خرید و دانلود مقاله

عبدالله بن مسیح تهرانی استرآبادی


عبدالله بن مسيح تهرانی استرآبادی             Abdollah ebn Masih Tehrani Astarabadi

 

روحانی و فقيه معروف قرن چهاردهم قمری.

خاندان حاجی ميرزاعبدالله تهرانی (1391- 1305ق)، از استرآباد و خودش متولد تهران بود. نسبت ميرزا عبدالله به واسطه‌ی پنج نسل1، به شيخ ابوالبرکات استرآبادی، از علمای قرن دهم قمری در استرآباد، مي‌رسد.

ظاهراً نخستين كس از اين خاندان كه در تهران سكونت اختيار كرد، حاج ميرزا مسيح اول‌ بود. از آن پس، فرزندان او به تهراني، چهل‌ستوني، مسجدجامعي و قاضي سعيد شهرت يافتند.

نسبت چهل‌ستوني و مسجدجامعي به دليل آن است كه حاج ميرزا مسيح اول، مسجدي به همين نام (مسجد جامع چهل‌ستون) در تهران ساخت و سال‌ها در آن جا به اقامه‌ي نماز جماعت و وعظ و ارشاد پرداخت. تعدادي از فرزندانش، راه او را ادامه دادند و در همان مسجد، امام جماعت بودند. پس از صدور شناسنامه به سال 1304ش، نوادگان وي نام خانوادگي چهل‌ستوني، مسجدجامعي و قاضي سعيد يا سعيد حسن را برگزيدند. بدين‌ترتيب، كليه خاندان‌هاي چهل‌ستوني، مسجدجامعي و قاضي سعيد تهران و قم، شاخ و برگ‌هاي درخت بزرگ حاج ميرزا مسيح اول استرآبادي، جد حاج ميرزاعبدالله تهراني هستند.

پدر ميرزاعبدالله، ميرزامسيح دوم بود، اما بيشتر نويسندگان، اين حقيقت را مورد توجه قرار نداده و بين ميرزا مسيح اول و ميرزا مسيح دوم فرقي قائل نشده‌اند. فقط آقابزرگ در الذريعه، بر اين حقيقت تصريح كرده و ميرزاعبدالله را فرزند ميرزا مسيح دوم و نواده‌ي ميرزا مسيح اول مي‌خواند. پس از او، اميني در معجم رجال‌الفكر و الادب في النجف، مطلب را دنبال كرده و مطابق نظر آقابزرگ سخن مي‌گويد. احتمالاً نخستين بار، ريحان يزدي دچار اشتباه شده و ميرزاعبدالله را فرزند ميرزا مسيح اول معرفي مي‌كند، زيرا وي مي‌نويسد: «حاج ميرزاعبدالله فرزند حاج ميرزا مسيح مشهور به حاج ميرزا بزرگ ايلچي كش، سال 1305ق در تهران متولد شده و نزد علماي آن سرزمين درس خوانده ... پدر معظم‌له از متنفذين روزگار قاجار بوده... .»

پس از ريحان يزدي، شريف رازي همان اشتباه را تكرار كرده، ميرزاعبدالله را فرزند ميرزا مسيح اول دانسته است.

به هر ترتيب، حاج ميرزاعبدالله در خانواده‌ا‌ي صاحب علم و سياست ديده به جهان گشود. در محيط تهران رشد كرد و در مدارس علميه‌ي پايتخت درس خواند.

اساتيد او در تهران به جز پدرش، آقا شيخ علي نوري (احتمالاً حكمي)، ميرزا سيد محمد تنكابني (احتمالاً حسيني تنكابني)، حاج شيخ مسيح طالقاني، ميرزاهاشم شفتي، آقاي حاج‌آقابزرگ ساوجي و آقا شيخ‌باقر معزالدوله بودند.

حاج ميرزاعبدالله، 25 ساله بود كه سطوح را به پايان رساند و به وعظ و ارشاد پرداخت. سال 1330ق، به مكه رفت. پس از به جا آوردن مناسك حج، قصد عتبات عاليات كرد.

او با كسب اجازه از محضر پدرش، مدت سه سال در نجف اقامت گزيد و از حلقه‌ي درس آيات عظام، محمدحسين معروف به ميرزاي نائيني، شريعت (احتمالاً شريعت اصفهاني، فتح‌الله بن محمدجواد)، آقاضياء عراقي (علي بن محمد) و حاج سيد احمد كربلائي (احتمالاً موسوي تهراني، ابن‌ابراهيم) بهره‌ها برد. آن‏گاه در سال 1333ق به تهران بازگشت و پس از درگذشت پدرش در سال 1334ق، در مسجد جامع تهران به اقامه نماز جماعت مشغول شد.

علاوه بر اين، حاج ميرزاعبدالله تهراني استرآبادي‌ يكي از علماي مبارزي بود كه در خلال سال‌هاي جنگ جهاني اول، پيشتاز صف اول مبارزات مردمي بود. او و تعدادي از علماي بزرگ تهران و قم، به استقبال علماي تبعيد شده از عراق شتافتند و همراه آنان وارد قم شدند.

در حدود سال 1302ش / 1342ق، حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي،‌ مرجع تقليد شيعيان، که از جمله تبعيدشدگان بود، از عراق به ايران آمد و پس از ورود به حوزه‌ي قم، درصدد احياي اين حوزه برآمد. براي اين منظور، همه‌ي علماي بزرگ و باسواد را براي تدريس و تحقيق به قم فراخواند و از حاج عبدالله تهراني‌ كه همراه تبعيديان عراق، از كرمانشاه به قم وارد شده بود، دعوت به همكاري کرد. او اين دعوت را پذيرفت و در قم، ضمن تدريس سطوح، به حلقه‌ي درس آيت‏الله حائري يزدي و حاج شيخ ابوالقاسم كبير پيوست.

اين دوره از حيات حاج عبدالله، ده سال به طول انجاميد. او در خلال ده سال تلاش علمي و فرهنگي، شاگرداني را تربيت كرد و در شكوفايي حوزه‌ي قم، مانند ديگر مدرسين، نقش برجسته‌اي داشت. با اين وجود، از مسائل سياسي غافل نشد و در جريان كودتاي 28 مرداد، عليه اتحاد آمريكا و انگليس فعاليت كرد.

وي در سال 1356ق، يعني پس از درگذشت آيت‏الله حائري يزدي، به تهران بازگشت و تا پايان عمر در مسجد جامع چهل‌ستون، به اقامه‌ي جماعت و تدريس در مدرسه مروي و ديگر مدارس پايتخت، مشغول شد، تا اين كه در ذي‌الحجه‌ي 1391ق، در سن 86 سالگي درگذشت. جنازه‌اش به شهر ري، حمل و در جوار رحمت حضرت امام‌زاده حمزه موسوي به عنوان امانت به خاك سپرده شد تا در شرايط و زمان مناسب، به نجف منتقل شود.

حاج ميرزاعبدالله، ضمن مبارزه‌ي سياسي، خدمات اجتماعي و تدريس علمي، به تحقيق و تأليف نيز اشتغال داشت. همه‌ي آثار و تأليفات او معرفي نشده است. آنچه تاكنون در منابع بدان اشاره گرديده است، عبارتند از:

1. حاشيه بر مكاسب (در فقه) 2. هفت رساله (در عقايد شامل: مبدأ و معاد، جمع كتاب،‌ سنت، عقل و تفسير) 3. اصول فلسفه 4. رساله‌اي در مشتق 5. سنن‌النبي ‌(ص) 6. چند تأليف در موضوعات متفرقه.

 

 

…

پي‌نوشت:

1. حاج ميرزاعبدالله، فرزند حاج ميرزا مسيح دوم (آقابزرگ)، فرزند حاج ميرزا ابوالحسن، فرزند حاج ميرزا مسيح اول، فرزند قاضي محمدسعيد (قاضي سعيد)، فرزند ميرزا آقا بابا فرزند شيخ ابوالبركات استرآبادي است.

…

منابع:

• آقابزرگ طهراني، محمدمحسن. (1403ق). الذريعه الي تصانيف الشيعه (جلد 14). بيروت: دارالاضواء.

• افندي، عبدالله بن عيسي بيك. (1401ق). رياض‌العلماء (جلد 5). قم: مطبعه الخيام.

• اميني، محمدهادي. (1413ق). معجم رجال الفكر و الادب في النجف (جلد اول). بيروت: [بي‌نا].

• بدلا، حسين. (1378). هفتاد سال خاطره از آيت‌الله سيدحسين بدلا. تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي.

• ريحان يزدي، عليرضا. (1372). آينه‌ دانشوران. قم: كتابخانه آيت‌الله مرعشي نجفي.

• شريف رازي، محمد. (1332). آثار الحجه يا اولين دايره المعارف حوزه علميه قم (جلد2). قم: مؤسسه مطبوعاتي دارالكتاب.

• شريف رازي، محمد. (1353). گنجينه دانشمندان (جلد4). تهران: كتابفروشي اسلاميه.

• محبوبي اردكاني، حسين. (1380). چهل سال تاريخ ايران در دوره پادشاهي ناصرالدين‏شاه (تعليقات بر المآثر و الآثار). (جلد 2). تهران: اساطير.

• مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات. (1382). قيام پانزده خرداد به روايت اسناد ساواك. تهران: مؤلف.

 

 

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه