خرید و دانلود مقاله

سید اسماعیل جرجانی


سيد اسماعيل جرجانی    Seyed Esmaeel Jorjani

 

طبيب و حکيم بزرگ سدههای پنجم و ششم قمری.

امير، سيد، امام، زين الدين يا شرف‏ الدين مرتضی ابوابراهيم ابوالفتح يا ابوالفضائل اسماعيل بن حسن (يا حسين) بن محمدبن محمود بن احمد موسوی علوی حسينی جرجانی، از پزشکان نامدار عصر خوارزمشاهی بود .

به نوشتهي ابوالحسن بيهقي، دانش طب و ديگر علوم را با تصانيف دانشفزاي خود زنده کرد. عليرغم شهرتش به جرجاني، برخي او را در زمرهي سادات اصفهان دانسته، به همين دليل از او با عنوان سپاهاني گرگاني نيز نام بردهاند. با توجه به اينکه در چند جا از کتاب ذخيره، از نام «گرگان» و نه «جرجان» به عنوان «شهر من» نام برده، ميتوان او را با نام حکيم گرگاني ياد کرد.

سيد اسماعيل در سال 434ق در جرجان متولد شد. برخي نيز سال 433ق را در اين مورد ذکر کردهاند. سيروس خالدپور، تولد او را در سال 480ق نگاشته و معتقد است با توجه به ميانگين طول عمر در آن زمان، اينکه جرجاني در سال 434ق متولد شده باشد، بعيد به نظر ميرسد، اما از آنجايي که جرجاني خود در مقدمه ترجمه عربي ذخيره، سنش را در هنگام نگارش اين کتاب (يعني در سال 504ق)، هفتاد سال ذکر کرده، در نتيجه سال 434ق به طور قطع درست است. سيد اسماعيل، سرانجام در سال 531ق و بنا به برخي گفتههاي ضعيفتر، در سال 530ق يا 535ق در مرو درگذشت. غائب‏الله عبدالله‏اف ازبک معتقد است که جرجاني در رکاب خوارزمشاه اتسز و در يکي از يورشهاي وي در نزديکي مرو، چشم از دنيا فرو بست، اما اين مسأله با توجه به سن و سال جرجاني به هنگام درگذشتش، امري بعيد به نظر ميرسد. هرچند از سوي ديگر نيز ممکن است وي را براي مداواي مجروحان نبرد و حفاظت از جان شاه، به اردوگاه رزمي برده باشند.

ابوالحسن بيهقي در تتمه صوانالحکمه اذعان داشته که حکيم جرجاني را در سال 531ق، از نزديک ملاقات کرده است. وي، او را دانشمندي سرشناس با کتابهاي فراوان در دانش پزشکي و فلسفه و داراي چهرهاي روشن معرفي نموده است. از گرگاني با القاب و عباراتي چون تاجالعتره، نجمالاسلام، شفاءالارواح، شرف مکمل علوم الاوايل، قدوه العلماء، افضل الحکماء، احياگر طب و ساير علوم، مقنن قانون و مجدد رسوم طبيّه ياد شده که همگي نشان از اوج شهرت و عظمت جايگاه اين حکيم گرانمايه دارد. محمود بن محمد بن عباس در تاريخ خوارزم، جرجاني را شخصيتي نيکو اخلاق، خوش ملاقات، دلسوز مردم و اهل سادهگيري در دين معرفي کرده، ابوسعد سمعاني نيز خوش‏خلقي و بزرگواري او را مورد تأييد قرار داده، ابوالحسن بيهقي هم به استناد منبعي موثق، او را صاحب لطف در معاشرت، اخلاق نيکو و کرامت ذاتي معرفي کرده است.

سيد اسماعيل در جرجان، رياست بيمارستاني به نام «بهاءالدوله» را بر عهده داشت. وي از تعداد زياد بيماران آن‏جا شکايت کرده و در اين‏باره گفته است: از وقتي که در آن‏جا به خدمت پرداختم، تعداد بيماران چنان زياد شد که فرصت تکميل آثار خود را نداشتم. وي، در زمان سلطنت قطبالدين محمد بن انوشتکين که نخستين پادشاه خوارزمشاهيان بود، به خوارزم رفت و چون خوارزمشاه از اندازهي فضل او آگاه شد، در حقش احترام و اکرام بسيار روا داشت، بدين ترتيب جرجاني که در حفظ سلامت و نابودي بيماريها بسيار نامدار شده بود، در رديف نديمان و نزديکان شاه قرار گرفت، چنان‏که حتي خوارزمشاه ماهيانه مبلغ يکهزار دينار براي حقوق حکيم جرجاني مقرر گردانيد.

اهميت جرجاني در طب از دو جهت است؛ يکي اينکه: پس از ابنسينا نخستين کسي است که در آثار خود، همه مباحث علم طب را چنانکه قدما ميانديشيدهاند، با تحقيقات جديد مورد مطالعه قرار داد. ديگر اينکه: مهمترين آثار طبي را به زبان فارسي پديد آورد و همه مباحث مربوط به دانش پزشکي را در آنها مورد بحث و تحقيق قرار داد و بسياري از اصطلاحات پارسي در اين دانش را که تا آن عهد وجود داشت و ممکن بود به تدريج از ميان برود، در کتابهايش گرد آورد.

جرجاني توانست تأليفات طبي چندي به دانش پزشکي ارائه دهد که بسياري از نظرات او با موازين کنوني اين دانش تفاوتي چنداني ندارد. با مطالعه آن کتابها، ميتوان پي برد که وي به دانش پزشکي کشورمان، بلکه جهان خدمتي مفيد و ارزنده ارائه کرد و در سير تکامل طب، مطالب را حلاجي کرد و اساس طب را بر پايه و مبنايي درست استوار گردانيد.

• استادان

چنانکه نوشتهاند، با برخي از شاگردان شيخالرئيس ابوعلي سينا که در جرجان بودهاند، همنشيني داشت، از جمله ابوالقاسم عبدالرحمن بن علي ابن‏ابي صادق نيشابوري ملقب به بقراط ثاني و بدين ترتيب با يک واسطه، از شاگردان شيخ‏الرئيس به شمار مي‏رود. هرچند به اعتقاد برخي ديگر از پژوهشگران، اين رابطه‏ي استاد و شاگردي، که به استناد نحوه‏ي نقل قول جرجاني از ابن ابي صادق در ذخيره، در ذهن ديگران به وجود آمده، درست نيست.

همچنين گرگاني نزد برخي از طبيبان عراق و فارس به تحصيل پرداخت و در ذخيره و اغراض، از احمد فرخ ياد مي‏کند که گويا در يکي از شهرها، از استادان وي بوده و مؤلف کتاب «کفايه» است که نظامي عروضي در چهارمقاله از آن ياد کرده است.

احمد عيسي بيک از پزشکان وقت دانشگاه فؤاد اول مصر، در کتاب معجم الاطباء، جرجاني را از شاگردان ابومضر محمود بن جرير ضبي اصفهاني معرفي کرده، اما بديع‏الزمان فروزانفر اين مطلب را مورد ترديد قرار داده است.

جرجاني، علم حديث را هم از امام ابوالقاسم قشيري آموخت و از کتاب اربعين او نقل حديث کرده، چنان‏که حتي به ابوسعد سمعاني اجازهي روايت داده است.

سيداسماعيل به دو زبان عربي و فارسي داراي آثار برجستهاي است. سمعاني که خود، جرجاني را از نزديک ملاقات کرده، در اين‏باره مي‏گويد: او داراي تأليفات نيکو، شناخته شده و جهاني، هم به زبان فارسي و هم به زبان عربي است. گسترهي آثار وي در سطح قارهي آسيا و اقتباس‏هاي بسياري که از آن توسط دانشمندان اين قاره صورت گرفته، چنين مينمايد که وي از پزشکان برجستهي آسيا بوده و بر پيشرفت دانش پزشکي در قرن دوازده ميلادي تأثير بسياري گذاشته است. اين آثار براي تشخيص و معالجه بيماريها به پزشکان ايران، هندوستان و آسياي مرکزي کمک کرد و بر پيشرفت علم طب در فاصله قرنهاي دوازده تا هجده، تأثير بسياري گذاشت.

جرجاني با آثار فارسي‏اش، براي قرن‏ها شخصيت برجستهاي در ادبيات دانش پزشکي در زبان فارسي بود، اگرچه او زبان عربي را که در آن زمان، زبان اوليه يادگيري بود، فراموش نکرده بود.

برخي پژوهشگران، ظهور جرجاني و تأليفات ارزندهي پارسي وي را آغاز دوران تجدد طب ايراني ميدانند. تحليل آثار جرجاني نشان ميدهد که وي بر آثار پيشينيان خويش تسلط داشته و از آنها تأثير پذيرفته است. وي از پزشکان دورهي اسلامي، به ابنسينا، محمد بن زکرياي رازي، ابوالحسن طبري ترنجي، احمد فرخ، عيسي بن صهاربخت و نيز به کتبي چون تذکره الکحالين علي بن عيسي کحال و از پزشکان يوناني به جالينوس، بقراط و اهرن اشاره کرده است.

• آثار

ذخيره خوارزمشاهي(نک: ذخيره خوارزمشاهي)

الاغراض الطبيه و المباحث العلائيه: اين کتاب بزرگ در دو جلد مبتني بر 26 مقاله به نصرت الدين اتسز بن خوارزمشاه تقديم شده و سبب نگارش آن، پرسش و خواهش مجدالدين ابومحمد ابومحمد صاحب بن محمد بخاري، وزير علاءالدين اَتسَز خوارزمشاه، از جرجاني بوده است.

اغراض، منتخبي از ذخيره خوارزمشاهي است. نظامي عروضي اين کتاب را از کتاب‏هاي وسط علم طب ميداند و برخي از منابع عنوان کردهاند که جرجاني آن را به نام ايلارسلان خوارزمشاهي تأليف نموده، چنانکه حتي ايل ارسلان بارها گفته است که جرجاني دانش پزشکي را زنده کرد. به احتمال زياد، وي اين کتاب را در فاصله سالهاي 522 تا 531ق نگاشته است.

زبده‏الطب يا الزبيده في الطب: به زبان عربي در پزشکي و داروسازي که گرگاني در آن، براي نخستين بار داروها را به سه دسته معدني، گياهي و جانوري تقسيم کرده و اين شيوه تا عصر حاضر، مبناي تقسيمبندي علمي و اصلي طبقهبندي داروهاي مفرده به شمار ميآيد. هدف جرجاني از تأليف آن، ارائه همه مطالب طب نظري در رسالهاي مختصر بوده است.

سيد اسماعيل اين کتاب را در 5 بخش تنظيم کرده و در آن‏ها، به شناخت انواع نبض و عوارض خارجي بدن، موارد مربوط به تشريح بدن، شناخت انواع تبها، معالجه امراض و بيان حدود و دلايل بروز و نشانههاي آنها، بررسي انواع آماس، مطالب آرايشي و پيرايشي چون بررسي دلايل موخوره، مجعد و صاف کردن مو، درمان طاسي، روشهاي لاغر شدن و در بخش پاياني کتاب، به زهرها و پادزهرها پرداخته است.

الخُفي العَلائي يا خُف عُلائي يا الخُفيه العَلائيه: در دو جلد که به گفتهي برخي منابع، جرجاني آن را براي علاءالدين ايل ارسلان محمد به تاريخ 495ق يا 521ق نگاشته است. اما چنانکه خود جرجاني در مقدمه کتاب آورده، اين اثر را براي امير سيد علاءالدوله بهاءالدين ابوالمظفر سلطان خوارزمشاه نوشته و چون مختصري از کتاب ذخيره است، بنابراين مي‏بايست آن را پس از سال 504ق به نگارش درآورده باشد. جرجاني در ديباچهي اثر، دربارهي وجهتسميه آن مينويسد: «علائي منسوب به علاءالدوله است. خُفي نيز منسوب به خُف (موزه و کفش) است.» وي ادامه ميدهد که اين کتاب را در دو جلد و به قطع مطول فراهم کرده تا شاهزادهي جوان بتواند آنها را در کفشهاي خود بگذارد و هميشه همراه داشته باشد. نظامي عروضي آن را از کتابهاي صغار طب برشمرده که همراه داشتن آن براي هر طبيبي لازم است.

يادگار: به فارسي که مختصري است در طب. جرجاني اين کتاب را نيز در خوارزم نگاشته و شامل 5 بخش است و از نظر حجم، مانند خفي علايي است. نظامي عروضي آن را مانند خفي علايي در رديف کتابهاي صغار طب ذکر کرده است.

تاب في حفظ الصحه: رساله مختصري است در پزشکي در 16 باب. تاريخ نگارش اين کتاب، 495ق ذکر شده و ميبايست 9 سال پيش از عزيمت جرجاني به خوارزم تأليف شده باشد.

کتاب در علم تشريح: رساله کوتاهي است که نسخهاي از آن در کتابخانه دولتي لنينگراد بر جاي مانده است. وي در اين اثر، اطلاعات عميقي را که از استاد خود ابن ابي صادق فرا گرفته، بيان ميکند.

تدبير يوم و ليله: به عربي که آن را براي قاضي ابوسعيد احمد بن سعيد بن احمد شارعي (شريعي) در خوارزم نگاشته است.

التذکره الاشرفيه في الصناعه الطبيه: به عربي.

کتاب في القياس: در منطق به عربي.

کتاب في التحليل: در فلسفه به عربي.

کتاب المنبه: در اخلاق به عربي.

افزون بر آثار ياد شده، نگاشته‏هاي ديگري هم به جرجاني نسبت داده شده که تاکنون نسخه‏اي از آن‏ها يافت نشده است:

الطب الملوکي: به عربي. اين اثر، بخش دوم کتاب خفي علائي است و اثري مستقل به شمار نميآيد.

وصيت نامه: در اخلاق به فارسي.

کتابي در رد بر فلاسفه.

ترجمه قانون ابنسينا: که ابناسفنديار به او نسبت داده، هرچند توسط برخي پژوهشگران مورد ترديد قرار گرفته است.

کتابي به پارسي در شرح مَثََل «از کارها ميانه طلب» (خَير الاُمور، اَوسَطَها).

• شاگردان

از شاگردان وي اطلاع چنداني در دست نيست. تنها در منابع موجود، از تاج الاسلام ابوسعد سمعاني ياد شده است که مذهب شافعي داشت و در روايت حديث، از جرجاني صاحب اجازه بود.

به سبب اهميت و جايگاه والاي حکيم سيداسماعيل جرجاني، دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني تهران، در قالب جشنوارهي ابنسينا که هر ساله به همت اين دانشگاه برگزار ميشود، جايزهاي را به نام اين طبيب بزرگ ترتيب داده است. همچنين شوراي فرهنگ عمومي وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي، براي پاسداشت اين دانشمند فرهيخته که در علوم آزمايشگاهي نيز جزو پيشگامان و ابداع کنندگان فنون آزمايشي بوده، از سال 1382، روز سيام فروردين ماه هر سال را به مناسبت ولادت حکيم گرگاني، روز علوم آزمايشگاهي نام نهاده است. 

 

 

منابع:

• آقابزرگ طهراني، محمدمحسن. (1403ق). الذريعه الي تصانيف الشيعه (جلد10، چاپ 2). بيروت: دارالاضواء.

• ابناسفنديار، بهاءالدين محمدبن‏حسن. (1320). تاريخ طبرستان (جلد 2). (به تصحيح عباس اقبال آشتياني). تهران: کلاله خاور.

• از کارها ميانهطلب. (1377). آيينه ميراث، 2، 63.

• الگود، سيريل. (1371). تاريخ پزشکي ايران و سرزمينهاي خلافت شرقي (چاپ 2). (ترجمه باهر فرقاني). تهران: اميرکبير.

• اميني، فرشيد. (1389). خفي علايي. کتاب ماه علوم و فنون، 132، 54-52.

• بايزيدي، علي. (26/1/1392). در يادبود حکيم گرگاني. گلشن مهر، شماره 1115.

• البغدادي، اسماعيل پاشا. (1951). هديهالعارفين اسماء المؤلفين و آثار المصنفين (جلد اول). بيروت: دار احياء التراث العربي. 

• بهپور اسکويي، مصطفي. (1381). زندگي و روزگار اسماعيل جرجاني در فريبرز معطر، محمدرضا شمس اردکاني و محمود مصدق (تنظيم کننده). بررسي احوال و آثار حکيم سيداسماعيل جرجاني. مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت حکيم سيداسماعيل جرجاني (چاپ اول). تهران: فرهنگستان علوم پزشکي جمهوري اسلامي ايران.

• پرويز، عباس. (1351). تاريخ سلاجقه و خوارزمشاهيان. تهران: علمي.

• تاجبخش، حسن. (1389). سيداسماعيل جرجاني، بنيانگذار پزشکي پارسي. آينه ميراث، 47، 86-61.

• جرجاني، سيداسماعيل. [بي‏تا]. الاغراض الطبيه و المباحث العلائيه. تهران: بنياد فرهنگ ايران.

• حاجيخليفه، مصطفي بن عبدالله. [بي‏تا]. کشف الظنون عن اسامي الکتب و الفنون (جلد اول و 2). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• الحموي الرومي البغدادي، شهاب‏الدين. (1399ق). معجم البلدان (جلد 2). بيروت: داراحياء التراث الحربي.

• خالدپور، سيروس. (1375). ذخيره خوارزمشاهي از اسمعيل گرگاني معروف به جرجاني. ايرانشناسي، 3، 517-509.

• روحاللهي، حسين. (1388). اسماعيل جرجاني. در: سيدکاظم موسوي بجنوردي (زيرنظر). دايره المعارف بزرگ اسلامي (جلد 17، چاپ اول). تهران: مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي.

• ريشتر برن برگ، لوتز. (1380). مؤلفان و آثار مهم پزشکي به زبان فارسي. (ترجمه طاهره عدل). نامه انجمن، شماره اول، 155-146.

• الزرکلي، خيرالدين. (2002). الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربين و المستشرقين (جلد اول، چاپ15). بيروت: دارالعلم للملايين.

• زنوزي تبريزي، عبدالحسين. (1388). مطرح الانظار في تراجم اطباء الاعصار و فلاسفه الامصار (چاپ اول). (به کوشش ميرهاشم محدث). تهران: حقوقي.

• السعدي الخزرجي، ابي‏العباس ابن‏ابي‏اصيبعه. (1299ق). عيون الانباء في طبقات الاطباء (جلد2، چاپ اول). [بيجا]: مطبعه الوهبيه. 

• صفا، ذبيح‏الله. (1369). تاريخ ادبيات در ايران (جلد 2: بخش اول، چاپ10). تهران: فردوس.

• صفا، ذبيح الله. (1369). تاريخ ادبيات در ايران (جلد 2: بخش 2، چاپ10). تهران: فردوس.

• الصفدي، صلاحالدين خليل بن ايبک. (1420ق). الوافي بالوفيات (جلد 9، چاپ اول). (تحقيق احمد الارناووط و مصطفي ترکي). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• غايب اف. م.ا و اورازباي وا. (1378). نقش پزشکان در تاريخ دولتهاي خوارزم (قرنهاي 13-10). مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، 28، 187-183.

• فروزانفر، بديع‏الزمان. (1327). قديم‏ترين اطلاع از زندگي خيام. پژوهشهاي فلسفي دانشکده ادبيات و علوم انساني تبريز، 9 و 8، 29-1.

• مدرس تبريزي، محمدعلي. (1369). ريحانه الادب في تراجم المعروفين بالکنيه و اللقب يا کني و القاب (جلد3، چاپ2). تبريز: چاپخانه مشفق.

• نجمآبادي، محمود. (1375). تاريخ طب در  ايران پس از اسلام: از ظهور اسلام تا دوران مغول (چاپ 3). دانشگاه تهران.

• نظامي عروضي سمرقندي. (1382). احمد بن عمر بن علي. چهار مقاله (چاپ 5). (تصحيح محمد بن عبدالوهاب و محمد معين قزويني). تهران: جامي.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه