شمس الدین محمد جرجانی
شمس الدين محمد جرجانی Shamosoddin Mohammad Jorjani
فرزند ميرسيدشريف جرجانی و از علمای اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم قمری.
برخي از شمس الدين محمد جرجانی با لقب نورالدين ياد کردهاند. از جزئيات زندگي وي اطلاعي در دست نيست. برخي گفتهاند که او بيشتر عمر خود را در شيراز سپري کرد، مذهبش شيعه بود و در نشر افکار و آراء شيعه ميکوشيد و در اين کار از هيچ کوششي دريغ نميکرد، هيچ نوع ترس و واهمهاي از ابراز مذهب خود نداشت، برخلاف پدرش که به درستي معلوم نيست داراي چه مذهب و اعتقادي بوده است.
مولانا خضر جبلرودی که از شاگردان مير شمسالدين محمد بوده، در اينباره در خطبه نهج المسترشدين ميگويد: «شمسالدين محمد شيعه بوده و در اظهار مذهب آبا و اجدادش خودداري نميکرد و همواره مذهب شيعه را نصرت و ياري ميفرمود.» وي در شرح بر خطبه متوسط شرح کافيه ابن حاجب پدرش نوشته است: «تقديم صحب بر آل، همچون تقديم حرام است بر حلال، هر چند از جهت رعايت سَجع باشد.» اما منابع ديگر دربارهي مذهب وي گزارشي ندادهاند.
او بيشتر عمرش را در کنار پدر گذرانيد و بسياري از علوم و فنون را از او آموخت و از نصايح اخلاقي و تربيتي وي استفاده كرد، تا اين که پدرش در سال 816ق درگذشت. نقل شده که شيخ ابوالقاسم کازروني نوشته است: «شمسالدين محمد هنگام مرگ پدر، بر بستر او حاضر شد و از وي خواست که او را نصيحت نمايد تا مورد عمل قرار دهد. ميرسيدشريف به او گفت: بابا، به حال خود باش.»
مير شمسالدين که در شاعري نيز ماهر بود، فيالبداهه اين نصيحت پدر را به شعر درآورد تا هميشه مورد توجهش باشد:
مرا سيد شريف آن بحر ذخّار
كه رحمت بر روان پاك او باد
وصيت كرد و گفت ارزان كه خواهي
كه باشد در قيامت جان تو شاد
چنان مستغرق احوال خود باش
كه از حال كسي نايد تو را ياد
در منابع، از دو نوادهي وي ياد شده است: يکي ابوالفتح بن ميرمخدوم بن ميرشمسالدين که دو رساله به نامهاي تفسيرشاهي و حاشيه دواني بر تهذيب المنطق نگاشته است و ديگري، مير شمسالدين محمد، ميرزا مخدوم، دانشمند حنفي مذهب و صاحب کتاب نواقض الروافض. برخي وي را فرزند مير شمسالدين محمد و برخي هم او را از احفاد وي دانستهاند.
همچنين دو تن از شاگردان او عبارتند از: نجمالدين حبلهرودي که شرحي دارد برکتاب ارشادالطالبين نوشتهي فاضل مقداد با نام «التحقيق المبين في شرح نهج المسترشدين». ديگري، حسين محمدعلي بهشتي که کتابي در تجويد قرآن کريم نگاشته است.
عمرِ ميرشمسالدين محمد، پس از مرگ پدرش طولاني نشد و سرانجام در سال 836 يا 838ق درگذشت. قاضي نورالله شوشتري، تاريخ وفات وي را سال 838ق نقل کرده، ولي برخي از پژوهشگران معاصر، سال 836ق را درستترين تاريخ درگذشت وي ميدانند.
آثار و تأليفات:
1. شرح هدايه الحکمه الاثيري: اين اثر «حلالهدايه» نيز ناميده ميشود. نسخهاي از آن در کتابخانه آستان قدس رضوي مشهد موجود است که به تاريخ 881ق کتابت شده است. همچنين نسخهاي از آن در کتابخانه شيخ عبدالحسين بن حاج قاسم حلي در نجف موجود است.
2. رساله دُرّه و غرّه: در اين کتاب، به درخواست پدرش، رساله فارسي او را که در منطق معروف به کبري و صغري بوده، به عربي بازگرداند. وي اين کتاب را در نوجواني يا جواني تأليف کرد.
3. حاشيه بر شرح طوالع.
4. حاشيهاي بر شرح کتاب المتوسط بر شرح الکافيه: که پدرش آن را آغاز کرد و ناتمام ماند و شمسالدين پس از مرگ پدرش، آن را به پايان رساند.
5. تجويد القرآن: اين کتاب به زبان فارسي و در باب قواعد قرائت قرآن و ترتيل بوده و بارها به چاپ رسيده است.
6. الرشاد في شرح الرشاد: اين کتاب شرحي بر رساله الهادي تفتازاني در علم نحو بوده و آن را در سال 823 ق در شيراز تأليف کرده است.
7. شرح فوايدالغياثيه: برگرفته از کتاب قاضي عضدالدين ايجي و موضوع آن علم معاني و بيان است.
8. حاشيه بر شرح قديم تجريد.
…
منابع:
• آقابزرگ طهراني، محمدمحسن. (1381). الذريعه الي تصانيف الشيعه (جلد 3، 4 و 7). نجف: [بينا].
• حسين فسائي، حاجميرزاحسن. (1367). فارسنامه ناصري (جلد2). (به تصحيح و تحشيه منصور رستگار فسائي). تهران: اميرکبير.
• شوشتري، قاضي نورالله. (1354). مجالسالمومنين (جلد2). تهران: انتشارات کتابفروشي اسلاميه.
• قمي، شيخعباس. (1397ق). الکني و الالقاب (جلد 2). تهران: مکتبه الصدر.
• مدرس تبريزي، محمدعلي. [بيتا]. ريحانهالادب (جلد3). تبريز: شفق.
• مشار، خانبابا. (1350). فهرست کتابهاي چاپي فارسي (جلد اول). تهران: ارژنگ.
• نفيسي، سعيد. (1344). تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسي (جلد اول). تهران: کتابفروشي فروغي.