خرید و دانلود مقاله

كتولی


کتولی              Katooli Dialect
 

 

گویشی رایج در شهرستان علی‌ آباد و نواحی اطراف آن.
گویش کتولی نزدیکی محدودی با گویش مازندرانی و ریشه‌ی اصلی آن، زبان تبری دارد و به احتمال زیاد، با پارسی گرگانی- همان گویشی که مقدسی در کتاب احسن‌التقاسیم و نویسنده‌ی حدودالعالم از آن نام برده‌اند- از یک خانواده هستند. برخی، گویش کتولی را یکی از شاخه‌های زبان تبری می‌دانند. دلایلی مبنی بر هم‌ریشه نبودن گویش کتولی با مازندرانی وجود دارد. یکی از دلایل، هم‌ریشه نبودن گویش کتولی با گویش مازندرانی، تفاوت آشکار واژگان، افعال، صرف افعال و حتی نحو و جمله‌بندی آن‌هاست. بیشتر افعال کتولی و صرف آن‌ها، کاملاً با افعال و نوع صرفِ آن‌ها در مازندرانی متفاوت است. از نظر نحو و جمله‌بندی، هرچند هر دو گویش تحت‌تأثیر گویش معیار، تغییراتی در آن‌ها ایجاد شده است، اما اختلافات فراوانی بین این دو گویش وجود دارد.
از دلایل دیگر عدم هم‌ریشگی، واژگان مربوط به این دو گویش است. زبان‌شناسان معتقدند که زبان‌های هم‌ریشه، تا حدود زیادی واژگان مشترک دارند، در صورتی که با مقایسه‌ی این دو گویش، نشان می‌دهد درصد بسیار کمی واژه‌ی مشترک بین آن دو وجود دارد. این اشتراک اندک واژگانی نیز به سبب مهاجرت اقوام مازندرانی به منطقه‌ی کتول و روابط فرهنگی، سیاسی و مراودات بین آن‌ها بوده است. در فرهنگ پنج جلدی واژگان تبری که بیش از 40هزار مدخل اصلی یا صورت پایه‌ی واژگانی در آن ذکر شده و مقایسه‌ی آماری با واژگان کتولی، متوجه می‌شویم که تنها8000 واژه‌ی کتولی در آن فرهنگ به کار رفته است. البته از همین تعداد واژگان مشترک نیز بیش از نیمی از واژگان را فقط گویشوران کتولی تلفظ می‌کنند و گویشوران مازندرانی، آن‌ها را در مجموعه‌ی واژگانی خود ندارند و یا در گفتار خود به کار نمی‌برند. به عبارتی، در گویش کتولی، واژگان ناب و کهن و اصیلی وجود دارد که جزو واژگان دخیل از گویش‌های دیگر نیست و مختص به گویشوران کتولی است و در بین گویشوران تبری، مازندرانی، کرد، ترک، سمنانی، شاهرودی، گیلانی و غیره کاربرد ندارد. تعدادی از این واژگان خاص کتولی عبارتند از:
واری، پش خش، شوارس، لَمپوست، نَمِنه، بِلق، سِمبِله، فِندِری، این فَطَر، روفاک، مِجِری، گِلَند، چَندو، بَندو، گرمgoerem ، گوش حلقه، گَل، دیوانه مَتو، دورِزان، ساسی، دَقنجیدن daqoenjidan، دَنگ دوش، یه توپّر، توقلامه toqoelame، خَردِرَختَن، نَقنجه neqoenje، الر، دَرو وَرو، شاندَن، یه کلکه ya-koelke، کُل هداkoel-heda ، اغِر، قده تَلانqoedde-tallan ، تَکّوس، هِتِکی، وَنده بار، اوکایی، زَنبُلُق، لوکّاس، لو، نَگیرِم، وا مار، هاداری، اِغما جور، سگِ در، وازُمه، توکّه و... .
حدود 15 تا 20 درصد واژگان مشترک بین این دو گویش وجود دارد، حال آن که حدود 80 تا 85 درصد واژگان کتولی- به غیر از افعال - با واژگان استرآبادی و واژگان پارسی گرگانی نزدیکی دارند. این بسامد بالا و فراوانی واژگان مشترک در منطقه‌ی کتول و استرآباد را می‌توان از دو دیدگاه مورد بررسی قرار داد:
الف) این دو منطقه از نظر جغرافیایی در همسایگی یکدیگر قرار دارند و رفت و آمدهای فراوان تجاری، سیاسی و فرهنگی بین آن دو، سبب تبادل واژگانی شده است. بسیاری از سران و خوانین کتولی در دوره‌ی قاجار، حاکم یا نایب‌الحکومه‌ی استرآباد بودند و در این شهر، خانه‌های اعیانی و تکیه داشته‌اند. همین روابط دوجانبه‌ بین حکام کتولی ساکن در گرگان با مردم منطقه‌ی کتول نیز سبب فراوانی واژگان مشترک این دو منطقه شده است.
ب) پس از فروپاشی شهر گرگان - که به زبان پارسی گرگانی صحبت می‌کردند- و از رونق افتادن این شهر، کم‌کم شهر استرآباد بنا به موقعیت جغرافیایی و آب و هوای مناسب‌تر و موقعیت استراتژیک، از اهمیت بسیاری برخوردار شد؛ همین عامل سبب مهاجرت مردم گرگان (گنبد کنونی) به شهر تازه رونق گرفته‌ی استرآباد شد. در این مهاجرت، تعدادی از آن‌ها در منطقه‌ی کتول ساکن شدند و با همان زبان پارسی گرگانی صحبت می‌کردند. افراد بومی ساکن منطقه‌ی کتول، بنا به اجبار یا اختیار و آمیزش با آنان، این زبان را آموختند و اختلاط زبانی خاصی در منطقه‌ی کتول به وجود آمد. در این آمیزش زبانی، مردم بومی منطقه، بسیاری از واژگان زبان غالب (پارسی گرگانی) را پذیرفتند که نشانه‌های فراوانی از این لغات، پس از گذشت قرن‌ها، هنوز در منطقه‌ی کتول وجود دارد و اهالی، به ویژه در مناطق ییلاقی و کوهستانی، این واژگان پارسی گرگانی را در حد زیاد به کار می‌برند.
مجموعه‌ای از فعل و انفعالات، سبب گسست تاریخی گرگان (گنبد کنونی) از خراسان شد. فشارهای مختلف سیاسی و ترکتازی‌های ترکان شرقی، گرگانی‌ها را بر آن داشت تا با تغییر مسیر، به کوهپایه‌های شمال‌شرقی البرز مهاجرت کنند، جایی که روستاهای آباد استرآباد قرار داشته است. مردم شهر گرگان به نسبت جمعیت منطقه و از نظر بافت متحد و یکپارچه‌ی نظامی و سیاسی، همچنان قدرت خود را در منطقه حفظ کردند و با تسلط بر منطقه‌ی استرآباد، به عنوان ملوک‌نشین نوظهور، صفحه‌ی جدیدی را در تاریخ حکومت‌های شمال البرز گشودند. به هر حال، این گمان منطقی است که عوامل سیاسی، اجتماعی و اقلیمی، موجب انتقال مردم شهر گرگان، از حدود و ثغور قبلی‌شان به دامنه‌های البرز و سبب شکل‌گیری گرگان امروزی شده است، اتفاقی که بیشتر پژوهشگران آن را مربوط به دوران حمله‌ی مغول می‌دانند. در هر صورت، این جابه‌جایی، سبب جدایی فرهنگی استرآباد از تبرستان شد. از سوی دیگر، شکل‌گیری این بافت جدید حکومتی، منجر به ارتباطات وسیع تجاری و اقتصادی با مناطق کومش و خراسان شمالی شد. مجموعه‌ عوامل یاد شده موجب شد تا گویش استرآبادی، حجم وسیعی از واژگان خراسانی، کومشی، به ویژه پارسی گرگانی را بپذیرد. البته وجود واژگان پارسی گرگانی در گویش امروزی مردم استرآباد، بسیار کم‌رنگ است، اما در گویش کتولی نمودی آشکار و پررنگ دارد.
به احتمال زیاد، برخی از مهاجران قدیم گرگانی که به پارسی گرگانی صحبت می‌کردند، هنگام مهاجرت به شهر استرآباد، در میانه‌ی راه در منطقه‌ی کتول، به ویژه مناطق کوهستانی ساکن شدند و با ساکنان بومی این منطقه درآمیختند. به این ترتیب، پارسی گرگانی و واژگان آن در این منطقه رواج یافت. با گذشت زمان، تغییر و تحولاتی نیز در واژگان پارسی گرگانی رایج در کتول به وجود آمد، اما بسیاری از واژگان به همان صورت ناب و کهن خود در گویش جدید کتولی باقی ماند.     
• ویژگی‌های گویش کتولی
1. گویش کتولی مانند هر زبان و گویش دیگر، از زبان‌های روسی، ترکی، عربی و زبان‌ها و گویش‌های هم‌مرز خود، از جمله ترکمنی، کومشی، مازندرانی، گیلکی، کُردی و مهاجرانِ مناطق دیگر، واژه قرض گرفته است. حضور این واژگان قرضی به تدریج افزایش یافته و زبان خالص و قدیمی این منطقه را کم‌رنگ کرده است. امروزه نفوذ و رواج واژه‌های قرضی به حدّی است که بیشتر بخش‌ها، مانند اشعار، مکالمات، جملات و نوشتارهای کتولی را تحت‌تأثیر خود قرار داده است. در زیر، برخی از واژگان قرضی که از زبان‌های مختلف وارد گویش کتولی شده، آمده است.
• واژگان عربی رایج در کتولی
هِراسه، مَخراض، مَطبخ، غیظ، مستراب، نِسّام، مشرفه، صاحاب، مَتکا، حرام، مَوال.
واژگان روسی: ماتِشکه، گیروان، چَتوار، اِشکاف، سَموار، استکان، نعلبکی، مَنات، پوت، لمپا، پالتو، چکمه، چُتکه.
واژ‌گان فرانسوی: اِسفالت، آژدان (آجودان)، پِماد، لامپ، فلوت، گالش.
واژ‌گان کومشی: اِشتاق، چِقَر، داروگرم، دلینگُن، چکه‌پرسی، علّه توک، علف چر، هادن، هادا، هِکّو، هونگ، ویر، لجّاره.
واژ‌گان ترکی: ایلغار، ایلجاری، ایلخی، بُنکه، بنچاق، بلوک، بیگاری، پاکار، پادو، پینکی، تُقلی، تیول، دگنک، تمنه، شیغار، شلتاق، ساری انبار، بقچه، قیز قلعه، قرمساق، چارق، قیماق، ساخلو، ایلخان، قالتاق، چلک، بیگلربیگی، قلچماق.
واژ‌گان کردی: زیلان، زُلان، نژاره، یارگلکان، لاره، تلیر، گاوانی، گوترمه، گُندی.
واژ‌گان ترکمنی: اُوّا (اُبه)، گُل (گول)، ماشه (ماشا)، قبتال (قاپدال)، نمازلیق، باطیر (باطّر)، پیچک (پیچاق)،  قبرغه (قاپیرغا)، مرگن، یالدیراق، یورغه (یورغا)، قطلمه (قاطلاما) ، یَگَن.
2. در گویش کتولی، مانند گویش استرآبادی، کاربرد ضمه به ویژه کسره، زیاد دیده می‌شود:
اِند، بِرن، اِمانت، اِندا، اِزگُرن.
3. در گویش کتولی مانند گویش شاهکوه و زیارت، بعد از صامت‌های سنگین مانند (خ، ق، گ)، مصوت مرکب oe که تلفیقی از (-ُ  -ِ) می‌باشد، بسیار پرکاربرد است. به احتمال زیاد، کردهای مهاجر ساکن در کتول،  این مصوت مرکب را از زبان کردی وارد گویش کتولی کرده‌اند:
خدا xoeda، گُل goel، قرص qoers
4. در طول تاریخ، دگرگونی‌هایی در گفتار روی داده که به تدریج، شکل گفتاری از شکل نوشتاری فاصله گرفته است. این اختلافِ تلفظ به دلیل ویژگی‌های آوایی زبان است که به این دگرگونی‌ها، فرآیند واجی می‌گویند. علّت به وجود آمدن این فرآیندها آن است که زبان سریع‌تر از نوشتار در حال تغییر و تحوّل است و همین عامل، بر اثر گذر زمان، اختلاف زیادی بین شکل ملفوظ و مکتوب کلمات به وجود می‌آورد. فرآیندهای واجی شاملِ قاعده‌های کاهش، افزایش، ابدال و ادغام است. نمونه‌های فراوانی از این فرآیندهای واجی در گویش کتولی دیده می‌شود. از میان این فرآیندها، فرآیندهای کاهش و ابدال بسیار پرکاربردتر از قاعده‌های افزایش و ادغام هستند:
الف) قاعده‌ی کاهش یا حذف
- حذف حرف «ب» خوب: خا
- حذف حرف «د»     برادر: بِرار، مادر: مار
- حذف حرف «ت خورشت: خورش، بالشت: بالش
- حذف حرف «ه»      پهلو: پَلو
ب) قاعده‌ی ابدال: در گویش کتولی، صامتِ «گ» را به «ق» بَدَل می‌کنند:
مگس: مقز، رگ: رق، دیگ: دیق، لگد: لقد، رگبار: رقبار
- تبدیل «و» به جای «ب»: باز: واز، شب: شو، لب: لو، ببین: بویین
- تبدیل «ی» به «ر»: بشوید: بشوره
- تبدیل «ر» به «ل»: انجیر: انجیل، زنجیر: زنجیل
- تبدیل «ن» به «م»: پنبه: پمبه، شنبه: شمبه
- تبدیل مصوت بلند «آ» به مصوت کوتاه «-ِ»: تالار: تِلار
- تبدیل «پ» به «و» و کاهش «ه»: چهار پادار، چار پادار: چار وادار
- تبدیل «ب» به «ه»: بده: هاده، هادی
5. پسوندها در گویش کتولی
الف) «اوک» (uk) یکی از پرکاربردترین پسوندها در کتولی است. این پسوند صفتِ نسبی‌ساز، به معنی «بسیاری و مداومت» است:
فسّوک fess-uk، خلّوک xel-uk، گریندوک geryand-uk، چسّوک ces-uk، ریخوک rix-uk.
ب) پسوند «دار» به عنوان پسوند اتصّاف و دارندگی کاربرد دارد. واژه‌ی «دار» در اصل «دارنده» است که صفت فاعلی را می‌سازد:
چاروادار، چودار، خانه‌دار.
ج)کاربرد «تا» به عنوان ممیز یا واحد شمارش بعد از اعداد، به غیر از عدد یک.
دتّا  de-tta، سه تّا  se-tta.
د) فعل اسنادی « ِ م» (em) به معنی «هستم» معنی مالکیت می‌دهد:
حُسینِم: حُسین هستم     خودمِم: خودم هستم
ه) پسوند «نی» که به آخر ضمایر متصل می‌شود و معنی مالکیت می‌دهد:
تِنی: مالِ تو         مِنی: مالِ من
و) «واری» به عنوان پسوند، به معنیِ «مثل و مانند» و «شبیه» کاربرد دارد.
بِرار- واری: مانند برادر      ته- واری: مانند تو
6. پیشوندها در گویش کتولی: تعداد پیشوندها در گویش کتولی اندک است. این پیشوندها بر سرِ افعال، ضمایر، صفات و مانند آن می‌آیند، اما بیشترین حضور پیشوندها بر سرِ افعال است. این پیشوندها عبارتند از:
الف) پیشوند «ها»: هاکرد، هادی، هابی، هابیه، هاکنه
ب) پیشوند «هِ»: هِدا، هِنیش، هِتُش، هِپلکیده
ج) پیشوند «ب» زینت و تأکید: بُخورد، بُئرد، بگوت، بشنفت، بِرَخت
7. علامت مفعولی «را» در گویش کتولی، گاه به صورتِ‌ های بیانِ حرکت (ه – ﻪ) و گاه به صورت مخففِ «رِ» به کار می‌رود.
بیله هادی: بیل را بده        بیل رِ هادی: بیل را بده
8. گاهی اوقات در گویش کتولی همچون ساختار گیلکی و مازندرانی، صفت پیش از موصوف می‌آید؛ با این تفاوت که صفتی که قبل از موصوف آمده، کسره می‌گیرد.
بُزِ نَر: نَرِ بِز        آش تُرش: تِرشی آش
آلوی تُرش: ترشیِ آلو
9. «آ»، «ها»، «های»، «اُی»، «هوی»، «هَن» از اصواتی هستند که در گویش کتولی، برای تأکید، تصدیق، صدا زدن و تکیه کلام به کار می‌رود. اصوات هِن، هین، هُش و گاهی اوقات هِی برای راندن و رماندنِ حیوانات و مانند آن به کار می‌رود.
10. نشانه‌ی مصدر در گویش کتولی مانند مازندرانی «en» است که گاهی با گرفتن صامتِ میانجی «y» به کار می‌رود.
بَوِردن، بِساختِن، بدی ین badi-y-en، بخری ین baxeri-y-en.
11. های بیان حرکت (ه - ﻪ) که در پایان واژه‌ها و ترکیبات کتولی اضافه می‌شود، نقش فعلِ اسنادی «است» را دارد:
گیلهِ: گِل است   خُبه: خوب است   پائه: پا است
12. در گویش کتولی، حالت نهی، با افزودن «ن» به ابتدای افعال و مصادر ساخته می‌شود:
نُخو noxo: نخور      نِرو nero: نَرو      نَدی: نده         نُئردن  noarden: نرفتن
13.  با افزودن «ب» به ابتدای افعال، فعل امر ساخته می‌شود، امّا در چند مورد محدود با افزودن «ها» و«هِ» فعل امر ساخته می‌شود:
بپّا: ریشه آن از «پا» است به معنی مواظب باش
 بَییر: بگیر        بَنیش: بنشین          هِتُش: بزن           هادی: بده       هتک: بیفت، بخواب
14. «ب» زینت یا «ب» تأکید بر سر افعال کتولی بسیار پرکاربرد است:
بَدیم: دیدم، بگوت: گفت، بخورد: خورد، بَزو: زد، بشنفت: شنید، بکند: کند، بپّری: پرید، بوافت: بافت، براند: راند، بشوشت: شست.
15.  فعل کمکی «دار» که مخفف «دارد» است، بر سر افعال می‌آید و «مضارع مستمر» می‌سازد.
دار- اِمب: دارم می‌آیم، دار- شوند: دارد می‌رود
16. در صرف افعال، علامت سوم شخص جمع برخلاف فارسی که «ند» است، در کتولی « -ِ ن» می‌باشد.
بُئردن boarden: رفتند، بَگوتِن baguten: گفتند، بَخرین baxerin: خریدند، بِشنفتن besnoften: شنیدند
17. یکی از افعال عجیب در گویش کتولی، «ماضی استمراری» و «ماضی مستمر» است. با اضافه کردن فعل «کرد» به آخر صفت مفعولیِ فعل اصلی، ماضی استمراری و ماضی مستمر ساخته می‌شود. به زبان ساده‌تر، فعلِ «کرد» در آخر فعل، کارکردِ «می» استمراری را دارد:
اِشنُفته کرد esnofte-koerd: می‌شنید، داشت می‌شنید
نَخورده کرد  naxoerde - koerd : نمی‌خورد (شکل منفی این فعل، ماضی مستمر ندارد)
دَکُرده کرد  dakoerde-koerd : می‌پوشید، داشت می‌پوشید
خورده کرد  xoerde-koerd : می‌خوردم، داشت می‌خورد
نیشته کرد niste-koerd : می‌نشست، داشت می‌نشست
شُکُرده کرد  sokoerde-koerd : می‌رفت، داشت می‌رفت
اِشکَسته کرد  eskeste-koerd : می‌شکست، داشت می‌شکست
وینسته کرد  vineste-koerd : می‌دید، داشت می‌دید
گیته کرد gite-koerd: می‌گرفت، داشت می‌گرفت
گوته کرد gute-koerd: می‌گفت، داشت می‌گفت
ناییشتِ کرد nayiste-koerd: نمی‌گذاشت (شکل منفی این فعل، ماضی مستمر ندارد)
خوته کرد  xoete-koerd : می‌خوابید، داشت می‌خوابید
نخوته کرد  naxoete-koerd : نمی‌خوابید (شکل منفی این فعل، ماضی مستمر ندارد)
ساختار اقسام فعل در گویش کتولی
الف) ماضی ساده:
باید توجه داشت که در گویش کتولی، همیشه در آغاز افعال ماضی ساده، پیشوند می‌آید که این پیشوندها عبارتند از:
«ب» مفتوح در آغاز فعل ماضی: بَزُم
«ه» مکسور در آغاز فعل ماضی: هِدام
«ها» در آغاز فعل ماضی: هاکَردم hakoerdam
باید توجه داشت که این نوع پیشوندها، صرفی هستند و تغییری در معنی و مفهوم فعل ایجاد نمی‌کنند، اما پیشوندهایی وجود دارند که معنی فعل را تغییر می‌دهند و به آن‌ها پیشوندهای اشتقاقی می‌گویند:
«دَ»: دَکردم dakoerdem: از همین مصدر «کردن» معانی «پوشیدم» و «داخل کردم، فرو کردم» برداشت می‌شود.
برای ساختن ماضی ساده، پس از اضافه شدن پیشوند ماضی‌ساز به اول کلمه، جای دو حرف عوض شده و قاعده‌ی «قلب» صورت می‌گیرد. گذشتم: بِذگُشتم bezgoeštem
باید توجه داشت که گاهی اوقات برای ساختن ماضی ساده، پس از اضافه شدن پیشوند ماضی‌ساز به اول کلمه، قاعده «اعلال» صورت می‌گیرد. سوختیم: بَسُختیم
گاهی اوقات برای ساختن فعل ماضی، از شکل مضارع آن استفاده می‌شود، البته پس از اضافه شدن پیشوند ماضی‌ساز به اول کلمه. کشیدم: بَکِشیم، ترسیدم: بَتِرسیم
گاهی در فعل ماضی ساده، اول شخص مفرد و اول شخص جمع مانند هم صرف می‌شوند:
دیدم: بَدیم (من تو را دیدم)
دیدیم: بَدیم (ما تو را دیدیم)
گاهی در فعل ماضی ساده، دوم شخص مفرد و سوم شخص مفرد مانند هم صرف می‌شوند:
دیدی: بَدی (تو دیدی)
دید: بَدی (او دید)
گاهی در فعل ماضی ساده، دوم شخص جمع و سوم شخص جمع مانند هم صرف می‌شوند:
جویدید: بِجویین (شما غذایتان را جویدید)
جویدند: بِجویین (آن‌ها، غذایشان را جویدند)
باید توجه داشت که در برخی از افعال ماضی، ابدال صورت می‌گیرد:
بستم: دَوستِم که «ب» به «واو» و مصوت «-َ» به «-ِ» تبدیل شده است.
گاهی اوقات در برخی از افعال ماضی، ساختار فعل به کلی عوض می‌شود:
گرفتم: گیتِم
ب) ماضی نقلی در گویش کتولی
باید توجه داشت که درگویش کتولی، ماضی نقلی مانند ماضی ساده صرف می‌شود:
رفتم: بُئردم boardem
رفته‌ام: بُئردم boardem
ساختار ماضی ساده مانند ماضی نقلی است، با این تفاوت که در ماضی نقلی، تکیه بر روی هجای آخر قرار دارد:
رفتم: بُئردم boardem
رفته‌ام: بُئردم boardem
ج) ماضی استمراری
ساختن ماضی استمراری در برخی از افعال به دو صورت انجام می‌شود:
می‌گرفتم: گیتِم
می‌گرفتم: گیته کردم gite-koerdem
برای ساختن ماضی استمراری، برخلاف دستور زبان امروز، از صفت مفعولی استفاده می‌شود:
می‌پوشیدم: دکرده‌ کردم dakoerde-koerdem
د) ماضی بعید
در گویش کتولی، اول شخص مفرد و اول شخص جمع، در ماضی بعید مانند هم صرف می‌شوند:
رفته بودم: بؤئرده بیم boarde-bim
رفته بودیم: بؤئرده بیم boarde-bim
در این گویش، دوم شخص مفرد و سوم شخص مفرد، در ماضی بعید مانند هم صرف می‌شوند:
خورده بودی: بُخُرده بیboxoerde-bi
خورده بود: بُخُرده بی boxoerde-bi
در این گویش، دوم شخص جمع و سوم شخص جمع، در ماضی بعید مانند هم صرف می‌شوند:
فروخته بودید: بَفروخته بین bafroxte-bin
فروخته بودند: بَفروخته بین bafroxte-bin
برای صرف برخی از کلمات در ماضی بعید، از شکل مضارع آن‌ها استفاده می‌شود:
ترسیده بودند: بَتِرسی بین
گاهی اوقات، ماضی بعید به دو صورت ساخته می‌شود:
آمده بودم: بیام بیم biyam-bim
آمده بودم: بیامبو بیم biyam-bo-bim
برخلاف فارسی امروز، در گویش کتولی برای ساختن ماضی بعید، از صفت مفعولی استفاده نمی‌شود:
دیده بودم: بَدی بیم
ه) ماضی التزامی
باید توجه داشت که در ماضی التزامی، گاهی فعل به دو صورت ساخته می‌شود؛ هم با پیشوند و هم بدون پیشوند.
با پیشوند: بَگوته بام bagute-bam
بدون پیشوند: گوته بام gute- bam
در فارسی امروز، ماضی التزامی سوم شخص مفرد آن شناسه می‌گیرد؛ اما در گویش کتولی شناسه ندارد:
خورده باشد: بَخورده با baxoerde-ba
و) ماضی اخباری
باید توجه داشت که برخلاف فارسی امروز، برای ساختن مضارع در گویش کتولی، «می» از آغاز فعل حذف می‌شود:
می‌خورم: خورم xoerm
می‌برم: بِرم berm
در گویش کتولی، ماضی اخباری و مضارع التزامی، مانند هم صرف می‌شوند و تنها اختلاف آن‌ها در آن است که مصوت‌ها متفاوت و شناسه‌ها یکسان هستند:
می‌ریزم (مضارع اخباری): دریزم darizam (من می‎ریزم)
بریزم (مضارع التزامی): دریزم darizem (من می‎خواهم بریزم)
یکی از پیشوندهای مضارع ساز، آوردن «دَ» و «اِ» پس از حذف «می» از اول کلمه است:
می‌ریزم: دَریزم darizam
می‌گذرم: اِذگرم ezgoeram
البته در فعل «اذگرمب» عمل قلبِ «ذ» به «گ» صورت گرفته و «ب» از آخر فعل حذف شده است.
در گویش کتولی، مضارع به سه گونه ساخته می‌شود:
می‌ریزم: دَریزَمdarizam
می‌ریزم: ریزمrizam
می‌ریزم: ریزمبrizamb
برخلاف دستور امروز که بین بن مضارع و شناسه، حرفی میانجی اضافه می‌شود، در گویش کتولی، این افزایش صامت میانجی اتفاق نمی‌افتد:
بگویَم: بَگوم
ز) مضارع التزامی
مضارع التزامی در گویش کتولی با فارسی امروز، گاهی فقط در مصوت‌ها با هم اختلاف دارند:
بِسوزَم (التزامی در زبان فارسی): بَسوزِم (التزامی در گویش کتولی)
شناسه‌ها در مضارع التزامی به گونه‌ی زیر است:
(ـِم، ی، ه؛ یم، ین، ـِن و گاهی ین)
بخورِم boxoerem      بخوریم boxoerim      
بخوری boxoeri          بخورین boxoerin      
بُخوره boxoere         بخورِن boxoeren      
ح) فعل آینده
فعل آینده در گویش کتولی، مانند فعل مضارع صرف می‌شود:
من (فردا) می‌روم (آینده): شومب
من (امروز) می‌روم (مضارع): شومب
ط) فعل امر
فعل امر در گویش کتولی مانند فارسی است، اختلاف آن با فارسی امروز، تنها در مصوت‌هاست:
بُرو: بِرو
بِسوز: بَسوز
در فعل امر، دوم شخص جمع به جای شناسه‌ی «ید» در گویش کتولی، از شناسه‌ی «ین» استفاده می‌شود:
بروید: بِرین
بخورید: بُخورین boxorerin
گاهی اوقات در فعل امر، یک حرف حذف می‌شود:
بخور: بُخو
بنشین: بَنیش
بخواب: بَخُس baxoes
ی) فعل نهی
در فعل نهی هم قاعده «ابدال» صورت می‌گیرد:
نیا naya: نیا niya
در این فعل، ابدال صورت گرفته، یعنی مصوت (ـَ) به صامت (ی) تبدیل شده است.
نیایید nayayid: نیایین niyayin
در فعل جمع، شناسه‌ی «ید» به «ین» تبدیل شده است.
فعل نهی مانند فارسی است و فقط اختلاف آن در مصوت‌هاست و گاهی هم بدون اختلاف، شبیه به فارسی ساخته می‌شود:
نَرو: نِرو
نَسوز: نَسوز


منابع:
• ابوالقاسمی، محسن. (1385). تاریخ زبان فارسی. تهران: سمت.
• اوتادی، رمضان. (1386). فرهنگ لغت ترکی به فارسی. کرج: دُر دانش.
• اوفچینیکوا، اي‌ك، فروغیان، ح، و بديع، ش. (1374). فرهنگ روسی به فارسی. (تصحیح علی اسدالله‌یف). تهران: گوتنبرگ.
• باقری، مهری. (1374). مقدمات زبان‌شناسی (جلد اول). تهران: قطره.
• جُرّ، خلیل. (1382). فرهنگ لاروس (عربی - فارسی) (چاپ 14). (ترجمه سیدحمید طبیبیان). تهران: امیرکبیر.
• حسینی، سیدمحسن. (1370). فرهنگ و جغرافیای علی‌آبادکتول. تهران: خردمند.
• دهخدا، علی‌اکبر. (1334). لغت‌نامه دهخدا. دانشگاه تهران.
• شرفکندی، عبدالرحمن. (1369). هه‌نبانه بورينه: فرهنگ کردی - فارسی. تهران: سروش.
• شریعت‌زاده، علی‌اصغر. (1371). فرهنگ مردم شاهرود (جلد اول). شاهرود: مؤلف.
• صفوی، کورش. (1385). آشنایی با تاریخ زبان‌های ایرانی. تهران: پژواک کیوان.
• قاضی، حاجی‌مراد دوردی. (1382). فرهنگ قاضی: فارسي - تركمني (جلد اول). مشهد: گل نشر.
• کیا، صادق. (1330). واژه‌نامه گرگانی. دانشگاه تهران.
• معطوفی، اسدالله. (1376). ضرب‌المثل‌ها، کنایات و باورهای مردم گرگان. تهران: ایمان.
• معلم، مرتضی. (1348). فرهنگ كامل جدید فارسی - فرانسه (جلد اول و 2). تهران: امیرکبیر.
• معین، محمد. (1345). فرهنگ فارسی معین. تهران: امیرکبیر.
• مقدسی، ابوعبدالله‌محمد. (1361). احسن‌التقاسیم فی معرفه‌الاقالیم (جلد 2). (ترجمه علینقی منزوی). تهران: مؤلفان و مترجمان ایران.
• نادری، علی‌اصغر. (1389). میغان‌نامه: مونوگرافي ميغان شاهرود (جلد اول). سمنان: حبله‌رود.
• نصری اشرفی، جهانگیر. (1381). فرهنگ واژگان تبری با همانندهاي مازندراني، استاربادي، گيلي، قصراني (جلد 5-1). تهران: احیای کتاب.
• نصیری، محمدرضا. (1392). فرهنگ نصیری (ترکی جغتایی). (به کوشش حسن جوادی). تبریز: آیدین.
• نظری، محمدابراهیم. (1375). جغرافیای تاریخی کتول به ضميمه دهات فندرسك و ملك. ساری: مؤلف.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






  • محمد دولتی از نوده کتول

    اکثر افعال کتولی و مازندرانی یکی هستند مثلا در کتول میگن ویمب ولی در ساری میگن ویمبه و در چالوس میگن ویمه یا در کتول میگن بخشندی در ساری و چالوس میگن بخشنی ریشه دو گویش یکی هست ولی صرف افعال متفاوت هست خود کتول ها خود را مازندرانی میدانند و خود کتول یک قوم مازندرانیی بود که قرن نهم وارد استراباد شدند گویش کتولی شرقی ترین گویش مازندرانی هست و تحت تاثیر فارسی قرار دارد مثل گویش تنکابنی که اخرین گویش مازندرانی هست و تحت تاثیر گیلکی قرار داره حتی شهمیرزادی هم که نود درصد با گویش ساری یکی هست کمی تحت تاثیر گویش سمنانی هسست. غرب گرگان مازنی صحبت می کنند و جنوب گرگان زیارتی صحبت می کنند که خودش گویشی از زبان مازندرانی هست شرق گرگان فارسی حرف می زنند و نیمه شرقی گرگان مثل نوده ملک و شاه کوه و توسکستان کتولی صحبت می کنند.

    پاسخ مدیریت :

مقاله های مشابه