خرید و دانلود مقاله

ديوار تاريخي گرگان


ديوار بزرگ تاريخي گرگان

Gorgan Defence Wall

 

ديواري است در سراسر جلگهي گرگان که با نامهاي سد اسکندر1، سد پيروز، سد انوشيروان، قزلآلان2 و مار سرخ شناخته ميشود.

بر اساس منابع باستانشناسي و تاريخ ايالت ورکانه، هيرکانيا يا گرگان در سير تحولات تاريخي سرزمين پهناور ايران، از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده است. با توجه به اهميت، بزرگي، وسعت ديوار و تأسيسات مجاور آن در منطقهي گرگان، اين اثر فرهنگي در تاريخ 29/4/1378، با شماره 2345، در فهرست آثار ملي کشور به نام «ديوار تاريخي گرگان» به ثبت رسيده است.

بر اساس بررسيهاي باستانشناسي و مطالعات عکسهاي هوايي3، بخش اعظم مسير ديوار، با گذشت زمان، دستخوش تغييرات و تخريب زيادي شده است. اين ديوار از شرق درياي کاسپي، شروع و پس از عبور از ضلع شمالي گرگانرود و دشتهاي وسيع شهرستانهاي گميشان، آققلا، گنبدکاووس و کلاله (صحراي ترکمن)، به کوههاي پيشکمر ختم ميشود، سپس با وقفهاي در حدود 3 کيلومتر، به سبب بهرهگيري از موانع طبيعي نسبتاً مرتفع سلسله ارتفاعات معروف به عربداغ (از رشته کوههاي منفرد و متصل به کوههاي البرز شرقي)، ديوار دوباره از پاي صخرههاي دامنهي جنوبي رشتهکوه عربداغ  و درهي خوجه طوق، به سمت تنگهي معروف به قرهديب که گرگانرود نيز از ميان آن جريان دارد، کشيده ميشود، پس از بالا رفتن از دامنهي کم ارتفاع کوه معروف به نقدعلي، با شيب ملايم از سمت شرق پايين آمده، با چرخش 90 درجهاي به سمت جنوب در امتداد حاشيههاي ضلع جنوبي گرگانرود، به سمت شرق و روستاهاي چترکروک، يساقليق، عزيزآباد پايين امتداد مييابد و از ضلع شرق روستاي عزيزآباد و با چرخش گرگانرود به سمت جنوب و سرچشمههاي پر آب رشته کوههاي البرز شرقي از ضلع غرب حاشيههاي گرگانرود و روستاي قرهيسر و صخرههاي آهکي معروف به گرگر، به سمت جنوب و روستاي گرگاندوز پيش ميرود و با گردش به سمت شرق، از شمال روستاي گرگاندوز در امتداد ضلع جنوبي يکي از سرچشمههاي پر آب گرگانرود و منتهي به چشمه زاو نرسيده به روستاي زاو پايين، با چرخش 90 درجهاي به سمت جنوب تغيير مسير داده و از لبههاي ضلع غرب درهي عميق و روستاي زاو پايين و جنگلهاي نسبتاً انبوه و شيبدار در پاي صخرههاي بيلي کوه در محدودهي پارک ملي گلستان به پايان مي‏رسد. هنوز دانش ما از ابتدا و انتهاي ديوار کامل نيست و نيازمند بررسيهاي باستانشناسي و تحقيق بيشتر است.

آنچه روشن است، سازندگان ديوار گرگان، بر اساس يک نظام مهندسي پيشرفته و بر پايهي نيازمنديهاي نظامي و اقتصادي و اسلوب خاص معماري و شهرسازي ايران باستان، اقدام به ساخت ديوار بر روي بستر لسي دشت گرگان و صخرههاي مرتفع البرز شرقي نمودهاند.

کاوشهاي علمي باستانشناسي در دههي پنجاه شمسي در نزديکي روستاي قراول تپه گنبدکاووس، از پهناي 10 متري گزارش ميدهد، اما شواهد پژوهشهاي ميداني باستانشناسي در دههي اخير در نواحي دشت و کوهستاني مشخص شد كه پهناي  ديوار بيشتر از 2 متر نيست.

در مدارک مکتوب تاريخي در حوزهي درياي کاسپي، از چندين ديوار با نامهاي دربند قفقاز، دربند کاسپيان، باب الابواب، دربند چول و دربند گرگان نام برده شده كه از اين ميان، ديوار گرگان به عنوان طولانيترين اثر معماري ايران، از اهميت خاصي برخوردار است. عدهاي ساخت ديوار گرگان را به هخامنشيان و برخي نيز به اسکندر مقدوني (330 پ.م) نسبت ميدهند. تعدادي از پژوهشگران معتقدند كه ديوار گرگان، به عنوان طولانيترين مانع باستاني، همزمان با ديوار بزرگ چين و به تبعيت از آن در برابر يورش بيابانگردان واحههاي آسياي مرکزي و نواحي بياباني آن سوي جيحون، در دورهي اشكاني احداث شده است، اما شواهد تاريخي نشان ميدهد كه ديوار چين در زمان امپراتوري «شي هوانگتي» (246 204  پ.م) ساخته شده که از نظر زماني و دورهي تاريخي، با حضور اشکانيان در ايران مطابقت دارد. توضيح اينكه، ديوار بزرگ کنوني چين، بر خلاف باور عامه، مربوط به قرن سوم پيش از ميلاد نيست، بلکه در اوايل قرون وسطا، بازسازي و با مصالح مقاومتر احيا شد، در حالي که ديوار قديمي چين با مصالح خاک و سنگ و چوب درخت گز، با ساختاري بسيار ساده و کم دوام احداث شده بود که از نظر اهميت موضوع، دوباره بازسازي شد. از سويي ديگر،  بيشتر مورخان، ديوار را مربوط به دورهي ساساني و يزدگرد، پسر بهرام گور ساساني (459438م) را بنيانگذار ساخت ديوار و شاه پيروزساساني (483459م) را ادامه دهندهي راه او ميدانند. برخي نيز خسرو انوشيروان ساساني (579531م) را باني و سازنده يا بازسازي کنندهي ديوار معرفي ميکنند. در شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي نيز اشارهاي به ساخت ديوار در اواخر دورهي ساساني شده است.

در بين ديوارهاي دفاعي به جاي مانده از سلسلههاي مختلف تاريخي در جهان، پس از ديوار بزرگ چين (بيش از 7000 کيلومتر) و ديوار ليمز4 در آلمان (548 کيلومتر)، ديوار گرگان (197 کيلومتر) به عنوان سومين ديوار بزرگ، از دو همتاي مشهور بريتانيايي خود؛ ديوار هادريان5 در بريتانيا (160 کيلومتر) و ديوار آنتوني6 در اسکاتلند (63 کيلومتر)، طويلتر و  به حد کافي عريض بوده و داراي گذرگاه و موانع مستحکمتري نسبت به ساير ديوارهاي مشابه و مانع عظيم خطي براي يک ارتش قدرتمند و بزرگ است.

مصالح ديوار از  آجر و خشت است، آجر براي ساخت ديوار بزرگ و قلعه، و خشتها براي ساخت ديوارهاي تقسيمکنندهي فضاهاي دروني قلعه به کار رفته است. خاک آن از جنس  لُس است که در بيشتر مکانها از خاک حاصل از حفر خندق استفاده شده و شاموت آجر و خشت، کاه خرد شدهي ريز و درشت است. اندازهي آجرها به ابعاد 10×40×40 و 5/38-36×5/38-36×9- 8 سانتيمتر است که وزن تقريبي آنها پس از پخت در کورههاي آجرپزي، از 21 تا 24 کيلوگرم متغير است. رنگ بيشتر آجرهاي به کار رفته در ديوار، به علت جنس و ذرات موجود در خاک مورد استفاده، آجري متمايل به نخودي تا قرمز است، به همين سبب، در برخي از منابع تاريخي، از آن به عنوان ديوار «سرخ» يا «مار سرخ» ياد کردهاند. آجرهاي ديوار گرگان به دليل نظارت دقيق و خوب ورز خوردن و خوب پخته شدن، از کيفيت و مقاومت بسياري برخوردار است. نکتهي جالب توجه اينکه، روي تعدادي از آجرهاي به کار رفته، اثر انگشت سبابه دست به اشکال مختلف به صورت فرو رفته در خشت ديده ميشود که شايد علامت مخصوص کارگاه توليد يا واحد شمارش آجرها باشد. آجرهاي ديوار با ملات گل و آهک به قطر يک تا 2 سانتيمتر به طور منظم و دقيق و کاملاً شاقول شده بر روي يكديگر چيده و چفت و بست شدهاند.

کورههاي آجرپزي

لازمهي ساخت ديواري عظيم و باشکوه، تهيه و توليد مصالح مقاوم در برابر حملات دشمن و عوامل جوي مخرب و باد و بارانهاي موسمي دشت گرگان است که بنا به تجربيات معماران و غناي فرهنگي و تاريخي گذشتگان ايران زمين، کاري بس سهل و آسان بوده است. ساخت و سازهاي ديوار آجري متکي به هزاران کورهي آجرپزي است که هر 90-30 متر در امتداد ديوار وجود داشته و در بررسيهاي باستان‏شناسي در مسير ديوار شناسايي شدند که عمدتاً  بخش زيرين آنها سالم باقي ماندهاند و ميتوانند اطلاعات باارزشي را در اختيار ما  قرار دهند. نقشهي کورهها مستطيل شکل و تقريباً داراي نقشهي استاندارد هستند. ساخت کورههاي آجرپزي در ضلع جنوبي ديوار و خندق، بسيار ساده و ابتدايي با حفر زمين به عمق دلخواه (حداکثر 2 متر) به ابعاد تقريبي 6×8 تا 5×8 متر در جهت شرق به غرب و يا شمال به جنوب و بر خلاف مسير حرکت جريانات بادي بوده است. ساخت سکوهاي نگهدارندهي خشتهاي توليد شده، با استفاده از خشت يا آجر در 11 رديف با فاصلهي تقريبي 15-10سانتيمتر از يكديگر، به منظور جريان هوا و عبور گرما و حرارت حاصل از مواد سوختي داخل کوره، به منظور پخت بهتر آجرهاي چيده شده روي هم در داخل چالهي حفاري شده، از اقدامات اوليه استادکاران پخت آجر به شمار مي‏آمد.

همچنين براي کنترل دقيق دماي داخلي کوره و پخت کامل آجرها، قسمت آتشدان کوره را به صورت هلال و طاق ضربي درست کردهاند و براي جلوگيري از سوختگي شديد، سکوهاي نگهدارنده را با اندود کاهگل پوشاندهاند. وجود چکندههاي ذوب شده روي ديوارههاي داخلي کوره، نشان از به کارگيري کورههاي متعدد آجرپزي در زمان ساخت ديوار است. منبع اصلي تأمين سوخت کورههاي آجرپزي را چوب درختان، خار و نيهاي روييده در کنار رودخانههاي مجاور تشکيل ميداد.

ديوار گرگان از نظر بهرهگيري از مصالح بومآورد و توليد خشت و پخت آن در کورههاي آجرپزي حاشيه ديوار، نسبت به ساير ديوارهاي ساخته شده در جهان باستان، کمنظير و ميتوان گفت مستحکمترين ديوار دفاعي بوده که به دست مهندسان ايراني ساخته شده است.

قلعههاي ديوار

ساخت ديوار و حفر خندق و آبگيري آن به عنوان اصليترين عامل سيستم دفاعي در اهداف نظامي، جزو موانع بازدارنده و پيشگيري از هجوم غافلکنندهي دشمن به شمار ميرفت که با وجود نگهبانان، غيرقابل نفوذ نبوده و همواره در معرض تهديد بود. از اين رو، به منظور حفاظت و پشتيباني از نگهبانان ديوار، به فراخور نقاط استراتژيک و قابل نفوذ و آسيبپذير بودن، تسريع در اقدامات پشتيباني، جايگزيني نگهبانان و تعقيب و گريز دشمن در مواقع اضطراري، احداث قلعههاي نظامي در کنار ديوار و يا مجاور آن و نقاط امن و دور از دسترس سريع دشمن، ضروري به نظر ميرسيد.

سازندگان ديوار بزرگ گرگان، با علم و آگاهي قبلي از موضوع و اهميت حراست از سرزمين پهناور ايران، به ويژه جلگهها و دشتهاي وسيع گرگان، در مسير ديوار، 36 قلعه و 2 برج نگهباني در پشت و متصل به آن در ضلع جنوبي ديوار ساختهاند که وظيفهي پشتيباني و حمايت از نگهبانان ديوار را برعهده داشتهاند. همچنين، براي اطمينان و احتياط در عمليات تأخيري و جايگزيني نيروهاي تازه نفس، قلعههاي کوچک و بزرگي در فواصل دور و نزديک، در امتداد ضلع جنوبي ديوار، بيش از 20 قلعه نظامي احداث شده که بزرگترين آنها، دشت قلعه با  338 هکتار وسعت است.

قلعههاي نظامي ديوار مانند ساير قلعههاي همعصر خود، بيشتر داراي پلان مستطيل و مربع شکل و تعدادي نيز چند ضلعي نامنظم، با حصاري در پيرامون به همراه خندق خارجي و برجهاي نگهباني دايره شکل، متصل به ديوارهاي قلعه در فواصل منظم و چهار گوشه آن است که کمي به سمت بيرون، جلو آمدگي داشته، که علاوه بر استقامت، زيبايي خاصي نيز به قلعه داده است. مصالح اصلي قلعهها، آجر و خشتهاي 10×40×40 و 10×38×38 و 10×20×40 سانتيمتر بوده که توسط کورههاي آجرپزي حاشيهي قلعهها تأمين ميشد. از خشت بيشتر در فضاهاي داخلي که کمتر در معرض هوازدگي و باران بوده، استفاده ميکردند. بر اساس شکل و ابعاد قلعههاي موجود، تخمين زده ميشود بيش از 30 هزار نفر از تأسيسات نظامي ديوار گرگان محافظت ميکردند که به استناد منابع مکتوب تاريخي، بيشتر از نيروهاي هم پيمان دولت ساساني بودهاند. 7

سيستم آبياري

يکي از عوامل اصلي احداث ديوار بزرگ گرگان در بالادست گرگانرود، وجود آب بوده که تأثير زيادي در تأمين و توليد مايحتاج زندگي روزمرهي مردم و دولت مرکزي در زمان ساخت ديوار داشته، که دولت مرکزي را مجبور به تأمين امنيت منطقه و احداث ديوار با صرف هزينههاي بسيار نموده است.

ديوار گرگان در امتداد گرگانرود و ضلع شمالي آن در جهت شيب زمين به سمت کرانههاي شرقي درياي کاسپي کشيده شده و اين امکان را به سازندگان ديوار داده تا با استفاده از موقعيت به وجود آمده، از آب گرگانرود بهرهمند شوند. حفر کانال به منظور تأمين آب آشاميدني ساکنين و احشام  در دشت و آبياري زمينهاي کشاورزي و کاربري نظامي و آبگيري خندقها در مواقع جنگ و تهيه و توليد خشت و پخت آجر براي ساخت ديوار، در طراحي سيستم آبرساني نقش بسزايي داشتهاند که همچنان از کانالهاي حفر شده در زمان ساخت ديوار با کمي لايروبي استفاده و بهرهبرداري ميشود. بيشتر کانالهاي هدايت آب به سمت ديوار و خندق و کورههاي آجرپزي و محوطههاي باستاني همعصر ديوار، به تناسب دوري و نزديکي از گرگانرود، به همراه تغييرات و رسوبگذاري بستر گرگانرود بر اثر سيلاب، به موازات آن حفر و کنده شدهاند. با بررسيهاي انجام شده، تاكنون کيلومترها از کانالهاي احداث شده، شناسايي و مستندسازي شدهاند که قسمت بزرگي از اين کانالها در بخش مرکزي گرگانرود به سمت دريا کشيده شدهاند که نسبت به نواحي شرقي ديوار، داراي ميزان بارندگي كمتري هستند. طويلترين کانال شناسايي شده، 30-25 متر عرض و 5-3 متر عمق دارد که از شرق به غرب و به سمت ديوار امتداد دارد. در جايي ديگر، به ناچار کمتر از 500 متر از عرض گرگانرود را به ارتفاع 20 متر خاکريزي و سدي خاکي احداث کردند و دهانهي اصلي گرگانرود را با مصالح آجر بستند تا از آب جمع شده در پشت سد، براي تأمين آب خندق استفاده کنند که در نوع خود بينظير و هنوز بقاياي آن به نام سد گرگز8 در محل وجود دارد.

خندق

خندق ديوار گرگان به موازات ديوار، از کرانههاي شرقي درياي کاسپي تا کوههاي پيشکمر در شرق، بلافاصله در ضلع شمالي ديوار حفر شده است. عرض خندق در طول مسير، بين 30 متر در نواحي پست و هموار تا 10 متر در نواحي کوهستاني به عمق 5-3 متر متغير است.

ريختشناسي طبيعي زمين از شرق به غرب، بيانگر شيب ملايم به سمت درياي کاسپي است که براساس مطالعات صورت گرفته، درجهي اختلاف شيب در شرق 25+ و در غرب و کرانههاي درياي کاسپي 20 تا 25 است. از اين رو، سازندگان ديوار بزرگ گرگان با بهرهگيري از اين شيب، به خوبي از اين موقعيت استفاده کرده و توانستهاند در مواقع ضروري و خطر، با آبگيري خندق از طريق گرگانرود، مانع نفوذ دشمن به ديوار و سرزمين ايران شوند. آب خندق نيز از طريق گرگانرود، توسط کانال تأمين ميشد.

آنچه که مهم به نظر ميرسد، خاکهاي حفاري شدهي داخل خندق است. اين خاک به عنوان ماده اوليه، در تهيه و توليد خشت و پخت آجر مورد استفاده قرار ميگرفت، اما برخي معتقدند كه بنا بر شواهد موجود، خاکهاي حفاري شدهي داخل خندقها را پشت ديوار به سمت جنوب تخليه ميکردند تا به صورت خاکريزي شيبدار درآيد و در مواقع خطر، مسير دسترسي آسان شود و سربازان در درگيري نظامي و دفاع، از آن استفاده کنند.

خندق ديوار، بيشتر در نواحي شرقي قلمرو ديوار، سالم و دستنخورده باقيمانده و در برخي قسمتها، در داخل آن کشاورزي صورت ميگيرد و حتي امروزه نيز به عنوان زهکش از آن استفاده ميشود. اما در  نواحي مرکزي و غربي، بخش اعظم خندق، تسطيح و يا پس از لايروبي، به عنوان کانالهاي آبياري زهکش از آنها استفاده ميشود. کاوشهاي باستانشناسي صورت گرفته در چند نقطه از خندق، بيانگر لايروبي و پاکسازي و آبگيري خندق در طي چند دورهي زماني از تاريخ ساخت ديوار بزرگ گرگان است. در هنگام کاوش در داخل خندق، قطعات زيادي از شکسته آجرهاي ديوار که به سمت خندق سقوط کرده بودند، به دست آمد. همچنين پيدا شدن بقاياي قطعات سفال و استخوان جانوري نيز نشان از سکونت در قلعههاي مجاور ديوار و بقاياي جانوري نشانگر الگوي مصرف گوشت در محوطههاي نظامي است.

بر اساس آخرين نتايج حاصل از آزمايشهاي انجام شده بر روي نمونههاي گرفته شده از کورههاي آجرپزي و آجرهاي ديوار و مواد آلي در خندق و بررسي قطعات سفالهاي جمعآوري شده از محوطههاي باستاني همزمان با ديوار گرگان و گمانههاي آزمايشي حفاري شده به منظور ساليابي، ديوار گرگان در اواخر دوران ساساني و بين قرون پنجم و ششم ميلادي احداث شده است. همچنين ديوار در حد فاصل درياي کاسپي تا کوههاي پيشکمر، زودتر از بخشهاي شرقي آن ساخته شده است. آنچه مسلم است اين كه: ساخت ديوار گرگان بخشي از يک برنامهي حساب شده و پيشرفتهي امپراتوري قدرتمند ساساني بوده که به منظور محافظت و رفاه و آسايش ساکنان دشتهاي وسيع ايالت گرگان و محل تأمين مايحتاج دولت مرکزي و پيشرفتهتر و باشکوهتر از استحکامات دفاعي امپراطوري روم باستان، به اذعان مورخان احداث شده و تا قرن هفتم ميلادي مورد استفاده قرار گرفته است.

 

 

پينوشت:

.1 سد اسکندر، سکندر، باروي سکندر. به اعتقاد برخي مورخان، ديوار گرگان به دستور اسکندر مقدوني احداث شده است. به استناد مدارک مکتوب، اسکندر در مدت 13 سال کشورگشايي تا زمان مرگش، وقت کافي براي سازندگي نداشته و يونانيان و لشکرنويسان همراه اسکندر نيز چنين کاري را به او نسبت نميدهند و به طور يقين ميتوان گفت: ديوار گرگان در زمان لشکرکشي اسکندر به ايران هنوز درست نشده بود.

.2 قزل آلان، آلانگ، ئيلان، در زبان ترکمني به معني «ديوار سرخ» يا «مار سرخ» است که بر اساس رنگ آجرهاي به کار رفته در ديوار گرگان و عبور از دشتهاي وسيع و سرسبز، به شکل مار سرخ ديده ميشود. در نقشهي دمرگان فرانسوي  و آرن سوئدي، به همين نام ذكر شده است. نک:

Arne, T. J. 1945 Excavations at Shah Tepé, Iran. Stockholm.fig 2 and 3.

.3 اريخ  اشميت  آلماني در سالهاي 36 – 1935م، با پرواز بر روي بازماندههاي ديوار گرگان، توانست 175 کيلومتر از ديوار را از درياي کاسپي تا کوههاي پيشکمر، شناسايي و عکسبرداري کند (نك: اريخ ف. اشميت. پرواز بر فراز شهرهاي باستاني ايران. ترجمه آرمان شيشهگر. پژوهشگاه ميراث فرهنگي. تهران. 1376. نقشه 2)، سپس گروه باستانشناسي ديوار گرگان به سرپرستي محمديوسف كياني، تصوير هوايي را به نقشهي زميني تبديل و قلعههاي ديوار گرگان را از شرق به غرب، از يک تا شمارهي 33 نامگذاري کردند. نک:

   Kiani,M.Y, 1982   Parthian Sites in Hyrcania, The Gurgan Plain, Archäologische Mitteilungen aus Iran ,Ergänzungsband 9, Dietrich Reimer Verlag  in Berlin,p:15, fig 9  and General map.

 .4ديوار «ليمز»: اين ديوار به عنوان يک خط مرزي بدون موانع عبورناپذير در زمان امپراطوري روم باستان به طول 548 کيلومتر در کشور آلمان کنوني ساخته شده است. اين ديوار در استان جرمينا سوپر پور، به شکل خاکريز و خندق و پرتگاه طبيعي و در استان رايتا، به شکل يک ديوار ضخيم و بدون گذرگاه، داراي 166 کيلومتر طول است. همچنين اين ديوار بر خلاف ساير ديوارهاي دفاعي، داراي قلعههاي نظامي زنجيرهاي و متصل به ديوار نبوده و به صورت خاکريزي بالا آمده، ديده ميشود.

 .5 ديوار «هادريان»: اين ديوار در بريتانيا و به دستور امپراطور هارديان در قرن دوم ميلادي  از شرق به غرب به طول 120 کيلومتر به همراه قلعههاي متصل به ديوار با مصالح لاشه سنگ و کلوخ و سنگهاي تراشيده به عرض تقريبي 3 متر و ارتفاع 5 تا 6 متر در زمان تسلط روميان بر انگلستان، کشيده شده است.

 .6 ديوار «آنتوني»: اين ديوار در اسکاتلند بريتانيا و به دستور آنتونيوس پيوس، در زمان تسلط امپراطوري روم باستان بر بريتانيا، ساخته و از شرق به غرب به طول 63 کيلومتر (به همراه قلعههاي متصل به ديوار و خندق با مصالح لاشهي سنگ و سنگهاي تراشيده) کشيده شده است.

7. در قلمرو ديوار گرگان، 33 قلعه متصل به ديوار شناسايي و توسط محمديوسف کياني، از شرق به غرب شمارهگذاري شدهاند که داراي ابعاد مختلف و پلان مربع مستطيل شکل است. بزرگترين آنها 240×300 و کوچکترين آنها 120×120 مترمربع وسعت و بيشترين فاصله بين قلعهها 6 کيلومتر و کمترين فاصله 400 متر از يکديگر است که براساس موقعيت نظامي احداث شدهاند.

Kiani، m. y. 1982. id. p، 15fig9 and General map.

در بررسي سال 1379 نيز تعداد4  قلعه ديگر (دو برج نگهباني و دو قلعه) شناسايي شد (نک: نوکنده، جبرئيل و عمرانيرکاوندي، حميد. (1381). طرح بررسي باستانشناسي ديوار گرگان: از روستاي قرهقوزي تا روستاي زاو پايين شهرستان کلاله. مرکز اسناد پايگاه ميراث فرهنگي ديوار بزرگ گرگان).

 Omrani Rekavandi, H., Sauer, E., Wilkinson, T. und Nokandeh, J.2008 “The enigma of the ‘Red Snake’: Revealing one of the World’s Greatest Frontier Walls.” Current World Archaeology 27: 18.

اين مقاله به فارسي ترجمه شده است (نک: اسرار ديوار دفاعي گرگان. ترجمهي مهرناز مددي. كنكاش (نشريه علمي- تخصصي دانشجويان باستان شناسي مؤسسه آموزش عالي مارليك نوشهر). سال دوم. شماره اول. بهار 1389. صص 28-17).

.8 سد باستاني گرکز در روستاي چايقوشان کوچک و در 20 کيلومتري گنبدکاووس قرار دارد و يکي از سازههاي تاريخي وابسته به ديوار بزرگ گرگان است که در سال 1378، توسط جبرئيل نوکنده در بررسي سد گلستان شناسايي شد. اين سد به طول 300متر، در پي 80متر، در تاج بين 6-5 متر ضخامت دارد و بر روي گرگانرود بسته شد و از طريق کانالي در ضلع شمالي، آب سد به سمت خندق پشت ديوار گرگان منتقل ميشد. نک:

Sauer, E.W,Omrani rekavandi,H, Wilkinson,T.J and Nokandeh, J(eds)2013   Persia΄ Imperial Power in Late Antiquity:the Great Wall of Gorgan and Frontier Landscapes of Sasanian Iran, Oxbow  Books,Oxford,UK.p.72

منابع:

• ابوالقاسم فردوسي. [بيتا]. شاهنامه فردوسي (جلد 8-7). تهران: بروخيم.

• بختورتاش، نصرتالله. (1392). ديوار بزرگ و باستاني گرگان (چاپ اول). تهران: بهجت.                       • ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد 5). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.

• کياني، محمديوسف، و مهريار، محمد. (1359). ديوار دفاعي گرگان. مجله اثر، شمارههاي 2، 3 و 4، 139-102.

• نوکنده، جبرئيل، عمراني رکاوندي،  حميد، و عباسي، قربانعلي. (1391). ساختار معماري ديوار بزرگ گرگان. در حميد فهيمي و کريم عليزاده (به كوشش)، نامورنامه. (مقالههايي در پاسداشت ياد مسعود آذرنوش) (383-369). تهران: ايران نگار.

• نوکنده، جبرئيل، و عمراني رکاوندي، حميد. (1381). طرح بررسي باستانشناسي ديوار گرگان: از روستاي قرهقوزي تا روستاي زاو پايين شهرستان كلاله. مرکز اسناد پايگاه ميراث فرهنگي ديوار بزرگ گرگان.

• Sauer, E.,Omrani Rekavandi, H., Nokandeh, J., Wilkinson, T. 2009 Die Sasanidischen Mauern, in: Nunn, A. (Hrsg.), Mauern als Grenzen, Philipp von Zabern, Mainz, S.: 127-143.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه