خرید و دانلود مقاله

سرخنکلاته


سرخنکلاته / شهر        Sorkhankalateh City

 

مرکز بخش بهاران شهرستان گرگان، واقع در 14کيلومتري شرق مرکز استان.

سرخنکلاته در عرض جغرافيايي 52 دقيقه و 36درجه شرقي و طول جغرافيايي 30 دقيقه و54  درجه شمالي واقع شده است که از سمت غرب به شهر گرگان، از شرق به شهر عليآبادکتول، از جنوب به جنگل و دامنههاي شمالي رشته کوه البرز و از شمال و شمالغرب به شهرستان آققلعه محدود ميگردد. اين شهر به نامهاي سرخن کلاته، سرخانکلاته، سرخونکلاته و سرخنکلا گفته و نوشته ميشود. نام اين شهر با توجه به لغتنامهي دهخدا، برگرفته از کلمهي سرخانکلا به ضم (س ر ک) به لهجه فارسي مازندراني گرفته شده است. سرخنکلاته تا سال 1380 روستا بوده و پس از تصويب هيأت وزيران، به شهر تبديل و شهرداري در آن راهاندازي شد. اين شهر شامل دهستان استرآباد شمالي و قرق است که هم اکنون 35 روستا را تحت نفوذ خود دارد.

• پيشينه تاريخي

بخش سرخنکلاته بين ارتفاع 100 متري و کوهستان واقع شده و مرکب از تپهها و ارتفاعات مختلف است. اين بخش که از آبرفت و رودها تشکيل شده، زمينهاي حاصلخيزي را به وجود آورده، وجود راه و شرايط مناسب آب و هوايي، استقرار آبادي را در اين بخش ايجاد نموده است. از نظر توپوگرافي، اين منطقه بدون پستي و بلندي و داراي شيب ملايم و مسطح است. پيشينه سرخنکلاته به قبل از ورود مقصودلوها برميگردد. قبل از ورود آنها به ايالت استرآباد، روستاي سرخنکلاته وجود داشته و در زمرهي بلوک استرآباد رستاق به شمار ميرفت. همچنين چندين خانوار در محلهي تازيکي زندگي ميکردند که عمدتاً اهالي تاجيک بودند. «عدهي زيادي از اهالي دهات، در گذشته از بربريهاي هزاره بودند که از مهاجرين بسيار قديم به شمار ميرفتهاند.» قبل از ورود طايفه مقصودلو، به سبب طاعون شديد سالهاي قبل در منطقه استرآباد که تلفات زيادي به همراه داشت، در اين ناحيه نيز افراد بسياري به کام مرگ کشيده شدند و آنجا را «قبرستان محله» ناميدند.

با استناد به 3 منبع تاريخي، اين روستا تا عهد صفويان مسکوني بوده است. اين سه منبع عبارتند از:

1. در يکي از اسناد تاريخي منطقه استرآباد، يعني در وقفنامهاي که حدود 5/9 متر درازا دارد و متعلق به يکي از ملاکان و فئودالهاي بزرگ و پرنفوذ ايالت استرآباد بود، به سرخنکلاته اشاره شده است.

2. سنگمزارهايي که در گورستان تاريخي اين شهر واقع در امامزادهاي که مردم، آنها را محل دفن امام اسماعيل ميدانند. اين گورستان در حدود يک کيلومتري شمال سرخنکلاته واقع شده است.

3. اسناد تاريخي متعلق به طايفه شامبياتي قاجار ترک و نيز قياخلو و قوانلو که قبل از ورود مقصودلوها در سرخنکلاته ميزيستند. قديميترين اين اسناد متعلق به سال 1147ق (در سال آخر حکومت صفويان) و سال 1152ق، متعلق به زمينها و قناتهاي واقع در سرخنکلاته است. البته شامبياتيها قبل از اين تاريخ، به استرآباد کوچانده شده بودند و از همان زمان، همگي و شايد هم بخشي از آنها در سرخنکلاته مستقر بودند.

مرزهاي شمالي در ايالت استرآباد و خراسان، از گذشتههاي دور هميشه در معرض حملات غارتگرانه و خونريز بيابانگردان آسياي ميانه قرار داشت. با اين وجود، چون نيروهاي بومي قدرت مقاومت در برابر اين تهاجمات را نداشتند، سلاطين نيز هر از چند گاهي، قشوني را به اين مناطق اعزام ميکردند و گاه تعدادي از آنها همچون شاهعباس و نادرشاه مجبور ميشدند خود در رأس اين قشونها قرار گرفته و به استرآباد بيايند، اما باز هم اين اقدامات تأثيري نداشت. بنابراين سلاطين تصميم گرفتند طوايف مسلح و متهور چندي را از جمله کردها، ترکان قاجار، مقصودلو و ساير ترکان قزلباش را بر سرحدات يا نقاط استراتژيک دو ايالت خراسان و استرآباد کوچ داده و مسکون نمايند. آنها را  در سراسر مناطق مختلف دو ايالت ياد شده طوري مستقر کردند که بتوانند در برابر مهاجمين و بيابانگردان آسياي ميانه، به ويژه تراکمه پايداري کنند. شجاعتها و مقاومتهاي اين طوايف، شاهعباس صفوي را بر آن داشت که آنها را به 3  ناحيه در معرض تهاجمات کوچ دهد و مستقرشان کند. گروه اول از قاجارها را به استرآباد کوچ داد و در قلعه مبارکآباد (آققلعه کنوني) در برابر مسير اصلي تهاجمات  ترکمانان مستقر کرد. گروه دوم را به مروشاهجان اعزام کرد تا در مقابل ازبکان و نيز تراکمه ايستادگي نمايند و دسته سوم را در قره باغ و در برابر لزگيان و گرميان نگه داشت تا راه تجاوز را بر آنها سد کنند، يعني همان جايي که مقصودلو را هم از آنجا به استرآباد کوچاندند تا به سهم خود، حراست و حفاظت تعدادي از روستاهاي منطقه سرخونکلاي آن دوران را بر عهده بگيرند.

در اين مورد، در حکم محمدشاه براي ميرزا محمدخان مقصودلو (پسراميرعلي بيک) سرکردهي ايل مقصودلو، به سال 1251ق، به صراحت از جايگاه اصلي اين ايل، يعني قراباغ اشاره شده است. در يکي از متون متأخر آمده است: «شاهعباس بخشي از ايل قاجار را در مبارکآباد (آققلعه کنوني) اسکان داد، ولي چون قدرت گرفتن تدريجي آنها مشکلزا گرديده و نيز هجومهاي مکرر ازبکان هم افزايش يافته بود، بنابراين دستور داد تا دو قبيله بزرگ را از قراداغ به محل سرخونکلاته کوچ داده و مستقر نمايند. همچنين رابينو در سفرنامه خود مينويسد: «در ناحيهي غربي (شرقي صحيح است) استرآباد، قسمت عمدهي اهالي تاجيک هستند. به علاوه عدهاي از اين ايل قاجار و مقصودلو که اصلاً از قرهباغ آمدهاند، در زنگيمحله و محمدآباد نزديک شهر زندگي ميکنند.» مجموعه تيرههاي ترک قاجاري اشاقهباش و يوخاريباش و نيز ايل ترک مقصودلو از جمله اين کوچ داده شدهها بودند که اين بار بايد در استرآباد، در مقابل حملات غارتگرانه ترکمانان مقاومت ميکردند. قبل از ورود ايل مقصودلو به سرخنکلاته، تعدادي تيرههاي قاجار مانند قياخلو (قياقلو)، قوانلو، به ويژه شامبياتيها و چند تيره کوچک ديگر، حضوري پررنگ در اين روستا و دهات اطراف آن داشتهاند، به طوري که در اسناد ارائه شده مشخص ميشود سهام ده، قناتها، زمينهاي کشاورزي و... در تملک اين تيرههاي قاجاري به ويژه شامبياتيها بود که بعدها با واگذاري و نيز خريد توسط ميرزامحمدخان مقصودلو و نيز پسرش عبدالصمدخان، بيشتر موارد ياد شده به تملک اين پدر و پسر و بازماندگان آنها قرار گرفت. اتفاقاً به همين دليل هم با کوچ دادن مقصودلوها به استرآباد، پس از اندکي، آنها را به سرخنکلاته، يعني روستايي آوردند که همنژادان ترک آنها، يعني تيرههاي ترک قاجار حضور داشتند. همنژادي، آداب و منش زندگي، به ويژه زبان مشترک، زندگي در اين ناحيه را براي مهاجرين تازه وارد راحتتر کرد. البته به سبب مقابله با تهاجمات غارتگرانه تراکمه، کوچ ايلات و طوايف مختلف قاجاريهاي ترک از عهد صفويه به سوي استرآباد آغاز شد و تا حدود اواسط عهد قاجار همچنان ادامه داشت. کوچ ايل مقصودلوي قاجار هم در واقع در ادامه همين مهاجرتها در زمان کر و فرهاي اوليه آقامحمدخان قاجار و به سال 1197ق، تحت رهبري اميرعلي بيک براي نبرد با تراکمه اتفاق افتاده بود.

در زمان آقامحمدخان قاجار، دورهاي که هنوز رسماً تاجگذاري نکرده، ولي قلمرو بسياري را گرفته بود، اميرعلي بيک با عدهاي از بستگان و افراد طايفه خود براي امنيت استرآباد از منطقه قرهداغ (ارسباران) واقع در آذربايجان به اين منطقه آمدند، اما با آمدن ايل مقصودلو به ايالت استرآباد، بلافاصله در سرخنکلاته مستقر شدند. بنابراين به نوشته رابينو، آنها نخست به طور موقت در زنگيمحله و محمدآباد (در شمال شهر استرآباد) اسکان داده شدند، اما چندي بعد به قبرستان محله، در حوالي سرخنکلاته (احتمالاً در مزرعه يا قريه ترک بلوک و در حاشيه جنوبي سرخنکلاته) آمدند. پس از اسکان تازهواردان، به «بش محله» و «پنج محله» تغيير نام يافت، زيرا آنها از 5 گروه مقصودلو، تاجيک، جلايري، قجرها و به قولي، جرجانيها تشکيل شده بودند. هر کدام از اين طايفهها، محلي را به خود اختصاص دادند که مجموع آنها به زبان ترکي «بش محله» ناميده شد. نام سرخنکلاته بعدا، جانشين بشمحله شد.

سرخنکلاته پس از حضور طايفه مقصودلو در آنجا، در تحولات سياسي و اجتماعي نقش مؤثري داشت. از جمله شخصيتهاي تاريخي اين منطقه، ميرزا محمدخان مقصودلو  بود. او سرکرده و کلانتر طايفهي مقصودلوها بوده است. فرزند عبدالصمدخان مقصودلو از جمله شخصيتهاي بزرگي بود که پس از شهادت پدر، به فرمان محمدشاه قاجار در سال 1250ق، به سرکردگي و انتصاب طايفهي مقصودلو درآمد و پس از مدتي، منصب غلام پپشخدمتي به او اعطا شد. پس از او، فرزند ارشدش، حاجي رحيمخان مقصودلو، که به شجاعت و رشادت معروف بود، دخيل امورات گرديد.

در سالهاي 1276 و 1277ق (سيزدهمين سال حکومت 50ساله ناصرالدين شاه قاجار)، در متنهاي تاريخي دربارهي بلوک «استرآباد رستاق» ايالت استرآباد که سرخنکلاته هم جزو آن بود، چنين آمده است: «... سرخنکلاته 285 باب خانه و 165 نفر نفوس دارد. مرد زندار 285، مرد بيزن 186، زن شوهردار 403، زن بيشوهر 95، پسر صغير321 و دختر صغير 283نفر در اين روستا هستند.» در «کتابچه نفوس استرآباد» در سال 1296ق، جمعيت سرخنکلاته 949نفر ثبت شده و دربارهي روستا چنين آمده است: «سرخنکلاته جزو بلوک استرآباد رستاق و آب شرب به قدر 2سنگ از رودبار جوزولي است. خالصه ديوان اعلي و تيول عبدالصمد خان و 34 رشته قنات آباد رعيتي دارد. قريه معمورهايست. مالکين آنجا از قرار تفصيل زير هستند: حاجي کمال، حسن آقاي قاجار، آقا محمدعلي قاجار، حاجي محمدرضا، حاجي علي کاوا و چند نفر ديگر اهل قريه و آنچه که خالصه است ملک موروثي شاه شهيد (آقامحمدخان) بوده.»

وضعيت اقتصادي

براساس آمار سال 1385، بخش خدمات جهاد کشاورزي شهر گرگان، سرخنکلاته داراي 2518هکتار زمين زراعي آبي است که 40 هکتار از اين زمينها، تحت آبياري تحت فشار و20 هکتار تحت آبياري زهکشي قرار دارد. آب مصرفي آنها از 52 حلقه چاه عميق، 16 قنات و 72 حلقه چاه بتني و نيمهعميق تأمين ميشود. محصولات کشاورزي اين شهر شامل پنبه، گندم، جو، سيب زميني، باقلا،  برنج، سويا و صيفيجات است. مردم اين شهر به کار پرورش دام نيز اشتغال دارند، به طوري که در اين حوزه، 55 رأس گاوداري وجود دارد. 50 هکتار مساحت به شهرک صنعتي اختصاص داده شده است. علاوه بر اين، دو واحد کارخانه شاليکوبي در حاشيه شهر فعاليت دارند.

معروفترين تپههاي باستاني سرخنکلاته عبارتند از: تپه قاسم ريش (جنوب شرقي که بر اثر شخمزن در حال از بين رفتن است)، خرگوش تپه (شمال شرق)، تپه ميرقرباني (جنوب غرب) و تپههاي تازيک يا تاجيک (شمال غرب) که در ضلع غربي امامزاده به فاصله 200 متري واقعاند، تپه پايين جلين (جنوب غرب) و تپه مقصوتي واقع در درون شهر، در ضلع شمال شرقي. همچنين در حاشيه حدود يک کيلومتري شمال اين شهر، بقعهاي به نام امامزاده اسماعيل وجود دارد که هم اکنون در ضلع غربي آن، به فاصله اندکي، دو تپه باستاني هم به چشم ميخورد. در گذشته، حتي تا دهه 30 شمسي، در اطراف اين بقعه، گورستان تاريخي باعظمتي وجود داشت که سنگمزارهاي باشکوه مجللي بر روي قبور آن ديده ميشد. وجود اين گورستان با چنين سنگمزارهايي، ارتباط مستقيم با نفوذ و جايگاه اجتماعي خانها، سرکردگان ايلات بومي و مهاجر و سران نظامي طويف و ايلات، از جمله قاجارهاي ترک شامبياتي و مقصودلو داشته است، چنانکه اميرعلي بيک سرکرده طايفه مقصودلو و نيز نوه 23 سالهاش عباسخان (پسر عبدالصمدخان) که هر دو در ستيز با ترکمانان به قتل رسيده بودند، در همين گورستان به خاک سپرده شدند.

بنابر يادداشتهاي آقاعليخان در کتابچهاش، اين شهر در گذشته دو بار دچار آتش سوزي بزرگ شد؛ يک بار در روز 5 شنبه 14 ماه رمضان 1303ش (سي و نهمين سال حکومت ناصرالدين شاه) و بار ديگر در روز 29 جمادي الآخر سال 1335ش که بسياري از خانهها و دکانهاي تختهاي، زگمهاي، زگالي و گاليپوش در آتش سوختند. اين بلا بيشتر نصيب دو محله مقصوتي و تازيکي شده بود. 3سال پس از اين واقعه، يک سيل ويرانگر نيز بخشي از سرخنکلاته را ويران کرد، به طوري که تعدادي از اهالي تا مدتها در زير چادرها اسکان داشتند.

• وضعيت اجتماعي 

زبان اوليه مردم سرخنکلاته، ترکي بود که هنوز هم افرادي که سن و سال بالايي دارند، به راحتي ميتوانند واژههاي ترکي را به کار گيرند، اما با گذر زمان و جابهجاييهاي جديد، ورود مهاجران نورسيده و نيز ارتباط با مردم شهر استرآباد و روستاهاي اطراف، گويش (يا لهجه) آنها به تدريج دچار تغيير و سرانجام هم به فراموشي سپرده شد. مردم سرخنکلاته، مسلمان و داراي مذهب شيعه هستند. عمدهترين محلات سرخنکلاته تا چند دهه پيش عبارت بود از: خروسمحله (فردوس محله)، تازيکي، گلباغ، شهرک، مقصوتي (مقصودلو) بالامحله، نوجر(غازمحله) و مارزلو (مارزي). همچنين از تازيکي به نامهاي قريه، محله و ملک تازيکه ياد شده است. چند خاندان بزرگ و کوچک (از نظر تعداد نفرات) در اين شهر زندگي ميکنند که عبارتند از:  مقصودلو، تاجيک، قرهداغي (مقصودلوهاي سابق) تازيک، جرجاني، مارزلو، نظري، کاظمي، مهاجر، محمدزماني، حجازينژاد، تجري، حسننژاد (که تعدادي از آنها از سوي مادري، ريشه در قجرها يا قاجارها دارند)، نوري، ناصري عليزاده، برمي (مهاجران روستاي برم دامغان) و دو خانواده پرناک که بازماندهي ترکان پرناک عهد صفويه هستند. برخي از خانوادههاي ياد شده، تعدادشان از3 تا حداکثر10 نفر بوده و بيشتر از مهاجرين چند دهه اخير به شمار ميآيند. خانوادههاي اصيل و بومي از 8  يا 9  فقره بيشتر نخواهند شد. همچنين مقصودلوها خود داراي پسوندهاي متعددي هستند، از جمله مقصودلوراد، مقصودلومحلي، مقصودلوکمالي، مقصودلودويني، مقصودلونژاد و... . تاجيکها نيز داراي پسوندهاي تاجيک غريبي، تاجيک قنبري، تاجيکنژاد، تاجيک بيارجمندي، تاجيک جلايري و... هستند. خاندان مهاجر هم که از مهاجرتکنندگان منطقه کوهستاني جنوبي، يعني شاهکوه و شاهرود هستند، به طور عمده عبارتند از: مهاجر اورسجي، مهاجر ميقاني و مهاجرمجني. مارزلوها هم ترک و به احتمال زياد از قزلباشهاي عهد صفوي هستند که قدمتي به اندازهي شامبياتي دارند. اين گروه به احتمال زياد از قسمت قزلباشنشين شرق ايالت استرآباد، يعني منطقه مينودشت (حاجيلر آن دوران) و راميان به سرخنکلاته آمدند و شايد هم مقارن با شامبياتيها در اين جا مستقر شده بودند.

اولين ساختمان پست و تلگراف سرخنکلاته، در سال 1346ش آماده بهرهبرداري شد. در سال 1369، دانشسراي تربيت معلم افتتاح گرديد. اين شهر داراي 6500 مترمربع فضاي سبز است. احداث دانشگاه جامع گلستان در زميني به مساحت 75 هکتار واقع در شمالشرقي سرخنکلاته (درحال ساخت) و اختصاص 50 هکتار زمين براي ساخت شهرک صنعتي، از ديگر امکانات اين شهر است.

تعدادي از اهالي سرخنکلاته در جنبش مشروطيت ايالت استرآباد نقش مهمي داشتند كه از جمله ميتوان شيخ محمدحسين مقصودلو استرآبادي را نام برد. او از مشاهير اواخر دورهي قاجار و يکي از آزاديخواهان نهضت مشروطيت در استرآباد بود. مردم استرآباد بارها از جمله در دورهي سوم و چهارم، او را به نمايندگي برگزيدند. محمدحسين مقصودلو استرآبادي را بايد از سردمداران نهضت نوگرايي در ايجاد مدارس جديد در ناحيه استرآباد به شمار آورد. همچنين او در بين سالهاي 1327-1326، براي مدتي به عنوان رئيس انجمن شهر استرآباد انتخاب شد. مردم سرخنکلاته در انقلاب سال 1357حضور داشتند. در جنگ ايران و عراق، سرخنکلاته 44شهيد داشته است.

 

 

منابع:

• برزگر، يحيي. (1376). بررسي تاريخچه‏ي سرخنکلاته. پاياننامه کارشناسي چاپ نشده. مؤسسه آموزش عالي ضمن خدمت فرهنگيان آيتالله خامنهاي.

• پاپلي يزدي، محمدحسين. (1367). فرهنگ آباديها و مکانهاي مذهبي کشور. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي

• دهخدا، علياكبر. [بيتا]. لغتنامه دهخدا (ذيل واژه سرخنكلا). تهران: اميرکبير.

• رابينو، ياسنت لويي. (1366). سفرنامه مازندران و استرآباد. (ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني). تهران: بنگاه ترجمه و نشرکتاب.

• ستوده، منوچهر. [بيتا]. از آستارا تا استارباد (جلد6). تهران: انجمن آثار ملي.

• سرشماري نفوس و مسکن 1335تا1390. سازمان آمار، مديريت و برنامهريزي استان گلستان.

• طرح جامع شهرستان گرگان (جلد 3). سازمان بنياد مسکن انقلاب اسلامي.

• قورخانچي، محمدعلي. (1360). نخبهسيفيه (چاپ اول). (به کوشش منصوره اتحاديه و سيروس سعدونديان). تهران: تاريخ ايران.

• معطوفي، اسدالله. (1389). تاريخ و پيشينه اجتماعي سرخنکلاته. زيارت و شاهکوه. گرگان: مختومقلي فراغي.

• معطوفي، اسدالله. (1387). گرگان و استرآباد. سنگ مزارها و کتيبههاي تاريخي. تهران: حروفيه.

• معطوفي، اسدالله. (1384). استرآباد و گرگان در بستر تاريخ ايران (چاپ 2). گرگان: کتابفروشي جلالي.

• مقصودلو، حسينقلي (وکيلالدوله). (1363). مخابرات استرآباد (جلد اول). (به کوشش ايرج افشار و محمدرسول درياگشت). تهران: تاريخ ايران.

• وزرات جهاد کشاورزي. مؤسسه خاکشناسي و حاصلخيزي خاک. (1349). گزارش خاکشناسي اجمالي منطقه جنوبي گرگانرود. مؤلف.

• هدايت، رضاقلي‏خان. (1338). روضه الصفا. (به كوشش محمدجواد مشکور). تهران: پيروز.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه