خرید و دانلود مقاله

قوم تركمن


قوم ترکمن         Turkmens
 

مردم ساکن در نواحی شمالی سرزمين گرگان.
ترکمن‌ها در استان‌های گلستان، خراسان شمالی و رضوي سکونت دارند. علی‌رغم این‌که ترکمن‌ها از نظر قومی در رده‌ی اقوام ترک طبقه بندی می‌شوند، اما منشأ نژادی آنان، هنوز محل مناقشه است. در مورد تعلق نژادی قوم ترکمن، پژوهشگران دو گروه‌اند:
1. یک گروه که عمدتاً روسی و قائل به منشأ نژاد اروپایی‌اند و ترکمن‌ها را از جهت تیپ ظاهری (اندازه جمجمه و چهره) سر دراز و یوروپید می‌دانند.
2. گروه دیگر، ترکمن‌ها را منگولید می‌دانند. استناد آن‏ها به جمله‌ای از مسعودی در کتاب مروج‌الذهب است که می‌گوید: «اوغوزها کوتاه قد و چشم بادامی هستند.» به نظر می‌رسد در این مورد، در بین دانشمندان اجماع نظری وجود نداشته باشد، اما امروزه در میان ترکمن‌ها، شاهد تیپ‌های منگولید و یوروپید با هم هستیم.

 

• اصطلاح ترکمن
درباره‌ی ریشه‌شناسی کلمه‌ی ترکمن نیز از دیر باز توضیحات و دیدگاه‌های گوناگون بیان شده است. بخشی از این دیدگاه‌ها در منابع قدیمی اسلامی، از جمله جامع التواریخ، دیوان لغات الترک، شجره تراکمه و بخشی نیز در تحقیقات زبان‌شناسان و دانشمندان ترکی‌پژوه، همچون بارتولد، فاروق سومر، ژان دنی و ... در قرون اخیر ديده شده است. فراگیرترین توضیح کلمه‌ي ترکمن در منابع قدیمی این‎گونه است که آن از ترکیب دو جزء «ترک» و «مان» تشکیل شده و مفهوم «مانند ترک» را دارد. بدین شرح که مردم ماوراء‌النهر، اولین بار که ترکمن‌ها را ديدند، آن‏ها را شبیه «ترک»ها  دیدند و گفتند: «ترکمان» یعنی مانند ترک. اما بارتولد، این تبیین را یک ریشه‌شناسی کاملاً مصنوعی عنوان می‌کند.
در دو قرن اخیر، دانشمندان ترک‌شناس، تبیینات تازه‌تری از ریشه‌شناسی کلمه‌ی ترکمن ارائه داده‌اند. به نظر آریستوف روسی، کلمه‌ی ترکمن از دو جزء ترک + من تشکیل شده و جزء دوم / من / معنی سرزمین و کشور را مي‌دهد. یره‌می‌یف، دیگر خاورشناس روسی عقیده دارد جزء / من / در کلمه ترکمن، به معنی انسان و بشر نیز آمده است. فاروق سومر، دانشمند ترک و ژان دنی ترک‌شناس فرانسوی، هر دو قائل به مفهوم «اصیل و ناب» در جزء / من / هستند.
اصطلاح «ترکمن» در اسناد نو یافته‌ی سُغدی، از نظر زمانی بسیار قدیم‌تر از منابع اسلامی و بدون وابستگی به اوغوز و در مفهوم قومی و سرزمین به کار رفته است، همچنان ‌که در سالنامه‌های چینی مربوط به قرن هشتم میلادی، عنوان تو – کو- مونگ در مفهوم قومی و سرزمینی ثبت شده است.

 

• پیشینه‌ی قومی
احمد بن فضلان در سفرنامه‌ی خود، اوغوزان را در کرانه‌های شرقی دریای خزر تا سواحل شمالی آن دیده است. اصطخری در صحبت  از دهستان می‌نویسد: «.... از ثغور غزیّه است.» جهان‌نامه، مسکن غزان را ضمناً بحیره‌ی جند [دریاچه‌ی آرال] ذکر می‌کند. به همین علت، بارتولد می‌نویسد: «اوغوزها، همسایگان قلمروهای اسلامی از مصب گرگان تا ناحیه‌ی نزدیک شهر امروزی چیمکنت بوده‌اند.»
محمود کاشغری در اثر خود در مدخل اُوغز می‌نویسد: «قبیله‌ای از ملت ترک است. اوغوزان، ترکمن‌اند.» در مدخل ترکمان تکرار می‌کند: «اینان اوغوزان هستند. داستان «ترکمن» نامیدن اینان چنین است.» رشیدالدین فضل‏الله نیز با همین اعتقاد می‌نویسد: «... مانند اوغوز که مجموع آن قوم را در این وقت ترکمان می‌گویند و منشعب شده‌اند به ... .» و در جای دیگر می‌نویسد: «... و از فرزندان اوغوز بیست و چهار شعبه پدید آمد ...  و تمام ترکمانانی که در عالم‌اند، از نسل این اقوام مذکور و فرزندان بیست و چهارگانه اوغوز اند و لفظ ترکمان در قدیم نبوده ... .»
با استناد به منابع مذکور، خاورشناسان از جمله بارتولد، در کتاب خود، اوغوز را معادل ترکمان می‌آورد. اگر چند، گروهی نیز ترکمن را متفاوت از اوغوز دانسته و تنها بخشی از اوغوزان را ریشه‌ی ترکمنان کنونی می‌دانند. البته این‌طور نیست که به گفته‌ي رشیدالدین فضل‏الله، لفظ ترکمان [ترکمن] در قدیم نبوده باشد. کلمه «ترکمن» در منابع اسلامی، اول بار در کتاب مقدسی دیده می‌شود، آن‌جا که می‌نویسد: «اردو کوچک است و شاه ترکمنان در آن‌جاست ... .» در سالنامه‌های چینی قرن هشتم میلادی نیز اصطلاح «توکومونگ» برای نامیدن سرزمین سو – ده / سو – ی / آمده است که ظاهراً با سرزمین ترکمنان مورد نظر مقدسی مطابقت داشته است. مقدسی اضافه می‌کند که این ترکمان‌ها از ترس مسلمان شده‌اند. به نظر می‌رسد قوم «ترکمن» مذکور در بین اقوام ترک اولین گروهی بود که اسلام آورد، به همین جهت نیز در میان مسلمانان ماوراءالنهر نام «ترکمن» در شکل «ترک مسلمان» به تدریج به عنوان یک مفهوم ویژه نیز کاربرد پیدا کرد. بدین ترتیب، به گروه‌هایی از اوغوز که اسلام می‌آوردند، عنوان «ترکمن» اطلاق می‌شد. از اوایل قرن هفتم قمری/ سیزدهم میلادی به بعد، در همه جا واژه‌ی ترکمن جای اوغوز را گرفت.
بارتولد، در بحث از اوایل روی کار آمدن سلجوقیان، با توجه به مهاجرت اوغوزها (ترکمن‌ها) به جنوب، آن‏ها را به سه شاخه تقسیم می‌کند: شاخه‌ي سلجوقی، شاخه‌ي بلخان و شاخه‌ی عراق.
شاخه‌ی عراق، ترکمن‌هایی بودند که در زمان سلطان محمود و با اجازه‌ی وی، در شهرهای شمالی خراسان ابیورد و نسا مسکن گزیدند. در حال حاضر، تیره‌های «عراقی» و «عراقچی» در ترکیب ایلی قبایل ارساری و سالور وجود دارند. شاخه‌ی بلخان [منقشلاق] طبق روایت ابن‌حوقل و سپس اصطخری، در اواخر قرن چهارم قمری/ دهم میلادی، به منقشلاق و بلخان کوچیده بودند. «... و ساکنان آن [سیاهکویه] طایفه‌ای از ترکان‌اند ... و اخیراً بدین جا آمده و در این ناحیه سکونت کرده‌اند.»
این گروه از اوغوزان که به تقریب در قرن چهارم قمری/ دهم میلادی، در نواحی منقشلاق و بلخان کوه ساکن شده‌اند، پایه‌ی قومی ترکمن‌های امروزی را تشکیل می‌دهند. در نتیجه‌ی جابه‌جایی‌های قومی، تا پیش از هجوم مغولان، ترکمنان با رهبری قبیله‌ی سالور در منطقه‌ی بلخان یا زیرها در منطقه‌ي شمال خراسان و طوایف گوکلی، اُوقلی و ...، از دهستان تا شمال خراسان مستقر شده بودند.
هجوم و استیلای مغول در آسیای مرکزی و ایران در حوزه‌ی اتنیکی سبب بعضی تحولات گسترده شد. بازتاب عینی این تحولات، از بین رفتن قبایل قدیم ترک و شکل‌گیری گروه‌بندی‌های جدید قبیله‌ای ترکی– مغولی شد. اوغوزان [ترکمنان] نیز از این تحولات بی‌نصیب نماندند. ترکمن‌ها به دو اتحادیه قبیله‌ای با نام اسن ایلی یا اسنخانی و سویون خانلی تقسیم شدند.
بخش بزرگی از طوایف منسوب به اتحادیه ایلی سویون خانلی با اشکال املایی/ سایین خانی، صایین خانی، حسینخانی که در مناطق استرآباد و جرجان سکونت داشتند، در منابع فارسی با عنوان ترکمانان یقه نیز شناخته می‌شوند. به نظر می‌رسد اولین بار این اصطلاح در کتاب مهمان‌نامه‌ی بخارا آمده است:  «موکب همایونی بعد از فتح بلاد استرآباد و جرجان و غارت ترکمانان یقه که اولوس صاین خانند... .» بارتولد معتقد است مورخین ایرانی، ترکمنانی را که بین گرگان و اترک می‌زیستند، قبیله‌ی ساین‌خانی یا یقه ترکمان می‌نامیدند. توضیح این‌که، صورت نوشتاری درست این عبارت، ترکمانان یاقاست. یاقا در زبان ترکمنی به معنی کناره و ساحل است. در تاریخ‌نگاری دوره‌ی صفویه و پس از آن، اصطلاحی کاملاً شناخته شده است. با توجه به گزارش‌های ثبت شده در منابع دوره‌ی صفویه، به ویژه در کتاب «تاریخ عالم آرای عباسی» و «فتوحات فریدونیه»، درباره‌ی آن بخش از ترکمانان یاقا یا سایین‌خانی که در دهستان، استرآباد، جرجان و شمال خراسان ساکن بودند، اطلاعات بیشتری داریم. در قرن دهم قمری/ شانزدهم میلادی، ترکمن‌های یاقا که در امتداد کرانه‌ی رودخانه‌های اترک و گرگان از غرب به شرق می‌زیستند، شامل قبایل گوکلان، اُوقلی، ایمور، دوجی، قزلجه، سالور بودند. از این میان، قبیله‌ی گوکلان که در حقیقت اتحادیه‌ای ایلی از طوایف منسوب به جناح راست اوغوز یعنی بُوزاوق بود، از نظر آمار جمعیتی با 12000 چادر، پرشمارترین گروه اجتماعی ترکمن‌های ایران را تشکیل می‌داد. قبیله‌ی اُوقلی که در منابع فارسی به شکل‌های اوخلی، اوخلو ثبت شده است، بیشترین درگیری نظامی را با حکومت صفوی داشت. رهبر قبیله‌ی کم شمار اما باستانی ایمر (ایمور) با نام علی یارخان، در زمان شاه‏عباس صفوی، به سمت والی استرآباد و صحرا منصوب شد.
«در عهد شاه سلطان حسین، آخرین پادشاه سلسله‌ی صفویه، کثرت جمعیت ترکمانان مزبور به حدی رسید که هر یک جداگانه به امر فرماندهی و سلطانی قیام می‌نمودند و تن به بندگی و خدمتکاری داده بودند.» با افزوده شدن ایلات پرشمار یموت در پایان قرن يازدهم قمری/ هفدهم میلادی و تجمیع قبایل ترکمن ساکن در ایران در درون دو اتحادیه ایلی گوکلان در شرق و یموت در غرب، برخی طوایف کوچک‌تر، از جمله اوقلی، سالور، قزلجه و ایمیر در ترکیب ایلی دو اتحادیه وارد شدند.
گروه قومی ترکمن مرکب از دو اتحادیه قبیله‌ای گوکلان و یموت، در این دوره در کنار دو گروه جمعیتی قزلباشان (قاجار، گرایلی، حاجیلر) و مردم بومی استرآباد و جرجان، در ترکیب جمعیتی منطقه تثبیت یافتند و در حیات سیاسی آن ایفای نقش کردند. در دوره‌ی سلطنت نادرشاه افشار، ترکمن‌های ایران آن‌قدر قدرتمند شده بودند که در مبارزه‌ی قدرت بین فتحعلی‏خان قاجار و نادرشاه به نفع خاندان نوپای قاجار درگیر شدند. این درگیری تا بدان‌جا پیش رفت که آقامحمدخان قاجار به ضرب شمشیر ترکمنان استرآباد و صحرا، بر تخت سلطنت ایران تکیه زد.
ترکمن‌های استرآباد و صحرا در خلأ قدرت بعد از درگذشت نادرشاه، با وارد شدن در اتحادهای سیاسی چندی، از جمله با احمدشاه درّانی و خاندان قاجار، شانس خود را در کسب قدرت سیاسی در منطقه آزمودند.

 

• ترکیب ایلی ترکمن‌های سرزمین گرگان
در دوره‌ی حکومت قاجارها، قوم ترکمن یکی از موضوعات محوری برخی نویسندگان روسی، انگلیسی، عثمانی و صاحب منصبان قاجاری بود. آثار نویسندگان خارجی در قالب‌های سفرنامه، مطالعات نظامی و خاطره نویسی و آثار صاحب منصبان قاجاری در قالب گزارش‌هایی از وضعیت سیاسی، اجتماعی و نظام ایلی – عشیره‌ای ترکمن‌ها به دربار تنظیم شده بود. این آثار از جمله در موضوع تبارشناسی و تشکیلات طایفه‌ای قوم ترکمن، اطلاعات مفیدی را ارائه داده‌اند. به نظر می‌رسد سفرنامه سروان موراویف روسی (1819) قدیمی‌ترین منبع خارجی است که از دوره‌ی سلطنت قاجارها در باب تشکیلات طایفه‌ای ترکمن‌ها به ویژه‌ قبيله‌ي یموت و گوگلان گرگان اطلاعات خوبی ارائه داده است.
سفرنامه آرمینیوس وامبری (1863م)، دومین مأخذ از جهت قدمت است که در مورد ساختار طایفه‌ای ترکمن‌های گرگان، گزارش مفصلی ارائه می‌کند. در بین آثار صاحب منصبان قاجاری، در کتاب کم‌حجم «نخبه‌ی سیفیّه، درباره‌ی تشکیلات طایفه‌ای ترکمن‌های گوکلان گرگان» اطلاعات خوبی موجود است.
در کتابچه‌ی نفوس استرآباد، از «طوایف یموت و گوگلان از لب دریای مازندران الی قاری قلعه» در باب آمار جمعیتی و تشکیلات طایفه‌ای آنان گزارش می‌دهد.
به رغم ارائه گزارش‌های مفصل در مورد تشکیلات ایلی ترکمن‌های گرگان که در چهار اثر یاد شده و دیگر آثار تألیفی فراوان در دوره‌ی قاجار ديده مي‌شود، اما این آثار یک وجه مشترک دارند و آن این است که ثبت اسامی طوایف و تیره‌های ایلات، چه از نظر املایی و چه از جنبه‌ی وابستگی طایفه‌ای، در بعضی موارد بدون دقت و درستي لازم است. به نظر می‌رسد از نظر ثبت تقسیمات سطح اول یموت، جداول ارائه شده به وسیله آیرونز، از درستی و دقت بیشتری برخوردار است. همین‌طور از نظر ارائه تقسیم بندی سطح‌های بعدی طوایف و تیره‌های یموت و گوکلان، اثر مورات ایللی‌یف، نسبت به آثار مشابه دیگر دقت و درستی بیشتری دارد.
تقسیم بندی عشیرتی در میان ترکمن‌های گرگان به این صورت است که در سطح اول و در بالاترین نقطه، یک عنوان عام، مانند «ایل» یا «حالق» برای نامیدن یک گروه جمعیتی بزرگ و دارای نسب و تبار مشترک خونی وجود دارد. در سطح دوم، ایل به چند جناح منشعب می‌شود. در سطح سوم، جناح‌ها به چند طایفه تقسیم می‌شوند. در سطح چهارم، طایفه‌ها به چند شاخه منشعب می‌شوند. در سطح پنجم، شاخه‌ها به «اوروغ» بخش می‌شوند و در سطح نهایی ششم، «اوروغ» به چندین تیره یا اُوبا تقسیم می‌شوند:
ایل ← جناح ← طایفه ← شاخه ←  اوروغ ← تیره (اُوبا).
این بخش‌بندی شامل ترکمن‌های گرگان-  یموت و گوکلان –  نیز می‌شود.
در استان گلستان، افزون بر گوکلان و یموت، چهار تیره‌ی کوچک و مستقل دیگر نیز به اسامی آتا، خوجا، مختوم و شیخ حضور دارند. این چهار تیره به «اولاد» مشهورند. ترکمن‌ها بر این باورند که هر یک از آن‏ها به یکی از چهار خلیفه‌ی راشدین نَسَب می‌برند. به این ترتیب که نیای تیره‌ی شیخ، ابوبکر صدیق، نیای تیره‌ی مختوم، عمر فاروق، نیای تیره‌ی آتا، عثمان ذوالنّورین و نیای تیره‌ی خُوجا، علی کرّم الله وجهه است. به دلیل این تقدّس نَسَبی، آن‏ها ضمن مصون بودن از خسارات درگیری‌های طایفه‌ای در زمان‌هاي گذشته، نقش تعدیل‌کنندگی و بازدارندگی در تشدید نقار قومی را ایفا می‌کرده‌اند. به نظر می‌رسد به دلیل اين کارکرد و به خلاف سایر ایلات، تیره‌های چهارگانه‌ی اولاد، از نظر جغرافیای مسکونی، چه در گذشته و چه در حال، هیچ‌گونه محدودیتی نداشته‌اند، در حالی که گوکلان و یموت و حتی طوایف و تیره‌های وابسته، به گواهی منابع جغرافیایی – سفرنامه‌ای، در قلمروهای جغرافیایی مخصوص به خود می‌زیسته‌اند.

 

ساختار تشکیلات طایفه‌ای ترکمن های استان
الف) تشکیلات طایفه‌ای یموت گرگان
یموت گرگان با تلفظ صحیح یُوموت، در حال حاضر در سطح اول به سه جناح شرف، چُونی و ویس تقسیم می‌شود:
1. جناح شرف:
جناح شرف در سطح اول به 7 طایفه تقسیم می‏شود: جعفربای، دیه‌جی، غارّاوی، یئلغای، باغا، بهلکه، اُوغورجالی.
جعفربای در سطح اول به دو شاخه تقسیم می‏شود:
1. نورعلی
2. یارعلی
تقسیمات شاخه‌ی نورعلی:
کُر، کلته، کم ، قرنجیک، پانگ، کوتوک، قره‌جه.
تقسیمات شاخه‌ی یارعلی:
توماج. آرئق. بورقاز، چوکگان، قزل، ساقغاللی، کُوسه‌لی.
تقسیمات طایفه‌ای دیه جی غارّاوی:
اؤدک، میه‌ووت، گرای، پهلوان، اوزئن، پورّان و ... .
تقسیمات طایفه‌ای یئلغای:
وکیل‌لی، میرزه‌لی، اُوونوق، ایری، ساقغار و ... .
تقسیمات طایفه‌ای بهلکه:
تورنوچ، اشک‌باش، کل، یافار، توروق، چای، غارا و .... .
تقسیمات طایفه‌ای اُوغورجالی:
ندیم، صمدین،گرای ، ترِکِمه.
سکونتگاه طوایف شرف:
جعفربای: طایفه‌ی جعفربای از گذشته، در کرانه‌های جنوب شرق دریای خزر ساکن بوده‌اند که شامل مناطق عمده‌ی کومش تپه، آلتین توقماق، قلعه جیق، خواجه‌نفس، بندرترکمن، بش‌یوسغا (پنج‌پیکر)، سیجوال، سیمین‌شهر، آرخ و قرنجیک می‌شود. سکونتگاه‌های اصلی شاخه‌ی نورعلی به طور سنتی در مناطق کومش‌تپه، سیمین‌شهر و قرنجیک واقع است. آلتین توقماق و سلّاخ مسکن قدیم اوروغ کلته و قلعه جیق مسکن اصلی اوروغ کم است. در مناطق خواجه نفس و بندر ترکمن، ترکیبی از دو شاخه‌ی  نورعلی و یارعلی سکونت دارند.
سکونتگاه‌های اصلی شاخه‌ی یارعلی، به طور سنتی در مناطق بش‌یوسغا (پنج‌پیکر)، سیجوال، آرخ و توماچلار است. روستاهای ترکمن‌نشین حاشیه‌ی جنو‏بی‏جاده‌ی آق‌قلعه – بندرترکمن مختص شاخه یارعلی است، مانند قره قاشلی، سیجیوال، گامیشلی. روستاهای حاشیه شمالی جاده فوق، در امتداد بستر سفلای رودخانه گرگان از غرب به شرق به طور مشترک بین اوروغ نورعلی و یارعلی تقسیم  شده است، مانند خوجه‌نفس، سلّاخ، سیمین‌شهر، آرخ، توماچلار و قرنجیک. حاشیه‌ی شمالی بستر سفلای رودخانه گرگان تا رودخانه اترک مختص سکونتگاه‌های شاخه‌ی نورعلی است، مانند کومش‌تپه، آلتین توقماق، قلعه‌جیق، کله‌پست، صوفی‌کم.
سکونتگاه سایر طوایف شاخه‌ی شرف:
باغا: روستای باغا شیخ موسی
غارّاوی: عمدتاً در شهرستان مراوه‏تپه و روستاهای اطراف آن.
دیه‌جی: سکونتگاه عمده‌ي آن‏ها در شهرستان مراوه‏تپه و روستاهای اطراف آن و روستاهای پراکنده در شرق آق‏قلعه در حاشیه علی‏آباد و غرب کلاله .
بهلکه: چند روستای اندک در شرق آق‏قلعه و شرق گنبدکاووس. یک محله‌ی بزرگ در داخل شهر گنبدکاووس.
یئلغای : سکونتگاه عمده‌ی آن‏ها در روستاهای متعدد شرق آق‏قلعه واقع است.
2. جناح چُونی
جناح چونی در سطح اول به هشت طایفه‌ی زیر تقسیم می‌شود. آق، آتابای، داز، بادراق، قان یوقماز، ایگدیر، کوچک، ایمر.
تقسیمات طایفه‌ی آق: آق به دو شاخه‌ی اوزئن آق و غئسغا آق تقسیم می‌شود:
اوزئن آق شامل اوروغ : گوک، حبیبلی، ساقاوی.
غئسغا آق شامل: شیرمحمدلی، گوز محمدلی، یُولما.
تقسیمات طایفه‌ی آتابای: دوگونچی، صحنه، سوقی، کسه، کسه آرقا، تانا، محمد آلئق، غانگئرما.
طایفه‌ی داز: شامل سه شاخه‌ی اصلی 1. پاقغا 2. هانگقا 3. دُورت اُوتاغلی و اوروغ مختلف مانند کوزه‌لی، چین سوولی، قره‌باش، توغداری، عنایت و ... .
طایفه‌ی قان یوقماز: شامل اوروغ اصلی: 1. قزلجه 2. هلأکی ( هلاکو ) 3. سارلی  4. سارجه کُر
طایفه‌ی ایگدیر: شامل: آق ارکاکلی، قره ارکاکلی
طایفه‌ی کوچک: شامل اوستاجیق، آرسلانجیق، حورتوم، ناظار خانلی.
سکونتگاه‌ها :
محل زندگي دو طایفه‌ی آق و آتابای در شهرهای اینچه‌برون، داشلی‌برون، آق‌قلا، گنبدکاووس و روستاهای پرشمار مناطق یاد شده است.
طایفه‌ی داز در دو منطقه‌ی جغرافیایی جداگانه سکونت دارند :
1. منطقه‌ی آق‌بند و حاجی قوشان در شمال شرقی گنبدکاووس.
2. در روستاهای واقع در دو سوی جاده‌ی گنبدکاووس، آق‌قلا شامل روستاهای اوچ تپه، قزیللی، کرد، چین سوولی، قره بولاغ و ... .
طایفه‌ی قان‌یوقماز: در روستاهای واقع در شمال شرق آزادشهر به سمت جنوب غرب مینودشت در همسایگی روستای قلمی و در حاشیه‌ی جنو‏بی‏جاده گنبد – مینودشت و در حاشیه‌ی شمالی جاده آزادشهر – مینودشت  سکونت دارند. روستاهای عمده آنان عبارتند از: پشمک، قزلجه آق‏امام، حاجی بالقان، سارلی علیا، سارلی سفلی و ... .
ایگدیر: در شرق گنبدکاووس و در روستای ایگدیر علیا و ایگدر سفلی ساکن‌اند. به صورت عمده در روستاهای کوهستانی غرب کلاله، در روستاهای قره‌قاشلی و آق‌چاتال سکونت دارند. به صورت منفرد در میان ایل جعفربای، به ویژه در روستای اومچالی (بناور) نیز حضور دارند.
کوچک: در دو منطقه‌ی جغرافیایی کاملاً مجزا سکونت دارند. بخشی از این طایفه در جنوب غرب شهرستان علی‏آباد در روستاهای کوچک نظرخانی، کوچک پلنگ، کوچک خورتوم و ... و بخشی دیگر در چند روستا واقع در شرق و شمال‌شرق گنبدکاووس، از جمله کوچک اولوم، توتلی کوچک و کوچک یورت شیخان و چای قوشان سکونت دارند.
3. جناح ویس:
جناح ویس را طایفه‌ی غُوجوق به تنهایی نمایندگی می‌کند. آیرونز، در ضمن توضیح روابط سیاسی – نظامی سه جناح اصلی ایل یموت، غُوجوق را متحد جناح شرف و در جدول نظام سیاسی، بخشی از یموت گرگان معرفی می‌کند. نام غوجوق را در زیر مجموعه‌ی طوایف شرف ثبت می‌کند.
تیره‌های غوجوق عبارتند از: هیوه‌چی، کاکا، آقچه‌لی، ماراما، غوراما و ... .
اين تیره‌ها در سه ناحیه‌ی جغرافیایی نزدیک به شهرستان گنبدکاووس تجمع کرده‌اند.
1. شمال‌شرق گنبد، حد فاصل روستای آق‌آباد و درّه‌ی آق‌بند، شامل روستاهای ملکه لی تپه، آبادان تپه، کسگن غوجوق، عرب سورنک و ... .
2. حومه‌ی غربی گنبدکاووس، از روستای گدم‌آباد به غرب و جنوب شامل روستاهای سلطانعلی، قزاقلی، داشلی، حاللی آخوند، آقچه‌لی سفلی، آقچه‌لی علیا و ... .
3. حومه‌ی شرقی نظام‌آباد (نگین‌شهر) از روستای پورجان و ممی آقچه‌لی در جهت غرب به موازات جاده خط نو در جانب شمال و جنوب جاده‌ی گنبد - آق‌قلا، شامل روستاهای کاکا، هیوه‌چی، تاتار علیا  و... .
گوکلان:
ایل گوکلان در حقیقت یک اتحادیه‌ی ایلی مرکب از برخی طوایف باستانی اوغوز و دیگر طوایف است. منابع جغرافیایی – سفرنامه‌ای، گوکلان را در سطح اول مرکب از دو جناح دانسته‌اند:
1. جناح حلقه داغلو
2. جناح دو دورغا
جناح حلقه داغلو یا به تلفظ درست‌تر، حالقا داغلی که امروزه بیشتر به «غایی» مشهور است، از نظر تقسیمات طایفه‌ای، کمتر و از نظر جمعیت، بزرگ‌تر و شامل طوایف زیر است:
غایی، غار ابالقان، غارناوا.
- طایفه‌ی غایی: جان قربانی، تمک، غارناس، داری، بُوقغاجا.
- طایفه‌ی غارابالقان: سیدلر، شیخ لار، آجی‌بیگ، پاشای، غاپان، کریم‌ایشان.
- طایفه غارناوا: چیق لیق، غارناوا.
جناح دُودورغا: از نظر تقسیمات طایفه‌ای، بیشتر بوده و شامل هشت طایفه‌ی بزرگ زیر است:  
چاقیر شامل تیره‌های قراول، کوسه، باینال، تِرِکمه. گوکدیش، حُورتا.
بگدیلی: شامل تیره‌های آمان خوجا، پانگ، بوران، غاریشماز.
یانگاق: شامل تیره‌های ساریجا، کوتی، دیزاگِری، غوللی.
سنگریک: شامل تیره‌های حار، قره‌شور، آق‌شور، شیخ بیگی.
آی‌درویش: شامل تیره‌های غُوجاماز، دألی، عاراپ، آجان، غانجیق.
طایفه بایندیر: کولی، آق‌یاجی، قره‌یاجی، کسیر، کوروّک، یاساغئلق
طایفه غئرئق: گینگ‌لیک، دأنه، صوفیان، غاراجا، غارا غوزی، کونگّور، گوکجه.
آجان – غانجئق شامل تیره‌های آجان ستگرلی، آجان یللی، غانجئق چاقرلی، آجان شیرملی، آجان غاراخوجه.
گرکز:
این طایفه علی‌رغم سکونت در قلمرو جغرافیایی ایل گوکلان، دارای هویت مستقل ایلی و جدا از ایل گوکلان و ساختار عشیرتی آن است. گرکز شامل تیره‌های ملّا لار، کوسه، آتانیاز محرم، بورّه است.
• مساکن طوایف گوکلان :
در حال حاضر، طوايف گوکلان در شرق استان و در دو منطقه‌ی کوهستانی – جنگلی و کوهپایه‌ای سكونت دارند. از نظر تقسیمات اداری، گوکلان‌ها در مناطق اداری فرمانداری مینودشت، گالیکش، کلاله و مراوه‏تپه پراکنده‌اند. سرزمین گوکلان از جنوب به کوهسارات (مینودشت و گالیکش) و جنگل گلستان، از شرق به جنگل گلستان و مرز غربی خراسان شمالی و از شمال به مراوه‏تپه و قسمتی از مرز ترکمنستان و از غرب به شهرستان گنبدکاووس محدود است.
• پراکنش طایفه‌ای:
طوایف و تیره‌های جناح حالقا داغلی یا غایی: عمدتاً در مناطق کوهستانی – جنگلی شمال، از کوه‌های پالیزان واقع در شرق مراوه‏تپه، شلمی و گلیداغ شامل روستاهای غازان قیه، گلیداغ، عرب لاله‌گون، یانبلاق، چنارلی و ... رو به سمت جنوب در حاشیه کوهستان زاو – بیلی، روستاهای یلی چشمه، سووارها، قوشه سوو، تنگراه و در مرکز گوکلان، شامل دهستان قره‌بالقان که در مسیر رودخانه‌ي ساری‌سو از غرب به شرق در روستاهای سیدلر، شیخ‌لر، آجی‌بیگ تا کریم‌ایشان سکونت دارند. در مجموع، جناح حالقاداغلی، نواحی شمالی، شرقی و مرکزی سرزمین گوکلان را در اختیار دارند.
طوایف و تیره‌های وابسته به جناح دودورغا: به طور عمده در مناطق کوهپایه و جلگه‌ای سکونت دارند.
طایفه‌ی بایندیر از روستای پیشکمر تا روستای قره‌یسر شامل روستاهای کسیر، پیشکمر، عزیز آباد، یاساغلیق و ... .
طایفه‌ی غئرئق در گوکلان مرکزی، دهستان کنگور، آقسو و تمران، شامل روستاهای صوفیان، قره‌جه، تمر قره‌قوزی، دانه و ... .
طایفه‌ی چاقیر – بیگدلی در دو سوی جاده‌ی گالیکش – تنگراه در روستای آق‌قمیش، میرزاپانگ، عرب بوران، قراول، حیدرآباد سکونت دارند.
طایفه‌ی یانگاق در شرق گنبدکاووس و جنوب گالیکش.
طایفه‌ی سنگریک در جنوب سدّ گلستان، شامل روستاهای قره شور، حار، آق شور.
طایفه‌ی آی درویش، شامل روستاهای آی درویش، غوجاماز، دألی، عاراپ  و... .
طایفه‌ی آجان غانجیق، شامل روستاهای آجان غاراجا، شیرملی، غانجیق شهرک.
طایفه‌ی مستقل و کوچک گرکز، در روستای گرکز واقع در دهستان کنگور زیر سدّ گلستان و در يك روستا در شرق آق‌قلا سکونت دارند.

منابع:

• آیرونز، ویلیام. (1386). ترکمنهای یموت (چاپ اول). (ترجمه محمدامین کنعانی). تهران: افکار.

• ابنحوقل. (1366). سفرنامه ابنحوقل (چاپ 2). (ترجمه و توضیح جعفر شعار). تهران: امیرکبیر.

• ابوالغازی، بهادرخان. (1383). شجره تراکمه: آنادردی عنصری . گنبدکاووس: ایل آرمان.

• اصطخری، ابواسحاق ابراهیم. (1368). المسالک و الممالک (چاپ 3). (به کوشش ایرج افشار). تهران: علمی و فرهنگی.

• بسطامی، محمدطاهر. (1380). فتوحات فریدونیه. (تصحیح سعید میرمحمدصادق و محمد نادر نصیری مقدم). تهران: نقطه.

• بکران، محمد نجیب. (1342). جهان نامه. (به کوشش محمد امین ریاحی). تهران: ابنسینا.

• بنیگسن، الکساندر، و لیمبوش، اندرس. (1378). صوفیان و کمیسرها (چاپ اول). (ترجمه افسانه منفرد). تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.

• دیوان مختومقلی فراغی (متن انتقادی). (1388). (تصحیح نورمحمد عاشورپور). (بازخوانی نسخ یوسف قوجق). (جلد اول). گرگان: مختومقلی فراغی.

• ذبیحی، مسیح. (1363). گرگاننامه (چاپ اول). (به كوشش ایرج افشار). تهران: بابک.

• روز بهان خنجی، فضل‏الله. (1384). مهماننامه بخارا (چاپ 3). (به اهتمام منوچهر ستوده). تهران: علمی و فرهنگی.

• سراج، منهاج. (1363). طبقات ناصری (جلد اول). (تصحیح و مقابله عبدالحی حبیبی). تهران: دنیای کتاب.

• سومر، فاروق. (1380). اوغوزها (ترکمنها). (ترجمه آنادردی عنصری). گنبدکاووس: حاجیطلایی.

• صنیعالدوله، محمدحسن‏خان. (1330ق). مطلعالشمس (جلد 2). طهران: [بينا].

• فضل‏الله، رشیدالدین. (1965). جامعالتواریخ (جزء اول از جلد اول). (به اهتمام آ.آ. روماسکویچ و دیگران). مسکو: اداره انتشارات دانش.

• فضلان، احمد. (1355). سفرنامه ابن فضلان (چاپ 2). (ترجمه سید ابوالفضل طباطبایی). تهران: شرق.

• قورخانچي، محمدعلي. (1360). نخبه سیفیّه (چاپ اول). (به كوشش منصوره اتحادیه و سیروس  سعدوندیان). تهران: نشر تاریخ ایران.

• کاشغری، محمود. (1384). دیوان لغاتالترک. (ترجمه حسین محمدزاده صدیق). تبریز: اختر.

• گلی، امینالله. (1366). سیری در تاریخ سیاسی، اجتماعی ترکمنها (چاپ اول). تهران: علم.

• مقدسی، ابوعبدالله. (1361). احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. (ترجمه علینقی منزوی). تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.

• نصیری، محمد ابراهیم. (1373). دستور شهریاران. (به کوشش محمد نادر نصیری مقدم). تهران: بنیاد موقوفات افشار.

• نفیسی، سعید. (1335). تاریخ اجتماعی سیاسی ایران در دورهی معاصر (جلد اول: آغاز سلطنت قاجارها). تهران: بنیاد.

• وامبری، آرمینیوس. (1374). سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه (چاپ 5). (ترجمه فتحعلی خواجه نوریان). تهران: علمی و فرهنگی.

• Agacanov, S. (2004). Oguz lar . rusçadan çevirenler . Ekber Necef.Ahmet Annaberdiyev . Selenge Yayinlari . Istanbul . S.11 .

• Atanyazov, S. (1994). Şejere.Turan-1.Aşgabat.S.52 .

• Barthold, V. A. (1962). History of turkman people (an outline ) Leiden .  S .80 .

• Illiyev, M. (2010). Türk Tarihinde Şecere gelenegi . Doktoratezi. Ankara. SS 112.117

• Necef, N. Ekber, V. Annaberdiyev, A. (2003).Hazar Otesi.Turkmenleri.Kaknus Yayinlari . Istanbul .  S.27-32

• Ýazlyýef, Ç. (1994). vebaşgalar.Turkmenistan Tarihi . Birinji Kitap. Yalham Neşirýaty.Aşgabt.s 99

 

 

 

منابع:

تگ ها:    قوم ترکمن Turkmens

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه