خرید و دانلود مقاله

عکاسی


عکاسی             Photography

 

تاریخ شروع فعالیت عکاسی در استرآباد به سال 1873م / 1292ق (حکومت ناصرالدین شاه) بازمیگردد.

دومین عکاسی افتتاح شده در ایران دورهی قاجار، عکاسخانه مجید در شهر استرآباد است که پس از عکاسخانه تهران گشایش یافت. گرچه نام مجید عکاس و تأسیس عکاسخانه او در سالی که ذکر شد، نقطه عطفی در تاریخ عکاسی استرآباد به شمار میآمد، اما با توجه به عدم دستیابی به سند معتبر در مورد فعالیت نامبرده، میتوان سابقه عکاسی در استرآباد را به دورهی حضور عکاسان درباری، به ویژه عزیمت عبدالله میرزا قاجار (1306ق/ 1889م) دانست. غیر از عکسهای سفر افراد و مأموریت درباریان به استرآباد، عکسهای دیگری از این شهر با موضوعات مشابه و در مواردی متفاوت در دست است که نشان از وجود عکاس و عکاس‏خانه در استرآباد دورهی قاجار دارد، با این تفاوت که تصاویر منسوب به عکاسان درباری، در مجموعه آلبومخانه کاخ گلستان طبقهبندی و محافظت میشوند، ولی عکسهای مربوط به عکاسان محلی استرآباد، متولی حقوقی برای طبقهبندی و حفاظت نداشته و در آلبومهای خصوصی (در مواردی غیر قابل دسترسی) پراکنده شده است. این قطعات شامل عکسهای پرسنلی، اشخاص، خانواده سیاحان و قنسولها، مناظر و بناها و سایر موارد است.

ژانر عکسهای استرآباد

• عکس باستانشناسی

در سالهای گذشته، بارها تپهها و مناطق غیرمرتفع استرآباد توسط باستانشناسان، در غالب گروهها و هیأتهای علمی اروپایی و آمریکایی به انگیزههای مختلف حفاری شد. در قرن نوزدهم، با ابداع دوربین عکاسی، تحقیقات و کاوشهای باستانشناسان غربی به وسیله خودشان عکاسی شد. گرچه تعداد این عکسها در استرآباد محدود و از نظر ترکیببندی بدون ارزش هنری است، اما به عنوان سند تصویری برای اهالی و همچنین تحلیلگران مسائل جامعهشناسی، از اهمیت ویژهای برخوردار است.

ژان ژاک دِمرگان فرانسوی و هیأت همراه او، در سال 1889م/ 1307ق، نمونههایی از عکسهای حفاری و اریک اشمیت، باستانشناس امریکایی، در سال 1934م/ 1314ش، نمونههایی از تصاویر هوایی نواحی دشت گرگان را به ثبت رساندند.

• عکس اشخاص

از پیشگامان عکاسی از اشخاص، عکاسان مأمور را میتوان نام برد و پس از آن، عکاسان بومی بودند که در برخی موارد، نام عکاس و عکاسخانه آنان در تصاویر به دست آمده است، اما عکسهای به جای مانده نشان میدهد عمده کار عکاسان ناشناس بومی که غالب آن در ژانر پرتره از حکام محلی، خوانین، روحانیون سرشناس، تجار و... بوده، تقلیدی از عکاسان مأمور درباری و در محیطی شبیه به استودیو عکسبرداری شده و این یکی از تفاوتهای اساسی در عکاسی عکاسان بومی و ناشناس ناحیه استرآباد بوده است.

• عکس خانوادگی

گرفتن عکسهای خانوادگی، از اواخر دورهی قاجار به تدریج در میان خانوادههای سرشناس و تجار رایج شده بود. از ویژگیهای عکسهای خانوادگی این دوره، وجود مردان و فرزندان بدون حضور زنان خانواده است. عمومیت یافتن و فراگیر شدن عکاسی میان طبقات متوسط و پایین جامعه، ثمراتی چون حضور زنان و کودکان در عکسهای خانوادگی را به همراه داشته است. عکاسان این تصاویر، اغلب ناشناس هستند و برخی از مکانهایی که در آن عکس خانوادگی گرفته میشد، شباهت زیادی به استودیو داشته است.                                                                      

• عکس سیاحان و قنسولها

همجواری با روسیه و داشتن مرز مشترک با این کشور، همچنین رویکرد سیاست رقابتی روسیه و انگلستان، سبب شد تا ارتباط تجاری و بازرگانی نزدیکی بین آنها با ایران و ایالاتش برقرار شود. به دنبال آن، برای انجام مراودات اداری، دفاتر قنسولی روسیه و انگلیس در استرآباد به فعالیتهای مختلف پرداختند.

قنسولها در مدت اقامت خود در استرآباد، علاوه بر انجام سیاستها و وظایف خود، عکسهای خانوادگی زیادی با موضوعات مختلف میگرفتند و پس از پایان مأموریت، به همراه خود میبردند. بخشی از این عکسها توسط خانوادههای مرتبط با قنسول، تا امروز نگهداری و حفظ شده است. امروز در میان بازماندگان و خانوادههای مأموران انگلیسی و روسی در استرآباد، نشان عکسهای این شهر را در نقاط مختلف این دو کشور میتوان یافت. این شیوهی عملکرد را سیاحان نیز در پیش داشتند. آنان مانند عکاسان مأمور، از دورترین نقاط ایران، از جمله استرآباد عکس می‏گرفتند. یکی از این سیاحان، «آنه ماری شواتسزنباخ» (عکاس سوئیسی) نام داشت که در حدود سال 1313ش، از استرآباد، مازندران و نقاط دیگر ایران، عکسهایی با موضوعات مختلف و در نوع خود خلاقانه به ثبت رساند.

• عکس پرسنلی (عکس سجل، تذکره و کارت امتحان طلاب، متهمین و مجرمان)

بیشترین عکسهای پرسنلی در مجموعههای خصوصی استرآبادیها، در دورهی پهلوی اول گرفته شده است. برنامهریزی برای شناسایی ایرانیان از طریق شناسنامه عکسدار، در دستور کار دولت وقت قرار گرفت و تیمهای مختلف در شهرها، مسئول اجرای این طرح شدند. همزمان با پذیرش زوار ایرانی به عتبات عالیات، عکس پیوست به گذرنامه (تذکره) نيز انجام میشد. داشتن عکس در مدارک تشخیص هویت، از زمان رضاشاه به صورت قانون درآمد. در مدت سلطنت او، همه مدارک هویتی عکسدار شد. همین امر، موجبات توجه به عکاسی و عکاسخانهها را در استرآباد فراهم ساخت.

تعدادی از عکاسان گرگانی از جمله کریم پورناصر، تشویق، سربازنژاد، شکیبا، اکبریان و... به گرفتن عکسهای پرسنلی مبادرت ورزیدند.

• عکس نشریات 

اولین نشریه مصور استرآباد در دورهی پهلوی اول (1314ش) با عنوان «نامه قابوس» منتشر شد و در یکی از شمارگان آن، عکسی از رضاشاه به چاپ رسید. البته چاپ نشریات و روزنامه چندان متداول نبود و در چنین شرایطی، از عکس به عنوان یک گزارش خبری در صفحات روزنامهها استفاده میشد.

در اوایل دورهی پهلوی دوم، برخی نشریات عکاس مخصوص داشتند و نسبت به تهیه عکس خبری برای درج در نشریه اقدام میکردند. یدالله اکبریان و رضا بیات از جمله عکاسانی بودند که برای روزنامههای سراسری اطلاعات و کیهان در دهه 40شمسی عکاسی میکردند.  

• عکس بناها و مناظر

ساختمانهای اداری و مذهبی و نیز مناظر طبیعی، از سالهای آغازین حرفه عکاسی، مورد توجه عکاسان بود. ثبت عکس از بناها و مناظر استرآباد و اطراف آن نیز از دورهی قاجار تاکنون توسط عکاسان بومی و غیربومی صورت گرفت. عکاسان حاضر در محدودهی استرآباد درصدد برآمدند تا زوایای مختلف تصاویر بناها را ثبت کنند.

از بناهای معروفی که توسط عکاسان دورهی قاجار عکاسی شد، پل قدیمی و تاریخی آققلعه  است که بر روی رودخانه گرگانرود با چهار دهنهی آجری (در سال 919ق) بنا شد. این بنا، بارها دوربین عکاسان را به سوی خود جلب کرد و مهمترین دلیل ثبت تصویر آن، اهمیت تاریخی و قدمت آن بوده است.

از دیگر بناهای عکاسی شده در دورهی قاجار، عمارت شاهزاده جهانسوز میرزا، حاکم استرآباد است. این ساختمان در مقایسه با بناهای اطرافش، از وسعت و ارتفاع چشمگیری برخوردار بوده است. مالکیت شاهزاده جهانسوز میرزا، وسعت و بزرگی عمارت در کنار پل تاریخی آققلعه و نیز رود گرگان، دوربینهای عکاسان را به سمت خود کشاند. در تصاویر مشابه از این عمارت، عبدالله قاجار، دورنمایی از بنا را در چند زاویه که ساختمانهای محقّر و خیمههای بیمقدار و کوچک، اطراف آن را گرفتهاند، بازنمایی میکند.

عمومیت یافتن و در دسترس بودن دوربین عکاسی، انگیزهی افراد در عکاسی و ثبت تصاویر بناهای شهری مانند میدان شهرداری، (میدان پهلوی) و دیگر بناهای مهم گرگان را افزون کرد. از سال 1319ش، این میدان مانند پل تاریخی آققلعه مورد توجه عکاسان بومی بود. در مواردی، تعدادی از عکاسان از جمله علیاشرفخان آزادراد در سال 1319ش و ابراهیم ساسانیان در دههی 40 شمسی، از زاویه شرقی و از نمای بالا، تصویر این میدان را به ثبت رساندند.

در نمونههای دیگر از عکس بناها، عکاسی از اماکن مذهبی به عنوان عکسهای یادگاری، در برنامه تفریحی و زیارتی خانوادههای گرگانی قرار گرفت، به طوری که بر طاق و دیوار بسياري از خانهها و هیأتها و نیز مغازههای این شهر و توابع آن، عکسهایی از خودشان و یا جمعیتی از شرکتکنندگان در مراسم و مناسبتها و یادگارهای مشهد به چشم میخورد.

خانههای روستایی شمال ایران از نظر نوع بافت و ساخت، وجوه مشترکی با یکدیگر دارند که آن را با معماری سایر مناطق ایران متمایز میسازد. این فضای متفاوت، بیش از 80 سال پیش، توسط عکاس زن خارجی به ثبت رسید، که نمونهای از درک ترکیببندی مناسب از بافت حریم روستایی در ناحیه شمال ایران، به ویژه استرآباد و اطراف آن است که توانسته از آن منظرهی زیبا و چشمنوازی را خلق نماید.

• عکس مستند

به طور کلی، عکسهای دورهی قاجار، بازنمای اسناد تصویری است که با موضوعات متعدد و ترکیببندی یکنواخت انجام شد. نمونههای این تصاویر در عکسهای منسوب به استرآباد و گرگان قابل دسترسی است. عکسهای سیاحان و باستانشناسان، رویدادهای ورزشی و زورخانهها، متهمان و مجرمان، کارگران ساختمانی و شهرداری، حضور مردم در مناسبتهای گوناگون و سایر مواردي که از این منطقه عکاسی کردند، از جمله این آثار به شمار میآیند. بنابراین سابقه ثبت عکسهای مستند در استرآباد از دورهی قاجار و با حضور باستانشناسان و سیاحان بوده و در دوران مشروطه و پهلوی اول و دوم، جایگاه فنی و هنری خود را مییابد.

عکاسان بومی، همزمان با تأسیس مراکز و توسعه شهری، تصاویری از شهر گرگان به ثبت رساندهاند که به طور خاص در طبقهی عکسهای مستند و خبری قرار میگیرند.

از پیشگامان این گونه تصاویر و عکاسی مستند استرآباد، میتوان به کریم پورناصر و علی اشرف‏خان آزادراد اشاره کرد.

• مأموریتها، منشأ تولید و ماندگاری عکسهای دورهی قاجار

شهر استرآباد یکی از مناطقی است که به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی، اقتصادی، به ویژه تاریخی، مورد توجه و کاوش محققان، اشخاص حقیقی و حقوقی ایران و دیگر نقاط جهان، همچون روسیه، سوئیس، بلژیک، فرانسه، آلمان، آمریکا و انگلیس قرار گرفت، که با عناوین مختلف به این منطقه سفر میکردند. این اشخاص و هیأتهای تحقیقاتی، اهداف و انگیزههای متعددی از حضور خود در استرآباد داشتند. آنها از امکانات علمی جدید به ویژه دوربین عکاسی، در مأموریتهای تحقیقاتی خود به خوبی بهرهمند شده، تا با تصاویر برداشتی از محدودهی استرآباد و ضمیمه آن به کشفیات خود، نتیجه مستندی را به جامعهی خود عرضه کنند. علاوه بر آنچه بیان شد، اشخاصی به سفارش دربار به این شهر آمده بودند که نتایج ارزندهی حضورشان، تولید و ماندگاری بیش از دهها قطعه عکس با موضوعات متفاوت و از پیش تعیین شده بود.

عکاسان غیربومی    

• مأموریت باستانشناسی

وجود تپههای باستانی در ایران از جمله در استرآباد، نقش مهمی در توجه به تحقیقات باستانشناسان غربی به این ناحیه دارد. گرچه کاوش آنان از این نواحی، فایدهای برای اهالی دربرنداشت، ولی در عصر حاضر، تصاویر آن قابلیت لازم برای بررسی فرهنگی و جامعهشناسی بومی را دارد. نمونهی برجسته از محققین خارجی، ژاگ دمرگان است كه از سال 1276ق/ 1859م تا 1291ق/1873م، سرپرستی تیم باستانشناسان فرانسوی در ایران را برعهده داشت. او برای انجام مأموریت تحقیقاتی خود، در نقاط مختلف ایران از جمله استرآباد حضور یافت. وی قبل از عزیمت به استرآباد، با ناصرالدین شاه ملاقات کرد. سپس برای اقامت یک ماهه، از مسیر دماوند و آمل، راهی ناحیه استرآباد شد. وی در مجموعهی این مأموریتها، حدود 620 قطعه عکس تهیه کرد که تعداد 13 قطعهی این تصاویر، از آلبوم شماره 1397 تا 1400، مربوط به تحقیقات استرآباد است، که اکنون در کاخ گلستان نگهداری میشود. دمرگان، نوشتههایش را با عکسهای برداشتی از مناطق اکتشافی مستند کرد. او همزمان با کاوش در تپههای تاریخی این منطقه، به عکاسی از اشخاص، طوایف و اردوهای متعدد پرداخت.

در دورههای بعد، گروههایی از دیگر کشورها نیز به کاوش و تحقیق از استرآباد پرداختند. به عنوان نمونه، مأموریت هیأت امریکایی از دانشگاه کان سان سیتی پنسیلوانیا به سرپرستی ولسین بود که در سال 1931م /1350ق در استرآباد انجام شد.

عکاسی هوایی از گرگان، یکی دیگر از مأموریتهای غربیها به این شهر بوده است که توسط اریک ف اشمیت، باستانشناس مشهور امریکایی در سال 1934 تا 1936م/1314 تا 1316ش، در دو مرحله پرواز بر فراز آسمان ایران، از جمله شهر تاریخی گرگان انجام شد. در این مأموریت، علیرغم نامناسب بودن هوا هنگام عکاسی هوایی، چند قطعه عکس ارزشمند از ویرانههای شهری، رودگرگان، تپه باستانی تورنگ، شهرگنبد قابوس (میل آجری) و دیوار بزرگ تاریخی و دیگر مناطق شمال شرقی ایران به ثبت رسانده است. نکتهی بسیار متمایز در عکسهای اشمیت، نوشتن مشخصههای فنی دوربین در هنگام عکسبرداری در ذیل تمامی قطعات است.

• مأموریت عکاسی

از سال 1306 تا 1307ق/ 1889م و 1890م، عبداللهمیرزا قاجار، عکاس مخصوص دربار ناصرالدینشاهقاجار، در دو مأموریت جداگانه از سوی شاه و امینالسلطان، وزیر دربار، به استرآباد سفر کرد تا از این نواحی عکاسی کند. مأموریت دوم عبداللهمیرزاقاجار به استرآباد، در سال 1307 ق انجام شد. در این مأموریت، 165 قطعه عکس که شامل اشخاص، ابنیه، خوانین و ... است، از نقاط متعدد استرآباد، در دو قطع کوچک و بزرگ تولید شد.

• مأموریت نظامی

نابسامانی اوضاع اجتماعی و درگیریهای ناشی از اختلافات قومی و محلی در استرآباد، دولت مرکزی را بر آن داشت تا در حدود سالهای 1318 و 1319ق/ 1900و 1901م، مصطفیقلی شامبیاتی، توپچی دولت مظفری را برای ساماندهی اوضاع تراکمه به استرآباد اعزام کند. شامبیاتی، علاوه بر انجام مأموریت نظامی، به عکاسی نسبتاً گسترده با موضوعات متعدد پرداخت. در آلبومخانه کاخ گلستان، سه مجموعه عکس از وی به یادگار مانده که آلبومهای شماره 403 و 405 مربوط به استرآباد و در مجموع شامل 87 قطعه عکس است که ارزش و اهمیت تاریخی آن از نظر موضوعی نسبت به آلبوم عبداللهمیرزا، اگر بیشتر نباشد، کمتر نخواهد بود. بیشترین عکسهای وی با موضوع ترکمنهاست. او از حضور با نشاط  نظامیان در جمع تراکمه عکسبرداری کرده است.

• سایر مأموریتها   

خان‏بابا الحسینی، از عکاسان دورهی مظفری است که به همراه یکی از امرای دربار مظفرالدین شاه به استرآباد سفر کرد. عکسهای او در سفر به استرآباد، نقطه عطفی در عکاسی از طبیعت این ناحیه به شمار میرود. گرچه شرح متنی از مأموریت او به استرآباد یافت نشد، اما حفظ و طبقهبندی عکسهای او در آلبومخانه کاخ گلستان، نشان از انتساب او به دربار بوده است. وی بیتردید شناخت کاملی نسبت به عکاسی و توانایی استفاده از دوربین را داشته و به تناسب قرار گرفتن در فضای آن محدوده، عکاسی میکرد. با بررسی عکسهای آلبومخانه کاخ سلطنتی توسط نگارنده و استناد به اشاره مختصر کتاب تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، همهی عکسهای خان باباالحسینی در آلبوم شماره 893 در سال 1319ق/1901م، به آلبومخانه کاخ گلستان تحویل داده شد. ذکر این تاریخ نشان میدهد خانبابا، همزمان با مصطفیقلی شامبیاتی، البته کمی متفاوت در موضوع، عکاسی میکرد. وی یکی از همراهان مظفرالدین شاه در سفر به شهرهای قم، اصفهان و شیراز بود و در طول این سفرها، 118 قطعه عکس توسط خان بابا  به ثبت رسید. در حال حاضر، از مجموع این تعداد، 23 قطعه عکس از مسافرت او به استرآباد است که بیشتر جنبه تفننی دارد.

• عکاسان استرآباد و گرگان (بومی)

عکاسان بومی استرآباد و گرگان شامل کسانی هستند که از دورهی ناصرالدین شاه، فعالیت خویش را به عنوان شغل و منبع درآمد آغاز کردند. گرچه تعداد این عکاسان در دورهی قاجار محدود بود و موضوعات کار آنان شباهت فراوانی به یکدیگر داشت، اما همین امر، نشان از توجه و درک مردم استرآباد به متوقف نگهداشتن زمان و ماندگار نمودن چهره خود است. این افراد با ایجاد فضا و تهیه امکانات و تجهیزات مرتبط و البته بسیار ابتدایی در زمینهی عکاسی، فعالیت خود را آغاز کردند. نبود تجهیزات تخصصی، موضوعات یکنواخت و کلیشهای، نبود عکاسان ماهر و مهمتر از همه، عدم توجه حکومت مرکزی به عکاسان غیروابسته به حکومت، مانع از آن است که بتوان عکاسان بومی دورهی قاجار را در دستهبندیهای تخصصی جای داد. اما ورود دوربینهای کوچک و ارزان قیمت و سایر امکانات و تجهیزات اولیه عکاسی و به کارگیری آن در میان جامعه، بر عمومیت یافتن عکاسی این دوره تأثیر مستقیم داشته است.

با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی کشور در دورهی مشروطه و پهلوی اول، بر تعداد عکاسان این شهر افزوده شد. تعدادی از این افراد به انگیزه کسب و کار و عدهای نیز از سر شوق، ذوق و سلایق مختلف، موضوعات و پدیدههای متنوع و جذاب را در دنیای وسیع هنر عکاسی تجربه کردند. کارکرد عکاسان در دورهی پهلوی دوم میان عموم مردم، سبب شد تا تقسیم عکاسان گرگان به حرفهای  و آماتور ممکن شود.

الف) عکاسان حرفهای: در همین سالها، عکاسان حرفهای مجوز فعالیت را از مراجع مربوطه دریافت کردند و تولید عکس را با موضوعات متنوع در گرگان افزایش دادند. کریم پورناصر، شهبازی، کبودرنگی، تشویق، شکیبا، اکبریان و قرائیان از جمله عکاسان حرفهای شهر استرآباد به شمار میروند.

این عکاسان با دایر کرد عکاسخانههای نه چندان مجهز، به سفارش مشتری، عکسهای یادگاری خانوادگيه، پرسنلی و غیره میگرفتند و در دهههای اخیر، عکاسان حرفهای، علاوه بر عکاسی از مردم، در گسترش عکاسی شهر نقش مهمی داشتند. آنان با فروش دوربین و دیگر ملزومات، علاوه بر سود ناشی از فروش آن، در توسعه عکاسی میان خانوادهها مؤثر بودند. تعدادی از این عکاسان، امروز از پیشکسوتان این هنر به شمار میروند.

در حال حاضر (1394)، طبق آخرین گزارش اتحادیه عکاسان گرگان، در این شهر با جمعیت بیش از 000/250 نفر، 120عکاس صنفی مجوز فعالیت دریافت کرده و مشغول کار هستند. از این تعداد، ده عکاس متولدین دهه 1320ش هستند که فعالیت عکاسی را از نیمه دوم دهه 1330 آغاز کردند. در زیر، اسامی تعدادی از عکاسان حرفهای به ترتیب سال تولد آمده است:

اسدالله بنینجار (عکاسی بهمن)، شوکت اکبرنژاد (1319 – گرگان)، عزتالله شیخ رحیمی (1320- گرگان)، ولیالله فدایی (1320- شاهرود)، پرویز دباغ (1321- بابل)، هوشنگ فتاحی (1323 – کاشمر)، الله راستگو (1323- قائنات)، علی اصغر علینژاد (1324 – گرگان)، رحمتالله قرباننژاد  (1325 - گرگان)، علیاکبر کاوه (1327 - گرگان)،  سیدرضا هاشمیان (1327 - بابل)، ابراهیم پوراکبری (1330- گرگان)، غلامحسین شیخ ویسی (1330 - زابل)، حسن محمدزاده عبدل آبادی (1330 - نیشابور).

ب) عکاسان آماتور: عکاسی آماتوری تابع میل شخصی و سلیقهی عکاس است. جاذبه و چشماندازهای طبیعی، بناها و معماری گرگان و توابع آن، موضوعاتی هستند که انتخاب زاویه مناسب میتواند سلیقه عکاسی را نسبت به خواسته عکاس دیگر متمایز سازد و به دنبال آن، عکس در بوته نقد و بحث قرار گیرد.

تعداد عکاسان آماتور به تعبیر امروزی، در آغاز (دهه ده و بیست شمسی) کم بود، ولی از دهه سی شمسی، به تدریج بر تعداد آنان افزوده شد. عکاسان آماتور در گرگان، پس از شناخت بیشتر از ماهیت وجودی عکس و تطبیق آن با عملکرد سایر گرایشهای بینالمللی، نگاهها و گرایشهای خود را بر حسب آموزههای تجربی جهت دادند، با میل و خواسته درونی خود به عکاسی روی آورده و به دور از توقعات مالی، به تولید اثر در این زمینه پرداختند. گرچه در آغاز، این جهتگیریها از پشتوانه و منطق علمی برخوردار نبود، ولی زمینههای رشد و پیشرفت را برای نسل جدید و همچنین کسانی که هنرآموز این رشته هنری بودند، فراهم ساخت، به طوریکه میتوان نتیجه گرفت با وجود این عکاسان، پایههای عکاسی در گرگان از دهههای 30 و 40 شمسی از استحکام لازم برخوردار شد.

عوامل متعددی از جمله تجارت و بازرگانی قبل از دهه اول، نهضت مدرسهسازی از دهههای ده تا چهل شمسی، انقلاب اسلامی در دهه پنجاه، جنگ تحمیلی در دهه شصت، فعالیتهای عمدهی فرهنگی و هنری تحتتأثیر روابط جامعهشناسانه و همچنین کثرت تجهیزات و لوازم تخصصی عکاسی، در توسعه و پویا بودن این هنر نقش اساسی داشته است.

از میان عناوین تأثیرگذار بر عکاسی آماتوری، رویدادهای انقلاب، سهم مهم و گستردهای در تولید عکس در سراسر کشور از جمله گرگان داشته است.

تعدادی از عکاسان گرگان، آماتورهایی بودند که برای پوشش خبری (عکاسی خبری3)، از حضور مردم در خیابانها و دیگر تجمعات سیاسی عکاسی میکردند، تا لحظات خونین، بحرانی و تنشهای شدید دوره‌‌ی انقلاب را ثبت نمایند. این عکاسان، علیرغم خطرات ناشی از درگیریها، شجاعانه به موضوعات و وقایع نزدیک شده و به ثبت رویدادها از دریچهی دوربین پرداختند. به گواه شاهدان، عکاسان خبری در شهرستان گرگان زیاد بود و حاصل آن، عکسهایی است که امروز در دسترس اهالی قرار دارد، گرچه این قبیل از عکسها ماهیت فتوژورنالیستی داشته و به نیت مخابره گرفته شد، اما این قطعات هیچگاه فرصت چاپ و نشر در نشریات محلی را پیدا نکرد. مهمتر اینکه، تعداد زیادی از عکاسان این گونه تصاویر، از همان زمان فعالیت خود را متوقف کردند.   

در اینجا نام تعدادی از عکاسان بومی در دورههای مختلف ذکر میشود:

ـ دوره قاجار (پیشگامان عکاسی استرآباد): مجید عکاس، عبدالرحیم خان ناصرنظام، حبیب الله خان یزدی، علی اشرف خان آزادراد و... .

ـ دوره پهلوی اول: کریم پورناصر، حبیب‏الله‏خان مقصودلو، میرزا محمود شکیبا، اسکندر اسکندری،  شهبازی، سید عمادالدین استرآبادی، تشویق، خاراُ غلی و... .

ـ پهلوی دوم تا دوره‌‌ انقلاب و پس از آن: محمد آرانی، حسینعلی حاج محمدی، مسعود امامی، حسین افخمی و... .

ـ دوره انقلاب: مظاهر آریانی، سیداحمد عقیلی، محمد ابراهیم چراغعلی (از مراسم راهپیمایی قبل از پیروزی انقلاب و 22 بهمن عکاسی میکرد)، کاظم طلیعی طبری (در روز 22 بهمن سال 1357 عکاسی کرد)، محمد اسماعیل شهیدی (از روزهای درگیری، پیروزی انقلاب و پس از آن تا سفر ابوالحسن بنیصدر، رئیس جمهور معزول به گرگان، عکاسی کرده است)، بهروز دیلمی، رحمتالله ابومشتاقی (در دوم آبان از صحنههای آتش زدن مشروبفروشیها، کافهها، کاباره، سینما کاپری گرگان عکاسی کرد)، ایرج قوشچی، محمد چاپيان (مهرداد) (کارمند فرهنگ و هنر)، سید ضیاء و سیدشجاع سیدین (که در درگیری پنجم آذر گرگان و شهدای آن روز عکاسی کردند)، علی ابراهیمی، محسن حاتم نژاد و... .

ـ دوره پس از انقلاب: یحیی کریم آبادی، ابوالقاسم و مهدی قاسمی، ساتیار امامی، احمد خطیری، داود عامری، رضا وهمی، رضا نونهال، صابر مناجاتی، مهدی تیرانی، سهیل قنبرزاده، محمد عرب و... در دوره پس از انقلاب اسلامی پا به عرصه عکاسی گذاشتند و همچنان به فعالیت در این زمینه ادامه میدهند.

اشتراکات و تفاوت‏های عکاسان بومی و غیربومی در دوره قاجار

الف ) مشترکات

ـ عکاسی از صاحب منصبان، موضوع کار همهی عکاسان بومی و غیربومی بوده است.

ـ عکاسی از عمارات و کاخها، همچنین حکام و امرای محلی و قنسول روس و انگلیس در چند مکان و توسط عکاسان درباری تکرار شده است.

ـ در همهی عکسهای دوره ناصری و مظفری، برحاشیه آن، موقعیت و مکان عکسبرداری نگارش شد. این نگارش از نظر کمی و کیفی قدری متفاوت است.

ـ در چاپ عکسها، از نگاتیو شیشهای در قطع کوچک و بزرگ و با تکنیک سیاه و سفید استفاده شده است.

ـ در بسیاری از تصاویر، افراد با استفاده از آرایههای ایرانی و تکیه بر اشیاء تزئینی مانند صندلی و پایه گلدان و استفاده از گلهای شمعدانی، در مقابل دوربین قرار گرفتند.

ـ پس از تحقیقات و شناساییِ اشخاصی که در قاب عکسها قرار گرفتهاند، معلوم شد این افراد، متمکن و از طبقات بالاتر جامعهی عصر خود بودهاند. به عبارت دیگر، آنان از شهرت اجتماعی و اقتصادی برخوردار بودند.

ـ نوع پوشش اشخاص، اعم از کلاه، تنپوش و کفش که در مقابل دوربین قرار گرفتهاند، در دورهی قاجار شباهت فراوانی به یکدیگر دارد.

ـ افراد مقابل دوربین، ژستی از پیش تعیین شده و نگاهی چهره به چهره با عکاس و دوربین داشتند.  

ـ مهمترین اسناد تصویری که بر وجود کاخها و بناهای مهم تاریخی دورهی قاجار در استرآباد تأکید دارد، عکسهایی است که توسط عکاسان مأمور، به سفارش امرا یا به علاقهی شخصی خودشان گرفته شد. اکنون بسیاری از این آثار و ابنیه، تخریب و فقط تصاویری از آنها در آلبومخانه کاخ گلستان، مرکز اسناد کتابخانه دانشگاه تهران و احتمالاً در مجموعههای خصوصی حفظ شده است. 

ب) تفاوتها

ـ به جز عکاسان بومی که موضوع عکس آنان، پرترههای جمعی از حکام محلی است، عکاسان غیربومی با مأموریتهای متفاوت در استرآباد حضور داشتند و در راستای دستورات و سلیقههای مافوق خود عمل میکردند. این افراد عبارتند از:

ژانژاک دمرگان: وی در اواخر قرن نوزدهم میلادی از همهی تپههای باستانی در محدودهی استرآباد، از جمله قلعهخندان و خرگوشتپه عکاسی کرد. به رغم عدم مهارت وی در عکاسی، امروز عکسهای او از استرآباد آن زمان، از نگاه متفاوت باستانشناس فرانسوی قابل تحسین است.

دمرگان از اغلب تپههای باستانی این ناحیه عکاسی کرد. این عکسها جنبه شناسایی منطقه و گزارش عملکرد دارد.

با وجود اینکه در استرآباد زیباییها و جاذبههای طبیعی و تاریخی فراوانی وجود داشت که میتوانست برای سیاح و باستانشناس غربی جذاب و جالب توجه باشد، ولی دمرگان از جوگیهایی که در حواشی شهر با لباسهای مندرس و پاهای برهنه و بدون کفش در زیرچادرهای عشایری زندگی میکردند، عکاسی میکرد. این تصاویر در زمرهی عکس مستند اجتماعی قرار دارد. حال چرا این موضوعات و همچنین زندگی عشایری تراکمه توسط این گروه باستانشناس به تصویر کشیده شد، جای تأمل است، در حالیکه در سالهای بعد، هیچ یک از عکاسان، کوچکترین توجهی به این طایفه نداشتند که البته این بیتوجهی عکاسان داخلی، به ویژه مأمور درباری، ناشی از دستور مافوق  بوده و شاید هیچ توجیه دیگری ندارد.

عبدالله میرزا قاجار: یکی از پرکارترین عکاسان دورهی ناصری پس از آقارضا اقبالالسلطنه بود. یکی از عکسهای بسیار مهم و متفاوت وی از استرآباد، عکسی است که او از اهالی مردم این شهر در مراسم آئینی دسته چوبی در دهه اول محرم گرفته است. این عکس تنها تصویر مستند مذهبی از دورهی قاجار است که میتواند نحوهی اجرای مراسم آئینی و مذهبی استرآباد را به نمایش بگذارد. در حاشیه زیرین همهی عکسهای عبدالله میرزا، ضمن نوشتن نام و منصب خود، مشخصات دقیقی از عناصر درونی عکس، با فرمی یکنواخت و خطی زیبا ارائه میدهد. برای نمونه، در حاشیه عکس تجمع عزاداران در ماه محرم، متنی با ادبیات دورهی قاجار و به خط نستعلیق نگارش شد.

به رغم اینکه مانند این عکس، در دورهی ناصری و مظفری تکرار نشد، ولی در دورهی مشروطه و پهلوی، از این موضوعات در مجموعههای خصوصی دیده میشود.

ـ عکسهای عبدالله میرزا تنوع موضوعی فراوانی دارد، موضوعاتی چون عمارات و کاخهای قاجاری، رجال و صاحبمنصبان، خوانین و روحانیون سرشناس، سران قبایل، طوایف و ریش سفیدان ترکمن، قشون و نظامیان، حتی مشاغل در عکسهای او دیده میشود. نکته بسیار مهم در این عکسها، نگاه گزینشی عکاس به فضای موضوعات برای ارائه گزارش به دربار است، که نشان از قدرت حاکم، آمادگی قشون نظامی استرآباد، امنیت، آرامش و کار اهالی و نیز توجه حکام به مردم دارد.

ـ یکی دیگر از متفاوتترین کارکرد عبدالله میرزا در عکاسی از استرآباد، استفاده از تکنیک پاناروما است. شاید در آن زمان این تکنیک از هیچ گونه تعریف علمی و فنی برخوردار نبود، ولی عبدالله میرزا با درک درست از فضای معماری و نشان دادن وسعت بیشتری از محدودهی عمارت، تکنیک شبیه به پاناروما را به اجرا درآورد. این شیوه در چند عکس، از جمله دورنمای شهر استرآباد با ثبت سه قطعه عکس به نمایش درآمد.

مصطفی قلی شامبیاتی: پس از حدود 12 سال از سفر عبدالله میرزا، مصطفی قلی شامبیاتی، توپچی دربار مظفری، به منظور خاتمه دادن به درگیریهای ایلات و طوایف ترکمن، به استرآباد مأموریت یافت. وی در هنگام یا پس از انجام مأموریت، به عکاسی پرداخت و حدود 87 قطعه عکس از این شهر و توابع آن به ثبت رساند. با توجه به این که شامبیاتی به قصد عکاسی عزیمت نکرد و نیز ممکن بود تخصصی در زمینهی عکاسی نداشته باشد، ولی توانست عکسهای قابل قبولی از ایلات و زندگی ترکمنها به ثبت رساند. مهمترین مواردی که در عکسبرداری شامبیاتی وجود دارد این است که:

ـ عکسهای او به صورت گروهی و از همهی اهالی گرفته شد.

ـ موضوعات عکسهای شامبیاتی از تنوع کمتری برخوردار است. در همین تعداد هم نشانههای تقلید موضوع به خوبی دیده میشود، زیرا از اردوهای ترکمنها، طوایف آنان و تصاویری از قشون و نظامیان در آثار عبدالله میرزا به همین شکل دیده شد.

ـ کادر عکسهای شامبیاتی در استرآباد منحصر به فرد و اطلاعات مختصری در بالای عکسها و در بیرون کادر، بدون نام عکاس ارائه شده است. 

ـ یکی از نکات متمایز در عکسهای شامبیاتی، نگاه او از زاویهای بالاتر از خط افق است، به طوریکه اجتماع اهالی و دورنمای وسیعتری از خانهها و آلاچیقها از فضای بالاتر دیده میشود. این شیوه در عکاسی دیگر عکاسان هم عصرش دیده نشد.

ـ  اغلب عکسهای وی از ایلات و طوایف منطقه ترکمن صحرا (گمیشتپه، خواجه نفس و دیگر نقاط ترکمن نشین) و نظامیان بوده که نشان از نظم، کثرت افراد تحت فرمان و قدرت نظامی آنان است.

خان باباالحسینی: عکاس دورهی مظفری است. او در عکس عمارت جهانسوز میرزا در کنار رودخانه گرگان، ترکیبی نو از طبیعت، معماری و انسان پدید آورد. خان باباالحسینی با انتخاب زاویهی مناسب، جلوهی زیبا و منظرهی چشمنوازی را از انعکاس عمارت و همچنین اشخاص ایستاده در کنار آن خلق کرد که نسبت به دیگر عکسهای همزمان خویش در استرآباد و جاهای دیگر متفاوت به نظر میرسد.

ـ اولین عکسها از جنگلهای ناحیه استرآباد، توسط خانباباالحسینی به ثبت رسید. در این تصاویر که مشیرالسلطان و دیگر افراد او، در جنگل قزلق و نواحی مجاور، موضوع عکسها هستند، تأکید بر عظمت فضای طبیعت و درختان نسبت به انسان است.

عکسهای خانبابا در استرآباد در مقایسه با دیگر تصاویر او مانند سفر قم، اصفهان و... از زیرنویس خوب و دقیقی برخوردار نیست و نوشتهها مختصر و نامنظم است. در گوشهی سمت چپ و پایین عکس، عنوان «غلام خانهزادخان باباالحسینی» نوشته شد.

رمز بقا و ماندگاری عکسهای دورهی قاجار پس از گذشت دهها سال از چاپ آن بر روی کاغذ، بدون تردید مرهون دقت در ساخت دارو، میزان نوردهی و فرایند ظهور و ثبوت و همچنین در مرحله پایانی، شستوشوی کافی نگاتیو و پوزتیو به وسیله سرکه سفید برای خنثی کردن داروهای جذب شدهی آن است.

عکسهای دورهی قاجار، مشروطه و پهلوی، همگی سیاه و سفید بودهاند. عکاسان برای ایجاد تنوع و جلب مشتری، با در نظر گرفتن علایق و سلایق آنان، با فرمولهای حاضر، اقدام به تهیه عکس با تنالیتههای قهوهای، بنفش، آبی و... میکردند.

• دوربینهای قدیمی

قدیمیترین دوربین به نام اِنازو (ساخت فرانسه) در مجموعه خصوصی خانواده پورناصر وجود دارد. این دوربین متعلق به عبدالرحیمخان ناصرنظام است که توسط نامبرده از کشور فرانسه در دورهی مظفری خریداری شده است. قبل از پورناصر، مسیو خام، به طور موقت دوربینی به استرآباد آورده بود که وکیلالدوله در کتاب مخابرات استرآباد در سال 1332ق، به آن اشاره کرده است.

علاوه بر دوربین عکاسی، سه پایه دوربین، جعبه روتوش و فلاش که با پودر منیزیم کار میکرد، در مجموعه لوازم خانواده پورناصر دیده میشود. کریم پورناصر فرزند عبدالرحیم‏خان، قبل و بعد از دریافت مجوز عکاسخانه، با همین دوربین عکاسی میکرد.

در همین سالها، نرخ عکس ساماندهی شد و مبالغ تعیین شده از سوی صنف برای همه عکاسان یکسان بود.

 

 

منابع:

• آتابای، بدری. (1357). فهرست آلبومهای کتابخانه سلطنتی. [بيجا]: [بینا].

• آرشيو خصوصي محمود اخوان مهدوي.

• ایران از دیدگاه ژاک دمورگان: مجموعه عكسهاي باستانشناس فرانسوي 91-1889. (1380). تهران: کاخ گلستان.

• ذکاء، یحیی. (1376). تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام. تهران: علمی و فرهنگی.

• طهماسبپور، محمدرضا. (1385). ناصرالدین، شاه عکاس. تهران: سروش.

• مخلصی، محمدعلی. (1379). پلهای قدیمی ایران (جلد اول). تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.

• معطوفی، اسدالله. (1384). استرآباد و گرگان در بستر تاریخ ایران. گرگان: مؤلف: کتابفروشی جلالی.

 

 

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه