علی بن محمد جعفر شريعتمدار استرآبادی
علی بن محمد جعفر شریعتمدار استرآبادی Ali ebn Mohammad Ja’far Shari’atmadar Astarabadi
فقيه و مجتهد نامدار اهل استرآباد.
آیتالله العظمی علامه حاج شیخ سیف الدین علی بن محمد جعفر بن سیف الدین علی شریعتمدار استرآبادی تهرانی، فقیه، اصولی و هیوی (علم هیأت)، مشهور به مجتهد استرآبادی، در بامداد روز چهارشنبه بیست و دوم ماه شعبان مطابق با سی ماه حوت سال 1242 در شهر قزوین متولد شد. چنانکه مورخان نوشتهاند، انعقاد نطفه او در زمان رفتن پدرش به جنگ روس رخ داده بود. خود وی در این رابطه به نقل از مادرش آورده: «پس از تولد، حال من بسیار بد بوده است، تا جایی که فکر میکردند من از دنیا رفتهام، ولی وقت تجهیز برای دفن من، دیدند که در من رمقی از حیات وجود دارد و به این خاطر، در ایام اولیه تولدم همیشه مریض بودم.» درگذشتش نیز در تهران به تاریخ شب جمعه 16 جمادیالاول سال 1315ق رخ داد. برخی سالهای 1316 و 1318 را نیز ذکر کردهاند.
پدرش، ملامحمدجعفر شریعتمدار استرآبادی (1198- 1263ق) در روستای نوکنده از توابع استرآباد به دنیا آمد و جدش، سیفالدین علی نیز از بزرگان آن دیار بود. در زمان تولدش، ملا محمدجعفر مقیم کربلا بود و پس از آن، با ارسال نامهای از خانوادهاش خواست تا به کربلا بروند. وی و مادرش در راه کربلا و پس از آن تا حدود سه سال با سختی و مشقت بسیار زندگی کردند. این سالها همزمان با شیوع بیماری طاعون در شهرهای کربلا، بغداد و بخشهای دیگری از بلاد عراق بود. در سال 1251ق، ملامحمدجعفر به ایران بازگشت و مسافرتهایی به تهران، مازندران و مشهد داشت، تا آنکه در حدود سال 1256ق در تهران ساکن شد و به منظور بازگرداندن خانواده خود، قاصدی را به کربلا فرستاد و بدین ترتیب شیخ علی و مادرش نیز در تهران اقامت گزیدند. در آنجا بنا به گفتهي خود او، بین پدر و مادرش اختلاف و کدورتی پیش آمد که سبب جدایی آن دو شد.
در میزان هوش و ذهن چنان بود که در دوازده سالگی برخی تصنیفات علم عربی از وی بروز کرد. پس از درگذشت پدرش در سال 1263ق، به رغم آنکه به واسطه جایگاه پدر در میان شاه، دولت و مردم، از نوعی ریاست موروثی هم برخوردار بود و موقوفههای بسیاری نیز در اختیار داشت، تمامی آنها را وانهاد و به عتبات عالیات رفت و در حوزهي درس صاحب جواهر الکلام، شیخ محمدحسن نجفی وارد شد و اجارهي مبسوطی از او و برخی دیگر از علماء وقت دریافت كرد، سپس در حوزهي درس شیخ مرتضی انصاری حاضر شد و در سال 1272ق، از وی نیز اجازهي اجتهاد گرفت و پس از آن به تهران بازگشت.
صاحب المآثر و الآثار دربارهي او مینویسد: «از افاضل فقهای دارالخلافه است. در وثاقت و تقوا و حُسن خُلق و اطلاعات متنوعه و تتبعات متلونه، مسلِّم این شهر میباشد و در رجال، تألیف نافعه دارد.» ناصرالدین شاه قاجار نسبت به او میل و شفقت بسیار مینمود تا آنجا که یکی از دختران خود را به عقد وی درآورد. از آنجایی که ریاست و رفاه در اثر ارتباط با مردم حاصل میشد، با مردم کمتر مراوده داشت و در کمال عسرت و تنگدستی زندگی میکرد. بیشتر اوقات به تألیف میپرداخت و به اندک مستمری که از دیوان برایش مقرر بود، گذران زندگی میکرد و چندی هم از ناچاری به مازندران رفت و به کشاورزی مشغول شد. برخی میخواستند وی را به خارجه ببرند، اما وی سر باز زد و به عتبات رفت. در آنجا نیز او را دنبال کردند، در سال 1272ق به تهران بازگشت و به بهانه بیماری، تن به مسافرت خارجه نداد تا آنکه در تنگدستی درگذشت.
• فرزندان
دارای سه پسر و چهار دختر بود:
1. شیخ محمدرضا (1266 – 1346ق)، از علمای هم دوره با سید اسماعیل صدر، جد امام موسی صدر، ساکن در نجف، مشهد و تهران و مدفون در جوار حضرت شاه عبدالعظیم(ع).
2. شیخ عبدالنبی (م 1340ق) از شاگردان میرزای شیرازی و علامه برغانی، ساکن در کربلا، سامراء، تهران و مشهد.
3. آقا جلال.
4. زبیده خانم (مادرجد آیتالله حاج شیخ محمد تقی شریعتمداری).
5. عفت الشریعه.
6. اشرف.
7. زینت الشریعه.
• آثار
چنانکه شیخ علی شریعتمدار در زندگانی خودنوشت خود آورده، حدود 95 عنوان کتاب نگاشته است که البته برخی از آنها ناتمام باقی ماندهاند. این آثار از نظر موضوع به 8 بخش قابل تقسیم است: فقه (28 جلد)، اصول (3 جلد)، رجال و درایه (7 جلد)، کلام و اخلاق (17 جلد)، تفسیر و علوم قرآنی (3 جلد)، تجوید (4 جلد)، ادبیات (13 جلد) و متفرقات (20 جلد).
مبدأ الآمال فی قواعد الحدیث و الدرایه و الرجال: وی در این اثر، قواعد علم رجال و درایه را در چهار مقدمه و سه کتاب آورده است: کتاب اول در علم رجال، کتاب دوم در علم درایه و کتاب سوم در علم حدیث. تألیف این اثر در سال 1302ق به پایان رسیده است.
جامع کبیر ناصری: در علم کلام به زبان فارسی. از آثار مشهور وی که آن را به سبک «جامع عباسی» با مراقبت خاص مرحوم میرزا سعید خان در فقه عملی به نام ناصرالدین شاه قاجار نگاشته است. شاه در نظر داشت تا این اثر را به قانون رسمی و جاری کشور مبدل نماید، اما مخالفان استقرار قوانین اسلامی او را منصرف کردند.
تذکره العالمین (عالم الابدان و عالم الادیان) فی ذکر ما یحتاج الیه المسافر و المناظر.
راحه الحلقوم: رسالهای به فارسی در اصول دین که آن را برای سرور الدوله دختر حسام السلطنه و همسر کامران میرزا نگاشته است.
رافع اللجاج فی الاحتجاج.
الخمسه الشرقیه (فی خمس مسائل معضله اصولیه و فقهیه) یا الخمس الشرعیه.
الدّر الثمین (فی الکلام و اصول الدین).
منتقی الآمال.
الدرر الایتام، منظومهای برگرفته از نظم اللمعه الدمشقیه خود وی. آقابزرگ تهراني در الذریعه از این کتاب با عنوان آیات الاحکام یاد کرده است.
نثر الدرر الایتام.
نخبه الاحکام، منتخب نظم اللمعه الدمشقیه.
تجوید التنزیلفی علم الترتیل.
فصوص فیروزجات خفیه خاتم نکات؛ شرح کتاب الدره النجفیه.
بوستان: شرحی است منظوم به فارسی بر کتاب درج المضامین در تجوید اثر ملا مختار قاری اعمی اصفهانی که حدود یکهزار بیت دارد.
درر نثار در شرح تجرید ملا مختار؛ شرحی است بر کتاب بوستان اثر خود وی.
تفسیر جواهر المعادن.
حاشیه بر بهجه المرضیه فی شرح الالفیه اثر محمد بن عبدالله الطائی الجیانی معروف به ابن مالک نحوی.
عباده من دعا فی شرح بعض الزیارات و الدعا.
البرد الیمانی فی الالفاظ و المعانی؛ در علم لغت.
عین الحق: مختصری به فارسی که آن را در سال 1308ق در تهران به چاپ رسانیده است.
عین الیقین: آن را گستردهتر از کتاب عین الحق نوشته است.
الحق الیقین: به فارسی در علم کلام که آن را گستردهتر از کتاب عین الیقین نگاشته است.
غایه الآمال فی استعلام احوال الرجال: در علم رجال که آن را در سال 1302ق به پایان رسانده و در آن بیش از 71 کتاب و رساله از خود به نظم و نثر معرفی کرده است.
بروج العروج: در علم هیأت.
بروز الرموز.
البروق اللامعه: در شرح زیارت جامعه.
تحریر الاصول: در اصول فقه به عربی.
آئینه جهان نما: در تاریخ کره زمین.
درر الاحکام: در پانزده علم. صرف، نحو، معانی، لغت، میزان، رجال، درایه، حدیث، اصول، تفسیر، تجوید، هیأت، حساب، کلام و فقه.
منهاج الدرایه: رساله فقهی فارسی.
الجامعه النحویه و الصرفیه بین الترکیب و شرح الألفیه.
مطالع البکور من الایام و دهر الدهور.
رموز الاقوال و کنوز بروز احوال الرجال.
انیس الغرباء شامل نه علم حوزوی.
ایضاح التحریر در شرح تحریر الاصول.
کنز الدرر: شرحی بر کتاب درر الاحکام.
جنه السرور فی تحقیق کیفیه زیاره العاشور. به عربی
البنیان المرصوص؛ فی مقدمات الشروع فی علم الاصول بالخصوص: آن را در 5 عنوان مطلب گردآوری کرده و جزو نخستین کتابهای وی به شمار میآید که در زمان تحصیل نزد پدر مرحومش به رشته تحریر درآورده است.
شرح رجال ابی علی: کتابی بزرگ که در سه فصل نوشته شده است: اصل: و هو عنوان الکتاب. وصل: عنوان لما الحقه به. فصل: عنوان لما اختاره و رجحه و حققه.
الصره الخفیه فی شرح الدره النجفیه از آثار منظوم بحرالعلوم.
عروه الانام فی ما یحتاج الیه غالباً فی کل عام.یا عروه الانام فی مسائل المحتاج الیها فی کل عام، در سه جلد به عربی.
مصباح الانام فی علم الکلام.
العشره الکاملة فی عشره مسائل مشکله اصولیه و فقهیه.
عمده المطلب.
فصل الفصول فی شرح اصل الاصول: به فارسی در علم کلام.
فلک المتفقهین: سه جلدی به فارسی در تمامی ابواب فقه.
قطب العبادات فی شرح بعض فقرات الادعیه و المناجاه.
کنز التفاسیر فی تفسیر المفردات القرآنیه.
المبدأ و المآل کالشرح علی نقد الرجال.
محکمه شورای محمدی: در چهارده باب توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد، طهارت، نماز، روزه، جهاد، قضاوت، شهادتها، حدود، قصاص و دیهها، همراه با اشعاری از وی نگاشته شده است.
مدار المغمومین فی مزار المعصومین (ع) به عربی.
مرشد الراشدین به فارسی در اخلاق.
المدنیه فی الشرح المغنیه فی الوقت و القبله: در علم هیأت.
مصباح الدلاله در علم منطق.
مصباح الطالب: به فارسی در برخی مطالب علم نجوم.
الروضه البهیه.
منتخب الاقوال فی اجمال احوال الرجال.
منقح البراهین در علم کلام.
موجز المسائل به فارسی در علم نحو.
هدایه الانام للخواص فضلاً عن العوام: به فارسی در مسائل ضروری تقلید و طهارت و صلوه و روزه و نکاح.
رساله احتیاطیه: به فارسی در واجبات و اعمال حج.
المواهب السنیه فی شرح تبصره العلیه در چهار جلد به عربی.
لؤلؤ الاحکام: منظومهای در فقه که همه ابواب فقه را در سال 1268ق به نظم درآورده است.
لب الاسلام فی شرح لؤلؤ الاحکام: به عربی در چهار جلد.
کنز الرموز در فقه.
منتهی الآمال فی قواعد علم الرجال: به عربی.
الموضح فی تصحیح جل الاسانید الشایعه فی تهذیب الاحکام و غیره.
العقائد الدینیه: به عربی.
نور المشارق و المغارب – نور المشارق فی مواعظ الخلائق: به عربی.
جنه الامان و جنه الایمان: به فارسی، در اصلاح امور اخلاقی ناپسند مردم آمل.
الغرائب الربوبیه .
تاج الهدایه.
بحر الدرر به عربی در علم نحو.
نقل مجلس به فارسی در علم صرف.
عوامل منظوم به فارسی در علم نحو مشتمل بر 78 بیت.
کنز اللئالی به فارسی در علم نحو.
الصحوبه فی عمده المطالب النحو: به عربی در قواعد کلی علم نحو.
عوامل نحوی: به فارسی در علم نحو.
طرفیه در شرح و ترکیب الفیه: به فارسی در شرح و ترکیب الفیه ابن مالک، که آن را در چهارده سالگی به سال 1256ق نگاشته است.
تعلیقه علی السیوطی.
منجیه العباد عن البلایا فی البلاد.
النخبه العراقیه به فارسی.
سفینه نوح: به فارسی در طب.
الکشکول: به عربی و فارسی.
نتائج المأثور فی ترجمه جنه السرور: به فارسی
عباده المدعی.
غیر از کتابها، رسالهها و آثار مکتوبی که نام برده شد، برخی اختراعات نیز توسط وی صورت گرفته است: تفنگ ته پر و ساعت شب کوک که دزدگیر بود و آن را در دزاشیب تهران در حضور رجال دولت نمایش داد. چنانکه نگاشتهاند، هنگامی که تفنگ ته پر را به دست ناصرالدین شاه داد، پادشاه اول متوجه نشد، خودش آن را برداشت و فشنگ گذاشت و شلیک كرد. پادشاه از خوشحالی از جای برخاست و گفت: این آقا از ابوعلی سینا گذرانیده است. ناصرالدین شاه تفنگ را گرفت و به خارج فرستاد. پس از یک سال، دو تفنگ مانند آن را از خارجه آوردند. ناصرالدین شاه یکی را برای آن مرحوم فرستاد که زمانی نزد فرزندش شیخ محمدرضا موجود بود. هنگامی که چشم شیخ علی به تفنگ افتاد، دنیا در نظرش تیره و تار شد و از روی تأسف دست بر دست زد و به گریه افتاد که چرا خدمتی که میخواست به اسلام بکند، به دست دشمن افتاده است. ناصرالدین شاه که متوجه نشده بود که بد کرده است، در مقام عذرخواهی برآمد.
• شاگردان
از شاگردان وي ميتوان به ناظم الاسلام کرمانی، صاحب کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» اشاره كرد.
منابع:
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. (1372). مصنفات شیعه (جلدهای 3، 4، 5، 7، 8، 10، 13، 15، 16، 19، 20، 21، 22 و 23). (به اهتمام محمدآصف فکرت). مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی.
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن.(1325). الذریعه الی تصانیف الشیعه (جلد 6). تهران: چاپخانه بانک ملی ایران.
• آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن. (1403ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه (جلد اول، چاپ 3). بيروت: دارالاضواء.
• انصاری قمی، ناصرالدین. (1381). کتابشناسی زیارت عاشورا. علوم حدیث، 23، 181-165.
• تشیع؛ سیری در فرهنگ و تاریخ تشیع. دایره المعارف تشیع. (1373). تهران: شهید سعید محبی.
• حافظیان بابلی، ابوالفضل. (1380). کتابشناسی درایه شیعه. کتاب ماه دین، 49 و 50، 87-74.
• حافظیان بابلی، ابوالفضل. (1380). کتابشناسی درایه شیعه. کتاب ماه دین، 51 و 52، 104-90.
• حبیب آبادی، میرزا محمدعلی. (1364). مکارم الآثار در احوال رجال دو قرن 13 و 14 هجری (جلد 4). اصفهان: نفایس مخطوطات.
• خیابانی تبریزی، علی بن عبدالعظیم. (1382). علمای معاصر. (تصحیح عبدالرحیم عقیقی بخشایشی). قم: نشر نوید اسلام.
• الرفاعی، عبدالجبار. (1379). معجم ما کتب فی الحج و الزیاره(9). مجله میقات الحج، 13، ص ؟ .
• طباطبایی بهبهانی، سیدمحمد. (1381). نسخ خطی گنجینه سترگ ملی (نسخههای تازه وارد به کتابخانه مجلس). پیام بهارستان، 17، 170-162.
• فرخ، علی. (1386). شرح احوال علمای خاندان شریعتمداری (چاپ اول). تهران: گلستان کوثر.
• کرمانی، ناظم الاسلام. (1376). تاریخ بیداری ایرانیان (بخش اول، چاپ 5). (به اهتمام علیاکبر سعیدی سیرجانی). تهران: پیکان.
• محسنی، سیدصادق. (1375). منظومههای فقهی. آینه پژوهش، 38، 97-89.
• نصیری، محمدرضا. (1384). اثرآفرینان (جلد 3). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.