جنگلهای شمال ایران است. جامعه راشستان و جوامع فرعی آن، از غرب استان آغاز میشود و در درهی زیارت به پایان میرسد. مساحتهای کوچکی از اجتماع اینگونه، به صورت پراکنده تا 15 کیلومتری شرق درهی زیارت (دهنه قزلق) ادامه مییابد و از آن پس و به سمت شرق، هیچگونه آثاری از این گونه، حتی با فرمهای رویشی کوتاه نیز دیده نمیشود. جامعه راش معمولاً از ارتفاع 600 تا700 متر از سطح دریا آغاز میشود و تا 2 هزار متر و بالاتر ادامه دارد. این جامعه با توجه به گونههایی مانند کوله خاس، خاس، آسپرولا و ... نامگذاری میشود. این گونه، در ارتفاع پایینتر، در سراسر جنگلهای غرب استان، از لیوان تا شصتکلاته وجود دارد و چند پایه قطور آن در پارک جنگلی کردکوی تا ارتفاع 200 متر از سطح دریا دیده شده است. سایر درختان این جامعه عبارتند از ممرز، افراپلت، توسکا، نمدار، ملچ، گیلاس جنگلی و شیردار که ترکیبات متفاوتی را ایجاد میکنند. جنگلهای خالص راش با بیش از 90 درصد ترکیب راش در جنگلهای استان مانند کردکوی و جادهی درازنو تشکیل شده است.
جامعه بلوط - ممرزستان: این جامعه از میانبند تا ارتفاعات تشکیل میشود و در آن، گونه بلوط جای راش را در جنگلهای شرق درهی زیارت میگیرد. بلوط (بلندمازو) درختی است نورپسند با ابعاد قطور و بلند که عمدتاً روی یال ها مستقر میشود.
جامعه افرای خزری: این جامعه در مرز بالای جنگل، بین جنگل و مراتع ییلاقی تشکیل میشود و از درازنو در غرب تا خوشییلاق امتداد دارد. در این جامعه، درختانی همچون بلندمازو، ترش مازو، لور، کرکف، بارانک، شیردار و درختچههایی همچون آلوچه، ولیک و تلکا دیده میشود. به علت نفوذ آب و هوای خشک ایران و تورانی، گیاهان خارداری چون زرشک، پیرو و افرای کیکم نیز در این ناحیه وجود دارد.
جوامع جنگلهای ایران و تورانی: در دیوارههای جنوبی البرز و نیز پیرامون جنگلهای هیرکانی، جوامع جنگلهای ایران و تورانی انتشار دارد. سه گونهی مهم و فراوان این ناحیه عبارتند از:
کیکم که تقریباً در همه مناطق این جنگلها به چشم میخورد؛ ارس که به ویژه در چهارباغ و حاجیآباد در جنوبغربی استان و اسپاخو در مرز شرقی گلستان با استان خراسان، جنگلهای انبوهی را تشکیل میدهد و پسته خودرو که در شمالشرق استان، در جنگلهای قازانقایه در سطحی معادل 10 هزار هکتار و در ارتفاع 300 تا 800 متر از سطح دریا انتشار دارد.
جامعه شمشادستان: این جامعه که در جنگلهای جلگهای شمال دیده میشود، به صورت محدود در سطحی معادل 350 هکتار در جنگلهای پایینبند حومه روستای لیوان دیده شده است و گروه کوچکی از آن نیز در اطراف امامزاده روستای قرنآباد، در داخل جنگل وجود دارد. انتشار این گونه در گلستان، به همین دو نقطه و احتمالاً جنگلهای زیارت گرگان محدود است.
جامعه سرخدارستان: این گونهی سایهپسند، متعلق به دوران سوم زمینشناسی است که در جنگل پونهآرام علیآباد، اجتماع تقریباً خالص و بینظیری را تشکیل میدهد. سایر رویشگاههای آن در استان عبارتند از: سرخدار لنگه (بندرگز)، افراتخته (علیآباد)، سیاه رودبار (علیآباد) و به طور پراکنده در کردکوی و زیارت گرگان.
جامعه نوشستان: این جامعه در منطقه سورکش علیآباد به وسعت حدود 200 هکتار انتشار دارد و علاوه بر آن، گروه کوچکی از آن در محل امامزاده زیارت گرگان، در حاشیه دره باقیمانده است.
جامعه زربینستان: این جامعه معرف اقلیم مدیترانهای در مناطقی چون درهی زرینگل به مساحت 130 هکتار و درهی رامیان به مساحت 150 هکتار است که با عنوان ذخیرهگاه از آن محافظت میشود. افزون بر آن، به طور پراکنده در مناطقی چون دهنه چهلچای (مینودشت) و جنگلهای قپان (کلاله) دیده شده است.
گونههای گیاهی باارزش حفاظتی در مراتع استان
|
نام فارسی |
نام گونه |
نام فارسی |
نام گونه |
|
کلاه ميرحسن |
Acantholimon gulistanum |
لاله سرنگون زرد |
Fritillaria raddeana |
|
کرکف |
Acer platanoides |
|
Johrenia golestanica |
|
پلت |
Acer velutinum |
|
Jurinea monocephala |
|
نوعي جعده |
Ajuga gorganica |
اسپرس |
Onobrychis chorassanica |
|
تره سوغان |
Allium Paradoxom |
اسپرس |
Onobrychis sintenisii |
|
|
Anacamptic pyramidalis |
اسپرس |
Onobrychis transcaspica |
|
|
Anthemis mazandaranica |
ثعلب |
Orchis golestanica |
|
گون |
Astragalus golestanicus |
|
Oxytropis bicornis |
|
گون |
Astragalus kopetdaghi |
|
Oxytropis kopetdaghensis |
|
گون |
Astragalus lovensis |
|
Oxytropis kuchanensis |
|
گون |
Astragalus maymanensis |
مهر سليمان |
Polygonatum orientale |
|
|
Astrodaucuc persicus |
مهر سليمان |
Polygonatum Sewerzowii |
|
سرخس ماده |
Athrium Filix - Foemina |
سفيد پلت |
Populus caspica |
|
بلادون |
Atropa acuminata |
گلابي وحشي |
Pyrus turcomaniaca |
|
زيره معمولي |
Bunium persicum |
|
Rochlia mirheydari |
|
|
Bunium wolfii |
|
Scaligeria kopetdaghenisi |
|
|
Carasus transcaspius |
|
Scrophularia gaubae |
|
|
Carasus pseudoprostrata |
|
Scrophularia rostrata |
• پوشش گیاهی مرتعی
مراتع استان را میتوان از نظر زیستگاه به دو گروه بزرگ تقسیم کرد.
مراتع کوهسری: این مراتع در زمرهی مراتع ییلاقی استان به شمار میآیند که بالاتر از سرحدِ جنگلها و در ارتفاعات بالا قرار گرفتهاند. از نظر طبقهبندی گیاهی، گیاهان این محدوده، عمدتاً در رويشگاههاي ايران و توراني قرار میگیرند. بهترین نمونه از این مراتع را میتوان در اطراف روستای چهار باغ دید که در حدود 20 هزار هکتار از زمینهای این منطقه با تنوع پوشش گیاهی بسیار زیاد، جزو غنیترین منابع ژنتیکی محسوب میشوند. مساحت مراتع ییلاقی استان بیش از 200 هزار هکتار است که در حدود 4 ماه از سال (نیمه دوم خرداد تا اوایل مهر) مورد استفاده دامهای سبک قرار میگیرد.
مراتع این زیستگاه، به دلیل بهرهبرداری دامداران از درختان تنک و کم پشت حاشیه جنگلها، به سمت جنگل پیشروی كردهاند.
مراتع استپی - جلگهای: این زیستگاه که از مساحت وسیعی در استان برخوردار است، مراتع جلگهای دشت گرگان را دربرمیگیرد و چراگاه زمستانی (قشلاقی) دامداران منطقه را تشکیل میدهد. مراتع جلگهای در برخی نقاط، دارای زمینهای شور است و در آن رویش گیاهان خانواده سالسولا دیده میشود و در برخی از نقاط که سطح سفرهی آب زیرزمینی بالاست، رویشهای تالابی مانند لویی، جگن و سازو دیده میشود. کیفیت این مراتع در نواحی مختلف، متفاوت است. مراتع این زیستگاه، به علت خشکی هوا و با شروع بهار، به تدریج قابلیت خود را از دست میدهند. از سویی دیگر، از وسعت این مراتع در روند توسعه زمینهای کشاورزی به سوی دشتها کاسته شده و در مجموع، محدود شدهاند، به طوری که در شرایط کنونی، بیشتر به عنوان زمینهای قابل کشت مطرح شدهاند. در صورت برنامهریزی اصولی و عدم تبدیل این مراتع به زمینهای کشاورزی کم بازده، میتوانند سهم عمدهای در چرای دام داشته باشند.
مطالعه پوشش گیاهی مراتع در استان نشان میدهد که مراتع به شدت تخریب شدهاند و روند تخریبی آنها نیز همچنان ادامه دارد. از سطح مراتع استان در سالیان متوالی، به میزان قابل توجهی کاسته شده و ظرفیت باقیمانده نیز در سطح بسیار پایینی قرار دارد. از 42 تیپ قابل تشخیص در سطح استان، 27 تیپ دارای وضعیت فقیر، 7 تیپ دارای وضعیت متوسط، 5 تیپ دارای وضعیت متوسط تا خوب و فقط 3 تیپ دارای وضعیت خوب هستند که در مجموع، شرایط مراتع استان را از نظر وضعیت، مناسب نشان نمیدهد.
گرایش مراتع در یک منطقه، انعکاسی از وضعیت و نحوهی بهرهبرداری از مراتع است. این شاخص در استان، نمایانگر وسعت و شدت تخریب ناشی از چرای بیرویه و بیش از حد ظرفیت مراتع است. گرایش مراتع منطقه اساساً پسرونده است، به عبارت دیگر، بیشتر تیپهای مرتعی استان دچار سیر کاهشی است و پوشش گیاهی آنها به جای گونههای خوشخوراک، به گونههای غیر خوشخوراک و مهاجم تبدیل شده است. در کل، به جز مناطقی که به عنوان مناطق حفاظتشده و یا پارک ملی، از بهرهبرداری مصون مانده، بقیه مراتع استان، تحت فشار چرای دام هستند.
گونههای گیاهی دارای ارزش ژنتیکی عبارتند از : کرکف (Acer plataniodes)، پلت (Acer velutinum)، زیره معمولی (Bunium persicum)، زردک (Daucus carota)، عدس وحشی (Lens cyanea)، یونجه معمولی (Medicago sativa)، ازگیل (Mespilus germanica)، نخودفرنگی وحشی (Pisum sativum)، لاله هفت رنگ (Tulipa biflora)، لاله بیشهزار (Tulipa biebersteiniana)، لاله حافظی (Tulipa clusiana)، لاله (Tulipa hoogiana، T. linifolia، T. wilsoniana)، لاله کوهی (Tulipa montana)، لاله خطدار (Tulipa micheliana).
مهمترين گونههاي غالب در تيپ مراتع استان عبارتند از :Poa bulbosa ، Salsola spp Halocnemum strobilaceum ، Astragalus spp ، junperus communis ، Artimesia spp ، Salicornia herbacea ، Aeluropus spp ، Medicago spp . Festuca sp
• پوشش گیاهی کشاورزی
در بين استانهای كشور، بيشترين شاخص شانون نسبت به كل گياهان زراعي، مربوط به استانهاي گلستان، اصفهان و سمنان است كه دارای تنوع زياد گياهان صنعتي (شامل سيبزميني، چغندرقند، پنبه، توتون و گياهان روغني) هستند. بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی توان اکولوژیک، قابلیت جلگه میانی استان به دلیل برخورداری از منابع سرشار آب و خاک حاصلخیز، در قالب زراعت آبی ارزیابی شده و به علت شیب کم و شرایط مناسب براي سکونت، در ارزیابی توان، به توسعه شهری و روستایی نیز اختصاص یافته است. توسعه مراکز جمعیت (کانونهای شهری و سکونتگاههای روستایی) در قلمرو استان، سیمای جنگلهای این منطقه را به تدریج در زمینهای جلگهای تغییر داده و اکوسیستمهای ساده شدهی انسانی، مانند کشتزارها، مزارع و باغات را در مرحله اول، جایگزین جنگلهای طبیعی کرده است. در مرحله بعد، با روند توسعه شهرها، زمینهای کشاورزی که عمدتاً از تبدیل جنگلها به وجود آمده بودند، جای خود را به زمینهای شهری ميدهند. به دنبال این تغییر کاربری و به منظور جبران کمبود زمینهای کشاورزی، دوباره زمینهای جنگلی جدیدی تخریب و به زمينهاي كشاورزی تبديل شدهاند.
با این وجود، استان گلستان يكي از استانهاي حاصلخيز و مناسب براي كشت انواع محصولات كشاورزي است. بخش كشاورزي، به دليل موقعيتهاي مناسب اقليمي و طبيعي، از جايگاه ويژهاي در سطح كشور برخوردار بوده و يكي از قطبهاي كشاورزي به شمار میرود.
استان گلستان، علاوه بر محصولات کشاورزی، در زمینهی کشت گونههای باغی، از جمله زیتون در مقام دوم کشور و در زمینهی تولید هلو، شلیل و مرکبات، به ترتیب در رتبههای سوم، پنجم و هفتم کشور قرار دارد.
حدود 60 درصد وسعت استان را عرصههای ملی و طبیعی تشکیل میدهد و جنگلها و مراتع استان نیز با داشتن بیش از 409 گونه گیاهان و دهها گونه جانوری، یکی از نقاط بکر محیط زیستی کشور است، که تنها گیاهان دارویی موجود در آن، به عنوان مخزنی از گیاهان دارویی محسوب میشود. از سوی دیگر، این استان به دلیل داشتن تنوع گونههای دارویی، به سرزمین و نگارستان داروهای گیاهی شهره است، هر چند از این پتانسیل بهره چندانی برده نشده، به طوری که 409 گونه گیاه دارویی متعلق به ۹۴ تیره گیاهی در سطح گلستان شناسایی شده است که ۱۵۶ گونه آن در جنگلها، 98 گونه در مراتع، 47 گونه در زمینهای زراعی و 108 گونه به صورت مشترک در زمینهای جنگلی، مرتعی و زراعی رویش دارند.
همچنین 118تیره از 150 تیره گیاهی کشور (76 درصد) و 56/5 درصد از جنسهای گیاهی و 24/3 درصد از گونههای گیاهی کشور در استان موجود است.
براساس یافتهها و پژوهشهای محققان، بیشتر گیاهان موجود در تیرههای گیاهی، از خاصیت دارویی برخوردارند. توسکا، سرخدار، راش، داغداغان، بومادران، مامیران، بابونه، درمنه، شابیزک، کنگر وحشی، ولیک، پیر بهار، زوله، فرفیون، پای خر، کاسنی، بارهنگ، سیزاب و کور(کبر) از جمله گونههای دارویی استان است.
جنگلهای استان نیز از نظر غنای گونههای بومی و تنوع ژنتیکی، ارزش بسياري دارد و باید به صورت ذخیرهگاه ژنتیکی بسیاری از گونهها در نظر گرفته شود. حدود 80 درصد جنگلهای شمال، طبيعي است. سوزنیبرگان بومی جنگلهای شمال، مانند سرخدار، نوش، ارس و زربین، باقیماندهی دوران سوم زمینشناسی هستند و برخی از گونههای بومی این منطقه، از جمله لیلکی، سفید پلت، شمشاد و انجیلی که بسیار باارزش هستند، در خطر انقراض قرار دارند، زیرا سطح جنگلهای استان در گذشته بیشتر از مقدار کنونی بوده و در دهههای اخیر، روند نزولی داشته است. علاوه بر سطح جنگلهای استان، ویژگیهای کیفی این جنگلها نیز دچار تغییرات منفی شده است؛ به این ترتیب که بهرهبرداری صنعتی توسط طرحها در کنار بهرهبرداری سنتی توسط جنگلنشینان و حاشیهنشینان، فشار بسیاری بر عرصههای جنگلی وارد کرده و مسألهی متراکم شدن خاک سطحی و جایگزینی گونههای صنعتی و باارزش بومی منطقه با گونههای بدون ارزش صنعتی مهاجم به طور طبیعی و همچنین در برخی موارد، کاشت مجدد مناطق برداشتشده با گونههای غیربومی که اغلب بدون سازگاری لازم با محیط منطقه هستند، از پیامدهای ثانویهای به شمار میآیند که باعث تغییر کیفی جنگلهای موجود شده است. به طور كلي، بهرهبرداري بيرويه از جنگل، چراي بيرويه، آفات و بيماريها و بروز حوادثي همچون سيل و زلزله را ميتوان از جمله عوامل كاهش كيفيت جنگلها، مراتع و افت محصولات کشاورزی برشمرد.
منابع:
• برنامه آمايش استان گلستان. (1390). پیشبینی منابع زیستمحیطی استان. گرگان: سازمان مدیریت و برنامهریزی استانداری گلستان.
• برنامه آمايش استان گلستان. (1390). تحلیل وضعیت منابع طبیعی و محیط زیست. گرگان: سازمان مدیریت و برنامهریزی استانداری گلستان.
• حشمتی، غلامعلی. (1382). بررسی آثار عوامل محیطی بر استقرار و گسترش گیاهان مرتعی با استفاده از آنالیز چند متغیره. مجله منابع طبیعی ایران. 56، (3).
• کوچکی، علیرضا و همکاران. (1390). مطالعه تنوع زیستی گیاهان صنعتی ایران. نشریه پژوهشهای زراعی ایران، 9(3).