خرید و دانلود مقاله

آق قلعه (آق قلا، پهلوی دژ)


آلبوم‌خانه استرآباد

 

آق ­قَلعه (آق ­قَلا، پهلوی­دژ)

ارگ و قلعه‌­ای در 3 فرسخی (18کیلومتری) شهر استرآباد که به ظاهر در سال­های نخستین سلطنت ناصرالدین‌­شاه قاجار (سلطنت 14شوال 1264ق/ 22 شهریور1227 تا 17 ذق 1313/ 11 اردیبهشت 1275) بر اساس نقشه­‌ی باروی ارگ قدیم (مبارک ­آباد) بنا شده (آلبوم298. 1307ق؛ ع88) و در اواخر سلطنت رضاشاه (حدود 1320ش) ویران گردیده است. اما ظاهراً تا زمان سفر رضاقلی‌­خان هدایت به استرآباد (1268ق/ 1231-1230ش) هنوز عمارت جدید آق ­قلعه احداث نشده بوده است (هدایت. 1356؛ 38). توضیحات زیرنویس عکس شماره­‌ی 31 احداث ارگ آق­‌قلعه را به محمدولی­‌خان بیگلربیگی نسبت داده است (آلبوم 298. 1307ق؛ ع88). اعتمادالسلطنه، محمدولی­‌خان را نخستین حاکم استرآباد در زمان سلطنت ناصرالدین شاه دانسته (اعتمادالسلطنه. 1374؛59) و اسناد تاریخی استرآباد نیز نشان از آن دارد که وی حداقل تا محرم 1267 حکومت استرآباد را بر عهده داشته است (ذبیحی و ستوده. 1377؛ 179). اما نکته این­جاست که ظاهراً وی یک بار دیگر در سال 1281ق (1243ش) به حکومت استرآباد منصوب شده است (محبوبی اردکانی. 1380؛606). لکن با توجه به این که در متون تاریخی اشاره‌­ای به احداث ارگ آق­‌قلعه در این دوره نشده، نمی­‌توان تاریخ دقیق احداث آن را بیان نمود. اعتمادالسلطنه در کتاب المآثر والآثار در ذکر اقدامات عمرانی دوران چهل ساله‌­ی سلطنت ناصرالدین شاه (تا حدود سال 1304ق/ 1266-1265ش) تنها به «تجدید قلعه خواجه­‌نفس و بستن بند گرگان، هر دو به دست محمدولی­‌خان بیگلربیگی استرآباد به تاریخ 1267ق [1230-1229ش]» اشاره کرده (اعتمادالسلطنه. 1374؛ 90) و مجدداً در باب اقدامات عمرانی سال 1268ق (1231-1230ش) آورده: «ساختن قراولخانه­‌های مستحکم برای نشیمن مستحفظین عابرین و قوافل در معابر تراکمه دشت گرگان و استرآباد در این تاریخ مذکور [1268ق]» (همان؛91). هر چند در این گزارش­ها نامی از آق­‌قلعه نیامده، اما اهتمام به احداث استحکاماتی در صحرای ترکمن (دشت گرگان) در تاریخ مذکور (1268-1267ق) احتمال ساخت آق‌­قلعه به جای مبارک‌­آبادِ مخروبه را تقویت می­‌کند (ن.ک محمدولی‌­خان). به هر صورت باید توجه داشت که در متون تاریخیِ متأخر، در ذکر وقایعِ قبل از این تاریخ (1268- 1267ق) هرجا که نام آق­‌قلعه آمده، به احتمال قوی، مقصود همان مبارک­‌آباد است (ن.ک مبارک‌­آباد). مصطفی­‌قلی­‌خان، فرمانده­ی آق‌­قلعه در 1284ق (1246ش)[1] آورده: «آن خرابه‌­ی ارگ قدیم، معقول­‌جایی بود. این که تازه ساخته‌­اند استحکام او را هم ضایع کرده، طوری است که از برای دشمن بیشتر به کار می­‌خورد ... حالت برج و باره و خندق [آق]قلعه این است که آن­چه در این مدت ساخته­اند اولاً همه بی‌­قاعده و بی­‌مصرف بوده است، ثانیاً همگی خراب شده است». این فرمانده از روز ورود به آق­‌قلعه (14 صفر 1284/ 26 خرداد 1246) به مدت شش روز (تا نوزدهم صفر)، عملیات تعمیر آق‌­قلعه را به اتمام رسانده است. چنان­که خود نوشته: «... خدا گواه است که یک مزقل نداشتند، فدوی ناچار در چهارگوشه‌­ی قلعه چهار باستیان بنا گذاشته، به هر طور بود شب و روز کار کرده تا روز نوزدهم [ماه صفر] تمام کرده ...» (کشمیری. 1349؛83 و84). اعتمادالسلطنه نیز در ذکر اقدامات عمرانیِ سال بیست و سوم جلوس ناصرالدین شاه (1286ق/ 1248ش) خبر از تعمیر آق­‌قلعه داده است (اعتمادالسلطنه. 1374؛106). علاوه براین در ذکر اقدامات عمرانیِ سال سی و نهم جلوس ناصرالدین شاه (1303ق/ 1265-1264ش) از آق­‌قلعه به عنوان قصبه یاد کرده است: «تجدید و تشیید قصبه محکمه آق­‌قلعه، واقعه در حوالی استرآباد، برای سکنای ایلات ترکمان که رعیت دولت ایران می­‌باشند، فی التاریخ [1303ق/ 1265-1264ش]» (همان؛ 114). در توضیحات زیرنویس  عکس شماره 31، ضمن اشاره به تعمیر آق‌قلعه در دفعات متعدد و در زمان حکام استرآباد در ادوار مختلف، تعمیر کامل این قلعه را به سال 1304ق (1266- 1265ش) در زمان حکومت یارمحمدخان سهام­‌الدوله بر استرآباد، به مباشری میرزا سلیمان، گماشته امین­‌السلطان، نسبت داده است (آلبوم 298. 1307ق؛ 88). اما گزارش‌­های روزنامه­­ ایران در زمان حکومت سهام‌­الدوله بر استرآباد، نشان می‌­دهد تعمیرات آق­‌قلعه از اواخر سال 1303ق (اواسط سال 1265ش) شروع شده و در سال 1304ق (1266-1265ش) به پایان رسیده است (کتابخانه ملی. 1375؛ 2444و 2464). در ذیل عکس مذکور (شماره­ 31)، آق­‌قلعه این­گونه توصیف شده است: «این قلعه [به شکل] مربع مستطیل، به طول رود گرگان [و] در جنوب آن ساخته شده، از سمت داخل دویست و بیست ذرع (حدود 230 متر) طول و دویست ذرع (حدود 210 متر) عرض آن است. در زوایای آن چهار برج آجری محکم ساخته شده، چهار عراده توپ در روی بروج است، دارای دو دروازه­‌ی جنوبی و شمالی و حمام و قورخانه و اطاق­های تحتانی و فوقانی جای سرباز و توپچی است (همان­جا). علی­‌اشرف­‌خان سرتیپ در راپورتی به تاریخ 20 محرم 1317 (10 خرداد 1278) نوشته: «از آق‌­قلعه هم چیزی که باقی مانده حصار [آن] است. اطاقها نه در دارند نه پنجره و نه اغلبشان سقف، انبار ذخیره منحصر به یک قفل است که از در آویزان است ... چهار پنج­سال قبل (حدود 13-1312ق) به حکم اولیای دولت، آب­انباری برای آسودگیِ مستحفظین با مخارج گزاف ساخته شده است [که] هنوز آب ندیده قریب‌­الانهدام است» (علی­‌اشرف. 20 محرم 1317). محمدعلی قورخانچی یک بار در سال 1321ق (1282ش) در کتاب «نخبه سیفیه» توصیفی از آق­‌قلعه ارائه داده (اتحادیه و سعدوندیان. 1360؛ 53و54) و بار دیگر در 1327ق (1288ش) با اندک تغییراتی در متن، همان توصیفات را در کتاب «نخبه کامرانی» درج کرده است (ذبیحی و افشار. 1363؛121و122). در این­جا تلفیقی از این دو متن ارائه می­شود: «بنای آق­‌قلعه در نقطه‌­ایست که از سه سمت، خاکریزی احاطه دارد. این نقطه خیلی قدیم و آثار قدمتش معلوم و آثار شهریّت و خندق و خاکریز او هویداست. نسبت این آثار خاکریز را به امیرتیمور می‌دهند. آق­‌قلعه، قلعه‌­ایست محکم، بنای او در اوّل سلطنت ناصرالدین­‌شاه قاجار [احداث شده] (اتحادیه و...؛53) و تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، همه‌­ساله تعمیرات و تغییراتی در آن انجام می‌­شده است (ذبیحی و...؛ 121). دیوارهای قلعه از خشت و گل و چینه است و از طرف داخلی قلعه، پشت دیوارها تماماً مردرو[2] و سر دیوارها کنگره و روی او آجر است... (اتحادیه و ... ؛53) و ورودی مردروها را به طور انحنا تیغه کرده و سوراخ برای تیراندازی گذارده­‌اند (ذبیحی و... ؛122). این قلعه دارای دو دروازۀ آجری و درهای آهنین محکم است که یکی رو به شمال و دیگری رو به جنوب است و سمت مشرق و مغرب قلعه را خندق آجری و خاکریز­های جنگی ترتیب داده­‌اند (ذبیحی و...؛121). [در این قلعه] به قدر گنجایش یک فوج سرباز، اطاق تحتانی و فوقانی ساخته‌­اند که به واسطه‌ی عدم تعمیر، قریب به انهدام است و دو حیاط خلوت هم از آجر در داخل قلعه است که مخروبه شده و پوشش این اطاق­ها و خلوت­ها از چوب و روی آن­ها به شکل بناهای استرآباد، از سفال[3] پخته پوشیده شده (اتحادیه و...؛ همان­جا)، در داخل قلعه آب نیست. راه آب­انباری در سمت شمالی قلعه است ولی آب­‌انبار را خارج از قلعه، لب رودخانه­‌ی گرگان ساخته‌­اند که سابقاً به واسطه‌ی تلمبه، آب را از رودخانه­‌ی گرگان به داخل حوضی می­‌ریختند و پس از تصفیه، آب تمیز وارد آب‌­انبار می­‌شد. این آب‌­انبار فعلاً آب نداشته و تعمیر لازم دارد... (اتحادیه و...؛ 53و54 و ذبیحی و...؛ 122). در چهارگوشه­‌ی داخلیِ قلعه برج­های محکمی بوده و در هر برجی یک عراده توپ قدیم بی­جان جای داده‌­اند. بالاخانه و تلگرافخانه و حمام و ذخیره و اطاق­های متعدد که در جهت شمال قلعه است، تماماً خراب است. سمت جنوب داخلیِ قلعه بنائی عبارت از تحتانی و فوقانی بوده، قریب به انهدام است. سمت شرقی قلعه عبارت از خلوت­های متعدد و انبار و طویله و اطاق­های تحتانی و فوقانی بوده، منهدم یا قریب به انهدام است. وسط قلعه تپه‌­ای خاکی برای شلیک صبح و عصر ترتیب داده و عرادۀ توپ بی­جان شکسته هم در روی او نصب است (ذبیحی و ...؛ 122). رود گرگان از سمت شمالی قلعه جاریست و فاصله‌ی رودخانه تا درب قلعه بیست و پنج قدم است[4] و در محاذی درب قلعه در روی رودخانه، پل محکمی‌ از آجر که مرکب از چهار چشمه است، ساخته شده و در انتهای پل دروازه‌­ی محکمی‌ از آجر برپاست که وقتی این دروازه بسته شود، راه آمد و رفت ترکمان‌هایی که مجبورند از این راه به شهر بیایند مسدود است ... چنان­چه در استحکام و تعمیر آق­قلعه توجهی نشود عماًقریب به کلّی خراب خواهد شد» (اتحادیه و...؛ 53و54).[5] حسینقلی مقصودلو در گزارش­های سال 1335ق (1296ش) اشاره به ویران بودن ارگ آق­‌قلعه و آغاز ساخت و سازهای جدید در آن­جا دارد: «امر شد در آق‌­قلعه منازل چندی بسازند. آجرهای عمارت جهانسوزمیرزا و بناهای آق‌­قلعه از قبیل حمام و سربازخانه‌ها که در زیر خاک پنهان شده بودند، امر شد ترکمان­های جعفربائی روزی هشتاد نفر، صد نفر آمده آجرها را بیرون کرده، اطراف آق‌­قلعه را با آجر و گل، سربازخانه می‌سازند» (افشار و دریاگشت. 1363؛528). آق­‌قلعه در زمان رضاشاه تبدیل به قلعه‌­ای نظامی شده و نام آن نیز به «پهلوی‌­دژ» تغییر کرده است. چنان­که در سفرنامه‌­ی رضاشاه مورخ 1305ش نیز در این باب آمده است: «پهلوی­‌دژ (آق‌قلعه) مرکز نظامی‌ مهمی‌ است، و در مرکز قبایل ترکمان روی رود گرگان، و در شمال­‌شرقی استرآباد، به فاصله­‌ی سه فرسنگ یا 18200 متر واقع است» (پهلوی. 1387؛ 427 و 428). اکنون از بنای این قلعه دیگر اثری نیست. از آن­جا که این منطقه محل استقرار اُبه­‌های طوایفی از ترکمان­ها بوده، در دوره‌­ی پهلوی اول با نام پهلوی­‌دژ تبدیل به سکونت­گاه دایمیِ گروهی از ترکمن­ها شد. و رفته رفته از جنوب گرگان­رود به سمت شمالیِ رود انتقال یافته و در آن سمت نیز گسترش یافت. ساکنین اولیه‌­ی روستای پهلوی‌­دژ برای ساخت خانه‌­های خود، از آجرهای خرابه‌های ارگ آق­‌قلعه و عمارت جهانسوزمیرزا استفاده کرده­‌اند. (خواجه­‌نژاد و اخوان­‌مهدوی. 14/12/1391)، در سال 1332ش با پیگیری‌های احمدتوکلی و تعدادی دیگر از معمیرین این منطقه، روستای پهلوی­‌دژ تبدیل به شهر شده و احمد توکلی مشهور به «احمدشهردار» به عنوان نخستین شهردار این شهر انتخاب شد. (اداره کل امور شهرداری­‌ها. 2/10/1332) پس از انقلاب اسلامی ایران (1357ش) نام پهلوی­‌دژ به آق­‌قلا[6] تغییر یافت. اکنون شهر آق‌­قلا به عنوان مرکز شهرستان آق‌­قلا شناخته شده و محدوده­‌ی ارگ آق‌­قلعه‌، در مرکز این شهر و در جنوب پل تاریخی آق‌­قلا واقع شده است. (ن.ک به مدخل­های پل آق ­قلعه، عمارت شمالی آق قلعه)

 

[1]- مصحح متن «نبردهای آق‌­قلعه» به اشتباه تاریخ نگارش آن را قبل از سال 1249ق تصور کرده است. (کشمیری. 1349؛80- 76)

[2]- راهرویی باریک و در ارتفاع زیاد که معمولاً عبور و مرور بر روی آن خالی از خطر نیست. در معماری بومی غرب ایالت استرآباد به پیش‌­آمدگی تلارها (تراس‌­های طبقات فوقانی) مردرو اطلاق می­‌شود. (ایمانیان و اخوان. 1393)

[3]- اصل؛ سوفال

[4]- در نخبه کامرانی فاصله‌ی رود گرگان تا دروازه‌­ی آق­‌قلعه 30 ذرع ثبت شده است. (ذبیحی و افشار. 1363؛ 121)

[5]- قورخانچی شش سال بعد (1327ق/ 1288ش)  نیز شرح کاملی از اوضاع آق­‌قلعه ارایه داده است. (ن.ک به ذبیحی و افشار. 1363؛ 122- 121و هم­چنین ن.ک به میرزا سراج­الدین. 1369؛275)

[6]- نام شهر کنونی آق‌­قلا āqqalā برگرفته از تلفظ ترکمنی آق‌­قلعه است.

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه