خرید و دانلود مقاله

سیدمیران


سيدميران / روستا  Seyd-Miran

 

روستايی واقع در دهستان روشن ‌آباد، بخش مرکزی شهرستان گرگان.

سيدميران در يازده کيلومتری جنوب غربی شهر گرگان قرار دارد. اين روستا با عرض جغرافيايي 48 و 36 و طول جغرافيايي 20 و 54، در حاشيه جنگل انبوه و در جوار تپه‌ها و رودخانه‌ي شصت‌کلاته قرار گرفته است. ارتفاع آن از سطح درياي خزر حدود 450 متر است. اين روستا از سمت مشرق و جنوب شرقي به روستاهاي کلو و يالو، از جنوب به رودخانه و جنگل، از سمت غرب به روستای اسپومحله و از سمت شمال و شمال غربی به روستاي سدن محدود است.

آب و هوای سيدميران، تابعي از شرايط آب و هوايی شهرستان گرگان (معتدل خزري) است. تابستان‌های گرم و مرطوب و زمستان‌هاي معتدل، از ويژگي آن است. سردترين ماه سال، دی و بهمن و گرم‌ترين ماه، تير و مرداد است. در قسمت جنوبی روستا، پوشش گياهي انبوه، از جمله درختان پهن برگ و ستبر همچون راش، ملچ، توسکا، انجيلي، نمدار و به ندرت اُجا و زمين‏هاي کشاورزي ديده مي‌شود. 

از نظر زمين‏شناسي، روستاي سيدميران بر روي رسوبات آبرفتي رودخانه شصت‌کلاته بنا شده است. روستا در حدفاصل کوه و دشت واقع شده و درصدي از رسوبات هر دو بخش با توجه به موقعيت، شيب، دبي آب، ميزان سيلاب و جنس سنگ‌هاي بستر، در آن‌ها ديده مي‌شود. نهشته‌هاي رودخانه‌اي سيدميران از نهشته‌هاي دوره‌ي کواترنري است. رودخانه از حاشيه جنوبي روستا (از بالادست آن) عبور مي‌کند، بنابراين از نظر سيل‌هاي دوره‌اي و سيلاب‌هاي تابستاني بسيار خطرناک، اما از نظر آبياري زمين‌هاي کشاورزي بسيار مفيد و کم هزينه است، زيرا تحت‌تأثير شيب 3 تا 4 درصد، تمامي زمين‌هاي کشاورزي روستا را پوشش مي‌دهد. رسوبات رودخانه‌اي در اين روستا از نوع رسوبات مخروط‌افکنه آبرفتي و رسوبات بستر رودخانه‌هاي جوان است. سيدميران همانند بسياري از مناطق حاشيه کوه در استان، از جمله شهرهاي گرگان، فاضل‏آباد و کردکوي، بر روي مخروط‌افکنه بنا شده است. مخروط افکنه سيدميران بسيار وسيع است، به طوري که از شرق تا روستاي سعدآباد و از غرب تا کفشگيري امتداد يافته و از جنوب به منطقه‌اي مي‌رسد که از لمسک تا يساقي امتداد دارد.

در بين اهالي روستا، سيدميران ريشه در نام فردي به نام «ميرعباس» دارد که در اين روستا زندگي مي‌کرد و پس از مرگ، در قبرستان آبادي دفن شد، بعدها اين محل به «اِجاق ميرعباس» مشهور شد که گفته مي‌شود سيدميران هم از نام وي گرفته شده است.

در جنوب روستا، مکاني مشهور به «سِيداسَر» وجود دارد که گفته مي‌شود محل دفن سيدها از جمله دو برادر است. «منطقه روشن‌آباد، شموشک، اسبومحله، کفشگيري، سيدميران، سدن و چند مکان ديگر، از جمله نقاطي بودند که به همراه اراضي وسيع آن‌ها به عنوان سيورغال و تيول در اختيار چند خانواده سادات (سيد) قرار گرفت.» اين سيدهاي اشراف، قبل از صفويان مورد توجه سلاطين و حکام بومي بودند و در زمان صفويان، با رسميت يافتن تشيع نيز مورد توجه قرار گرفتند. همچنين از «سيد ميرک» در يک حکم ديواني عصر صفوي و «ميرميران» در يکي از فرمان‌هاي شاه سلطان حسين صفوي نام برده مي‌شود که زمين‌هايي در اختيار داشتند. برخي منابع متأخر، درباره‏ي وجه تسميه روستا دو روايت مطرح کرده‌اند:

1. حضور سادات ميرميران و حسيني در منطقه وسيعي در غرب ايالت استرآباد از جمله در سيدميران.

2. بيماري وبا و طاعون در عصر فتحعلي‌شاه در اين ناحيه، از بندرگز، ليوان، نوکنده تا سيدميران، سيدکلاته، استرآباد و علي‏آبادکتول، سبب مرگ‌ومير زيادي شد و بسياري از مردم در ارتفاعات و مناطق کوهستاني اقامت گزيدند. به احتمال زياد، اين بيماري جمعيت انبوه سيد (سادات) در منطقه سيدميران را از بين برد و بازماندگان، بعدها اين مکان را «سيدميران» ناميدند، يعني جايي که بسياري از سيدها مردند. «آنچه که مسلم است آن که: حضور سادات و جمعي از سيدها در اين ناحيه سبب گرديده نام روستا را سيدميران بنهند.»

وجود برخي آثار زندگي از جمله آجر، بقاياي حمام و ... در ميان جنگل و منطقه کياخل واقع در غرب روستا، نشانگر وجود مکاني براي زندگي و شايد هم محل اوليه روستاست. گفته شده «جايگاه اصلي روستاي سيدميران قبل از واقعه شوم [مرگ سيدها]، در حاشيه تپه بلند «گران کوه» که «کياخل» هم ناميد مي‌شد و هم اکنون در حاشيه غربي روستا واقع شده، قرار گرفته بود.» همچنين در شرق و جنوب شرقي روستا نيز آثاري از زندگي انساني ديده مي‏شود.

به نظر مي‌رسد نخستين بار، اهالي در دامنه تپه‌اي واقع در شرق روستا (حاشيه نهري که بخشي از آب رودخانه شصت‏کلاته را به شمال انتقال مي‏دهد) اسکان يافتند که از آن به عنوان کُنده (کهنه ده) ياد مي‌شود. کُنده از سه بخش: شغال‌آباد (جنوب) چکرمحله (مياني) و قرشمال خيل (شمال) تشکيل مي‌شد. در کهنه ده، چکرها، قمبراني‌ها و تازيکه‌ها ساکن بودند. در حاشيه يکي ديگر از نهرها و در زمين مسطح، «نوده» ايجاد شد که شامل دو بخش کيامحله و آخوندسرا بود. کياها در کيامحله و ساوري‌ها در آخوندسرا ساکن بودند. در حال حاضر، سيدميران داراي دو محله‌ي کهنه ده و نوده است. بر اساس بررسي نام خانوادگي ساکنان آن مي‌توان گفت: نخستين کساني که در سيدميران ساکن شدند، افرادي بودند که در منطقه‌ي ساور واقع در جنوب روستاي حاجي‌آباد مي‌زيستند و ييلاق و قشلاق مي‌کردند. بخشي از آن‌ها، از منطقه ساور به سيدميران آمدند و برخي ديگر، پس از ورود به مناطق اطراف، به اين روستا مهاجرت کردند. آن‌ها به تدريج در سيدميران ساکن شدند و به کشاورزي پرداختند. امروزه بيشتر سيدميراني‌ها داراي فاميلي ساورعليا و ساوري هستند.

دمرگان، باستان‏شناس فرانسوي، از يک تپه باستاني به نام «سيدميران تپه» در نزديکي استرآباد و سر راه مازندران نام مي‌برد که نشانگر وجود زندگي در آن است. البته دمرگان جايگاه دقيق جغرافيايي اين تپه را مشخص نكرده و تاکنون هم کاوشي در روستا و اطراف آن انجام نشده است. ولي بررسي ميداني صورت گرفته، نشان از وجود 6 اثر در دوره‌هاي مختلف در اطراف روستا دارد که عبارتند از:

• قراول تپه مربوط به دوره تاريخي (شرق)

• محوطه باستاني ساورعليا مربوط به دوره اسلامي (شرق)

• تپه حمام سري (تپه زميني نقديت مربوط به دوره اسلامي (شرق)

• تپه قبرستان گبري عرب يورت مربوط به دوره اسلامي (جنوب)

• محوطه قبرستان بهارک مربوط به دوره تاريخي (جنوب شرقي)

• محوطه پيش از تاريخ عرب يورت (جنوب)

به طور دقيق و مشخص نمي‏توان درباره‏ي روستاي سيدميران پيش از قاجارها مطالبي بيان کرد، اگرچه از «پيشينه 600 ساله» آن سخن گفته شده است.

در کتابچه نفوس استرآباد (1296ق) آمده است: «سيدميران اربابي است و خالصه‌ي رعيتي از مال آقايان قاجار و ساوري و سادات شهري، قدري هم خالصه است. آب مشروب از رودخانه شصت کلاته، تعداد نفوس آن  310 نفر است.»

در نخبه سيفيه، نخبه کامراني و مجموعه خطي «نام بلوکات و قراء استرآباد»، نام «سيدميران» به عنوان يکي از روستاهاي بلوك سدن رستاق آمده است.

برخي از سياحان از جمله ملگونف و رابينو، فقط از سيدميران به عنوان يکي از روستاهاي بلوک سدن رستاق ياد کرده‌اند. سيدميران در عصر قاجار، يکي از مسيرهاي دسترسي به جهان‌نما، روستاي حاجي‌آباد و سپس شاهرود و دامغان بوده است، چنانچه در 19 آپريل 1913م، اميراعظم از راه جهان نما با چهل و پنج سوار وارد قريه سيدميران شده، دو نفر قنسول از وي استقبال کرده، سپس وارد قنسول‏خانه شدند. در گزارش‌هاي وکيل‏الدوله مقصودلو، بارها از سيدميران (صيدميران) نام برده شده که بيش از همه، نشانگر ناامني موجود در استرآباد عصر قاجار است.

تأسيس سلسله پهلوي، سرآغاز برقراري امنيت و اسکان ايلات و عشاير بوده است. در اين زمان، اسکان افراد و گروه‌هايي که در منطقه ساور (جنوب روستاي سيدميران) زندگي و ييلاق و قشلاق مي‌کردند، سرعت بيشتري يافت و مردم به تدريج در روستاي سيدميران استقرار يافتند. يکي از اقدامات دوره‌ي رضاشاه، تلاش براي انتقال و جابه‌جايي اين روستا بود. با بازسازي و مرمت راه شاه‏عباسي (کهنه خط)، دولت مرکزي در پي آن برآمد که روستاها را به حاشيه آن انتقال دهد. بر همين اساس، قرار شد سيدميران نيز به حاشيه جاده (نزديکي انجيراب) انتقال يابد. بزرگان اين روستا به اجبار مأموران، مجبور به تأسيس «خانه روستايي» شدند. اين برنامه تا حدودي پيش رفت و بناهايي تأسيس شد، اما با وقوع حوادث سال 1320 و هجوم روس‌ها، اين طرح ناتمام ماند.

در دوره‌ي محمدرضاشاه، منطقه گرگان شاهد تغييرات بسياري بود. آغاز به کار دبستان خاقاني خطيرآباد، سبب شد تا تعدادي از نوجوانان سيدميراني وارد مدرسه شوند و اين سرآغاز عصري جديد بود. انجام اصلاحات ارضي، ملاکين و صاحبان اراضي را به حاشيه راند و برخي را از روستا خارج کرد. براي نخستين بار، اسناد ملکي به نام روستاييان صادر شد. آب رودخانه شصت‌کلاته که در اختيار ملاکين بود، با اجراي طرح ملي شدن آب‌ها، در اختيار دهقانان و کشاورزان قرار گرفت. در سال‌هاي 54-1353، با اعتراض بخش ديگري از کشاورزان سيدميران، آب ميان همه اهالي تقسيم شد.

در سال‌هاي حاکميت محمد رضا پهلوي، ساختار مديريت و رياست در روستا تغيير يافت. کدخدا، انجمن روستا و خانه انصاف از جمله نهادهايي بودند که در دوره‌ي محمدرضا پهلوي تأسيس شدند. يکي از مهم‌ترين رويدادهاي اين سال‌ها، تأسيس دبستان ابتدايي فروغي در ابتداي روستا بود. تأسيس کارخانه آرد (اُدنگ) در مسير آب رودخانه شصت‌کلاته، شاليکوبي (اُدنگ)، برق‌کشي به روستا و انجام کارهاي مقدماتي براي لوله‌کشي آب، در اين سال‌ها صورت گرفت. هم‌زمان با انقلاب سال 1357، در سيدميران نيز تحرکات انقلابي ديده شد. يکي از آن‌ها، برگزاري مراسم بزرگداشت فرزند امام خميني (سيدمصطفي) در سال 56 بود.

در دوره جمهوري اسلامي، جمعيت سيدميران بسيار افزايش يافت و بخشي از سرزمين‏هاي ملاکين در اختيار کشاورزان قرار گرفت.

مردمان سيدميران، از سال‌هاي دور در اين مکان زندگي مي‌کردند. کياها و ساوري‌ها در نوده و چکرها، قمبراني‌ها و تازيکه‌ها در کهنه ده، از ساکنان قديمي و اوليه سيدميران بودند. ساورعلياها، تازيکه‌ها، غريب‌ها، مطهري‌ها و ... مهم‌ترين گروه‌هاي جمعيتي اين روستا هستند. در کنار اين‌ها، نام‌هاي خانوادگي همچون احمري، رجائي، کاظمي، خاني، و... هم وجود دارد. ساورعلياها، احتمالاً ريشه در ساور، منطقه‌اي در روستاي حاجي‌آباد واقع در کوه‌هاي البرز دارند. منوچهر ستوده در اين‏باره مي‌نويسد: «حاجي‌آباد- که ساورعليا مي‌نامند- قريه مزبوره در سر کوه واقع است، راه تردد آن بسيار صعب است ... .»

قديمي‌ترين آمار جمعيتي اين روستا متعلق به حکومت ملک‏آرا (1276ق) است. در اين آمار، درباره سيدميران آمده است:

«خانوار 30 باب،  انفاس 162 نفر، مرد زن‌دار 30 نفر، زن شوهردار 37 نفر، مرد بي‌زن 16 نفر، زن بي‌شوهر 8 نفر، پسر صغير 27نفر،  دختر کبير 21 نفر،  دختر صغير 23 نفر.»

براساس نامه رسمي دهبان روستا در سال 1353 به اداره ثبت و احوال گرگان، جمعيت روستا بيش از 1800 نفر بوده است.

در کتاب فرهنگ جغرافيايي ايران، سکنه سيدميران 700نفر برآورد شده است.

در آمارگيري نفوس و مسکن سال 1375، جمعيت سيدميران 2486 نفر با 435 خانوار اعلام شد.

 

آمار جمعيتي روستاي سيدميران براساس اعلام خانه بهداشت سيدميران

 

سال

جمعيت کل

جمعيت مرد

جمعيت زن

مردان باسواد

زنان باسواد

کل ساختمان

کل خانوار

مرگ زير 5 سال

1366

2040

1050

990

720

502

300

360

4

1370

2383

1193

1190

750

530

435

383

2

1375

2507

1256

1251

874

849

350

429

1

1380

2543

1282

1261

1030

898

542

499

1

1385

2496

1254

1242

1023

901

627

575

 

1390

2563

1316

1247

1081

924

724

647

 

1392

2569

1344

1225

1089

898

815

724

 

 

مردم سيدميران همگي مسلمان، شيعه مذهب و به زبان و گويش تبري صحبت مي‌کنند.

در گذشته نه چندان دور، مهم‌ترين شغل مردم سيدميران، همچون بسياري از روستاهاي اطراف جنگل، تهيه زغال و فروش آن بود. همچنين بسياري از آن‌ها زندگي شباني داشتند که امروزه بسيار کم شده است.

در حال حاضر، عمده‌ترين شکل فعاليت اقتصادي در اين روستا، کشاورزي است. اهالي سيدميران در 900 هکتار زمين (200 هکتار آبي و 700 هکتار ديم) به کشاورزي مشغولند. بيشترين محصولات کشاورزي آ‌ن‌ها، گندم، سويا، شالي، جو، گوجه‌فرنگي و ... است، اين در حالي است که سال‌ها پيش، عمده‌ترين محصول، پنبه و تخم کدو بوده است. کشت صيفي‌جات فقط در فصل پاييز و زمستان در وسعت محدودي رواج دارد. باغداري به شيوه‌ي مدرن در حال گسترش و باغداري سنتي از رونق افتاده است. زمين‌هاي کشاورزي روستاي سيدميران در گستره‌ي طولي با شيب ملايم، از جنوب به سمت شمال کشيده و از مناطق جنگلي تا جاده قديم گسترده شده است. اگرچه زمين‌هاي حاشيه جنگل داراي شيب بيشتر و به صورت ديم کشت مي‌شود، ولي خاک حاصلخيز آن، امکان بهره‌برداري را بيشتر مي‌کند.

مهم‌ترين زمين براي اهالي سيدميران، زمين يالوست که به نسق (شاليزار) اختصاص دارد. اين زمين به وسعت 39 هکتار در شرق روستاي سيدميران قرار دارد. وجود نهري که بخشي از آب رودخانه شصت کلاته را به اين زمين انتقال مي‌دهد، بر اهميت آن افزوده است. از سال‌ها پيش، اين زمين نسق اهالي بود، اما به دلايلي در اختيار افراد ديگري  قرار گرفت و تصاحب گرديد. در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب 57، زمين يالو توسط اهالي سيدميران تصرف شد و پس از تقسيم ميان آنان مجدداً به نسق اختصاص يافت. از همين سال با شکايت مالک، پرونده‌اي در محاکم قضايي تشکيل شد، اگرچه در دادگاه، رأي به نفع مالک صادر شد، ولي تلاش براي اجراي آن، مسائلي را به وجود آورد. سرانجام با وساطت دادستان وقت گرگان، دو طرف به مصالحه تن در دادند و اهالي سيدميران زمين را به مبلغ 190 ميليون تومان خريداري کردند. انتقال سند زمين در 19 تيرماه 1387 در دفتر معاون وقت دادستان صورت گرفت.

آب روستاي سيدميران توسط رودخانه شصت‏کلاته و چند حلقه چاه عميق تأمين مي‏شود، آب‏بندان فسکلا در سال 1380 تأسيس شد.

نزديکي به سرمنشأ و دهانه آب رودخانه شصت‏کلاته، قرار داشتن در موقعيت جغرافيايي مناسب از نظر بهره‌مندي آب، همچنين عبور نهرهاي انتقال آب از ميان روستاي سيدميران و زمين‌هاي کشاورزي، سبب شد تا اين رودخانه شاهرگ حياتي اقتصادي و اجتماعي روستاي سيدميران شود. نخستين اُدنگ و آسياب آبي اين روستا واقع در جنوب سيدميران و در مسير آب رودخانه شصت‌کلاته ساخته شد. دو نهر آب داخل روستا به «اُدنگ وال» و «آسووال» معروف هستند. آب حمام روستا همچنان از اين رود تهيه مي‌شود.

روستاي سيدميران داراي خانه بهداشت، يک باب مدرسه متوسطه اول و يک باب مدرسه ابتدايي (دخترانه و پسرانه) و مخابرات روستايي است.

در جنگ ايران و عراق، تعداد 9 نفر از اهالي سيدميران به شهادت رسيدند.

 

 

منابع:

• تازيكه، حسينعلي. (1392). مصاحبه شخصي رحمت‌الله رجائي.

• رجائي، حجت‏الله. (1392). مصاحبه شخصي رحمت‌الله رجائي.

• ذبيحي، مسيحي. (1363). گرگان‌نامه. (به کوشش ايرج افشار). تهران: بابک.

• خسروي، محمدرجب. (1388). گزارش بررسي و شناسايي مخزن سد شصت کلاته. گرگان:  [بي‌نا].

• خسروي‌مهر، علي‌اصغر. (1392). مصاحبه شخصي رحمت‌الله رجائي.

• ساورعليا، حسين. (1392). مصاحبه شخصي رحمت‌الله رجائي.

• ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد 5). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

• فرهنگ جغرافيايي آبادي‌هاي کشور جمهوري اسلامي ايران (1367). (جلد 29: شاهرود (گرگان)). تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح.

• قورخانچي، محمدعلي (صولت نظام). (1360). نخبه سيفيه. (به كوشش منصوره اتحاديه (نظام مافي) و سيروس سعدونديان). تهران: تاريخ ايران.

• معطوفي، اسدالله. (1387). گرگان و استرآباد. سنگ مزارها و کتيبه‌هاي تاريخي. تهران: حروفيه.

• معطوفي، اسدالله. (17/9/1386). تاريخ 600ساله سيدميران، هفته نامه سليم، 237، 5.

• مقصودلو، حسينقلي (وکيل‏الدوله). (1363). مخابرات استرآباد. (به كوشش ايرج افشار و محمدرسول درياگشت)تهران: نشر تاريخ ايران.

 

 

 

 

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه