شهرداری گرگان
شهرداری گرگان Gorgan Municipality
يكی از قديمیترين نهادهای خدماتی شهر گرگان.
شهرداری به امر نظافت و پاكيزگي محلات، كوچهها، خيابانها، جابهجايي مسافران داخل شهر، صدور مجوز و نظارت بر ساخت و سازها، ايجاد خيابانها، كوچهها، ميدانها و باغهاي عمومي، تأسيس و نگهداري فضاهاي سبز، راهاندازي و نگهداري آرامستانها، جلوگيري از سد معابر و ...، همچنين فعاليتهاي فرهنگي، اجتماعي و ورزشي ميپردازد.
شهرداري در گذشته «بلديه» ناميده ميشد و وظيفهي آن، روشنايي معابر و ميادين و تأمين آب آشاميدني، نظارت و مراقبت در صحت اوزان و مقياسها، تهيه آمار مربوط به امور شهر و مواليد هم بود، اما در حال حاضر اينگونه نيست. بر اساس ماده اول قانون، شهرداري در هر محلي كه جمعيت آن حداقل پنج هزار نفر بالغ وجود داشته باشد، تأسيس ميشود. طبق تبصره يک، در هر نقطه که از نظر موقعيت و اهميت، تشکيل شهرداري ضرورت داشته باشد، ولو جمعيت آن پنج هزار نفر بالغ نشود، وزارت کشور ميتواند در آن محل دستور تشکيل انجمن و شهرداري بدهد.
علياكبر دهخدا در لغتنامهي خود در ذيل واژه شهرداري مينويسد: «شهرداري ادارهاي است كه در هر شهر براي احداث و پاكيزه نگاه داشتن خيابانها، پاركهاي عمومي و روشنايي و تقسيم آب و غير... داير است و تحت نظارت انجمن شهر به رياست شهردار، به اجراي وظيفه خود ميپردازد و آن از ادارات وزارت کشور محسوب ميگردد.»
• پيشينه شهرداري
تاريخچه تأسيس شهرداريها به تحولات نوگرايانه عصر قاجار و تأسيس مؤسسات تمدني در ايران بازميگردد. در ايران، از قرنها پيش مرسوم بود كه مردم خود خدمات بلدي را در حدود وسعت محيط خويش و بر اساس وجدان شخصي يا معتقدات ديني يا آداب و رسوم محلي، بدون مداخلهي حكومت و دولت انجام ميدادند و اين موضوع نيز همانند اغلب امور ديگر، جنبهي خصوصي داشت و نمونهي بارز آن، آب و جارو و تميز كردن روزانهي حريم خانهها بود كه هنوز هم كم و بيش مرسوم است.
«محتسبها در دوران حكومتهاي قديم ايران، يك قسمت از كارهاي مأموران بلديه را انجام ميدادند، مخصوصاً آن قسمت كه مربوط به نظارت در خوبي يا بدي جنس و خواربار و كالاي مصرفي مردم و قيمت آنها بود. همچنين تعقيب و مجازات متخلفين از وظايف آنان محسوب ميشد. داروغه تحت نظر حكومت و كلانتر شهر مشغول انجام كارهاي بلديه و مجازات امور اخلاقي ساكنين شهرها بود.»
نخستين تلاشها براي تأسيس نهادي جديد براي نظافت شهرها، در زمان ناصرالدينشاه شكل گرفت. «وي در سفر فرنگستان، تشكيلات شهرداري را مورد مطالعه قرار داد و در مراجعت به تهران، درصدد برآمد كه براي شهر تهران به سبك شهرداري فرنگ، شهردار انتخاب نمايد. بدين منظور، ميرزاعباسخان مهندسباشي را كه از جمله محصلين اعزامي به فرانسه بود، به تهران احضار كرد و او را به شهرداري تهران منصوب نمود.»
«اولين خدمات بلدي (شهر) به شيوهي نوين در ايران به شكل اوليه و محدود در سال 1267ق، از ارگ شاهي، ناصرالدينشاه و براي آسايش وي شروع شد.»
در جماديالثاني سال 1297ق، ادارهي تنظيفيه و احتسابيه دارالخلافه در حكمي به اعتمادالسلطنه واگذار شد. در قسمتي از حكم آمده است: «اين خدمت [امر احتسابيه و تنظيف] را به طور كلي به معزّي اليه مرجوع و محول ميفرماييم كه با همين عمل و اسباب و دواب و مخارجي كه حالا از دولت براي نظافت طهران داده ميشود، محوطه داخل خندق شهردار الخلافه را از هر جهت پاك و نظيف داشته و آنچه متعلق به سلامت عامه است، مثل اصلاح و پاكيزگي مجاري مياه و حتي تقسيم و شرب آن و رفع و منع چيزهايي كه مستلزم حدوث امراض و اختلال هواست، اهتمامات وافيه شرعي دارد ... . اين امر را كه از كارهاي اصلي و اساسي طهران است، قابل كمال انتظام و مستوجب خيلي رعايت دارند.»
«در زمان مظفرالدين شاه، براي نخستين بار تشكيلاتي به نام بلديه [تهران] تأسيس گرديد كه محل آن در ساختمان چادرخانه يا خيامخانه، روبهروي سبزهميدان بود و مدتها رياست آن را «منوچهر ميرزا عمادالدوله» به عهده داشت و در حقيقت همان سازمان احتسابيه بود.»
يكي از تحولات ناشي از انقلاب مشروطه، قانونمند كردن امور، از جمله بلديه است. اولين قانون بلديه در بيستم ربيعالثاني سال 1325ق، با هدف حفظ منافع شهرها و ايفاي نيازهاي اهالي شهرنشين ايران، به تصويب مجلس اول شوراي ملي ميرسد. اين قانون كه ترجمه و اقتباس از قوانين شهرداريهاي فرانسه و بلژيك بود، شامل پنج فصل و يكصد و هشت ماده ميشد كه فصول آن عبارت بودند از:
فصل اول: قواعد كليه داراي هشت ماده
فصل دوم: تشكيل انجمن بلديه داراي پنجاه و يك ماده
فصل سوم: ترتيب و وظايف انجمن بلديه داراي سي و دو ماده
فصل چهارم: اداره بلديه داراي يازده ماده
فصل پنجم: مستخدمين بلديه داراي شش بند
با تصويب اين قانون، گام بزرگي در تأسيسات بلديه در تهران و ديگر شهرهاي ايران برداشته شد، اگرچه رخدادهاي عصر مشروطه از جمله به توپ بستن مجلس اول شوراي ملي با فرمان محمدعلي شاه، مانع از تحقق سريع اين قانون شد، ولي راه را براي تشكيل و آغاز فعاليت رسمي بلديه فراهم ساخت.
مجلس دوم شوراي ملي براي تأمين هزينههاي بلديه، قانوني به نام نواقل مالياتي بر نواقلي كه وارد شهر ميشد، وضع كرد كه از باركشها (اسب، قاطر، شتر، گاري و دوچرخه) ميگرفتند. در اين قانون، با استفاده از ماليات دريافتي، اجازهي برخورداري از پارهاي از كمكهاي مالي همچون عوارض دروازهها و ماليات و اعانات خارجيان با تشكيل نهادهاي مددرساني چون دارالمساكين، دارالايتام و دارالصنايع به بلديهها داده شد. سرانجام در سال 1328ق، نخستين بلديه قانوني به هنگام نيابت سلطنت شاهزاده عضدالملك قاجار، به رياست خليلخان اعلمالدوله ثقفي تشكيل شد.
بلديه در استرآباد
ادارهي شهر استرآباد در دست بيگلربيگي بود كه توسط حاكم ايالت انتخاب ميشد. برخي از بيگلربيگيها به ادارهي شهر و پاكيزگي توجه داشتند.
به هنگام حكومت مظفرالدينشاه، ساعدالدوله حاكم استرآباد، در سال 1316ق دستور داد: «چون كوچههاي شهر استرآباد خيلي چرك و پرخاكروبه ميباشد و گاوهاي مردم، شب را در كوچه و بازار ميخوابند، قدغن كرد كه بعد از اين، كوچهها را تميز نگاه دارند و صاحبان گاو مسئول باشند اگر گاوشان در كوچه بخوابد. او همچنين كشيدن ترياك در قهوهخانه و عبور و مرور از ساعت چهار را ممنوع اعلام كرد.»
در يكي از گزارشهاي مربوط به سال 1913م، در مورد تنظيفات شهر استرآباد آمده است: «بر حسب امر در بازار جار كشيدند اهالي بلد، كوچه و محلات را جاروب نمايند.»
راهاندازي بلديه در استرآباد، همچون ديگر مظاهر تمدن، نسبت به تهران، ديرتر صورت گرفت، ولي برخي گزارشها نشانگر آن است كه در عصر احمدشاه، بلديه در شهر استرآباد فعال و وظيفهي شهرداري و نيروي انتظامي كنوني را انجام ميداد. در گزارش وكيلالدوله مقصودلو آمده است: «حسبالامر حكومت وقت سعدالسلطنه رئيس ماليه مباشرت بلديه را واگذار به وكيلالتجار نمودهاند، ليكن مرحوم معتمدالدوله به دولت تقاضا نموده كه چهل نفر آژان اضافه نمايند. دولت حاليه آن تقاضا را مجري داشته كه جمع آژان هفتاد نفر خواهند بود [و] ماهي دو تومان حقوق ميدهند. سارقين كه در نظميه حبس بوده، يك ماه است با لباس مخصوص، محلات و كوچههاي شهر را جاروبكشي مينمايند.»
در همين سالها، مذاكرهي تعمير حصار اطراف شهر با دولت صورت گرفت و «مؤيدالدوله حكومت استرآباد، دو هزار تومان اعتبار همراه آورده، فرستادند تا اطراف شهر را مهندسي نمايند.» كه سرانجام هم از سوي بلديه امر شده است رياست ماليه، دروازههاي شهر را تعمير كند كه به روايت گزارشنويس وقت، تعميركاران در دروازهي محله ميدان مشغول تعمير شدند.
به طور كاملاً روشن، در سال 1923م / 1302ش، سخن از تأسيس بلديه شهر استرآباد آمده است. در گزارش مربوط به اين سال آمده است: «حسبالامر ايالت شانزده نفر از اهالي بلد را انتخاب كرده، به رياست آقاميرزاهادي تأسيس بلديه نمودهاند.» و بدين گونه ميتوان از آقاميرزاهادي طاهري به عنوان اولين شهردار استرآباد ياد كرد كه با فعاليت بلديه، كار خود را آغاز كرد.
گفته شده است محل اوليه ادارهي بلديه استرآباد در «درخانه» باغ آقامحمدخاني بوده است كه با تأسيس ساختمان جديد در اطراف ميدان بزرگ شهر (شهرداري) به آن جا انتقال يافت.
بلديه استرآباد داراي وظايف مختلف از جمله آبرساني به محلات، ساخت و نظافت معابر و ميادين، تأمين روشنايي، نظارت بر حمامها، مهمانخانهها، نانوايي و قبرستانها بود.
در حوزهي آبرساني، بلديه استرآباد، روزها آب خاصهرود را كه از سمت روستاي زيارت وارد شهر ميشد، به محلات مختلف ميرساند و شبها در ميان باغداران اطراف شهر تقسيم ميكرد. بعدها اين نهاد به تأسيس آب انبارهايي در محلات مختلف از جمله محلههاي ميدان عباسعلي و سرخواجه اقدام كرد، همچنين شيرهاي آبي براي استفاده اهالي در آن كار گذاشت.
در سال 1331، مهندسين بهداشت منطقه مازندران با سرمايهي پنجاه پنجاه، سه حلقه چاه در سه نقطهي شهر؛ محلات دربنو، سرپير و فلكه شهرداري حفر كردند و در نتيجه، 3 كيلومتر لولهكشي و 14 شير عمومي كار گذاشته شد، به علاوه يك منبع 600 مترمكعبي در خيابان شاليكوبي منتهياليه ضلع جنوبي آن ساخته شد كه ناموفق بود. در سالهاي 1336، 1340، 1341 و 1342 نيز اقداماتي براي آبرساني به شهر گرگان صورت گرفت.
تأمين آب شهر استرآباد (گرگان) تا مدتها در دست شهرداري بود، تا اين كه سازمان آب تشكيل شد كه ادارهي آن به دست هيأت مديره بود و دو عضو آن، اعضاي انجمن شهر بودند.
براي تأمين روشنايي، بلديه استرآباد فانوسهايي تهيه كرد و مأموراني بودند كه وظيفهي نصب آن را در شب بر عهده داشتند كه مدتها «نصرالله گرامي» مسئول آن بود. بعدها با راهاندازي كارخانه برق و ايجاد تشكيلات جديد، اين وظيفه از شهرداري گرفته شد.
• شهردار
مهمترين مقام در شهرداري، «شهردار» است. قبلاً طبق قانون، او به مدت دو سال انتخاب ميشد، اما هم اكنون اين امر به چهار سال افزايش يافته است.
انتخاب شهردار همواره مسألهي مهمي بود كه مباحثي را در سطح شهر دامن ميزد. مقامات سياسي گرگان علاقهمند به دخالت در اين حوزه بودند. با فعال شدن «انجمن شهر» بر اساس قانون اساسي، انتخاب شهردار بر عهدهي آنان قرار گرفت.
پس از انقلاب سال 57، انتخاب اولين شهردار (ابراهيم درازگيسو) توسط كميته انقلاب اسلامي گرگان و با تأييد وزير وقت كشور صورت گرفت. با تشكيل شوراي اسلامي گرگان در سال 1377، اين كار توسط اين نهاد مدني صورت ميگرفت و در دورههايي كه شورا وجود نداشت، فرمانداري گرگان، شهردار را انتخاب ميكرد.
اسامي شهرداران گرگان از آغاز تأسيس تاكنون (1392) عبارتند از:
1. ميرزاهادي (1302) 2. عباس سپهر(1304) 3. سرهنگ محمدعلي صفاري (1308) 4. سرهنگ حكيمي (1310) 5. ميرزامحمودخان جابري (1311) 6. ميرزا احمدخان رفعت(1313) 7. عزتالله پارسا (1316) 8. محمد قائدي(1318) 9. داناپور(1320) 10. داوودي(1321) 11. مشايخي (1323) 12. حائري (1324) 13. محمد كشتايي (1325) 14. سريعالقلم (1326) 15. محمد نقابت (1326) 16. محمدباقر خاوري (1327) 17. محمد مجد (1330) 18. داوودي (1331) 19.شجاعالدين طباطبايي (1332) 20. منصور انوري (35-1333) 21. حسين پاكدامن (1337) 22. عبدالله شيرخاني (1337) 23. مهندس حاجيخانيان (1338) 24. ميرعمادالدين صابري(1339) 25. صدوقي(1340) 26. سيد علياكبر طاهري(1341) 27. سيدفخرالدين ميرفخرايي(42-1341) 28. احمد قديري (1342) 29.سيداحمد مصطفوي استرآبادي (42-1341) 30. سيدصادق جلال خاوري (49-1346) 31. موسي ميرهاديزاده (1350) 32. قنبر سيفي (51-1350) 33. بهمن شفيعزاده (53-1351) 34. امير هوشنگ محتشم (55-1353) 35.محمدحسن صادقيان (57-1355) 36. حسن سمناني (1357) 37. مهندس ابراهيم درازگيسو (1358) 38. حبيبالله قليشلي (60-1358) 39. رمضان عابديني (61-1360) 40. ستار سيفي (64-1361) 41. مهندس علي خانمحمدي (69-1364) 42. علي رمضاني (1370) 43. محمد هاشمپور (78-1371) 44. ابراهيم كريمي (عباس)(82-1378) 45. حسين صادقلو (1382) 46. محمد مهدي ايرجي (85-1383) 47. ابراهيم كريمي (رمضان) (86-1385) 48. ابراهيم كريمي(عباس) (92-1386) 49. حسين صادقلو (1392).
• زمين شهرداري
زمين ساختمان اصلي شهرداري گرگان به مساحت 4378 مترمربع متعلق به ادارهي املاك پهلوي بود. اين زمين در سال 1311ش، پس از آن كه نقشه احداث خيابان و ميدان در شهر استرآباد به تصويب رسيد، طبق پيماننامهاي كه در آن پرداخت حقالارض تعيين شده بود، در اختيار بلديه (شهرداري) قرار گرفت و كار ساخت و ساز ساختمان شهرداري در آن شروع شد.
مسأله پرداخت حقالارض همواره عامل اختلاف ميان شهرداري و ادارهي املاك پهلوي بود. سرانجام در سال 1350ش، تيمسار سرلشكر مزين به نمايندگي از محمدرضا شاه پهلوي، آن را به مبلغ 3 ميليون و 660 هزار ريال به شهرداري فروخت كه مبلغ يك ميليون و 400/252 ريال به صورت نقد و دو ميليون و 600/407 ريال در سه قسط پرداخت و سند رسماً به نام شهرداري گرگان صادر شد.
• ساختمان شهرداري
ساختمان مركزي شهرداري گرگان در جنوب و جنوب غربي ميدان شهرداري قرار دارد و مشرف بر قديميترين ميدان شهر گرگان است. اين ساختمان از سمت جنوب به چند واحد مسكوني و بانك كشاورزي، از سمت شمال به ميدان شهرداري، از سمت شرق به خيابان پاسداران (كاخ) و از سمت غرب به ساختمان بانك ملي و خيابان شورا محدود ميشود.
در گذشته، در بخشي از زمين متصل به خيابان کاخ (پاسداران)، اولين كتابخانه عمومي گرگان ساخته شده بود كه پس از انتقال آن به پارك شهر، به سالن ورزشي شهيد عليجان بيدرنامني تبديل و سرانجام تخريب شد.
عمارت شهرداري گرگان نشانگر معماري سالهاي 20-1304ش است كه به احتمال زياد، تمام طرح و نقشهي آن از تهران ارسال شد. نماي بيرون عمارت شهرداري، اگرچه برخلاف ديگر ساختمانهاي همعصر خود از جمله دادگستري گرگان بدون ستون است، ولي داراي آنچنان شكوهي است كه بر ميدان قديمي شهر سايه مياندازد. در هر دو طرف در ورودي، پنج پنجرهي چوبي قرار داشت كه دو لَتِ آن از داخل باز ميشدند، دو پنجرهي دايرهاي در دو طرف در ورودي، جا به جايي هوا را بهتر ميكرد. پنجرههايي به همين تعداد در بالاي ساختمان هم قرار دارند.
طبقهي همكف عمارت شهرداري بالاتر از سطح ميدان قرار دارد. ورود به ساختمان، از طريق چند پلّه، ممكن است. در دو طرف اين پله، فضاي سبز قرار دارد كه در گذشته، جمله «شهرداري در خدمت مردم» در آن نوشته شده بود. اتاقهاي كار در دو طرف سرسرا قرار دارند. در انتهاي سرسرا، دو پله در دو طرف قرار دارد كه بعد از رسيدن به پاگرد بزرگ مستطيلي شكل و عبور از يك پلكان، ميتوان به طبقهي اول رسيد كه نقشهاي همچون طبقهي همكف دارد.
در طبقهي اول، تراسي وجود دارد كه از طريق دري بزرگ ميتوان به آن وارد و كاملاً بر ميدان مركزي شهر مسلط شد. بر روي اين تراس، بسياري از سخنرانيهاي مهم شهر صورت ميگرفت.
سقف ساختمان، چهار گوش بوده كه در وسط آن (بالاي تراس) بر روي طاق مستطيلي شكل، نيمدايرهاي قرار دارد كه علامت شهرداري و عدد 1304 بر روي آن حك شده است.
در سالهاي گذشته، ساختماني در سمت جنوب، كاملاً متصل به ساختمان اوليه تأسيس شد. همچنين تغييراتي در نماي دروني و بيروني ساختمان ايجاد گرديد. تراسهايي كه در هر يك از پنجرههاي طبقه اول وجود داشت، به پنجرههاي مشبك مبدل شد.
شهرداري شهر گرگان، به دو منطقه و شش ناحيه تقسيم ميشود. هر يك از اين مناطق (يك و دو) داراي شهردار هستند كه زير نظر شهردار اصلي فعاليت ميكنند. شهرداري منطقه يك (نواحي 2، 4 و 6) در كوي عليمحمدي قرار دارد و تمامي قسمت شرقي شهر را زير پوشش دارد. شهرداري منطقه دو (نواحي 1، 3 و 5) نيز در چالهباغ مستقر و تمامي قسمت غربي را تحت پوشش دارد.
سازمان اتوبوسراني، سازمان تاكسيراني، سازمان آتشنشاني و خدمات ايمني، زير نظر شهرداري مركز فعاليت ميكنند. سازمان فرهنگي و ورزشي شهرداري گرگان واقع در کوي انقلاب داراي 6 سالن در سطح شهر است. اين سازمان، حامي تيم بسكتبال مي باشد که با نام «شهرداري گرگان» در رقابتهاي سوپر ليگ بسكتبال كشور حضور دارد.
…
منابع:
• اعتمادالسلطنه. (1363). تاريخ منتظم ناصري (جلد اول، چاپ اول). (تصحيح محمداسماعيل رضواني). تهران: دنياي كتاب.
• تكميلهمايون، ناصر. (1378). تاريخ اجتماعي فرهنگي شهر تهران (جلد 2). تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي.
• رجائي، رحمتالله. (1387). مقدمهاي بر پيشينهي شهرداري گرگان. گرگان: روابط عمومي شهرداري گرگان.
• عبدالحسينخان ملكالمورخين. (1386). مرآتالوقايع مظفري (چاپ اول). (تصحيح عبدالحسين نوايي). تهران: مركز پژوهشي ميراث مكتوب.
• قدسولي، مهستي. (1392).مصاحبه شخصي رحمتالله رجائي.
• كياني، مصطفي. (1383). معماري دوره پهلوي اول. (دگرگوني انديشهها، پيدايش و شكلگيري معماري دوره بيست ساله معاصر ايران، 1320-1299). تهران: مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.
• محبوبي اردكاني، حسين. (1376). تاريخ مؤسسات تمدني جديد در ايران (جلد 2). دانشگاه تهران.
• مداح، سيدمحمدكاظم. (1380). تاريخچه شهرداري گرگان. شهروند (ماهنامه داخلي شوراي شهر گرگان). 6، 4.
• معيني، اسدالله. (1344). جغرافياي تاريخي و جغرافياي گرگان و دشت. تهران: شركت سهامي طبع كتاب.
• مقصودلو، حسينقلي (وكيلالدوله). (1363). مخابرات استرآباد. (به كوشش ايرج افشار و محمدرسول درياگشت). تهران: تاريخ ايران.
• منصور، جهانگير. (1387). قوانين و مقررات مربوط به شهر و شهرداري. تهران: نشر ديدار.
• موسوي عبادي، سيدعلياصغر. (1378). شهرداران تهران از عصر ناصري تا دولت خاتمي. تهران: خرم.
• نجمي، ناصر. (1384). دارالخلافه طهران. تهران: [بينا].