محمدزمان خان قاجار عزّالدین لو
محمدزمان خان قاجار عزّالدین لو
رابینو (ح1250ش) نام وی را ذیل حکام قاجاری استرآباد آورده و تاریخ فوت او را 1229ق[1](1193ش) نوشته است. (رابینو.1383/252)، اما ظاهرا وی دو بار به حکومت استرآباد منصوب شده است؛ یک بار قبل از طغیان یوسف خواجه کاشغری (ن.ک حادثه ایشان) و یک بار بعد از طغیان یوسف خواجه [1229ق]، چنانکه عبدالرزاق دنبلی در پایان حکایت یوسف خواجه کاشغری و مغلوب شدن وی مینویسد: «... خدیو جم فرمان محمدزمان خان قاجار را که حاکم سابق استرآباد بود و ترکمانیه از حسن سلوک او دلشاد، به حکومت استرآباد تعیین فرمودند.» (مفتون دنبلی. 1351/310) حسینقلی ابن امامقلی عزّالدین لو نیز در حاشیهی نسخهی خطی عین البکاء نوشته: «تاریخ کور کردن محمدزمان خان 1229ق». (عزّالدین لو.ح1250ق)، مؤلف کتاب ناسخ التواریخ ذیل وقایع سال 1229ق، مینویسد: «... این هنگام خبر طغیان محمدزمان خان عزالدین لوی قاجار برسید؛ همانا محمدزمان خان یک چند از زمان، مورد عطوفت شاه شهید آقامحمدشاه بود و پس از او شهریار نامور فتحعلیشاه او را به حکومت بسطام و کبودجامه (حاجیلر) خورسند میداشت و بعد از خمود فتنه [یوسف] خواجهی کاشغری به ایالت استرآباد و قبایل ترکمان سربلند گشت، با اینکه مهدیخان بالارستاقی به میرزا شفیع صدراعظم دعویداری محمدزمانخان را نهی داشت، شهریار تاجدار در شریعت عدالت رواندید که بی ظهور عصیانی او را از مکانت خود ساقط سازد تا این هنگام سر به طغیان برآورد... هم در این هنگام یک نفر از جواسیس او در لشکرگاه [فتحعلی شاه] گرفتار شد، شهریار تاجدار او را به جان امان داده و منشوری چند نگار داده او را سپرد که در نهان به بزرگان و علماء و کارفرمایان استرآباد برساند. بدین شرح که محمدزمان خان را ... اگر مأخوذ داشتید و دست بسته به حضرت فرستادید مورد عطوفت و ملاطفت خواهید بود و اگر نه... ، جاسوس منشور را برگرفت و در ظاهر (بیرون) شهر استرآباد مناشیر پادشاه را در میان عدلی از علف نهاده بر پشت بست و به خانهی آقا محسن شیخالاسلام درآمد و مثال شاه را به او داد و شیخالاسلام شب هنگام سادات و بزرگان شهر را در سرای خود انجمن کرده، بیم و امیدی که در منشور بود باز نمود ... بالجمله اهالی استرآباد محمدزمانخان را نیز گرفته به زندان باز داشتند ... شاهنشاه ایران، میرزا یوسف اشرفی، نایب موستوفی الممالک را به ضبط اموال او مأمور ساخت و میرزا محمدخان عرب، بسطام-یوزباشیِ غلامان- را حکم داد تا محمدزمانخان و هواخواهان او را مغلولاً حاضر حضرت کند و اردوی پادشاهی در حرکت در آمده ... چمن نمکهی دامغان لشکرگاه شد و امیرخان، برادر محمدزمان خان نیز در قلعه ماران به دست لطفعلی خان کتول گرفتار شد...». (سپهر.1344/260- 257)، حقایق نگار نیز در ذکر وقایع سال 1229ق مینویسد: «... اخبار طغیان محمدزمان خان عزالدین لو در استرآباد به اعانت ترکمانان و شورش اهل شهر بر ایشان به عرض واقفان حضور رسید. میرزا یوسف مستوفی مأمور روانه استرآباد گردید. خانِ یاغی را با برادر طاغی از مرکب جهالت و نادانی به زیر آورده، بر الاغی سوار به اردو (چشمه علی دامغان) رسانید، مورد سیاست سلطانی آمدند». (خورموجی.1344/15)، هدایت نیز در ذیل وقایع سال 1229ق مینویسد: «در این حال خبر طغیان محمدزمان خان قاجار عزالدینلو حاکم استرآباد معروض افتاد که با سی هزار سوار ترکمان در وادی عصیان و عزیمت طهران پیسپار است. مثالی به سادات و اعاظم استرآباد به گرفتن او صادر شد. اعاظم و اکابر استرآباد ازدحام کرده آن دیوانه را گرفته در بند کشیدند. لطفعلیخان کتول برادر او (امیرخان) را نیز مقید و مغلول در چمن نمکه به حضور رسانیدند و بعد از انواع خفت مکحول گردیدند. (هدایت.1373/369)، آثاری که از محمدزمانخان باقی مانده عبارت است از: چشمهی محمدزمان در رامیان، قریهی محمدزمانخان در مینودشت». (سعیدی.1364/56-53)، کتابچهی خالصهجات و املاک حاج میرزاآقاسی(ح1270ق/ 1232ش) در ذکر خالصهجات قدیم استرآباد مینویسد: «قریهی آدرینه محمود آبادی[2] ضبطی از محمدخان و محمدزمان عزالدینلو باتمام». (بیانی و اتحادیه.1387/378)[3]