خرید و دانلود مقاله

اتراچال


 

اِتراچال                     Etrāčāl

 

 

روستایی در دهستان استرآباد شمالی، بخش بهاران، شهرستان گرگان، استان گلستان.

این روستا در 9 کیلومتری شمال گرگان و در موقعیت 1ً و41َ و°36 عرض 58ً و 51َ و°53 طول جغرافیایی واقع شده است. [1]

اتراچال از شمال به روستای قربان‏‌آباد شهرستان آق‏‌قلا، از جنوب به روستاهای فوجرد و آلوکلاته، از شرق به روستای سلطان‏‌آباد و علی‏‌آباد کنارشهر و از غرب به جاده‌ی گرگان_آق‌‏قلا و روستای محمدآباد منتهی می‌شود.

در گویش مردم شمال، «اِترا» (eteraa) گیاهی خودرو با ویژگی‌های درمانی و دارویی است. بر اساس گفته‌های روستاییان، این گیاه در چاله‌های بزرگی که اطراف روستا را احاطه کرده‌ بودند با تراکم بسیار زیاد می‏رویید، به این سبب این ناحیه «اتراچال» نامیده شد.[2] 

نام این روستا در چند سند، با املای «اترک‏چال» و «اتراکچال» هم ثبت شده‌ است.

 بررسی نوشته‌های بازمانده از دوره‌ی قاجار گویای این است که اتراچال در فرمان خوانین و ملّاکان طایفه‌ی قاجار بوده و بارها دست به دست و خرید و فروش شده است. برای نمونه می‌توانیم به مبایعه‌نامه‌‌ی سال 1268ق، اشاره کنیم که گوهر خانم، سهام و بهره‌ی خود را از قریه‌‌ی اتراچال به برادرش جعفرقلی می‌فروشد.[3] در سندی دیگر که از سال 1289ق، به جای مانده است، فردی با نام محمدولی، حقوق خود را از قریه‌ی اتراچال به محمدباقرآقا صلح کرد. [4]

قدیمی‏ترین اثری که از جمعیت روستا گزارش کرده، همان دفترچه‌ی بیاض خانوار و انفاس ایالت استرآباد و به جای مانده از سال 1276ق، است. در این سال «اترک‏چال» 35 خانوار و 185 نفر جمعیت داشت و ترکیب جمعیت آن عبارت بود از: مرد زن دار 35 نفر، زن شوهردار39 نفر، مرد بی‏زن 20 نفر، زن بی‏شوهر12 نفر، پسرصغیر 35 نفر، دخترکبیر 11 نفر و دختر صغیر 33 نفر.[5]

میرزا ابراهیم در گزارش سفرش به شمال ایران بین سال‏های1276-1277، این قریه را  به صورت «اتراچال» و جزو روستاهای بلوک پنجم یعنی استرآباد رستاق نوشته است.[6] 

ملگونف، جهانگرد روس، سال 1277ق، به شمال ایران سفر کرد. او «اترک‏چال» را یکی از روستاهای بلوک استرآباد رستاق خوانده است.[7] رابینو، نماینده‌ی دولت بریتانیا، سال 1288ق، از استرآباد بازدید نمود. او هم «اترک‏چال» را به عنوان یک آبادی در بلوک استرآباد رستاق معرفی می‏کند.[8]

 در کتاب نفوس استراباد که سال 1299ق، تدوین شده، «اترک‏چال» منطقه‌ای اربابی و تحت مالکیّت علیرضا خان و موسی خان آقا، به ثبت رسیده است. آب مشروب آن از چهار رشته قنات تامین می‏شد و جمعیت آن 48 نفر بود.[9]

در وقفنامه‏ای مربوط به سال 1307ق، بهرام علیخان بر پایه‌ی وصیت پدرش، آقاحاج دایی، همگی و نصف مشاع از قریه‌ی اتراچال را برای تعزیه‌ی اهل بیت(ع)، وقف کرد. [10]

در وقفنامه‌ای بر جای مانده از سال 1315ق، صاحب سلطان، دختر امامقلی قاجار، دو ثلث از سهم خود از اتراچال را برای فرزندانش وقف کرده است که در صورت انقراض نسل وی، باید منافع آن صرف عزاداری شود.[11]

در اواخر حکومت قاجار و سال‌های آغازین دولت  پهلوی اول، درگیری‌هایی بین اهالی این روستا با ترکمن‏های ساکن شمال استرآباد، گزارش شده است.[12]

 در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که گردآوری مطالب آن در اوایل پهلوی دوم انجام شده، آمده است: «این روستا در شمال باختری گرگان واقع است، دارای اقلیم معتدل مرطوب مالاریایی است و دارای 140 سکنه است و اهالی آن شیعه مازندرانی و فارسی زبان هستند و آب آن از قنات تامین می‌‏شود. مردان آن به کار زراعت و گله‌‏داری مشغولند، محصولات کشاورزی آنها برنج و غلات است، زنان آبادی پارچه‌‏های ابریشمی و کرباس می‏‌بافند.»[13]

آمار جمعیت این آبادی در سرشماری نفوس و مسکن ایران به شرح زیر است:[14]

 

سال

خانوار

جمعیت

1335

*

168

1345

52

242

1355

93

505

1365

157

859

1375

153

1001

1385

311

1245

1390

390

1377

1395

469

1555

 

این روستا تا زمان پهلوی دوم سکونتگاه فارس‏ها، ترکمن‏ها و قزاق‏ها بود. گروهی از مردم قزاق که به گرگان مهاجرت کرده بودند در این ناحیه ساکن شدند. پس از انقلاب سال 1357، قزاق‏ها از این آبادی کوچ کرده و به مناطق دیگر رفتند. بسیاری از ترکمن‏های ساکن در این روستا نیز اینجا را ترک کردند. هم اکنون چند خانوار ترکمن در این روستا، زندگی می‏کنند. در چند دهه‌ی اخیر، مردمانی از سیستان و بلوچستان در این روستا ساکن شده‌‏اند.

اهالی اتراچال، فارسی صحبت می‏‌کنند، مسلمان و شیعه مذهب هستند. ترکمن‏ها‌ی ساکن در روستا، مسلمان و حنفی مذهبند و زبان آنها، ترکمنی است.

کشاورزی، پیشه‌ی اوّل روستاییان است. در این روستا، نزدیک به 400 هکتار زمین کشاورزی وجود دارد. گل‌کلم مهمترین محصول اتراچال است به نحوی که این روستا به قطب تولید این محصول در گرگان، شناخته می‌شود. سیب زمینی، صیفی‏‌جات، باقلا، گندم و ...، نیز در این روستا به صورت محدود تولید می‌شود. درختان آلو، پرتقال، نارنگی، انار و...، با تعداد اندک، در این روستا وجود دارد.[15]

اربابی، اتراچالی، چیت‏بند، جعفرنودهی، محمدخانی و یلمه خانواده‌‌های پرجمعیّت روستا را تشکیل می‌‏دهند.[16] 

اتراچال در دشت قرار گرفته است. زمین‌های کشاورزی و مراتع اطراف روستا، با نام‌های محلّی شناخته می‌شوند. اراضی شرق روستا «تَنِ روبار»، اراضی شمال روستا «زیرنُر»،[17] اراضی شمال غرب «پنج هکتاری»، اراضی شمال شرق «ده هکتاری» و بخشی از اراضی شرق «اسکندری» نامگذاری شده‌‌اند.

‏مکان تشکیل اولیّه‌ی آبادی در قسمت کنونی مرکز روستا است. در محل خروجیِ آب دهانه (کاریز)  یک رشته قنات وجود داشت و خانه‌های روستاییان گرداگرد قنات ساخته شده بود. اهالی به این قسمت، «منبع» می‏گویند. بناهای قدیمی روستا در سال‏های اخیر بازسازی شده‏ و دیگر نشانه‌ای از آن باقی نیست. روستاییان، اتراچال را به دو بخش «بالا‏محله» در جنوب و «پایین‌‏محله» در شمال تقسیم کرده‌‌اند. ساختمانهای روستا در دو طرف خیابانی که از جنوب به شمال است، ساخته شده‌‏اند.

 در سالهای نزدیکتر، روستا از سمت شمال، شرق و غرب توسعه یافته است. خانه‏‌های جدید در دو طبقه و با مصالح روز ساخته می‌‏شوند.

در گذشته کنار مسجد روستا چند سنگ بزرگ بود که میدان عمومی و مکانی برای گردآمدن روستاییان در اوقات بیکاری به حساب می‌آمد و با عنوان مدآ «جلوی سنگ مسجد» شناخته می‌شد.

روستا از امکانات زیربنایی همچون آب آشامیدنی لوله کشی، برق، گاز، جاده‌ی آسفالت و تلفن بهره‌مند است. اتراچال تنها یک دبستان دارد و دانش‏‌آموزان روستا برای ادامه‌ی تحصیل به گرگان و یا روستاهای اطراف می‌روند. خانه‌ی بهداشت و شعبه‌ی پست بانک نیز در این روستا ساخته شده است.

مسجد شیعیان روستا به نام امام حسین(ع) و مسجد اهل سنّت با نام محمدرسول الله(ص)، نامیده می‌شوند. زینبیه و حسینیه هم در این آبادی ساخته شده است.

یک نفر از جوانان روستا در جنگ ایران و عراق به شهادت رسید. [18]

 

 

[1].سازمان نقشه برداری کشوری.

[2]. محمدخانی، (1400).

[3].ستوده، (1377)، ص 594.

[4].ستوده، (1377)، ص 128.

[5]. قورخانچی، (1360)، ص121.

[6]. میرزا ابراهیم، (1355)، ص56.

[7]. ملگونف، (1376). ص 147.

[8].رابینو، (1365)، ص193.

[9]. ذبیحی، (1363)، ص257.

[10].ستوده، (1377)، ص 569.

[11]. ستوده، (1377)، ص254.

[12]. مقصودلو، (1363)، صص49، 121، 203، 252، 363؛ (1363)، ص 670.

[13]. ستاد ارتش ایران، (1329)، ص4.

[14]. مرکز آمار ایران.

[15]. محمدخانی، (1400).

[16]. همان.

[17]. نُر: آب‏بندان.

[18]. دهیار روستا.

 

منابع:

  • رابینو، هـ ل. (1365). مازندران و استرآباد. (چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارا علمی و فرهنگی. 371ص.
  • سازمان نقشه برداری کشوری، پایگاه ملی نام‏های جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
  • ستوده، منوچهر و ذبیحی، مسیح. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد ششم). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران.722 ص.
  • ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد هفتم). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران. 704 ص.
  • ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد هشتم). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران. 720 ص.
  • فرهنگ جغرافیایی ایران. (1329). (جلد سوم، استان دوم). تهران: دایره جغرافیایی ارتش. 332 ص.
  • قورخانچی، محمد علی.(1360). نخبه سیفیه. به کوشش: منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران. 153ص.
  • مرکز دانشنامه‌ی گلستان. گفت و گو با قاسم محمدخانی (دهیار روستای اتراچال). 19 اسفند.
  • مرکز آمار ایران. درگاه ملی. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن قابل دسترسی در: https://www.amar.org.ir
  • مقصودلو، حسینقلی. (1363). مخابرات استرآباد (جلد اول و دوم). به کوشش: ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت. تهران: نشر تاریخ ایران.1010 ص.
  • ملگونف، گریگوری. (1376). کرانه‏‌های جنوبی دریای خزر. ترجمه: امیر هوشنگ امینی. تهران: کتاب سرا. 390 ص.
  • میرزا ابراهیم. (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش: مسعود گلزاری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 334 ص.


 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه