خرید و دانلود مقاله

آتابای


آلبوم خانه استرآباد

 

 

آتابای

از شاخه­‌های اصلیِ طایفه­‌ی یموت (گلی. 1366؛ 222). وامبری در حدود سال­ 43-1242ش آتابای را از طوایف اصلیِ یموت و شامل تیره‌­های: صحنه، دوگونچی،[1] طعنه، کس­‌ارخه،[2] قشه، تمق، دانسته است (وامبری. 1365؛ 392). در سفرنامه­‌ی میرزا ابراهیم جمعیت کل طایفه­‌ی آتابای که از دولت‌­آباد و اقسین و آق­ قلعه تا داراجِق سکونت دارند 1620 خانه ثبت شده و آمار این جمعیت را به تفکیکِ تیره‌­ها این­گونه ارائه کرده است: «[الف-] طایفه آتابای 1020 خانه (صحنه[3] 100 خانه- سُقی 75 خانه- یان­پی 40 خانه محمدانلق 170 خانه- ساریچه‌­لی 40 خانه- کسه 45 خانه- کسه‌­آرقه[4] 150 خانه- دوگونچی[5] 80 خانه- طعنه 200 خانه- قانقرمه 80 خانه- قولّر 20 خانه- قراداشلو 20 خانه). [ب-] آق که دو طایفه‌­اند 600 خانه (اوزین‌­آق 320 خانه- قیسقه‌­آق 280 خانه) (گلزاری. 2535؛59). کلنل استوارت در حدود سال­های 52-1250ش جمعیت آتابای را به تفکیک؛ 500 نفر چمور (کشاورز، ساکن) و 300 نفر چاروا (دامدار، کوچ­رو) ثبت کرده و همگی آن­ها را مطیع دولت وقت ایران دانسته است (گلی. 1366؛ 226). کتابچه­‌ی نفوس استرآباد (1296ق/ 1258ش) ضمن این­که آتابای را تیره‌­ای از یموت دانسته، در مورد آن نوشته: «طایفه‌ی یموت و ترکمن‌های آتابای که مشهور به چونی می‌باشند، دو تیره‌اند: آتابای و آق‌آتابای. تیره آتابای؛ یورت آن­ها از اول تپه‌­ی‌­آقشین[6] که زیر حد هاشم‌آباد است الی زیر سامان محمدآباد، عرضش قریب به دو فرسنگ (12کیلومتر) و طولش از زیر سیاه ­بالا الی آب اترک. آن­چه از جرجان به بالا سکنی دارند چمر[اند][7] و از جرجان به پایین سکنی دارند چاروا[8]. قریب دو هزار خانه­‌وار می‌شود... تخمیناً نفوس آن­ها 8300 نفر است. تیره­ی آتابای 15 فرقه­‌اند از قرار تفصیل [ذیل]: 1ـ صحنه[9] 2ـ سقوی[10] 3ـ یان­پی[11] 4ـ ساریچونی 5 ـ محمدآلق[12] 6ـ تمک[13] 7ـ خان­لی 8 ـ قاضی­لی 9ـ قانقرمه[14] 10ـ طعنه[15] 11ـ دوگونچی 12ـ کس­ارخه[16] 13ـ کسه[17] 14ـ عاشورگوک 15ـ قره‌­داشلی» (ذبیحی.1350؛44 و ذبیحی و افشار. 1363؛ 253و254). ژنرال سرپرسی سایکس که در 1893م (1271ش) میان ترکمان­‌های یموت بوده، در مورد ایل آتابای نوشته: «از ایل آتابای دو هزار خانوار در ایران و هزار خانوار در خاک روسیه زندگانی می­‌کنند و چون در میان ایل جعفربای و تیره­‌های کوچک به سر می‌­برند، عده‌­ای از دسته‌­جات عشایر جزء را مطیع و منقاد خود ساخته‌­اند. یک تیره از همین طایفه «آق ­آتابای» می‌­باشد که رییس و سرکرده­‌ی آن­ها فعلاً موسی­خان است».‌ سپس سایکس عشایر فرعی­ای را که مطیع آتابای هستند، با ذکر تعداد خانوار آن­ها، نام ­برده: «بولگای 300 خانوار، قان­یوخماز[18] 400 خانوار، داز 1000 خانوار، دوجی 1000 خانوار، بدراک[19] 200 خانوار، امیر[20] 100 خانوار، کوچک 300 خانوار، تاتار 100 خانوار، سلاک[21] 100 خانوار، کجوخ[22] 1000 خانوار» (سایکس. 1363؛22-21). در کتاب «تفصیل احوال تراکمه» ترجمه­ی 1299ق (1261ش) آمده: «آتابای دسته­ای از تراکمه قراچوقای یموت هستند که به آق­آتابای، آق­داز، آق­ایمر، آق­بدراق، آق­ایگدر، آق­کوچک و آق­قان­یوخمز تقسیم می‌شوند» (ذبیحی. 1350؛ 165 و ذبیحی و افشار. 1363؛151). رابینو (ح1250ش) آتابای را یکی از شعبه‌­های چهارده­گانه‌­ی یموت (رابینو. 1383؛155) اما قورخانچی (1321ق/1282ش) آن را یک تیره از تیره­های دوازده­گانه­ی یموت می‌داند[23] (اتحادیه و سعدوندیان. 1360؛34). میرزا سراج­الدّین نیز حدود 1321ق (1282ش) نوشته: «طایفه‌­ی دیگر آته‌­بای می‌باشند که عمده‌­ی آن­ها غیر از چاروا، هزار خانوار چمور می‌باشند که در آق­‌قلعه، نزدیک شهر استرآباد، سکنی دارند. تمام فلاح می‌باشند» (میرزا سراج­ الدین. 1369؛275). ذیل راپورت حکومت استرآباد مورخ 1304ش که در شرح احوال ترکمن­های ایران نوشته شده، شجره­‌نامه­‌ای از ترکمن­های یموت ایران ارایه شده است که بر اساسِ آن طایفه‌­ی آتابای جزو شاخه‌­ی چونی از طایفه‌­ی یموت بوده و خود به سه زیرشاخه‌­ی اصلی به نام­های آتابای، آق ­آتابای و اودزن‌­آق (اوذرین­‌آق) تقسیم می­‌شوند. طبق این شجره‌­نامه، آتابای شامل زیرطوایف: 1- صحنه 2- قان­قرمه 3- سقی 4- یامپی 5- طَلمک 6- کُر 7- دوگونچی 8- عاشرگوگ 9- گنجه 10- طعنه 11- محمدالق 12- الق قولر، آق آتابای شامل: 1- قان­یخمز 2- ایگدر 3- کوچک 4- بدراق 5- ایمر 6- تاتار 7- سلاخ، و اودزن‌­آق شامل: 1- سلجوقی 2- گوگ 3- حبیب­لی 4- قیسقه­‌آق 5- جومله (جزمله؟) 6- نصنه (فصنه؟) 7- ...یرمحمّدلی[24] (حکومت استرآباد. 1304؛ 9). در دوران سلطنت ناصرالدین­‌شاه قاجار خانِ طایفه‌­ی آتابای آدینه‌­خان بوده (ن.ک آدینه‌­خان) و پس از او پسرش، ندرخان، جانشین او شده است. (ن.ک ندرخان). چنان­که در زمان سفر عبداله‌­میرزا، به استرآباد (1307-1306ق/ 1268-1267ش) نیز ندرخان (نادرخان) خانِ طایفه­‌ی آتابای (آلبوم 298. 1307ق؛ ع121) و کربلایی محمدخان و کربلایی علی­‌اکبر داروغگان آتابای بوده­‌اند (همان؛ ع116). از آن­جا که کربلایی محمدخان از 1289ق (1251ش) تا 1317ق (1278ش) داروغه­‌ی آتابای بوده (کتابخانه ملی. 1374؛ 383 و ساعدالدوله. 1317ق) و در سال 1296ق (1258ش) نام علیرضاخان به عنوان داروغه­‌ی آتابای مطرح شده (ذبیحی و افشار. 1363؛254) و در 1307-1306ق (1268-1267ش) کربلایی علی‌­اکبر نیز در کنار کربلایی محمدخان، داروغه‌­ی این طایفه بوده (آلبوم 298. 1307ق؛ ع116) می‌­توان گفت این طایفه حداقل از سال 1296ق دو نفر داروغه داشته است. (ن.ک به علی‌­اکبر (کربلایی-) و محمدخان (کربلایی-))

 

[1]- اصل؛ دونگیرچی dûngirtchi

[2]- در متن وامبری طعنه و کس­ارخه یک تیره دانسته شده و نام آن به صورت: تانا- قیزارکا tana-kisarka ثبت شده است.

[3]- اصل؛ سهنه

[4]- اصل؛ کسه‌­حلقه

[5]- اصل؛ درکونجی

[6]- آقسین تپه

[7]- به معنی؛ کشاورز

[8]- به معنی؛ دامدار

[9]- sahnǝ

[10]- seqvey – همان سوقی است.

[11]-yānpe/ yānpi  - همان یامپی است.

[12]-āleq/āloq  ن.ک به مدخل«محمد آنلق» در همین بخش

[13]- temak/temek

[14]- qānqermǝ

[15]- تانه (گلی. 1366؛ 222)

[16]- کسلخه keselxe – کسه‌­آرقه

[17]-kese

[18]- در منابع به صورت؛ «قان‌­یوخمز» و «قان‌­یوقمز» نیز ضبط شده است.

[19]-  بدراق

[20]-  ایمر eymer

[21]- در منابع به صورت «سلاخ» و «سلاق» نیز ضبط شده است.

[22]- قجوق

[23]- ر.ک به مدخل یموت در همین بخش

[24]- چیزی شبیه به «تلیرمحمدلی» نوشته شده، اما شاید شیرمحمدلی باشد.

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه