روباه ترکمنی
روباه ترکمنی Corsac Fox
گونهای روباه کمياب در شمال استان.
جانوری کوچک جثه که هم اکنون در مناطق محدودی از جهان، از جمله در شمال استان گلستان، زندگي ميکند. اين روباه زيرگونه اي از روباه سر دُم سياه يا کُرساک1، از خانوادهي سگسانان و جنس روباههاست. روباه ترکمنی جثهاي كوچكتر از روباه معمولي، دمي به مراتب كوتاهتر، ولي پاهايي بزرگتر دارد. همچنين گوشهايي بزرگتر، با قاعدهي پهن و كم و بيش نوك تيز به طول 5/3-5/2 سانتيمتر دارد. پشت گوشهايش نيز فاقد رنگ اخرايي و به رنگ دارچيني روشن است. طول سر و بدن اين جانور 60-50 سانتيمتر، طول دم 35-25 سانتيمتر و وزنش 5-5/2 کيلوگرم (با ميانگين 7/2 كيلوگرم) است. اين در حالي است که ميسون در تنها نمونهاي از روباه ترکمني که در منطقهي گميشان يافته است، طول بدن را 58 سانتيمتر، طول دم را 18 و طول گوش را 4/1 سانتيمتر گزارش کرده است.
مو فرش روباه کرساک در سراسر بدنش پر پشت و نرم و اغلب به رنگ خاکستري يا خاکستري متمايل به قرمز همراه با ته رنگ نقرهاي بر روي قسمتهاي بالايي بدن است. چانهي جانور به رنگ سفيد و بخشهاي زيرين بدن، سفيد با ته رنگ زرد است. موهاي جانور در پاييز و زمستان بلند و انبوه و جز در ناحيهي نوك گوشها، به رنگ خاكستري متمايل به سفيد تغيير مييابد. در بهار و تابستان نيز موهايي كوتاهتر و كمپشتتر داشته، به رنگ خاكي تا قرمز- قهوهاي به نظر ميرسد. وجه تسميه اين روباه به عنوان روباه سردم سياه نيز به سبب رنگ قهوهاي مايل به سياه در انتهاي دم آن است.
روباه کرساک از منظر جغرافياي جانوري، بومي منطقهي پالئارکتيک و زيستمند مناطق استپي و نيمه بياباني است. اين روباه ساکن زيستگاههاي باز استپي، استپي- جنگلي، بياباني، نيمهبياباني و مناطقي با پوشش درختي تنک است و به عنوان گونهاي بومي در افغانستان، چين، هندوستان، ايران، قزاقستان، قرقيزستان، مغولستان، روسيه، ترکمنستان و ازبکستان پراکندگي دارد.
گسترهي کنوني حضور روباه کُرساک در جهان از هم گسيخته است. بخشي از اين گستره مشتمل بر جمهوريهاي آسياي ميانه شامل ترکمنستان، ازبکستان، تاجيکستان، قزاقستان و مناطق استپي و استپي - جنگل روسيه شامل منطقه جنوب سيبري غربي است. اين گونه در مناطقي بين رودخانههاي ولگا و اورال، در تركمنستان، قزاقستان، مغولستان و شمال چين گونهاي معمول يا فراوان و در تاجيکستان و ازبکستان گونهاي کمياب است. وضعيت جمعيت اين گونه، در افغانستان و ايران شناخته شده نيست.
در ايران، اين گونه در واقع بخشي از فون جانوري ترکستان به شمار ميرود که از ناحيه شمال شرقي به سرزمين ايران وارد و نفوذ آن در حاشيه مرز اين کشور متوقف شده است. روباه کُرساک در منطقه نيمهبياباني و تپه ماهورهاي دشت گرگان واقع در شمال استان يافت ميشود و به زندگي در حاشيه تالابها و منابع آبي اين منطقه وابسته است. اين روباه تاکنون تنها در شمال شرقي و شمال غربي گميشان، جنوب تالاب آلاگل و ناحيه جنوبي چات واقع در حدفاصل داشليبرون و مراوهتپه در استان گزارش شده است. با اين وجود، به نظر ميرسد بخش قابل ملاحظهاي از پهنهي دشتي و تپهماهوري نيمه شمالي استان در طول مرز ايران و کشور ترکمنستان، زيستگاه اين گونه باشد. اين روباه از مناطق مورد استفاده براي مقاصد کشاورزي، همچنين از جنگلها، بيشههاي انبوه دوري ميکند، به خوبي با آب و هواي گرم و خشک سازگار ميشود و در زمانهاي طولاني، ميتواند کمبود آب و غذا را تحمل كند.
روباه کُرساک گونهاي تکهمسر است. زمان جفتگيري آنها نيمه دي تا نيمه فروردين است. در اين مدت، نرها با يکديگر ميجنگند، اما پس از پايان فصل زادآوري، در يک گروه فاميلي باقي ميمانند. طول دوران بارداري اين جانور 60-49 روز است. در اين مدت، روباه ماده، كف لانه را با پوشانيدن برگ گياهان و مو، براي تولد تولهها آماده ميكند. هر چند گزارشهايي از زايش تعداد بيشتر از 11 توله در يک مرحله زايمان نيز وجود دارد، اما بهطور معمول، تعداد 6-2 تولهي (با ميانگين 5 توله) 80-50 گرمي (با ميانگين 50/62 گرم) به دنيا ميآورند. نوزادان هنگام تولد ناتوان بوده، چشمهايشان تا ده روز پس از تولد بسته است. تولهها تا 28 روز با شير تغذيه ميشوند، اما به تدريج غذاي برگردانده شده از معده نيز به رژيم غذايي آنها اضافه ميشود و براي نخستين بار از لانه خارج ميشوند. روباه کُرساک در يك سالگي بالغ ميشود و قادر به توليد مثل است. هر چند نقش روباه نر در تربيت و نگهداري فرزندان به طور كامل شناخته شده نيست، با اين وجود، به نظر ميرسد نرها نيز در تربيت فرزندان مشاركت دارند. روباههاي کُرساک در اسارت نيز به خوبي توليدمثل مي کنند. در باغ وحش مسکو در طول دهه 1960م، يک جفت روباه کُرساک 6 شکم زاييدند و در طول اين مدت با هم باقي ماندند.
روباه ترکمني در حالت اسارت، در تمام طول روز بسيار فعال است؛ اما در محيط طبيعي، گونهاي شبگرد بوده و در طول روز كمتر ديده ميشود. اين جانور زندگي ثابتي ندارد و محدودهي مشخصي را براي سكونت اختيار نميكند. روباههاي کُرساک از مناطقي که عمق برف در آنها بيش از 15 سانتيمتر باشد، اجتناب کرده، مناطقي را که عمق برف در آنها کمتر يا خيلي فشرده باشد، ترجيح ميدهند. به دليل آن که شكار براي آنها در طول مدتي كه زيستگاهشان از يخ و برف زياد پوشيده شده، دشوار ميشود، به مناطق جنوبي و گرمتر مهاجرت ميكنند. حضور روباههاي کُرساک، بستگي به پراکندگي طعمههايشان، مانند سنجابزميني و مارموت نيز دارد. اين جانوران غذا و پناهگاه مورد نياز را براي روباهها تأمين ميکنند. روباههاي کُرساک نقبهاي اين جانوران را تصرف کرده، ابعاد آنها را افزايش ميدهند و از آنها به عنوان لانه و پناهگاه استفاده ميکنند. لانهي جانوران ديگر مانند رودك و روباه قرمز نيز مورد توجه روباه کُرساک است، اما گاهي خودشان نيز لانههايي ساده و کم عمق حفر ميكنند.
اين روباهها زندگي انفرادي دارند، اما نسبت به روباههاي ديگر اجتماعيترند و گاهي به صورت گروهي در يك لانه زندگي ميكنند. اين روباهها در نقبهاي مجاور هم که شباهت به «شهر کُرساکها» دارد، زندگي ميکنند. در بسياري از مناطق نيز لانههاي آنها به لانههايي كه از گونههاي ديگر مانند رودكها تصاحب كردهاند، مرتبط است. در زمستان، آنها دستههاي کوچک شکار تشکيل ميدهند که ممکن است متشکل از جفتها و فرزندان جوان در حال رشدشان باشد. اين کار با هدف افزايش ميزان موفقيت در شكار صورت ميپذيرد.
روباه کُرساک جانوري گوشتخوار است و به نظر ميرسد جوندگان، غذاي اصلي در رژيم غذايياش باشند. آنها از پستانداران كوچك از جمله جوندگاني مانند همستر خاکستري، جربيل بزرگ، سنجابزميني و خارپشت، همچنين از برخي گوشتخواران کوچک تغذيه ميكنند. در فصل تابستان هم از تخم و جوجهي پرندگان، حشرات، خزندگان، قورباغه و گاهي گياهان و لاشهي حيوانات تغذيه ميکنند.
اين پستانداران، دندانهاي کوچکي دارند و جوندگان را با استفاده از روشي که مختص خودشان است، شکار ميکنند، به اين صورت که ابتدا به هوا ميپرند، سپس خود را بر روي طعمه مياندازند. گوشهاي پهن اين روباه، به تعيين محل حضور طعمه کمک ميکند.
اين حيوان بسيار چابك و بازيگوش، در گذشته به وسيلهي عقاب شكار ميشد و برخي افراد نيز آن را بهعنوان حيوان خانگي نگهداري ميكردند. روباه ترکمني هنگام روبه رو شدن با دشمن، براي فريبش ميكوشد و به قدري آن را به دنبال خود ميکشاند كه خستهاش کند. همچنين ميتواند در حالي که با بيشترين سرعت ميدود، مسير خود را 180 درجه تغيير داده، تعقيب کنندگانش را به هر سو بکشاند. روباه ترکمني و روباه خاکستري آمريکايي، تنها گونههايي از خانوادهي سگسانان هستند که علاوه بر برخورداري از زيرکي ساير گونههاي روباه، در هنگام خطر قادرند به سرعت از درخت بالا بروند. همچنين مانند ساير سگسانان، حواس بويايي، بينايي و شنوايي بسيار قوي و مهارت کافي براي شنا کردن دارند.
روباه ترکمني ضمن آن که زيرگونهاي منحصر به فرد و سرمايهي ژنتيکي به شمار ميرود و به عنوان يک جانور گوشتخوار نقش مهمي در حفظ و پايداري زيستبومها دارد، از نظر اقتصادي نيز حضور آنها مثبت ارزيابي شده است. اين جانوران، با شکار و کنترل جمعيت جوندگان و خزندگان، خسارات اقتصادي و بهداشتي ناشي از افزايش جمعيت آنها را کاهش ميدهند؛ انواع سالک، طاعون و هاري در زمرهي چنين تهديداتي هستند.
پوست اين جانور به سبب برخورداري از کيفيت مرغوب و بوي خوش، ارزش اقتصادي قابل ملاحظهاي دارد. پوست روباه کُرساک بدون بوي نافذ معمول در ساير گونههاي روباه ميباشد، قسمتهاي مختلف بدن آنها از جمله دم با خز زيبا و گرم،ارزش اقتصادي دارد. اينگونه هر چند مشمول ضميمههاي کنوانسيون سايتيس نيست، اما از سال 2009 در افغانستان در فهرست گونههاي حفاظت شده قرار گرفته است، ولي در کشورهايي مانند روسيه، قزاقستان، ترکمنستان، ازبکستان و مغولستان که خز اين گونه مورد توجه است، شکار روباه کُرساک به واسطه قوانين ويژهي ملي، قانوني قلمداد ميشود. مطلوب بودن پوست روباه کُرساک نسبت به پوست روباه قرمز، به تدريج کاهش يافت، تا جايي که امروزه روباه کُرساک تنها يک صيد ضمني معمول در هنگام صيد روباه قرمز به شمار ميرود.
روباه کُرساک به آساني با انسان مأنوس و همزيست ميشود. اين جانور در قرن هفدهم به عنوان يک حيوان اجتماعي دست آموز نگهداري ميشد. فراواني جمعيت روباه کُرساک به طور معناداري نوسان دارد. جمعيت آنها به سبب تغييرات آب و هوايي، کاهش يافته و تنها در مدت يک سال ميتواند به يک دهم جمعيت نيز کاهش يابد. از سوي ديگر، تعداد آنها در سالهاي مساعد ميتواند در يک دورهي 4-3 ساله در حد مشابهي يا حتي بيشتر افزايش يابد.
در اغلب مناطق، جمعيت کنوني و تهديدات مهم آنها شناخته شده نيست و اطلاعات اندکي دربارهي سازمان اجتماعي و رفتارگونه، ساختار جمعيت، وضعيت فراواني و پراکنش کنوني آنها در مناطق مختلف، سطوح فعلي اثرات شکار، تهديدات و صيدشان، تعداد دقيق و نحوهي حفاظت از آنها وجود دارد. با وجود آن که به نظر نميرسد در حال حاضر اينگونه در معرض تهديد قابل ملاحظهاي قرار داشته باشد، تخريب زيستگاههاي طبيعي آنها براي اهداف کشاورزي، تهديد تالابها به سبب استفادهي روزافزون از آب آنها، چراي بيش از حد دام، تخريب پوشش گياهي، استفادهي گسترده از سموم دفع آفات، کاهش منابع غذايي و شکار بيرويه، بقاي آن را در معرض تهديد قرار داده است؛ تا جايي که اين مداخلات، گروههاي بزرگي از آنها را شبزيتر نموده، به طور معنيداري از فراواني تعداد آنها در برخي از مناطق جهان کاسته و يا آنها را حذف کرده است.
با اين وجود، در حال حاضر هيچ برنامهي حفاظتي براي روباه کُرساک وجود ندارد و اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت، اين روباه را در زمرهي گونههايي که نگراني کمتري در ارتباط با بقايشان وجود دارد، طبقهبندي کرده است.
…
پينوشت:
1. با نام علمي 1935 Vulpes corsac turkmenica Ognev.
…
منابع:
• اعتماد، اسمعيل. (1364). پستانداران ايران (جلد يک و 2). تهران: سازمان حفاظت محيطزيست.
• رضايي، حميدرضا، قائمي، رمضانعلي، و شكيبا، محمود. (1378). طرح بررسي گونههاي نادر در استان گلستان. گرگان: اداره كل حفاظت محيط زيست استان گلستان.
• ضيايي، هوشنگ. (1388). راهنماي صحرايي پستانداران ايران (چاپ 2). تهران: كانون آشنايي با حيات وحش.
• فيروز، اسکندر. (1378). حيات وحش ايران: مهرهداران. تهران: مرکز نشر دانشگاهي.
• مجنونيان، هنريک، کيابي، بهرام، و دانش، محمد. (1384). جغرافياي جانوري ايران (جلد 2). تهران: انتشارات دايره سبز.
• Borsa, C. (2011). Vuples Corsac. Retrived 19/10/2011/ from: http://animaldiversity.ummz.umich.edu/site/accounts/information/Vulpes_corsac.html.
•The IUCN Redlist Of Threatened Species. (2011). Vulpes Corsac. Retrived 19.11.2011 from http://www.iucnredlist.org/apps/redlist/details/23051/0.