فصیحی استرآبادی
فصیحی استرآبادی Fasihi Astarabadi
عالم، اديب و نحوی استرآباد.
تاريخ تولد علی بن محمد استرآبادی مشهور به «فصیحی استرآبادی» و «ابن ابی زید» برای مورخان روشن نیست، فقط با احتساب تاریخ دقیق مرگ وی، میتوان گفت که فصیحی استرآبادی در نیمه دوم قرن پنجم و اوایل قرن ششم قمري میزیست.
فصیحی استرآبادی در استرآباد متولد شد و علم نحو را در آنجا از عبدالقاهر جرجانی فرا گرفت. پس از آن، به بغداد رفت تا معلومات خود را تکمیل کند. وی بعد از مرگ خطیب تبریزی، از اساتید ممتاز بغداد به شمار آمد و در مدرسه نظامیه به جای او به تدریس پرداخت. در همین زمان، وی را به «فصیحی» ملقب ساختند، از آن جهت که کتاب الفصیح ابوالعباس ثعلب را بسیار مطالعه کرد و بر آن تسلط کافی یافت و آن را تدریس میكرد. بسیاری از ادبا و مشاهیر، از جمله حسن بن صافی معروف به ملک النحاه نزد وی شاگردی کردهاند.
پس از مدتی، او را به جرم تشیّع، از تدریس محروم کردند و به جای وی، ابومنصور جوالیقی را به تدریس گماشتند، اگرچه باز شاگردانش به نزد وی میآمدند و از محضر او بهره میبردند. وقتی که شاگردان وی حقیقت حال را از او پرسیدند، گفت: «انکار مذهب خود نمیتوانم بکنم و از فَرق تا به قدم، خود را شیعه میدانم.»
بعد از برکناری از منصب تدریس نظامیه بغداد، هر که به جهت استفاده پیش فصیحی میرفت، وی به او میگفت: «منزلی الان و الخُبز بالشری و انتم تزحزحون اذهبوا الی مَن عُزلنابه» یعنی از هم اکنون نان من به خریدن تهیه میشود و خانهام به کرایه دادن، مبادا که شما نیز از وظایف مدرسه دور شوید و بروید نزد آن کس که به جای من در آن مدرسه منصوب شده، درس بخوانید.
فصيحي در اين دوران، عزلت و گوشهنشینی اختیار كرد. برخی وی را به سبب این کار ملامت کردند. او در جواب آنها اشعاری سرود که قاضی نورالله شوشتری، آن اشعار را در کتاب خود آورده است. مضامین این اشعار مطابق با اشعار ابن یمین بوده كه آن را در قرن هشتم قمري سروده است. از مجموع اشعار فصيحی استرآبادی، عزت نفس، علو همت، روح قناعت و بلندی طبع وی استنباط میشود.
فصیحی شاعری ماهر بود و فی البداهه شعر میگفت. ابن خلکان میگوید: حافظ ابوطاهر سلفی اصفهانی از او روایت کرده و گفته که در بغداد نشسته بودم و از فصیحی استرآبادی دربارهي علم نحو سؤال کردم. او قلم و کاغذی گرفت و با دو بیت شعر به سؤال من پاسخ گفت که مضمون آن هم مذمت علم نحو بود.
از جمله اشعار دیگری که از فصیحی استرآبادی به یادگار مانده، شعری است که در پاسخ به اشعار ابن سکره (از علمای اهل سنت) سروده است. ابن سکره در طعن به شیعه گفته است که آنها نکاح متعه (ازدواج موقت) را حلال میدانند و هفتاد طلاق را اگر به یک بار انشاء شود، طلاق بائن نمیدانند. فصیحی اشعاری زیبا در پاسخ به اشعار ابنسکره سرود. ابوالفتوح رازی، از مفسران قرن ششم قمري، در ذیل تفسیر آیه «فَمَا استَمتَعتُم بِه مِنهُنَّ فَاتُوهِنَّ اُجورَهَن فَریضَهَ»1، ابیات ابن سکره و فصیحی را آورده است.
فصیحی استرآبادی، علاوه بر شاعری، در خوشنویسی هم دستی چیره داشت. او در کمال درستی و خوبی، بسیاری از کتب ادبیات را نوشت و بسیاری از مردم از آن استفاده كردند. سرانجام فصیحی در روز چهارشنبه 13 ذیالحجه سال 516ق درگذشت.
پينوشت:
1. سوره نساء، آيه 24.
…
منابع:
• رازی، ابوالفتوح. (1352). تفسیر رَوحالجِنان و رُوح الجَنان (جلد3). (به تصحیح و حواشی حاجمیرزا ابوالحسن شعرانی). طهران: کتابفروشی اسلامیه.
• سیوطی، جلالالدین عبدالرحمان. [بیتا]. بغیه الوعا فی طبقات اللغویین و النحاه. بیروت: دارالمعرفه.
• شوشتری، نورالله. (1354). مجالس المؤمنین. طهران: کتابفروشی اسلامیه.
• قمی، شیخعباس. (1351). الکنی و الالقاب (مشاهیر و دانشمندان جهان اسلام) (جلد4). (ترجمه شیخ محمد رازی). طهران: کتابفروشی اسلامیه.
• نوری، یحیی. (1344). ستارگان فروزان. تهران: چاپ عالی - مروی.