عبدالقاهر جرجانی
عبدالقاهر جرجانی Abdol-Ghaher Jorjani
از پيشوايان لغت و واضع اصول بلاغت.
علامه، امام، مجدالاسلام، شيخ الکبير ابوبکر عبدالقاهر بن عبدالرحمن بن محمد بن حسن جرجانی نحوی اسماعيلی، در سرودن شعر نيز مهارت داشت.
هيچ يک از منابع دست اول، تاريخ ولادت وي را ثبت نکردهاند، اما به احتمال زياد، در يکي از واپسين سالهاي قرن چهارم يا يکي از نخستين سالهاي قرن پنجم قمري، حدود سال 400، 401 يا 405ق در جرجان و در خانوادهاي فقير به دنيا آمده است. ولادتش را گور سرخ جرجان نيز ذکر کردهاند.
درگذشتش را بيشتر منابع دست اول، سال471ق در جرجان نوشتهاند و به احتمال زياد، در همين سال درگذشته است، اما برخي از همان منابع، سال 474ق را نيز نگاشتهاند. سال 469 و 470ق نيز براي اين رخداد عنوان شده است.
حوزهي دانش و آثار علمي جرجاني را فقه، کلام، تفسير، حديث، صرف و نحو، ادبيات، معاني و بيان، قرآن، بلاغت و عروض ميدانند، اما از او بيشتر به عنوان مؤسس و نظريهپرداز علم بلاغت و صاحب انديشههاي نوآيين در حوزهي مسائل علم الجمال ياد ميشود. عبدالقاهر، پرچمدار علم بلاغت بود و نظريه نظم، مهمترين مسألهاي بود که بدان اهميت داد. او قواعد بلاغت را چنان استوار ساخت که داراي اصول و اهداف مشخص شد و بدين ترتيب تأثير بزرگي در اين حوزه از دانش بر جاي گذاشت.
سيد يحيي بن حمزه حسيني، از او با عنوان «شيخ عالم نحرير و اعلم المحققين» ياد کرده و او را اولين کسي ميداند که قواعد بلاغت را بنا نهاده، برهانهاي آن را توضيح داده، فايدههاي آن را آشکار و فنون آن را مرتب کرده است. جملات تمجيدآميز امام فخر رازي نيز تأييدکنندهي اين مطالب است. مجدالدينمحمد فيروزآبادي نيز او را اولين کسي ميداند که دانش معاني را تدوين کرده است. در دوران معاصر نيز شيخ محمد عبده، نخستين کسي بود که متوجه ارزشهاي نهفته در کارهاي جرجاني شد و پس از او، شاگردش سيد رشيد رضا.
عبدالقاهر، فقيهي شافعي و متکلم و اصولي در طريقه اشعري بود. استوار در دين، باتقوا و قناعتکار بود. رافعي او را در زمرهي محدثين ذکر کرده و سه روايت از زبان فرزند وي، ابوعمرو عبدالقادر، که آنها را از پدرش، عبدالقاهر و او از پدرش، عبدالرحمن بن محمد بن حسن شنيده، نقل کرده است. بيت معروفي بين طلاب حوزههاي علميه در مورد عاملهاي نحو رايج است که در آن جرجاني را مرد خدا معرفي ميکند:
«عامل اندر نحو صد باشد چنين فرموده است
شيخ عبدالقاهر جرجاني، آن مرد خدا»
• استادان
جرجاني از شاگردان شيخ ابوالحسين محمد بن حسين بن محمد فارسي معروف به ابنعبدالوارث، خواهرزادهي ابوعلي حسن بن احمد بن عبدالغفار فارسي و از شاعران و اديبان مشهور نيشابور و از مشاوران امير اسماعيل بن سبکتکين، صاحب غزنه بود. ابن عبدالوارث در اواخر عمر مقيم جرجان شد و در همين شهر درگذشت. او اشعارش را براي اهالي جرجان ميخواند و به گواهي بيشتر منابع، جرجاني غير از وي، استاد ديگري نداشت و تا پايان عمر در گرگان (جرجان) به سر برد و در همانجا به تعليم و تعلم پرداخت.
صاحب روضاتالجنات، با آنکه خود را در داشتن اطلاعات کافي از احوال دانشمندان نحو و اديبان، بينياز ميداند، اما در رد اين نظر گفته است که به دو نفر ديگر از استادان جرجاني دست يافته که فن نحو و مانند آن را از آنها فرا گرفته؛ يکي «ابن جني» و ديگري «صاحب بن عباد». ولي اين گفتهي صاحب روضات و ديگر مورخان تأييد کنندهي آن، درست نيست، زيرا صاحببنعباد در سال 385ق در اصفهان درگذشته و ابوالفتح عثمان بن جني موصلي، از امامان ادب و نحو نيز در سال 392ق در بغداد درگذشته بود. بنابراين، هر دو دانشمند، چندين سال پيش از تولد عبدالقاهر درگذشتهاند و جرجاني نميتوانست در مکتب آنها شاگردي کند.
عبدالقاهر را از شاگردان قاضي ابوالحسن علي بن عبدالعزيز جرجاني نيز خواندهاند. اين مسأله هم به همان دلايل پيشين نميتواند درست باشد. ياقوت حموي، عليرغم اينکه در شرح حال ابنعبدالوارث با قاطعيت اظهار کرده است که عبدالقاهر غير از او استاد ديگري نداشته، اما در شرح حال خود عبدالقاهر، به تناقض گفته قاضي علي جرجاني استاد اوست. حتي اضافه کرده است که عبدالقاهر خود به اين مسأله اذعان کرده و هر جا نام قاضي را در کتابهايش آورده، از همنشيني با او احساس غرور کرده است.
عبدالقاهر در آثارش، از دانشمنداني همچون خليل بن احمد، سيبويه، زجاج، ابوالعباس ثعلب، ابوبکر بن دريد، ابن جني و ابوعلي فارسي نام برده که در مسائل علم نحو و لغت، از کتابهاي آنها بهره گرفته و از جاحظ، ابنقتيبه، المبرد، ابن المعتز، قدامه بن جعفر، قاضي علي جرجاني، حسن بن بشر الآمدي، مرزباني، ابن اعميد، عبدالرحمن بن عيسي همداني و ابوهلال عسکري نيز ياد کرده که در مسائل ادبي، نقد و بلاغت از آثار آنها استفاده کرده است.
• آثار
«دلائلالاعجاز»، 2. «اسرار البلاغه»: جرجاني در اين دو اثر، نظريههاي نظم و مجاز در بلاغت عربي را به صورت علمي و دقيق بنيان نهاده است. در اهميت اين دو کتاب، همين بس که علامه تفتازاني در مقدمه بسيار بلند و شيواي خود بر کتاب مطول، تصريح ميکند که جرجاني در نگارش اين دو اثر، همهي نيروي خود را به کار گماشته است. اين دو کتاب مشهور در تاريخ علوم بلاغي، به عنوان دو اثر مادر شناخته ميشوند که نه تنها در آن زمان از اصليترين کتابهاي عربي در ادبيات و نقد به شمار ميآمدهاند، بلکه امروزه نيز به عنوان دربردارندهي پيشرفتهترين نظرات در مورد بلاغت و نقد، مورد مراجعه علاقهمندان و پژوهشگران قرار ميگيرند.
برخي پژوهشگران معتقدند جرجاني از طريق مطالعه کتابهاي ابنسينا، از تعليمات حکيمان يوناني استفاده کرده و اين دو کتاب او يادآور «فن شعر» و «فن خطابه» ارسطوست. شيخ محمد عبده ميگويد: هنگامي که ما موفّق شديم کتابهاي اسرار البلاغه و دلائلالاعجاز را به دست آوريم، نور اين دو ستاره درخشان چنان بر ما تابيد که روشن شد آنچه تاکنون در زمينهي بلاغت ميخوانديم (مطوّل، مختصر، تلخيص و شرح تلخيص)، باطل بوده است و بيجهت عمر خود را در آنها تباه کردهايم. صاحب آثار البلاد ميگويد: اين اسلوب نگارش سابقه نداشته و هرکس بر آن آگاه شود و بخواند، خواهد دانست که معجزات قرآني چند و چون است. دلائلالاعجاز، در اثبات اعجاز و تقليدناپذيري قرآن است. جرجاني، تطابق کلمه و معنا را جوهرهي نظم و کلام ميداند. به نظر او، کلمات و معاني آيينه يکديگرند، براي هر معنا، فقط يک بيان موجود است و مرکز اعجاز قرآن در همين جاست. امام فخر رازي، تنها ايرادي که بر اين دو کتاب وارد دانسته، عاري بودن آنها از رعايت ترتيب فصول و ابواب است.
مقدمه کتاب دلائلالاعجاز با نام «المدخل في دلائلالاعجاز» نيز به عنوان اثري مستقل در برخي منابع ذکر شده است که نسخهاي از آن به شماره (54 بلاغت) به تاريخ 568ق، از روي نسخهاي به خط خود جرجاني در معهد المخطوطات دانشگاه الدول العربيه موجود است.
از کتاب دلائلالاعجاز، دو نسخه خطي در ترکيه موجود است؛ يکي متعلق به کتابخانه حسين جبلي معاني در 203 ورق که در اواسط ماه ربيعالاول 568ق نگاشته شده و نام ناسخ آن مشخص نيست و ديگري متعلق به کتابخانه اسعد افندي به شماره 3004 که نام ناسخ و تاريخ تحرير آن نامعلوم است، اما از صورت خط آن پيداست که متعلق به قرن 6 و 7 قمري است.
العوامل المائه: در اصول علم نحو که آن را در سه باب نگاشته است: باب اول، در عامل. باب دوم، در معمول و باب سوم، در اعراب.
اين کتاب، قرنها مورد استفاده دانشجويان نحو و ادب بوده و بر آن شرحهايي نوشته شده که عبارتند از:
- شرح حاج بابا طوسي (م471 ق).
- شرح حسام الدين حسين توقاني (م 926 ق).
- شرح احمد بن مصطفي معروف به طاش کپري زاده (م 968 ق).
- شرح علامه مير سيدعلي بن محمد شريف جرجاني (م 816 ق).
- شرح مولانا اشق قاسم ازنيقي (م945 ق).
- شرح يحيي بن بخشي (م900 ق)
- شرح محمد بن احمد داعي معروف به صوفيزاده(م 1024ق).
- شرح شيخ ابراهيم احمد بن جزري.
- شرح بدرالدين محمد بن احمد عيسي احنفي (م 855 ق).
- شرح سيد اختيار الدين حسين بن قاضي غياثالدين حسيني تربتي هروي(م 928ق هرات).
- شرح شيخ يحيي بن نصوح بن اسرائيل
- شرح ميرزا محمد بن سليمان تنکابني(م 1302ق).
- شرح ملامحمدمقيم بن محمدباقر اصفهاني شاگرد علامه محمدتقي مجلسي.
- شرح ملا داوود بن عبدالباقي ترکستاني معروف به شرح العوامل الکبير.
- شرح ملا محسن بن محمدطاهر قزويني.
- شرح شيخ قطبالدين ابوالحسين سعيد بن هبه الله بن حسن راوندي(م 573 ق).
- شرح ملا نظر علي بن محسن گيلاني.
- شرح ملا محمدعلي حسن اراني شاگرد ملا احمد نراقي.
- شرح بهاءالدين محمد بن تاج الدين حسن اصفهاني معروف به فاضل هندي(م1137 ق).
- شرح شيخ خالد الازهري الجرجاوي(م 905 ق).
- شرح علامه محمد ابي القاسم عتابي به نام الوائد العتابيه في حل العوامل المائه النحويه.
همچنين علي بصير حنفي حموي، مفتي طرابلس و شيخ محمد بن حماد نيز اين کتاب را به نظم درآوردهاند.
الجمل يا الجرجانيه: در شرح عواملالمائه که مختصري است در فقه. اين کتاب مشتمل بر 5 فصل است: مقدمات، عوامل الافعال، عوامل الحروف، عوامل الاسماء و اشياء منفرده.
نسخهاي از الجمل در کتابخانه اميرالمؤمنين در نجف به خط جعفر بن خضر بن محمد آهنگر هزارجريبي موجود است که مستنسخ، نگارش آن را در اواخر ماه صفر 873 ق به پايان رسانده است.
شرح الجمل يا التلخيص: در توضيح الجمل. کتابي است مختصر در پنج فصل که ابتداي آن در مقدمات است و آن را براي برخي اصحابش نگاشته و با عبارت «الحمد لله رب العالمين والصلاه على رسوله محمد وآله أجمعين، قوله الحمد لله افتتاح و آغاز كرد مصنف ...» آغاز ميشود. اين اثر حدود هزار بيت است.
المغني: در شرح کتاب نحو «الايضاح» شيخ ابوعلي فارسي که در سي جزء نگاشته است.
التتمه يا التکمله: در نحو، که آن را در تکميل کتاب المغني نگاشته است و برخي پژوهشگران به اشتباه اين دو اثر را مستقل دانستهاند. عمر فروخ، التکمله را استدراکي بر کتاب الايضاح ابي علي فارسي ميداند.
المقتصد يا المقتصد في شرح الايضاح: در علوم ظاهريه، که مختصري است از کتاب «المغني» در سه جلد. ابن قاضي شهبه از اين کتاب با عنوان «الاقتصاد» ياد کرده است.
الايجاز: مختصر ديگري است در شرح الايضاح که با عبارت «الحمد لله الذي تظاهرت علينا آلاؤه» آغاز ميشود.
العمده يا العُمُد: در صرف افعال.
العروض که اثري از آن باقي نمانده است.
شرحالصغير و شرحالکبير معروف به «معتضد»: بر کتاب اعجاز القرآن ابي عبدالله محمد بن زيد واسطي معتزلي.
شرح الفاتحه يا تفسير الفاتحه: حاجي خليفه، با اسامي «تفسير عبدالقاهر» و «تفسير فاتحه الکتاب» از آن ياد کرده است.
درج الدرر في تفسير الآي و السور: تنها صاحب هديه العارفين به آن اشاره کرده است.
الرساله الشافيه يا الرساله الشافيه في اعجاز القرآن الکريم: هدف جرجاني در اين رساله، اثبات عجز عرب از معارضه قرآن است. عبدالقاهر در اين کتاب، قرآن را به خودي خود در کل زمان و مکان معجزهاي ميداند که به واسطهي وحي الهي است، نه اثري که از راه الهام حاصل شده باشد. برخي اين اثر را به دليل شباهت موضوعي و شيوهي ارائه، به عنوان کتابي مستقل ندانسته و آن را بخشي از کتاب دلائلالاعجاز خواندهاند، اما در صفحهي نخست آن، وجود عبارت صريح «هذه الرساله خارجه من کتبه الموسوم بدلائلالاعجاز» نشانگر مستقل بودن اين کتاب است.
المفتاح: عليرغم اينکه در کتابهاي ترجمه و طبقات، به موضوع آن اشارهاي نشده و تنها به ذکر اسم آن کفايت کردهاند، اين کتاب در علم صرف نگاشته شده و در سال 1407ق، به تحقيق علي توفيق الحمد توسط انتشارات مؤسسه الرساله در بيروت به چاپ رسيده است. از اين کتاب، نسخهاي با عنوان «شرح المفتاح» در کتابخانه سعيد حمزه دمشق نگهداري ميشود.
مختار الاختيار في فوائد معيار النظار: در علوم معاني، بيان، بديع و قافيه.
المختار من دواوين المتنبي و البحتري و ابيتمام: در آن منتخبي از اشعار اين سه شاعر مشهور عرب را به دلخواه خود جمعآوري کرده است.
المسائل المنثوره.
کتاب في العروض: قصيدهاي است که در آن، قواعد وزنهاي شعري را تضمين کرده و ذيل کتاب «الاقناع في العروض و تخريج القوافي» صاحب بن عباد، در سال 1379 ق توسط شيخ محمدحسن آل ياسين در بغداد به چاپ رسيده است.
التذکره: به گزارش قفطي، جرجاني مجموعه آثار پراکندهي خود را در آن گردآوري کرده است.
المقتصد في شرح التکمله.
المسائل المشکله.
الاقناع: در علم نحو. در هيچ يک از منابع اصلي، از اين اثر نامي برده نشده، تنها ذيل فهرست نسخههاي خطي کتابخانه ابومحمد محرم محمد چلبي المرعشي، مجموعهاي شامل دو اثر با ابعاد 20×15 سانتيمتر موجود است که اثر دوم آن «المصباح في شرح الاقناع» نام دارد و چنانکه در آن اشاره شد، الاقناع از آثار عبدالقاهر جرجاني است.
آراء الجرجاني: نسخهاي مخدوش از آن به تاريخ 568ق که از روي نسخهاي به خط مؤلف نگاشته شده، در معهد المخطوطات دانشگاه الدول العربيه در 5 ورق موجود است. نسخه سالم آن نيز در کتابخانه حسين چلبي ترکيه نگهداري ميشود.
عبدالقاهر از ذوق شاعري نيز برخوردار بود و جسته و گريخته در کتابهاي تذکره، ابياتي عربي و فارسي به او نسبت دادهاند. حدود صد بيت از سرودههايش را باخرزي و ابن شاکر کتبي نقل کردهاند.
وي در اشعارش، خواجه نظامالملک حسن بن علي بن اسحاق را نيز مدح کرده است. ابياتي نيز در مذمت اهالي نيشابور و هجو خطيب استرآباد سروده است. به طور کلي، بيشتر اشعارش را در مذمت روزگار و اهل آن ميدانند. شايد قفطي به همين سبب، او را مردي کمحوصله معرفي کرده است که به رغم توانايي، سخنش را کامل نميکرد و تا حدودي اجمالگرا بود.
• شاگردان
امام شيخ ابوعامر فضل بن اسماعيل تميمي جرجاني: اديب، ناظم، نويسنده و نحوي معروف و صاحب آثاري همچون البيان في علم القرآن، سلوه الغرباء و عروق الذهب من اشعار العرب، که از ياران و همراهان عبدالقاهر بود. وي را از شاگردان عبدالقاهر نيز برشمردهاند که درست نيست، زيرا بنابر منابع موجود، ابوعامر از نظر سن، از عبدالقاهر بزرگتر بوده و به گفته باخرزي، عبدالقاهر در وصف او ابياتي اينچنين سروده است: «ما ابوعامر سوي اللطف شيء / انه جمله کما هو روح / کل ما لا يلوح من سر معني / عند تفکيره فليس يلوح». باخرزي کسي است که در سال 444ق به جرجان آمد، از نزديک با امام ابوعامر ملاقات داشت و از او در تأليف دميه القصر بهرهها برد، اما هيچگونه اشارهاي به شاگردي او نزد عبدالقاهر نکرده است.
احمد بن عبدالله مهاباذي ضرير [نابينا]: دانشمند نحوي که صاحب شرحي است بر اللمع اثر ابن جني باجي.
ابونصر احمد بن ابراهيم بن محمد شجري.
ابوزکريا يحيي بن علي بن حسن بن محمد بن موسي بن بسطام شيباني نحوي لغوي: مشهور به ابن خطيب تبريزي، از مدرسان نظاميه بغداد و از امامان لغت که در طلب دانش به سرتاسر عالم سفر ميکرد و کتاب «سماه الملخص» در چهار جلد از آثار اوست.
مجيرالدوله کيا ابوالفتح علي بن حسين اردستاني طغرايي: از نويسندگان بزرگي که به نص زمخشري در «الزجراء بالصغار عن معارضهالکبار»، شاگرد جرجاني در علم نحو بود. وي بر کتاب دلائلالاعجاز، اعتراضاتي بجا آورده است.
علي بن محمد بن علي بن ابو الزيد فصيحي استرآبادي: نحوي بزرگي که پس از خطيب تبريزي، استاد نظاميه بغداد شد.
ابوالمظفر محمد بن ابي العباس بن احمد ابيوردي کوفني: اديب، لغتشناس، شاعر، نسبشناس و محدث شيعي.
ابوالحسن علي بن حسين بن علي ضرير باقولي اصفهاني نحوي: صاحب کتابهاي شرح اللمع، کشف المشکلات و ايضاح المعضلات في عللالقرآن.
…
منابع:
• ابن انباري، ابي البرکات کمال الدين عبدالرحمن بن محمد. (1405ق). نزهه الالباء في طبقات الادباء (چاپ 3). (تحقيق دکتر ابراهيم سامرائي). زرقاء اردن: مکتبه المنار.
• ابن دمياطي حسيني. احمد بن ايبک بن عبدالله. (1971). المستفاد من ذيل تاريخ بغداد (جلد 18). (تحقيق قيصر ابوفرح). بيروت: دارالکتاب العربي.
• ابن قاضي شهبه الدمشقي، ابيبکربناحمدبنمحمد. (1398ق). طبقات الشافعيه (جلد اول، چاپ اول). (تصحيح الحافظ عبدالعليمخان). حيدرآباد دكن: مطبعه مجلس دايره المعارف العثمانيه.
• ابنقاضي شهبه، تقيالدين. (1973). طبقات النحاه و اللغويين. (تحقيق محسن غياض). نجف: طبعه النعمان.
• ابنکثير، عمادالدين اسماعيل بنعمر. (2004). طبقات الشافعيه (جلد اول، چاپ اول). (تصحيح عبدالحفيظ منصور). بيروت: دارالمدار اسلامي.
• الاسنوي، جمالالدين عبدالرحيم. (1407ق). طبقات الشافعيه (جلد 2، چاپ اول). (تحقيق کمال يوسف الحسون). بيروت: دارالکتب العلميه.
• الباخرزي، علي بن الحسن بن علي بن ابي الطيب. (1414ق). دميه القصر و عصره اهل العصر (جلد اول، چاپ اول). (تحقيق محمد التنوجي). بيروت: دارالجيل.
• البدري، محمدصالح. (1385ق). النقد في دلائلالاعجاز الامام عبدالقاهر الجرجاني. الاقلام، (2)، 18.
• البغدادي. اسماعيلپاشا. (1951م). هديه العارفين اسماء المؤلفين و آثار المصنفين (جلد اول). بيروت: دار احياء التراث العربي.
• البغدادي، عبدالقادر بن عمر. (1418ق). خزانهالادب و لب لباب لسان العرب (جلد اول، چاپ 4). (تحقيق عبدالسلام محمد هارون). قاهره: مکتبه الخانجي.
• فهرس المخطوطات الوارده في المجلد الخامس المحفوظه في مکتبات غير مفهرسه او فهارسها غير مطبوعه. (1379ق). معهد المخطوطات العربيه، (5)، 2.
• تجليل، جليل. (1349). عبدالقاهر جرجاني و اسرار البلاغه او. نشريه دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز، 96 و 95، 490-471.
• الجرجاني، عبدالقادر. (1411ق). اسرارالبلاغه. بيروت: دارالجيل
• جرجاني. عبدالقاهر. (1982). کتاب المقتصد في شرح الايضاح (جلد اول). (تصحيح کاظم بحرالمرجان). بغداد: نشر دار الرشيد وزارت الثقافة و الاعلام جمهوري عراق.
• الجرجاني، عبدالقاهر. (1407ق). المفتاح في التصريف (چاپ اول). (تحقيق و تقديم توفيق علي الحمد). بيروت: انتشارات مؤسسه الرساله.
• الجرجاني، عبدالقاهر. (1412ق). اسرارالبلاغه (چاپ اول). (تصحيح محمود محمد شاکر). جده: دار المدني.
• الجرجاني، عبدالقاهر. (1428ق). المقتصد في شرح التکمله (جلد اول، چاپ اول). (تحقيق احمدبن عبدالله الدويش). رياض: جامعه الاماممحمدبن سعود الاسلاميه.
• الجرجاني، عبدالقاهر. (2004). کتاب دلائلالاعجاز (چاپ 5). (تصحيح محمود محمد شاکر). قاهره: ناشر مکتبه الخانجي.
• الجرجاني، عبدالقاهر. [بيتا]. العوامل المائه النحويه في اصول علمالعربيه (چاپ 2). (تحقيق و تقديم و تعليق زهران البدراوي). قاهره: دارالمعارف.
• الجمعه، حسين. (1991). آفاق المعرفه: عبدالقاهر في نظريه النظم. مجله المعرفه، 336.
• الجندي، درويش. (1960). نظريه عبدالقاهر في النظم. قاهره: مکتبه نهضه مصر بالفجاله.
• حاجي خليفه. [بيتا]. كشفالظنون عن اسامي الكتب والفنون (جلد 2). بيروت: داراحياء التراث العربي.
• حسينيگرگاني، ميرتقي. (1384). فرهنگنامه مفاخر استرآباد و جرجان (جلد اول، چاپ اول). گرگان: نشر پيک ريحان.
• الحمد، عليتوفيق. (1405 و 1406ق). اولا البحوث: جهود عبدالقاهر الجرجاني في الدراسات التصريفيه. اللغه العربيه الاردني، 29.
• الحموي الرومي، ياقوت. (1993). معجم الادباء ارشاد الاريب الي معرفة الاديب (جلد 6، چاپ اول). (تحقيق احسان عباس). بيروت: دار الفرب الاسلامي.
• دادخواه، حسن. (1369). تاريخ نقد ادبي و ادبيات عرب تا پايان دوره عباسي. مدرس علوم انساني، شماره اول، ص ؟.
• الداوودي، الحافظ شمسالدين محمدبنعليبناحمد. [بيتا]. طبقات المفسرين (جلد اول). بيروت: دارالکتب العلميه.
• دولت آبادي، عزيز. (1330). خطيب تبريزي و آثار او. مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني تبريز، 25.
• ذاکري، مصطفي. (1385). تاريخچه علوم بلاغي. آيينه ميراث، 32، 109-93.
• الذهبي، ابي عبدالله شمسالدين محمد بن احمد. (2004). سير اعلام النبلاء (جلد 2). (تصحيح حسان عبدالمنان). بيروت: بيت الافکار الدوليه.
• رادمنش، سيدمحمد. (1354). شيخ عبدالقاهر جرجاني و نظرات او درباره اعجاز قرآن. گوهر، 26، 126-121.
• رادمنش، سيدمحمد. (1367). ترجمه مقدمه شيخ عبدالقاهر جرجاني در فضيلت علم نحو. مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، 108، 107، 106 و 105، 213-205.
• الرازي، فخرالدين محمد بن عمر. (1424ق). نهاية الايجاز في درايه الاعجاز (چاپ اول). (تحقيق نصرالله حاجي مفتي اوغلي). بيروت: دار صار.
الرافعي القزويني، عبدالکريم بنمحمد. (1408ق). التدوين في اخبار القزوين (جلد اول). (تحقيق عزيزالله العطاردي). بيروت: دارالکتب العلميه.
• رامين، علي، فاني، کامران، و سادات، محمدعلي. (1389). دانشنامه دانش گستر (جلد 6، چاپ اول). تهران: مؤسسه علمي-فرهنگي.
• الزرکلي، خيرالدين. (1980). الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربين و المستشرقين (جلد اول، 4 و 6). بيروت: دارالعلم للملايين.
• زينب يوسف، عبداللههاشم. (1414ق). الاستعاره عند عبدالقاهر الجرجاني. پاياننامه مقطع كارشناسي چاپ نشده. دانشگاه امالقري.
• سرکيس، يوسف اليان. (1410ق). معجم المطبوعات العربيه و المعربه (جلد اول). [بيجا]: [بينا].
• السيوطي، حافظ جلال الدين عبدالرحمن. (1399ق). بغيه الوعاه في طبقات اللغويين و النحاه (جلد اول و 2). (تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم). بيروت: دارالفکر.
• شفيعي کدکني، محمدرضا. (1362). نظر جرجاني در باب صور خيال. نشر دانش، 15، 57-54.
• شوشتري. قاضي سيدنورالله. (1375ق). مجالس المؤمنين (جلد اول، چاپ اول). تهران: کتابفروشي اسلاميه.
• صفا، ذبيحالله. (1336). تاريخ ادبيات در ايران (جلد 2، چاپ اول). تهران: کتابفروشي ابنسينا.
• طاش کپريزاده، احمدبنمصطفي. (1405ق). مفتاح السعاده و مصباح السيادة في موضوعات العلوم (جلد اول، چاپ اول). بيروت: دار الکتب العلميه.
• طنطاوي، محمد. [بيتا]. نشأه النحو و تاريخ اشهر النحاه (چاپ 2). قاهره: دارالمعارف.
• طه، محسن. (1354). فهرس مخطوطات محرم چلبي المرعشي. مجله المورد، 16، 316-302.
• العشماوي، محمدزکي. (1385). نظريه نظم امام عبدالقاهر جرجاني. (ترجمه محمدهادي مرادي). مجله متن پژوهي ادبي، 29، 95-70.
• العکري الحنبلي الدمشقي، شهابالدين ابي الفلاح عبدالحي بن احمد. (1410ق). شذرات الذهب في اخبار من ذهب (چاپ 5، جلد 5). (تحقيق محمود و عبدالقادر الأرناووط). دمشق و بيروت: داربن كثير.
• علي علام، عبدالعاطي غريب. (1413ق). البلاغة العربية بين الناقدين الخالدين (چاپ اول). بيروت: دارالجيل.
• عمر باحاذق، عمرمحمد. (1418ق). شرح الرساله الشافيه في اعجاز القرآن الکريم لإمام عبدالقاهربن عبدالرحمن الجرجاني (چاپ اول). دمشق: دارالمأمون للتراث.
• فروزانفر. بديعالزمان. (1327). قديمترين اطلاع از زندگي خيام. مجله پژوهشهاي فلسفي (دانشكده ادبيات و علوم انساني تبريز)، 9 و 8، 29-1.
• فروزانفر، بديعالزمان. (1341). بغداد از نظر شعراي ايران. مجله يغما، 176، 536-529.
• الفضلي، عبدالهادي. (1406ق). العرض و التحليل: التتمة في النحو. مجله عالم الکتاب 3، 3.
• قزويني، زکريابنمحمدبنمحمود. (1366). ترجمه آثار البلاد و اخبار العباد. سرزمينهاي ايرانيان (چاپ اول). (ترجمه عبدالرحمن شرفکندي (هژار)). تهران: انتشارات مؤسسه علمي انديشه جوان.
• القفطي، جمالالدين ابي الحسن علي بن يوسف. (1406ق). انباه الرواه علي انباه النحاه (جلد 2، چاپ اول). (تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم). بيروت: دارالفکر العربي قاهره و مؤسسه الکتب الثقافيه.
• قمري، عبدالستار. (1377). سير تاريخي معاني و بيان و بديع. مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، 147 و 146، 254-242.
• الکتبي، محمدبنشاکر. (1973). فوات الوفيات و الذيل عليها (جلد 2). (تحقيق احسان عباس). بيروت: دار صادر.
• محبتي، مهدي. (1383). عبدالقاهر جرجاني و نظريه ادبيات او. کتاب ماه ادبيات و فلسفه، 78، 61-50.
• المحبي. [بيتا]. خلاصه الاثر في اعيان القرن الحادي العشر (جلد 3). [بيجا]: [بينا].
• محمدبن شاكر، ابن شاكر كتبي. (1973). فوات الوفيات و الذيل عليها (جلد اول). بيروت: دار صادر.
• مطلوب، احمد. (1972) عبدالقاهر الجرجاني: حياته - آثاره. مجله کلية الآداب دانشگاه بغداد، 15.
• معطوفي، اسدالله. (1376). تاريخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد. گرگان: پديده.
• ميرزانيا، منصور. (1374). ديباچهاي بر علم بلاغت. مجله کيهان انديشه، 59، 178-165.
• الميمني، عبدالعزيز. (1927). الطرائف الادبيه (چاپ اول). بيروت: دارالكتب العلميه.
• نويهض، عادل. (1409ق). معجم المفسرين (جلد اول، چاپ 3). (مقدمه حسن خالد). بيروت: مؤسسه نويهض الثقافيه.
• يافعييميني مکي، ابيمحمد عبدالله بن اسعد بن علي بن سليمان. (1417ق). مرآه الجنان و عبره اليقظان في معرفه ما يعتبر من حوادث الزمان (جلد 3، چاپ اول). بيروت: دارالکتب العلميه.
• ياقوت حموي، ياقوتبن عبدالله. (1381). معجمالادباء (جلد اول، 4، 5 و 6). (ترجمه عبدالمحمد آيتي). تهران: سروش.
• اليماني، عبدالباقي بن عبدالمجيد. (1406ق). اشاره التعيين في تراجم النحاه و اللغويين (چاپ اول). (تحقيق عبدالمجيد دياب). رياض: مرکز ملک فيصل للبحوث و الدراسات الاسلاميه.