خرید و دانلود مقاله

ذخيره خوارزمشاهي


ذخيره خوارزمشاهي            Zakhireye Kharazmshahi

 

کتابي نامدار از سيد اسماعيل جرجاني در پزشکي

«ذخيره خوارزمشاهي» مشهور به «ذخيره» يا «الذخيره في الطب» که از آن با عنوان «الذخيره الخوارزم شاهيه» نيز ياد شده، در علم پزشکي، همراه با تصوير و به زبان فارسي توسط حکيم سيد زين‏الدين اسماعيل بن حسن حسيني جرجاني (گرگاني)، (531-434ق) مشتمل بر ده کتاب (جلد)، در سال 504ق، در شهر خوارزم به نگارش درآمد. ادوارد براون، اصل کتاب ذخيره را داراي 9 جلد و يک خاتمه مي‌داند. برخي نيز آن را شامل 9 کتاب و دو ضميمه مي‌دانند. ترجمه عربي آن نيز دوازده جلد است. چنان‌که حاجي خليفه و آقابزرگ تهراني آورده‌اند، جرجاني اين کتاب را براي علاء‌الدين تکش خوارزمشاهي نگاشته، اما درست اين است که اين اثر به نام و حمايت امير قطب‌الدين ابوالفتح يمين‏الملک محمد خوارزمشاه تأليف شده است. ذخيره در حدود 450 هزار کلمه دارد و به گفته‌اي درست‌تر، دربرگيرنده‌ي 750 هزار کلمه است که شامل يک دوره‌ي کامل طب نظري و طب عملي مي‏شود و از مهم‏ترين کتاب‌هاي طبي تمدن اسلامي به ‎شمار مي‎آيد. هر جلد از اين کتاب ده جلدي که مهم‎ترين اثر جرجاني و حتي مهم‎ترين کتاب طبي پارسي تلقي مي‌شود، به چند گفتار، چند جزو و چند باب تقسيم شده است:

کتاب نخست: اندر شناختن حد طب و منفعت آن و شناختن  مايه و مزاج‏ها و خلط‏ها و عادت‎ها و تشريح اندام‏ها و قوت‏هاي اندام‎ها، در شش گفتار و 77 فصل.

کتاب دوم: اندر احوال تن مردم، از تندرستي و بيماري و اعراض بيماري‏ها و اسباب آن و شناختن احوال نبض و احوال هرچه از مسام و مجاري تن بيرون آيد، چون عرق و نفث و بول و غايط در نه گفتار و 151 فصل.

کتاب سوم: اندر تدبير نگاه داشتن تندرستي در چهارده گفتار و 204 فصل.

کتاب چهارم: در چهار گفتار و 25 فصل.

کتاب پنجم: اندر شناختن تب و اجناس و انواع و اسباب و علامات و علاج آن در شش گفتار و 80 فصل.

کتاب ششم: اندر علاج بيماري‏هاي اندام‏ها از سر تا پاي، در بيست و يک گفتار و 434 فصل.

کتاب هفتم: اندر بيماري‎ها و آفت‎ها که ممکن است همه اندام‎ها را افتد از سر تا پاي چون آماس‏ها و ريش‏ها و جراحت‎ها و ... در هفت گفتار و 55 فصل.

کتاب هشتم: اندر زينت و آراستگي و پاکيزگي ظاهر تن از سر تا پاي در سه گفتار و 37 فصل.

کتاب نهم: اندر چيزهاي زيانکار و زهرها و دفع مضرات آن و علاج آن (اين کتاب را به عربي، کتاب «السموم» گويند) و بيان کردن منافع اعضاي حيوانات در پنج گفتار و 24 فصل.

خاتمه يا کتاب دهم: مشتمل بر سه قسم است: مواد حيواني، داروهاي نباتي و ساده و قراباذين [قرابادين].

ذخيره ده سال پس از نگارش، به سرعت در زمره‌ي کتاب‌هاي مرجع پزشکي، هم‎پايه قانون ابن‌سينا قرار گرفت و انتشار آن در بين پزشکان، چنان رونقي پيدا کرد که در مدت اندکي، جايگاهي بسيار مناسب براي خود در علم طب ايران باز کرد. اين اثر همواره از ارکان کتاب‎هاي طبي شمرده مي‎شد، چنان‎که آن را از کتب مهم بسائط همچون سته‌عشر جالينوس، حاوي محمد زکريا، قانون ابن‌سينا و المائه ابوسهل مسيحي جرجاني قرار داده‎اند و هرکه مي‎خواست در آن زمان در دانش پزشکي به مهارت دست يابد، بايد يکي از اين کتاب‎ها را به دقت خوانده باشد. به اعتقاد برخي پژوهشگران، ذخيره را مي‎توان يک دايره‌المعارف جامع پزشکي دانست. جرجاني خود نيز در مقدمه‌ي کتاب اولش مي‎‌نويسد: «اگرچه اندر علم طب کتاب‎هاي بزرگ بسيار تأليف کرده‎اند، لکن هيچ کتابي نيست که طبيب از آن کتاب به کتاب‎هاي ديگر مستغني گردد و تا اندر هر غرضي و مقصودي به کتاب‎هاي ديگر باز نگردد و از هر جايي تجويد مراد او حاصل نگردد و اين کتاب چنان جمع کرده آمده است که طبيب را اندر هيچ باب به هيچ کتاب ديگر حاجت نباشد.»

با نگارش ذخيره، جرجاني علاوه بر خدمت بزرگي که به دانش پزشکي کرد، يکي ديگر از مهم‎ترين خدمات خود را با احياي زبان علمي فارسي و کاربرد اصطلاحات علمي پزشکي، انجام داد. وي در مقدمه‌ي ذخيره به اين مسأله اشاره کرده است: «... و اگرچه اين خدمت به پارسي ساخته آمده است، لفظ‌هاي تازي که معروف است و بيشتر مردمان معني آن دانند و به تازي گفتن سبک‌تر باشد، آن لفظ به تازي گفته آيد تا از تکلف دور باشد و بر زبان‌ها روان‌تر باشد و از اين لفظ‌ها بيشتر به پارسي گفته آيد تا هيچ پوشيده نماند ان‏شاءالله.» بدين ترتيب، بسياري از واژگان و ترکيباتي که شايسته‎ي استفاده در دانش پزشکي بوده، در اين کتاب به کار رفته و جرجاني با تأليف چنين کتاب پرارزشي، ثابت کرد که زبان پارسي آماده‌ي نگارش مفضل‎ترين کتاب در علم طب است. سيريل الگود در مورد تأثير جرجاني با تأليف کتاب ذخيره بر دانش ايران و اعتلاي علوم پزشکي به ويژه زبان فارسي مي‏نويسد: «اثر جرجاني [ذخيره خوارزمشاهي] بر دانش ايراني همانند تأثير انجيل بر نثر انگليسي است.» در واقع، تدوين ذخيره براي نثر فارسي و علوم پزشکي را مي‏توان هم‌رديف با ارزش و اهميتي دانست که شاهنامه فردوسي براي ادبيات و تاريخ ايران داشته است. اين اهميت را مي‏توان در پراکندگي و گسترش سريع و وسيع آثار جرجاني در ايران و کشورهاي فارسي زبان ديد، چنان‏که پس از جرجاني، بيشتر دانشمندان ايراني، آثار پزشکي خود را بر پايه ذخيره‌ي خوارزمشاهي و ساير آثار جرجاني بنا نهادند. همچنين بنابر تحقيقات جامي شکيبي، 623 واژه پزشکي پارسي در دل ذخيره شناسايي شد.

گرگاني، ذخيره را به زبان عربي برگردانده بود، اما امروز هيچ نشاني از آن در دست نيست. ذخيره در قرون وسطي به زبان عبري برگردانده شد و در قرن شانزدهم ميلادي نيز به زبان ترکي، سپس اردو ترجمه شد. ابوالفضل محمد بن ادريس دفتري، مترجم اين کتاب به زبان ترکي بوده است. جرجاني، ذخيره را به صورت‌هاي مختصرتري نيز نگاشته و کتاب الاغراض الطبيه وي منتخبي از اين اثر است. کتاب ديگر وي، خفي علايي که به خواست اتسز تأليف شده، خلاصه‎اي از ذخيره است و اندازه‌ي آن طوري است که بتوان آن را در چکمه نهاد و همه جا به همراه داشت. کتاب يادگار، خلاصه‎اي از خفي علايي، به ويژه شامل دارو و درمان شناسي است. از قرن ششم هجري تاکنون، بيشتر کتاب‏هاي طبي و داروسازي، از جمله «تحفه حکيم مؤمن» اثر محمدمؤمن ديلمي تنکابني، طبيب عصر شاه سليمان صفوي، يا «مخزن الادويه» و «مجمع الجوامع» اثر ميرمحمدحسين علوي خراساني شيرازي و مانند آن‌ها، از کتاب ذخيره اقتباس شده، حتي بسياري از کتاب‏هاي شبه قاره هندوستان نيز از اين کتاب کمک گرفته‏اند. همچنين غواصي يزدي، از شعراي پرگوي عهد صفويه، ذخيره را به نظم درآورده است که اثري از آن موجود نيست.

از کتاب‏هاي دهگانه‌ي ذخيره، نسخه‏هاي خطي کتاب ششم بيشتر از ساير کتاب‏ها موجود است، زيرا شامل يک دوره‌ي کامل علم‌الامراض است که بيشتر مورد احتياج پزشکان بوده است. به طور کلي، نسخه‎هاي خطي زيادي از ذخيره در کتابخانه‎هاي دانشکده پزشکي دانشگاه تهران، سلطنتي سابق، مجلس شوراي اسلامي (ملي سابق)، مدرسه عالي شهيد مطهري (سپهسالار)، ملي ملک، آستان قدس رضوي، ملي پاريس، بريتيش ميوزيوم(موزه بريتانيا)، سلطنتي برلين، واتيکان، انجمن آسيايي بنگال و کتابخانه‏هاي استامبول و... موجود است. قديمي‏ترين نسخه خطي ذخيره، متعلق به کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد دانشگاه تهران است که توسط عبدالکافي بن ابي البرکات در سال 582ق، در 413 برگ (826 صفحه)، در قطع رحلي بزرگ بر روي کاغذ سمرقندي به نگارش درآمده و در سال 1390، توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملي کشور در حافظه جهاني جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسيد و پرونده‌ي ثبت آن در حافظه جهاني يونسکو نيز در جريان است.

در کتابخانه‌ي مدرسه عالي شهيد مطهري (سپهسالار سابق)، 4 نسخه و در کتابخانه آستان قدس رضوي مشهد نيز 9نسخه خطي از ذخيره موجود است.

نسخه‌اي از اين اثر نيز در کتابخانه عمومي آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي متعلق به سال 968ق، به خط شريف‏الدين هروي موجود است. در تاشکند ازبکستان نيز 11 نسخه خطي از ذخيره، شامل 7 کتابت کامل و 4 کتابت ناقص موجود است که قديمي‌ترين آن، توسط محمدي بن حاجي فاضل در 429 ورق، به سال 1067ق، به خط نسخ و با گويش تاجيکي نگارش شده است. در کتابخانه مجلس شوراي اسلامي نيز نسخه‌اي به خط نستعليق کمال‌الدين، متعلق به سال 1020ق، با شماره 14554 موجود است.

نسخه‌هاي چاپي

چاپ اول، به همت ايرج افشار و محمدتقي دانش‌پژوه از سوي دانشگاه تهران به سال 1335 که نيمه تمام باقي ماند.

چاپ دوم، به همت محمدحسين اعتمادي، محمد شهراد و جلال مصطفوي کاشاني از سوي انتشارات انجمن آثار ملي، که کتاب اول ذخيره را در شهريور 1344 و کتاب دوم را در بهمن ماه 1349 به چاپ رساندند و بقيه کار نيمه تمام ماند.

چاپ سوم، به توصيه پرويز ناتل خانلري و به همت علي‌اکبر سعيدي سيرجاني، توسط بنياد فرهنگ ايران در سال 1355 به صورت افست از روي قديمي‌ترين نسخه انجام شد.

چاپ چهارم، به همت محمدرضا محرري، توسط فرهنگستان علوم پزشکي در سال 1381 در 302 صفحه به چاپ رسيد.

 

 

…

منابع:

• آقابزرگ طهراني، محمدمحسن. (1403ق). الذريعه الي تصانيف الشيعه (جلد 10، چاپ 2). بيروت: دار‌الاضواء.

• احمدي داراني، علي‌اکبر. (1381). تاريخ بيمارستان‌ها، کارنامه درخشان ايرانيان. کتاب ماه تاريخ و جغرافيا، 59 و 58، 88-86.

• ارجمند، محسن. (1384). گذشته چراغ راه آينده است: نگاهي به تاريخ طب در ايران. کتاب ماه علوم و فنون، 86، 21-10.

• اقبال، عباس. (1313). سيداحمد هاتف اصفهاني. ارمغان، 155، 51-41.

• اميرجاهد، کورش. (1365). واژه‌هاي پزشکي پارسي ذخيره خوارزمشاهي. ايران نامه، 18، 367-326.

• براون، ادوارد. (1364). تاريخ طب اسلامي (چاپ 4). (ترجمه مسعود رجب نيا). تهران: علمي و فرهنگي.

• البغدادي، اسماعيل پاشا. (1951). هديه العارفين السماء المؤمنين و آثار المصنفين (جلد اول). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• بينش، تقي. (1340). نفائس کتابخانه: ذخيره خوارزمشاهي (3). نامه آستان قدس، 9، 49-47. 

• بينش، تقي. (1340). نفائس کتابخانه آستان قدس. نامه آستان قدس، 7، 42-37.

• بينش، تقي. (1341). نفائس کتابخانه آستان قدس (ذخيره خوارزمشاهي (6)). نامه آستان قدس، 12، 57-49.

• جرجاني، اسمعيل بن حسن. (1384). ذخيره خوارزمشاهي (جلد اول و 2، چاپ اول). (تصحيح محمدتقي دانش پژوه و ايرج افشار). تهران: المعي.

• جرجاني، اسماعيل بن حسن. (1381). ذخيره خوارزمشاهي (چاپ اول). (تصحيح محمدرضا محرري). تهران: فرهنگستان علوم پزشکي جمهوري اسلامي ايران.

• حاجي خليفه، مصطفي بن عبدالله. [‏بي‏تا]. کشف الظنون عن اسامي الکتب و الفنون (جلد اول و 2). بيروت: دار احياء التراث العربي.

• حسيني جرجاني، اسمعيل بن الحسن. (1344). ذخيره خوارزمشاهي (جلد اول). (تصحيح جلال مصطفوي، محمدحسين اعتمادي و محمد شهراد). تهران: انجمن آثار ملي.

• الحموي الرومي البغدادي، شهاب الدبن ابن عبدالله ياقوت بن عبدالله. (1397ق). معجم البلدان (جلد دوم). بيروت: دار صار.

• خالدپور، سيروس. (1375). ذخيره خوارزمشاهي: از اسمعيل گرگاني معروف به جرجاني (علم در ايران). ايران شناسي، (8) 3، 517-509.

• رضوي برقعي، سيد حسين. (1382). نقدي گذرا بر ويرايش اخير«ذخيره خوارزمشاهي». نشر دانش، (20) 1، 55-51.

• رونمايي از نسخه ترميم شده کتاب ذخيره خوارزمشاهي. (27/11/1390). روزنامه خراسان، شماره 18056.

• الزرکلي، خيرالدين. (2002). الاعلام قاموس تراجم لا شهرالرحال و النساء من العرب والمستتعربين و المستشرقين (جلد اول، چاپ 15). بيروت: دارالعلم للملايين.

• السعدي الخزرجي، ابن العباس ابن ابي اصيعه. (1299ق). عيون الانياء في طبقات الاطباء (جلد دوم، چاپ اول). [بي‌جا]: مطبعه الوهبيه.

• سليمان، زهير. (1368). مکتبه. آيت‌الله العظمي المرعشي النجفي العامه. التوحيد، 41، 159-146.

• صفا، ذبيح الله. (1369). تاريخ ادبيات در ايران (جلد 2: بخش 2، چاپ 10). تهران: فردوس.

• طباطبايي بهبهاني، سيد محمد. (1381). نسخ خطي گنجينه سترگ ملي(نسخه‌هاي تازه وارده به کتابخانه مجلس). پيام بهارستان، 17، 170-162.

• عزيز‌زاده، فرزان. (1389). ذخيره خوارزمشاهي. کتاب ماه کليات، 156، 94-92.

• غايب اف، م. ا، و اورازباي وا. (1378). نقش پزشکان در تاريخ دولت‌هاي خوارزم (قرن‌هاي 13 – 10ميلادي). مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، 28، 187-183.

• معطر، فريبرز. (1371). جرجاني و فرهنگ پزشکي. کيهان فرهنگي، 90، 17-140.

• موجاني، سيدعلي. (1375). ميراث طب ايراني در ماوراء النهر. مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز، 16، 288-265.

• نجم‏آبادي، محمود. (1375). تاريخ طب در ايران پس از اسلام: از ظهور اسلام تا دوران مغول (چاپ 3). دانشگاه تهران.

• نقيبي، سيد ابوالقاسم. (1384). فهرست نسخه‌هاي خطي کتابخانه‌ مدرسه عالي شهيد مطهري (سپهسالار) در زمينه علم طب. رهنمون، 12 و 11، 210-183.

• ولايتي، علي‌اکبر. (1390). سيداسماعيل جرجاني (چاپ اول). تهران: کتاب‌هاي جيبي وابسته به مؤسسه انتشارات اميرکبير.

• هنر، علي محمد. (1375). تأملي در هدايه المتعلمين في الطب. آينه پژوهش، 41، 65-58.

 

 

 

 

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه