خرید و دانلود مقاله

گنبد قابوس


گنبد قابوس (ميل گنبد / برج قابوس)


Gonbad Ghabous Tower


بلندترین برج آجری جهان در گنبدکاووس.
گنبدقابوس در نیم فرسخی شرقی خرابه شهر جرجان و در جنوب رودگرگان واقع است. این برج بر روی تپه دست‌سازی، ساخته شده است که قورخانچی این تپه را نه طبیعی می‌داند و نه مصنوعی، بلکه آن را آوار ساختمان‌های کنار برج دانسته است.
این بنا در سال 1310ش، به شماره 86 در فهرست میراث ملی ایران و در سال 1391، در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است.
گنبدقابوس از قدیمی‌ترین آثار موجود اسلامی است که در سال 397ق1 به امر شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر (نک: قابوس بن وشمگیر)، یکی از پادشاهان آل‌زیار ساخته شده و یادگاری است گرانبها از دوران آبادی و شوکت سرزمین و دودمان آل‌زیار.
این گنبد در نيم‏فرسخی خرابه شهر جرجان و در جنوب رود گرگان واقع شده است. جنوبش جنگل خاندوز فندرسك، مشرقش سرحد گوكلان، شمالش رود گرگان و مغربش خرابه شهر جرجان است.
درباره ماهیت بنا و انگیزه ساخت آن، آرای محققان مختلف است؛ کاوش‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که جسدی زیر بنای گنبدقابوس دفن نشده است. آندره گدار در نگاه نخست، عملکرد آن را کمینگاهی بلند برمی‌شمارد، اما در ادامه ادعا می‎کند که این برج، مقبره قابوس است: «از آن‌جا که نه در خارج و نه در بدنه‏ی بنا، هیچ پلکانی به چشم نمی‌خورد تا دسترسی به گنبد مرتفع آن را ممکن سازد و جز روزنه کوچکی که در سقف بنا و رو به شرق تعبیه شده است، هیچ روزنه‌ای از بالا تا زیر گنبد وجود ندارد، می‌تواند مؤید این نظر باشد که گنبدقابوس مقبره‌ای بوده که قابوس خود فرمان به ساخت آن داده است و به دستور وی، جسدش را از سقف گنبد آویزان کردند تا از گزند دشمنان در امان بماند و مقصود از ساخت آن را ماندگاری، استحکام و عظمت آن می‌‌داند.»
دیگر پژوهشگران نیز با استناد به سخن گدار و استنباط خود، این بنا را از جمله برج‌های آرامگاهی می‌دانند، اما پیرنیا این گنبد را علاوه بر مقبره، یک میل راهنما نیز برشمرده است.
در تحقیقات امروزی بر روی گنبدقابوس، برخی از تاریخ‌نگاران نجوم از روی قراین و مستندات پنداشته‌اند که این بنا برای رصدخانه ساخته شده است و انگیزه‎ای غیر از ساخت مقبره داشتند. متن زیر چکیده‎ای از جمله این تحقیقات است که پیرامون انگیزه‎ی ساخت گنبدقابوس انجام شده است: «قابوس کسی بوده که هفده سال از عمر خود را در مصاحبت دانشمندان و علما و مطالعه کتب گذرانده است و حتی در مکتوبی از ابواسحاق صابی، اسطرلاب و ذات‌الحلق خواسته است و صابی در جواب او نوشته: «... شمس‌المعالی مخصوصاً از هیأت آن اندازه بهره گرفته که بطلمیوس و ارشمیدوس نیز نگرفته‌اند... .» در ذخیره خوارزمشاهی نوشته سید اسماعیل جرجانی آمده است: منجم فاضل کیاکوشیار گیلانی در خدمت قابوس بن وشمگیر و نزد او عزیز بوده است. با توجه به قراین، شاید بتوان نظر برخی پژوهشگران و منجمان را که باور دارند طرح و نقشه گنبدقابوس را کیاکوشیار گیلانی تهیه کرده و بنا به دستور قابوس ساخته شده، درست انگاشت. این بنا چه رصدخانه باشد و چه مقبره، القاکننده‌ی مفهوم و معنای اساطیری و رمزی  است و نمونه‌ای است از الگوی کلی که آن را  «ستون کیهان»2 می‌نامند.»
گروهی نیز پیشینه این بنا را در بناهای یادبودی آیین مزدایی و تحول چادر به بنا یافته‌اند و نی‌های به هم بسته و چادر قبایل صحرانشین را الگوی برج قابوس می‌دانند: «در این بنا، نشانی از مقبره دیده نمی‌شود. به گزارش یکی از مورخان، تابوتی بی‌هدف در درون آن قرار داشته است. یکدستی خطوط و اشکال عالی آجری این بنا شاخص‌تر از آرامگاه امیر اسماعیل سامانی در بخارا نیست. از آن‌جا که قابوس از خانواده‌ای نومسلمان بود و پیوندهایی با سنت‌های پیش از اسلام داشت، می‌توان به طور آزمایشی، منشأ برج قابوس را در بعضی آثار یادبودی مزدایی و یا دگرسانی خیمه و چادر به یک بنای معماری پیگیری کرد.»
از سویی، هیلن براند، برج قابوس را بنایی یادمانی می‌داند که متأثر از آیین زردشتی است و ارنست دیتس، این شیوه ساخت مقابر را به دوران پیش از تاریخ منسوب می‌کند و آن را بر گرفته از آیین تدفین اوستایی می‌داند: «آرامگاه استوانه‌ای با گنبد مخروطی که یادآور چادر است، روایتی دیگر از برج آرامگاهی است که به دوران‌ پیش از تاریخ باز می‌گردد. زمانی که کوچ‌نشینان در ایران استقرار یافتند و قدرت به دست آوردند، شکل چادر را این‌چنین متحول کردند. براساس منبعی، جسد قابوس از گنبد آویزان بوده؛ رسمی که با آیین تدفین اوستایی تطبیق می‌کند و چنین می‌رسد که یک قاعده بوده است. این نوع تدفین، زمینه ای جهان‌شناختی دارد و عملی‌ترین راه برای حفاظت جسد در برابر بی‌حرمتی دیگران بوده است.»
بنای گنبدقابوس، برجی آجری و استوانه‌ای شکل است که ارتفاع آن ۵۵ متر و با احتساب ارتفاع تپه‌ای که بنا روی آن قرار گرفته (15 متر)، هفتاد متر3 خواهد بود. ارتفاع گنبد مخروطی آن 18 متر و ارتفاع بدنه میل ۳۷ متر است. این بنا شامل قسمت‌های زیر است:  
• صفه زیر برج که از سطح زمین 42/1متر ارتفاع دارد؛
• طره مخروطی که ده ترک بنا بر آن نشسته و طره بالایی که ترک‌ها به آن می‌پیوندد؛
• بدنه بنا؛
• و سرانجام بر فراز این همه کشیدگی، گنبد مخروطی (رَد) و یک پوسته جای گرفته است.
بدنه برج سراسر از آجر پخته ی قرمزِ بدون روکش است که به مرور زمان به رنگ زرد طلایی درآمده است. اوج صناعت و معماری در این شاهکارِ قرن چهارم قمری، مهارتِ حیرت‌انگیزی است که معمار بنا در ساختِ سقف مخروطی آن به کار برده است. برای ساختِ این سقف، به جای آجر معمولی از نوعی آجرِ ریشه‌دار استفاده شده که تنها در این بنا و برج رادکانِ کردکوی (از آثار همین قرن) به کار رفته است.
آجر، مهم‌ترین عنصر تشکیل‌دهنده‌ی برج قابوس است. فن آجرکاری در گنبدقابوس به بهترین شکل نمایان است؛ این آجرها به شکل مربع 6×۲۵×۲۵ سانتی‌متر و گاهی اضلاع آن از ۲۳ تا ۲۵ و ضخامت آن از ۵ تا ۶ سانتی‌متر متفاوت و کم و زیاد می‌شود. سطح آجرهای بیرونی بنا همگی آب‌ساب شده‌اند و سطحی صاف دارند. خمیر این آجرها تقریباً یکدست است و خلل و فرج کمی دارد و دانه‌های سنگ‌ریزه و شن در آن‏ها کمتر به چشم می‌خورد. آجرهای گنبدقابوس از نظر استحکام، مثال‌زدنی هستند و در پوشش گنبد، آجرهای دنباله‌دار (متقاطع) به کار گرفته شده است4. ملات اصلی برج قابوس گچی و ملات بندکشی5 آن گچی یا آهکی است. حد متوسط کلفتی این ملات ۲ سانتی‌متر است، ولی در پایین تا 8/2سانتی‌متر و در برخی نقاط به ۳ تا ۴ سانتی‌متر نیز می‌رسد. اندود سطوح بنا نیز گچی است.
بر روی بدنه‌های دهگانه آجریِ برج به فاصله 3 متر از پایین و 60/2 متر از زیر طره سقف6، دو رشته کتیبه آجری به خط کوفی با متنی کاملاً مشابه7، نصب و نام بانی، تاریخ ساخت و هدف بانی از ساخت بنا در آن درج شده است. یکی از آن‏ها در نزدیکی پایه و دیگری نزدیک انتهای پره‌هاست. آنچه در بالا قرار دارد، ناخواناست و به نظر می‌آید فقط حضوری نمادین دارد. سادگیِ این کتیبه‌ی عاری از هرگونه پیرایه می‌رساند که هدف از ساخت بنا، تنها استحکام و عظمت پیکره آن بوده است. این سادگی سبب گشته برخی از باستان شناسان که بنای گنبدقابوس را بررسی کردند، نخست تصور می‎کردند که کتیبه کنونی متعلق به زمان اصلی ساخت آرامگاه نبوده و عده‌ای بر این تصور، نکته‎ای نیز اضافه کردند که کتیبه روکشی از ساروج داشته که به مرور زمان ریخته و فاسد شده است، ولی با دقت و بررسی‎های بعدی متوجه شدند که این دو تصور حقیقت نداشته است؛ یعنی کتیبه متعلق به زمان ساخت برج بوده و هیچ‌گونه روکش ساروجی نیز نداشته که موجب حفظ آن گردد.
تنها گشودگی بنا، درگاه رفیع و ساده‌ای است که در بدنه بنا جای گرفته و ارتباط را با فضای داخل برقرار می‌کند. در سردر داخلی گنبد در درون طاق هلالی، گیلویی8 مقرنسی است که به نظر می‌رسد نخستین مراحل پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ‌بری است. شاید این مقرنس ساده از اولین نمونه‌های مقرنس‌سازی در بناهای اسلامی ‏باشد که بعدها به تدریج تکمیل شده است. روزنه شرقی گنبد نیز برای تهویه هوا و استفاده از روشنایی است و بنا به روایاتی، شاید برای تابیدن نخستین اشعه به پیکر [تابوت] قابوس بوده است. این روزنه دو متر درازا و 80×78×74 سانتی‏متر پهنا دارد و طاق آن از دو طرف با آجرهای مخصوصی که برای زدن طاق چشمه به کار می‌رود، پوشیده شده است. کف آن با آجر ساده بزرگ فرش شده و روی بدنه‌ی دیوارهای روزنه و سقف آن، با اندودی از گچ و خاک که شاید به رنگ آبی بوده، تزئین شده است.
این مقبره افزون بر قرنیز و مقرنس، در ساقه دارای شیارهای آجری با زاویه‎ای مناسب است. این ده پشت‌بند مثلثی شکل، گرداگرد بدنه‌ی آجریِ استوانه‌ای مانند آن را فرا گرفته و می‌توان گفت اولین بار در گنبدقابوس پلان دایره پیوسته، درهم شکسته و طرح این بنا مقدمه‌ی تغییر پلان دایره به گونه‎‎‎ی ستاره چندپر است. در نحوه‌ی شکل‌گیری این شیارها و علت ساختاریشان، نظرات گوناگونی است. نصرت‌الله مشکاتی معتقد است تنها اشکالی که در شیوه‌ی ساخت بدنه ی بنا به چشم می‌خورد، جفت کردن زوایای آجرهایی است که از تقاطع پشت‌بندها و دیوار برج به وجود می‌آید. از سویی، دیگر پژوهشگران نه تنها این شیارها را عیبی در بدنه برج نمی‌دانند و آن ‌را یکی از تزئینات بنا برمی‌شمرند، بلکه وجود آن ‌را برای رفع مشکلات سازه‌ای در بنا دانسته‌اند و اظهار داشتند پلان بنا با آگاهی از علم ایستایی طراحی شده و معمار به جای قطور کردن بدنه برج، از ترک مثلثی9 در ترکیب با قاعده دایره‌ای شکل استفاده کرده است تا با افزایش گشتاور بدنه برج، بدون افزایش جرم ساختمان، بنای مرتفع آن را مقاوم کند.
زاویه قائمه ترک‌ها (پشت‌بندها) علاوه بر ساده کردن آجرکاری، بر مقاومت ترک نیز می‌افزاید. سطح ترک شیب و زاویه مناسبی با قسمت محصور بین دو ترک پیدا کرده ‌است و در نتیجه، مجموع تورفتگی و برآمدگی دو جزء در هیأت کلی بنا به چشم خوشایند است. ترک‌ها علاوه بر علل سازه‌ای که به صورت شمع و پشتیبان‌های قوی توده وزین، برج را در میان می‌گیرند، حالت کشیده‌ای به بدنه می‌دهند که آن را به چشم خوشایندتر می‌نمایاند و نسبت زیبایی میان بدنه و مخروط گنبد برقرار می‌کنند.
گنبدقابوس در نتیجه بی‌مبالاتی و تجاوزی که در سال‌های گذشته به آن شده، صدمات بسیاری دیده بود. پایه بنا و سردر ورودی و صفه آجری آن بسیار تخریب شده بود و در برخی قسمت‌های پایه بنا، حفره‌هایی به عمق ۲ تا 5/2 متر کنده و آجرهای آن را برده بودند؛ به طوری که امکان داشت بدنه بنا فرو بریزد. گذشته از خرابی پی و پایه بنا، گنبد مخروطی آن، به ویژه در سمت شرقی و غربی، آسیب‌های فراوان دیده و نزدیک به هزار و پانصد عدد از آجرهای ریشه‌دار آن شکسته و در اثر اصابت گلوله، از جای خود درآمده بود. اطراف روزنه شرقی به کلی خراب و آجرهای طره و قسمتی از خطوط کتیبه، بند «الامیر ابن المیر و قابوس ابن وشمگیر» ریخته و محو شده بود. درون بنا نیز نیازمند تعمیرات بسیار بود تا آن‌که در سال ۱۳۰۴ش، برای نخستین بار، پایه بنا طبق اسلوب قدیم آن تعمیر و به هر ترتیبی بود، صفه آن بازسازی شد. بخش مهم تعمیر آن که مربوط به مرمت گنبد مخروطی و پوشش بام بود، در سال  ۱۳۱۸ش انجام شد. از شهریور ماه همین سال، شروع به تهیه آجر مخصوص بام کردند و طی سه سال، مرمت گنبد مخروطی و تعمیر کتیبه و صفه و اصلاحات درونی به پایان رسید.
پس از مطرح شدن ثبت جهانی گنبدقابوس در سال 1379، از سال ۱۳۸۵ با مجوز پژوهشکده باستان‏شناسی، برای اولین بار گمانه‌زنی پیرامون گنبدقابوس با هدف دستیابی به داده‌های فرهنگی و مواد باستان‌شناختی و به منظور درج در پرونده جهانی انجام شد. هدف از این‌گمانه‌زنی، شناخت دقیق ساختار معماری و سازه‌ای پی گنبدقابوس برای اقدامات حفاظتی و مرمتی، تهیه نقشه مدیریتی، تعیین عرصه و پیشنهاد حریم تاریخی بود. با انجام این گمانه‌زنی‌های باستان‏شناسی، مشخص شد که گنبدقابوس بر فراز تپه‌ای باستانی از دوران تاریخی، بنا شده است.
در طول تاریخ، گردشگران بسیاری از این بنا دیدن کردند و در سفرنامه هایشان، توصیفات فراوانی از برج قابوس به چشم می‌خورد که به چند نمونه اشاره می‏شود:
سیف‌الدوله در ذکر سفر گرگان به همراه محمدشاه می‌نویسد: «گنبد مخروطی در طرف رود گرگان واقع است. از داخل، گنبدی است و از خارج مثل برجی ترک ترک [که] بر بلندی واقع است. تخمیناً ارتفاع خود مناره و بلندی آن زمین از دشت نزدیک به شصت ذرع می‌شود. من خود از سمت دشت از پانزده ساعت مسافت، این گنبد را به طوری دیدم که گویا دو، سه ساعت زیاد فاصله ندارد. این بنا، مقبره قابوس وشمگیر است که یکی از سلاطین مشهور گرگان بوده است.»
سرپرسی سایکس نیز در بازدید خود از گنبدقابوس، آن را این‌گونه توصیف کرده است: «در 1908م [مطابق 1287ش/ 1326ق]، گنبدقابوس را دیدار کردم و آن به طوری که ابن اسفندیار می‌نویسد: «در خارج گرگان سر راه خراسان واقع است ... .» گنبد مزبور یک ساختمان ده ضلعی مرتفعی است با بام مخروطی شکل آن که از چندین میل در زمین هموار و مسطح نمایان می‏باشد و از کتیبه کوفی آن که به صورت آجرکاری دورادور است، معلوم می‌شود که این مقبره‌ی مجلل و عالی طبق دستور امیر شمس‌المعالی معروف به امیر فرزند امیر قابوس پسر وشمگیر در زمان حیات او در 375 هجری (997م) بنا شده است و آن یکی از قدیمی‌ترین ابنیه به شمار می‌آید که دارای تاریخ معین و معلوم و در شمال واقع است.»



پی‌نوشت:
1. بر کتیبه بنا دو تاریخ درج شده است: 397ق و 375ش. سال 397 قمری مصادف است با سال 385 شمسی. پیرنیا معتقد است که سال 375 که بر کتیبه بنا درج شده، سال شمسی یزدگردی است.
این دو تاریخ به میلادی (که فاصله زمانی مهرماه تا اسفندماه را شامل می‌شود) هم‏زمان است با سال ۱۰۰۶ یا ۱۰۰۷م، که در کتب مختلف هر دو تاریخ آمده است. اما باید توجه داشت که برای بالا بردن دقت کار، باید به دو تاریخ قمری و شمسی توجه کرد، نه تبدیل آن‏ها به میلادی. به عنوان نمونه، نویسنده کتاب هنر سامانی و هنر غزنوی، تاریخ ساخت بنا را سال ۳۹۶ق بیان کرده است، در حالی که تاریخ موجود در کتیبه ۳۹۷ است. نگارنده کتاب چون تاریخ میلادی را تبدیل کرده، این اشتباه به وجود آمده است.   
2. سیدمصطفی مجرد در مقاله خود تعریفی از «ستون کیهانی» ارائه داده است ( مجرد، سیدمصطفی. (1377). تحقیق در باب میل گنبد و انگیزه ایجاد آن. کیهان فرهنگی. شماره 147).
3. علی‌رغم مطالعات صدساله درباره‌ی این بنا، هنوز ارتفاع آن دقیقاً معلوم نیست و سهوهای دیگر نیز در گفته‌ها دیده می‌شود، از جمله آن‌که آن را دوازده ترک معرفی کرده‎‌اند (غروی، مهدی. (1376). آرمگاه‎ها در گستره‌ی فرهنگ ایرانی. تهران: انجمن آثار و مفاخر ملی.) در معرفی برج قابوس در لیست میراث جهانی یونسکو، ارتفاع آن 53 متر ذکر شده است.
Unesco. Gonbade- Qabus (online). Available from: (whc. Unesco. Org/en/list/1398). Accassed 27Th Janury 2014.
4. مقاله «پوشش بنای تاریخی برج قابوس» نوشته احسان ایروانی، شرح مبسوطی درباره‌ی فن‌شناسی مصالح و تکنیک ساخت بنا و جزئیات تکنیک ساخت در خود دارد. همچنین مقاله‌ی او با عنوان «حفاظت اضطراری پوشش بنای تاریخی برج قابوس» در شماره ۴ این فصلنامه، به موضوع آسیب‌شناسی و حفاظت برج قابوس پرداخته است (ایروانی، احسان. (۱۳۸۷و ۱۳۸۸). پوشش بنای تاریخی برج قابوس. میراث ملی. شماره ۲ و ۳، صص37-18).
5. بندکشی: پرکردن فاصله 2 آجر از گچ (بهشتی، محمد و مهرداد قیومی. (1388). فرهنگ‏نامه معماری ایران در مراجع فارسی. تهران : دانش‏نامه تاریخ معماری ایرانشهر).
6. پیش‏آمدگی و زینت بالای دیوار که عموماً از چوب‏های منقوش تشکیل می‎شود (بهشتی، محمد. همان. ص96).
7. متن کتیبه ده ‌بندی به خط کوفی در گنبدقابوس بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم، هذا القصر العالی، الامیر شمس المعالی، الامیر ابن الامیر، قابوس ابن وشمگیر، امر به ببنائه فی حیاته،  سنه سبع و تسعین، و ثلثمائه قمریه، و سنه خمس و سبعین، و ثلثمائه شمسیه. ترجمه: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، این کاخی است بلند، امیر شمس‌المعالی، امیر فرزند امیر، قابوس فرزند وشمگیر، در زمان حیات خویش امر به بنای آن کرد، سال سیصد و نود و هفت قمری و سال سیصد و هفتاد و پنج شمسی (ایروانی، همان جا).
8. حاشیه بالای دیوار و زیر سقف مانند سایبان بندبند (بهشتی، محمد و مهرداد قیومی. همان. ص130).
9. سوزه‏ی کلاه وخیم، کله کلاه و خیمه و امثال آن. (بهشتی، محمد و مهرداد قیومی. همان. ص67)


منابع:
• آتابای، شهروز، و آتاباي، فرهمند. (1384). برج قابوس: رفيع‌ترين بنای آجری جهان. گرگان: مختومقلی فراغی.
• اتینگهاوزن، شراتو. (1376). هنر سامانی و هنر غزنوی. (ترجمه یعقوب آژند). تهران: مولی.
• پوپ، آرتور اپهام. (1387). سيري در هنر ايران از دوران پيش از تاريخ امروز. (ترجمه باقر آيت‌الله‌زاده شيرازي و ديگران). تهران: علمي و فرهنگي.
• پیرنیا، محمدکریم. (1384). سبک‌شناسی معماری ایران. تهران: هنر اسلامی.
• توسلی، محمد. (1363). گنبدقابوس. معماری ایران (جلد 2). (به کوشش آسیه جوادی). تهران: مجرد.
• زیرک، بابک. (1385). برج گنبدقابوس. معمار، ۴۱، 105-101.
• سایکس، سرپرسی. [بی‌تا]. تاریخ ایران (جلد 2). تهران: شرکت سهامی چاپ و انتشار کتب ایران.
• ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد 5). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
• سیف‌الدوله، سلطان‌محمد. (1364). سفرنامه‌ی سیف‌الدوله (سفرنامه‌ی مکه). (به کوشش علی‏اکبر خداپرست). تهران: نی.
• عمید، حسن. (1388). گزارش گمانه‌زنی برج قابوس. (پژوهشکده باستان‏شناسی سازمان میراث فرهنگی). تهران: صنایع دستی و گردشگری.
• قورخانچی، محمدعلی. (1360). نخبه سیفیه. (به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان). تهران: تاریخ ایران.
• گدار، آندره. (1313). آثار باستان: گرگان و گنبدقابوس. مجله تعلیم و تربیت، 1 (49)، 54-48.
• مجرد، سيدمصطفي. (1377). تحقيقي در باب ميل گنبد و انگيزه ايجاد آن. كيهان فرهنگي، 147.
• مشکوتی، نصرت‌الله. (1345). جرجان - گنبدقابوس. هنر و مردم، 51، 39-33.
• مشکوتی، نصرت‌الله. (1345). فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران. تهران: سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران.

• Meshkati, Nosratollah. (1974). A list of the historical sites and Ancient monuments of Iran. Publication No. 5. Translated by: H.A.S Pessyan. Ministry of Culture and Arts. Press. Tehran. p 177.
• Unesco. Gonbad e- abus. (on line). Available from: (whc. Unesco. Org/ enlist/ 1398). Accassd 27th ganuary 2014.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه