باغ گلبن
باغ گلبن Golbon Bāq
روستایی واقع در دهستان استرآباد جنوبی، بخش مرکزی شهرستان گرگان، استان گلستان.
این روستا در هفت کیلومتری جنوب شرق مرکز استان گلستان و در نقطهی 13ً 48َ °36 عرض و 46ً 29َ °54 طول جغرافیایی، واقع شده است.[1]
باغ گلبن از شمال به روستای نصرآباد و از جنوب، شرق و غرب به نواحی جنگلی و ارتفاعات شمالی دشت گرگان، میرسد.
در نوشتههایی که در دسترس است، نام این روستا به صورتهای «باباگلبن»، «باباگلمن» «باغگلبین» و «باباگلمه» دیده شده است. به طور غالب، در گویش محلی و محاوره، روستا را به نام «بابا گلمه» میخوانند.
از شواهدی که میتوانیم آن را دلیلی بر دیرینگی این روستا بدانیم، وجود تپهای است که ساکنان روستا آن را به نام «گردتپه» میشناسند. این اثر طبیعی در شمال شرق روستا واقع شده و در دهم بهمن ماه 1383 به شمارهی 11279 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. حدس بر این است که کهنگی این تپه به دوران قبل از تاريخ و دورهی تاريخي بازمیگردد.[2]
قدیمیترین سندی که به نام این روستا اشاره دارد، وقفنامهای بازمانده از سال 1090ق، است. در این سند واقف در معرفی و توضیح موقوفات خود یعنی روستای نومل، از این روستا با عنوان «قریه بابا گلمن» نام برده است.[3]
ملگونف جهانگرد روس در سال 1277ق، در جریان سفر به شمال ایران «باغگلبین» را جزو روستاهای بلوک استرآباد رستاق میداند.[4]
رابینو نمایندهی دولت بریتانیا سال 1288ق، به استرآباد سفر کرد. او از «باغگلبن» به عنوان یک آبادی در بلوک استرآباد رستاق، ولایت استرآباد نام برده است.[5]
میرزا ابراهیم در گزارش سفر خود به شمال ایران بین سالهای 1276 -1277ق، «باغگلبن» را به عنوان یکی از روستاهای بلوک پنجم یعنی استرآباد رستاق به شمار میآورد.[6]
در همین سال مکنزی فرستادهی دولت انگلستان که به استرآباد آمده بود، «باغگلبن» را در فهرست روستاهای بلوک استرآباد رستاق نام میبرد.[7]
جمعیت روستا در سال 1276ق، 85 خانوار و 154 نفر بود. در این گزارش ترکیب جمعیت «باغگلبن» به این شرح ثبت شد: مرد زندار 40 نفر، زن شوهردار 42 نفر، مرد بیزن 9 نفر، زن بیشوهر 9 نفر، پسر صغیر 20 نفر، دختر کبیر 14 نفر، دختر صغیر 20 نفر.[8]
وضعیت روستا در گزارش سال 1296ق، اینگونه ثبت شده است: «باباگلمه آب مشروب از دو رشته قنات است و مالکش آقا سید نظامالدین و آقا سید علی و تعداد نفوس آن 66 نفر است»[9]
بر اساس گزارشهای به جای مانده از حسینقلی مقصودلو مربوط به سال 1290ش، قونسول (نماینده) روس قریهی «باباگلبن» را برای استراحتگاه خود برگزید. او سه دانگ روستا را که برای حاجی محمدرضای تاجر بود با مبلغ سه هزار و هشتصد تومان خرید. بعد از آن سه دانگ دیگر را از آقا سید یعقوب مجتهد خریداری نمود و به این ترتیب مالک تمام روستا شد. همچنین در این گزارشها به دیدارهای گوناگون این نمایندهی روس با افراد مختلف و تحرکات آنان در این آبادی اشاره شده است.[10]
همزمان با ساکن شدن این قونسول روس، در یک برههی زمانی وی تمامی ساکنان روستا را به بهانهی خودداری از پذیرفتن نظرش دربارهی چگونگی کار روی زمینهای کشاورزی، از روستا بیرون راند و سی خانوار مهاجر کشاورز روس را در روستا جایگزین کرد.[11]
کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که در اوایل پهلوی اول منتشر شد، این آبادی را جزو روستاهای دهستان استرآباد رستاق بخش مرکزی گرگان با 185 سکنه معرفی کرده است. مذهب اهالی تشیّع و پیشهی آنها زراعت و گلهداری بود. محصولاتی مانند برنج، غلات و لبنیات در روستا تولید میشد. قنات مهمترین منبع فراهم کنندهی آب روستا به حساب میآمد. زنان روستا به بافتن پارچههای ابریشمی و کرباس مشغول بودند.[12]
آمار جمعیت این آبادی در دورههای مختلف سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[13]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
316 |
|
1345 |
77 |
410 |
|
1355 |
84 |
553 |
|
1365 |
132 |
821 |
|
1375 |
167 |
887 |
|
1385 |
226 |
924 |
|
1390 |
276 |
972 |
|
1395 |
275 |
892 |
روستا در ناحیهای جنگلی و در پایین دست ارتفاعات جنوبی دشت گرگان قرار دارد.
در سالهای اخیر بیشتر خانههای قدیمی تخریب و با ابزارهای نوین بازسازی شدند. توسعه و گسترش روستا بیشتر از سوی شمالی جریان دارد. دلیل آن هم وجود جادهی ورودی روستا از این سمت است. باغگلبن در بین اهالی به دو بخش بالامحله (جنوب روستا) و پایین محله (شمال روستا) تقسیم میشود.
روستاییان به زبان فارسی و با گویش خاص خود سخن میگویند. مسلمان و شیعه مذهب هستند و بیشتر آنان کشاورزند و افراد کمی هم به دامداری، کار در محیطهای صنعتی و اداری مشغولند.
در زمینهای کشاورزی روستا که حدود 150 هکتار است، محصولاتی مانند گندم، پنبه و کلزا کاشته میشود. درختان هلو، آلو، انار و مرکبات به صورت اندک در روستا کاشته شده است.
قلینژاد، اسماعیلی، نوروزی، رخساری، رنجبر، مقیسی، صغیری، بلبلی و طوطی از نامهای خانوادگی رایج در روستاست .
باغگلبن از امکانات زیربنایی همچون آب آشامیدنی لوله کشی، برق، گاز، جاده آسفالت و تلفن بهرهمند است. خانهی بهداشت، دبستان و مسجد در روستا بنا شده است.
امامزادهای با نام امامزاده قاسم در روستا وجود دارد که مورد احترام اهالی و مردم روستاهای اطراف است.
وجود آب بندان طبیعی در جنوب روستا این منطقه را به تفرجگاه تبدیل کرده و اهالی این روستا و روستاهای اطراف و ساکنان شهر گرگان را برای تفریح به این منطقه میکشاند. بومیان به این منطقه «اُبِندان» (آببندان) میگویند. در سالهای کنونی جداسازی زمینهای کشاورزی روستا به ویژه زمینهایی که در دامنهی تپههای حاشیهای روستا قرار دارند، رواج زیادی یافته و در نتیجه تعداد خانه باغها رو به فزونی رفته است.
زمینهای کشاورزی، جنگلی و مراتع اطراف روستا اسامی ویژهی خود را دارند. اهالی به اراضی شمال شرقی «اسبه (سفید) سنگ»، اراضی شمال غرب «کلاغ خوسه»، اراضی جنوب شرقی «لِرخاک» و به اراضی شرقی که بیشتر دامنهی تپه هستند «بغله» میگویند. جنگلهای جنوبی روستا با نامهای «پنجمازو»، «اساتلی» و «چنار مری» شهرت دارند.[14]
[1]. سازمان نقشه برداری کشور.
[2]. اداره کل میراث فرهنگی گلستان فهرست آثار ثبت ملی.
[3]. ذبیحی و ستوده، (بی تا)، صص 355.
[4]. ملگونف،(1376)، ص 147.
[5].رابینو،(1365)، ص193.
[6]. میرزا ابراهیم، (1355)، إص55.
[7]. مکنزی، (1359). ص184.
[8]. قورخانچی، (1360)، ص116.
[9]. ذبیحی، (1363)، ص257.
[10]. مقصودلو، (1363)، صص307، 312، 313، 323، 324، 347، 350، 351، 363، 367، 368، 371، 373، 374، 375، 389.
[11]. مقصودلو، (1363)، ص 402.
[12]. فرهنگ جغرافیایی ایران، (1329)، ص 4.
[13]. مرکز آمار ایران.
[14].قلینژاد، (28/12/1400).
منابع:
- ذبیحی، مسیح، ستوده، منوچهر. (بیتا). از آستارا تا استاربار(جلد ششم). تهران: انجمن آثار ملی. 720ص.
- ذبیحی، مسیح. (1363). گرگان نامه. تهران: انتشارات بابک.
- رابینو، هـ ل. (1365). مازندران و استرآباد. (چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. 371ص.
- سازمان نقشه برداری کشور، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
- فرهنگ جغرافیایی ایران. (1329).(جلد سوم، استان دوم). تهران: دایره جغرافیایی ارتش. 332 ص.
- مرکز دانشنامهی گلستان. (1400). گفت و گو با علیرضا قلینژاد. (دهیار روستای باغ گلبن). (28/ 12).
- قورخانچی، محمدعلی. (1360). نخبه سیفیه. به کوشش: منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران. 153ص.
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی در:https://www.amar.org.ir
- مقصودلو، حسینقلی. (1363). مخابرات استرآباد.(جلد اول و دوم). به کوشش: ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت. تهران: نشر تاریخ ایران. 1010ص.
- مکنزی، چارلز فرانسیس. (1359). سفرنامه شمال. به کوشش: منصوره اتحادیه. تهران: نشر گستره. 218ص.
- ملگونف، گریگوری. (1376). کرانههای جنوبی دریای خزر. ترجمه: امیر هوشنگ امینی. تهران. کتاب سرا. 390 ص.
- میرزا ابراهیم. (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش: مسعود گلزاری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 334ص.