خرید و دانلود مقاله

خليج گرگان


خليج گرگان              Gorgan Bay

 

خليجي در جنوب شرقي درياي خزر.

خليج گرگان، بزرگ‏ترين خليج درياي خزر است. اين خليج در موقعيت جغرافيايي 53 درجه، 24 دقيقه تا 54 درجه، 2 دقيقه  طول شرقي و 36 درجه، 46 دقيقه تا 36 درجه، 57 دقيقه عرض شمالي و در امتداد ساحل جنوبي درياي خزر و شمال شهرهاي كردكوي و بندرگز واقع در حدود غربي استان و شمال بهشهر در استان مازندران قرار دارد. شهرستان بندرتركمن نيز در شرق و زمين‌هاي كشاورزي زاغمرز، نواحي صنعتي شيلاتي، تالاب لپو و بندر اميرآباد پيرامون مناطق غربي آن واقع شده‌اند.

پيشتر، خليج گرگان همراه با آبگيرهاي ميانکاله، 40 كيلومتر درازا و حدود 400 كيلومتر مربع مساحت داشت، اما با پيشروي آب درياي خزر، از سال 1357ش، طول آن به حدود 60 كيلومتر، پهناي آن در قسمت شرقي به حدود 14-13 کيلومتر و وسعت آن به 44/521 كيلومتر مربع رسيده است. در حالي که نواحي غربي خليج از کمترين عمق برخوردارند، عمق قسمت‌هاي شرقي آن، به ويژه در حوالي جزيره آشوراده به حداکثر 5متر مي‌رسد؛ به طوري که 22/36 درصد از مساحت خليج گرگان تا يك متر و تنها 89/16 درصد از آن بيشترين عمق را دارد.

هر چند که برخي پژوهشگران بر اين باورند خليج گرگان نزديک به 700 سال پيش از ميلاد، متمايز از امروز، به شکلي باريک و دراز و تنها 15 متر پايين‌تر از سطح درياي آزاد بود. اما امروزه، اين اختلاف ارتفاع، نزديک به 27- متر است. از اين رو، عميق‌ترين نقطه‌ي خليج گرگان، حدود 32 متر پايين‌تر از سطح درياي آزاد قرار دارد. همچنين، محيط خشكي حاشيه خليج نيز بدون عوارض طبيعي مانند كوه، دره و شيب بوده، سطح زمين آن پوشيده از ماسه‌هاي تثبيت شده و يا فعال تا ارتفاع حدود 3 متر است. بنابراين، بلندترين نقطه‌ي ارتفاعي محدوده‌ي خليج گرگان (در محيط خشکي ميانکاله) نيز حدود 24 متر پايين‌تر از سطح درياي آزاد قرار دارد.

در گذشته، خليج گرگان از طريق 4 آبراه که در حد فاصل سرزمين اصلي، سه جزيره‌ي معروف به آشوراده و شبه‌جزيره ميانکاله وجود داشت، به دريا مرتبط بود. با عقب نشيني آب دريا، اين جزاير مشتمل بر 2 جزيره‌ي شرقي مشرف به دهانه خليج گرگان و جزيره‌اي بزرگ‌تر در غرب آن‌ها، يکپارچه شده، جزيره‌اي به مساحت 08/670 هکتار تشکيل و آبراهه‌هاي بين آن‌ها نيز خشک شدند. در حال حاضر، ارتباط اين خليج با دريا تنها از راه تنگه معروف به چپوقلي يا تنگه‌ي آشوراده به عرض حدود 700 متر واقع در ميان سرزمين اصلي و جزيره آشوراده و ديگري، کانال موسوم به خزيني در غرب آشوراده برقرار است. اين کانال، در جنگ دوم جهاني، توسط شوروي و به منظور برقراري ارتباط مستقيم ميان بنادر آستراخان و باكو به بندرگز احداث شد و از اين رو، آبراهه‌اي انسان ساخت به شمار مي‌رود. کانال خزيني، جزيره‌ي آشوراده را در منتهي اليه غربي، از شبه‏جزيره ميانکاله جدا کرده است. با اين همه، از آن‌جا که مجموعه‌ي ارتباط خليج گرگان با درياي خزر به گونه‌اي نيست كه انرژي امواج درياي خزر، خليج را تحت تأثير قرار دهد، خليج گرگان از اين نظر بيشتر متأثر از فرايندهاي داخل حوضه است.

در بخش مياني خليج گرگان، جزيره‌ي ديگري موسوم به اسماعيل‏ساي وجود دارد. اين جزيره‌ي به نسبت کوچک، در شمال روستاي قلعه پايان قرار داشته و 13/186 هکتار مساحت دارد.

بادهاي منطقه‏ي خليج گرگان به 4 دسته، شامل بادهاي‌ دريا به خشكي‌ (سرتيك و درون وزي) که ناشي از اختلاف‌ فشار بين‌ درياي‌ خزر و خشکي ساحلي خليج گرگان (دشت)‌ هستند؛ جريان‏هاي هواي سرد قطبي که از نواحي پر فشار سرد قطبي، به ويژه سيبري به سمت دشت گرگان، دريا و سواحل جنوبي خليج گرگان مي‌وزد؛ بادهاي‌ كوه‌ و دره ناشي از وجود اختلاف‌ دما‌ بين دره‌هايي همچون وطنا، نوكنده‌، گلوگاه‌ و تيرتاش‌ در جنوب خليج گرگان و دشت و جريان‌هاي ناشي از سامانه‌هاي كم فشار، دسته‌بندي مي‌شوند. جريان هوايي اخير، از سمت غرب و شمال‏غربي درياي خزر، همراه با رطوبت زياد وارد منطقه مي‌شوند. بادهاي‌ دريا به خشكي و جريان‌هاي هواي سرد قطبي نيز اغلب با کاهش ‌دماي‌ هوا همراهند. باد غالب‌ منطقه‌ داراي‌ جهت‌ 270 درجه‌ يا غربي‌- شرقي و شديدترين بادهاي ثبت شده، جهت شمال غربي دارند که اغلب در ماه‌هاي تير، شهريور و آبان وزيده است. به طور كلي، سرعت باد از سمت جنوب به شمال و از غرب به شرق اين منطقه افزايش مي‌يابد.

آب و هواي خليج گرگان، به طور عمده تحت ‌تأثير شرايط جوي حاكم بر درياي خزر قرار مي‌گيرد. اقليم اين منطقه ‌در روش‌ طبقه‏بندي كوپن، از‌ نوع‌ اقليم‌ معتدل‌ نيمه‌ مرطوب‌ با تابستان ‌گرم‌ و در روش‌ آمبرژه‌، آب و هوايي از نوع نيمه‌ مرطوبِ‌ معتدل‌ طبقه‏بندي شده است. سردترين دماي حداقل اين منطقه نيز در ماه‌هاي بهمن و اسفند و بيشترين دماي حداكثر در ماه‌هاي خرداد و تير ثبت شده است. ميانگين درجه حرارت سالانه‌ي اين منطقه نيز 2/17 درجه سانتي‏گراد، ميانگين حداكثر ماهانه 33/22 درجه سانتي‏گراد و ميانگين حداقل ماهانه‌ي آن 1/12 درجه سانتي‏گراد است. به عبارتي، فاقد دوره‌ي خشكسالي يا يخبندان است، به طوري كه بارش در اين منطقه، از سال، 1377-1339 تنها 2 تا 3 بار، حداکثر تا ارتفاع 10 سانتي‌متر بوده است. ميانگين ده ساله‌ي بارندگي در منطقه خليج گرگان، حداقل 74/526 ميلي‌متر، حداكثر 27/609 ميلي‌متر و ميانگين بارندگي مؤثر بر خليج گرگان حدود 8/573 ميلي‌متر در سال اندازه‌گيري شده است. از نظر بارندگي سالانه، استعداد ترسالي و خشكسالي اين حوزه نيز دست‏کم در حاشيه خليج گرگان حدود 570 ميلي‌متر است. بيشترين بارندگي اين منطقه در پاييز و كمترين آن در تابستان اندازه‌گيري شده است.

خليج گرگان، در دوره زمين‏شناختي نيوکاسپين/ هولوسن، در امتداد شرق به غرب و در اثر ايجاد پشته‌اي از ماسه و تشکيل سامانه‌ي سدي- ساحلي ميانکاله تشکيل و از درياي خزر جدا شد. امروزه، اين پشته حدود 6-2 کيلومتر پهنا و 60 کيلومتر درازا دارد.

حوضه آبخيز اين خليج به عنوان يکي از زيرحوضه‌هاي درياي خزر، بيشتر کوهستاني و به ميزان کمتري مشتمل بر کوهپايه‌ها و دشت‌هاي ساحلي است. اين حوضه به طور عمده در استان گلستان و بخش کمي از آن در استان‌هاي مازندران و خراسان قرار داشته، حدود 15000 کيلومتر مربع مساحت دارد.

حوزه آبريز خليج گرگان شامل مناطق آبرفتي و ساحلي پوشيده از رسوبات دريايي، آبرفتي، رودخانه‌اي، تبخيري و باد رفتي سخت نشده‌ي مربوط به دوره‌ي كواترنر در رخساره‌هاي مختلف است که هنوز سست و منفصل بوده، مواد تشكيل دهنده‌ي آن‌ها جور شدگي متفاوتي دارند و تحت تأثير سامانه‌هاي فرسايشي غالب، در حال تشكيل و توسعه‌اند. اين در حالي است که برخي رخساره‌ها كه به صورت محدود در خط ساحلي ايجاد مي‌شوند، تحت تأثير نوسانات تراز آب درياي خزر قرار دارند.

منشأ بخش عمده‌اي از رسوبات خليج گرگان، واحدهاي عظيم سنگي و دگرگون شده همچون شيست‌ها، سازند لالون، شيل‌هاي ميكادار، سازند خوش‏ييلاق، سازند جيرود، سازند قزل‏قلعه، سازند دورود و لس، و همچنين مخروط افكنه‌هايي هستند که حوضه‌ي آبخيز اين خليج در مناطق كوهستاني جنوب و جنوب شرقي آن را تشکيل مي‏دهند. هر سال حدود 5/3 ميليون تن رسوب، از راه رودخانه‌ها به خليج گرگان مي‌ريزد.

علاوه بر رودخانه‌هاي به نسبت بزرگ قره‌سو و باغو (سياه‌جو) که زهکش‌هاي اصلي حوضه آبخيز خليج گرگان به شمار مي‌روند، رودخانه‌هاي سرمحله، ول‏افرا، گز، هشت‏يکه (يخه)، جفاکنده، مزنگ، نوکنده، نجارکلا، ليوان، جر کلباد، خورشيدکلا، سراج‏محله، کلاکيله، شاه‏کيله، ملاکيله، کاظم‏کيله، قره‏تپه، بهرام علي‏کيله، سور گنجه‏کيله، چهار امام، کفترخان، و کپور برون نيز به اين خليج مي‌ريزند. همه اين رودها از رشته کوه‌هاي جنوب درياي خزر سرچشمه مي‌گيرند.

در ماه‌هاي فروردين تا مهر، مقدار آبي که از خليج گرگان خارج مي‌شود، بيشتر از کل مقدار آبي است که به آن وارد مي‌شود. از اين رو، در اين مدت، کمبود آب خليج با برقرار شدن يک جريان آبي قوي و طولاني از دريا به خليج و در مقابل آن، خروج جرياني ضعيف و کوتاه‏مدت از خليج به دريا از طريق تنگه‌ي چپوقلي تأمين مي‌شود. الگوي کلي گردش آب در خليج گرگان، به ويژه تحت تأثير جهت وزش باد قرار دارد که بيشتر، غربي و جنوب‏غربي است، همچنين شکل هندسي بستر، سواحل و وضعيت تبادل آب در دهانه‌ي خليج، در جهت خلاف حرکت عقربه‌هاي ساعت است. وجود چنين جرياناتي در سواحل، سبب جابه‌جايي رسوبات از سمت غرب به شرق خليج مي‌شود.

خليج گرگان، بيش از آن که متأثر از آب شيريني باشد که رودخانه‌ها با آبدهي کل 500 مترمکعب بر ثانيه به آن وارد مي‌کنند، تحت تأثير آب درياي خزر است که با آبدهي حدود 35 مترمکعب بر ثانيه، از راه دهانه‌ي خليج به آن وارد مي‌شود.

در حالي که شوري آب خليج در دهانه‌ي رودهاي پر آبي مانند قره‏سو و گهر باران، کم‌تر از آب درياست، به سبب وجود تبخير آب به ميزان متوسط 5/5 ميلي‌متر در روز که در قسمت‌هاي کم عمق غربي بيشتر نيز مي‌شود، ميزان شوري آب خليج قدري شورتر از آب درياي خزر است. به رغم اين، خليج گرگان در زمره‌ي اکوسيستم‌هاي آبي  لب شور و در طبقه‌ي اکوسيستم‏هاي آب شيرين قرار داده شده است.

تنوع زيستي در حوزه آبخيز‌ خليج گرگان، متشکل از مناطق كوهستاني- جنگلي‌، جلگه‌اي‌، مرطوب‌ و حاشيه‌‌ي تالاب‌، چشمگير است. در زيستگاه‌‌هاي كوهستاني- جنگلي‌ شامل ارتفاعات‌ جنوبي‌ترين‌ مناطق آبخيز بالادست‌،‌ مراتع‌ ييلاقي‌ و جنگل‌ پهن‏برگ‌ هيركاني‌ واقع در دامنه‌هاي‌ شمالي‌ اين ارتفاعات‌، گونه‌هاي گياهي همچون راش، بلوط، انجيلي و جانوراني همچون خرس‌، مرال‌، پلنگ ايراني‌، شوكا، قرقاول ايراني و بازهاي شكاري،‌ به ترتيب بخش برجسته‌اي از فلور و فون اين حوزه را تشکيل داده‌اند. در زيستگاه‌‌هاي جلگه‌اي‌، مشتمل بر حاشيه‌ي‌ شمالي،‌ جنگل پهن برگ، زمين‌هاي‌ کشاورزي و روستاها نيز گياهاني همچون تمشک و سياه‏تلو و جانوراني مانند گراز، قرقاول‌، پرندگان‌ شكاري‌ و بسياري‌ از پرندگان‌ كوچك‏اندام‌، وجود دارند. در مناطق مرطوب‌ و حاشيه‌ي تالاب‌ واقع در حاشيه‌ي‌ شرقي‌، جنوبي و قسمتي‌ از شرق‌ خليج‌ گرگان‌ و تالاب‌ ميانكاله‌ نيز گونه‌هاي متنوع گياهي مانند انار وحشي، تمشک، گز، و گونه‏هاي وابسته به محيط‌هاي آبي همراه با جانوراني از گروه مرغابي‌ها، پرندگان‌ شكاري، ماهي‌ها و ساير آبزيان به چشم مي‌آيند. متأثر از الگوي کاهش بارندگي از سمت جنوب به شمال و از غرب به شرق، پوشش گياهي در مناطق غربي خليج از نوع نواحي مرطوب و در بخش شرقي آن، مشتمل بر انواع مناطق بياباني و نمک دوست است.

خليج گرگان با برخورداري از موقعيت جغرافيايي خاص، ارتباط‌ با‌ درياي‌ خزر، بسته‌ بودن‌‌ آن در منتهي اليه‌ غربي‌، تغييرات‌ ارتفاع سطح و عمق‌ آب، تأثيرپذيري از 25 رودخانه‌ي دائمي‌ و فصلي، همچنين باتلاقي بودن بخش‌هاي شرقي- جنوبي و غربي بستر، امکان رشد و توسعه‌ي جوامع گياهي‌ متنوعي را در مناطق مختلف خود فراهم کرده است‌. اين جوامع گياهي، به ويژه در امتداد شمالي مناطق غربي خليج تا حوالي جزيره‌ي اسماعيل‏ساي به طول‌ 10 كيلومتر گسترده شده و از حدود 12000 هكتار نيزار و گياهان آبزي گوناگون تشکيل شده است. با افزايش عمق از غرب به سمت شرق خليج، از تنوع‌ و تراكم‌ گياهان‌ غوطه‌ور در آب کاسته مي‌شود و بر عکس، خزه‌ها نمود بيشتري مي‌يابند. مناطقي هم که بيش از 2 متر عمق دارند، اغلب‌ بدون هرگونه‌ پوشش‌ گياهي‌اند.

گياهان‌ قسمت‌هاي مياني خليج‌ گرگان‌ نقش تعيين‏كننده‌اي در غناي زيستي اکوسيستم خليج دارند. افزون بر اين، در خليج گرگان، 23 جنس فيتوپلانكتون و گونه‌هاي متنوعي از زئوپلانکتون‌ها متشکل از کوپي پودا، روتاتوريا، کلادوسرا، استراکودا، هيدروزوآ، لارو، گونه‌هايي مانند دو‌كفه‌اي‌ها، ماهي‌ها و بالانوس نيز شناسايي شده‌اند.

همچنين، اين خليج زيستگاه گروه‌هاي متعددي از جانداران کف‏زي، از جمله سخت‌پوستان عالي پالمون و خرچنگ گرد درياي خزر و ناجورپاي گاماروس و پونتوپوريا، همچنين محل زندگي كرم‌هاي بي‌تار و پرتار، لارو حشرات و نرم‌تنان دوكفه‌اي به شمار مي‌رود.

برخي از جانداران خليج گرگان از جمله گونه‏هايي هستند که به طور ناخواسته يا با اهداف اقتصادي به اين خليج وارد شده‌اند. نرم‏تن دوکفه‌اي آبرا گونه‌اي است که در سال 1939م، با هدف تقويت سفره‌‌ي غذايي ماهيان، به درياي خزر معرفي شد، در حالي که شانه‌دار ژله‌اي که به فراواني و در همه فصول در خليج يافت مي‌شود، به طور ناخواسته و بنا به احتمالي، از طريق آب توازن کشتي‌ها به درياي خزر وارد شد. همين طور، بالانوس که در درياي خزر، اولين بار در سال 1955م، ديده شد، به نظر مي‏رسد كه از درياي سياه يا آزوف و از طريق كانال ولگا- دن وارد شده باشد. اين گونه‌ها همگي در خليج گرگان غيربومي به شمار مي‌روند. زئوپلانکتون‏ها و کف‏زيان خليج گرگان به طور قابل ملاحظه‌اي متمايز از فون درياي خزر هستند، تا جايي که تعداد زيادي از گونه‌هاي موجود در اين دريا، در خليج گرگان يافت نمي‌شوند.

ماهي‌هاي خليج گرگان، فهرستي مشتمل بر دست کم 24گونه متعلق به 20 جنس و 10 خانواده را تشکيل مي‏دهند. 8گونه از اين ماهي‌ها در رديف گونه‌هاي غيربومي و وارداتي و 16گونه نيز بومي منطقه‌ي خزري محسوب مي‌شوند. دو خانواده‌ي كپورماهيان و گاوماهيان نيز به ترتيب با 9گونه و 5 گونه، بزرگ‏ترين خانواده‌هاي ماهيان خليج گرگان را تشكيل مي‌دهند. اين در حالي است که وجود ماهي‌هاي ديگري مانند اوزون برون، نوعي گاوماهي و گونه‌اي سياه ماهي نيز در اين منطقه گزارش شده است.

تعدادي از ماهي‌هاي خليج گرگان مانند كلمه، ماهي سفيد، شاه كولي، سياه كولي و شيشه ماهي، مهاجر فصلي‏اند. برخي نيز در همه طول سال در خليج سکونت دارند. تنوع گونه‌اي ماهي‌ها از مناطق شرقي به سمت نواحي غربي خليج روند کاهشي دارد. به علاوه، در فصل زمستان، تمام 24 گونه ماهي خليج گرگان را مي‌توان در منطقه‌ي شرقي آن يافت، اما در فصل تابستان، تنوع گونه‌اي ماهيان در منطقه‌ي غربي خليج به 7 گونه کاهش مي‌يابد. اين تغييرات در تنوع گونه‌اي، در نتيجه‌ي مهاجرت بسياري از گونه‌ها بين خليج و ديگر نواحي جنوب‌شرقي دريا براي تخم‏ريزي صورت مي‌گيرد. به عنوان نمونه، گونه‌هايي مانند كپور معمولي، شاه كولي، كلمه، ماهي سفيد و سياه كولي، در  بهار و زمستان در خليج حضور دارند، اما در فصل تابستان در هيچ نقطه‌اي از خليج ديده نمي‌شوند. اين در حالي است که كفال پوزه باريك و كفال طلايي، شگ‏ماهي درياي خزر و گاوماهي، مقيم دائمي خليج گرگان هستند. ماهي حوض، گامبوزيا، ماهي سه‌خاره و آمورچه نيز از جمله گونه‌هايي هستند كه اغلب در مصب رودخانه‌ها و كانال‌هاي زهكشي اطراف خليج و مناطق باتلاقي و ماندابي حاشيه‌اي ديده مي‌شوند.

ماهي‌هاي كلمه، سفيد، ماش و سوف در بين ماهي‌هاي باارزش تجاري خليج، گونه‌هايي برجسته‌اند. ماش‌ماهي و سوف در زمره‌ي گونه‌هاي كمياب و آسيب‌پذير و كلمه، شاه‌كولي و سياه‌كولي جزو گونه‌هاي در معرض خطر نيز به شمار رفته، اهميت حفاظتي زيادي دارند. در مجموع مي‌توان گفت 12 گونه‌ي باارزش تجاري و 12 گونه‌ي باارزش غيرتجاري (که بيشترشان وارداتي و غيربومي‌اند) در خليج گرگان زندگي مي‌کنند.

در آبگيرهاي شيرين و نيزارهاي ساحلي اطراف خليج گرگان، دوزيستاني همچون قورباغه‌ي مردابي، وزغ سبز و قورباغه درختي را مي‌توان يافت. افزون بر اين، وزغ پابيلچه‌اي و وزغ معمولي نيز از اين منطقه گزارش شده است. به رغم اين، خزندگان در زيستگاه‌هاي پيرامون خليج گرگان از تنوع بيشتري نسبت به دوزيستان برخوردارند. در فهرست خزندگان اين منطقه، گونه‌هايي مانند لاک‌پشت بركه‌اي اروپايي، لاک‌پشت برکه‌اي خزري و لاك‌پشت چهارچنگال، همچنين گونه‌اي مارمولک بي‌دست و پا به نام لوس‌مار، لاسرتاي سبز، مار كرمي شكل، مارهاي آبي، قمچه‌مار و گوندمار ديده مي‌شوند.

در خليج گرگان و زيستگاه‌هاي اطراف آن، 204 گونه پرنده اعم از مهاجر و نيمه مهاجر، بومي آبزي و كنارآبزي و خشكي‏زي شناسايي شده‌اند. 26 گونه از اين پرندگان مشمول مقررات سايتيس و اتحاديه‌ي جهاني حفاظت از طبيعت و تحت حمايت قانوني سازمان حفاظت محيط زيست ايران هستند. اردك بلوطي، اردك سرسفيد، اردك سر سياه، اردك تاج‏دار، اردك چشم طلايي، قوي گنگ، قوي فريادکش و فلامينگو از جمله گونه‌هاي مهاجر زمستان گذران، سنگ چشم خاكستري و پري شاهرخ در زمره‌ي گونه‌هاي مهاجر تابستان گذران و زادآور، زردپر تالابي و گونه‌هاي کمياب لك‏لك سياه و اكراس سياه از جمله پرندگان مهاجر عبوري و قرقاول خزري و دراج از جمله گونه‌هاي ساکن بومي در اين منطقه‌اند. پرندگان شکاري گوناگون، از جمله گونه‌هاي بسيار كمياب عقاب دريايي دم سفيد و عقاب تالابي نيز در اين منطقه حضور دارند و از ساير پرندگان و جوجه‌هاي آن‌ها تغذيه مي‌کنند. پرندگاني همچون گنجشک‏سانان‌ نيز در نيزارها جوجه‌آوري‌ مي‏کنند. اهميت حضور اين پرندگان در اين منطقه به اندازه‌اي است که مي‌توان گفت: اهميت جهاني خليج گرگان به عنوان پناهگاه حيات‏وحش، مرهون وجود اين پرندگان است.

افزون بر اين، پستانداران حضور برجسته‌اي در سواحل و محيط خشكي پيرامون خليج گرگان و به طور مشخص، شبه‌جزيره ميانكاله و جزاير آشوراده و اسماعيل‌ساي داشته‌اند. خفاش، خارپشت، تشي، خرگوش، گرگ، شغال روباه، گربه‏وحشي و گربه جنگلي، گراز و احتمالا سمورآبي (شنگ) برجسته‌ترين پستانداران وحشي ساکن در اين منطقه‌اند. گاو، بز و گوسفند هم به صورت اهلي و اسب و گاوميش به صورت نيمه‏اهلي در ساحل شمالي اين خليج يافت مي‌شوند. اين در حالي است که پيشتر، زيستگاه‌هاي پيرامون اين خليج، شاهد گونه‌هاي ديگري از پستانداران بودند که برخي از آن‌ها همچون مرال، ديگر در اين منطقه وجود ندارند يا مانند ببر هيركان براي هميشه نابود شده‌اند.

اكوسيستم‌ آبي خليج گرگان‌ به مساحت حدود 02/52144 هكتار به انضمام جزاير آشوراده و اسماعيل‏ساي و شبه‌جزيره ميانكاله و خشكي ساحلي آن به مساحت 68/15204 هكتار، از سال 1348ش با  عنوان «پناهگاه حيات وحش ميانکاله» مورد حفاظت بوده است. اين پناهگاه با مساحت کل 7/67348 هكتار، در زمره‌ي‌ زيستگاه‏هاي مهم ‌بين‌المللي،‌ به ويژه براي آن دسته از پرندگان‌ بومي‌ و مهاجر است که هر سال براي بهره‌مندي از شرايط‌ مطلوب آب و هوايي‌ و منابع‌ غذايي‌ فراوان،‌ از مناطق مختلف جهان به‌ اين‌ منطقه‌ پرواز مي‌کنند. اين پناهگاه در تاريخ 28/10/1355، با هدف حفاظت از طبيعت، انجام مطالعات و پژوهش‌هاي علمي و سنجش تأثير متقابل انسان بر محيط‏زيست، از سوي هيأت بين‌المللي بخش انسان و محيط‏زيست سازمان ملل متحد، به عنوان «ذخيره‌گاه زيست‏کره» نيز تعيين شده است. ذخيره‌گاه زيست‏كره‌ي ميانكاله به سبب برخورداري از ويژگي‌هاي طبيعي منحصر به فرد، در زمره‌ي ارزشمندترين مناطق طبيعي جهان و از جمله زيستگاه‌هاي بي‌نظير طبيعي در ايران محسوب مي‌شود. افزون بر اين، اين خليج، با برخورداري از ويژگي‌هاي يک منطقه‌ي تالابي، از جمله دارا بودن عمق کمتر از 6 متر، مشمول تعريف «كنوانسيون بين‌المللي رامسر» بوده، از سال 1354ش، در فهرست تالاب‌هاي با اهميت بين‌المللي نيز قرار گرفته است. بدين ترتيب، يکي از مهم‌ترين اکوسيستم‌هاي حوضه‌ي درياي خزر نيز به شمار مي‌رود.

پناهگاه حيات وحش ميانکاله، به سبب برخورداري از منابع طبيعي غني و چشم‏اندازهاي طبيعي بکر، همواره مورد تهاجم شكارچيان، صيادان، استفاده‌‏كنندگان‌ از منابع گياهي، گردشگران و ساير بهره‌برداران بوده است. در نتيجه، تعداد قابل توجهي از موجودات آن تنها در طول چند دهه‌ي گذشته، از فهرست جانوران اين منطقه حذف شده يا در معرض خطر انقراض قرار گرفته‌اند. افزون بر اين، حوضه‌ي آبخيز خليج گرگان در سال‌هاي اخير، با معضلاتي همچون دفع غيربهداشتي زباله‌ها و انواع پساب آلوده به سموم و كودهاي شيميايي، رشد بي‌رويه‌ي جمعيت، فقدان برنامه‌ي جامع براي توسعه‌ي منطقه‌اي و مديريت يکپارچه‌ي خليج، بهره‌برداري بيش از حد از منابع جنگلي و مراتع، تخريب بستر رودخانه‏ها و مکان تخم‏ريزي ماهيان رود کوچ، فرسايش خاک و افزايش بار رسوبي رودخانه‌هاي منتهي به خليج و تغييرات سطح آب مواجه بوده است. از سوي ديگر، به سبب گردش بسته‌ي آب در نواحي مياني و عميق خليج، مواد آلاينده موجبات آلودگي فزاينده‌ي آب فراهم شده است.

خليج گرگان ناحيه‌اي با سوابق تاريخي طولاني است. شبه جزيره‏ي آشوراده يا آشور آداسي به عنوان تنها جزيره‏ي مسکوني درياي خزر، در مقاطعي از تاريخ، مرکز مبادلات تجاري، فعاليت‌هاي اقتصادي و همچنين محل رقابت استعماري روسيه تزاري و بريتانيا بود و موقعيت حساسي داشت. آشوراده، در سال 1841م، به منظور احداث پايگاه نيروي دريايي و جلوگيري از تجاوزات ترکمن‌ها، به اشغال روسيه‌ي تزاري درآمد و پس از پايان جنگ جهاني دوم، از سوي دولت شوروي سابق، طبق قرارداد 26 فوريه 1921م، به ايران بازگردانده شد.

در دوران قاجاريه، از خليج گرگان يا خليج استرآباد در کنار ايالات استرآباد و مازندران سخن به ميان آمده است. در نوشته‏هاي قرون وسطي نيز اين خليج را درياي آبسکون ناميده‏اند. علاوه بر اين، از آبسکون به عنوان بندرگاه گرگان واقع در کنار درياي تبرستان و شهري نيکو، اما پر از پشه و متعفن و بزرگ‏ترين بندرگاه آن نواحي نيز ياد شده است. رفائيل، سياح انگليسي نيز در سال 1267ق، از اين بندر با عنوان لنگرگاه استرآباد (آشوراده) نام برده است.

در سفر به اين منطقه، منظره‌ي روزهاي آفتابي خليج استرآباد را همراه با جزيره‌ها، کشتي‌ها و سراب‌هايش، «جالب» توصيف کرده است. در سال 1839م، اربواندوف روسي، ناظر و مباشر کشتي‌هاي تجاري نيز براي انجام مأموريتي، تحت پوشش حمل کالا به خليج استرآباد، سفر کرد. وي بازار مطلوبي براي فروش اجناسش در ايران نيافت، اما موفق شد مسير سفر به خليج را بشناسد، بازاريابي کند و با سليقه‏ي مردم استرآباد در امور تجارت و صنعت آشنا شود.

از خليج استرآباد به عنوان بي‌خطرترين لنگرگاه درياي خزر ياد شده است. فعاليت‏هاي بندري در اين خليج، محدود به دو بندرگاه ترکمن (بندرشاه سابق) و گز بود، اما ابعاد اين فعاليت‌ها در مقايسه با فعاليت ساير بنادر ايراني حاشيه‌ي درياي خزر قابل اعتنا نبوده است.

اسكله‌ي بندرتركمن در جنگ دوم جهاني، به تصميم نيروهاي متفقين و به منظور انتقال كالا و مهمات از خليج فارس به جبهه‌ي شوروي سابق، در ساحل بندر تركمن احداث شد و تا پس از پايان جنگ نيز به فعاليت خود ادامه داد. به عنوان نمونه، در سال 1332ش، 11 فروند کشتي؛ در سال 1338ش، 23 فروند کشتي و در سال 1339ش، 19 فروند کشتي در اين بندرگاه پهلو گرفتند، اما در سال‌هاي بعد از 1339ش، رفت و آمد کشتي‌ها در اثر افت سطح آب درياي خزر، با دشواري مواجه شد. با اين وجود، تا سال‌هاي بعد از 1350ش، تردد شناورهاي شيلاتي از تنگه‌ي چپوقلي، ادامه داشت. مسير دسترسي كشتي‌ها به اسکله‌ي بندرترکمن، 17 کيلومتر طول داشت و مجهز به 5 چراغ دريايي بود. مدتي بعد، اسكله‌هاي بندر انزلي و نوشهر جايگزين اسكله‌هاي سه‏گانه‌ي بندرتركمن و اسکله بندرگز شدند. در حال حاضر، آثار خرابه‌هاي اسكله شماره 3 بندرترکمن را مي‌توان در داخل آب دريا و در ضلع جنوبي اسكله‌ي جديد ديد.

احداث و توسعه مجدد اسكله‌ي چند منظوره تركمن، همچنين اسکله‌ي بندر‌گز در تاريخ 4/10/1372ش، آغاز و فاز اول اسكله بندرترکمن در مردادماه 1375ش، افتتاح شد. به رغم اين، راه اندازي اين اسکله در تاريخ 26/9/1377 با پهلو گرفتن اولين كشتي از کشور تركمنستان انجام شد. اين در حالي است که اسكله بندرگز، به دليل نياز به لايروبي مسير رفت‌وآمد کشتي‌ها، غيرفعال باقي‏مانده است؛ مسيري که امروزه در پناهگاه حيات وحش، تالاب بين‏المللي و ذخيره‏گاه زيست‏کره‌ي ميانکاله واقع شده است.

…

منابع:

• آنامرادنژاد، رحيم‌بردي. (1387). نگرشي جغرافيايي به بندرترکمن. گرگان: مختومقلي فراغي.

• ايري، حسين‌علي. (بي تا). اسکله بندرترکمن/ دورنماي طرح توسعه‌ي بندر چند منظوره‌ي تركمن. بازيابي از : http://www.pyragy.4t.com/pyragy42-6/6.htm  تاريخ دسترسي: 10/5/92.

• بشارتي، مهدي.(بي تا). جزيره آشوراده. بازيابي1/4/92، از .http://www.irandeserts.com/content  

• پارسايي، لطف‌الله، و مفيدي خواجه، ارازمحمد. (بي تا). مديريت برآبخيز خليج گرگان، چالش‌ها، اهداف و دورنما. بازيابي 7/5/92، از http://sid.ir/fa/vewssid/s_pdf/23113880523.pdf.

• رابينو، ياسنت لويي. (1382). مازندران و استرآباد. (ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني). تهران: علمي فرهنگي.

• زون، ايگور. س. (1385). خزر، توهمات و واقعيات (جلد اول). (ترجمه علي شمسي فولادي). [بي جا]: مرکز ملي مطالعات و تحقيقات درياي خزر.(1999)

• سارلي، ارازمحمد. (1373). تاريخ ترکمنستان (جلد اول). تهران: وزارت امور خارجه ايران.

• شربتي، سعيد. (1390) شبيه‌سازي دوبعدي الگوي جريان در خليج گرگان با استفاده از نرم افزار مايک 21 . مجله پژوهش هاي حفاظت آب و خاک، 18(4)،241-246.

• شركت مهندسين مشاور روان‌آب. (1381). طرح مديريت پناهگاه حيات وحش ميانكاله (مرحله توجيهي: طر‌ح‌ريزي).[بي جا] : [بي نا] .

• شركت مهندسين مشاور روان آب. (1381). طرح مديريت پناهگاه حيات وحش ميانكاله (جلد نخست- فيزيوگرافي).  [بي جا] : [بي نا] .

• فيروز، اسکندر. (1378). حيات وحش ايران: مهره‌داران. تهران: مرکز نشر دانشگاهي.

• لاهيجي، حميد، حايري اردکاني، اميد، شريفي، آرش، و نادري بني، عبدالمجيد. (1389). شاخص‏هاي رسوب شناختي و ژئوشيميايي رسوبات خليج گرگان. اقيانوس شناسي، (اول)،45-55.

• معطوفي، اسدالله. (1384). استرآباد و گرگان در بستر تاريخ. گرگان: جلالي.

ملگونف، گريگوري والريانوويچ. (1364). سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبي درياي خزر. (ترجمه مسعود گلزاري). تهران: نشر دادجو.

A• Amini, A., Mousavi Harami, R., Lahijani, H., & A. Mahboubi.(2012). Holocene Sedimentation Rate in Gorgan Bay and Adjacent Coasts in Southeast of Caspian Sea. Journal Of Basic And Applied Scientific Research, 2 (1) , 289-297

A• UNESCO - MBA Biosphere Reserves directory. (2014). Biosphere Reserve Information. Retrived 10.7.2013‚from www.unesco.org/mabdb/br/brdir/directory/biores.asp?code=IRA+08&mode=all. تاریخ دسترسی: 92/4/19.

 

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه