خرید و دانلود مقاله

شاهکوه علیا


شاهکوه عليا / روستا      Shah-Kooh Olya

 

روستايي واقع در جنوب شهرستان گرگان.

هرچند در حال حاضر در محل اصلي شاهکوه بالا کسي اقامت ندارد، اما اين روستا از روستاهاي بزرگ و پرجمعيت و از قديميترين روستاهاي ايالت استرآباد است.

اين روستا در 36درجه و 34دقيقه  شمالي و 54درجه و 30دقيقه شرقي و در بلوک شاهکوه و ساور قرار داشت. البته نام اين بلوک به سبب وجود دو روستاي شاهکوه پايين و شاهکوه بالا، گاهي شاهکويين نيز ذکر شده است.

روستاي شاهكوه بالا در اقليم کوهستاني قرار دارد و داراي زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل است و 2530 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.

دربارهي وجهتسميه اين روستا، نزديکترين دليل ميتواند قرار گرفتن آن در نقاط مرتفع و همچنين مجاورت آن با قلهي بلند شاهکوه باشد، اما گاهي از اين روستا با تعابير «شادکوه» و «شاذکوه» نام برده شده، كه برخي از پژوهشگران احتمال ميدهند به علت داشتن آب و هواي فرحبخش و شاديآفرين، اين روستا به اين نام خوانده شده است. البته به تفكيك مشخص نشده که منظور از شادكوه و شاذكوه، شاهکوه بالاست يا شاهکوه پايين، ولي شواهد و قراين، از جمله وجود گورستانهاي قديمي در نقاط نزديک به اين روستاها، نشانهي سابقه طولاني سکونت در آنهاست.

تاريخ جرجان، از دو محدث با پسوند شاذکويي به نامهاي سليمان شاذکوهي و ابو محمد بندار بن احمد بن ابراهيم بن احمد الشاذكوهي الجرجاني نام برده که در سال 401ق درگذشته است.

ابن‌‌اسفنديار نيز در شرح حوادث عصر مهدي عباسي و همچنين در مشخص کردن محدودهي بيرون تميشه، از شاهکوه نام ميبرد.

لغتنامه دهخدا، از قول معجمالبلدان به نقل از ياقوت حموي آورده است: «شاهکوه موضعي است در جرجان.»

اين روستا تا اواخر دههي سي، آباد و پررونق بود و بسياري از گردشگران که به منطقه استرآباد آمدهاند، از اين روستا نام بردهاند. از جمله گريگوري ملگونف، رابينو، چارلز فرانسيس مکنزي، کلنل لوات، هنري موزر.

ناصرالدينشاه نيز براي سفر به خراسان، از اين منطقه گذشته و در سفرنامه دوم، از وضعيت دامداري اين منطقه سخن گفته است.

در عهد حکومت ملکآرا در سال 1276ق، ترکيب جمعيتي اين روستا اين گونه ثبت شده است:

 

خانوار

175 باب

انفاس

757 نفر

مرد زندار

175 نفر

مرد بيزن

59 نفر

پسر صغير

161 نفر

زن شوهردار

192 نفر

زن بيشوهر

40 نفر

دختر کبير

67 نفر

دختر صغير

63 نفر

 

همچنين کتابچه نفوس استرآباد در سال 1296ق، اين روستا را اينگونه معرفي ميکند: «شاهکوه عليا در سرکوه واقع است، آب آشاميدن از چشمه است و زرع در آن کوه ممکن نيست، ولي در چمن آن چهارباغ که در ظهر قريه است، زرع ميشود و نيز در دهنه پيش روي قريه هم زرع ميکنند، آب مشروب مزرعها از رودبار است و از آنجا تا قريه تاش دو فرسخ است و ملک آن اربابي از اهالي قريه است.»

اين روستا و شاهکوهپايين، از ييلاقات بزرگ استرآباد به شمار ميروند و از گذشتههاي دور مورد توجه بودهاند. کوههاي اين منطقه، سرچشمه اوليه رودخانه نکاست که از ميان شهر نکا در استان مازندران ميگذرد و به درياي مازندران ميريزد.

در گذشته، بيشتر اقتصاد اين روستا بر پايه دامداري، و بازار محصولات دامي آن پر رونقتر از کشاورزي بوده است. به همين دليل، از روغن، پنير، کشک و ساير فراوردههاي دامي آن در منابع تاريخي نام برده شده که براي فروش و استفادهي مردم استرآباد، به اين شهر فرستاده ميشد.

کوهستاني بودن و سرماي شديد، سبب تشکيل يخچالهاي طبيعي در دامنهي ارتفاعات شاهکوه شده است. اين يخچالها معمولاً تا پايان تابستان يخ دارند و در گذشته، يکي از منابع درآمدي مردم بود و در فصل گرما، يخ را براي فروش به استرآباد ميبردند.

شاهکوه از شکارگاههاي مخصوص بسياري از متمولين محسوب ميشد و مورد توجه خوانين بود.

اين روستا دچار حوادث و بلايايي نيز شده است، از جمله در سال 1307ق/ ژوئيه 1890م، زلزله شديدي در اين منطقه روي داد و بخش اعظم اين روستا را تخريب کرد. همچنين در گزارش حسينقلي مقصودلو آمده است که از 14 سپتامبر 1913م، مرض محرقهاي در اين روستا شيوع پيدا کرد و تا تاريخ مخابرهي خبر، يعني 22 سپتامبر، بيش از 100 نفر از اهالي بر اثر آن جان باختند.

اين روستا از مسيرهاي چاپاري در ادوار مختلف تاريخ بوده و بسيار مورد توجه بوده است. وجود کاروانسراهاي بين راهي ديمهلو و رباط سفيد و قزلق در مسير حرکت به سمت شاهکوه، بيانگر اهميت منطقه و تردد فراوان کاروانها و مسافران از مسير اين روستا بود.

اين روستا از سالهاي اوليه قرن 14 شمسي دچار کم آبي شد و اولين كوچها از شاهكوه به چهارباغ در سال 1316ش اتفاق افتاد، اما استقبالي از آن نشد. دومين تحرکات براي انتقال روستا، در سال 1336ش صورت گرفت و توسط عدهاي، پيشنهاد کوچ به سرآسياب (درآسياب) مطرح شد، اما باز هم اين کار عملي نشد. سرانجام در سال 1339ش، اين کار آغاز شد و اولين گروه از مردم اين روستا به چهارباغ نقل مکان کردند. دربارهي چگونگي فروش زمين براي ساخت خانه در چهارباغ، صورت جلسهاي در شهريورماه 1339 تنظيم شد.

با گذشت چند سال، همه اهالي اين روستا به چهارباغ و درآسياب کوچ کردند و اين روستا خالي از سکنه شد و امروزه از اين آبادي فقط خرابهاي باقي مانده است.

از خانوادههاي عباسي، ملک، گرزين، نقوي، خواجه، بطياري و جلالي ميتوان به عنوان پرجمعيتترين خانوادههاي اهل شاهکوه بالا نام برد. امروزه بيشتر اين خانوادهها در شهر گرگان و روستاهاي اطراف همچون قرنآباد، آهنگرمحله، دودانگه، اصفهانکلاته و شهر شاهرود ساکن شدهاند و برخي از آنها در فصل تابستان به چهارباغ و درآسياب ميروند. 

پوشش گياهي منطقه شامل درختان سوزني برگ و درختچه و بوتهزار است. مهمترين گونههاي گياهي آن، اَوَرس، زرشک، بيد و گونههاي علفي و بوتهاي، يونجه، درمنه و گون است. همچنين گياهاني همچون بومادران، بارهنگ (بالنگ)، کاسني، خاک شير، موُرد، اسپند نيز در منطقه يافت ميشود و به سبب وجود گياهان دارويي، طب سنتي از قديم در اين روستا رونق داشته است.

حيات وحش اين منطقه نيز غني است و مرال، شوکا، خرس، گرگ، گربه وحشي، پلنگ، روباه، خوک و برخي جانوران ديگر در آن ديده ميشود. از پرندگان اين منطقه ميتوان به دليجه، عقاب، قرقي، تيهو، بلدرچين، کرکس، کبوتر جنگلي، شاهين، کلاغ سياه و زاغ اشاره کرد.

در دهههاي اخير، جواناني که اصالتاً اهل اين روستا هستند، در زمينههاي علمي و فرهنگي موفقيتهايي بهدست آوردهاند و تعدادي نيز در قالب سازمان مردم نهاد به نام «مجمع دانشگاهيان شاهکوه» فعاليت ميکنند. افرادي همچون علياکبر جلالي به عنوان پدر  IT ايران، کاظم جلالي نماينده دورهي هفتم و هشتم مجلس شوراي اسلامي، محمد عباسي نماينده دورهي هفتم مجلس و وزير تعاون و وزير ورزش و جوانان دولت نهم و دهم، اهل اين روستا هستند.

هرچند شاهکوه بالا در حال حاضر وجود خارجي ندارد، اما اهالي اين روستا هنوز هم فعاليتهاي خود را با نام اين روستا انجام ميدهند. تجهيز روستاي چهارباغ براي اتصال به شبکه جهاني اينترنت با نام شاهکوه انجام شد، به همين دليل، شاهکوه، عنوان اولين روستاي اينترنتي ايران را دريافت کرد.

در چند سال اخير، نام روستاي درآسياب را به شاهکوه بالا تغيير دادند.

در جنگ ايران و عراق، 40 نفر از جوانان اين روستا به شهادت رسيدند.

 

منابع:

• ابناسفنديار، بهاءالدين محمدبن حسن. (1389). تاريخ طبرستان (قسم اول و دوم). (تصحيح عباس اقبال). تهران: اساطير.

• احيايي، زينب. (1382). تاريخ گرگان از دوران باستان تا عصر حاضر. تهران: برگ زيتون.

• دهخدا، علي اکبر. [بي تا]. لغتنامه دهخدا (جلد 7). ذيل واژه شاهکوه. [بي جا] : [بي نا] .

• ذبيحي، مسيح. (1363). گرگاننامه. تهران: بابک.

• ذبيحي، مسيح. (1350). گرگان زمين. به مناسبت جشنهاي 2500 ساله در گرگان.

• ذبيحي، مسيح. (1348). استرآبادنامه. تهران: ابنسينا.

• رابينو، ياسنت لويي. (1336). سفرنامه مازندران و استرآباد. (ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني). تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

• ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد 5). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

• سهمي جرجاني، حمزه بن يوسف بن ابراهيم. (1369ق). تاريخ جرجان. حيدرآباد دكن: مجلس دايرهالمعارف العثمانيه.

• عبدلي‏فرد، فريدون. (1383). چاپارخانهها و راههاي چاپاري ايران. تهران: هيرمند.

• قورخانچي، محمدعلي (صولت نظام). (1360). نخبهسيفيه. (به کوشش منصوره اتحاديه (نظام مافي) و سيروس سعدونديان). تهران: تاريخ ايران.

• معطوفي، اسدالله. (1389). تاريخ و پيشينه اجتماعي سرخنکلاته، زيارت و شاهکوه. گرگان: مختومقلي فراغي.

• معطوفي، اسدالله. (1384). گرگان و استرآباد در بستر تاريخ ايران. گرگان: مؤلف.

• مقصودلو، حسينقلي (وکيلالدوله). (1363). مخابرات استرآباد (جلد اول). (به کوشش ايرج افشار و محمدرسول درياگشت). تهران: تاريخ ايران.

• مکنزي، چارلز فرانسيس. (1359). سفرنامه شمال. (ترجمه منصوره اتحاديه (نظام مافي)). تهران: گستره.

• ملگونف، گريگوري. (1376). كرانههاي جنوبي درياي خزر يا استانهاي شمالي ايران. (ترجمه اميرهوشنگ اميري). تهران: کتابسرا.

• موزر، هنري. (1356). سفرنامه ترکستان و ايران. (ترجمه علي مترجم). (به کوشش محمد گلبن). تهران: سحر.

• ناصرالدينشاه قاجار. (1364). سفرنامه دوم خراسان. تهران: كاوش: شركت قصه و نوار شبتاب.

 

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه