خرید و دانلود مقاله

سهمی جرجانی


سهمی جرجانی (ابوالقاسم سهمی جرجانی)    Abol-Ghasem Sahmi Jorjani

 

مورخ مشهور قرن چهارم و پنجم قمری.

امام، شيخ ابوالقاسم حمزه بن يوسف بن ابراهيم بن موسي بن ابراهيم بن محمدبن ابراهيم بن احمد بن محمدبن احمدبن عبدالله بن هشام بن عاص بن‌وائل بن سهم بن عمروبن هصيص بن کعب بن لؤي بن غالب بن فهربن مالک بن نضر قرشي سهمي جرجاني، حافظ، واعظ، راوي، محدث، مصنف و ناقد است.

ذهبي، که در بيشتر کتاب‎هاي خود همچون ديگر مورخان، او را با کنيه ابوالقاسم ذکر کرده، در «المعين في طبقات المحدثين»، از او با کنيه ابوالفتح ياد نموده است. صريفيني، از او با عنوان «شيخ جليل مشهور في الآفاق» ياد کرده و ابن عماد، او را از امامان حديث، صاحب شناخت، استوار و با حافظه معرفي کرده است.

تاريخ ولادت سهمي به درستي مشخص نيست، برخي آن را سال 340 ق و 345 ق ذکر کرده‎اند، اما آنچه مسلم است اين‎که: ولادتش در جرجان و به قولي در محله يا قريه خندق در جرجان بوده است.

در مورد تاريخ درگذشت وي نيز در بين منابع اختلاف‌هايي وجود دارد. سال‌هاي 426، 427 و 428ق در اين زمينه روايت شده است. ابوعبدالله حسين بن محمد کُتَبي هروي، حاکم هرات، درگذشت او را در سال 427ق در نيشابور نوشته، صريفيني، تاريخ دقيق آن را رجب سال 427ق در نيشابور اعلام کرده، خطيب بغدادي به نقل از دستخط ابوالفضل بن خيرون، آن را در سال 428ق و ابن‌نقطه، ضمن تأييد اين سال از دستخط ابوعبدالله حميدي حافظ، مرگ سهمي را در ري نگاشته است. حاجي خليفه نيز رقم عجيب و نادرست 670ق را آورده که با اقوال مورخان ديگر سازگاري ندارد. زرکلي، حدود زندگاني او را هشتاد و چند سال عنوان کرده و مؤلف ريحانه‌الادب گفته است: «سال وفاتش به‎دست نيامد، ولي در سال چهارصد و بيست و هفت از هجرت در قيد حيات بوده است.»

• خاندان

نياي بزرگ سهمي، هشام بن عاص بن وائل بن سهم، از صحابي پيامبر اسلام (ص)، برادر عمرو عاص معروف و از قبيله‌ي قريش بود. برخي منابع، بين نام‎هاي وائل و سهم، نام‌هاي هشام بن سعيد يا هاشم بن سعد را نيز آورده‌اند.

جدش، ابواسحاق ابراهيم بن موسي، از نويسندگان اخبار، از پيروان فقه شافعي و از شاگردان علي ابراهيم بن هاني و صاحب کتاب بود. از ابوزرعه محمد بن عبدالوهاب انصاري، عمران سختياني، حسن بن سفيان، ابوالحسين تاجر، ابن عبدالکريم وزان و ديگران، حديث شنيد.

عموي پدرش، احمد بن موسي نيز از محدثان بود. سهمي خود خط او را ديده است که احاديثي از ابواسحاق سختياني (در سال 287ق) به نقل از حمادبن زيد (در سال 235ق) از محمد بن عبيد بن حساب روايت کرده است.

پدرش، ابويعقوب يوسف بن ابراهيم نيز از محدثان گرگان و فاضلي مورد اعتماد بود که در جمادي‌الآخر سال 386ق درگذشت و چنان‎که سهمي در تاريخ جرجان اشاره کرده، هنگام درگذشت پدرش، در جرجان نبود و پس از دوازده روز از آن رخداد، بدان‎جا وارد شد. ابويعقوب، از ابونعيم عبدالملک بن محمد بن عدي استرآبادي، عبدالله بن محمد بن مسلم اسفرايني، موسي بن عباس، علي بن محمد بن حاتم، علي بن مهرويه و ديگران در جرجان، مکه، بغداد، کوفه، ري و همدان حديث شنيد و روايت کرد. قاضي ابوالعلاء محمد بن علي واسطي و عبدالله بن علي بن بشران و خود حمزه سهمي نيز از وي روايت کرده‎اند.

عمويش، ابونصر اسهم بن ابراهيم، در علم و زهد و عبادت بسيار کوشا بود و به نگارش حديث مي‎پرداخت و از ابونعيم عبدالملک بن محمد بن عدي استرآبادي و موسي بن عباس روايت کرده است.

عموي ديگرش، ابوغانم محمد بن ابراهيم بن موسي، از ابونعيم عبدالملک بن محمد بن عدي استرآبادي روايت کرده و ابوسعد احمد بن محمد ماليني، عبدالرحمن سجزي، ابواحمد باخرزي و ديگران از او روايت کرده‏اند.

برادرش، شيخ ابوالفضل ثابت بن يوسف نيز از جمله محدثاني بود که در جرجان و عراق بسيار حديث شنيد. در سال 421ق، به نيشابور رفت، از پدرش ابويعقوب، ابوبکر احمد بن ابراهيم اسماعيلي، ابوالحسن علي بن عبدالرحمن البکائي، ابوزيد عامر، ابوعلي بن مغيره و ابوالعباس بن حمزه هاشمي بسيار روايت کرد و در جرجان درگذشت.

اين‎که کدام‏يک از نياکان سهمي نخستين بار از عربستان هجرت کردند و در جرجان سکونت گزيدند، به درستي معلوم نيست، اما چنان‎که در منابع آمده، جد پدرش، موسي بن ابراهيم، در جرجان سکونت داشته و هر دو فرزندش، ابراهيم بن موسي و احمد بن موسي در آن ديار نشو و نما يافته‎اند.

• استادان

سهمي براي يادگيري حديث، به بيشتر کشورهاي اسلامي سفر کرد. مسافرتش از سال 368 ق آغاز شد و به اصفهان، ري، اهواز، کوفه، بغداد، بصره، شام، مصر، حرمين، واسط، همدان، نيشابور، غزنه، حجاز، مکه، عسقلان، تنيس، دمشق، رقه، عکبرا و ديگر شهرها و مناطق سفر کرد. در سال 406ق نيز همراه با رئيس جولکي و قاضي شالنجي به نمايندگي امير فلک المعالي منوچهر بن قابوس بن وشمگير، به سوي بارگاه سلطان محمود بن سبکتکين غزنوي روانه شد.

نخستين کسي که سهمي غير از پدرش از وي حديث شنيد، محمد بن احمد بن اسماعيل صرام يا صرامي است که در سال 354ق، در مسجد جامع جرجان به نگارش احاديث او پرداخت. وي همچنين در جرجان از ابوزرعه محمد بن يوسف بن محمد بن محمد بن جنيد کشي جرجاني، ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن سهل جرجاني، امام ابواحمد عبدالله بن عدي بن محمد بن مبارک جرجاني، ابوالحسين احمد بن يحيي بکرآبادي، امام ابوبکر احمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن عباس اسماعيلي جرجاني صاحب کتاب الجامع الصحيح المسخرج و ابوزرعه محمد بن ابراهيم بن عبدالله بن بندار يمني استرآبادي نيز حديث شنيد.

در بغداد، از ابومحمد عبدالله بن ابراهيم بن ايوب بن ماسي بغدادي، ابوحفص عمر بن محمد بن علي بن الزيات بغدادي، امام شيخ الاسلام ابوالحسن علي بن عمر بن احمد بن مهدي بغدادي دارقطني مؤلف السنن و العلل، ابوبکر محمد بن اسحاق بن ابراهيم صفار، ابوحکيم محمد بن ابراهيم بن سري، ابوالحسين محمد بن مظفر بغدادي و ابوبکر بن شاذان بزاز بغدادي حديث شنيد.

در مصر، از ابوحفص عمر بن محمد بن عراک زاهد، ميمون بن حمزة العلوي مصري، ابواحمد محمد بن محد بن عبدالرحيم قيسراني و ابوالقاسم عبيدالله بن محمد بن خلف بزاز مصري حديث شنيد.

در دمشق از عبدالوهاب بن حسن کلابي دمشقي و ابومسعود ابراهيم بن محمد بن عبيد دمشقي، در بصره از ابومحمد حسن بن علي بن عمر بصري مشهور به ابن غلام زهري، ابومحمد عبدالله بن محمد بن بکر و محمد بن عدي، در اصفهان از ابوبکر محمد بن ابراهيم بن علي مقري اصفهاني. مؤلف المجم الکبير، در تنيس از ابوبکر بن جابر، در نيشابور از عبدالله بن محمد بن حسن بن شرقي، در اهواز از ابوالحسن محمد بن احمد بن اسحاق عدل و ابوبکر احمد بن عبدان شيرازي، در کوفه از قاسم بن حسن يا حسن بن قاسم و ابوالحسن محمد بن احمد بن حماد بن سفيان، در ري از ابوزرعه احمد بن حسين بن حکم رازي، در عکبرا از احمد بن حسين (حسن) بن عبدالعزيز، در عسقلان از ابوبکر محمد بن احمد بن يوسف جندري (خدري)، در رقه از يوسف بن احمد بن محمد تمار و نيز از ابوبکر محمد بن اسماعيل وراق، ابوبکر بن عبدالله شيرازي، وزير ابوالفضل جعفر بن وزير الکبير ابوالفتح الفضل بن حنزابه مؤلف المسند، احمد بن عدان، حسين بن عمر  ضراب و ابوعبدالله عبيدالله بن احمد بن فضل بن شهريار و بسياري ديگر  روايت کرد و حديث شنيد. همچنين سهمي را از شاگردان ابوالحسين احمد بن فارس بن زکريا بن محمد بن حبيب رازي، صاحب کتاب اوجز السير لخير البشر نيز نام برده‎اند.

در دانش رجال، جرح و تعديل، صحح و علل و شناخت متون و اسناد تخصص داشت و از توسعه دهندگان دانش و روايت بود. ابن‌سبکي در طبقات‌الشافعيه، ابن ماکولا در الاکمال، سمعاني در الانساب و ابن حجر عسقلاني در الاصابه في تمييز الصحابه، از دانش و روايت سهمي سود جسته‎اند. ابن‌العديم در بغيه الطلب، از روايات سهمي حدود چهل بار استفاده کرده است.

منابع، او را صاحب تصانيف بسيار دانسته‌اند. آثار او که در منابع موجود نقل شده، عبارتند از:

تاريخ استرآباد: در تکميل کتاب ابوسعد عبدالرحمن بن عبدالله بن ادريس بن حسن بن منويه اسدي ادريسي استرآبادي.

اربعين في فضائل بني العباس يا «اربعين في فضائل العباس» در فضايل حضرت عباس بن عبدالمطلب، عموي پيامبر(ص).

تاريخ جرجان او کتاب معرفه علماء اهل جرجان.

سؤالاته للدارالقطني في جرح و التعديل: که خطيب بغدادي در تاريخ بغداد از قول علي بن محمد بن نصر دينوري بسيار از آن روايت کرده است.

معجم شيوخ جرجان.

مجموعه پرسش‌هاي سهمي از دانشمندان و محدثان که در تذکره‌ها از آن با نام «سأله حمزه عن احوال الرجال» ياد شده و از جمله عالماني که سهمي از آن‌ها سوال پرسيده است، ابومحمد حسن بن علي بن حسين رازي است. اين مجموعه پرسش‌ها، با نام «سأله حمزه السهمي عن الرجال و الجرح و التعديل» نيز ذکر شده و از جمله دانشمندان مورد پرسش، ابوزرعه احمد بن حسين رازي است. اين اثر را با نام «سأله حمزه السهمي عن احوال الرواه» نيز نوشته‌اند و اليماني، در مقدمه تصحيح تاريخ جرجان مي‌گويد که مشخص نيست که سهمي اين مجموعه پرسش‌ها را به صورت‌هاي جداگانه يا در قالب يک مجموعه واحد نگاشته است.

کتاب آداب الدين: که تنها محمد بن جعفر بن ارديس حسني کتاني در الرساله المستطرفه به آن اشاره کرده است.

• شاگردان

ابوبکر احمد بن حسين بيهقي، ابوالقاسم عبدالکريم بن هوازن القشيري، ابوصالح احمد بن عبدالملک بن علي بن احمد بن عبدالصمد بن بکر مؤذن نيشابوري، ابوالحسن المفيد علي بن محمد بن عبدالله بن حسن بن زکريا زيجي جرجاني، ابوالقاسم اسماعيل بن مسعده الاسماعيلي، ابوالقاسم ابراهيم بن عثمان خلالي (حلالي) جرجاني، ابوبکر احمد بن علي بن عبدالله بن عمر بن خلف شيرازي، اديب ابوعامر فضل بن اسماعيل جرجاني، حافظ ابوالحسن علي بن ابوبکر، علي بن محمد بن نصر لبان دينوري از استادان خطيب بغدادي، برادرزاده‌اش ابومحمد عبدالله بن ثابت بن يوسف سهمي، حافظ ابوالحسن علي بن يوسف بن احمد بن يوسف بن هرمز، ابوهاشم محمد بن حسين خفاني جرجاني و ديگران، از او حديث روايت کرده‌اند.

 

 

…

منابع:

• ابن‌اثير، عزالدين. (1385). تاريخ کامل (جلد 13، چاپ اول). (ترجمه حميدرضا آژير). تهران: اساطير.

• ابن‌الجوزي، ابي الفرج عبدالرحمن بن‌علي بن‌محمد. (1412ق). المنتظم في تاريخ الملوک و الامم (جلد 15، چاپ اول). (تحقيق محمد و مصطفي عبدالقادر عطا). بيروت: دارالکتب العلميه.

• ابن‌العديم، کمال‌الدين عمر بن احمد بن ابي جراده. [بي‌تا]. بغيه الطلب في تاريخ حلب (جلد 12). (تحقيق سهيل زکار). بيروت: دارالفکر.

• ابن‌عساکر، ابي‌القاسم علي‌بن الحسن ابن‌هبه‌الله بن عبدالله شافعي. (1415ق). تاريخ مدينه دمشق (جلد 15). (تحقيق محب‌الدين ابي‌سعيدعمربن غرامه‌العمروي). بيروت: دار الفکر.

• ابن‌العماد العکري، شهاب‌الدين ابي الفلاح عبدالحي بن‏احمدبن‏محمد. [بي‌تا]. شذرات الذهب في اخبار من ذهب (جلد 5). (تحقيق عبدالقادر و محمود الارناووط). دمشق و بيروت: دار ابن‌کثير. 

• ابن‌منظور، محمدبن مکرم. (1405ق). مختصر تاريخ دمشق لابن عساکر (جلد 4، چاپ اول). (تحقيق: احمد راتب حموش و محمد نساجي العمر). دمشق: دارالفکر.

• ابن‌نقطه، ابوبکر محمد بن عبدالغني. (1403ق). التقييد لمعرفه الرواه و السنن و المسانيد (جلد اول، چاپ اول). حيدرآباد دکن: دايره‌المعارف العثمانيه.

• بردي الاتابکي، جمال‌الدين ابي المحاسن يوسف بن تغري. (1413ق). النجوم الزاهره (جلد 4، چاپ اول). (تعليق محمدحسين شمس‌الدين). بيروت: دارالکتب العلميه.

• بروکلمان، کارل. [بي‌تا]. تاريخ الادب العربي (جلد 6، چاپ 5). (ترجمه‌ عبدالحليم النجار). قاهره: دارالمعارف بمصر.

• البغدادي، اسماعيل پاشا. (1951). هديه العارفين اسماء المؤلفين و آثار المصنفين (جلد اول). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• التميمي السمعاني، ابي سعد عبدالکريم بن محمد بن منصور. (1396ق). الانساب (جلد 7، چاپ اول). قاهره: مکتبه ابن تميمه.

• حاجي خليفه، مصطفي بن عبدالله. [بي‌تا]. کشف الظنون عن اسامي الکتب و الفنون (جلد اول). (تصحيح محمد شرف‌الدين يالتاقيا). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• الحسني الکتاني، محمد بن جعفر بن ارديس. (1414ق). الرساله المستطرفه لبيان مشهور کتب السنه المشرفه (چاپ 5). (تحقيق محمد المنتصر بن محمد الزمزمي بن محمد جعفر الکتاني). بيروت: دار البشائر الاسلاميه.

• الحموي الرومي البغدادي، شهاب‏الدين ابي عبدالله ياقوت بن عبدالله. (1399ق). معجم البلدان (جلد 2). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• الذهبي، ابوعبدالله شمس‌الدين محمد بن احمد. (1413ق). الاعلام بوفيات الاعلام (جلد اول، چاپ اول). (تحقيق ربيع ابوبکر عبدالباقي و مصطفي بن علي عوض). بيروت: مؤسسه الکتب الثقافيه.

• الذهبي، ابوعبدالله شمس‏الدين محمد بن احمد. (1377ق). تذکره الحفاظ (جلد 3، چاپ 3). حيدرآباد دکن: دايره‌المعارف العثمانيه.

• الذهبي، ابوعبدالله شمس‏الدين محمد بن احمد. (1419ق). المعين في طبقات المحدثين (چاپ اول). بيروت: دارالکتب العلميه.

• الذهبي، ابي عبدالله شمس‏الدين محمد بن احمد. (2004). سير اعلام النبلاء (جلد 2، چاپ اول). (تحقيق عبدالمنان حسان). رياض: بيت‌ الافکار الدوليه.

• الذهبي، ابي‌عبدالله شمس‌الدين محمد بن احمد. (1414ق). تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام (جلد 29، چاپ اول). بيروت: دارالکتاب العربي.

• الذهبي، ابي عبدالله شمس‏الدين محمد بن احمد. (1405ق). العبر في خبر من غبر (جلد 2، چاپ اول). (تحقيق ابوهاجر محمد السعيد بن بسيوني زغلول). بيروت: دارالکتب العلميه.

• رابينو، ياسنت لويي. (1342). تاريخ مازندران. (ترجمه‌ باقر اميرخاني). نشريه دانشکده ادبيات و علوم انساني تبريز، 15(66)، 312-295.

• روزنتال، فرانز. (1985). علم التاريخ عندالمسلمين. (ترجمه صالح احمدالعلي). بغداد: نشر مکتبه‌المتني. با مشارک مؤسسه فرانکلين.

• السهمي، ابي‏القاسم حمزه بن يوسف بن ابراهيم. (1369ق). تاريخ جرجان او کتاب معرفه علماء اهل جرجان (چاپ اول). (تصحيح عبدالرحمن اليماني). حيدرآباد دکن: مطبعه مجلس دايره المعارف العثمانيه.

• السيوطي، شيخ جلال الدين عبدالرحمن بن ابي‌بکر. (1402ق). طبقات الحفاظ (چاپ اول). بيروت: دارالکتب العلميه.

• صالحي. نصرالله. (1380). کتاب‌شناسي توصيفي تاريخ‎هاي محلي (منابع و متون)، کتاب ماه تاريخ و جغرافيا. 45 و 44، 47-12.

• الصريفيني، ابواسحاق ابراهيم بن‏محمدبن‏الازهر. (1403ق). الحلقه الاولي من تاريخ نيسابور المنتخب من السياق. (اِعداد محمدکاظم المحمودي). قم: جامعه المدرسين في الحوزه العلميه.

• الصفدي، صلاح‌الدين خليل بن ايبک. (1420ق). الوافي بالوفيات (جلد 13، چاپ اول). (تحقيق احمد الارناووط و ترکي مصطفي). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• عطاران، فاطمه. (1378). تاريخ جرجان و خاندان مهلب. کتاب ماه تاريخ و جغرافيا، 27، 21-18.

• مدرس تبريزي، محمدعلي. (1369). ريحانه الادب في تراجم المعروفين بالکنيه و اللقب يا کني و القاب (جلد اول، چاپ 3). تهران: کتابفروشي خيام.

• ناجي، هلال. (1352ق). اوجز السير لخير البشر. مجله المورد، 8، 154-143.

 

 

 

 

 

 

 

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه