خرید و دانلود مقاله

صدقی استرآبادی


صدقي استرآبادي (سلطان محمد صدقي استرآبادي)     Sedghi Astarabadi

 

شاعر و عالم عصرصفوي.

نخستين و نزديک­ترين منبعي که از صدقی استرآبادی نام برده، کتاب تحفه سامی است که در آن به تاريخ تولد اين شاعر اشاره­ای نشده است، اما از آن جايي که سال درگذشتش را ماه رجب952ق آورده، ميتوان حدس زد که اواخر قرن نهم و يا اوايل قرن دهم متولد شده باشد. محل تولّدش را استرآباد گفتهاند، اما محل زندگي وي به گفتهي سام ميرزا صفوي،کاشان بوده است. در تذکرههايي که از وي نام بردهاند، از خاندان، نسب و اعقاب او نام و نشاني نيامده است.

در اشعار صدقي، اشاراتي ميتوان يافت که نشانهي آگاهي او از علوم ديني و عقلي است. تذکرهنويسان نيز وي را عالم به بيشتر علوم، به ويژه علم کلام و فقه دانسته و در بحث علمي و فصاحت بينظير شمردهاند.

در تذکرههايي که از اين شاعر ياد کردهاند، نام او «سلطان محمد» آورده شده است. تنها در يکي از نسخي که رياضالشعرا از آن استفاده کرده، از وي با نام «سلطان محمد خدابنده» نام برده شده است. در اين تذکره، حدود 60 بيت از اشعار اين شاعر موجود است.

سعيد نفيسي مينويسد: «مولانا سلطان محمد صدقي استرآبادي، ساکن کاشان و در شعر، استاد محتشم بوده و از دانشمندان به شمار ميرفته و در سال 952 درگذشته و در اقسام مختلف شعر استاد بوده است.»

در تذکرهي پيمانه، به نقل از عرفات­العاشقين آمده است: «تقيالدين اوحدي، اطلاع چنداني از وي نداشته است و همين قدر گويد: صادقي در غايت صدق و پاک اعتقادي، کاملي در نهايت فقر و درويش­نهادي، مولانا صدقي استرآبادي، به غايت فاضل کامل خوش طبيعت، عالي همت، بزرگ رتبت جامع بوده و نامش سلطان محمد است و تا اواسط زمان شاه تهماسب از وي نشان دادهاند.»

از لابهلاي اشعار وي ميتوان به نکتههايي که خود شاعر در مورد زندگياش بيان داشته، اشاره کرد: صدقي، عالمي فاضل و خوش قريحه بوده، اما گويي به آن ميزان که ميخواسته، از زندگي و مواهب آن نصيب نبرده و به همين سبب، از روزگار و احوال خود ناراضي است و شکايت ميکند که:

رطباللسان به مدح توام گرچه تشنه لب

افتـادهام ز پا و کـسام دستـگير نيست

بيطاقـتي شکايت چرخم به ياد داد

کآتش به خرمنم زده و کس خبير نيست

در اشعارش، اشاراتي به امور عقلي و ديني ديده ميشود که نشانهاي از آگاهي و تسلّط او به علوم فقهي و کلامي است:

خطاست نسبت شر با تو، شر ز جانب ماست

تو خير محض و وجود از تو فايض است مدام

شــر قضـاي تو چون بالعرض بود شر نيست

بـد قضـاي تـــو گفتن نبــاشد از اسلام

گويي به درويش مسلکي و فقر اختياري مايل است، زيرا در توضيح نوع فقر، تعريفي صوفيانه و درويش مآبانه ارائه ميدهد: 

به کنج فقر، نه فقري که فاقه خوانندش

رواست فقر، که آن به ز گنج پرگهر است

ز تار تقوي و از پود فقر بافتهاند

لباس سندس و استبرقي که مشتهر است

محور قصايد صدقي، بر مدح و منقبت ائمه(ع) متمرکز است. در ديوان وي، عمدهي قصايد در مدح پيامبر(ص)، حضرت علي(ع)، امام حسين(ع)، امام رضا(ع) و امام زمان (عج) است.

صدقي چندين قصيده نيز در مدح شجاعتها و وصف خصايل شاه تهماسب صفوي دارد که هم عصر اوست.

مشخصات کتاب­شناسي شاعر در فهرست نسخ خطي کتابنامهي مازندران، تأليف حسين صمدي، به شرح زير آمده بود:

1. اشعار صدقي، مورخ 975ق در 307 بيت، کتابخانهي سلطانالقرايي.

2. جنگ، مورخ سده 12هجري، 32برگي، شماره 4068، دانشگاه تهران. 

3. نسخه مورخ سده 13و14هجري، 167برگي، شماره 4715، دانشگاه تهران.

4. ساقينامه [بيتا]، کتابخانه فخرالدين نصيري، تهران. نسخه­اي نيز از ديوان وي با شماره «2401» در مرکز احياي ميراث اسلامي در قم به دست آمد.

همچنين در نسخهي خطي جنگ مراثي و مدايح به شماره «13501» در کتابخانه­ي مجلس شوراي اسلامي، دو قصيده از وي ثبت شده بود. از ميان نسخه­هايي که اشاره شد، نسخه­هاي متعلق به کتابخانه­هاي سلطان­ القرايي و فخرالدين نصيري تاکنون به دست نيامده است. نسخه­هاي مورد استفاده به شرح زير است:

1. تهران، دانشگاه تهران - 4068: {در جنگ} نستعليق سده 12. آغاز و انجام افتاده، در مجموع 32 گ 12 س. {ف.دانشگاه 13:3051}(خطي)

2. تهران،- 4715:{ نستعليق سده 13 و 14، در مجموع 167 گ 21س.}{همان جا 14:3659}(خطي).

3. قم، مرکز احياي ميراث اسلامي -2401:{ ديوان، نستعليق، در مجموع 74 گ 12 س}( خطي).

4. تهران، کتابخانه مجلس شوراي اسلامي- 13501: { در جنگ} نستعليق.( خطي)

نسخهي «2401» که اصل ديوان و شامل حدود 1700 بيت از اشعار صدقي است، نسخهي تقريباً خوب و مورد اطميناني است، اما ضعف عمدهي آن اين است که نام کاتب و تاريخ کتابت در آن مشخص نيست. صفحات اين نسخه با کلمهي «پيوند» به هم مربوط ميشوند؛ اين کلمه در پايان صفحات زوج آمده است. در انتهاي آخرين صفحه از اين نسخه که 74 برگ دارد، کلمهي پيوندي آمده که ميتواند نشانه­اي از ناقص بودن اين نسخه باشد.

در نسخه­هاي 4068 دانشگاه تهران و 13501 کتابخانهي مجلس نيز کلمه­ي پيوند، صفحات را به هم مرتبط ميسازد. تنها در نسخه­ي 4715 دانشگاه تهران، کلمه­ي پيوند ديده نميشود. در نسخهي 4068 که جنگ است، تنها دو بيت از اشعار صدقي آورده شده است. اشعاري نيز به صورت پراکنده در جنگ نسخهي 4715 از اين شاعر آمده است. نسخهي 13501 هم جنگ است و دو قصيده از صدقي در آن آمده که در نام ممدوح با نسخهي ديوان (2401) اختلاف دارد.

• سبک شاعر

بسامد بالاي ابيات ملمّع، ترکيبات قرآني و کلمات عربي که در اين اثر به کار رفته، حتي در نگاهي گذرا محسوس است و با توجه به عصري که شاعر در آن ميزيسته، قابل انتظار است.

چو صورت تو عيان شد به روي لوح وجود

جـري علي قلم الصّنع انَّه احسن

با توجه به اين که صدقي به تحصيل علوم فقه و کلام ميپرداخت، از لغات فقهي و کلامي نيز در شعر خود استفاده کرده است؛ لغاتي چون عقل فلسفي، وهم هيئوي، شرک جلي، صفات ثبوتي و سلبي، جدال و... .

بسامد اسمهاي معني در اين اثر بالاتر است و اسامياي چون بهشت، جهنم، درک، عشق، ظلم، عمر، اجل، فنا، غم، دانش، وصال، اميد، امل، عدل، فسق، جفا، بقا، محبت و...بيشترين کاربرد را دارند. کلمات مهجور پارسي در آن به تعداد کم وجود دارد. دايرهي واژگان، پيرامون موضوعات ديني، مذهبي و مسائل شرعي است.

فضاي حاکم بر اثر شاعر، درونگرا و انفسي است. در کنار پند و نصيحت و يادآوري کردن مسائل اخلاقي، گاهي نيز عرفان و درويش مسلکي را ميتوان در آن ديد. اين نکته را نبايد از ياد برد که شاعر در کنار اين مسائل معنوي، درخواستهاي مادي نيز از پادشاه وقت دارد و يکي از وجوه مداحي او، گذران زندگي است. اگر در شعرش عشقي را مطرح ميکند، عشق به ائمه و مسائل روحاني است. عشق مادي و زميني در اين اثر جايي ندارد. روح شعر صدقي، روحي غمگين، جدي و متين است. در همهي اشعارش، وجههي ديني و اعتقادي، پررنگ و قابل توجه است. ديد او نسبت به زندگي همچون ديدگاه عرفاست؛ با ديدي بدبينانه، دوري گزيدن از دنيا را تبليغ ميکند.

ديوان صدقي اثري مدحي، با روحي کاملاً اعتقادي است. با توجه به اين که شاعر از تشبيه فراوان بهره ميبرد، مشبهبهها و وجه شباهت آن‏ها به سادگي ميتواند جهت فکري نويسنده را مشخص کند:

حريم عقل تو چـون روضهي بهشت برين

ز ديو شبهه مصون باد و آمن از خنّاس

نور مهرت دل­فروز و نار کينات سينهسوز

نسخهي عين بهشت و دوزخ است اين مهر و کين

برخي تشبيهها نيز ساده، تکراري و گاه مبتذل است:  خار غم، قصر آسمان، ابر فيض، نور دانش، بحر لطف، قامت رعنا، بال همت، طاير خرد،گلشن مهر، ابر احسان و... .

اشعار صدقي تا حدودي از سادگي و رواني سبک خراساني بهرهمند است، اما چون در سبکشناسي مسأله­ي بسامد مطرح است و مختصات سبک عراقي بيشتر در آن ديده ميشود، ميتوان سبک او را ذيل سبک عراقي قرار داد. استفادهي آگاهانه از صنايع بديعي و بياني در اشعارش کاملاً محسوس است. بيتي عاري از صنعت در آن يافت نميشود. تأثير حوادث قبل از زمان شاعر به روشني در تفکر شاعر مشهود است. روح عارف مسلک و همچنين روحيهي يک متشرّع مقيّد، بر اين اثر سايهاي پررنگ دارد.

بيشتر قصايد وي کامل و همراه با تشبيب، مدح، شريطه و دعاي تأبيد است و به ندرت قصايد مقتضب دارد، که از خصوصيات سبک خراساني است. از بعضي مختصات آن سبک نيز تهي است؛ ديگر از شادباشي و وصف طبيعت و مجالس بادهگساري و آرامشي که نشان از رفاه حال شاعر به واسطهي صلههاي فراوان دارد، خبري نيست و شاعر، اغلب در حال گله و شکايت از روزگار و اوضاع نامناسب خويش است.

پندهاي وي بيشتر جنبه­ي شرعي و مذهبي دارند و به منظور تأييد و تحکيم سخن خود، از آيات و احاديث بهره ميگيرد. همچنين از علوم فقهي و احکام شرعي، الهيات و معارف اسلامي به همراه علوم ديگري همچون نجوم، در سرودن اشعار خود بهره برده است.

در احسنالتواريخ، تاريخ درگذشت صدقي استرآبادي، ماه رجب 952ق آمده است.

 

 

منابع:

• روملو، حسنبيک. (1384). احسنالتواريخ. (تهيه و تحشيه عبدالحسين نوائي).تهران: اساطير.

• صفوي، سامميرزا. (1384). تذكرهي تحفه سامي. (تصحيح ركنالدين همايون فرخ). تهران: اساطير.

• صمدي. حسين. (1372). كتابنامه مازندران (جلد اول). ساري: سازمان برنامه و بودجه استان مازندران.

• قدمعلي صوفي، مرضيه. (1390). تصحيح انتقادي ديوان صدقي استرآبادي به همراه بررسي سبك شاعر. پايان­نامه کارشناسي ارشد چاپ نشده. دانشکده علوم انساني و اجتماعي دانشگاه مازندران.

• گلچين معاني، احمد. (1359). تذکره پيمانه. دانشگاه مشهد.

• نفيسي، سعيد. (1344). تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسي. تهران: فروغي.

• واله داغستاني، عليقلي‏خان. (1384). تذکره رياضالشعرا. (تصحيح سيدمحسن ناجي نصرآبادي). تهران: اساطير.

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه