خرید و دانلود مقاله

گوکجه


گوکجه    Gukje

 

 

روستایی در دهستان زاوکوه، بخش پیشکمر شهرستان کلاله، استان گلستان.

این روستا در 16 کیلومتری ‌شمال شرق کلاله در طول جغرافیایی 10ً 32َ °55 و عرض جغرافیایی 31ً 30َ °37 در ارتفاع 185 متری از سطح دریا قرار دارد.[1] این روستا در کنار مسیر کلاله به مراوه‌تپه واقع شده است. روستای کولی بایندر و دیوارتاریخی آلانگ از شرق، روستاهای تمرقره‌قوری، کسینگ‌دره‌سی و قلاجیق از غرب روستای ئیل‌لی‌بدراق، دیوارتاریخی‌آلانگ، شوویلی و ارتفاعات و رشته‌کوه‌های گوگجه از شمال و روستاهای عاشورمحمدی، بلوچ‌آباد و طوقه از سوی جنوب این روستا را احاطه نموده‌اند. این روستا به جهت واقع شدن در  مسیر دوراهی کلاله به مراوه‌تپه و کلاله به اورجنلی اهمیت خاصی دارد.[2]

درباره‌ی دلیل نامگذاری روستا به این شکل می‌توان گفت که گوگ در گونه‌ی زبانی ترکمنی به معنای آبی[3] است و پسوند «جه» نشان تصغیر است.

اهالی این روستا همچون دیگر ترکمن‌ها، عشایری بودند که با هدف دستیابی به چراگاه‌های بهتر برای دام خود به مناطق گوناگون کوچ می‌کردند. ملگونف در کتاب خود جمعیت گوگجه را یکصد چادر می‌داند.[4] کلنل ییت سکونتگاه اهالی این روستا را به صورت زمینی باز و در تلاقی رودخانه‌ی ساری‌سو و رودگرگان در پایین دست بایندر دانسته است. وی در کتاب خود آورده: «در نزدیکی دهکده اردو زدیم، نزدیکی‌های غروب ملابخش با چند تن از دستیارانش و محمدخان به روستای گوگجه رفتند. لباس ترکی ملابخش باعث تعجب و جذب اهالی شده بود».[5] در کتاب فرهنگ‌جغرافیایی محل استقرار روستا همان محلی توصیف شده که کلنل ییت نوشته  و اینگونه آمده که در سمت شمال و شمال غرب گوگجه یک رشته‌کوه‌های کم‌ارتفاع به نام تپاشی قرار گرفته که از ارتفاعات قارنوا در سمت شرق منشعب شده و با شیب ملایمی به طرف غرب که در آن طرفش منطقه‌ی یموت قرار گرفته، ادامه یافته است. تمام منطقه‌ی واقع در شمال رودگرگان، کویر است و به چول شهرت دارد که به طور چشمگیری بی‌آب است.[6] اهالی روستا در گذشته کنار رودخانه گرگان و گاهی در مراتع شمالی روستا به سر برده‌اند. پیش از کوچ به مکان  کنونی در منطقه‌ای به نام ایکی‌قات می‌زیستند. در حدود سال 1325ش، به رهبری ایلی‌خان، بزرگ روستا، در این مکان سکونت یافتند. اردقدی ارازی بر اساس صحبت پدر مرحومشان می‌گوید: شخصی به نام آنه‌مراد از طرف رضاشاه حکمی دریافت کرده بود که نشان می‌داد چندین هکتار از زمین‌های منطقه را به وی واگذار کرده بود. پدرشان این حکم را دیده بودند که بعدها مفقود شده است. اما بعدها شخصی به نام مهندس گرایلی از مشهدمقدس این زمین‌ها را از تصرّف خاندان آنه‌مراد خارج کردند».[7] 

محمدامین‌آخوند آدینه امام‌جمعه‌ی شهر فراغی و بایرام‌گلدی برمک نماینده‌ی هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه‌ی شهرستان‌های مینودشت، گالیکش، کلاله و مراوه‌تپه اهل این روستا هستند.

زبان اهالی روستا ترکمنی است. همگی مسلمان و حنفی‌مذهب هستند. اهالی روستا گوکلان و از طایفه‌های قُل، گرایلی، مجاور، خان و قوربیش می‌باشند. چند خانواده از طایفه‌ی یموت هم در این روستا سکونت دارند. طایفه‌ی مجاور، در گذشته، متولّی زیارتگاه خالدنبی بودند. آقای عبدالحکیم مرادپور  گفته‌اند: «حکم مجاوری/ متولی زیارتگاه را در حالی که بر روی پوست گوزنی نوشته بودند مشاهده کرده است که پس از فوت پدرشان مفقود شده است».[8] وامبری سال 1242ش، در بین ترکمن‌ها بوده و در کتاب سیاحت درویش دروغین آورده است: گوکلان‌ها ده طایفه هستند یکی از آنها طایفه‌ی قوروق/ قِرق است که تیره‌های گیین لیق (گینگ‌لیک)، صوفیان، دهنه، قره‌قوسو (قاراقوزی)، چکه، گوقزه (گوگجه) ‌قابا سقال، اونگوت و قنگور را دربر می‌گیرد.[9] قورخانچی سال 1282ش، داروغه‌ی گوکلان‌ها بود و آنان را به دو گروه دودورغه و حلقه‌داغی تقسیم کرد. در گروه حلقه‌داغلی طایفه‌ی قِرق را بزرگترین طایفه‌ی گوکلان به حساب آورده و آنها را شامل تیره‌های کین‌لیگ، قاباسقّال، دهنه، چکه، کوکجه (گوگجه)، قاراجه، قاراقوزی، صوفیان، کنکور و عنکوت می‌داند.[10] در کتاب فرهنگ جفرافیایی ایران خراسان گوکلان‌ها به ده شاخه تقسیم شده‌اند و در شاخه‌ی قِرخ/ قِرق به دوازده تیره‌ی قِرخ، کنک‌لی، کواسخال، دهانه‌سخال، چکّه، قره‌قوزی، صوفیان، گوگجه، قراجه، انجیت، کورگر و یلیانجی منشعب شده‌اند.[11]

پیشه‌ی غالب روستاییان کشاورزی است. بزرگان روستا برای بهره‌برداری بیشتر از زمین‌های کشاورزی سدهای خاکی ساخته‌اند. سد یا بند ایلی‌حاجی، تاجی‌حاجی، بند مجاور و نظرحاجی از جمله‌ی این سدها هستند. حدود 1200 هکتار زمین کشاورزی در روستا وجود دارد. گندم، جو، شالی، ماش، هندوانه و آفتابگردان از جمله محصولات کشاورزی روستاست. دامداری از دیگر مشاغل اهالی است. نزدیک به 1500 راس گوسفند و 110 راس گاو در روستا نگه‌داری می‌شود. باغداری در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. زیتون، انار،آلو، انار، انگورو انجیر از جمله درختان میوه‌ی این روستا به حساب می‌آید.

دیوارتاریخی قزل‌آلانگ اثری تاریخی است که در اطراف روستا قرار دارد. در مسیر این دیوار قلعه‌ای به نام قلاجیق و یا قلعه گوگجه به دست باستان‌شناسان مورد شناسایی و کاوش قرار گرفته است.[12] کلنل ییت به آن قلعه اشاره کرده و نوشته: «دیواری از آجرهای نسبتا بزرگ در خاک مدفون است که در آن آثار و بقایای قلعه‌ای قدیمی قرار دارد که نزدیک به 90 مترمربع مساحت دارد».[13]

مراسم‌ عروسی، عیدین قربان و فطر، کمک به نیازمندان در ماه مبارک رمضان، اقامه‌ی ‌نمازتراویج در ماه مبارک رمضان، مراسم‌فارغ‌التحصیلی‌طلاب حوزه‌ی علمیه، ضیافت حج، قُوم‌یوور، اوراق‌یوور، قربان شور در رودخانه گرگان، آق‌آش/ آق‌قوین و خُودی خودی از جمله رسوم رایج در روستا شناخته می‌شوند. در صنایع دستی مردان، افرادی چون قارلی‌آقا و حاجی‌مراد در ساخت درب و پنجره‌های چوبی و صندوق چوبی مهارت داشتند. فرش‌بافی، بالاک‌دوزی، قولانگ‌دوزی، تاره‌بافی، نمد مالی و نخ ریسی صنایع دستی مرسوم بین زنان و دختران است. چکدرمه، آق‌جاآش، شوله، اون‌آشی، بولاماق، سویت‌لی‌آش، بورگ، قایش و قطاب از جمله غذاهای شناخته شده‌ی روستاست. قرانگ‌گوردیم، آششیق، چاتی، گورش، چلیک، قاچ‌ماقاجر، آراکسیر، آی‌ترک‌گون‌ترک و یوزگ باز‌ی‌های بومی در این روستاست.[14] در این روستا پرورش کرم ابریشم  انجام می‌پذیرد. کلنل ییت در کتاب خود به وجود درختان توت بسیار و پرورش کرم‌ابریشم اشاره کرده است.

روستاییان در گذشته در آلاچیق زندگی می‌کردند. آنان پس از یکجانشینی به ساخت خانه با  نی و گِل پرداختند.  سپس ساخت خانه‌های گِلی با پوشش سقف نی و پلاستیک مرسوم شد. پس از آن خانه‌های آجری با پوشش سقف حلب، ایرانیت و ایزوگام رونق یافت. امروزه از مصالح ساختمانی روز از جمله شناژبندی، میلگرد و ... استفاده می‌شود.

در کتاب فرهنگ جفرافیایی ایران آمده است:«گوکجه دهی از دهستان گوکلان در بخش‌مرکزی شهرستان گنبد قرار دارد که دارای 290 نفر سکنه بوده، شغل آنها زراعت و گله‌داری می‌باشد».[15]

آمار جمعیت روستا در سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[16]

 

سال

خانوار

جمعیت/ نفر

1335

*

212

1345

65

303

1355

157

786

1365

161

1041

1375

178

1035

1385

288

1390

1390

370

1332

1395

409

1381

 

نخستین مسجد روستا به نام حضرت ابوبکرصدیق(رض) پس از سکونت اهالی ساخته شد. پیش از ساخت مسجد، نماز در مراتع روستا بدون هر گونه حصار و یا دیواری اقامه می‌شد. بزرگان روستا خود در دوران کودکی شاهد بودند که نماز در مراتع روستا در حالی که اطراف آن را کَنده بودند، اقامه می‌شد.[17] دومین مسجد به نام مسجد حضرت‌حمزه (رض) در سال 1384ش، ساخته شد و سومین مسجد نیز به نام مسجد النبی(ص) حدود سال 1390ش، در قسمت شرقی روستا بنا شد. حوزه‌ی علمیه احمدیه در سال 1365ش، در روستا راه‌اندازی شد. نخستین دبستان روستا سال 1347ش، با حضور آموزگاری  به نام فهیم راه‌اندازی شد.  پیشتر دانش‌آموزان برای تحصیل به روستای کولی‌بایندر می‌رفتند. شرکت‌نفت (1353)، شرکت تعاونی‌روستایی (1359)، مدرسه دخترانه متوسطه اول، خانه‌ی بهداشت (1350)، مرکزبهداشت، گازرسانی (1388)، برق (1355)، تلفن، دبستان، آب لوله کشی، نانوایی و جاده‌ی آسفالت از جمله امکانات موجود در روستاست. [18]

 

 


[1]. سازمان نقشه برداری کشوری.

[2].  ارازی و تکه، (1400).

[3]. ترکمن‌ها به هر جای سرسبز گوگ یا گوگ‌لیگ می‌گویند.

[4] . ملگونف، (1376)، ص 123.

[5] . ییت، ( 1365)، ص 207.

[6]. کارکنان‌وزارت جنگ انگلستان مستقر درهندوستان، (1380) ص 905.

[7]. ارازی، (1400).

[8] . مرادپور، 27/8/1400ش.

[9]. وامبری، (1374) ص 389.

[10]. قورخانچی، (1360)، ص 60.

[11]. کارکنان‌ وزارت جنگ، (1380)، ص 909.

[12]. تکه، (1400).

[13]. ییت، (1365)، ص 208.

[14] .ارازی، مرادپور و تکه، (1400).

[15].  ستاد ارتش ایران، (1329)، ص263.

[16]. مرکز آمار ایران.

[17]. (1400).

[18].  آدینه، ارازی، مرادپور، آدینه زاده و تکه  . (1400).

 

منابع:

  • سازمان نقشه برداری کشوری، پایگاه نام‏های جغرافیایی ایران:http://gndb.ncc.org.ir/
  • ستاد ارتش ایران. (1329). فرهنگ جفرافیایی ایران (آبادیها، جلد سوم). تهران: دایره جغرافیایی ستاد ارتش.332ص.
  • فجوری، ستاربردی. (1400). گفت و گو با اردقدی ارازی و قاسم تکه (عضو سابق شورای روستا). (27/8).
  • فجوری، ستاربردی. (1400). گفت و گو با عبدالکریم آدینه‌زاده ( فرهنگی). (20/8).
  • فجوری، ستاربردی. (1400). گفت و گو با محمدامین‌آخوند آدینه، اردقدی ارازی، عبدالحکیم مرادپور، عبدالکریم آدینه زاده و قاسم تکه (عضو سابق شورای روستا). (27/8).
  • فجوری، ستاربردی. (1400).گفت و گو با آقایان اردقدی ارازی ، عبدالحکیم مرادپور و قاسم تکه (عضو سابق شورای روستا). (27/8).
  • قورخانچی، محمدعلی. (1360). نخبه سیفیه. به کوشش: منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران.153ص.
  • کارکنان‌وزارت جنگ انگلستان مستقر درهندوستان.(1380). فرهنگ جفرافیایی ایران خراسان، ترجمه و تحقیق: کاظم خادمیان. مشهد مقدس: آستان قدس‌رضوی. 1128ص.
  • مرکز آمار ایران https://www.amar.org.ir/
  • ملگونف، گریگوری. ( 1376). کرانه‌های جنوبی دریای خزر. ترجمه: امیرهوشنگ امینی. تهران: کتابسرا. ص 123.
  • وامبری، آرمینیوس. (1374). سیاحت درویش دروغین (چاپ پنجم). ترجمه: فتحعلی خواجه نوریان. تهران: علمی و فرهنگی. 557ص.
  • ییت، کلنل چارلزادوارد. ( 1365). سفرنامه خراسان و سیستان. ترجمه: قدرت‌الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری. تهران: یزدان. 461ص.

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه